بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۹ مرداد ۱۳۹۲, ۱۱:۰۰ قبل از ظهر   #561 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
doubtfull آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +9 امتیاز     
پیش فرض

درود بر نویسنده نودوهشتی

پست اخری که گذاشته شد برای اتفاقاتی بود که دراینده می افتاد یانه یک رویا بود؟؟؟

اخه من واقعا گیج شدم ...پست قبلیکه داشتن اهنگ گوش میدادن یهورسید به اونجا....

ولی بااینحال دیدار خیلی عوض شده بود ...همش سعی میکرد ارومش کنه ...کاریکه از دیداربعید بود ....عقاب همون عقاب بود

....زورگو خصلتشو حفظ کرده بود ....
doubtfull آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۹ مرداد ۱۳۹۲, ۱۲:۱۸ بعد از ظهر   #562 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
~MOzhdeh.E~ آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +10 امتیاز     
پیش فرض

ســــــــلام و درودخوبی؟خوشی؟
بدجوری گیج شدم مناین فلش بک های داستان عجیب گیج کنندس

نقل قول:
فشاری به دستم آورد و گرفته گفت-تو دیگه تو اون خراب شده نمیری... بگیر بخواب!
نمی دونم چرا فکر می کنم منظور عقاب از "خراب شده" خونه دیدارشون بوده
نقل قول:
محکمتر بغلم کرد و نرم گفت-تا وقتی من شوهرتم، حرف حرف منه! تموم که شد...

این "تموم که شد" عقاب بدجور عجیب بودمگه این دوتا همدیگه رو دوست ندارن؟پس یعنی چه اتفاقی افتاده در این حد که عقاب حاضره این ازدواجو تموم کنه؟

نقل قول:
اشک تبدیل شد به هق هق... سرم رو توی سینه اش پنهون کردم... آره حق داشت! حق داشت... حق داشت انتقام بگیره، ولی... ولی حق نداشت...
زار زدم...
این یعنی که عقاب می خواد انتقام بگیره از دیدار به خاطر کارایی که کردهولی دیدار هم گناه داره یه جوری تو این فلش بک ها دیدار خعلی مظلومه
به هر حال این فلش بک هایی که به ندرت تو داستان زده میشه خعلی معمایی و سوال برانگیز هستن و داستانو خعلی جذاب تر می کننبه شدت منتظر ادامش هستم
ممنون که هستی و می نویسی:)
خسته نباشی و ممنون به خاطر قلم فوق العاده و جذابت



 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


رمانای فوق العاده و متفاوتی که خوندن دارن:


 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


~MOzhdeh.E~ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۹ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۴۶ بعد از ظهر   #563 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
پریا مقدم آواتار ها
 
پریا مقدم به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +8 امتیاز     
پیش فرض

من کلا همیشه با فلش بک مشکل داشتم.قاطی میکنم.
تا الان خیلی رمان جالبی بوده.فقط این رفتارای عقاب خیلی ضد و نقیضه.
ممنون



اسمش را می گذارم ، دوست مجازی . . . امـــا . . . آن سو یک آدم حقیقی نشسته . . . !

پری نوشته ها


هــم انــدیــشــان 370
پریا مقدم آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۱ مرداد ۱۳۹۲, ۰۳:۲۰ بعد از ظهر   #564 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
Ms. JOKER آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +8 امتیاز     
پیش فرض

بسیااار جالب مینویسید...
من ی خرده قاطی کردم ب این خاطر ک این دیدار داره اَ همین الآن دلبسته ی عقاب میشه اما ی جایی توی فلش فورواد میگه فک نمیکردم یروزی برسه ک اینجوری دنبالش باشم .. کلا معماهای زیادی برام ایجاد کرده!
ممنون از قلمِ قویتون. پاینده باشید..



Together We Stand
Divided We Fall
Ms. JOKER آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۴ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۱۵ قبل از ظهر   #565 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
raha.ss آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +7 امتیاز     
پیش فرض

سلام.گمونم اولین باره واستون نقد میذارم اما توفیق خوندن و لذت بردن از همه ی رمانهاتون رو داشتم.
ببین این دیدار چی سر بینوا عقاب به اون عاقلی و خونسردی آورده که رفتاراش اینقدر متناقض شده مثلا:
"صداتو ببر دیدار...خفه شو... خیلی حرف بزنی کلامون میره تو هم... چشماتو ببند و ...
یه بوسه نشوند رو چشمام... "
قلمتون مانا
raha.ss آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۵ مرداد ۱۳۹۲, ۰۴:۱۴ قبل از ظهر   #566 (لینک مستقیم)
کاربر فعال معرفی و نقد کتاب
 
الهه50 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +6 امتیاز     
پیش فرض

اقا اوید خدا وکیلی واسه یه پستی که نه سرش معلومه نه تهش چطوری نقد بنویسم حداقل این پست اخری رو تکمیل میکردین.... تو زیبایی رمانتون که حرفی نیست واسه پستها هم که کنجکاوم در حد لالیگا معماها که حل نشده هیچ هی بهشون اضافه میشه مثلا اینکه کنجکاوم بدونم چطور سرنوشت طالع این دوتا دشمن خونی رو یکجا قلم زد یا بعد از ازدواج چه مسئله ای باعث شده عقاب سر دوراهی گیر کنه که یه دلش میخواد دیدار رو طلاق بده واز طرفی دوریشو طاقت نمیاره لطفا تا مغزم ارور نزده یه محبتی بکنید بیاین بگین چه خبره



کتابهایی که بیشتر از همه دوست دارم :سجده برعشق -اسطوره-قمار ابرو--اپامه-تورا منتظرم-درقیر شب-فریب-لالایی بیداری-اوای فاخته-شکست حباب-مرد قد بلند-نقطه سرخط -تلخ تراز اسپرسو-هوای تو-ضربان-پروانه من-پرواز یک پری-بهاران راباور کن-از هیچ تا تمام من-من..بهای کانایا نیستم-مقدر-صفورا-هم اطاقی-بن بست-حکم دل-اعدام یا انتقام-غم نبودنت-بازی زیبایی-نابهنگام-قصه نازگل-عروس هزار داماد- بختک-
-پاییز بی مهر-فکر هدیه-از عشق بدم بدم بدم میاد-اهای تموم زندگیم -تیغ کند-عمر هیچ درختی ابدی نیست-زخم دلم-
تکرار محبت-پشت ان سیاهی-رسوب-درسکوت خفته فریادم-من خیال میکردم-ببار بارون-نذار دنیارو دیوونه کنم-یادم تورا فراموش-انعقاد نطفه ای سیاه-بی بی بی دل --اهو وحشی- اشوبگر- شهریور چشمهایت-نیلوفر مرداب -از غزل تا غزل-غیر معمولی-دل داده ام برباد-تراکم تنهایی-حصار تنهایی قلبم-ازماهان تا هیوا-گل یخ-ورطه-ثانیه های نفس گیر-انعکاس-کیستار-پریدن از خوابی به مرگ چسبیده -بستنی تلخ-زندگی بدون تو-ازتو به خود رسیدم-نهال بی شکوفه
اولین خاطره تلخ-انتقام میگیرد-تقصیر ما نبود -سیب سرخ وجودم-بازیگر-ارامش منی-در لابلای ضعف و غرور-خط خطی های عاشقانه--دلیار-روز93-الهه شب -یکروزبا ما یکروز برما-روی همچون ماهت-ازتو بخود رسیدم-شین های عاشقانه حوا-نیلوفر رویایی-شرعی ولی غیر قانونی-به جرم کدام گناه نکرده-مرادوباره اغاز کن-نیلوفر رویایی-مردمن-فرشته -مرد ایده ال-ترک های قلبم-طلوع از مغرب-روی خط عشق-نفوذی-پژواک تردید-گفته بودم مثه نفس دوست دارم-لاتاری-








الهه50 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ مرداد ۱۳۹۲, ۱۱:۱۱ بعد از ظهر   #567 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
behtarin_pari آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض

سلام آقا سید آوید عزیز من یکی از طرفداران رمانهای قشنگتون هستم ،این رمان هم تازه شروع به خوندنش کردم شروع خوب وپر هیجانی داشت امیدوارم تا آخرش همنطور خوب پیش بره ،از شخصیت دخترش هم خیلی خوشم میاد چون با اینکه خیلی مغروره اما این موضوع را از دید خود شخص دیدار اینقدر خوب توضیح دادی که بنظر نمیاد از محبوبیتش در داستان کم کنه،اولین رمانی که ازشما خوندم رمان حریری به رنگ آبان بود که الحق عالی نوشته بودی ،امیدوارم که همیشه سلامت وموفق باشی.
behtarin_pari آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۸ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۱۳ قبل از ظهر   #568 (لینک مستقیم)
Banned
 
خانم فسقلی آواتار ها
 
خانم فسقلی به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +6 امتیاز     
Red face

سلام
به توصیه ی یکی از دوستان ( صبا ) کتابتون رو شروع کردم به خوندن
جنس قلمتون عجیب به دل میشینه
ساده و روان
بی غل و غش!
بی حاشیه سر اصل مطلب می رید و منظور رو می رسونید
به جرئت می تونم بگم جز اون دسته از رمان نویسا هستید که واقع نویس هستن!
شخصیت دختره داستان کاملا واقعیه و بسیار تو زندگی روزمره دیده میشه!
فقط امیدوارم زودتر تموم بشه و مارو چشم انتظار نذارید
موفق باشید نویسنده ی گرامی
خانم فسقلی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۹ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۱۰ بعد از ظهر   #569 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
رزصورتی آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض

واسه چهارمین بار یه " چیزی " مجبورم کرد بعد ِ خوندن حرف یزنم ! خیلی وقت پیش مروارید های احساسو از لیست کتابا دانلود کردم ... تموم که شد چشمم افتاد به اسم نویسنده !اولین بار بود که با این اسم روبرو میشدم اما ریتم اسم " آوید " انگاری بار مذکر بودن ِ این اسمو القا میکرد ولی تا وقتی " خانومی ِ خوشگلم مهدیس نازنینم " ِ تهشو نخوندم باورم نمیشد یه آقا اینقدر دقیق از احساسات ِ شکننده و به قول ِ داداشم هردمبیل ِ خانوما سر در بیاره ! مروارید های احساس رفت تو بایگانی ِ یکی از رمانای فوق العاده ی ذهنم و وقتی ویندوزو عوض کردم و رمانای دانلود شدم پرید کم کم از لیست بایگانی ِ کوتاه مدتم حذف شد تا اینکه تو امضای یکی از کاربرا چشمم خورد به " از عشق بدم بدم میاد " که اینو هم تراز با رمانهای فوق محشر از نویسنده های خیلی توانا تو یه لیست قرار داده بود ! روش کلیک کردم و دیدم نوشته ی خالق مرواریدهای احساسه ! این شد که پست اولو خوندم و دست نگه داشتم تا اول برم سراغ "حریری به رنگ آبان " بعدش " سرگیجه های تنهایی " و بعدش هم که برگشتم به ادامه ی " از عشق بدم بدم میاد " !
یکی از حرفای (مترادف محترمانه ای برای غر پیدا نکردم ! دور از جون مامانم ! ) روتین مامانم وقتی 4 تایی داریم سریال ایرانی میبینیم و آب طالبی میخوریم اینه که " کی تو زندگی واقعی این ماجراها پیش میاد ؟! " و اینو یکی از شواهد ِ بی محتوا بودن فیلم مذکور میدونه ولی از نگاه من خوندن فیلم و داستان نباید منطبق با زندگی معمولی ِ آدما باشه ! آدمای معمولی باید تو موقعیت های عجیب قرار داده بشن که عکس العملاشون تحلیل بشه وگرنه عادی بودن که یوژال ِ هرروزمونه ! چه نیازیه به به تصویر کشیده شدن ؟!
اینه که لذت میبرم از خوندن ِ عشق منتهی به ازدواج عموبرادرزاده ای ! یا هم آغوشی ِ عجولانه و صددرصد اشتباه ِدو تا فنچ برای پافشاری به یک وصال ِ ناممکن ! و چقدر خوشحالم که شخصیت های غیرآرمانی ماجراهای آرمانی میسازن !
اما " از عشق بدم بدم میاد " منو یاد ِ یکی از بزرگترین اشتباهات زندگیم میندازه ... وقتی تو 6 سالگی تو یه مهمونی ِ تا هفت پشت دعوت به خاله جونم گفتم با فلانی بازی نمیکنم چون ناخواسته حرفای عزیزجون و شنیدم که به مامان میگفت باباش معتاده ! و نفهمیدم که اون دختر شنید و باشرافت فقری آبرومندانه تمام اون شب دم نزد و فرداش مادربزرگ شاکی ِ اون دختربچه به مامانم گریه های قبل از خوابشو اطلاع داد ! من اونروز با اونکه گرسنم بود با یه لجبازی ِ مشابه دیدار عصیان کردم . ناهار نخوردم و با اینکه میدونستم چه اشتباهی کردم تو دنیای 6سالگی دنبال مقصر گشتم ...اما نهایتا همون روز عصر با همه ی بیسوادی معصوم 6سالگیم از آیدی کالر تلفن ِ خونه ی عزیزجون زنگ زدم به مادربزرگ دختربچه و باگریه ازش معذرت خواهی کردم ! و این شد داغی رو پشت دستم نه ! رو فکرم و درکم واسه بقیه ی عمرم که هرگز ِ هرگز کسیو به خاطر ِ نداشته هاش تحقیر نکنم که هنوز غرق خجالت میشم از یادآوری ی سکوت بزرگوارانه ی همبازی 6 سالگیم !
همه ی اینا رو پرچونگی کردم که بگم دیدار هم یک انسانه و هر چقدر هم که کینه و نفرت قلبشو پرکرده باشه نمیتونه تا این حد افسارگسیخته رفتار کنه ! اون " من " ِ درونش نمیذاره !! تقصیر والدینشو توتولد این نفرت قبول میکنم ولی نهایتا نمیشه منکر تاثیری شد که از عقاید پدر و مادر تو ذهن هر فرزندی میشینه ! اون نمیتونه یه اشتباه ِ اینقدر فاحشو چندسال تکرار کنه و پدر و مادری اون طور مقید نتونن گذشته از قانع کردن ، حتی شده به جبر جلوشو بگیرن ! بگذریم از روح تربیتگر ِ درونش ( که بعضیا بهش میگن وجدان )که غیرممکنه در مقابل ِ سکوت شرم آور نگاه تحقیرشده ی عقاب و شاهین و پرستو سکوت کنه ! لپ مطلب این که برخورد های دیدار غیرملموسه و ری اکشن پدر و مادرش در مقابل این برخوردها که با چند تشر ِ لفظی اغماض میکنن !
هدف تحلیل بود و شاید لازم نباشه که بگم اگه قلمتون رو باور نداشتم تا اینجا ردپای نوشته ها رو دنبال نمیکردم ! لازمه آیا (عایا) ؟!

پ.ن 1 : سکوت ممتدم تو صفحه های نقد باعث میشه هربار که مینویسم زیادی پروپیمون بنویسم ... پرچونگیمو ببخشید !
پ.ن2 : " اورانگوتان " تو سرگیجه های تنهایی فقط نیک نیم ِ اون میمون تو باغ وحش نیست ! اسم یه گونه از شامپانزه ها اورانگوتانه با عدد کوروموزمی ِ به گمانم 48 !
پ.ن 3 :به مهدیس بانو سلام برسونید ! ذوق زده میشم وقتی روابط حسنه اش رو با مادر شوهر در جبهه ی مخالف ِ آقای همسر میبینم !
پ.ن 4 : 13 روز از آخرین پستی که گذاشتید میگذره ! امیدوارم نحسی 13 امین روز که به در شد شاهد حضور بولد شدتون باشیم ! مدیونید اگه فکر کنید به غرور 6 ستاره ای ِ نوسندگی تیکه انداختم !
پ.ن 5 : این اسکلمیشن مارک هم رفت تو تیک های تایپ کردنم ! ندیده بگیریدش ته ِ هر جمله !!
پ.ن6 : موید باشید ! تمت !



تشابه اسمی من با بانوی نازنین " رزصورتی ... " صرفا یک اتفاقه . من رو به پای ایشون ننویسید !



ویرایش توسط رزصورتی : ۱۹ مرداد ۱۳۹۲ در ساعت ۰۷:۱۸ بعد از ظهر
رزصورتی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۲ مرداد ۱۳۹۲, ۰۶:۴۸ قبل از ظهر   #570 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
ارامی آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +8 امتیاز     
پیش فرض

سلام اقامحتشم
1-مدتی نبودم...پس اگه حرفام بیاتند ببخشید...حرفم سر پستهای اخر هست البته منهای اخری !
شما نویسنده زبر دستی هستید و چنان با توریه این قسمتها رو نوشتید که احتمال هر چیزی هست ...
به نظرم عقاب بیمیل به دیدار نیست اما چرا یک دفعه ای روشش رو عوض کرد ؟عقابی که هر اتفاقی برای دیدار میفتاد نشون میداد براش مهم نیست(هرچند در واقع بود ولی دوست داشت بگه نیست مثل قضیه شمال)حالا چرا نشون میده گریه دیدار تو خوابگاه براش مهمه؟(شایدم نیست و جزءنقشه ای هست که تو سرشه)

خلاصه اقاجان حدس درست نمیشه زد و به نظر من دستتون رو برای اجرای هر احتمالی باز گذاشتید...شاید میخواد با دیدار نرم بشه ...شاید میخواد تلافی کنه ...شاید ...

2-چرا عقاب از گذشته ها حرف میزنه ؟میخواد چه چیزی رو یاد دیدار بیاره ....چرا حرفاش رو با کنایه میزنه ؟قصه عقاب شده حکایت کسی که با دست پس میزنه با پا پیش میکشه!!!

3- جرا تو داستانا همیشه اهنگی که پخش میشه با حس و حال شنونده کاملا منطبقه ؟خدای نکرده یک وقت پای ایراد نزارید ها !!!فقط یک سواله که به ذهنم رسیده

4-در مورد رفتار مادر دیدار به دیدار حق میدم دلخور بشه ولی حق نمیدم خیلی راحت با مادرش درشتی کنه ....کاش نسل قدیم میفهمید دنیا عوض شده و جوونها خیلی چیزا رو میفهمند....نسل جدید هم میفهمید باید به بزرگترا احترام بزارند و باور کنند اگه حرفی هم زده میشه به خاطر خودشونه...

موارد دیگه ای هم بود که شرمنده فعلا مغزم یاری نمیده درست به تحریردرشون بیارم
موفق باشید

ویرایش توسط ارامی : ۲۲ مرداد ۱۳۹۲ در ساعت ۰۶:۵۱ قبل از ظهر
ارامی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
معرفی و نقد رمان آشوبگر | ~Sea daughteR~ و binaha کاربران انجمن Sea Daughter~ نوشته کاربران سایت 200 ۲۸ فروردين ۱۳۹۳ ۰۹:۴۳ بعد از ظهر
سرگیجه های تنهایی من | binaha کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب binaha نوشته کاربران سایت 927 ۹ بهمن ۱۳۹۲ ۱۱:۳۲ قبل از ظهر
معرفی و نقد رمان مروارید های احساس | binaha کاربر انجمن binaha نوشته کاربران سایت 323 ۲ بهمن ۱۳۹۲ ۰۴:۱۳ بعد از ظهر
معرفی و نقد رمان حریری به رنگ آبان | binaha کاربر انجمن binaha نوشته کاربران سایت 582 ۱۶ دي ۱۳۹۲ ۱۲:۱۳ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۲:۳۶ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا