بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > ایرانی

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۳ مهر ۱۳۸۹, ۰۴:۲۴ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Elysium آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض بغض غزل | فرخنده موحدراد | معرفی و نقد کتاب

دوستای گلم رمان بغض غزل خیلی قشنگ بو تازه تمومش کردم توصیه میکنم بخونیدش.هم باهاش میخندید هم کلی گریه میکنید برای من که اینجوری بود.

خلاصه :داستان مربوط به دختر شیطونی به اسم غزل که حسابی تنبل وبانمکه که طرفدارای زیادی داره.دوست برادرش نیما که اسمش سهیل هستش چون خانواده ای نداره با این خانواده ارتباط گرم وصمیمی داره وعاشق خواهر بزرگ غزل عسل میشه که...

عشق غزل به سهیل خیلی ناز بود ولی بلایی که سر سهیل اومد داغونم کرد

لینک تاپیک تایپ:

بغض غزل | فرخنده موحدی (تایپ گروهی )

/ویرایش شد/












Elysium آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۳۰ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۵۴ قبل از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Elysium آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

جدا کسی این رمان رو نخونده؟خیلی قشنگ وبا احساسه.سوژه ی جدید ونویی داشت.مخصوصا قلم نویسنده
Elysium آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ بهمن ۱۳۸۹, ۱۱:۰۱ قبل از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
SunDaughter☼ آواتار ها
 
پست معمولی  0 امتیاز     
پیش فرض

تکراری محض...
امانت عشق + الهه ی عشق= بغض غزل
خدایی تکرای بود...
بعدشم کدوم فامیل ادم میاد با ادم اینکار و بکنه؟؟؟؟
غزلم شخصیت متفاوتی نداشت....مثل همه ی دخترای دیگه....
شروعش خوب بود......پایانشم که نفهمیدم چی شد؟؟؟با ارمان عروسی کرد یا نه.....
اما در کل نثر روونی داشت.



doosti-k-ta-nadare
 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


SunDaughter☼ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ بهمن ۱۳۸۹, ۱۱:۰۹ قبل از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
مدیر بخش درسی و دانشجویی
 
avazkhamoosh آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

من این کتاب خوندم به نظرم از کتابای دیگه تاثیر گرفته بود ولی درکل به خاطر نثر رونش آدم رو تا آخرش میکشوند
ولی درکل شخصیت غزل و سهیل رو دوست داشتم خیلی قشنگ بیانشون کرده بود توصیفش کرده بود به نظر من نثر نوشتنش بیشتر آدم رو جذب میکرد تا داستان



ببخشیدم اگر، صبر من کم بود و خطای تو زیاد , اگر تحمل من اندک بود و اشتباهاتِ تو بی شمار!ببخشیدم اگر,صدای گریه شبانه ام خوابت را آشفت ,اگر دیدن اشکهای من دلت را آزرد !ببخشیدم اگر , من پر از عشق بودم و تو پر از نفرت,اگر بخشیدن عادت من بود و خصلت تو نبخشیدن!ببخشیدم، به خاطر این همه دوستت داشتن...به خاطر تا آخرین نفس پایِ تو ایستادن!
avazkhamoosh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ بهمن ۱۳۸۹, ۱۱:۲۹ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Elysium آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
بعدشم کدوم فامیل ادم میاد با ادم اینکار و بکنه؟؟؟
متاسفانه عزیزم این اتفاقات رخ میده حتی خیلی از این بدتر مثل داستان دختری در مه که پدر به دختر خردسالش تجاوز میکنه پس این موضوعات هستش!


نقل قول:
شروعش خوب بود......پایانشم که نفهمیدم چی شد؟؟؟با ارمان عروسی کرد یا نه.....
اره با ارمان ازدواج کرد .چون اونجایی که میگه بچه ی سهیل هدیه ای شد برای زندگی منو ارمان.چون ارمان نمی تونست بچه دار بشه.
نقل قول:
اما در کل نثر روونی داشت.
موافقم!
Elysium آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱ اسفند ۱۳۸۹, ۱۰:۴۲ قبل از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Elysium آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

تکراری محض...
امانت عشق + الهه ی عشق= بغض غزل
_____________
درباره ی تکراری بودنش.من الهه ی عشق رو نخوندم حتما می خونمش.
اما وجه نشابهش با امانت عشق بیماری سرطان علی بود که تو این کتاب سهیل سرطان داشت.با توجه به محیط اطرافمون داریم به کررات میبینیم گل عشق خیلی از عاشق به واسطه ی همین بیماری وحشتناک از هم می پاشه.واین حقیقت داره.سرطان فقط خاص علی نبودو نیست...
Elysium آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱ اسفند ۱۳۸۹, ۰۲:۰۴ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
شبنم23 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

به نظرم یه کمی یه جوری بود.
اتفاقی که برای غزل افتاد که حامله شد بعد که فهمیدن قضیه چی بوده خیلی راحت از خیر ماجرا گذشتن!!!!
یا اینکه چرا باید هر کسی که سرطان داره بمیره تو کتابا ؟ چرا این یه روشه مردنه؟ من بیماره سرطانی رو می شناسم که تو بیمارستان کارش فقط کتاب خوندنه. اونم این کتابو خوند تا چند روز کلا یه حاله دیگه ای بود
شبنم23 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲ اسفند ۱۳۸۹, ۰۴:۳۵ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Elysium آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شبنم23 نمایش پست ها
به نظرم یه کمی یه جوری بود.
اتفاقی که برای غزل افتاد که حامله شد بعد که فهمیدن قضیه چی بوده خیلی راحت از خیر ماجرا گذشتن!!!!
یا اینکه چرا باید هر کسی که سرطان داره بمیره تو کتابا ؟ چرا این یه روشه مردنه؟ من بیماره سرطانی رو می شناسم که تو بیمارستان کارش فقط کتاب خوندنه. اونم این کتابو خوند تا چند روز کلا یه حاله دیگه ای بود
_______________
حرف شبنم جون خیلی جالب بود.چرا سرطان شده دلیل مردن؟در صورتی که خیلی از کسایی که سرطان دارن سالها با این بیماری مبارزه میکنن و سالم می مونن.به نظر من سهیل به خاطر بچه اش اانگیزه اش بیشتر شد و میتونست بیشتر زنده بمونه.البته عمر دست خداست!!!!!
Elysium آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۱ مرداد ۱۳۹۰, ۰۴:۳۲ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
mahsa_r آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

خوب بود.من که توش ایرادی ندیدم.
mahsa_r آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۱ مرداد ۱۳۹۰, ۰۵:۰۶ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
-MARYAM- آواتار ها
 
-MARYAM- به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

یه چیزی بگم خیلی قشنگ بود...مخصوصا اینکه اقرار نداشت که پدره از گناه دخترش گذشت
ولی وقتی فهمید بیگناه تسلیم شد
..کمی باواقعیت ادغام شده بود ولی تنها مشکلی که داشت این بود که سهیل مرد
ولی اخر داستان که روی مزار سهیل بود خیلی متن جالبی گفت...خیلی خوشم اومد ازش...
دست نویسندهش مرسی



فیلتر کردم ذهنم را،
هرگونه دسترسی به " تو " ومتعلقاتت ،طبق قوانین جمهوری من!
غیر مجاز شد...

-MARYAM- آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
بغض, راد, رمان, غزل, فرخنده, معرفی, موحدراد, موحدی, نقد, نوشته, و, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال



 

اکنون ساعت ۱۰:۵۵ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا