ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
خلاصه رمان های موجود در نودوهشتیا - صفحه 124
http://fidibo.com/

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 124 از 172 نخستنخست ... 247499114120121122123124125126127128134149 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1,231 تا 1,240 , از مجموع 1712
  1. Top | #1231

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    بهمن 1388
    نوشته ها
    447
    میانگین پست در روز
    0.26
    محل سکونت
    جايي كنار آدمها
    تشکر از کاربر
    23,576
    تشکر شده 16,963 در 802 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    همسان من

    خلاصه از بان نویسنده:

    درمورد دختري به نام اِلِناست كه بخاطر ورشكستگي پدرش مجبور به ترك شهر و ديار خود ميشود و همراه خانواده اش به خونه ي عموش پناه مي بره...
    با پا گذاشتن به اون خونه احساسي هم تو دلش پا ميزاره که قصد رخت بستن نداره و در اين راه اتفاقاتي مي افته كه...


    لینک:رمان همسانِ من | فاطمه اشكو کاربر انجمن


  2. Top | #1232

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    بهمن 1388
    نوشته ها
    447
    میانگین پست در روز
    0.26
    محل سکونت
    جايي كنار آدمها
    تشکر از کاربر
    23,576
    تشکر شده 16,963 در 802 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    آرامم


    خلاصه از زبان نویسنده:

    فرهود به خاطر نامزد کردن عشقش ناراحته و می خواد به دنیا ، عشقش ، ثابت کنه که اصلا عین خیالش هم نیست.... به خاطر همین درخواست مادرش رو برای خواستگاری می پذیره .... براش مهم نیست که مادرش چه کسی رو براش در نظر گرفته ..... ولی وقتی توی مراسم خواستگاری حاضر میشه .... کسی رو می بینه که اصلا انتظارش رو نداشته ................

    لینک:رمان آرامَم | paliz-sm کاربر انجمن


  3. Top | #1233

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    1,288
    میانگین پست در روز
    1.50
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    10,707
    تشکر شده 62,178 در 1,410 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    رمان اشک عشق | حوریه.ا کاربر انجمن

    رمان اشک عشق1
    خلاصه داستان:
    داستان یه عشق با محدودیته.......حنانه دختری که با عشق اشنا میشه وبه کسی دل میبنده که همه اونو از عشق به حنانه دور میکنن.....اما روزگاره دیگه.........علی عطا طی یه حوادثی با اینکه عاشق و شیفته حنانه است با شخص دیگه ای ازدواج میکنه و تازه مشکلات شروع میشه...

    رمان اشک عشق2
    رمان اشک عشق ۲ | حوریه.آ کاربر انجمن

    بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود
    چه بیقرار بودی زودتر بروی
    از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی. . .
    من سوگوار نبودنت نیستم !!
    من شرمسار این همه تحملم. . .


  4. Top | #1234

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    1,288
    میانگین پست در روز
    1.50
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    10,707
    تشکر شده 62,178 در 1,410 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خلاصه:هلما احتشام دختری بی نهایت زیباس که23 سال سن داره فوق دیپلم معماری که به خاطر مرگ پدر و مادرش در یک انفجار مجبور به ترک تحصیل و زندگی با عمه ی بد اخلاق خود میشه....هلما در شرکت ها مختلف کار کرده و به خاطر مشکلات اخلاقی بیرون اومده .... بر اثر اتفاق با یک زن که مزون داره اشنا میشه و پیشنهاد مدل شدن در مزون را میگیره اما مزون تنها یک مزون ساده نیست....در این راه با سام مجد اشنا میشه که....
    http://www.forum.98ia.com/t655319.html


  5. Top | #1235

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    1,288
    میانگین پست در روز
    1.50
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    10,707
    تشکر شده 62,178 در 1,410 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    کودکم گریه نکن.....
    خلاصه:


    گریه ات برای چیست کودکم؟ تو باید شاد باشی وتنها فکرت بازی باشد ...
    اسباب بازیهایت کو؟ چه کسی آنها را برداشت ؟
    گریه نکن ... حتما مادرت باز برایت یک اسباب بازی نو خواهد خرید ...
    راستی! مادرت کو ؟؟
    کودکم ! خانه ات کجاست؟ چه کسی ویرانش کرد ؟؟؟
    چه کسی ؟؟؟
    نگاه چشمان معصومت را چگونه تاب می آورند ؟؟؟
    عمق نگاهت نابودم میکند ........
    اینهمه غم چگونه در دل کوچکت جا شد؟
    و چگونه نادیدنی های آغشته به خون را با احساس لطیف کودکانه ات سازگار کردی ؟
    چگونه عادت کردی به دیدن دیوهای نفرت انگیزی که کودکان سرزمین من آنها را تنها در کتاب داستانهایشان دیده اند ؟
    http://www.forum.98ia.com/t744194.html


  6. Top | #1236

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    نوشته ها
    285
    میانگین پست در روز
    0.35
    محل سکونت
    Tehran/kan sologhon
    تشکر از کاربر
    1,539
    تشکر شده 15,114 در 306 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    آرشیدا
    نویسنده : مهدیه مرسلویی

    خلاصه: دختری که سعی می کنه از پدر و سیاست و نظام و هر چیزی که باعث این خلا هست فرار کند و به سرزمین مادری خود برگردد سرزمینی که دیگر مادری توش نیست اما سرزمین مادری غافل از این که چه بمبی قرار به اونجا بیاد و کل قوانینشو دونه دونه تغییر بده .....

    اینم لینکش

    http://www.forum.98ia.com/t757041.html
    MAHDIEH MORSALOYI

    http://www.forum.98ia.com/t757041.html

    رمان آرشیدا


    http://www.forum.98ia.com/t898609.html

    رمان انتقام خاطرات سیاهم


    http://www.forum.98ia.com/group2973.html

    گروه نویسنده های تازه کار


  7. Top | #1237

    همکار بازنشسته


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    11,896
    میانگین پست در روز
    7.80
    محل سکونت
    لابیرنت
    تشکر از کاربر
    51,505
    تشکر شده 233,470 در 15,746 پست
    اندازه فونت

    Arrow

    http://www.forum.98ia.com/t634721.html
    http://www.forum.98ia.com/t304549.html

    دورتي تنها دختر كشيشي در يكي از شهرهاي كوچك انگلستان است كه زندگي مذهبي خشك و كسالت باري را مي گذراند . او وظايف زيادي در كليسا و خانه به عهده دارد ، پدر سخت گيري داشته و تمايلي به ازدواج نيز ندارد .
    روزي به طور ناگهاني حافظه اش را از دست مي دهد و خود را در لندن مي يابد و وقتي بعد از يك ماه حافظه اش باز مي گردد به قدري شايعات مختلف در مورد او ساخته شده كه پدرش او را در خانه نمي پذيرد و دورتي وارد زندگي جديدي مي شود...
    من آدم نرفتن ام، آدم دوست موندن، یا اصلا آدم دیر رفتن ام
    خیلی دیر...
    اما وقتی برم، دیگه آدم برگشتن نیستم. آدم مثل قبل شدن نیستم. باور کن!!


    anna gavalda


  8. Top | #1238

    همکار بازنشسته


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    11,896
    میانگین پست در روز
    7.80
    محل سکونت
    لابیرنت
    تشکر از کاربر
    51,505
    تشکر شده 233,470 در 15,746 پست
    اندازه فونت

    Arrow

    مسیح باز مصلوب | نیکوس کازانتزاکیس | اسکن


    محل وقوع داستان یکی از روستاهای یونان است که توسط «آقا»، حکمران منصوب از طرف دولت عثمانی، اداره می شود. مانولیوس نام شخصیت اصلی این رمان می باشد که الگوی خود را مسیح قرار داده است و داستان کلی رمان روایت کنندهٔ داستان زندگی وی و تلاش ها و کوشش هایی است که او برای کمک به مردم می کند. آقا، اختیاردار جان و مال و ناموس اهالی این آبادی است ضمن اینکه در روابط خصوصی آنها دخالتی ندارد. اختلاف بین آقا و ساکنان زمانی آغاز می شود که «یوسفک»، پسربچه مردی که آقا از ترکیه آورده است و مونس ساعات خوش اوست، به قتل می رسد ...
    کازانتزاکیس در این رمان با موشکافی، تضاد بین حاکم ترک و رعایای یونانی را با طنزی دلنشین به تصویر کشیده و از سوئی دیگر اتحاد این دو را برای حفظ منافع مشترک و سرکوبی جنبش نوخاسته ای که به مذاق متعصبین کلیسا نا خوش آیند است، نشان می دهد. این کتاب تصویری گویا از عناصر موجود در جامعه و نماینده بینشهای گوناگونی است که به نام های ناسیونالیسم، سوسیالیسم، خرده بورژوازی، سرمایه داری، فئودالیسم و انقلاب در جایگاه مخصوص به خود اعلام موجودیت می کنند.


  9. Top | #1239

    همکار بازنشسته


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    11,896
    میانگین پست در روز
    7.80
    محل سکونت
    لابیرنت
    تشکر از کاربر
    51,505
    تشکر شده 233,470 در 15,746 پست
    اندازه فونت

    Arrow

    شش سال در ميان زنان وحشي آمازون | منوچهر مطيعي

    در سواحل رودخانه ي آمازون قبيله اي وجود دارد كه تمام افراد آن را زنان بسيار زيبا و دلفريب تشكيل مي دهند. اطراف آمازون را جنگل هاي مخوف و انبوهي فرا گرفته و در همين قسمت جنگل زندگي مي كنند.
    تاكنون هيچ جهانگرد مشهور و هيچ ماجراجوي بي باكي نتوانسته به منطقه نفوذ آنها راه يابد زيرا علاوه بر خطرات بسياري كه در راه موجود است، زنان آمازون آنقدر خطرناك هستند كه تصور نمي رود بر بيگانه اي دست يابند و او را زنده رها كنند كه به خانه و شهر و ديار خويش باز گردد.
    داستان از يادداشت هاي كسي تهيه و تدوين گرديده كه شش سال در ميان افراد اين قبيله زندگي كرده و عاقبت نيز با زبردستي تمام از ميان آنها گريخته و جان به سلامت برده است...!!


  10. Top | #1240

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    خرداد 1391
    نوشته ها
    1,392
    میانگین پست در روز
    1.54
    محل سکونت
    خونمون
    تشکر از کاربر
    6,617
    تشکر شده 110,674 در 1,493 پست
    حالت من
    Akhmoo
    اندازه فونت

    پیش فرض

    زندان زنان | shadab70 کاربر انجمن
    دختری به اسم طراوت {با نام مستعار اریسا}به علت توزیع مواد مخدر به 3 سال حبس محکوم میشه .تو زندان اتفاقای خاصی برای طراوت میفته که خیلی خیلی می ترسوندش و البته با ادمایی اشنا میشه که شاید خیلی تو زندگیش تاثیر بذارن یا قبلا تاثیراشون و گذاشته باشن
    بعد از دراومدن از زندان...............
    اینم لینکش
    http://www.forum.98ia.com/t720905.html

    من برگشتم
    ولی این بار فرق داره
    اومدم با یه دید دیگه با یه فکر دیگه با یه سلیقه ی دیگه
    اگه دنبال واقعیتی اگه دنبال چندتا آدم مثل خودتی اگه دنبال آدم های خاکستری هستی با زندگی های واقعی
    ابران دخت من رو همراهی کنید
    همراهیم کنید با
    من همسر دوم بودم...
    http://www.forum.98ia.com/t1218959.html


موضوعات مشابه

  1. متن كامل قانون مجازات اسلامي ايران
    توسط Guest2 در انجمن مقاله
    پاسخ ها: 10
    آخرین نوشته: 1389,10,24, ساعت : 09:59
  2. گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |25 شهریور
    توسط آنیتا در انجمن اخبار و مطالب مفید روز
    پاسخ ها: 1
    آخرین نوشته: 1389,08,17, ساعت : 03:16
  3. گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |30 مرداد
    توسط آنیتا در انجمن اخبار و مطالب مفید روز
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1389,05,30, ساعت : 10:10
  4. گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |19 مرداد
    توسط آنیتا در انجمن اخبار و مطالب مفید روز
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1389,05,19, ساعت : 09:36

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •