ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
معرفی و نقد رمان نارگل | zmnm کاربر انجمن
bamilo

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 37
  1. Top | #1

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1392
    نوشته ها
    303
    میانگین پست در روز
    0.57
    محل سکونت
    خونمون
    تشکر از کاربر
    620
    تشکر شده 13,421 در 304 پست
    حالت من
    ShadOsarhal
    اندازه فونت

    پیش فرض معرفی و نقد رمان نارگل | zmnm کاربر انجمن

    سلااااااام دوستای نودوهشتی


    خیلی خوشحالم که دارم رمانم رو اینجا میذارم

    رمان نارگل | zmnm کاربر انجمن

    این رمان هنوز تموم نشده اما سه پنجمش رو نوشتم و کم کم اینجا میذارم


    برای اومدن بقیه ی شخصیتهای اصلی باید یه کم صبور باشین
    سعی میکنم زود به زود پست بذارم
    امیدوارم از رمانم خوشتون بیاد چون سعی کردم موضوعش تکراری نباشه

    نقد هم فراموش نشه لطفا

    داستانم هم غم توشه هم عشق هم شادی

    کل کل هم داره ولی نه زیاد بیشتر خواستم زندگی واقعی رو نشون بدم کی تموم میشه هم خدا عالمه


    مقدمه :لبخند غمگین و خسته ای بهم زد و گفت :خوبی؟ سرمو انداختم پایین و گفتم :بله آقاجون ...! دوباره پرسید:واقعا؟واقعا خوبی؟! سرمو تکون دادم که آره...نفس عمیقی کشید و گفت :خوب پس اگه واقعا حالت خوبه به حرفام خوب گوش کن...میخوام برات یه قصه بگم ...یه روز یه پیرمرد بود که شش تا دختر داشت...شش تا در از درهای بهشت بروش باز بود ...خداروشکر دختراش هم با مردای خوبی ازدواج کردن ، هم زندگی خوبی داشتن هم شوهراشون برای پیرمرد مثل یه پسر بودن ، یعنی تو همه کارها هواشو داشتن، خیلی کارها براش کردن چه کمک تو مزرعه اش چه وقتی قلبش مشکل داشت و تو بیمارستان کنارش بودن و یه لحظه هم تنهاش نذاشتن...وقتی دختر اخری یعنی سوگلیش خواست از خونه اش بره دلش گرفت و فکر کرد تنها شده...اما...آقاجون آه بلندی کشید دستمو فشاری داد و ادامه داد:اما حالا اون پیرمرد تنها غصه اش دختر ته تغاریشه...

    نارگل قصه زندگیه دختری از خطه شمال ایرانه که با یه اتفاق بد تو زندگیش بهش لقب شوم ونحس داده میشه و در این گیرودار دانشگاه قبول میشه و به خاطر خانواده اش میره تا سربلند برگرده و تا دیگه کسی اتهام شوم بودن رو بهش نزنه ولی تو دانشگاه اتفاقایی براش میافته که باید کتاب رو بخونین تا متوجه بشین میدونم خلاصه نویس خوبی نیستم شما به بزرگی خودتون ببخشید دوستان
    ویرایش توسط zmnm : 1392,02,26 در ساعت ساعت : 00:12

  2. 5 کاربر از پست zmnm تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    آبان 1391
    نوشته ها
    50
    میانگین پست در روز
    0.07
    محل سکونت
    مانده ام در راه!!
    تشکر از کاربر
    1,592
    تشکر شده 171 در 57 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام خانوم نویسنده!
    رمانتون خیلی خوبه....
    قلم خیلی خوبی دارید!
    بی صبرانه منتظر ادامه رمان هستم!
    همیشه ساکن اعماق کوچه می ماند

    کبوتری که دلش آسمان نمیخواهد!




  4. کاربر زیر از پست نــاز نوش تشکر کرده است .


  5. Top | #3

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1392
    نوشته ها
    303
    میانگین پست در روز
    0.57
    محل سکونت
    خونمون
    تشکر از کاربر
    620
    تشکر شده 13,421 در 304 پست
    حالت من
    ShadOsarhal
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط نــاز نوش نمایش پست ها
    سلام خانوم نویسنده!
    رمانتون خیلی خوبه....
    قلم خیلی خوبی دارید!
    بی صبرانه منتظر ادامه رمان هستم!
    متشکرم عزیزم سعیمو میکنم زود زود پست بذارم

  6. کاربر زیر از پست zmnm تشکر کرده است .


  7. Top | #4

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1392
    نوشته ها
    1,015
    میانگین پست در روز
    1.94
    محل سکونت
    خونمون
    تشکر از کاربر
    5,629
    تشکر شده 2,366 در 670 پست
    حالت من
    LEH
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام
    رمان زیبایی میشه
    بی صبرانه منتظرشم
    موفق باشی

  8. کاربر زیر از پست baran-mf تشکر کرده است .


  9. Top | #5

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    مهر 1391
    نوشته ها
    70
    میانگین پست در روز
    0.09
    محل سکونت
    روی زمین
    تشکر از کاربر
    7,815
    تشکر شده 246 در 89 پست
    حالت من
    Relax
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام عزیزم رمانت عالیه واقعا قشنگه شخصیت اول داستانت هم واقعا شخصیت خیلی قشنگی داره ولی خیلی دیر به دیر میذاری تازه هروقتم میذاری کم میداری تورو خدا دیر به دیر که میداری حداقل زیاد بذار ما گناه داریم

  10. کاربر زیر از پست مطی خودمون تشکر کرده است .


  11. Top | #6

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1392
    نوشته ها
    303
    میانگین پست در روز
    0.57
    محل سکونت
    خونمون
    تشکر از کاربر
    620
    تشکر شده 13,421 در 304 پست
    حالت من
    ShadOsarhal
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط مطی خودمون نمایش پست ها
    سلام عزیزم رمانت عالیه واقعا قشنگه شخصیت اول داستانت هم واقعا شخصیت خیلی قشنگی داره ولی خیلی دیر به دیر میذاری تازه هروقتم میذاری کم میداری تورو خدا دیر به دیر که میداری حداقل زیاد بذار ما گناه داریم
    مچکرم از لطفت چشم حتمن سعیمو میکنم بیشتر از این پست بذارم

  12. کاربر زیر از پست zmnm تشکر کرده است .


  13. Top | #7

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1392
    نوشته ها
    41
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    بهشت پنهان
    تشکر از کاربر
    17,694
    تشکر شده 130 در 63 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام عزیزم رمانت عالیه واقعا قشنگه ولی خیلی دیر به دیر میذاری تازه هروقتم میذاری کم میداری تورو خدا سعی کن تعداد پستا رو بیشتر کنی .مرسی موفق باشی

  14. 2 کاربر از پست ghazal rad تشکر کرده اند .


  15. Top | #8

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1392
    نوشته ها
    383
    میانگین پست در روز
    0.71
    محل سکونت
    اهواز
    تشکر از کاربر
    21,258
    تشکر شده 1,198 در 374 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض نارگل

    سلام خسته نباشی رمانت قشنگه نثرت هم شیوا و دلنشینه فقط من آخرش متوجه نشدم این مریم چرا اولا از نارگل بدش میومد بعدش این کاوه خان تابلوئه که نارگلو دوست داره چرا متوجه نیست این دختر آخه؟اما رفتار نارگل واقعا متین و خانمانه است دستت درد نکنه و خسته نباشی.

  16. کاربر زیر از پست سامیه12 تشکر کرده است .


  17. Top | #9

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    آبان 1391
    نوشته ها
    50
    میانگین پست در روز
    0.07
    محل سکونت
    مانده ام در راه!!
    تشکر از کاربر
    1,592
    تشکر شده 171 در 57 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام زینب جونی...
    داستان داره خوب پیش میره...
    هم کاوه و هم نارگل شخصیتای خوبین...
    ممنونم
    تند تند بذار لدفااا

  18. کاربر زیر از پست نــاز نوش تشکر کرده است .


  19. Top | #10

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1392
    نوشته ها
    303
    میانگین پست در روز
    0.57
    محل سکونت
    خونمون
    تشکر از کاربر
    620
    تشکر شده 13,421 در 304 پست
    حالت من
    ShadOsarhal
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام سامیه جان مرسی که دنبال میکنی رمانمو
    مریم سر همون امتحان و اینکه نارگل درسخون بوده خیلی چشم دیدنشو نداشته چون خودشم به قولی خرخون بود خخخخ
    نارگل نمیتونه پی به علاقه کاوه ببره چون خودش درگیره ... درسته کاوه تازگی بهش علاقمند شده ولی دیگه داریم نزدیک میشیم که چرا نارگل نمیفهمه یا خودشو به نفهمی میزنه
    ویرایش توسط zmnm : 1392,09,24 در ساعت ساعت : 00:46

  20. کاربر زیر از پست zmnm تشکر کرده است .


صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. رمان نارگل | zmnm کاربر انجمن
    توسط zmnm در انجمن تایپ رمان
    پاسخ ها: 162
    آخرین نوشته: 1393,08,02, ساعت : 00:20
  2. معرفی و نقد رمان قسم | kyana کاربر انجمن
    توسط Mahed در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 1
    آخرین نوشته: 1393,03,06, ساعت : 00:11
  3. پاسخ ها: 21
    آخرین نوشته: 1393,03,05, ساعت : 23:49
  4. هم جنس .. از اتش | melani* کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط melani* در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 47
    آخرین نوشته: 1392,04,12, ساعت : 12:08

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •