تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    1388,04,17
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    1,022
    میانگین پست در روز
    0.55
    محل سکونت
    اتورپاتگان
    تشکر از کاربر
    11,008
    تشکر شده 5,615 در 854 پست

    Wink دختر آفتاب | سهیلا بامیان | معرفی و نقد کتاب

    سلام دوستای عزیزم اینم از نقد کتاب
    به نظر من که زیادی کتابی نوشته بود.
    بعد هم اصلا زمانهای فعل ها رو مشخص نکرده بود یه زمانی تو زمان حال بود یه زمانی تو گذشته سیر می کرد
    منتظر نظرات شما هستم.

    مژگان تنها فرزند خانواده منتظر بازگشت عمویش و خانواده او از یک سفر طولانی است .بالاخره این انتظار به پایان می رسد و عمو یش همراه تنها فرزندش مایکل بالاخره پا به خاک ایران می گذاند.مژگان که انتظار یک پسر هم سن و سال خود را دارد از دیدن مایکل متعجب می شود.مایکل و مژگان به دلیل اختلاف فرهنگی که دارند با هم اختلاف پیدا می کنند .ولی بعد از مدتی مایکل به او اعتراف می کند از زمانی که عکس او را دیده عاشقش بوده و به علت طلاق مادرش وابسته مژگان شده و همیشه با عکس او درد و دل کرده است.مژگان نیز به مایکل علاقه دارد .ولی به دلایلی یاز با هم اختلاف پیدا می کنند و مایکل از ایران می رود.بعد از مدتی مژگان به عقد آریان پسر همسایه در می آیدو کم کم یاد و خاطره مایکل را فراموش میکند اما مدتی بعد دست سرنوشت بازی دیگری را برای او رو می کندو آرامش او را به هم می زند.........................


    لینک:

    رمان دختر آفتاب | سهیلا بامیان

    دختر آفتاب | سهیلا بامیان (نسخه pdf)



  2. 6 کاربر از پست asma66 تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    1388,02,15
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    850
    میانگین پست در روز
    0.44
    محل سکونت
    شیراز
    تشکر از کاربر
    7,333
    تشکر شده 4,752 در 931 پست
    حالت من
    Delvapas

    پیش فرض re: نقد رمان دختر آفتاب | سهیلا بامیان

    کتاب جالبی بود ولی ادم باورش نمیشه یه ادم اندازه این دختره بتونه احمق باشه ،یه خرده هم در مورد عشق اغراق کرده بود.
    گفته بودم که اگـر بـوسه دهی توبه کنم


    و دگــر بــار از ایــن گـونـه خـطـاهـا نـکنـم


    بوسه دادی و چو برخاست لبت از لب من


    تـوبه کـردم کـه دگـر تـوبـه بـی جـا نکنـم


  4. 2 کاربر از پست بلوط تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    1388,06,01
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    نوشته ها
    141
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    دانشگاه
    تشکر از کاربر
    23
    تشکر شده 253 در 55 پست

    پیش فرض re: نقد رمان دختر آفتاب | سهیلا بامیان

    به نظر منم دختره خیلی .... بود.خانواده آریان هم همینطورانگار عهد ساسانیانه
    خیلی هم کتابی نوشته بود.....
    ولی به هر حال دست خواهر گل خودم درد نکنه که این همه زحمت کشید....
    البته اگه کمک های من نبود که حالاها این کتاب تموم نشده بود................
    نميدانم بعد از مرگم چه خواهد شد
    نمي خواهم بدانم كوزه گر از اندام بدنم چه خواهد ساخت؟!
    ولي بسيار مشتاقم از خاك گلويم سوتكي سازد،
    سوتك به دست كودكي گستاخ و بازيگوش و او يكريز و پي در پي،
    دم گرم خوشش را بر گلويم سخت يفشارد،
    و خواب خفتگان را آشفته تر سازد.
    بدين سان بشكند در من، سكوت مرگبارم را.
    دكتر علي شريعتي

  6. Top | #4

    تاریخ عضویت
    1388,08,15
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    نوشته ها
    3
    میانگین پست در روز
    0.00
    تشکر از کاربر
    0
    تشکر شده 1 در 1 پست

    پیش فرض re: نقد رمان دختر آفتاب | سهیلا بامیان

    ممنون از زحمتتون
    ولی حس خیلی بدی از دخترا بهم دست داد وقتی این داستانو خوندم انگار این آریانه باید می یومد و بعدم کنار زده می شد
    دختره هم که قلبش هتل بود.کلا یه جورایی عشقو زیر سوال برده بود.خیلی هم اغراق آمیز بود.

  7. کاربر زیر از پست molita تشکر کرده است .


  8. Top | #5

    تاریخ عضویت
    1388,02,03
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    نوشته ها
    112
    میانگین پست در روز
    0.06
    تشکر از کاربر
    11,274
    تشکر شده 406 در 67 پست

    پیش فرض re: نقد رمان دختر آفتاب | سهیلا بامیان

    من کتاب نصفه خوندم والا من پسرعموهام ایران زندگی نمی کنند هیچکدوم مثل این مایکل نمی مونند، پسره مثل بچه کوچلوها بود انگار نه انگار 25 یا 26 سالشه ، عشقشون مسخره و اغراق آمیز بود من که اعصابم همون 2 صحفه اول خورد شد ، انگار کتابه را یک بچه 12 یا 13 ساله نوشته خیلی لوس بود
    ممنون از تایپ کتاب

  9. Top | #6

    تاریخ عضویت
    1388,08,27
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    788
    میانگین پست در روز
    0.46
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    23,799
    تشکر شده 7,627 در 827 پست

    پیش فرض

    من كه رمانش رو دوست داشتم يكم عشق هايش تخيلي بود ولي ارزش خوندن رو داشت....

    قابل توجه علاقمندان اين رمان:
    ادامه ي اين رمان رو هم خانم باميان نوشتن و در حال حاضر توسط دوست خوبم "فهيم" در حال تايپه و به نظر رمان جذابي مياد البته خيلي به رمان قبلي ارتباط نداره و مربوط به بچه هاي شخصيت هاي رمان قبليه...توصيه مي كنم بخونيدش
    اسمش "رقيبان عشق"اين هم لينكش:
    http://www.forum.98ia.com/t101989.html



    زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست....هركسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پيوسته به جاست....خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد......




  10. کاربر زیر از پست daneshmand تشکر کرده است .


  11. Top | #7

    تاریخ عضویت
    1389,04,18
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    نوشته ها
    577
    میانگین پست در روز
    0.39
    محل سکونت
    somwhere around here
    تشکر از کاربر
    2,160
    تشکر شده 8,679 در 1,220 پست

    پیش فرض

    واییییی چی بگم؟ اعصاب خورد کن ترین رمانی بود که خوندم آخه یه پسری که خارج زندگی می کنه که انقدر لوس نمیشه
    آخه کی عکس یه نفر رو که تا حالا از نزدیک ندیده جلوی خودش میگیره و درد و دل میکنه . تازه خیلی الکی داستان رو کش داده بود میتونست خیلی جمع و جور تر بنویسه
    مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟
    بـگـذار سـخـت باشم و سـرد !!
    بـاران کـه بـاریــد... چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه!!!
    خـورشـیـد کـه تـابـیـد... پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!!
    اشـک کـه آمـد... دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!!
    او کـه رفـت نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت

     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



  12. Top | #8

    تاریخ عضویت
    1389,07,07
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    1,263
    میانگین پست در روز
    0.90
    محل سکونت
    پایتخت صنعتی ایران
    تشکر از کاربر
    525
    تشکر شده 3,146 در 1,342 پست

    پیش فرض

    رمان خوبی بود ولی از اول معلوم بود که اخرش با مایکل ازدواج میکنه
    در مورد اریانم خیلی ظلم شده بود
    فکرم نمیکنم که هیچ دختری بتونه این طوری از همسرش که اینقدر دوستش داشته جدا بشه
    مرگ نازنین و ازدواج ساغرم یه کم غیر واقعی میومد
    ولی ارزش یه بار خوندن رو داشت
    عشق تو
    شوخي زيبايي بود که خداوند با قلب من کرد !
    زيبا بود
    امّا
    شوخي بود !
    ... ... حالا . . .
    تو بي تقصيري !
    خداي تو هم بي تقصير است !
    من تاوان اشتباه خود را پس ميدهم . . . !
    تمام اين تنهايي
    تاوان « جدّي گرفتن آن شوخي » است

  13. Top | #9

    تاریخ عضویت
    1388,04,26
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    778
    میانگین پست در روز
    0.42
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    2,745
    تشکر شده 12,253 در 751 پست

    پیش فرض

    به نظر من خيلي مسخره بود ، خب اون مامان باباي آريان خيلي نگران سرپرستيه عروسشون هستن چرا يه دخترو بدبخت مي كننو زندگيشو به هم ميريزن؟ خب بايد خودشون مياوردن پيش خودشون جمع و جورش مي كردن و چند وقت بعدم ايشالا يه شوهر واسش پيدا ميشد ،خيلي كار مسخره اي بود خيليييييييييي ، من كه خيلي حرصم گرفت ، آخه يعني چي؟؟؟ پيشنهاد ميدن جفتشونو عقد كنه
    خيلي لوس بود
    جایی که دل باید به دریا زد همینجاست...
    ستاره (setareh_star)

  14. Top | #10

    تاریخ عضویت
    1391,03,18
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    نوشته ها
    34
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر از کاربر
    5
    تشکر شده 51 در 23 پست

    پیش فرض

    واقا که آخه کدوم پسری این کارو میکنه و کدوم دختری راحت کنار میره تا نامزدش با زن برادرش ازدواج کنه تازه تو جلد دو کتاب این دختر و پسر که تشکیل خانواده دادند با هم رفت و آمد دوستانه دارند مسخره نیست؟

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 5
    آخرین نوشته: 1392،07،23, ساعت : 07:00 بعد از ظهر
  2. پاسخ ها: 10
    آخرین نوشته: 1389،12،20, ساعت : 06:25 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •