بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۹ تير ۱۳۹۲, ۰۴:۰۰ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
aram-anid آواتار ها
 
aram-anid به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +83 امتیاز     
Post معرفی و نقد رمان لالایی بیداری | aram-anid کاربر انجمن


سلام به همه ی دوستای گل و همراهای عزیزم.
انقده الان ذوق زده ام که نگو
جان خودم اصلا کتاب نمی نوشتم فکر می کردم یه چیزی گم کردم. همه وقتی یه همچین فکر، گم کردنی می کنن معمولا تعبیرش این میشه که یه عشقی و یه گل پسری و گم کردن اونوقت ما.....هیچ چیمون به آدمیزاد نرفته .

خوب خدمتتون عرض کنم که این کتاب و یه جورایی دوست دارم. شاید بهتر باشه بگم یه جورای زیادی برام مهمه. نمیدونم چه جوری از آب در بیاد واقعاً نمیدونم امما همه ی سعیم و میکنم که خوب بشه و شماها راضی.
خواستم کتاب و جدی بنویسم اما هر چی جلوتر میره این اختیار قلمه از دستم در میره تازه فهمیدم من تو ذهنم یه پا سوتی بده هستم جدی بهم نمیاد. جدی که میشم از خودم بسی ناراضی میشم
ولی خوب سعی کردم یه جورایی خیلی فرق داشته باشه تا ببینیم چی میشه.
امیدوارم که خوشتون بیاد و تک تک حس های دختر داستان و تو لحظه بگیرید.

اولش نمیدونستم چرا دارم این کتاب و مینویسم.
شاید می خواستم چند تا موقعیت و حس مختلف و نشون بدم. شایدم....

می خواستم آدم های مختلف رفتارهای مختلفی از خودشون نشون میدن. شاید این و نوشتم که تفاوتها رو ببینیم یا شایدم تشابهات و ....
شایدم می خوام اینو بنویسم که یه خاطره ای و تا ابد حفظ کنم ، که هیچ وقت از یادش نبرم. که با هر بار خوندنش و دیدنش یه لبخندی بزنم و بگم " چه روزایی بود "


خوب بگذریم من زیاد مقدمه می چینم.


خلاصه داستان:
داستان در مرود یه دختره شایدم بیشتر از یه دختر یه خانواده یا یه محله ( سیاهی لشگر زیاد داره ).
خونه ی این دختر تو طرح شهرداری برای ساخت بزرگراه قرار می گیره و در نتیجه کل محل باید اونجا رو تخلیه کنن. اما بعد این همه سال مثل یه خانواده شدن. اونقدر نزدیک که دور بودنشون از هم سخته. و این میشه که تصمیم می گیرن با پول فروش خونه یه آپارتمان 10 واحدی چند محله بالاتر بگیرن که همه بتونن با هم باشن و باز هم همسایه و داستان از این خونه شروع میشه از یه واحد خالی مونده که یه همسایه جدید واردش میشه....


رمان لالایی بیداری | aram-anid کاربر انجمن
دیگه نباید به کاربر فعال بخش تذکر داده بشه. لینک فراموش نشه.

میدونم خلاصه نویسیم افتضاحه اما شما ببخشید.
نکات:
دختر داستان نیمچه واقعیه. اما پسر داستان تماماً واقعیت داره و موضوع کلی داستان با یه ذره دستکاری میشه گفت واقعیه.
فکر کنم دیگه به این کتابهای واقعی و تخیل قاطی من عادت کردین.
از الان بگم هیچ گونه توضیحی در مورد اینکه کجاش واقعیه کی واقعیه و اینا نمیدم. مثل پشت یک دیوار سنگی نشه که هنوزم که هنوزه بچه ها میان می پرسن آرشین و کوهیار تو واقعیت چی کار کردم خدایی خسته نمیشین؟ البته این نشون توجه و علاقه اشون داره که کتاب و خوندن و اونقدر کنجکاو شدن که بیان بپرسن. جاتون خالی منم انقده ذوق می کنم که نگو
دیگه نمیدونم چی بگم. من همین جور به نوشتن ادامه میدم امیدوارم شما هم همراهیم کنین.
برای عکس جلد باید از هایدن عزیز و شیوای جونی تشکر کنم که هر دو رو حسابی کچل کردم. بوخودا شرمنده امنمیدونم چرا سر عکسا وسواس می گیرم. ببخشید
بایت اسم کتابم از سپیده جونی گل خیلی خیلی تشکر می کنم. اونم کچل کردم البته خودش با دستهای خودش موهاش و کند
خلاصه این که امیدوارم دوست داشته باشید.

ویرایش توسط aram-anid : ۱۹ تير ۱۳۹۲ در ساعت ۰۴:۰۳ بعد از ظهر
aram-anid آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
!!!H-Aram, "Coral", "Elnaz", * narges *, *Fatemeh.K*, *leopard*, *sara-m*, *shazdekhanum*, *×Matina×*, *لبخند*, .:BahaR:., .SaInA., .دلآرام., .هازال., 76faeze, @RMIN@, ana_b, Aramesh_Darya, Asal.k76, ase.mooni, bahareh-bt, behtarin_pari, dander1000atash, darian, dark fairy, Darya 78, Dellaram M, dispassionate, doubtfull, elahe76, farnam88180, Fatemeh.98, Ghelghelak, ghermez, ghs12, golnaz78, haniyeh120, hannaneh_ya66, HOMAYONN, kamand131, katy f, Khate Siah, kimia.ace, Lale7, leila banoo, Love Hell, Ma Neli, ma.fun66, maede7, mahboob98, MAMOOS, maneou, mania-h, maryam-pj, Maryam977, maryamm1990, mb_maryam, mina_75, mohi.elly, narges.ra, nasimsg27, negikomando, niayeshenasime, Nilofar65, Niloufar.65, niusha_sbr, pank girl, patrin, pegah.a, pointeh, poorya9170, R*A*Z, rain-sky73, real girl, red girl98, riitaa, risa.farhadi, s.sh, S@M@R, samira.t, SANIA-23, sar gol, saramin, sedighe1340, sharmina, shima7, sibsorkhhava, siiiiiima, sly&spy, snow girl105, SOSKET, TANIN18, Tarlan_tahami, tondar1365, V!olet, wounded, YaaaaC, Yek.gh, zara_127, zizijooon, ~sara khatoon~, ~~AlOne gIrL~~, آرا96, آرام25, آراه, الهه50, الهه7, بهمن کوتاه, تیک تاک, دختر رویایی, رابین *, رنگ آرامش, شهرزاد ن, عرفان 82, عسل جان, غزال*zelzeleee, فاطمه م.ا, فاطي91, فرانک جون, فهیمه62, مارال ر, نسترنsh, نسـرین, نــازگــل, نوشیس, نیکا83, پرهوده, پرياf, چاله, چشم قشنگ, کاماجی, کفشآی آب نبآتی, کیوان 41, یاناک, ღســـــوزانღ

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۱۹ تير ۱۳۹۲, ۰۵:۰۶ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Yek.gh آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +9 امتیاز     
پیش فرض

اول
سلام آرام جون رمانت عالیه حسابی جذم کردی ولی خواهشا رمانتو مثل همسایه من ننویس یه موضوع جدید خلق کن خوب میدونم از پسش برمیای!
موفق باشی و یه سوال دیگه: حدودا کی تموم میشه؟؟



زنـــــــدگی
تاس خـــوب آوردن نیست
با تاس بد
خوب بازی کردن است

همیشه یکی هست که هلت بده
چه نشسته باشی روی تاب...
چه ایستاده باشی لب پرتگاه...
Yek.gh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۹ تير ۱۳۹۲, ۰۵:۴۵ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
عسل جوووووووون آواتار ها
 
عسل جوووووووون به Yahoo ارسال پیام فرستادن پیام با Skype به عسل جوووووووون
پست بسیار مفید  +7 امتیاز     
پیش فرض

واااااااااااااااااااااااا ی ارام جووووووووووون باور کن من بیشتر از تو ذوق زده ام الان
دوستمون راس می گه کی تموم میشه؟؟؟؟؟





هیچ وقت ،

هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد !

امشب دلی کشیدم

شبیه نیمه ی سیبی ،

که به خاطر لرزش دستانم

در زیر آواری از رنگ ها

ناپدید ماند ....
عسل جوووووووون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۰ تير ۱۳۹۲, ۰۱:۴۷ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
V!olet آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +8 امتیاز     
پیش فرض

با عرض سلام....تبریک بابت شروع کتاب جدید....
خب راستش یه ذره قاطی کردم....میخوام یه پیشنهاد بدم....شخصیت های داستان خیلی زیاده.هی اسماشون هم میگی ادم قاطی میکنه....میخواستم خواهش کنم توی یه پست توی همین بخش نقد اسم همه ی خانواده ها با اعضاش رو بنویسی(و طبقه ی محل زندگی).....مجبور شدم برای هر بار درک این اسما هی برم این صفحه و هی اون صفحه....لطفا اگر میتونی این کار رو بکن...تا کمکم شخصیت ها برام اشنا بشه....
مرسی



دیروز با یک دسته گل سرخ به دیدنم آمده بود....

با همان نگاهی که سال ها آرزویش را داشتم و او از من دریغ میکرد.

گریه کرد و گفت که دلش برایم تنگ شده است .....و من فقط نگاهش کردم.

وقتی که رفت سنگ قبرم از اشک هایش خیس شده بود...
لالایی بیداری اسطورهآینه ای برابر آیینه ات میگذارم ماهی ها غرق نمیشوند دنیای وارونه طلا های این شهر ارزانند... عمر هیچ درختی ابدی نیستپنجمین فصل سالداغ دیدگان
V!olet آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ تير ۱۳۹۲, ۱۲:۴۶ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
آرا96 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض

سلام آرام جون!امیدوارم مشکلت هرچه زودتر حل بشه!
آرام جون میتونم خواهش کنم ساعتی که پست بذاری رو بگی؟ممنون میشم!



برای داشتن چیزی که تا بحال نداشتی،
کسی باش که تا بحال نبودی.

آرا96 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ تير ۱۳۹۲, ۱۲:۴۸ قبل از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
آرا96 آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

سلام آرام جون!امیدوارم مشکلت هرچه زودتر حل بشه!
آرام جون میتونم خواهش کنم ساعتی که پست میذاری رو بگی؟ممنون میشم!
آرا96 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ تير ۱۳۹۲, ۱۲:۵۴ قبل از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
darian آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

آخ جون باز یه رمان جدید از آرام داریم
آرام جان من که طرفدار پروپاقرص رمانت هستم مطمئنم اینم مثل بقیه رمانات حرف نداره مرسی



مثل کبریت کشیدن در باد زندگی دشوار است
من خلاف جهت آب شنا کردن را مثل یک معجزه باور دارم
آخرین دانه ی کبریت را می کشم در این باد هر چه باداباد

darian آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ تير ۱۳۹۲, ۱۲:۵۸ قبل از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
Titania1273 آواتار ها
 
Titania1273 به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض

سلام آرام جون وقتی کتابِ جدیدتو دیدم کلی ذوق در بکردم دلم برای نوشتنت تنگ شده بود.چه قد آرام دختر جدی ایه امیدوارم این کتابت هم پر از خنده و هیجان باشه.موفق باشی عزیزم



براي اصيل بودن كافي است كه دروغ نگويي ...

آغاز اصالتِ خوب همين است كه نخواهي چيزي

باشي كه نيستي.

__________________________________________________ ____


Titania1273 هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ تير ۱۳۹۲, ۰۱:۱۳ قبل از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
bahareh-bt آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام ارام عزیز و مهربون
حالت که مطمئنن خوبه و مرسی به خاطر پستات و دیگه این که خیلی خوبه که به غیبتت پایان دادی
خب هنوز به نظرم تو رمانت تو حال و هوای اشنایی و معرفی هست و فعلا نمیشه نظر داد ایشالا بیشتر که پیش رفت بعد. فقط یه چیزی خیلی تعداد اسامی زیاده ارام ولی احتمالا در ادامه باید شخصیت های مهمتر پررنگتر بشن و تعداد اسامی هم کمتر.نه؟
موفق باشی و شاد عزیزم



ﺁﺩﻡ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺮﻭﺩ ...
ﻭﻟﯽ ﻧﺮﺳﺪ ..

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﺪ ...
ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﺩﻟﯿﻠﺶ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺪ ...

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻐﺾ ﮐﻨﺪ ...
ﻭﻟﯽ ﺑﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪ ..

ﺁﺩﻡ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ
ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ...
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﺪ ...
ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻐﻞ ﮐﻨﺪ
ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﻨﺪ.
bahareh-bt آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ تير ۱۳۹۲, ۰۲:۲۸ قبل از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
آیسان22 آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام آرام جووووووووووووووووووووونی
خوشحالم از اینکه رمان مثل همیشه داره عالی پیش میره
یه جورایی فکر میکنم این رمانتو از بقیه بیشتراز دوست میدارم...احساس میکنم
آرام تو داستان یه جورایی شبیه خودمه
حالا بریم جلوتر ببینم چی میشه...
ممنون که با پست های قشنگت خوشحالمون میکنی
قلمت فوق العادست آرام جوون
دعا هم فراموشم نمیشه........
ممـــــــــــــــــــــــ ـــــنون



زندگی همین است!
هر خاطره غروبی دارد!
هر غروبی خاطره ای!
و ما جایی بین امید و انتظار...چشم میکشیم تا روزگار مان بگذرد!گاهی هم فرق نمیکند چگونه؟
فقط بگذرد...!!!
آیسان22 هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
معرفی و نقد رمان پشت یک دیوار سنگی | aram-anid کاربر انجمن aram-anid نوشته کاربران سایت 1002 دیروز ۱۰:۴۰ قبل از ظهر
معرفی و نقد رمان باورم کن | aram-anid کاربر انجمن aram-anid نوشته کاربران سایت 1248 ۲۶ فروردين ۱۳۹۳ ۱۲:۵۱ قبل از ظهر
معرفی و نقد رمان هیچکی مثل تو نبود | aram-anid کاربر انجمن aram-anid نوشته کاربران سایت 1567 ۱۴ فروردين ۱۳۹۳ ۱۲:۱۰ قبل از ظهر
رمان لالایی بیداری | aram-anid کاربر انجمن aram-anid تایپ رمان 177 ۲۳ اسفند ۱۳۹۲ ۰۹:۵۱ بعد از ظهر
فقط من... فقط تو | yalda.angel + doni.m+ aram.anid کاربران انجمن | معرفی و نقد کتاب Doni.M نوشته کاربران سایت 437 ۷ اسفند ۱۳۹۲ ۱۲:۲۰ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۱۲:۱۲ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا