بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۴ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۴۲ بعد از ظهر   #41 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
mahtab_98 آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض re: خلاصه رمان های کامل قسمت تایپ کتاب !

بعد از او

محبوبه با همراه خانواده اش به محله ی جدیدی نقل مکان می کند در خانه جدیدی کم کم به پسر همسایه که هر روز هنگام مدرسه رفتن محبوبه به منتظر دیدن او بوده دل می بنده در حالی که هیچ چیز از او نمی دانسته است تنها از مادرش شنیده بوده که ان جا منزل زهرا خانم است تا این که زهرا خانم از مادر محبوبه می خواهد که به خواستگاری محبوبه بیایند محبوبه با رضایت تمام اجازه ورود خواستگار ها را می دهد اما روز خواستگاری متوجه می شود که ان ها برای فردی دیگر به خواستگاری امده اند پدر و مادر محبوبه بسیار از یونس و خانواده اش خوششان می اید و بعد محبوبه متوجه می شود او تمتم این مدت عاشق یوسف برادر یونس بوده است ولی بی تفاوتی های یوسف بعد از خواستگاری برادرش از او محبوبه را بسیار افسرده می کند و برای فرار از عشق راضی به ازدواج با یونس می شود همزمان با ازدواج ان ها یوسف به جبهه می رود پس از مدتی یونس و برادر محبوبه همراه یوسف به جبهه می روند و این در حالی است که محبوبه از یونس بار دار می شود افسردگی که پس از ازدواج با یونس به سراغ او امده شدید تر می شود تولد پسرش و شهادت برادر به محبوبه صدمات زیادی می شود و همه باعث تنفر او از یوسف می شود و او را مسبب همه ی این اتفاقات می دانسته یک سال پس از تولد فرزندش یو سف خبر شهادت یونس را برای ان ها می اورد و همه و همه افسردگی او را شدید تر می کند و به کمک یکی از زنان همسایه که مثل او همسر شهید بوده از حالت افسردگی خارج می شود و برای کمک به جبهه هر روز در مسجد فعالیت می کرده تا این که یوسف مجروح را از جبهه می اید...
mahtab_98 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
* حدیث *, *SAHAR.R*, 6236sara, @parisa@, Amirsam1, AmiTs Girl, angle92, arezoue, arman_iran, asal_cheshmak, aTara-Tara, atrin220, behnaz.ashena, behtarin_pari, blue1, cemira, elina_, f1363, gheisareh, Gole Yassaman, granaz, havijjo0nam, hediyeh_b, honey_x, Hoopoe, khatereh14, layahashemi, love is.., M mehrane, Maedeh, mahdieh67, maheabi, mahshad05, mehri255, narmineh, Niloufarjojo, nita.viok, osweh, paliz-sm, pare, perijooon, raha1375, red_rose, roya2144, s.shakiba, saba.mahram, samandf, samanta31, sanaz.p, serentipiti, similar, snur-73, sollmaz, Patient.Stone, sαвα, taraneh24, yashkin, zahrasm, اهنگ, ایماز, بهار سرد, بی بی گل, ترنج خاتون, ساریسا, عباس سعیدی, فرگون آسمانی, لمیس20, نیکــی, ღღ Parisa ღღ, کریستال, یگانه

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۱۴ آبان ۱۳۸۸, ۰۱:۲۵ بعد از ظهر   #42 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
gypsy آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +10 امتیاز     
پیش فرض re: خلاصه رمان های کامل قسمت تایپ کتاب !

به رنگ شب : اعظم طیاری
این رمان درباره پسری به نام سروش است که سالهاست عاشق دختری زیبا به نام الهه است و قصد ازدواج با او را دارد ولی پدر سروش که یک فرد بازاری و سنتی است مخالف سر سخت این ازدواج است و پدر سروش بدون اطلاع سروش از دختر یک بازاری دیگر خواستگاری می کند و بعد به سروش می گه به طوری که باعث جنجال بین پدر و پسر می شه و زمانی که پسر قصد رفتن از خونه رو داره حال مادر سروش به دلیل ناراحت قلبی بد میشه و به بیمارستان انتقال داده میشه و سروش به خاطر مادرش که خیلی دوستش داره با خودش عهد می بنده که گوش به فرمان پدر باشد و علیرغم میلش به خواستگاری سیما میره و باهاش ازدواج می کنه ولی به خاطر اینکه با پدر لج کنه کمر به نابودی زندگی سیما که او نیز دختر زیبا و بسیار ثروتمند است می بنده غافل از اینکه....

نوشته پشت جلد: آنقدر تحمل می کنم تا تو را به راه بیاورم. تو هنوز قدرت معجزه عشق را نمی دانی یا تظاهر می کنی نمی دانی اما من به این معجره ایمان دارم و می دانم سخت ترین دلها را و دشوارترین راه ها را می توان به نرمی مبدل کرد و راهوارش ساخت. پس فقط صبر می خواهد، صبر...

ویرایش توسط gypsy : ۱۹ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۱۲:۰۳ بعد از ظهر
gypsy آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
* حدیث *, 6236sara, @parisa@, Aji_TanNaZ, aminlily40, Amirsam1, AmiTs Girl, angle92, arezoue, arman_iran, asal_cheshmak, behtarin_pari, best g!rl...SH, blue1, cemira, f1363, fatemeh jooon, ghorbani, granaz, hana_89, havijjo0nam, hediyeh_b, Hoopoe, jlss, juju96, khatereh14, love is.., M mehrane, Maedeh, mahdieh67, maheabi, mehri255, Niloufarjojo, paliz-sm, pare, RADPA, raha1375, ronika_1994, roya2144, samandf, samanta31, sanaz.p, sepideh rf, serentipiti, similar, snur-73, sollmaz, Patient.Stone, sαвα, taraneh24, yashkin, zahrasm, اهنگ, بی بی گل, ترنج خاتون, تک ستاره شب, ساریسا, سحرنقره فام, عباس سعیدی, فرگون آسمانی, لمیس20, ماجده, مژگان بانو, پرستو خانم, پرمیس, ღღ Parisa ღღ, پریسا71, کریستال, یگانه
قدیمی ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۱۹ بعد از ظهر   #43 (لینک مستقیم)
کاربر فعال معرفی و نقد کتاب
 
هدیه آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +9 امتیاز     
پیش فرض re: خلاصه رمان های کامل قسمت تایپ کتاب !

بخت سپید زمستان نوشته مهناز صیدی

داستان زندگی دختری به نام آیلین است که در انگلستان در رشته فوقلیسانس ادبیات زبان انگلیسی تحصیل میکند و بسیار نسبت به ایران و ایرانی متعصب است و همین آنجا برایش دردسرهایی توسط نژادپرستان انگلیسی ایجاد میکند و دست تقدیر دکتر متین تمیمی را سرراهش قرار میده که علاقه مند به شخصیت انسان دوست و فداکار ایلین میشودو....

لینک
هدیه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۲۲ بعد از ظهر   #44 (لینک مستقیم)
کاربر فعال معرفی و نقد کتاب
 
هدیه آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض re: خلاصه رمان های کامل قسمت تایپ کتاب !

نغمه نوشته نسرین سیفی

نغمه که بسیار شیطان و حاضر جواب است باقبولی در کنکور در دانشگاه تهران پذیرفته میشود با ورود به دانشگاه گرفتار عشق پسری بسیار زیبا به نام محمود میشود ولی با بروز اتفاقاتی متوجه میشود محمود مرد رویاهای او نیست و....

لینک
هدیه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۲۵ بعد از ظهر   #45 (لینک مستقیم)
کاربر فعال معرفی و نقد کتاب
 
هدیه آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض re: خلاصه رمان های کامل قسمت تایپ کتاب !

می تراود مهتاب نوشته مریم رضا پور


داستان زندگی دختری دبیرستانی بنام مهتاب است که پدرش سالها پیش از دنیا رفته و با مادرش و مادر بزرگش و دایی فربد زندگی می کند . ماجرا با امدن یک همسایه جدید در کوچه انها آغاز می شود و مهتاب که کم سن است عاشق پسر همسایه شایان می شود . ولی بعد ها شروین برادر شایان از او خواستگاری می کند و او به همسری شروین در می آید در حالیکه هنوز شایان را دوست دارد و ....

لینک
هدیه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۰۱:۴۴ بعد از ظهر   #46 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
mahtab_98 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض re: خلاصه رمان های کامل قسمت تایپ کتاب !

سال های بی کسی

فروغ دختر ته تغری خانواده ای سنتی است او که بسیار شیطان و شلوغ است به اصرار خانواده مجبور می شود با یکی از پسران بازاری پولدار که تمام زندگی اش تحت سلطه مادرش بوده نامزد کند اما با مرگ یکی از بستگان نامزدش به او تهمت بد قدمی می زنند و نامزدی ان ها به هم می خورد افسردگی فروغ به علت طرد شدنش شدت می گیرد و خانواده که خود را مقصر این کار می دانند شروع به محبت بیش از حد به فروغ می کنند در این حال برخورد های فروغ برادر شوهر خواهرش به نام کیانوش که جوانی بد نام ولی بسیار ثروتمند بود باعث ایجاد علاقه ای شدید بین ان ها می شود تا این که کیانوش به خواستگاری فروغ می رود ...
mahtab_98 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۰۱:۵۲ بعد از ظهر   #47 (لینک مستقیم)
کاربر فعال فرهنگ و هنر
 
alizee آواتار ها
 
alizee به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +18 امتیاز     
پیش فرض re: خلاصه رمان های کامل قسمت تایپ کتاب !

غزال
طیبه امیر جهادی



خلاصه داستان :

کتاب داستان زندگی دختری به نام غزال است . دختری که سوگولی خانواده است

و تمام پسر های فامیل دلبسته او هستند و آرزوی ازدواج با او را دارند در میان رقیب عشقی

پسر های فامیل سپهر برادر بهترین دوست غزال سها است . کسی در ابتدا غزال را همانند

بقیه دوست دخترهایش و تنها برای دو روز می خواهد اما رفتار غزال با وی کم کم سپهر را گرفتار

عشق او می کند اما افسوس که غزال معنی زمزمه های عاشقانه سپهر را نمی داند و

تنها توصیف او از عشق لیمو شیرنی است که درابتدا شیرین و در آخر تلخ می شود .

بالاخره روز اتخاب از راه می رسد و غزال باید از بین دو پسر عموی خود یاشار و سیاوش

و سپهر یکی را انتخاب کند و در اینجاست که زمزمه های عاشقانه سپهر کارساز

و قرعه شانس به نام او رقم می خورد ...



برای من که عشق و تو چشم تو شناختم

واسه من که خودم رو به دنیای تو باختم

تو رو دیدن میتونه بشه روز تولد

میشه چشات و دید و دوباره عاشقت شد








alizee آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
* حدیث *, *~Faezeh~*, *یاس سپید*, .arsana., 6236sara, @parisa@, aflak, Aji_TanNaZ, Amirsam1, AmiTs Girl, angle92, arezoue, arman_iran, asal_cheshmak, atrin220, azade_sh, behtarin_pari, best g!rl...SH, blue1, cemira, E.Narjes, elnaz89, eteb, f1363, fatemeh jooon, ghorbani, gili, granaz, hana_89, havijjo0nam, hediyeh_b, honey_x, Hoopoe, juju96, khatereh14, KHJ.N, layahashemi, lili5225, love is.., M mehrane, m.rozaly, M@R@L, Maedeh, mahdieh67, maheabi, mahshad05, MARIEH_73, mehri255, narmineh, negar.a, Niloufarjojo, nita.viok, paliz-sm, pare, parnar, perijooon, raha1375, roya2144, s.shakiba, samandf, samanta31, sanaz.p, sara13, serentipiti, similar, ~sky angel~, snur-73, Sokout, Patient.Stone, sαвα, taraneh24, tin24, Toolay, yashkin, zahra891, zahrasm, zb7373, zznanin, |SarA_S|, اهنگ, بلور, بی بی گل, ساریسا, عباس سعیدی, لمیس20, ماجده, مژگان بانو, پرستو خانم, پروانه!, ღღ Parisa ღღ, کریستال, گلی73, یگانه, ♥Arezoo
قدیمی ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۰۷:۳۹ بعد از ظهر   #48 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
-Nasrin- آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض قلب سنگی

قلب سنگی | فرزانه رضایی دارستانی

افسون 11 ساله وابستگی زیادی به خواهرش شکوفه دارد و با ازدواج او و رامین مخالف است ولی دو خانواده بر خلاف میل او، از این وصلت راضی هستند. شکوفه و رامین هم یکدیگر را دوست دارند. سرانجام این دو عقد می کنند و رامین که پسری شیرازی بوده خانواده همسرش را به شهرش دعوت می کند. به این ترتیب، افسون به همراه والدین و دو خواهر(شکوفه و رویا) و برادرش (مسعود) راهی این سفر می شود. در طی مسیر افسون به خوابی عمیق فرو می رود و وقتی چشم هایش را می گشاید دیگر پدر و خواهرانی ندارد. این حادثه در روحیه او تاثیر می گذارد و او با عقل و اندیشه کودکانه اش، رامین را مسبب این بدبختی می داند و برخلاف تلاشش برای پنهان نگه داشتن این عقیده سرانجام دوام نمی آورد و به رامین یادآور می شود که اگر او آنها را به وطنش دعوت نمی کرد، خانواده اش هنوز با سایه ی پدرش و وجود خواهرانش پابرجا بود. رامین به شدت دچار عذاب وجدان می شود، برای تغییر ذهنیت افسون، نهایت تلاش خود را به کار می گیرد ولی تمام زحماتش نافرجام می ماند و افسون بیش از پیش کینه اش را در دل می پروراند. رامین با قلبی شکسته برای ادامه تحصیل راهی خارج از کشور می شود. او در طول هفت سال تحصیلش سعی در برقراری ارتباط با افسون دارد ولی افسون با او هم کلام نمی شود، حتی نامه هایش را سر به مهر، با نهایت تنفر از بین می برد. از طرفی، از ترحم دیگران ناراحت می شد و برای جلوگیری از حس ترحم در اقوامش، روند جدیدی را در رفتار و کردارش آغاز کرد. تمام این عوامل دست به دست هم دادند تا این دختر نوجوان به قلب سنگی معروف شود. در این میان پسری به نام فرهاد قلب سنگی این دختر را به تپش می اندازد...



لینک:



از سیاهی چرا هراسیدن
شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب به جای می ماند
عطر سکرآور گل یاس است


 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



-Nasrin- آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ آبان ۱۳۸۸, ۱۱:۵۳ قبل از ظهر   #49 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
mahtab_98 آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض re: خلاصه رمان های کامل قسمت تایپ کتاب !

حریم عشق

نیکا به طور اتفاقی قسمت هایی از دفتر خاطرات یکی از بیماران پدر روانپزشکش را می خواند کیانوش پسر جذاب و زیبایی و بسیار ثروتمند بوده ولی از افسردگی شدیدی رنج می برد و به خواهش یکی از دوستان پدرش به باغ ان ها می اید تا به طور مداوم تحت درمان قرار بگیرد به گذشت زمان کیانوش کمی بهبود پیدا می کند و از ان خانه می رود در حالی که نا خواسته به نیکا که با پسر عمه اش نامزد بوده دل می بنده نیکا که بسیار به زندگی کیانوش علاقه مند بوده بسیار دوست داشته علت بیماری او را بداند و در همه جای زندگی کیانوش سایه نیلو فر نامزد سابق کیانوش را می دیده است تا این که اختلاف نیکا و نامزدش بالا می گیرد و نیکا در طی یک تصادف شدید به کما می رود....
mahtab_98 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۱۰ بعد از ظهر   #50 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
mahtab_98 آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض re: خلاصه رمان های کامل قسمت تایپ کتاب !

نیوشا

نیوشا دختر یک خانوده روستایی است و پدرش یکی از رعیت ها خان است دایی نیوشا که همسری بسیار ثروتمند دارد عاشقانه به او محبت می کند وقتی نیوشا ده ساله بوده بعد از فوت مادرش دایی او را به تهران می برد و در کنار فرزندان خود او را بزرگ می کند نیوشا دختری تحصیل کرده و ناز پرورده بار می اید و با زندگی روستایی هیچ اشنایی ندارد این در حالی است که دایی نیوشا به بیماری لا علاجی مبتلا می شود و روز های اخر عمرش را می گذراند نیوشا پس از فوت دایی مجبور می شود با پدرش به روستا باز گردد و با پسر عمویش احمد که هیچ علاقه و شناختی از او نداشته نامزد کند بی محبتی های احمد باعث می شود که او به او احمد شک کند وقتی می فهمد که احمد عاشق دختر خاله اش است ولی ان قدر ترسو است که نمی تواند جلوی پدرش بایستد نیوشا خود نامزدی را بهم می زند ورو نیوشا به روستا همزمان می شود با فوت ارباب قبلی و بعد از او پسرش شاهرخ خان که پسری بسیار زیبا ولی سخت گیر و مغرور بوده به عنوان ارباب به رعایا حکومت می کند چند تصادف ساده باعث می شود که نیوشا با شاهرخ خان برخورد کند ولی در هر برخورد با جسارت از رفتار او شکایت می کند تا این که بعد از زمین گیر شدن پدرش مجبور به کار در باغ می شود و در این جا است شاهرخ خان برای ادب کردن نیوشا با نقشه او را به عنوان خدمتکار به خانه اربابی می کشاند ...
mahtab_98 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
* حدیث *, *Laya*, *SAHAR.R*, 6236sara, @parisa@, Amirsam1, AmiTs Girl, angle92, anna320, arezoue, asal_cheshmak, avazkhamoosh, behtarin_pari, blue1, daneh, elnaz89, f1363, ghorbani, golnaghshetavous, granaz, hana_89, havijjo0nam, hediyeh_b, hermine, honey_x, Hoopoe, khatereh14, Kimia9675, lili5225, love is.., M mehrane, Maedeh, mahdieh67, maheabi, mary341, mehri255, narmineh, Niloufarjojo, pare, perijooon, raha72., roya2144, samandf, samanta31, sanaz.p, serentipiti, shadan30000, similar, snur-73, Patient.Stone, sαвα, yalda love, yashkin, zahrasm, Zahra_niki, اهنگ, بلور, بی بی گل, بی نام و نشان, عباس سعیدی, لمیس20, ماجده, مانا2010, مژگان بانو, پرمیس, پروانه!, ღღ Parisa ღღ, پریسا76, کریستال, گیتی, یگانه
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
تایپ, خلاصه, در, ديگه, رمان, رمانهای, قسمت, موجود, نود, نودوهشتیا, های, هشتیا, هيچكس, يا, ياتو, کامل

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
متن كامل قانون مجازات اسلامي ايران Guest2 مقاله 10 ۲۴ دي ۱۳۸۹ ۰۹:۵۹ قبل از ظهر
گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |25 شهریور آنیتا اخبار و مطالب مفید روز 1 ۱۷ آبان ۱۳۸۹ ۰۳:۱۶ قبل از ظهر
گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |30 مرداد آنیتا اخبار و مطالب مفید روز 0 ۳۰ مرداد ۱۳۸۹ ۱۰:۱۰ قبل از ظهر
گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |19 مرداد آنیتا اخبار و مطالب مفید روز 0 ۱۹ مرداد ۱۳۸۹ ۰۹:۳۶ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۱:۳۶ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا