ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
معرفی و نقد رمان تقاص | هما پور اصفهانی کاربر انجمن
bamilo

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 107 12345112651101 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 1068
  1. Top | #1

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    بهمن 1388
    نوشته ها
    2,999
    میانگین پست در روز
    1.75
    محل سکونت
    اصفهان
    تشکر از کاربر
    18,007
    تشکر شده 1,375,629 در 3,868 پست
    حالت من
    Badjens
    اندازه فونت

    پیش فرض معرفی و نقد رمان تقاص | هما پور اصفهانی کاربر انجمن

    سلـــــــــــــــام

    اینم از نقد که قولشو داده بودم ... بی صبرانه منتظر نقداتون هستم ...

    یادتون نره که این داستان نقد می طلبه هر گونه اسپم خلاف قوانینه و فرد خاطی اخطار می گیره ...

    پس رعایت کنین ... در ضمن به بهترین نقاد ها جایزه می دم


    اسپم ها اینا هستن:

    خوب بود ... عالی بود ... کی می ذاری ... زود بذار ... امشبم می ذاری؟ ... همین جور ادامه بده .. از این خوشم می یاد ... چه می دونم! از این پستا ندین اینجا فقط نقد کنین با دلیل ... منم با روی باز نوکر همه تون هستم و جواب می دم ... خواهشا رعایت کنین!

    خلاصه:

    سالها پیش ... وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت ... شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق اتشین در گذشته باعث یک عشق اتشین دیگر در آینده شود ... اما به خاطر زهری که گذشتگان از عشق چشیدند عشق ما نیز باید طعم زهر به خودش بگیرد ... باید تقاص پس بدهیم ... هم من هم تو ... تقاص گناهی که نکردیم ... تو به من استواری را یاد بده! من شکننده ام ... من از جنس بلورم ... من لطیفم ... نگذار بشکنم ... برای شکستنم زود است! دستم را بگیر ... تنهایم نگذار ... نگذار این تقاص بی رحمانه روحمان را به کشتن بدهد ... نگذار ... بگذار این زنجیره گسسته را من و تو پیوند بزنیم ... بگذار این کینه ها را از بین ببریم ... بیا با هم باشیم که تو از منی و من از تو ... تو نیمه دیگر وجودمی ... کسی هستی که قبل از دیدنت می شناختمت ... حست می کردم ... با من بمان ... این تقاص حق من و تو نیست ... هیچ وقت باور نمی کنم که بلور وجودت شکسته باشد ... همان خورده شیشه ای که بقیه می گویند را تو نداری ... نه نداری ... منم ندارم ... نمی خواهم باور کنم که تو وسیله ای شدی برای تقاص پس گرفتن ... نگو که دارم خودم را گول می زنم! شاید تو خودت خواستی ... شاید هم نه! شاید فولاد آب دیده شدی زیر بار غم این عشق ... بین دو راهی و تردید گیر افتاده ام ... بین مرد بودن و نامرد بودن تو ... کمکم کن ... این راه که می روی به ترکستان است ... شاید هم نه ... قسمت است ... هر چه که هست من خود را به دست تو می سپارم ... تو برو و مرا بکش به هر سو که دوست داری ... من را با قسمتم پیوند بزن و خودت را با ....


    مقدمه:


    تواون شام مهتاب کنارم نشستي عجب شاخه گل ها به پايم شکستي
    قلم زد نگاهت به نقش آفريني که صورتگري را نبود اين چنِيني
    پريزاد عشقو مه اسا کشيدي خدا را به شور تماشا کشيدي
    تو دونسته بودي چه خوش باورم من شکفتي و گفتي: از عشق پرپرم من
    تا گفتم کي هستي؟ تو گفتي يه بي تاب تا گفتم دلت کو؟ تو گفتي که درياب
    قسم خوردي بر ماه که عاشق تريني تو يک جمع عاشق، تو صادق تريني
    همون لحظه ابري رخ ماهو آشفت به خود گفتم: اي واي, مبادا دروغ گفت؟!
    گذشت روزگاري از اون لحظه ناب که معراج دل بود به درگاه مهتاب
    در اون درگه عشق چه محتاج نشستم تو هر شام مهتاب به يادت شکستم
    تو از اين شکستم خبر داري يا نه؟ هنوز شور عشقو به سر داري يا نه؟
    هنوزم تو شبهات اگه ماهو داري من اون ماهو دادم به تو يادگاري....
    هنوزم تو شبهات اگه ماهو داري من اون ماهو دادم به تو يادگاري....


    تاپیک تایپ رمان تقاص

    بی صبرانه منتظر نقداتون هستم

    پ.ن : بچه ها لطفا نقدای هم دیگه رو نقل قول نزنین و اجازه بدین هر کس آزادانه نظرش رو بیان کنه ... برای کسی جبهه نگیرین .حتی اگه کسی مستقیم توهین کرد اجازه بدین تا خودم جواب بدم ... نقد منفی باعث بهتر شدن قلم من می شه پس نقدای منفی رو با تندی جواب ندین ... و دیگه اینکه با امتیاز دادن به همدیگه و تشکر کردن ، نقد رو پا بر جا نگه دارین و مشوق برای ادامه این روال باشین ... مرسی از همه و امیدوارم که توجه کنین
    ویرایش توسط باران 69 : 1392,02,27 در ساعت ساعت : 16:04

  2. 227 کاربر از پست باران 69 تشکر کرده اند .

    !shamim! , "DaYa" , "Giti" , * Bita * , * sogand 21 * , **tina** , *cleopatra* , *F-kachalツ* , *golshan* , *goodgirl* , *mahsa* , *marin* , *N@M!S , *NaZ@NiN.B* , *NIGHT WOLF* , *Samaneh75 , *sharmin* , *sorme* , *ZeynaB* , *~SETAREH~* , *ساینا* , *مائده* , *ماه پیشونی* , *ونوس , *کاساندان* , -yalda- , .Anahit. , .ARAM. , .mahsa. , .MojGan. , 0sara , 6666j , aftabi_14 , Ala 77 , Alone Girl 1372 , ANOOSHKA1992 , Ara19 , arina17 , Aryan Dokht , ashk eshgh , atrisa peyman , ava* , Ayda_dh , bahar1379 , banooshab , baran hr , baran.fn , behnaz98 , Cancer , CIVIL , D.maryam , darian , dark fairy , delaram.s , elahe18 , elena71987 , elsa , erica 65 , Ermiya73 , f.barani , f@t3meh.k , faezeh97 , farisa , fateme16 , fati! , fatima-karimi , fofo.nini , foggy , Funny g!rl , f_venus_74 , ghazal.b , Ghazal99 , h.douce.h , hadis joojooo , Haneh_010 , haniyeh120 , hannaneh_ya66 , hasteeeee , hasti.h , hasti2020 , heaven..girl , Hedyeh. , homa90 , hoora.sh , jo-jo , k220 , Khate Siah , KHJ.N , Kim Aida , kimia shonghol , ladybarun , lambada , leila.kh , Lily Evans , lisan , madi paym , maedeh angel , mahbano , mahboubeh69 , Mahdis 77 , mahsa.g.75 , Mahsa313 , mahshid/Hk , mamalisooti , mania noonooiy , mania-h , marale , MARDE_TANHA , mariya-n , maryam ss , marzik , meaa , mina_75 , minoo717 , Moeiiin , MoniRe.S , mori soli , m_reisie , n.a. , n.g.t.16 , N.Y 1376 , nafas-77 , NaNa 2000!!! , narjes*** , Nasim jojo , nazgole , neginar , ni yaz , niayesh_s.s , nilofar.kh , noooor , Noosha Y , noperson , p@rn@z , paradise , pardiis , pardis 78 , paria.v , parinaz.m , ParMoun , parvinah , patrin , prof.ati , red_rose , reihon , Reyhane_Sadat , romi-na , saghi_ghm , SahariX , samanda , samira-76 , sanaz75 , sara.R , sarahmetal , sarayf , sepidehri , setaresetar , sevin jooni , shabnam98 , shadab70 , shadi 11 , sharabe eshgh , sharmina , shayan barati , sheida16 , shiva75 , sibsorkhhava , silver girl , sogand n , Taran0m_SH , teresa.p , To0ti Divoone , tromprat , white-sky , wintergirl , Yasmin 18 , yasna:s:.: , yegane34 , yeganeh*z.y* , zahra74 , zahra97 , zahrasm , zizi.m , ×Mahdis× , ȤÅῌɌÅ , آتشدخت , آندريا2000 , آنـــشرلی , ارمغان شادی , بلوط , بهار بارانی , بهاران91 , ثـمیـن , حس آشنا , حنانه 14 ساله , خاله قزي , دختربی حوصله , دخترپاشنه طلا , دریا دلنواز , دينا رادمنش , دکتر نانا , رزا12 , رزصورتی , رها 69 , زهرا1372 , سكوت ابريشم , شهلاn , طیبه , عرفان 82 , فاطمه76 , مائده74 , محیار , مرضیه00 , مروارید صدفی , مطهره78 , مه گل.ب , مهتاب جونی , ناتاشاcr7 , ندای بهار , نسرین78 , نیکا83 , هميشه بهار , پروانه کوچولو , پریاss , پریای قصه ها , کاش بتوونم , یه دختر1995 , ♥Arezoo

  3. Top | #2

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1390
    نوشته ها
    835
    میانگین پست در روز
    0.69
    محل سکونت
    North
    تشکر از کاربر
    12,742
    تشکر شده 15,945 در 3,642 پست
    حالت من
    Akhmoo
    اندازه فونت

    پیش فرض


    خودمو جر دادم اولی باشم
    فعلا فقط پست اولو خوندم نقد میکنم
    وقتی اولین خط رو خوندم گفتم ابرفض معلوم نیتس اینا دیگه چقد پولدارن! ماشالله همه رو گذاشتن تو جیب کوچیکشون
    اما چیزی که شروعش رو قشنگ کرده بود توصیفات بود! رزا به هر چیزی میرسید اونو قشنگ وصف میکرد! ولی بازم بعضی جاها توصیفاش میلنگید مثا گفت از سالن ها رد شد تا بره پیش پدر و مادرش فک کنم! خوب خونه چجوری بود که این سالن ها وسط راهش بودن؟
    یه جمله ای هم بود که مخاطب رو مخاطب قرار داده بود که گفتی نمیدونستی چیکارش کنی به نظرم اگه حتی اون جمله هم حذف میشد مشکلی پیش نمیومد همه میدونن تو این سن چقد دخترا پسرا جو گیرن
    سبک نگارشش هم با اونکه یکم ادبی میزد و همش عامیانه میشد و بعد دوباره ادبی میشد ولی چون متفاوت بود خوشم اومد
    شخصیت اصلی واقعا دخر لوسیه اه اه
    من تو این موندم پدر و مادره چقدر اولا دوما واسه خودشون ردیف کردن! تو چند خط جفتشون موارد میشمردن واس ما
    ویرایش توسط *mahsa* : 1392,02,26 در ساعت ساعت : 22:47



  4. Top | #3

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    بهمن 1388
    نوشته ها
    2,999
    میانگین پست در روز
    1.75
    محل سکونت
    اصفهان
    تشکر از کاربر
    18,007
    تشکر شده 1,375,629 در 3,868 پست
    حالت من
    Badjens
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط *mahsa* نمایش پست ها

    خودمو جر دادم اولی باشم
    وقتی اولین خط رو خوندم گفتم ابرفض معلوم نیتس اینا دیگه چقد پولدارن! ماشالله همه رو گذاشتن تو جیب کوچیکشون
    اما چیزی که شروعش رو قشنگ کرده بود توصیفات بود! به هر چیزی میرسید اونو قشنگ وصف میکرد

    الان که خودم دارم دوباره می خونم از پولداری اینا نفسم بند می یاد!

    نیست که دیگه دوست دارم بزنم تو کار آدمای عادی اینا دیگه خیلی برام فضایی هستن ... این یه نقصه اما چون نوشته بودم ترجیح دادم دست توش نبرم ... انشالله واسه رمانای دیگه می زنم تو کار آدمای دور و برمون ... اینا از فضا اومدن

    مرسی تعریف


  5. Top | #4

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    1,357
    میانگین پست در روز
    1.63
    محل سکونت
    توی قلب اونایی که دوستم دارن
    تشکر از کاربر
    1,756
    تشکر شده 23,228 در 1,134 پست
    حالت من
    Gig
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط باران 69 نمایش پست ها
    الان که خودم دارم دوباره می خونم از پولداری اینا نفسم بند می یاد!

    نیست که دیگه دوست دارم بزنم تو کار آدمای عادی اینا دیگه خیلی برام فضایی هستن ... این یه نقصه اما چون نوشته بودم ترجیح دادم دست توش نبرم ... انشالله واسه رمانای دیگه می زنم تو کار آدمای دور و برمون ... اینا از فضا اومدن

    مرسی تعریف
    آخ گل گفتی هما !!!
    تو پروفم بت گفته بودم کپی این سریال ترکی هاست ... مخصوصا اون جاش که میگفت با لباسای بیرونی تو خونه راه میرفتن آدم قشنگ یاد اونا میفته که توی خونه های درندشت هستن و اینا !!!
    شخصیت رزا هم لوس هست اما خب اونم یه مدلشه دیگه
    بزار بقیشو بخونم میام نقد !!
    غروب جاودان

    نوشته ای متفاوت از پردیس رئیسی

    هر سقوط یعنی شروع پروازم ....


  6. Top | #5

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    بهمن 1391
    نوشته ها
    562
    میانگین پست در روز
    0.90
    محل سکونت
    earth
    تشکر از کاربر
    10,422
    تشکر شده 1,683 در 554 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام !! سلام!!
    خیلی خوشحال شدم که فهمیدم داری یه رمان دیگه رو تایپ میکنی و تند تند هم پست میذاری تازه اولین رمانتم که هس کنجکاو بودم ببینم قلمت اول جه شکلی بود!
    به هر حال.... ابهامی که توی داستان هست خیلی جالبه و موضوع هم همین طور...!!تازه من دخترای لوسم دوس دارم!! اخه این از اون لوسایی که خیلی خودشه میگیره نیس...!! پولداری هم که در رمان ها متداوله!!
    منم که شخصا عاشق این پسره شدم الان غش میکنم...!! این چرا دلش شور میزنه؟!
    نکنه الهه ی زیبایی قراره تو کیش ظاهر شه؟!
    منتظر پستای بعد هستم...!
    مرسیییی
    ویرایش توسط sara.R : 1392,02,26 در ساعت ساعت : 22:40
    !If it is not happening... make it happen
    -------------------
    چارلی چاپلین میگه:

    آخر هر چیزی خوبه، اگه خوب نشد هنوز آخرش نشده ... !

    -------------------










  7. Top | #6

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    اسفند 1391
    نوشته ها
    40
    میانگین پست در روز
    0.07
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    238
    تشکر شده 265 در 41 پست
    حالت من
    Bitafavot
    اندازه فونت

    پیش فرض

    تا این جاش که عالی بود مثله همیشه..مثه این ترکی ها هست ولی خیلی خوبه..انقد دوست دارم خواهرو برادر همدیگرو دوست داشته باشن..چون منو برادرم که سایه ی همو با تیر میزنیم..رزا دلشورش برای این بود که تو کیش پسره رو میبینه،نه؟یا شایدم یه چیزی تو همین مایه ها..در هر صورت موفق باشی..زود به زود پست بزار مثه روزای بارونی نشه
    نمی دانم دردم چیست!
    ازتنهاییست،یابودن دوستی که نیست؟!


  8. Top | #7

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    1,357
    میانگین پست در روز
    1.63
    محل سکونت
    توی قلب اونایی که دوستم دارن
    تشکر از کاربر
    1,756
    تشکر شده 23,228 در 1,134 پست
    حالت من
    Gig
    اندازه فونت

    پیش فرض

    پست دومم خوندم
    دختره شدیــــــد منو یاد ترسا میندازه !!!
    آهان ... آهان ... ببین بعضی جاهاش این دختره رزا انگار داره با ما صحبت میکنه ... مثلا میگه : پیش خودتون فکر میکنید دراکولا شدم ... نه دراکولا نشدم !!! ... ادم یه حسی بهش دست میده انگار مجری یه برنامه داره باهات حرف میزنه
    خیلی چیزا میخواستم بگم اما الن یادم نیس !!
    بعد یه حس دیگه ای بهم میگه رابطه اش با داداشش یه طوری به هم میخوره ... آخه معمولا وقتی تو رمانا روی یه چیزی تاکید میکنن که بخواد یه طوری بشه !!!
    ویرایش توسط pardis 78 : 1392,02,26 در ساعت ساعت : 23:21


  9. Top | #8

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    364
    میانگین پست در روز
    0.44
    محل سکونت
    زیر آسمان آبی
    تشکر از کاربر
    4,169
    تشکر شده 529 در 246 پست
    حالت من
    Ghamgin
    اندازه فونت

    پیش فرض

    وای هما خیلی خوش حالم یکی دیگه از رمانات برای ما گذاشتی مخصوصا که اینو زود به زود میزاری....
    از داستانش خوشم اومده ولی هنوز داستان شکل واقعی به خودش نگرفته و فعلا مقدمه است پس نقد خاصی براش ندارم نقدو میزارم برای وقتی یکم از داستان گذشته باشه و رمان شکل بگیره ولی تا الآن متوجه شدم یکم نثرش ساده تر از رمانای قبلیته و با توجه به اینکه گفتی این رمان رو خیلی قبل نوشتی کاملا قابل درکه ولی با تموم این ها بازم کارات مثل همیشه تکه و حرف نداره...

    و بی صبرانه منتظر ادامه اش هستیم که فقط خدا و هما داند در کیش چه می شود...
    از "ذِهــــن" تا "دَهــَــن" فـقــطــ یـکــــ نـقـطـه فــاصـلـه اســت ...
    تــا ذِهــنــَـت را بــاز نـکـردی ،
    دَهــنــَـت را بــاز نــکـن ...!


    گفت حالت را نمي پرسم . . . !
    مي دانم خوبي ،عكس هايت همه با لبخندند !!
    و نمي دانست عكاس كه مي گويد سيب . . . من ياد حماقت حوا مي افتم و پوزخند مي زنم ...


  10. Top | #9

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    نوشته ها
    327
    میانگین پست در روز
    0.42
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    5,367
    تشکر شده 1,018 در 289 پست
    حالت من
    LEH
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام...
    بابت رمان جدید تبریک میگم...
    تا اینجاش خیلی قشنگ و عالیه...
    با این که شخصیت اول یعنی رزا یکمی لوسه ولی بازم دوسش دارم چون از اون لوسای دوست داشتنیه...
    فقط یه چیزی که به نظرم اشکاله خیلی کوچیکیه اینه که بعض جاهاش کتابی بود بعضی جاهاش عامیانه...
    ولی کلا قلمت فوق العاده است و من از همه رمانات لذت بردم...
    ممنون...
    دنیای ما اندازه هم نیست..... من عاشق بارون و گیتارم.....
    من روزها تا ظهر می خوابم... من هر شبو تا صبح بیدارم.....
    دنیای ما اندازه هم نیست..... من خیلی وقتا ساکتم سردم....
    وقتی که میرم تو خودم شاید... پاییز سال بعد برگردم......
    دنیای ما اندازه هم نیست..... میبوسمت اما نمی مونم.....
    تو دائم از آینده می پرسی.... من حال فردامم نمی دونم....
    تو فکر یک آغوش محکم باش.. آغوش این دیوونه محکم نیست....
    صد بار گفتم باز یادت رفت..... دنیای ما اندازه هم نیست.......


    مـانـدگـار هـای نـود و هـشـتـیـا |
    توصیه می شود...
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید




  11. 16 کاربر از پست KATHRINE تشکر کرده اند .


  12. Top | #10

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    بهمن 1388
    نوشته ها
    2,999
    میانگین پست در روز
    1.75
    محل سکونت
    اصفهان
    تشکر از کاربر
    18,007
    تشکر شده 1,375,629 در 3,868 پست
    حالت من
    Badjens
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط *mahsa* نمایش پست ها

    خودمو جر دادم اولی باشم
    فعلا فقط پست اولو خوندم نقد میکنم
    وقتی اولین خط رو خوندم گفتم ابرفض معلوم نیتس اینا دیگه چقد پولدارن! ماشالله همه رو گذاشتن تو جیب کوچیکشون
    اما چیزی که شروعش رو قشنگ کرده بود توصیفات بود! رزا به هر چیزی میرسید اونو قشنگ وصف میکرد! ولی بازم بعضی جاها توصیفاش میلنگید مثا گفت از سالن ها رد شد تا بره پیش پدر و مادرش فک کنم! خوب خونه چجوری بود که این سالن ها وسط راهش بودن؟
    یه جمله ای هم بود که مخاطب رو مخاطب قرار داده بود که گفتی نمیدونستی چیکارش کنی به نظرم اگه حتی اون جمله هم حذف میشد مشکلی پیش نمیومد همه میدونن تو این سن چقد دخترا پسرا جو گیرن
    سبک نگارشش هم با اونکه یکم ادبی میزد و همش عامیانه میشد و بعد دوباره ادبی میشد ولی چون متفاوت بود خوشم اومد
    شخصیت اصلی واقعا دخر لوسیه اه اه
    من تو این موندم پدر و مادره چقدر اولا دوما واسه خودشون ردیف کردن! تو چند خط جفتشون موارد میشمردن واس ما

    منظور راهرو ها بوده ... باید ویرایشش کنم ... سالنم کجا بود بابا؟!
    آره اون مشکله ... امشب ویراشش می کنم مخاطب ومخاطب و مخاطبو
    یعنی می گی سبک نگارش رو ویرایش نکنم ... گفتم که چون اونی که تایپ کردم ادبیه و الان دارم عامیانه اش می کنم یه جاهایی از قلم می افته ...

    آره رزا یه شخصیت لوس داره که باید ببینم قراره چه ها بشه!

    پدر و مادره چی؟ آخریه رو نفهمیدم


صفحه 1 از 107 12345112651101 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. معرفی و نقد رمان توسکا | هما پور اصفهانی کاربر انجمن
    توسط باران 69 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 2004
    آخرین نوشته: 1393,07,11, ساعت : 11:42
  2. رمان تقاص | هما پور اصفهانی کاربر انجمن
    توسط باران 69 در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 574
    آخرین نوشته: 1392,05,07, ساعت : 10:53
  3. تقاص اشتباه | پرستو.م کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط parastoo_joon در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 101
    آخرین نوشته: 1392,04,02, ساعت : 01:29

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •