آپلود سنتر
ابزار
دانلود رمان
تبلیغات
تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    1388,09,10
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    3,825
    میانگین پست در روز
    2.25
    محل سکونت
    خوزستان، ماهشهر
    تشکر از دیگران
    22,350
    تشکر شده 459,524 در 4,674 پست
    حالت من :
    LEH

    Wink داستان و شعر کودکانه : بزبزقندی

    داستان و شعر کودکانه 2-7 سال
    داستان : بز بز قندی
    بزبز قندی / بازنویس ناهید رشید
    تهران بابونه 1385 / 12 صفحه
    روزی روزگاری در یک جنگل سبز یک بزبزقندی با سه بزغالش زندگی میکردن . بزبز قندی اسم بچه هاش رو گذاشته بود : شنگول ، منگول و حبه انگور .
    بز بز قندی همیشه بچه ها رو نصیحت میکرد و میگفت هرگز در را به روی کسی که نمیشناسند باز نکنند و خیلی مواظب آقا گرگه باشند . او میگفت که آقا گرگه همیشه تو کمینه .
    یک روز بزبز قندی تصمیم گرفت برای خرید از کلبه بیرون بره . او به بچه هاش گفت : « شنگولم ، منگولم ، حبه انگورم ، من دارم میرم . رد رو رو کسی باز نکنین ها . »
    بچه ها با هم گفتند :« نه مامان بزی ، خیالت راحت باشه . »
    بزبز قندی بچه ها رو بوسید و خداحافظی کرد و رفت .
    حالا براتون بگم از آقا گرگه که پشت درختها ایستاده بود و کلبه بزبز قندی رو تماشا میکرد . وقتی بزبز قندی از کلبه بیرون رفت آقا گرگه خوشحال شد . او میخواست برای نهار سه بزغاله خوشمزه بخوره . کمی که گذشت آقا گرگه به طرف کلبه رفت و در زد .
    بچه ها پرسیدند : « کیه کیه در میزنه ؟ »
    گرگه گفت : « منم منم مادرتون . مادر مهربونتون . غذا آوردم براتون . دروباز کنین . »
    بچه ها گفتند : مامان ما صدای لطیف و نازکی داشت . صدای تو کلفته . تو مادر ما نیستی . »
    گرگه همانجا ایستاد و فکر کرد و چند دقیقه بعد دوباره در زد و با صدای نازکی گفت : « بچه های خوب من . من مادرتون هستم ، در رو باز کنین . »
    بچه ها گفتند : « اگه تو مامان ما هستی دستاتو از زیر در نشون بده . »
    آقا گرگه دستهاشو از زیر در نشون داد .
    بچه ها گفتند : « واه واه واه . چه دستهای سیاهی ، چه ناخونای بلندی ، مامان ما دستهای سفید و خوشکلی داشت و ناخوناش کوتاه و تمیز بود . تو مامان ما نیستی . »
    آقا گرگه کمی فکر کرد و بعد به طرف آسیاب دوید ، دستهاشو تو آرد فرو برد ، ناخوناشو کوتاه کرد ، به طرف کلبه دوید و دستهاشو از زیر در نشون داد .
    بچه ها گفتند : « مامان ما حنا به دست داشت . تو مامان ما نیستی . »
    آقا گرگه به طرف خونه دوید ، دستهاشو حنا بست و به سرعت برق و باد به کلبه مامان بزی برگشت .
    بچه ها با دیدن دستهای سفید و حنا بسته گرگ ناقلا ، گول خوردند و در رو باز کردن . آقا گرگه به داخل کلبه پرید و بچه ها رو دنبال کرد .
    حبه انگور که از همه کوچیکتر بود به داخل تنور پرید و قایم شد ولی شنگول و منگول بیچاره جایی برای قایم شدن پیدا نکردند .
    خلاصه گرگ ناقلا در یک چشم به هم زدن بزغاله ها را قورت داد ، لبهایش را لیسید و با خوشحالی گفت : « به به چه ناهار خوشمزه ای نوش جان کردم . اون یکی بزغاله باشه برای بعد . الان شکمم جا نداره . »
    و بس که سنگین شده بود همانجا نشسته خوابش برد .
    حالا بشنوید از مامان بزی : او با سبد خرید از شهر برگشت ولی چه چیزی دید ؟
    گرگ ناقلا با شکم باد کرده وسط کلبه دراز به دراز افتاده بود و اثری از بچه ها نبود .
    بز بز قندی بر سر خود کوبید و شروع به گریه کرد . حبه انگور که صدای مامان بزی رو شنید از تنور بیرون پرید و اشک ریزون ماجرا را تعریف کرد .
    بز بز قندی عصبانی شد . چاقوی آشپزخونه را برداشت ، به طرف گرگ پرید و شکمش رو پاره کرد . شنگول و منگول بیرون پریدند و مادرشون رو بوسیدند .
    بزبزقندی شکم آقا گرگه رو پر از کاه کرد و اونو دوخت بعد گرگ گریان را با لگد از خونه بیرون انداخت .
    بچه ها که درس بزرگی گرفته بودند به مامانشون قول دادن که همیشه حواسشون جمع باشه و گول کسی رو نخورن .
    و بچه های خوب شما هم به یاد داشته باشید :
    گرگ بدجنس شاید به صورت یه آدم در کمین شما باشه . همیشه به حرف مادرتون گوش کنید و در را بروی کسی که نمیشناسین باز نکنین .

  2. 2 کاربر از پست miss.no1.2004 تشکر کرده اند .


موضوعات مشابه

  1. گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |23 مرداد
    توسط آنیتا در انجمن اخبار و مطالب مفید روز
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 1389,05,23, ساعت : 10:35 قبل از ظهر
  2. رمان من بی او | sara_girl کاربر سایت پی سی ورلد
    توسط a.s.a.l در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: 1389,05,01, ساعت : 10:05 قبل از ظهر
  3. گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |29 تير
    توسط آنیتا در انجمن اخبار و مطالب مفید روز
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 1389,04,29, ساعت : 09:58 قبل از ظهر
  4. گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |26 تيرماه
    توسط آنیتا در انجمن اخبار و مطالب مفید روز
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 1389,04,26, ساعت : 10:04 قبل از ظهر

نمایش کاربران بازدید کننده از موضوع : 4

You do not have permission to view the list of names.

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •