بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > ایرانی

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۲ آبان ۱۳۸۸, ۰۳:۳۰ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
asma66 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
Wink دختر آفتاب | سهیلا بامیان | معرفی و نقد کتاب

سلام دوستای عزیزم اینم از نقد کتاب
به نظر من که زیادی کتابی نوشته بود.
بعد هم اصلا زمانهای فعل ها رو مشخص نکرده بود یه زمانی تو زمان حال بود یه زمانی تو گذشته سیر می کرد
منتظر نظرات شما هستم.

مژگان تنها فرزند خانواده منتظر بازگشت عمویش و خانواده او از یک سفر طولانی است .بالاخره این انتظار به پایان می رسد و عمو یش همراه تنها فرزندش مایکل بالاخره پا به خاک ایران می گذاند.مژگان که انتظار یک پسر هم سن و سال خود را دارد از دیدن مایکل متعجب می شود.مایکل و مژگان به دلیل اختلاف فرهنگی که دارند با هم اختلاف پیدا می کنند .ولی بعد از مدتی مایکل به او اعتراف می کند از زمانی که عکس او را دیده عاشقش بوده و به علت طلاق مادرش وابسته مژگان شده و همیشه با عکس او درد و دل کرده است.مژگان نیز به مایکل علاقه دارد .ولی به دلایلی یاز با هم اختلاف پیدا می کنند و مایکل از ایران می رود.بعد از مدتی مژگان به عقد آریان پسر همسایه در می آیدو کم کم یاد و خاطره مایکل را فراموش میکند اما مدتی بعد دست سرنوشت بازی دیگری را برای او رو می کندو آرامش او را به هم می زند.........................


لینک:

رمان دختر آفتاب | سهیلا بامیان

دختر آفتاب | سهیلا بامیان (نسخه pdf)


asma66 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۲ آبان ۱۳۸۸, ۰۴:۰۷ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
بلوط آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان دختر آفتاب | سهیلا بامیان

کتاب جالبی بود ولی ادم باورش نمیشه یه ادم اندازه این دختره بتونه احمق باشه ،یه خرده هم در مورد عشق اغراق کرده بود.



گفته بودم که اگـر بـوسه دهی توبه کنم


و دگــر بــار از ایــن گـونـه خـطـاهـا نـکنـم


بوسه دادی و چو برخاست لبت از لب من


تـوبه کـردم کـه دگـر تـوبـه بـی جـا نکنـم

بلوط آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۲ آبان ۱۳۸۸, ۰۵:۵۶ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
shima_e آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان دختر آفتاب | سهیلا بامیان

به نظر منم دختره خیلی .... بود.خانواده آریان هم همینطورانگار عهد ساسانیانه
خیلی هم کتابی نوشته بود.....
ولی به هر حال دست خواهر گل خودم درد نکنه که این همه زحمت کشید....
البته اگه کمک های من نبود که حالاها این کتاب تموم نشده بود................



نميدانم بعد از مرگم چه خواهد شد
نمي خواهم بدانم كوزه گر از اندام بدنم چه خواهد ساخت؟!
ولي بسيار مشتاقم از خاك گلويم سوتكي سازد،
سوتك به دست كودكي گستاخ و بازيگوش و او يكريز و پي در پي،
دم گرم خوشش را بر گلويم سخت يفشارد،
و خواب خفتگان را آشفته تر سازد.
بدين سان بشكند در من، سكوت مرگبارم را.
دكتر علي شريعتي
shima_e آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳ آذر ۱۳۸۸, ۰۷:۴۰ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
molita آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان دختر آفتاب | سهیلا بامیان

ممنون از زحمتتون
ولی حس خیلی بدی از دخترا بهم دست داد وقتی این داستانو خوندم انگار این آریانه باید می یومد و بعدم کنار زده می شد
دختره هم که قلبش هتل بود.کلا یه جورایی عشقو زیر سوال برده بود.خیلی هم اغراق آمیز بود.
molita آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ آذر ۱۳۸۸, ۰۷:۵۳ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
blue69 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان دختر آفتاب | سهیلا بامیان

من کتاب نصفه خوندم والا من پسرعموهام ایران زندگی نمی کنند هیچکدوم مثل این مایکل نمی مونند، پسره مثل بچه کوچلوها بود انگار نه انگار 25 یا 26 سالشه ، عشقشون مسخره و اغراق آمیز بود من که اعصابم همون 2 صحفه اول خورد شد ، انگار کتابه را یک بچه 12 یا 13 ساله نوشته خیلی لوس بود
ممنون از تایپ کتاب
blue69 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۳ آبان ۱۳۸۹, ۰۷:۵۵ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
daneshmand آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

من كه رمانش رو دوست داشتم يكم عشق هايش تخيلي بود ولي ارزش خوندن رو داشت....

قابل توجه علاقمندان اين رمان:
ادامه ي اين رمان رو هم خانم باميان نوشتن و در حال حاضر توسط دوست خوبم "فهيم" در حال تايپه و به نظر رمان جذابي مياد البته خيلي به رمان قبلي ارتباط نداره و مربوط به بچه هاي شخصيت هاي رمان قبليه...توصيه مي كنم بخونيدش
اسمش "رقيبان عشق"اين هم لينكش:
http://www.forum.98ia.com/t101989.html






زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست....هركسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست....خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد......



daneshmand آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۷ اسفند ۱۳۸۹, ۰۲:۱۹ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
.:BlooM:. آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

واییییی چی بگم؟ اعصاب خورد کن ترین رمانی بود که خوندم آخه یه پسری که خارج زندگی می کنه که انقدر لوس نمیشه
آخه کی عکس یه نفر رو که تا حالا از نزدیک ندیده جلوی خودش میگیره و درد و دل میکنه . تازه خیلی الکی داستان رو کش داده بود میتونست خیلی جمع و جور تر بنویسه



مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟
بـگـذار سـخـت باشم و سـرد !!
بـاران کـه بـاریــد... چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه!!!
خـورشـیـد کـه تـابـیـد... پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!!
اشـک کـه آمـد... دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!!
او کـه رفـت نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت

 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


.:BlooM:. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۷ اسفند ۱۳۸۹, ۰۲:۴۳ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
~NIKA~ آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

رمان خوبی بود ولی از اول معلوم بود که اخرش با مایکل ازدواج میکنه
در مورد اریانم خیلی ظلم شده بود
فکرم نمیکنم که هیچ دختری بتونه این طوری از همسرش که اینقدر دوستش داشته جدا بشه
مرگ نازنین و ازدواج ساغرم یه کم غیر واقعی میومد
ولی ارزش یه بار خوندن رو داشت



عشق تو
شوخي زيبايي بود که خداوند با قلب من کرد !
زيبا بود
امّا
شوخي بود !
... ... حالا . . .
تو بي تقصيري !
خداي تو هم بي تقصير است !
من تاوان اشتباه خود را پس ميدهم . . . !
تمام اين تنهايي
تاوان « جدّي گرفتن آن شوخي » است
~NIKA~ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ بهمن ۱۳۹۰, ۰۶:۴۳ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
Silver_Moon آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

به نظر من خيلي مسخره بود ، خب اون مامان باباي آريان خيلي نگران سرپرستيه عروسشون هستن چرا يه دخترو بدبخت مي كننو زندگيشو به هم ميريزن؟ خب بايد خودشون مياوردن پيش خودشون جمع و جورش مي كردن و چند وقت بعدم ايشالا يه شوهر واسش پيدا ميشد ،خيلي كار مسخره اي بود خيليييييييييي ، من كه خيلي حرصم گرفت ، آخه يعني چي؟؟؟ پيشنهاد ميدن جفتشونو عقد كنه
خيلي لوس بود



جایی که دل باید به دریا زد همینجاست...
ستاره (setareh_star)
Silver_Moon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۵ تير ۱۳۹۱, ۰۳:۵۰ قبل از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
شادیه آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

واقا که آخه کدوم پسری این کارو میکنه و کدوم دختری راحت کنار میره تا نامزدش با زن برادرش ازدواج کنه تازه تو جلد دو کتاب این دختر و پسر که تشکیل خانواده دادند با هم رفت و آمد دوستانه دارند مسخره نیست؟
شادیه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
آفتاب, بامیان, دختر, رمان, سهیلا, معرفی, نقد, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
شب های انتظار | سهیلا بامیان | معرفی و نقد کتاب سما60 ایرانی 5 ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ۰۷:۰۰ بعد از ظهر
رقیبان عشق | سهیلا بامیان | معرفی و نقد کتاب Mina ایرانی 10 ۲۰ اسفند ۱۳۸۹ ۰۶:۲۵ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۱۲:۲۵ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا