ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
رمان پناهم بده | shakiba.n کاربر انجمن
تور


نودهشتیا
فید آر اس اس

نظرسنجی: خواننده ی گرامی لطفا سن واقعی خود را در صورت تمایل وارد کنید:

صفحه 1 از 14 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 139
  1. Top | #1

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    926
    میانگین پست در روز
    1.24
    محل سکونت
    oxygen
    تشکر از کاربر
    6,063
    تشکر شده 53,706 در 983 پست
    اندازه فونت

    Post رمان پناهم بده | shakiba.n کاربر انجمن




    به نام تک نوازنده گیتار عشق




    سلامی دوباره به شما عزیزای دلم


    دوباره اومدم با جمله معروفم مهمون قلبای با صفاتون باشم


    "انشاالله هر جای کره خاکی که هستید لباتون خندون ... دلاتون شاد ... و قلباتون پر مهر و محبت باشه"


    برای اولین بار که شروع کردم به نوشتن خیلی ترس داشتم ... ولی کم کم با دلگرمی های وجود شما این ترس به عشق تبدیل شد ...


    حالا برای دومین بار می خوام قلم به دست بگیرم .... به عشق شما عزیزان ....


    اوایل داستان دم از ادمایی میزنم که هیچ شناختی راجبشون ندارم .... ادامایی که تو جامعه ما خیلی پر شدن ...


    و ما چه راحت درموردشون قضاوت میکنیم ....




    خب و اما داستان:


    اسم رمان: پناهم بده


    ژانر:عاشقانه ... پلیسی .... هیجانی ... اجتماعی ...


    خلاصه:


    کاش گاهی مرد بودم
    میشد تنهایی آم را به خیابان بیاورم
    سیگاری دود کنم
    و نـگـران نـگـاه هـای مـردم نـبـاشـم
    کـاش گـاهـی مـرد بـودم
    مـی شـد شـادی اَم را بـہ کـوچـه هـا بـریـزم بـا صـدای بـلـنـد بـخـنـدم٬
    و هـیـچ مـاشـیـنـی بـرای سـوار کـردنـم تـرمـز نـکـنـد




    !!!(کپی کردن کتاب حتی با ذکر منبع به هیچ عنوان جایز نیست)!!!




    و اما مقدمه :


    پناهم بده اي صداي شبانه


    پناهم بده اي غزل اي ترانه


    پناهم بده اي غم خوب اهلي


    پرم كن پر از گريه اي بي بهانه


    پرم كن ز حسي كه ديدار يك گل


    پر و بال پروانه را مي گشايد


    پرم كن پر از حال خوب چكاوك


    در آن لحظه كه دلنشين مي سرايد


    من از جنس برگم ، من از نسل باران


    پناهم بده اي سر آغاز رويش


    من از سمت عشقم من از روح هستي


    پناهم بده اي صفاي نيايش


    بيا عشق بيا عشق به ايثار از خود گذشتن پناهم بده




    شروع داستان


    2/30 /92





    توضیح:

    × روند داستان از زبون دوشخصیت اصلی هست ×

    یا حق.



    ویرایش توسط S*H*A*K*I*B*A : 1392,12,24 در ساعت ساعت : 17:21

  2. 272 کاربر از پست S*H*A*K*I*B*A تشکر کرده اند .

    !!!talkh , # MiTrA.Sa # , #لـــــــــیلا . م # , * حدیث * , *$~رازگل سرخ~$* , **Silver Star** , **سولماز** , *Mar*yam* , *N*E*G*A*R* , *NaZ@NiN.B* , *shima* , *sorme* , *yalda* , *~Faezeh~* , *~SETAREH~* , *آویژه* , *برف* , *سمیه م* , +HODA+ , +Neda+ , ...نگین... , .:!Par:. , .:haniyeh:. , .:MaedeH:. , .elina. , .nahid , .parniya. , .yasmin , 2rrin , 7toranj , Abandokht , abby7 , aFBI , AFM.ANGEL , airena , Anahel k , anahid 33 , Anahita.s , angel6672 , Angelical , arefe90 , arezoo bano , arezoo214 , arman_iran , Arta.m , aryanna , aseman_82 , atefe.t@heri , aurora15 , aygeen , azarsana , b3666 , bahar.nt , banafsheh_sh83 , baran11 , bast girl , breathe , casandan , dada1 , darya.n9690 , Defne , dey-asa , diga , diwoneye.barun , dream2 , Elen , eshton , farzaneh-a , fatemeh jooon , fatemeh2001 , fathemeh , fereshteh-92 , gandomsa , ghazal-xr75 , ghazalghazal , hadis_s , hameshebatoamto , haniyeh120 , hasti ironi , hediyeh_b , hiva-20 , hiva73 , hourad , hzohreh , icegirle , khatooonn , kiumars , L!nA , lalehjoon , legend69 , leyla71 , love_a , m0zhdeh , mahdiar , mahdiehhjz , Mahdie_hs , mahpary , mahr0kh , mahsadina , mahsamoon , mahshad.m262 , mahtab10 , mAhTa_sAsI , Mahya 84 , makhmal_66 , mamalisooti , mansi1982 , many22 , maral2942 , MARDE_TANHA , maryam joOon , maryammoayedi , masoud26 , mastaneh55 , maya 74 , mehnoosh , MINA JOOJOO , miss maryam , miss_mass , miss~lone , mohsen°18 , mona92 , my dream , n.shina , Nahid72 , nana22 , nana91 , nancy.s , narges.shiraz , narmineh , nasrin44 , nastaran1351 , nastaran86 , nazi jooon , nedai_eshgh1940 , ni yaz , niazruby , Nika61 , niloo j0on , niloofarenaz , niloufar_rose , nlp16001 , paezzi , pante a 74 , parisun64 , Patient.Stone , peg@h , pegah.a , perspolis2012 , punio , raha005 , razieh y , reza9000 , ronika_1994 , roya1365 , s?h?r , saadat2000 , sahar9012 , sahra95 , samandf , sangpare , sania555 , sara.HB , sarah.sh , scarlet25 , setayesh1363 , sevim , Shabah eshg , shatot , shima72 , shiva75 , sibsorkhhava , sisi7070 , sofi8 , soheila50 , soheilam , susan1 , syhbyt , tak.par , taksetareh.m , Titania1273 , Titanium , ti_na60 , tsunami , vala_hg , yas6662 , yasaman20 , yasamin_34 , yasna-f , zahra.gol , zahra74 , zahrataraneh , zanbagh , zeinab75 , ZeYnAb KhAnOoM , [SARA] , _ShoKoFeH_ , | Zahra.M | , ~B@H@R~ , ~ELAHE~ , ~elin~ , ~Gisoyeshab~ , ~mahdis~ , ~SAREH~ , ~~AlOne gIrL~~ , ÐOҜH] JÎG@R , آذردخت , آسایا آریایی , آسمان ابری , آسوده , آنی گل , آیسان راد , آیه* , اب و اتش , الهه50 , انابل , ایماز , بازیگوش , باسیلیسک , تابتا , تانیس , تبسم* , ثنا77 , خاله زینب , خورشیدک , خیال غزل , دختر شیطان , دختربی حوصله , دریا دلنواز , دل آرا دشت بهشت , راژانه , رودنا , ساحل 2010 , ساحلی , سانازارمان , سحربانو69 , سوداا , سپیدوسیاه , شیرین بانو , صعوه , عاطفه دلنواز , عاطفه مهرگان , عمه حمی , فتانه.پ , فهیمه62 , قاتی پاتی , ققنوس98 , م.نوری , مرزنگام , مرضیه00 , مهتاب(آناناس) , مهرآذین , مهری ماه 62 , مهسا ا , مونا** , نازی22 , نسرین... , نغمه زندگی , نغمه13 , نیــــــــروانا , نیلا... , نیلوفر98 , نیکا83 , هاتف4 , هانی سالی , واران , پرهوده , پریبانو , چشم خمار , گابریلا , ๑ Areefee ๑ , •Aphrodite•

  3. Top | #2

    همکار بازنشسته


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    11,958
    میانگین پست در روز
    8.29
    محل سکونت
    لابیرنت
    تشکر از کاربر
    51,551
    تشکر شده 231,664 در 15,752 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    با تشکر لطفا فقط اتمام کتاب را در تاپیک زیر اعلام کنید:
    آمارکتابهای در جریان سایت
    در نگارش از فونت Tahoma و سايز 2 استفاده كنيد و در بین خطوط لطفا فاصله نندازید!
    کمتـر از 20 خط در هر پست قرار ندهید و به جز متن داستان پستی ارسال نکنید.
    برداشتن مطالب از این سایت فقط با ذکر منبع و اجازه رسمی از نویسنده انجمن ، مجاز می باشد!
    برای ایجاد تاپیک نقد، قوانین بخش و این تاپیک را مطالعه بفرمایید:
    نویسنده های سایت حتما بخوانید!

    برای تهیه ی جلد رمان به این گروه مراجعه بفرمایید:
    طراحی جلد رمان کاربران سایت

    در ضمن توجه داشته باشید بین تک تک کلماتی که می نویسید حتما فاصله بندازید و یک حرف را تکرار نکنید (نادرست: بیااااااااااااااااا | درست: بیا یا بیـــــا)و به جای اون برای کشیده شدن حروف از دکمه های ترکیبی (shift+j) استفاده کنید تا متن، ناقص ارسال نشود!
    تبلیغ رمان کاربرها در پروفایل، پیام خصوصی و تاپیک ها خلاف قوانین است و در صورت مشاهده شخص خاطی اخطار دریافت می کند!
    من آدم نرفتن ام، آدم دوست موندن، یا اصلا آدم دیر رفتن ام
    خیلی دیر...
    اما وقتی برم، دیگه آدم برگشتن نیستم. آدم مثل قبل شدن نیستم. باور کن!!


    anna gavalda


  4. Top | #3

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    926
    میانگین پست در روز
    1.24
    محل سکونت
    oxygen
    تشکر از کاربر
    6,063
    تشکر شده 53,706 در 983 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    پست اول پیش کش وجودی اسمانیتون




    با صدای اکرم خانم از چرت پریدم .....



    -دخترا جمع شید ... بسه هرچی ارایش کردید ... نسرین مادر مرده انقدر اون ابروتو بالا نبر ... من که زنم حالم از قیافت بهم خورد وای به حال بقیه .... مهشید واسش درست کن ... یالا دیگه پاشید ساعت از 12 شبم گذشت ....



    در همه ی اتاقا رو باز میکرد و میگفت ... دوباره پلکای خستم رو هم چفت شدن ... صدای اکرم خانم دیگه نیومد ولی به جاش صدای هم همه ی بچه ها عصاب خورد کن بود ... از ارنج تند و تیزی که خورد تو پهلوم چشمام و با درد جمع کردم ...



    -پاشو هانیه ... ساعت از 12:30 گذشته و تو هنوز حاضر نشدی ... الان اکرم میاد این جوری ببینتت خونت حلاله ها ...



    از درد به خودم میپیچیدم ....



    -خدا خفت نکنه شیوا ... پهلوم و سوراخ کردی ...



    صدای وای گفتنش بلند شد و دستشو گذاشت رو پهلوم ....



    -وای هانیه ببخش ... اصلا یادم نبود ... درد که نداری ؟؟؟؟ ....



    اروم لای پلکام و باز کردمو به صورت پر از ارایشش نگاه کردم ... صورت برنز شدش به طلایی میزد تا قهوه ای خوش رنگ ... ابروهای نصفه و تیغ خورده ای که ادامشو با مداد قهوه ای رنگ به سمت گیج گاهش کشیده بود ... خط چشم پهن و کلفتی که پشت مژه های ریمل خوردش کشیده بود همخونیه جالبی با صورت کشیده و درازش نداشت .... رژگونه مسی رنگی که زده بود انقدر بد زده بود که همه جای صورتشو پر کرده بود .... ودر اخر رژلب نارنجی جیغی که روی لبای نازکش کشیده بود ... موهای مش شدش که به جای کرم رنگ به زردی میزد و خیلی تو ذوق میزد .... نگاهی به سر و وضع لباساش کردم ... مانتو تنگ و کوتاه لی که به زور تا روی رون پاش میمود ... شلوار لوله تفنگی قهوه ای ... ناخنای دست و پاش لاک قرمز خورده بودن ... شالشم که دیگه هیچی سرش نمیکرد سنگین تر بود ... فکر نکنم یه وجب بیشتر باشه ... همینجوری داشتم نگاهش میکردم که با بشکنی که جلوی چشمام زد به خودم اومدم ...



    -هوی ... الو ... من بهت میگم درد نداری اون وقت تو تازه یادت افتاده منو انالیز کنی ؟؟؟ ...



    دستی به پهلوم کشیدم ... دردشو یادم رفته بود ...



    -نه عزیزم درد ندارم ...



    با چشمای دریایش بهم خیره شد ....



    -قشنگ شدم ؟؟؟ ...



    چی باید میگفتم ؟؟؟ .... وقتی غم ته چشماشو میدیدم دلم خون میشد ... با زبون بی زبونی داشت ازم میپیرسید"کاسبم؟" ... و من با صدای لرزونم جواب چشمای منتظرشو دادم ...



    -اره عزیزم خیلی قشنگ شدی ....



    -پس پاشو دوسوته حاضر شو که الاناست اکرم سر برسه ... میخوای صورتتو ارایش کنم ؟؟؟ ...



    با دیدن صورت خودش وحشت کردم ...



    -نه عزیزم .... زحمتت میشه ... الان خودم حاضر میشم ...



    با صدای اکرم خانم به طرفش برگشتم ...



    -هانیه جون حاضر شدی ؟؟؟ ...



    -بله اکرم خانم ... فقط اون ...



    -میدونم بیا بگیر ... خوب شستمش ...



    از تو کیفش کلاه گیسه مشکی و براقی رو به طرفم پرت کرد که رو هوا گرفتمش ...



    -دستتون درد نکنه ...



    -برو گل دختر ... سریع بیا پایین که بریم ...



    دستمو گذاشتم رو چشمم ...



    -چشم ...



    موهای بلند و پریشونمو جمع کردم و با کش بستم .. کلاه گیسو رو موهام گذاشتم جوری که تیز تیزیای چتریش جلوی چشمای خمارومو بگیره .... روسیمو محکم گره زدم ... رژکلباسی رنگی از میون انبوه لوازم ارایش بچه ها برداشتم و کم رنگ به روی لبام کشیدم ... دلم نمیخواست بچه ها شک کنن ... به دختر تو اینه خیره شدم ... مانتوی لخت و مشکیم تا زیر زانوم بود ... شلوار لی ای که پایین پاش ریش ریش شده بود ... جوراب نخی طوسی رنگی که به کفشای کالجیم میومد ... بسم الله گفتم و راه افتادم .... وقتی به پاگرد پله رسیدم دخترایی که حدود 40 نفر میشدن و دیدم ... که به صورت دایره حلقه زده بودن دوره اکرم خانم و داشتن مثل همیشه به سخنرانی بلند بالای قبل از کسب درامدشون گوش میدادن ...



    -مراقب گشت و پلیس باشید ... اگه گرفتنتون اسمی از هم نمیبرید ... ماشینای زیر پرشیا سوار نمیشید ... چک و چونه ممنوع .... قروقمش ممنوع فقط لوندی و بس ... همتون راس ساعت 7 برمیگردید خونه ... اخ بل شد وای بل شد نداریم ... با فاصله از هم وایمیستید .... هرکدومتون دمه یه چهارراه ... اسمایی که میخونم بیاین اینجا ... گیسو و مهری و نرگس و شهره میرن خیابون الهیه ... هانیه و شیوا و نسرین و ژاله میرن چهارراه فرمانیه و ...

    تمام تشکرمو ریختم تو چشمام و تقدیم نگاه پرمحبت اکرم خانم کردم ... از صدای شیوا که زیر گوشم ویز ویز میکرد جهت نگاهمو عوض کردم ...



    -میگم کمال همنشینی باتو به من سود کردهااااااا ...



    با دست اروم کوبیدم رو سرش ...



    -دیونه ...
    ویرایش توسط S*H*A*K*I*B*A : 1393,04,24 در ساعت ساعت : 01:56
    پناهم بده نوشته shakiba.n ادامه داده میشود.
    روایتی متفاوت از نسل جدید:

  5. 358 کاربر از پست S*H*A*K*I*B*A تشکر کرده اند .

    !!!talkh , #لـــــــــیلا . م # , * حدیث * , *$~رازگل سرخ~$* , **Silver Star** , **vision** , **سولماز** , *hoda* , *houra* , *Mar*yam* , *N*E*G*A*R* , *NaZ@NiN.B* , *shima* , *sogol* , *sorme* , *yalda* , *yasi , *~aida bala~* , *~SETAREH~* , *آویژه* , *سمیه م* , +HODA+ , +Neda+ , --»ROZ!i«-- , .:!Par:. , .elina. , .nahid , .parniya. , 115-مروارید , 2rrin , 7toranj , @^!@$ , A SH , aban girl , Abandokht , abby7 , AFM.ANGEL , afroodit , airena , alien1376 , amorist , Anahel k , anahid 33 , Anahita.s , angel67 , Angelical , arefe jooon , arezoo bano , arezoo214 , arman_iran , armita1819 , arthemis , asal naz , asal_aram , asal_bumpy , asemanii , ashkannia , atefe.t@heri , atefeh_49 , atish69 , aurora15 , ayandeh1 , aygeen , aysan.tanha , azadehh , azarsana , b3666 , bahar.nt , banafsheh_sh83 , behnoosh48 , binamm , breathe , casandan , dark lady , darya.n9690 , dey-asa , diwoneye.barun , dordor , DORI JOOON , duste man , Elen , elmira.t , f@temee , fadai , fahime_kiticati , fanoos_68 , Farah123 , fariba44 , faribash , farima nili , farzaneh-a , fateme laleh , fateme. , fatemeh jooon , Fatemeh V.T , fatemeh2001 , fathemeh , fatima983 , fereshteh-92 , fereshth , galadril3 , ghazal-xr75 , ghazalghazal , goldoone22 , goli62 , golnuosh , Golsa goli , googoosh z , hadis_s , haDs77 , hameshebatoamto , hana_m , hany111 , hasti59 , hiva-20 , hiva73 , homa41 , Honey_fa , hourad , JonasRahimi , k.hial , katy f , khatooonn , kiana61 , kimi khoshgele , kiumars , leilaadel , leona , leyla71 , lili.sz75 , lilijinan , little princess , love is.. , love_a , m0zhdeh , mahdiar , mahdiehhjz , Mahdie_hs , mahsa.beyaz , mahsa.nadi , mahsadina , mahshad.m262 , mahshad05 , mahtab10 , Mahya 84 , mani1384 , mansi1982 , many22 , MARDE_TANHA , Mary.Maryam , maryam joOon , maryamsamadani , masoud26 , maya 74 , medoza , mehrn00sh , meloda , michka_61 , micle , MINA JOOJOO , mina68 , miss maryam , miss_mass , miss~lone , Momali , mona92 , monos , msho , my dream , mzbanoo1379 , n.shina , Nahid72 , nana22 , nancy.s , narciss , narges.shiraz , nasrin44 , nastaran1351 , nastaran86 , nayra , nazisaki , nazi_gf2010 , ned67 , nedai_eshgh1940 , neg neg , niazruby , nilofar abi , niloo j0on , niloofarafoolin , niloofarenaz , Niloofarmt , niloufar_rose , nina86 , nino_tamar , nmari , Omitris , p@ntea , parei , parisa mah , parisun64 , pariش , pati'a , Patient.Stone , peg@h , perspolis2012 , peymaneh , punio , pure13 , rahaa_m , ramanava , Randy Or , razieh y , Real*Love , reza9000 , romina jun , roya1365 , Rroshi , s.d.yeganeh , s?h?r , saadat2000 , Saeideh_82 , saghi_ghm , sahelii , samandf , samir , Sana gholipour , sana4 , sanni , sara.HB , sara2876 , sarah1 , sarax , sareh_snowdrop , sayeh66 , sepide23 , Sepideh.ET , setayesh1363 , shadab1987 , shadi 936 , shahtut , shamim.mj , shatot , shf_aboops , shida.m , shimaaaaa , sibsorkhhava , simaaaaa , sofi8 , soheila1984 , soheilam , syhbyt , tak.par , taksetareh.m , tandissssss , tannazf , taranomeabshar , Tawny girl , tgilani2012 , Titania1273 , ti_na60 , vala_hg , violet_mahtab , yalda1354 , yas6662 , yasaman20 , yasamin_34 , yasesabs , yashkin , Zahra Mokhtari , zahra74 , zanbagh , zeinab75 , ziiiziii13 , zooohreh , [SARA] , _ShoKoFeH_ , ~ELAHE~ , ~elin~ , ~Gisoyeshab~ , ~mahdis~ , ~SAREH~ , آذردخت , آرزو-دانايي , آسایا آریایی , آسمان ابری , آسوده , آیسان راد , اب و اتش , اقاقی , الهه50 , انابل , ELI , ایلکای2 , ایماز , با نمک , بازیگوش , برادپیت , بهار گل , تبسم* , تنهای پردرد , ثنا77 , جودی ابوت شیطون , خورشیدک , خیال غزل , دوست داشتني , رزصورتی , روشانا , زوها , ساحل 2010 , ساحلی , سالومهو , سانازارمان , ستاره76 , سوگلی72 , سپیدوسیاه , سکوت من , شاپرک13 , شیرین بانو , شیوا , طناز-ناناز , عاطفه دلنواز , عاطفه مهرگان , عمه حمی , فتانه.پ , فــــــــــروغ , قاتی پاتی , ققنوس98 , لیلا 72 , م.نوری , ماه پنهان , ماهی گلی , ماهین56 , مرزنگام , مرضیه00 , مهتاب(آناناس) , مهسا ا , مهسان9093 , مهستی , نازی22 , نسرین... , نگین79 , نیــــــــروانا , نیلا... , نیلوفر98 , نیکا83 , هانی سالی , هنانه , واران , پارمیس خانوم , پریبانو , پونام , چشم خمار , چشمک ستاره , ژوبی , کیمیای سعادت , یلدا تقی زاده , ♫♥SaRa♥♫ , ✖Dark♥AngeL✖

  6. Top | #4

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    926
    میانگین پست در روز
    1.24
    محل سکونت
    oxygen
    تشکر از کاربر
    6,063
    تشکر شده 53,706 در 983 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    پست دوم






    از تا کسی پیاده شدیم تا شیوا بره حساب کنه ... یه یک ساعتی بود که تو راه بودیم ... دیگه درد پهلوهام امونم و بردیده بودن ... از ماشینایی که از کنارمون رد میشدن و بوق میزدن حالت تهوع بهم دست میداد .... ولی این یه اجبار بود .... برای زندگی کردن و برای زنده موندن این تنها راه بود .... شیوا دستم و گرفت ...



    -خب بچه ها منو هانیه میریم چهارراه سمت چپ ... شماهام هر کدوم بین دوتا چهارراه بعدی تقسیم بشید ... ما رفتیم ....



    وقتی رسیدیم به چهارراه مورد نظر شیوا برگشت طرفم ...



    -خب هانیه خانم این جا دیگه راهمون از هم جدا میشه ... برو اون طرف خیابون که خلوت تره وایسا ... بعد تو منم .... یادت باشه فقط تیغ میزنیا... اگر احیانا احساس خطر کردی در ماشینو باز کن .... باشه ؟؟؟ ....



    صورتشو بوسیدم ...



    -باشه عزیزم .... خیلی ازت ممنونم شیوا ... نمیدونم چطور جبران کنم ....



    -هیس ... همین که سالم بودی و سالم بمونی جبران کردی ... برو ببینم چه ماشینی سوار میشی ....



    قدم اول و برداشته بودم که صدام کرد ....



    -وایسا هانیه ....



    با دست موهای کنار رفته از صورتم و ریخت جلوی چشمام ... چشمام اذیت میشدن ولی باید تحمل میکردم ...



    -این چشما تو بزار این زیر بمونه ... یه وقت موها رو کنارنزنیا ...



    -چشم مامان بزرگ ...



    -برو خدا پشت و پناهت ...



    اولین ماشینی که جلوی پام ترمز کرد یه مزدا 3 سفید رنگ بود ... از قیافه طرف معلوم بود تازه کاره ... بهش میخورد که کم بیست سالو داشته باشه .... نگاهی به شیوا کردم ....وقتی با سر تایید کرد سوار شدم ....



    -به به ... احوال خانم خوشگله ... افتخار اشنایی با کیو دارم؟؟؟ ...



    از لحن حرف زدنش نصف گوشتای بدنم اب شد ...



    -مرسده هستم .... و شما ؟؟؟ ...



    هی دستای لوسشو تکون میداد ....



    -وای چه اسمه قشنگی ... من بیژنم عزیزم ... چند سالته جیگر؟؟؟ ....



    اَی ... شدیدا احتیاج به یه کیسه فریزر داشتم ...



    -25 ... وشما ؟؟؟ ...



    -چه جالب ملوسکم ... هم سنیم ....



    ماشینشو جلوی رستوران به نامی پارک کرد ... سویچ و کیف پولشو از کنسول برداشت و راه افتاد ... در سمتمو باز کرد ... پیاده شدم .. دزدگیرو زد و به طرفم برگشت ...



    -با یه شام رویایی چطوری عشقم ؟؟؟ ....



    چشمکی بهش زدم ...



    -پایتم ....



    -ایول داری خانوم خانوما ...



    صندلیو برام بیرون کشید تا بنشینم ... تو این شلوغی فقط همین یه دونه میز اونم بعد از 10 دقیقه خالی شد ... به دختر و پسرایی که با قیافه های عجیب غریب لاو میترکوندن خیره شدم ... همینجوری داشتم دور و بر و نگاه میکردم که با صدای مسخرش به خودم اومدم ... همه رو برق میگیره ما رو چراغ نفتی ...



    -چی میخوری عروسکم ؟؟؟....



    -هرچی خودت میخوری....



    -باشه جیگرم ... دوسوته پیشتم ...



    تو دلم گفتم میخوام صدسال سیاه نباشی که ... چشمم خورد به سویچ و کیف پولش ... یادش رفت ببره ... خوبی این رستوران این بود که میزش پشت دیوار بود ... اروم سویچ و کیفشو برداشتم و رفتم سمت خروجی ... تند میدوییدم ... دستمو گرفتم به پهلوم ... سریع در ماشینشو باز کردم .. چندتا تراول تو کنسول ماشین بود که برداشتم ... در داشپورتو باز کردم ... چندتا دسته اسکناس هزار تومنی بود ... کیف پولشم خالی کردم و دویدم .... از نفس افتاده بودم ... نمیدونم چندتا کوچه رو دویدم .. کلاه گیسم و دراوردم .. گره روسریمو و محکم بستم تا گلو گردنم معلوم نباشه .... دستی به مانتوی بلندم کشیدم ... نفسم و چند بار با فوت بیرون فرستادم ... درد داشتم ... نفس زنون دستم و برای تاکسی سبز رنگی تکون دادم ...



    -دربست ...



    وقتی اکرم خانم در خونه رو باز کرد خودمو انداختم تو بغلش ... از درد نفسم بریده بریده بود ...



    -یا فاطمه زهرا ... هانیه جان کلیه هاته ؟؟؟ ...



    با سر تکون دادم که یعنی اره ... زیر بغلمو گرفت و کشون کشون بردتم تو خونه ... چند دقیقه ای از خوردن داروهام میگذشت ... کم کم حالم بهتر میشد .. نیم نگاهی به اکر خانم کردم که داشت پولارو میشمرد ...



    -امشب ترکوندی هانیه خانم ... نه خوشم اومد ... به این میگن یه دختر زرنگ ...



    -خسته شدم اکرخانم ... این کابوس کی تموم میشه ؟؟؟ ...



    سرشو به سمت اسمون بلند کرد و زمزمه گونه گفت:...



    -توکل کن به خدا ... ایشاالله همه چی درست میشه ...



    نگاهمو به اسمون شب و تاریک دوختم ... "خدایا خسته شدم ... خسته از خوردن نون حروم ... خسته از تظاهر کردن ... خدایا به پاکی و نجابتم که برام حفظ کردی قسمت میدم که کمکم کنی ... کمکم کن تا از این منجلاب بیام بیرون ... از این زندگی خفت بار ... دستم و بگیر خدا"...
    ویرایش توسط S*H*A*K*I*B*A : 1393,04,24 در ساعت ساعت : 02:02

  7. 351 کاربر از پست S*H*A*K*I*B*A تشکر کرده اند .

    #لـــــــــیلا . م # , * حدیث * , * خستهـ ترینـ * , *$~رازگل سرخ~$* , **Silver Star** , **سولماز** , *hoda* , *houra* , *Mar*yam* , *N*E*G*A*R* , *NaZ@NiN.B* , *shima* , *sorme* , *yasi , *~aida bala~* , *~SETAREH~* , *آویژه* , *سمیه م* , +HODA+ , +Neda+ , --»ROZ!i«-- , .elina. , .nahid , .parniya. , 115-مروارید , 2rrin , 7toranj , aban girl , Abandokht , abby7 , aflak , AFM.ANGEL , afroodit , airena , amirhosseinac , amorist , Anahel k , anahid 33 , Anahita.s , angel04 , angel67 , Angelical , arefe jooon , arezoo bano , arezoo214 , arman_iran , armita1819 , arthemis , asal naz , asal_aram , asal_bumpy , asemanii , ashkannia , atefe.t@heri , atefeh_49 , atish69 , aurora15 , ayandeh1 , aygeen , azadehh , azarsana , b3666 , bahar.nt , banafsheh_sh83 , behnoosh48 , binamm , breathe , casandan , dark lady , darya.n9690 , Defne , diwoneye.barun , dordor , DORI JOOON , duste man , Elen , elmira.t , f@temee , fanoos_68 , Farah123 , fariba44 , faribash , farima nili , farzaneh-a , fateme laleh , fateme. , fatemeh jooon , Fatemeh V.T , fatemeh2001 , fathemeh , fatima983 , fereshteh-92 , fereshth , fk-osh-d , galadril3 , gandomsa , ghazal-xr75 , ghazalghazal , goldoone22 , goli62 , golnuosh , googoosh z , hadis_s , haDs77 , hameshebatoamto , hana_m , hany111 , hasti59 , hiva-20 , hiva73 , homa41 , Honey_fa , hourad , JonasRahimi , k.hial , Khate Siah , khatooonn , kimi khoshgele , kiumars , lalehjoon , leilaadel , leona , leyla71 , lili.sz75 , lilijinan , little princess , love is.. , love_a , m0zhdeh , mahana1 , mahdiar , mahdiehhjz , Mahdie_hs , mahla.r , mahsa.beyaz , mahsa.nadi , mahsadina , mahshad.m262 , mahshad05 , mahtab10 , Mahya 84 , mani1384 , mansi1982 , many22 , MARDE_TANHA , Mary.Maryam , maryam joOon , masoud26 , maya 74 , medoza , mehrn00sh , meloda , michka_61 , micle , MINA JOOJOO , mina68 , miss maryam , miss_mass , miss~lone , mona92 , monos , msho , my dream , mzbanoo1379 , n.shina , Nahid72 , nana22 , nancy.s , narciss , narges.shiraz , nasrin44 , nastaran1351 , nastaran86 , nayra , nazisaki , nazi_gf2010 , nazlili , ned67 , nedai_eshgh1940 , neg neg , niazruby , nilofar abi , niloofarenaz , Niloofarmt , niloufar_rose , nina86 , nino_tamar , nmari , Omitris , p@ntea , parei , parisa mah , parisun64 , pariش , pati'a , Patient.Stone , peg@h , perspolis2012 , peymaneh , punio , pure13 , raha moozy , rahaa_m , ramanava , Randy Or , razieh y , Real*Love , reza9000 , romina jun , roya1365 , s.d.yeganeh , s?h?r , saadat2000 , Saeideh_82 , saghi_ghm , sahelii , sahra95 , samandf , samir , Sana gholipour , sana4 , sanaz_ , sangpare , sanni , sara2876 , sarah1 , sarax , sarma1010 , sayeh66 , sedo , Sepideh.ET , setayesh1363 , sete , shadab1987 , shakiba.kh14 , shamim.mj , shatot , shf_aboops , shida.m , shima72 , shimaaaaa , shiva arya , sibsorkhhava , simaaaaa , simindokht , sofi8 , sogol21 , soheila1984 , soheilam , syhbyt , Sαrα , tak.par , taksetareh.m , tandissssss , taranomeabshar , tgilani2012 , Titania1273 , ti_na60 , vala_hg , violet_mahtab , yas6662 , yasaman20 , yasesabs , yashkin , Zahra Mokhtari , zahra74 , zahrataraneh , zanbagh , zeinab75 , ziglernata , zooohreh , _ShoKoFeH_ , ~ELAHE~ , ~elin~ , ~mahdis~ , ~SAREH~ , آذردخت , آرزو-دانايي , آسایا آریایی , آسمان ابری , آسوده , آمستريدا , آیسان راد , اب و اتش , افتاب پنهان , اقاقی , الهه50 , انابل , ELI , ایلکای2 , ایماز , با نمک , بازیگوش , برادپیت , بهار گل , تبسم* , تنهای پردرد , جودی ابوت شیطون , حاج خانوم , خیال غزل , دوست داشتني , رزصورتی , زوها , ساحل 2010 , ساناز20 , سانازارمان , سپیدوسیاه , سکوت من , شاپرک13 , شهرزاد ن , شیرین بانو , شیوا , طناز-ناناز , عاطفه دلنواز , عاطفه مهرگان , عمه حمی , فــــــــــروغ , قاتی پاتی , ققنوس98 , لمیس20 , لیلا 72 , م.نوری , مادرم , ماهین56 , مرزنگام , مرضیه00 , مهتاب(آناناس) , مهسا ا , مهسان9093 , مهستی , نازی22 , نسرین... , نگین79 , نیــــــــروانا , نیلا... , نیلوفر98 , نیکا83 , هانی سالی , هنانه , واران , پارمیس خانوم , پریبانو , پریسا71 , پونام , چشم خمار , چشمک ستاره , ژوبی , کاساندا , کیمیای سعادت , یلدا تقی زاده , ♫♥SaRa♥♫

  8. Top | #5

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    926
    میانگین پست در روز
    1.24
    محل سکونت
    oxygen
    تشکر از کاربر
    6,063
    تشکر شده 53,706 در 983 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    ای تو کعبه را نگین، یا امیر المؤمنین

    ای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین

    کن نظر از روی لطف، به تمام پدران

    روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان


    ولادت حضرت علی(ع) مبارک










    محکم به دستای اکرم خانم چنگ زدم ... لب پایینم بین دندونام اسیر بود ... بوی خون تو دهنم حالمو بدتر میکرد ...



    -ای .. اکرم خانم کی میرسیم ؟؟؟ ...



    دستمو محکم گرفت و فشار داد ...



    -یکم دیگه تحمل کن گلم ... اقا تورو خدا تند تر برو بچم از حال رفت ...



    دستام پهلوهام و تو چنگ گرفتن ... قطره های درشت عرق از بین موهام می افتادن رو پیشونیم ...



    -بفرما خانم رسیدیم ...



    نگاهم رو اسم بیمارستان ثابت موند"بیمارستان مبین" ... با کمک اکرم خانم از ماشین پیاده شدم ... از درد حتی یه گام دیگه م نمیتونستم بردارم ... رو سکوی گلکاری شده بیمارستان نشوندتم ...



    -هانیه جان این جا بشین تا برم برات ویلچری چیزی پیدا کنم ...



    سرمو تکون دادم ... صدای نفس نفسی که میزدم تو گوشم میپیچید ... چند دقیقه بعد من بودمو ویلچری که به دستای اکرم خانم هدایت میشد به اتاق دیالیز ... از تمام دردام فقط ناله هامو یادم مونده .. انقدر درد کشیدم که از ضعف بیهوش شدم ... چند دقیقه با ارامش خوابیدن شده بود ارزوم ... وقتی چشمامو باز کردم نگاهم به سقف سفید رنگ بیمارستان خیره موند .. سرمو چرخوندم ... نگاهم به اکرم خانم افتاد که پشت پنجره بود ... تو تخت جا به جا شدم .. برگشت سمتم ...



    -بیدار شدی دخترگل ...



    لبخند محوی کنج لبم نشست ...



    -ببخشید شمارم انداختم تو زحمت ...



    با قدمایی اروم به طرفم اومد ... دستمو به دستش گرفت ...



    -دفعه اخرت باشه این حرفمو میزنا ...



    قطره اشکی سرگردان از گوشه چشمم چکید .. با نوک انگشت قطره اشکو گرفت ... تقه ای به در خورد ... سر هردومون برگشت سمت در ... خانم دکتر بود ... با لبخند نگاهمون کرد .. با سر به اکرم خانم اشاره کرد ...



    -خانم موسوی میشه خواهش کنم چند لحظه تشریف بیارید اتاق من ...



    اکرم خانم دستمو فشرد ...



    -بله حتما ...



    وقتی رفتن ، حس نگرانی تمام وجودمو دربرگرفت ... با نگاه نگرانم بدرقشون کردم ... نگاهی به لباسام که روی راحتی بیمارستان بود کردم ... اروم سوزن سرمو از دستم بیرون کشیدم ... سوخت ولی بیتوجه بهش به سمت لباسام رفتم ... تو راه رو بیمارستان اهسته قدم برمیداشتم ... باید میرفتم اتاق دکتر ... پرسون پرسون اتاق و پیدا کردم ... میدونم کارم درست نبود ولی ... گوشم و چسبوندم به در اتاق ... داشتن راجب من حرف میزدن ... بدون فکر در زدم و در و باز کردم ... نگاهی به چهره متعجبشونکردم ... سرمو انداختم پایین ...



    -معذرت میخوام ... ولی شما دارید راجبه بیماری من حرف میزنید .. پس .. به منم مربوط میشه ... اجازه میدید بیام داخل ؟؟؟ ...



    دکتر با سر اشاره کرد ...



    -بیا تو عزیزم ....



    نگاه خیرشو بهم دوخت ...



    -ببین دخترم یه بار دیگه همه ی اون چیزایی که به خانم موسوی ام گفتمو برات میگم ... دیگه به سنی رسیدی که درک کنی ... یکی از بیماریایی که خیلی از افراد باهاش دستو پنجه نرم میکنن "بیماری کلویه" هست ... افراد از زمان بروز این بیماری باید به طور مرتب تحت درمان باشن ... و زمانی که دیگه هیچ دارویی جوابگوی درداشون نباشه ... پیوند کلیه تنها راه باقی مونده برای ادامه حیات این بیماران هست ...



    با ناراحتی سرمو پایی انداختم و انگشتامو به بازی گرفتم ...



    -خداروشکر وضعیت تو جوری بود که خیلی زود فهمیدی و تحت درمان قرار گرفتی ... الان تقریبا نزدیک به یک ساله که دارو میخوری ولی ...



    با چشمای اشکیم بهش خیره شدم ...



    -ولی دارو دیگه جوابگوی دردات نیست ... الان اون زمانیه که بهت گفتم .. پیوند کلیه ....



    نگاهی به اکرم خانم کردم ... حسابی تو خودش بود ...



    -از الان به بعد خیلی باید مراقب فشارخون و متعادل نگه داشتن وزن بدنت باشی ... پرهیز از غذاهای پرچرب و پر نمک ... طول درمان این مرحله از بیماریت خیلی سخت تر شده ... به خانم موسوی تمام این نکات رو گفتم ... خیلی باید مراقب خودت باشی ....



    بعد از این که از بیمارستان خارج شدیم تمام حرفای دکتر مث یه پتک محکم میخورد به سرم ... از حال و روز اکرم خانم معلوم بود حال نداره ... طبق معمول سرکوچه که رسیدیم یک کیلو گوجه و خیار با یه شونه تختم مرغ از حسن بقال خریدیم ... وقتی وارد حیاط شدیم از هم همه ی داخل خونه حیرت کردیم ... اکرم خانم چادرشو از سرش برداشت ....



    -باز اینا چشون شده مث سگ و گربه به هم پریدن ؟؟؟ ....



    طبق معمول دعوا سر لوازم ارایش بود ... اروم از کنارشون رد شدمو به سمت پله ها رفتم ... چند دقیقه بعد با دادی که اکرم خانم زد همه ساکت شدن ... رو تخت دراز کشیدم ... هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که هیکل شیوا تو درگاهی در پدیدار شد ... کنار تخت زانو زد و دستمو تو دستاش گرفت ... دستم خیس شد ... تو اون تاریکی تنها چیزی که میدیدم برق قطره های اشکش بود که دونه دونه میشستن رو دستم ....



    -نگران نباش هانیه ... همیشه در رو یه پاشنه نمیچرخه .. مام خدایی داریم ... شده باشه هروز و هرشب کارکنم پول کلیه تو جور میکنم .. بیشتر تیغشون میزنم ولی نمیزارم دیگه درد بکشی ...


    بوسه ای به دستم زد ...



    -مطمئن باش خواهری ...



    وقتی رفت تنها صدای اروم گریم بود که سکوت نحس اتاقو میشکست ...
    ویرایش توسط S*H*A*K*I*B*A : 1393,04,24 در ساعت ساعت : 02:08

  9. 325 کاربر از پست S*H*A*K*I*B*A تشکر کرده اند .

    * حدیث * , * خستهـ ترینـ * , *$~رازگل سرخ~$* , **Silver Star** , **سولماز** , *hoda* , *Mar*yam* , *N*E*G*A*R* , *NaZ@NiN.B* , *shima* , *sorme* , *yasi , *~aida bala~* , *~SETAREH~* , *آویژه* , *سمیه م* , +HODA+ , +Neda+ , --»ROZ!i«-- , .elina. , .nahid , .parniya. , 2rrin , 7toranj , aban girl , Abandokht , abby7 , aflak , AFM.ANGEL , airena , amirhosseinac , amorist , Anahel k , anahid 33 , Anahita.s , angel04 , angel67 , Angelical , arefe jooon , arezoo bano , arezoo214 , arman_iran , armita1819 , asal naz , asal_aram , asal_bumpy , asemanii , ashkannia , atefe.t@heri , atefeh_49 , atish69 , aurora15 , aygeen , aysel482 , azadehh , azarsana , b3666 , bahar.nt , banafsheh_sh83 , behnoosh48 , binamm , breathe , casandan , dark lady , darya.n9690 , Defne , diwoneye.barun , dordor , DORI JOOON , duste man , Elen , elmira.t , f@temee , fanoos_68 , Farah123 , fariba44 , faribash , farima nili , farzaneh-a , fateme laleh , fateme. , fatemeh jooon , Fatemeh V.T , fatemeh2001 , fathemeh , fatima983 , fereshteh-92 , galadril3 , ghazal-xr75 , ghazalghazal , goldoone22 , goli62 , golnuosh , Golsa goli , googoosh z , hadis_s , haDs77 , hameshebatoamto , hana_m , hany111 , hasti59 , hiva-20 , hiva73 , homa41 , Honey_fa , hooloo41 , hourad , inas71 , JonasRahimi , k.hial , katy_kiani , Khate Siah , khatooonn , kimi khoshgele , kiumars , leilaadel , leona , leyla71 , lili.sz75 , lilijinan , love_a , m0zhdeh , mahdiehhjz , Mahdie_hs , mahla.r , mahsadina , mahshad.m262 , mahshad05 , mahtab10 , Mahya 84 , mani1384 , mansi1982 , MARDE_TANHA , marjan.p , maryam joOon , masoud26 , mastaneh55 , maya 74 , medoza , mehrn00sh , michka_61 , micle , MINA JOOJOO , mina68 , miss maryam , miss_mass , miss~lone , mona92 , my dream , mzbanoo1379 , n.shina , Nahid72 , nana22 , nanazkhanoom , Nana_m0rena2006 , nancy.s , narciss , narges.shiraz , narsis73 , nasrin44 , nastaran1351 , nastaran86 , nayra , nazisaki , nazi_gf2010 , nazlili , ned67 , nedai_eshgh1940 , neg neg , negar.n1000 , niazruby , nilofar abi , niloofarenaz , Niloofarmt , niloufar_rose , nina86 , nino_tamar , nmari , Omitris , p@ntea , parei , parisun64 , pariش , pati'a , Patient.Stone , peg@h , perspolis2012 , peymaneh , punio , pure13 , raha moozy , rahaa_m , ramanava , razieh y , Real*Love , romina jun , ronika_1994 , roya1365 , s?h?r , saadat2000 , saba love , saghi_ghm , saharsisi , sahelii , samandf , samir , Sana gholipour , sana22 , sana4 , sangpare , sanni , sara2876 , sarah1 , sarax , sayeh66 , sedo , Sepideh.ET , setayesh1363 , shamim.mj , shatot , shf_aboops , shida.m , shimaaaaa , sibsorkhhava , simaaaaa , simindokht , skyasal , sofi8 , sogol21 , soheila1984 , soheilam , syhbyt , Sαrα , tak.par , taksetareh.m , tandissssss , tannazf , taranomeabshar , tgilani2012 , Titania1273 , ti_na60 , vala_hg , violet_mahtab , yas6662 , yasaman20 , yasesabs , yashkin , Zahra Mokhtari , zahra74 , zanbagh , zeinab75 , ziglernata , zooohreh , [SARA] , ~ELAHE~ , ~elin~ , ~mahdis~ , ~SAREH~ , آذردخت , آرزو-دانايي , آسایا آریایی , آسمان ابری , آسوده , آمستريدا , آهو خانم , اب و اتش , افتاب پنهان , اقاقی , الهه50 , انابل , ایلکای2 , ایماز , بازیگوش , برادپیت , بهار گل , تبسم* , تنهای پردرد , حاج خانوم , خیال غزل , دوست داشتني , رزصورتی , زوها , ساحل 2010 , سانازارمان , سسسی , سپیدوسیاه , سکوت من , شاپرک13 , شهرزاد ن , شیرین بانو , شیوا , طناز-ناناز , عاطفه دلنواز , عاطفه مهرگان , عمه حمی , فتانه.پ , قاتی پاتی , ققنوس98 , لمیس20 , لیلا 72 , م.نوری , ماهین56 , مرزنگام , مرضیه00 , مهتاب(آناناس) , مهسا ا , مهستی , نازی22 , نگین79 , نیــــــــروانا , نیلا... , نیکا83 , هانی سالی , هنانه , واران , پارمیس خانوم , پریبانو , پونام , چشم خمار , چشمک ستاره , ژوبی , کاساندا , کیمیای سعادت , یلدا تقی زاده , ♫♥SaRa♥♫

  10. Top | #6

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    926
    میانگین پست در روز
    1.24
    محل سکونت
    oxygen
    تشکر از کاربر
    6,063
    تشکر شده 53,706 در 983 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلان عزیزای دلم ....
    اینم پست چهارم پناه ...
    بچه ها امتحانای دانشگاهی شروع شده و نمیدونم پست بعدی چه لیلای قلبم و چه پناهم بده رو کی بزارم ...
    ایشالا از بیستم هرشب پست داریم .... ولی تو این دو هفته نمیدونم کی بتونم پست بزارم ...





    نمیدونم چقدر از شب گذشته بود ... از صدای هم همه ی بچه ها بیدار شدم ... نور زرد رنگ چراغ چشمامو اذیت میکرد ... چشمامو جمع کردم و به همشون نگاه کردم ... هر کسی کار خودشو میکرد ... ارایش غلیظ ... پوشیدن لباسای بندی ... خواستم از جام بلند شم که دستی روی قفسه سینم نشست ... برگشتم و به صاحب دست نگاه کردم ... شیوا بود ...



    -بخواب هانیه ...



    -منم میخوام بیام ...



    اخم غلیظی بین ابروهاش انداخت ...



    -لازم نکرده گلم ... تو فقط استراحت کن ...



    -ولی شیوا این طوری نمیشه ... شماها برید اون قت من استراحت کنم ...



    -نترس ... ایشالا حالت که توپ شد باهم میریم میترکونیم ...



    چشمکی زد ...



    -ولی حلا حالاها نه ...



    دوباره دراز کشیدم ... خودش پتورو کشید روم ... دستی به گونم کشید .. همشون رفتن وو موقعی که خواست در و ببنده صداش کردم ...



    -شیوا ؟؟؟ ...



    -جانم هانیه ؟؟؟ ...



    مکثی کردم ...



    -قول بده مراقب خودت باشی ...



    صداش پر بغض بود ...



    -باشه عزیزم .... قول میدم ...




    کلافه پتو رو از روم کشیدم ... خوابم نمیبرد ... الان چند شبی بود که بیخواب شده بودم ... از رو تخت بلند شدمو به سمت تک پنجره اتاق رفتم ... سرمو به سمت اسمو بالا گرفتم ... سیاهی شب با سفیدی ماه تضاد قشنگی ایجاد کرده بود ... اسمون پر بود از ستاره های خدا ... با یاداوری اسم خدا سر زبونم از خودم شرمم میشد .. پرده ای که با دست نگه داشته بودمو ول کردم ... همه رفته بودن .. سکوت خونه باعث ارامشم بود ... انقدر شلوغی رو تحمل کرده بودم که شدیدا احتیاج به ارامش و سکوت داشتم ... نگاهی دور تا دور به سقف ترک خورده اتاقم کردم ... همین روزاست که بریزه رو سرمون ... یه خونه کلنگی و قدیمی که پر بود از چرک و کثافت ... دوده و سیاهی کل دیوارا رو گرفته بود ... تو این خونه نفسم میگرفت ....بوی گناه میداد .. گناهی که ... نفسمو تند بیرون فرستادم ... نگاهی به ساعت مچیم انداختم ... صفحه اش شکست بود ... ولی مهم نبود ... همین که کار میکرد برام بس بود ... 11 شب بود ... دلم میخواست برم تجریش ... امام زاده صالح ... بی فکر رفتم سمت کمد لباسام ... ست مشکی از رو چوب لباسی برداشتم ... روسریمو لبنانی بستم .. همیشه عاشق این مدل بستن روسری بودم ... چادرمو از رو جا رختی برداشتم و سرم کردم ... بو کشیدم ... بوی عطر یاس رازقی فضای اتاقو پر کرد .... کیفمو از رو تخت چنگ زدمو به سمت در حرکت کردم ... همیشه از شلوغی خیابونای اطراف حرم امام زاده صالح خوشم میومد ... نگاهم بین شلوغی بود ... دقت میکردم تنم به تنه مردی نخوره ... حتی صحفا ... پاهای برهنمو روی سنگ سرد امام زاده گذاشتم ... مور مورم شد ... لبخندی عمیق کنج لبم نشست ... وقتی چشمم به ظریح افتاد با خجالت سرمو پایین انداختم ... گناهکار بودم ... نون حروم خورده بودم ... ولی بازم میومدم ... کنج دیوار تکیه مو دادم و چشمامو بستم ... تمام ارامش دنیا به دلم هجوم اوردن ... اروم شدم ... قطره اشک مزاحم گوشه چشممو با نوک انگشت گرفتم ... سرمو به دیوار سنگی و سرد پشت سرم تکیه دادم ... چشمای خیسمو باز کردم و به نور سبز رنگ تو ظریح خیره شدم ... همیشه بین خودم و خدا سکوت بود ... دلم میخواست بگم به بزرگیش به عظمتش ببخشتم ولی با چه رویی ؟؟؟ ... سکوتی که بینمون بود ازارم میداد ... از جعبه خرمایی که جلوم گرفته شد به سمت صاحب دست نگاه کردم ... یه دختر بچه ی 6 ساله بود ... صورت معصومش منو یاد بچگیام مینداخت ... یه دونه برداشتم و لپشو کشیدم ... نگاهم بین خرما و ظریح در رفت و امد بود ... یعنی ؟؟؟ ... دلم میخواست به فال نیک بگیرم ... شروع کردم به فاتحه خوندن ... دستمالی از جیب کیفم دراوردم و خرمارو گذاشتم توش ... شیوا خیلی خرما دوست داره ... با لبخند نگاهی به ظریح انداختم ... دستمو گذاشتم رو سینم و به حالت احترام خم شدم ... اجازه گرفتم و از حرم اومدم بیرون ... حالم خیلی بهتر بود ... با ذوق دستمو بهم فشار دادم ...نگاهی به مغازه های اطراف کردم ... از بوی ماهی دلم ضعف رفت .... نگاهم بین ماهی های یخ زده در گردش بود که چشمم به قیمتش افتاد ... نگاهی به پول خوردای ته کیفم انداختم ... لبمو گزیدم ... اروم از مغازه فاصله گرفتم ... لبخندی زدم ... اشکال نداره پول ندارم که ماهی بخرم همین که سالمم خدارو صد هزار مرتبه شکر ... از قطره بارونی که رو گونم نشست سرمو به سمت اسمون بلند کردم ... اینم رحمتش ... با سبک بالی قدم بر میداشتم ... دوباره نگاهم رو ساعتم خشک شد ... 1 بامداد بود ... پوزخندی زدم ... این چیزا دیگه برام عادی بود ... با خستگی درو باز کردم ... من بودم و تنهایی ... لباسامو کندم و رو راحتی پرت کردم ... رو فرش ولو شدم ... چشمام و بستم و از خستگی نفهمیدم کی خوابم برد ...
    ویرایش توسط S*H*A*K*I*B*A : 1393,04,24 در ساعت ساعت : 02:14

  11. 298 کاربر از پست S*H*A*K*I*B*A تشکر کرده اند .

    * حدیث * , * خستهـ ترینـ * , *$~رازگل سرخ~$* , **Silver Star** , **سولماز** , *hoda* , *Mar*yam* , *N*E*G*A*R* , *NaZ@NiN.B* , *shima* , *sogol* , *sorme* , *yasi , *~aida bala~* , *~SETAREH~* , *آویژه* , *سمیه م* , +HODA+ , +Neda+ , --»ROZ!i«-- , .elina. , .nahid , .parniya. , 2rrin , 7toranj , Abandokht , aflak , AFM.ANGEL , airena , amirhosseinac , amorist , Anahel k , anahid 33 , Anahita.s , angel04 , angel67 , Angelical , arefe jooon , arezoo bano , arezoo214 , arman_iran , armita1819 , asal naz , asal_aram , asal_bumpy , ashkannia , atefe.t@heri , atefeh_49 , atish69 , aurora15 , aygeen , azarsana , b3666 , bahar.nt , banafsheh_sh83 , behnoosh48 , breathe , casandan , dark lady , Defne , dey-asa , diwoneye.barun , dordor , DORI JOOON , Elen , elmira.t , f@temee , fanoos_68 , fariba44 , faribash , farima nili , farzaneh-a , fateme laleh , fateme. , fatemeh jooon , Fatemeh V.T , fatemeh2001 , fathemeh , fatima983 , fereshteh-92 , fk-osh-d , galadril3 , ghazal-xr75 , ghazalghazal , go501 , goldoone22 , goli62 , golnuosh , googoosh z , hadis_s , haDs77 , hameshebatoamto , hana_m , hany111 , hasti59 , hiva-20 , hiva73 , homa41 , Honey_fa , hourad , inas71 , JonasRahimi , k.hial , katy_kiani , Khate Siah , khatooonn , kiumars , leilaadel , leona , leyla71 , lili.sz75 , lilijinan , little princess , love_a , m0zhdeh , mahdiehhjz , Mahdie_hs , mahsadina , mahshad.m262 , mahshad05 , Mahya 84 , mani1384 , mansi1982 , MARDE_TANHA , maryam joOon , maryamsamadani , masoud26 , maya 74 , medoza , mehrn00sh , michka_61 , micle , MINA JOOJOO , mina68 , miss maryam , miss_mass , miss~lone , my dream , mzbanoo1379 , n.shina , Nahid72 , nana22 , nanazkhanoom , nancy.s , narciss , narges.shiraz , nasrin44 , nastaran1351 , nastaran86 , nayra , nazisaki , nazlili , ned67 , nedai_eshgh1940 , neg neg , niazruby , niloofarenaz , Niloofarmt , niloufar_rose , nina86 , nmari , p@ntea , parei , parisun64 , pariش , pati'a , Patient.Stone , peg@h , perspolis2012 , peymaneh , punio , pure13 , raha moozy , rahaa_m , razieh y , Real*Love , romina jun , roya1365 , s?h?r , saadat2000 , saba love , saharsisi , sahelii , samandf , samir , sara2876 , sarah1 , sarax , sayeh66 , setayesh1363 , shamim.mj , shatot , shf_aboops , shida.m , shima72 , shimaaaaa , shiva arya , sibsorkhhava , simaaaaa , simindokht , skyasal , sofi8 , sogol21 , soheila1984 , syhbyt , Sαrα , tak.par , taksetareh.m , tandissssss , tannazf , taranomeabshar , tgilani2012 , Titania1273 , ti_na60 , valan , vala_hg , violet_mahtab , yalda1354 , yas6662 , yasesabs , yashkin , Zahra Mokhtari , zahra74 , zanbagh , zeinab75 , zese , ziglernata , zooohreh , [SARA] , ~ELAHE~ , ~elin~ , ~mahdis~ , ~SAREH~ , آذردخت , آرزو-دانايي , آسایا آریایی , آسمان ابری , آسوده , آمستريدا , اب و اتش , اذربرزین , افتاب پنهان , اقاقی , الهه50 , انابل , ELI , ایلکای2 , ایماز , با نمک , بازیگوش , برادپیت , بهار گل , تبسم* , حاج خانوم , خیال غزل , دوست داشتني , رادمینا , ساحل 2010 , سانازارمان , سپیدوسیاه , سکوت من , شاپرک13 , شهرزاد ن , شیرین بانو , شیوا , طناز-ناناز , عاطفه دلنواز , عاطفه مهرگان , عمه حمی , فتانه.پ , قاتی پاتی , ققنوس98 , لیلا 72 , م.نوری , ماهین56 , مرزنگام , مرضیه00 , مهتاب(آناناس) , مهسا ا , مهستی , نازی22 , نگین79 , نیــــــــروانا , نیلا... , نیلوفر98 , نیکا83 , هانی سالی , هنانه , واران , پارمیس خانوم , پریبانو , پونام , چشم خمار , چشمک ستاره , ژوبی , کیمیای سعادت , یلدا تقی زاده , ♫♥SaRa♥♫

  12. Top | #7

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    926
    میانگین پست در روز
    1.24
    محل سکونت
    oxygen
    تشکر از کاربر
    6,063
    تشکر شده 53,706 در 983 پست
    اندازه فونت

    Post

    امشبم با یه پست دیگه اومدم هرچند کوتاه ولی مهمون قلبای با صفاتون باشم ...
    این پست ناچیز تقدیم به taksetareh.m و رازگل سرخ عزیزم بخاطره همه ی مهربونیاشون ...










    چند روز گذشت ... خوب و بد هرچی بود گذشت ... با صدای داد و بیداد چشمام و باز کردم ... کسی تو اتاق نبود ... موهامو پشت گوشم فرستادم ... به سمت پله رفتم ... اروم کز کردم کنار نرده های سنگی .. صدای داد اکرم خانم دلم و لرزوند ....

    -جواب نمیده اقاجون ... این پولایی که میارین جواب گو نیست ... همتاتونو بالا ببرید ... این که نشد ... هرچی پول داریم سر دو هفته تموم میشه .... چهلتا چپیدیم یه جا ... این که نشد زندگی ...

    صدای ایدا حرف اکرم خانم و قطع کرد ...

    -باید دیگه چیکار کنیم ؟؟؟ ... شب تا صبح انقدر مخ زدیم که خسته شدیم ... مگه چقدر میتونیم اتو بزنیم ؟؟؟ .. هان ؟؟؟ ... مام ادمیم بابا ....

    صدای اکرم خانم باعث شد چشمام و محکم روی هم فشار بدم ...

    -همینه اقاجون ... میخواین بخواین ... نمیخواینم هری ... راه دراز جاده دراز ...

    نیم ساعتی بود که دعوا خوابیده بود ... بچه ها دونه دونه پکر میومدن تو اتاق ... قیافه همشون گرفته بود ... وایساده بودن جلو میز توالتشون ... دلم برای همشون میسوخت ... ولی ... امشب درد کلیه هام کمتر شده بود ... منم رفتم تا حاضر شم ... میخواستم کلاه گیسمو بزارم سرم که از دستم کشیده شد ... نگاهم به نگاه اخموی شیوا گره خورد ....

    -تو برای چی حاضر میشی ؟؟؟ ...

    کلافه دستمو به سمت کلاه گیسم دراز کردم ...

    -برای چی حاضر نشم ؟؟؟ .... منم باید بیام ... بدش بهم شیوا ...

    -تو نه هانیه ...

    با جدیت زل زدم به چشماش ...

    -حرفای اکرم و نشنیدی ؟؟؟ ...

    -با تو نبود که ...

    -ولی منم تو این خونه زندگی میکنم ... پس باید کمک خرج باشم ...

    کلاه گیسمو از دستش کشیدم و گذاشتم رو سرم ...سعی کردم با ژل و تافت تیز تیزیاشو تو صورت پخش کنم ... دست راستش نشست رو شونم ... صورتشو چسبوند به صورتم ...

    -درد نداری خواهری ؟؟؟ ...

    از تو اینه نگاهش کردم ...

    -نه قربونت برم ...


    نگاهم به ساعت روی دیوار افتاد ... 2:30 بامداد بود ... تو حیاط فکستری خونه جمع شده بودیم ... دوباره تقسیم تعداد میشد و من مثل همیشه با شیوا بودم ... دلشوره بدی داشتم ... دستمو تو دست شیوا قفل کردم ... نگاهشو به نگاهم دوخت ... سرشو به معنی "اروم باش" تکون داد ... وقتی از تاکسی پیاده شدیم نگاهی به خیابون کردم ... تا حالا اینجا نیومده بودیم ... بعد از تقسیم چهارراه با شیوا راه افتادیم ... دستم سرد بود ...

    -حالت خوبه هانیه ؟؟؟ ....

    سرمو تکون دادم ...

    -ولی دستات اینو نمیگه

    -ول کن شیوا ... خب ببین من رفتم اون طرف خیابون ...

    -خیلی مراقب خودت باش ...

    -باشه ...

    با پاهای لرزونم حرکت کردم ... تمام ماشینای پارک شده مدل بالا بودن .. تند تند اب دهنمو قورت میدادم .. زیر لب زمزمه کردم "خدایا خودمو بهت سپردم" ... اولین ماشینی که جلوی پام ترمز زد یه بنز مشکی بود ... نگاهم رو دو پسر داخل ماشین خشک شد ... به طرز زننده ای صورتاشونو ارایش کرده بودن .. صورتاشون بوی از مردونگی نبرده بود ... عروسک دخترونه جلوشون لنگ مینداخت .... میگن اخر زمون شدهااا ... تکون دست شیوا یعنی سوار نشو ...

    -در خدمت باشیم ناناز ...

    رومو برگردوندم ...

    -جیگری با ما باش ...

    -در خدمت ننت باش ایکبیری ...

    طرف راننده نطقش باز شد ...

    -نترس عسلم بابام در خدمتش هست ...

    لبمو گزیدم .... وقاحت در چه حد ...

    -بیخیال سروش این کاره نیست ...

    خواستم چیزی حوالش کنم که گازشو گرفت و رفت ... نگاهی به جای خالی شیوا کردم ... رفته بود .. بغض بدی گلومو گرفته بود ... "خدایا ... خدایا ... تنهام نزار" ... دومین ماشینی که بلافاصله جلوم ترمز کرد ماکسیما نقره ای بود ... یه پیرمرد ؟؟؟ ... چیزه عجیبی نبود ... سعی کردم خونسردیمو حفظ کنم و سوار شم ...

    -دخترم راهنماییم کن از کدوم طرف برم ...

    با حیرت برگشتم سمتش ...

    -بله ؟؟؟ ...

    -مگه نمیخوای برسونمت ... خب ادرستو بگو ...

    دهنم باز موند .. گیج بودم .. چند بار سرمو تکون دادم ... نگاه خیرم به صورت نورانیش موند .... اشک مزاحم کنار چشمم فرو ریخت رو گونم ... از زور خجالت میخواستم اب شم برم تو صندلی ... ازکاغذ دستمالی که جلوم گرفت نیم نگاهی بهش انداختم ... تو این چند دقیقه ای که تو ماشینش نشسته بودم یکبارم نگاهش روم نلغزیده بود ... لروم کلاه گیسمو از زیر روسری بیرون کشیدم ... کاغذ دستمالی رو ازش گرفتم ... رسیدیم به خیابون اصلی ...

    -دخترم از کدوم سمت برم ؟؟؟ ...

    سرمو انداختم پایین ... راهنماییش کردم ...

    -حاجاقا شرمندتونم ...

    دنده رو عوض کرد ...

    -این حرفا چیه دختر جان ... همه ی ادما نیاز به کمک دارن ...

    رومو برگردوندم سمت خیابون ...

    -بله ادما ... نه من گناهکار ...

    -فکر کردی هیچ کس گناه نکرده .. همه پاکن و تو ناپاک ... نه جانم ... همه به نوعی گناه کردن ... فقط بعضیا زود فهمیدن و راه برگشت به سوی خدارو رفتن ... باید خودت بفهمی دختر جان ...

    -میخوام توبه کنم .. میخوام برگردم ... ولی نمیشه حاجی ... نمیشه ...

    -توکل کن به اون بالایی .. از این طرف برم ؟؟؟ ...

    به کوچه باریکمون نگاهی کردم ...

    -نه حاجی همین جا پیاده میشم ...

    سرمو انداختم پایین ...

    -بابت امشب ازتون ممنونم ... نمیدونم اگه نبودید چه ...

    حرفمو قطع کرد ...

    -خدا پناهنده همه ی بی پناهاست ... پناه اصلی اون بالاییه دخترم ماها همه وسیله ایم ...

    از تو جیبش مقداری پول دراورد ... زیپ کیفمو باز کرد و اروم پولو هل داد توش ... با چشمای اشکیم نگاهش کردم ... موهای سر و صورتش مثل برف سفید بود ... چند لحظه به صورت نورانیش خیره موندم ... چروکای ریز کنج چشماش خبر از پختگیش میداد ... اروم درو باز کردم و پیاده شدم ...

    -مراقب خودت باش دخترم ...

    هنوزم به جای خالیش خیره موندم .. بهم گفت دخترم ... چقدر قشنگ میگفت ... چشمامو با لذت بستم .. دلم نمیخواست صداشو فراموش کنم ... سرمو به سمت اسمون بالا گرفتم ... ستاره چشمک زن مثل هر شب میدرخشید ... از ته دلم زمزمه کردم ...

    -خدایا شکرت ... شکر ...
    ویرایش توسط S*H*A*K*I*B*A : 1393,04,24 در ساعت ساعت : 02:22

  13. 301 کاربر از پست S*H*A*K*I*B*A تشکر کرده اند .

    * حدیث * , * خستهـ ترینـ * , *$~رازگل سرخ~$* , **Silver Star** , **سولماز** , *hoda* , *houra* , *Mar*yam* , *N*E*G*A*R* , *NaZ@NiN.B* , *shima* , *sogol* , *sorme* , *yasi , *~aida bala~* , *~SETAREH~* , *آویژه* , *سمیه م* , +HODA+ , +Neda+ , --»ROZ!i«-- , .elina. , .nahid , .parniya. , 2rrin , 30ma , 7toranj , aban girl , Abandokht , aflak , AFM.ANGEL , airena , amorist , Anahel k , anahid 33 , Anahita.s , angel04 , angel67 , Angelical , arefe jooon , arezoo bano , arezoo214 , arman_iran , armita1819 , asal naz , asal_aram , asal_bumpy , ashkannia , atefe.t@heri , atefeh_49 , atish69 , aurora15 , aygeen , azarsana , b3666 , bahar.nt , banafsheh_sh83 , behnoosh48 , breathe , casandan , Defne , diwoneye.barun , dordor , DORI JOOON , elmira.t , f@temee , fanoos_68 , faribash , farima nili , farzaneh-a , fateme. , fatemeh jooon , Fatemeh V.T , fatemeh2001 , fathemeh , fatima983 , fereshteh-92 , fk-osh-d , galadril3 , ghazal-xr75 , ghazalghazal , go501 , goldoone22 , goli62 , golnuosh , Golsa goli , googoosh z , hadis_s , haDs77 , hameshebatoamto , hana_m , hany111 , hasti59 , hiva-20 , hiva73 , homa41 , Honey_fa , hourad , inas71 , JonasRahimi , k.hial , Khate Siah , khatooonn , kimi khoshgele , kiumars , lalehjoon , leilaadel , leona , leyla71 , lili.sz75 , lilijinan , little princess , love_a , m0zhdeh , mahdiehhjz , Mahdie_hs , mahla.r , mahsa.beyaz , mahsadina , mahshad.m262 , mahshad05 , Mahya 84 , mani1384 , mansi1982 , MARDE_TANHA , maryam joOon , masin , masoud26 , maya 74 , medoza , michka_61 , micle , MINA JOOJOO , mina68 , miss maryam , miss_mass , miss~lone , my dream , mzbanoo1379 , n.shina , Nahid72 , nana22 , nanazkhanoom , nancy.s , narciss , narges.shiraz , nasrin44 , nastaran1351 , nastaran86 , nayra , nazisaki , nazi_gf2010 , nazlili , ned67 , nedai_eshgh1940 , neg neg , niazruby , nilofar abi , niloofarenaz , Niloofarmt , niloufar_rose , nino_tamar , nmari , Omitris , parei , parisun64 , pariش , pati'a , peg@h , perspolis2012 , peymaneh , punio , pure13 , raha moozy , rahaa_m , razieh y , Real*Love , romina jun , roya1365 , s?h?r , saadat2000 , saharsisi , sahelii , samandf , samir , sanni , sara2876 , sarah1 , sarax , sayeh66 , sedo , Sepideh.ET , setayesh1363 , shamim.mj , shf_aboops , shida.m , shima72 , shimaaaaa , sibsorkhhava , simaaaaa , simindokht , sofi8 , sogol 71 , sogol21 , soheila1984 , syhbyt , Sαrα , tak.par , taksetareh.m , tandissssss , tannazf , taranomeabshar , TARANOMEMEHR , tgilani2012 , Titania1273 , ti_na60 , valan , vala_hg , violet_mahtab , yas6662 , yasaman_rad , yasesabs , yashkin , Zahra Mokhtari , zahra74 , zanbagh , zeinab75 , ziglernata , zooohreh , [SARA] , ~ Abji ZAhra ~ , ~ELAHE~ , ~elin~ , ~mahdis~ , ~SAREH~ , ×رژ لبـ صورتـی× , آذردخت , آرزو-دانايي , آسایا آریایی , آسمان ابری , آسوده , آمستريدا , اب و اتش , اذربرزین , افتاب پنهان , اقاقی , الهه50 , انابل , ELI , ایلکای2 , ایماز , بازیگوش , برادپیت , بهار گل , تبسم* , حاج خانوم , دوست داشتني , زوها , ساحل 2010 , ساناز20 , سانازارمان , سپیدوسیاه , سکوت من , شاپرک13 , شهرزاد ن , شیرین بانو , شیوا , طناز-ناناز , عاطفه دلنواز , عاطفه مهرگان , عمه حمی , فتانه.پ , قاتی پاتی , ققنوس98 , لمیس20 , لیلا 72 , م.نوری , ماهین56 , ماچی , مرزنگام , مهتاب(آناناس) , مهسا ا , مهستی , نازی22 , نگین79 , نیــــــــروانا , نیلا... , نیکا83 , هانــــــــــیه , هانی سالی , هنانه , واران , پارمیس خانوم , پونام , چشم خمار , چشمک ستاره , ژوبی , کیمیای سعادت , یلدا تقی زاده , ♫♥SaRa♥♫ , ✖Dark♥AngeL✖

  14. Top | #8

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    926
    میانگین پست در روز
    1.24
    محل سکونت
    oxygen
    تشکر از کاربر
    6,063
    تشکر شده 53,706 در 983 پست
    اندازه فونت

    Post

    ظهر تابستونیتون بخیر باشه ....
    میدونم یه مدت طولانی بینش افتاد ولی از امروز به بعد سعی میکنم جبران کنم ...
    اگه خدا بخواد از امروز پستای مرتب پناه شروع میشه ...




    دونه دونه کتلتارو از تو روغن درمیاوردم ... دستای حلقه شده شیوا دور گردنم لبخندی کنج لبم کاشت ...نفس عمیقی کشید ...

    -به به ... چیکار کردی هانیه خانوم ... دستت طلا ...

    یه دونه برداشت که با پشت قاشق اروم زدم پشت دستش ...

    -ناخنک نزن شیکمو ...

    شروع کردم با گوجه و فلفل دلمه تزئینش کردن ... وقتی کارم تموم شد سینی رو دادم دستش ...

    -تو اینو ببر تا من ماست بریزم ...

    دستم و گرفت ...

    -بیا بریم بچه ها ریختن ...

    سری تکون دادم و همراهش رفتم ... نگاهی به بچه ها کردم ... از دولپی خوردنشون خستگیم در رفت ... دستم و دراز کردم یه دونه بردارم که دستم کشیده شد ...

    -نشد دیگه هانیه خانوم ... این غذا ، هم روغن زیاد داره هم نمک پس واسه شما سمه ...

    با حسرت به لپای گردو شده بچه ها نگاه کردم ...

    -شیوا مسخره بازی درنیار ... یه شب که چیزی نمیشه ... بشقابم و بده ...

    سینی از کنارش جلوم گذاشت ...

    -شما از این به بعد اینو میخوری ... یاالله ... شروع کن ...

    نگاه خیرم روی گوجه و خیار و سبزی خشک شد ... با حسرت به خوردن بچه ها نگاه کردم ... تسلیم وار شروع کردم به لقمه گرفتن که صدای پشت سرهم زنگ تو شلوغی بچه ها گم شد ... خواستم بلندشم که دست شیوا رو شونم نشست ...

    -بشین من باز میکنم ...

    سری تکون دادم ... هنوز چند دیقه از رفتنش نگذشته بود که صدای گریه تو راهرو پیچید ... صدا انقدر بلند بود که صدای بلند بچه ها کم کم اروم شد ... سکوتی مطلق همه رو گرفت ... نگاها به در بود که ... منیر و شیوا اومدن ... نگاهم به شونه های لرزون منیر بود ... چشمای سرخش از گریه زیاد کوچیک شده بودن ... نگاهم به اکرم خانم افتاد که تکونش میداد ...

    -چی شده منیر ؟؟؟ ... پس چرا تنها اومدی ؟؟؟ ... سمیرا کوش پ ؟؟؟ ...

    شدت گریش با سوال اکرم خانم زیاد شد ...

    -اون ... اونو ...

    گریش نمیزاشت ادامه حرفشو بده ... اکرم خانم محکم تکونش داد ...


    -اون چی منیر ؟؟؟ ... سمیرا کجاست ؟؟؟ ...


    شیوا دست اکرم خانم و پس زد ...

    -بابا ولش کنید ... بنده خدا داره سکته میکنه ... بزارین یه نفسی تازه کنه ... لاله بپر یه آب قند براش درست کن بیار ...

    حیرون نگاهشون کردم ... "یعنی چی شده؟؟؟" ...

    بعد از خوردن اب قند حالش بهتر شد ... همه دورش حلقه زده بودیم ... از استرس تمام ناخنام و جویدم ...

    -رفته بودیم خرید ... همه چیز خوب بود ... ولی وقتی سر کوچه رسیدیم مامورا ریختن سرمون ... تعدادشون زیاد بود ... من فرار کردم ... ولی سمیرا ... بهش گفتم فرار کنه ولی نتونست ...

    هق هق گریش با تمو شدن اخرین حرفش بلند شد ... دلم برای سمیرا اتیش گرفت ... "یعنی الان کجاست؟؟؟" ... زیر لب براش یه ایه الکرسی خوندمو فوت کردم ... همه سکوت کرده بودیم ... با صدای اکرم خانم نگاه ها برگشت سمتش ...

    -این یه تله اس ...

    شیوا برگشت سمتش ...

    -یعنی چی ؟؟؟ ...

    -برامون تله گذاشتن ... ردمونو زدن ...

    دستامو بهم فشار دادم ...

    -حالا چی میشه اکرم خانوم ؟؟؟ ...

    نگاهم کرد ...

    -اول باید مطمئن بشم ... امشب حدود بیست نفر نمیان ... اگه تله بود که هیچی ولی اگه تله نبود بازم باید احتیاط کنیم ... امشب اونایی که میان باید جیگر داشته باشن ... به این فکر کنن که حتی یه درصدم گیرمیفتن ... ولی ممکنم هست این اتفاق نیفته ...

    ترس تو وجودم لونه کرد ... "حالا چی میشه ؟؟؟" ... سوالی بود که به سرعت برق از ذهنم گذشت ... بعد از شستن ظرفا رفتم تو اتاق ... رفتم سر وقت لباسام که مچ دستم اسیر شد ...

    -نمیزارم امشب بیای ...

    -شیوا بس کن ...

    -همین که گفتم ... ما میریم اگه برامون مشکلی پیش نیومد اون وقت فردا شب با هم میریم ...

    با صدای اکرم خانم برگشتیم عقب ...

    -حق با شیوا هانیه ... امشب نمیری ... تو با گروه دوم فرداشب میری ... ولی شیوا تو گروه دوم نیست ... اون باید امشب بره ...

    -ولی اکرم ...

    -بحثی نمیمونه شیوا ...

    بغض گلوم بدجور اذیتم میکرد ...

    -اشکالی نداره شیوا ... ولی کاش منم باهات میومدم ... فقط تورو خدا مراقب خودت باش ... باشه ؟؟؟...

    دستمو فشرد ...

    -باشه خواهری ... حالام برو بخواب ... خیلی دیر وقته ... درد که نداری ؟؟؟ ...

    سرمو تکون دادم ...

    -نه عزیزم ...

    روتختم جا به جا شدم ... مثل همیشه خودش برام پتومو کشید ...

    -شب بخیر خواهری ...

    چشمای اشکیمو بهش دوختم ...

    -قولت یادت نره ها ...

    -باشه ... بگیر بخواب ...

    رفت ... ریسک بزرگی بود ... جونشون هر لحظه تو خطره ... "خدایا کمکشون کن" ... چشمامو روهم گذاشتم و دستمو به پهلوم گرفتم ... دروغ گفتم ... از دردش امونم بریده بود ... ولی ...




    ویرایش توسط S*H*A*K*I*B*A : 1393,04,24 در ساعت ساعت : 02:31

  15. 281 کاربر از پست S*H*A*K*I*B*A تشکر کرده اند .

    * خستهـ ترینـ * , *$~رازگل سرخ~$* , **Silver Star** , **سولماز** , *hoda* , *Mar*yam* , *N*E*G*A*R* , *NaZ@NiN.B* , *shima* , *sorme* , *yasi , *~aida bala~* , *~SETAREH~* , *آویژه* , *سمیه م* , +HODA+ , +Neda+ , --»ROZ!i«-- , .elina. , .nahid , .parniya. , 2rrin , 7toranj , aban girl , Abandokht , abby7 , aflak , AFM.ANGEL , airena , amorist , Anahel k , anahid 33 , Anahita.s , angel67 , Angelical , angle92 , arefe jooon , arezoo214 , arman_iran , armita1819 , asal naz , asal_aram , asal_bumpy , ashkannia , atefe.t@heri , atefeh_49 , atish69 , aurora15 , aygeen , azarsana , b3666 , bahar.nt , banafsheh_sh83 , behnoosh48 , breathe , casandan , Defne , diwoneye.barun , dordor , DORI JOOON , Elen , elmira.t , f@temee , fanoos_68 , faribash , farima nili , farzaneh-a , fateme laleh , fateme. , fatemeh jooon , Fatemeh V.T , fatemeh2001 , fathemeh , fatima983 , fk-osh-d , galadril3 , gandomsa , ghazal-xr75 , ghazalghazal , goldoone22 , golnuosh , Golsa goli , googoosh z , haDs77 , hameshebatoamto , hana_m , hany111 , hasti59 , hiva-20 , hiva73 , homa41 , Honey_fa , hourad , JonasRahimi , k.hial , Khate Siah , khatooonn , kimi khoshgele , kiumars , leona , leyla71 , lili.sz75 , lilijinan , little princess , love_a , m0zhdeh , mahdiehhjz , Mahdie_hs , mahla.r , mahsadina , mahshad05 , mahtab10 , Mahya 84 , mani1384 , mansi1982 , many22 , MARDE_TANHA , maryam joOon , maya 74 , medoza , michka_61 , micle , MINA JOOJOO , mina68 , miss maryam , miss_mass , miss~lone , my dream , mzbanoo1379 , n.shina , Nahid72 , nana22 , nanazkhanoom , nancy.s , narciss , narges.shiraz , nasrin44 , nastaran1351 , nastaran86 , nayra , nazisaki , nazi_gf2010 , nazlili , ned67 , nedai_eshgh1940 , neg neg , nel.v , niazruby , nilofar abi , niloofarenaz , Niloofarmt , niloufar_rose , nmari , Omitris , p@ntea , parei , parisun64 , pariش , pati'a , Patient.Stone , peg@h , perspolis2012 , peymaneh , punio , rahaa_m , ramanava , razieh y , Real*Love , romina jun , roya1365 , s?h?r , saadat2000 , saba love , samandf , samir , Sana gholipour , sanni , sara2876 , sarah1 , sayeh66 , sedo , sepide12 , Sepideh.ET , setayesh1363 , shatot , shf_aboops , shida.m , shima72 , shimaaaaa , shiva arya , sibsorkhhava , simaaaaa , simindokht , sofi8 , sogol 71 , sogol21 , soheila1984 , syhbyt , Sαrα , tak.par , taksetareh.m , tannazf , tgilani2012 , Titania1273 , ti_na60 , valan , vala_hg , violet_mahtab , yas6662 , yasesabs , yashkin , zahra74 , zanbagh , zeinab75 , ziglernata , zooohreh , [SARA] , ~ Abji ZAhra ~ , ~ELAHE~ , ~mahdis~ , ~SAREH~ , آذردخت , آرزو-دانايي , آسایا آریایی , آسمان ابری , آسوده , آمستريدا , اب و اتش , اذربرزین , افتاب پنهان , اقاقی , الهه50 , ایلکای2 , ایماز , بازیگوش , برادپیت , بهار گل , تبسم* , حاج خانوم , خیال غزل , دوست داشتني , زوها , ساحل 2010 , سانازارمان , سپیدوسیاه , سکوت من , شاپرک13 , شهرزاد ن , شیرین بانو , شیوا , طاحا , طناز-ناناز , عاطفه دلنواز , عاطفه مهرگان , عمه حمی , فتانه.پ , قاتی پاتی , ققنوس98 , لمیس20 , لیلا 72 , م.نوری , ماهین56 , مرزنگام , مهتاب(آناناس) , مهستی , نازی22 , نگین79 , نیــــــــروانا , نیلا... , نیکا83 , هانی سالی , هنانه , واران , پارمیس خانوم , پونام , چشم خمار , چشمک ستاره , ژوبی , کیمیای سعادت , یلدا تقی زاده , ♫♥SaRa♥♫

  16. Top | #9

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    926
    میانگین پست در روز
    1.24
    محل سکونت
    oxygen
    تشکر از کاربر
    6,063
    تشکر شده 53,706 در 983 پست
    اندازه فونت

    Post

    شب پنجشنبه تون بخیر و شادی باشه ایشالا ...





    تا صبح چشم رو هم نذاشتم ... ترس از دستگیر شدنشون تمام بدنم و میلرزوند ... بعد از نماز صبح بود که چشمام از بی خوابی روی هم چفت شدن و اروم اروم کنار سجاده خوابم برد ... از سنگینی پتو روم ، چشمامو نیم باز نگهه داشتم ... نگاه نگرانم به چشماش گره خورد ...

    -شیوا ؟؟؟ ...

    دستشو رو بینیش گذاشت ...

    -هیش ... همه خوابیدن ...

    دستشو گرفتم ...

    -همه اومدین ؟؟؟ ... سالمین ؟؟؟ ... چیزیتون نشد ؟؟؟ ...

    رو زانو جلوم نشست ...

    -چقدر حرف میزنی دختر ؟؟؟ ... حالا همه جوابارو الان میخوای ؟؟؟ ...

    نگاهم به دستای لرزونش بود ... صدای قار و قور شکمش بلند شد ...

    -الهی بمیرم برات ضعف کردی ؟؟؟...

    سرشو انداخت پایین ...

    -اره خواهری ...

    -با املت پایه ای ؟؟؟ ...

    چشماش برق زدن ...

    -تا من درستش میکنم دست و صورتتو بشور بیا ...

    دستشو گذاشت رو چشمش و رفت ... پتو و بالشتی که برام اورده بود و جمع کردم و گذاشتم رو صندلی ... جانمازم رو جمع کردم ... رفتم سمت یخچال ... رب و چندتا تخم مرغ و برداشتم ... در اشپزخونه رم بستم تا صدای کار کردنم بیرون نیاد ... ماست و سبزی و گذاشتم رو زمین ... سه تا نون لواش یخ زده از تو فیریز در آوردم و گذاشتم رو گاز تا یخش باز شه ... درو باز کرد و اومد نشست رو زمین ... ماهی تابه رو گذاشتم رو نونا و بردم جلوش گذاشتم ... نشستم جلوش ... محو خوردنش شدم ... دلم کباب شد ... تند تند میخورد ... ضعف تمام وجودشو گرفته بود ... نگاهم به یقه کنار رفته گردنش افتاد ... کبود بود ... چشمام و با درد بستم ... دستای مشت شدمو به دندون گرفتم ... برای فرار از چیزی که دیدم بلند شدم و براش چایی اوردم ،حسابی شیرینش کردم ... یه نفس سر کشید ... حیرون نگاهش کردم ...

    -شیوا احیانا داغ نبود ؟؟؟...

    لبخندی زد ...

    -چرا ، ولی حال داد ...

    -نمیخوای جواب سوالامو بدی ؟؟؟...

    خلالی برداشت ...

    -خب اولش خیلی با احتیاط رفتیم ... ولی هیچ خبری ازشون نشد ... اکرم میگه باید از این جا بریم ...

    اهی کشیدم ...

    -نه ...

    -هانیه این برای هممون بهتره ... میدونی اگه بگیرنمون چه بلایی سرمون میارن ؟؟؟...

    سکوت کردم ... حق با شیوا بود ...

    -ولی شیوا فکر اجاره خونه رو کردی ؟؟؟ ... ما همین الانشم با هزار بدبختی داریم پول این الونک و جور میکنیم ...

    -خدا بزرگه هانیه ، یه کاریش میکنیم ...

    دستشو به چشمای سرخش کشید ...

    -من برم بخوابم ، خیلی خستم ...

    -برو عزیزم ...

    خواست ماهیتابه رو برداره که دستشو کشیدم ...

    -تو برو ، خودم جمع میکنم ...

    لپمو کشید ...

    -قربونت خواهری ...

    بعد از شستن ظرف تکیه دادم به تک پنجره اشپزخونه ... رفتم تو فکر ... حس خیلی بدی داشتم ... دوست داشتم زودتر از این منطقه بریم ... اینجا موندنمون مساوی بود با دستگیر شدنمون و فکر این موضوع تمام تن و بدنمو به لرزه درمیاورد ...
    ویرایش توسط S*H*A*K*I*B*A : 1393,04,24 در ساعت ساعت : 02:43

  17. 287 کاربر از پست S*H*A*K*I*B*A تشکر کرده اند .

    * خستهـ ترینـ * , *$~رازگل سرخ~$* , **Silver Star** , **سولماز** , *hoda* , *Mar*yam* , *N*E*G*A*R* , *NaZ@NiN.B* , *shima* , *sorme* , *yasi , *~aida bala~* , *~SETAREH~* , *آویژه* , *سمیه م* , +HODA+ , +Neda+ , --»ROZ!i«-- , .elina. , .nahid , .parniya. , 2rrin , 7toranj , aban girl , Abandokht , abby7 , aflak , AFM.ANGEL , airena , amorist , Anahel k , anahid 33 , Anahita.s , angel67 , Angelical , angle92 , arefe jooon , arezoo bano , arezoo214 , arman_iran , armita1819 , asal naz , asal_aram , asal_bumpy , ashkannia , atefe.t@heri , atefeh_49 , atish69 , aurora15 , aygeen , azarsana , b3666 , bahar.nt , banafsheh_sh83 , barana.malek , behnoosh48 , breathe , casandan , dark lady , darya.n9690 , Defne , diwoneye.barun , dordor , DORI JOOON , Elen , elmira.t , f@temee , fanoos_68 , farima nili , farzaneh-a , fateme laleh , fateme. , Fatemeh V.T , fatemeh2001 , fathemeh , fatima983 , fk-osh-d , galadril3 , gandomsa , ghazal-xr75 , goldoone22 , golnuosh , Golsa goli , googoosh z , haDs77 , hameshebatoamto , hana_m , hany111 , hasti59 , hiva-20 , hiva73 , homa41 , Honey_fa , hourad , JonasRahimi , Khate Siah , khatooonn , kimi khoshgele , kiumars , leona , leyla71 , lili.sz75 , lilijinan , little princess , love_a , m0zhdeh , mahdiehhjz , Mahdie_hs , mahla.r , mahsa.beyaz , mahsadina , mahshad.m262 , mahshad05 , Mahya 84 , mani1384 , mansi1982 , many22 , MARDE_TANHA , maryam joOon , maya 74 , medoza , michka_61 , micle , MINA JOOJOO , mina68 , miss maryam , miss_mass , miss~lone , my dream , mzbanoo1379 , n.shina , Nahid72 , nana22 , nanazkhanoom , Nana_m0rena2006 , nancy.s , narciss , narges.shiraz , nasrin44 , nastaran1351 , nastaran86 , nayra , nazisaki , nazi_gf2010 , nazlili , ned67 , nedai_eshgh1940 , neg neg , nel.v , niazruby , nilofar abi , niloofarenaz , Niloofarmt , niloufar_rose , nina86 , nino_tamar , nmari , Omitris , p@ntea , parei , parisun64 , pariش , pati'a , Patient.Stone , peg@h , perspolis2012 , punio , rahaa_m , ramanava , razieh y , Real*Love , romina jun , roya1365 , ROZ GOL , s?h?r , saadat2000 , saba love , samandf , samir , Sana gholipour , sanni , sara2876 , sarah1 , sayeh66 , sepide12 , Sepideh.ET , shatot , shf_aboops , shida.m , shima72 , shimaaaaa , shiva arya , sibsorkhhava , simaaaaa , simindokht , sofi8 , sogol 71 , sogol21 , soheila1984 , suzi sun , syhbyt , Sαrα , tak.par , taksetareh.m , tannazf , tgilani2012 , Titania1273 , ti_na60 , valan , vala_hg , violet_mahtab , yas6662 , yasaman_rad , yasesabs , yashkin , zahra74 , zanbagh , zeinab75 , ziglernata , zooohreh , [SARA] , ~ Abji ZAhra ~ , ~ELAHE~ , ~mahdis~ , ~SAREH~ , ×رژ لبـ صورتـی× , آذردخت , آرزو-دانايي , آسایا آریایی , آسمان ابری , آسوده , آمستريدا , اب و اتش , اذربرزین , افتاب پنهان , اقاقی , الهه50 , ایلکای2 , ایماز , با نمک , بازیگوش , برادپیت , بهار گل , تبسم* , تنهای پردرد , حاج خانوم , خیال غزل , دوست داشتني , زوها , ساحل 2010 , سپیدوسیاه , سکوت من , شهرزاد ن , شیرین بانو , شیوا , طاحا , طناز-ناناز , عاطفه دلنواز , عاطفه مهرگان , عمه حمی , فتانه.پ , قاتی پاتی , ققنوس98 , لمیس20 , لیلا 72 , م.نوری , ماهین56 , ماچی , مرزنگام , مهتاب(آناناس) , مهستی , نازی22 , نگین79 , نیــــــــروانا , نیلا... , نیکا83 , هانی سالی , هنانه , واران , پارمیس خانوم , پونام , چشم خمار , چشمک ستاره , ژوبی , ژیگر , کیمیای سعادت , یلدا تقی زاده , ♫♥SaRa♥♫

  18. Top | #10

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    926
    میانگین پست در روز
    1.24
    محل سکونت
    oxygen
    تشکر از کاربر
    6,063
    تشکر شده 53,706 در 983 پست
    اندازه فونت

    Post

    شنیدی میگن ” خیلی دور ، خیلی نزدیک ” ؟
    اولی دستامونه ، دومی دلامونه . . .







    با نزدیک شدن به شب استرسم بیشتر میشد ...
    نگاه های نگران شیوا روم سنگینی میکرد ...
    مثل همیشه ست مشکی زدم ...
    کلاه گیسم و رو سرم گذاشتمو تنظیمش کردم ...


    -هانیه ؟؟؟...

    از تو اینه نگاهی بهش کردم ...

    -بله ؟؟؟...

    -خیلی باید مراقب خودت باشیااااا ....

    نگاه لرزونمو بهش دوختم ...

    -خیالت تخت خواب دونفره ....

    از صدای اکرم خانم نگاهمو از شیوا گرفتم ...

    -بچه ها عجله کنید که خیلی دیر شد ...

    شروع کرد اسمارو خوندن ...

    -نرگس و عاطفه تجریش ... سمیه و راضیه فرمانیه ... هانیه و نسترن الهیه ...


    دیگه صداهارو نمیشنیدم ... فقط تو دلم زمزمه " یا خدا بود" ... دستامو بردم تو جیب ژاکتم ... از استرس زیاد نوک انگشتام یخ بسته بودن ...

    -خب بچه ها همین جا بهتون بگم تا جایی که میتونید باید خیلی احتیاط کنید ... یه گاف کوچولو از طرف هر کسی میتونه زندگی رو از هممون بگیره ... پس خوب چشم و گوشتونو باز کنید ، اگه گرفتنتون اسمی از هم نمیبرید ... همه ی اطلاعات غلط ... فهمیدید ؟؟؟...


    سرمونو تکون دادیم ...

    -حالام دوتا دوتا با فاصله میرید ...

    تند تند ایه الکرسی بود که میخوندمو فوت میکردم به خودم و بچه ها ... اولین نفرات من و نسترن بودیم ... نگاهم به قیافه خونسرد نسترن افتاد ...

    -نمیترسی ؟؟؟...

    سرد نگاهم کرد و شونه ای بالا انداخت ...

    -نه ... چون دیگه چیزی واسه از دست دادن ندارم .... بیا بریم ...


    درکوچه رو باز کرد و سرکی کشید ... دستمو گرفت ...



    -بیا بریم ... مواظب رفتارت باش ...



    سرمو تکون دادم ...



    -باشه ...


    در کوچه که بسته شد قلبم تو سینه لرزید ... اروم چشمامو بستم "خدایا تو پناه دهنده ی همه ی بی پناهایی ... پناهم بده خدایا " ... چشمامو باز کردم ... با قدمای بلند خودمو بهش رسوندم ...
    ویرایش توسط S*H*A*K*I*B*A : 1393,04,24 در ساعت ساعت : 02:45

  19. 284 کاربر از پست S*H*A*K*I*B*A تشکر کرده اند .

    * خستهـ ترینـ * , *$~رازگل سرخ~$* , **desi** , **سولماز** , *hoda* , *Mar*yam* , *N*E*G*A*R* , *NaZ@NiN.B* , *shima* , *sorme* , *~aida bala~* , *~SETAREH~* , *آویژه* , *سمیه م* , +HODA+ , +Neda+ , --»ROZ!i«-- , .elina. , .nahid , .parniya. , 2rrin , 7toranj , aban girl , Abandokht , abby7 , aflak , AFM.ANGEL , airena , amorist , Anahel k , anahid 33 , Anahita.s , angel67 , Angelical , angle92 , arefe jooon , arezoo bano , arezoo214 , arman_iran , armita1819 , asal naz , asal_aram , asal_bumpy , ashkannia , atefe.t@heri , atefeh_49 , atish69 , aurora15 , aygeen , azarsana , b3666 , bahar.nt , banafsheh_sh83 , barana.malek , behnoosh48 , breathe , casandan , dada1 , dark lady , Defne , diwoneye.barun , dordor , DORI JOOON , Elen , elmira.t , f@temee , fanoos_68 , farima nili , farzaneh-a , fateme laleh , fateme. , Fatemeh V.T , fatemeh2001 , fathemeh , fatima983 , fk-osh-d , galadril3 , gandomsa , ghazal-xr75 , goldoone22 , golnuosh , Golsa goli , googoosh z , haDs77 , hameshebatoamto , hana_m , hiva-20 , hiva73 , homa41 , Honey_fa , hourad , JonasRahimi , k.hial , Khate Siah , khatooonn , kimi khoshgele , kiumars , leona , leyla71 , lili.sz75 , lilijinan , little princess , love_a , m0zhdeh , mahdiehhjz , Mahdie_hs , mahla.r , mahsadina , mahshad.m262 , mahshad05 , mahtab10 , Mahya 84 , mani1384 , mansi1982 , many22 , MARDE_TANHA , martire , maryam joOon , maryam.khakbaz , maya 74 , medoza , michka_61 , micle , milana , MINA JOOJOO , mina68 , miss maryam , miss_mass , miss~lone , my dream , mzbanoo1379 , n.shina , Nahid72 , najoon , nana22 , nanazkhanoom , nancy.s , narciss , narges.shiraz , nasrin44 , nastaran1351 , nastaran86 , nayra , nazisaki , nazi_gf2010 , nazlili , ned67 , nedai_eshgh1940 , neg neg , niazruby , niloofarenaz , Niloofarmt , niloufar_rose , nino_tamar , nmari , noora86 , Omitris , p@ntea , paiz , parei , parisun64 , pariش , pati'a , Patient.Stone , peg@h , perspolis2012 , punio , pure13 , rahaa_m , ramanava , razieh y , Real*Love , romina jun , ronika_1994 , roya1365 , ROZ GOL , s?h?r , saadat2000 , saba love , samandf , samir , Sana gholipour , sana22 , sara2876 , sarah1 , sayeh66 , sepide12 , Sepideh.ET , shatot , shf_aboops , shida.m , shima72 , shimaaaaa , shiva arya , sibsorkhhava , simaaaaa , simindokht , sofi8 , sogol 71 , sogol21 , soheila1984 , Sαrα , tak.par , taksetareh.m , tannazf , tgilani2012 , Titania1273 , ti_na60 , valan , vala_hg , violet_mahtab , yas6662 , yasesabs , zahra74 , zanbagh , zeinab75 , ziglernata , zooohreh , [SARA] , ~ Abji ZAhra ~ , ~ELAHE~ , ~SAREH~ , آذردخت , آرزو-دانايي , آسمان ابری , آمستريدا , اب و اتش , اذربرزین , افتاب پنهان , اقاقی , الهه50 , ایلکای2 , ایماز , با نمک , بازیگوش , برادپیت , بهار گل , تبسم* , تنهای پردرد , حاج خانوم , خیال غزل , دختربی حوصله , دوست داشتني , زوها , ساحل 2010 , سانازارمان , سپید88 , سپیدوسیاه , سکوت من , شهرزاد ن , شیرین بانو , شیوا , طناز-ناناز , عاطفه دلنواز , عاطفه مهرگان , عمه حمی , قاتی پاتی , ققنوس98 , لمیس20 , لیلا 72 , م.نوری , ماهین56 , مرزنگام , مهتاب(آناناس) , مهستی , نسترن خانم , نگین79 , نیــــــــروانا , نیلا... , نیکا83 , نیکولا 71 , هانی سالی , هنانه , واران , پارمیس خانوم , پونام , چشم خمار , چشمک ستاره , ژوبی , ژیگر , کیمیای سعادت , گشتاسب13 , یلدا تقی زاده , ♫♥SaRa♥♫

صفحه 1 از 14 1234511 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. معرفی و نقد رمان لیلای قلبم | shakiba.n کاربر انجمن
    توسط S*H*A*K*I*B*A در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 118
    آخرین نوشته: 1393,01,09, ساعت : 10:04
  2. معرفی و نقد رمان پناهم بده | shakiba .n کاربر انجمن
    توسط S*H*A*K*I*B*A در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 377
    آخرین نوشته: 1393,01,06, ساعت : 17:23
  3. رمان لیلای قلبم | shakiba.n کاربر انجمن
    توسط S*H*A*K*I*B*A در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 111
    آخرین نوشته: 1392,03,21, ساعت : 18:53

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •