تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 37
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    1392,02,23
    عنوان کاربر
    کاربر متوسط
    نوشته ها
    281
    میانگین پست در روز
    0.64
    محل سکونت
    خونمون
    تشکر از کاربر
    561
    تشکر شده 12,357 در 288 پست

    پیش فرض معرفی و نقد رمان نارگل | zmnm کاربر انجمن

    سلااااااام دوستای نودوهشتی


    خیلی خوشحالم که دارم رمانم رو اینجا میذارم

    رمان نارگل | zmnm کاربر انجمن

    این رمان هنوز تموم نشده اما سه پنجمش رو نوشتم و کم کم اینجا میذارم


    برای اومدن بقیه ی شخصیتهای اصلی باید یه کم صبور باشین
    سعی میکنم زود به زود پست بذارم
    امیدوارم از رمانم خوشتون بیاد چون سعی کردم موضوعش تکراری نباشه

    نقد هم فراموش نشه لطفا

    داستانم هم غم توشه هم عشق هم شادی

    کل کل هم داره ولی نه زیاد بیشتر خواستم زندگی واقعی رو نشون بدم کی تموم میشه هم خدا عالمه


    مقدمه :لبخند غمگین و خسته ای بهم زد و گفت :خوبی؟ سرمو انداختم پایین و گفتم :بله آقاجون ...! دوباره پرسید:واقعا؟واقعا خوبی؟! سرمو تکون دادم که آره...نفس عمیقی کشید و گفت :خوب پس اگه واقعا حالت خوبه به حرفام خوب گوش کن...میخوام برات یه قصه بگم ...یه روز یه پیرمرد بود که شش تا دختر داشت...شش تا در از درهای بهشت بروش باز بود ...خداروشکر دختراش هم با مردای خوبی ازدواج کردن ، هم زندگی خوبی داشتن هم شوهراشون برای پیرمرد مثل یه پسر بودن ، یعنی تو همه کارها هواشو داشتن، خیلی کارها براش کردن چه کمک تو مزرعه اش چه وقتی قلبش مشکل داشت و تو بیمارستان کنارش بودن و یه لحظه هم تنهاش نذاشتن...وقتی دختر اخری یعنی سوگلیش خواست از خونه اش بره دلش گرفت و فکر کرد تنها شده...اما...آقاجون آه بلندی کشید دستمو فشاری داد و ادامه داد:اما حالا اون پیرمرد تنها غصه اش دختر ته تغاریشه...

    نارگل قصه زندگیه دختری از خطه شمال ایرانه که با یه اتفاق بد تو زندگیش بهش لقب شوم ونحس داده میشه و در این گیرودار دانشگاه قبول میشه و به خاطر خانواده اش میره تا سربلند برگرده و تا دیگه کسی اتهام شوم بودن رو بهش نزنه ولی تو دانشگاه اتفاقایی براش میافته که باید کتاب رو بخونین تا متوجه بشین میدونم خلاصه نویس خوبی نیستم شما به بزرگی خودتون ببخشید دوستان
    ویرایش توسط zmnm : 1392,02,26 در ساعت ساعت : 12:12 قبل از ظهر

  2. 5 کاربر از پست zmnm تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    1391,08,27
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    نوشته ها
    49
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    مانده ام در راه!!
    تشکر از کاربر
    1,587
    تشکر شده 171 در 57 پست

    پیش فرض

    سلام خانوم نویسنده!
    رمانتون خیلی خوبه....
    قلم خیلی خوبی دارید!
    بی صبرانه منتظر ادامه رمان هستم!
    همیشه ساکن اعماق کوچه می ماند

    کبوتری که دلش آسمان نمیخواهد!




  4. کاربر زیر از پست نــاز نوش تشکر کرده است .


  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    1392,02,23
    عنوان کاربر
    کاربر متوسط
    نوشته ها
    281
    میانگین پست در روز
    0.64
    محل سکونت
    خونمون
    تشکر از کاربر
    561
    تشکر شده 12,357 در 288 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط نــاز نوش نمایش پست ها
    سلام خانوم نویسنده!
    رمانتون خیلی خوبه....
    قلم خیلی خوبی دارید!
    بی صبرانه منتظر ادامه رمان هستم!
    متشکرم عزیزم سعیمو میکنم زود زود پست بذارم
    فقط چند لحظه کنارم بشین
    یه رویای کوتاااااه تنها همین
    ته ارزوهای من این شده
    ته ارزوهای مارو ببین

  6. کاربر زیر از پست zmnm تشکر کرده است .


  7. Top | #4

    تاریخ عضویت
    1392,02,29
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    969
    میانگین پست در روز
    2.24
    محل سکونت
    خونمون
    تشکر از کاربر
    5,001
    تشکر شده 2,222 در 627 پست
    حالت من
    LEH

    پیش فرض

    سلام
    رمان زیبایی میشه
    بی صبرانه منتظرشم
    موفق باشی

  8. کاربر زیر از پست baran-mf تشکر کرده است .


  9. Top | #5

    تاریخ عضویت
    1391,07,13
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    نوشته ها
    107
    میانگین پست در روز
    0.16
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    7,310
    تشکر شده 239 در 84 پست
    حالت من
    Relax

    پیش فرض

    سلام عزیزم رمانت عالیه واقعا قشنگه شخصیت اول داستانت هم واقعا شخصیت خیلی قشنگی داره ولی خیلی دیر به دیر میذاری تازه هروقتم میذاری کم میداری تورو خدا دیر به دیر که میداری حداقل زیاد بذار ما گناه داریم

  10. کاربر زیر از پست مطی خودمون تشکر کرده است .


  11. Top | #6

    تاریخ عضویت
    1392,02,23
    عنوان کاربر
    کاربر متوسط
    نوشته ها
    281
    میانگین پست در روز
    0.64
    محل سکونت
    خونمون
    تشکر از کاربر
    561
    تشکر شده 12,357 در 288 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط مطی خودمون نمایش پست ها
    سلام عزیزم رمانت عالیه واقعا قشنگه شخصیت اول داستانت هم واقعا شخصیت خیلی قشنگی داره ولی خیلی دیر به دیر میذاری تازه هروقتم میذاری کم میداری تورو خدا دیر به دیر که میداری حداقل زیاد بذار ما گناه داریم
    مچکرم از لطفت چشم حتمن سعیمو میکنم بیشتر از این پست بذارم

  12. کاربر زیر از پست zmnm تشکر کرده است .


  13. Top | #7

    تاریخ عضویت
    1392,02,29
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    نوشته ها
    38
    میانگین پست در روز
    0.09
    محل سکونت
    بهشت پنهان
    تشکر از کاربر
    17,694
    تشکر شده 129 در 62 پست

    پیش فرض

    سلام عزیزم رمانت عالیه واقعا قشنگه ولی خیلی دیر به دیر میذاری تازه هروقتم میذاری کم میداری تورو خدا سعی کن تعداد پستا رو بیشتر کنی .مرسی موفق باشی

  14. 2 کاربر از پست ghazal rad تشکر کرده اند .


  15. Top | #8

    تاریخ عضویت
    1392,02,14
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    423
    میانگین پست در روز
    0.95
    محل سکونت
    اهواز
    تشکر از کاربر
    17,155
    تشکر شده 1,072 در 337 پست

    پیش فرض نارگل

    سلام خسته نباشی رمانت قشنگه نثرت هم شیوا و دلنشینه فقط من آخرش متوجه نشدم این مریم چرا اولا از نارگل بدش میومد بعدش این کاوه خان تابلوئه که نارگلو دوست داره چرا متوجه نیست این دختر آخه؟اما رفتار نارگل واقعا متین و خانمانه است دستت درد نکنه و خسته نباشی.

  16. کاربر زیر از پست سامیه12 تشکر کرده است .


  17. Top | #9

    تاریخ عضویت
    1391,08,27
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    نوشته ها
    49
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    مانده ام در راه!!
    تشکر از کاربر
    1,587
    تشکر شده 171 در 57 پست

    پیش فرض

    سلام زینب جونی...
    داستان داره خوب پیش میره...
    هم کاوه و هم نارگل شخصیتای خوبین...
    ممنونم
    تند تند بذار لدفااا

  18. کاربر زیر از پست نــاز نوش تشکر کرده است .


  19. Top | #10

    تاریخ عضویت
    1392,02,23
    عنوان کاربر
    کاربر متوسط
    نوشته ها
    281
    میانگین پست در روز
    0.64
    محل سکونت
    خونمون
    تشکر از کاربر
    561
    تشکر شده 12,357 در 288 پست

    پیش فرض

    سلام سامیه جان مرسی که دنبال میکنی رمانمو
    مریم سر همون امتحان و اینکه نارگل درسخون بوده خیلی چشم دیدنشو نداشته چون خودشم به قولی خرخون بود خخخخ
    نارگل نمیتونه پی به علاقه کاوه ببره چون خودش درگیره ... درسته کاوه تازگی بهش علاقمند شده ولی دیگه داریم نزدیک میشیم که چرا نارگل نمیفهمه یا خودشو به نفهمی میزنه
    ویرایش توسط zmnm : 1392,09,24 در ساعت ساعت : 12:46 قبل از ظهر

  20. کاربر زیر از پست zmnm تشکر کرده است .


صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. رمان نارگل | zmnm کاربر انجمن
    توسط zmnm در انجمن تایپ رمان
    پاسخ ها: 147
    آخرین نوشته: 1393,04,21, ساعت : 07:20 قبل از ظهر
  2. معرفی و نقد رمان قسم | kyana کاربر انجمن
    توسط Mahed در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 1
    آخرین نوشته: 1393,03,06, ساعت : 12:11 قبل از ظهر
  3. پاسخ ها: 21
    آخرین نوشته: 1393,03,05, ساعت : 11:49 بعد از ظهر
  4. هم جنس .. از اتش | melani* کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط melani* در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 47
    آخرین نوشته: 1392,04,12, ساعت : 12:08 بعد از ظهر

نمایش کاربران بازدید کننده از موضوع : 48

You do not have permission to view the list of names.

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •