تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 119 از 168 نخستنخست ... 196994109115116117118119120121122123129144 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1,181 تا 1,190 , از مجموع 1671
  1. Top | #1181

    تاریخ عضویت
    1387,11,28
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    4,774
    میانگین پست در روز
    2.40
    تشکر از کاربر
    11,161
    تشکر شده 20,678 در 8,238 پست

    پیش فرض

    پروانگی ِ یک پروانه | رز صورتی ... کاربر انجمن

    داستان زندگی دختری به نامِ رها...
    دختری که تمام کودکی اش را در پیله ای گذرانده و به تفاوت های خود و خانواده اش اندیشیده ولی به جایی نرسیده و این سکوت اطرافیانش همچنان ادامه داشته...هرچند در ظاهر موضوع را رها کرده و در درون تلخی اش را با تمام وجود استشمام نموده... در این میان، دلخوشی اش به تنها حامی زندگی اش هست... به پسری به نامِ طاها...
    دختری که نوجوانی اش با تمام دغدغه های خاص خودش باز هم تلخ بوده.. انقدر تلخ که سرنوشت آینده اش را به اشتباه رقم می زند... و چون پیله ای به دورِ آرزوهای رها تنیده می شود...
    دختری که بی رحمانه و برخلاف میل خود وارد دنیای زنانگی میشود...
    زنی که طعم مادر بودن را با تمام وجود می چشد و ناگهان خالی می شود از حس پرشورِ مادری...
    و اینجاست که تصمیم میگیرد تمام پیله های خود را بدرد و پروانه ای شود همچون پروانه ها...


    خلاصه ی داستان، به صورت دلنوشته، به قلم نویسنده:

    میان پیله هایه تنهایی
    دست و پا می زند احساسم
    نفسم میگیرد در این بی هواییِ مطلق
    دلم روزنه ایی بس کوچک به وسعته بی انتهایه پرواز می خواهد
    به فریادم برس
    من میان این همه باور
    میان این همه سکوت
    دلخوش به پروانگیه پروانه ی دلم هستم

    رز صورتی ...

    دفتر عمـر مرا،
    دست ایام ورق هـا زده است...


  2. Top | #1182

    تاریخ عضویت
    1389,01,29
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    نوشته ها
    67
    میانگین پست در روز
    0.04
    محل سکونت
    زیر سقف آسمون
    تشکر از کاربر
    2,712
    تشکر شده 1,397 در 221 پست

    پیش فرض

    نام كتاب : هم جنس من
    نویسنده : دل ارا دشت بهشت کاربر انجمن
    لینک دانلود :
    داستان در مورد دختریه به اسم مریم
    که از بچگی عاشق پسر خاله اش بوده
    زمانی که مریم به خواستگارش که اسمش پارساست جواب مثبت میده پسر خاله اش هم ازش خواستگاری می کنه و مریم به اون خواستگار میگه نظرش عوض شده
    اما درست روز عقدش یکی از دوستاش میاد و میگه مریم همجنسبازه و مراسم بهم می خوره و پسره ترکش می کنه
    مریم هم برای اینکه از این موضوعات یه کم دور باشه ادامه تحصیل میده و از قضا با پارسا همسایه میشه
    و ادامه داستان که خیلی قشنگه
    اینجــا که باشــی
    مینشینم
    و دانه دانه اخم هایت را
    با دستانم
    از هم باز می کنم ..
    افسوس..
    افسوس از نبودنت !!!


    این وبلاگمه دوس داری یه سر بزن خوشحال میشم
    www.eshgham19m.blogfa.com


  3. Top | #1183

    تاریخ عضویت
    1388,02,21
    عنوان کاربر
    همراه نودهشتیا
    نوشته ها
    4,404
    میانگین پست در روز
    2.31
    تشکر از کاربر
    82,989
    تشکر شده 142,355 در 5,096 پست
    حالت من
    Sepasgozar

    پیش فرض

    پرواز شبانه | انتوان دوسنت اگزوپری

    رمانی از آنتوان دو سنت اگزوپری (1900-1944)، نویسنده فرانسوی، که با مقدمهای از آندره ژید در 1931 در پاریس منتشر شد.
    وقایع داستان در امریکای جنوبی اتفاق میافتاد، در دورانی که هوانوردی تجاری کاری قهرمانانه بود. سنت اگزوپری، که خود در 1929 مدیر پست هوایی آرژانتین بود، در این رمان، گذران زندگی رئیس یک شرکت پست هوایی، به نام ریویر، و گروه خلبانانش را شرح میدهد.
    هدف اصلی که ریویر ، شخصیت اصلی رمان، برای خود تعیین کرده است عبارت است از اثبات این موضوع که برای رساندن محمولههای پستی، هواپیما وسیله نقلیهای است سریعتر از قطار؛ به این شرط که خلبانان وادار به کار بسیار خطرناک پرواز شبانه شوند تا، به این ترتیب، زمان صرفه جویی شده در روز، در شب از دست نرود.
    فابین، یکی از خلبانان، محمولههای پستی پاتاگونی را از منتها الیه جنوبی امریکای جنوبی به بوئنوس آیرس میآورد؛ اما گرفتار توفان میشود و ...


    لینک رمان:
    پرواز شبانه | انتوان دوسنت اگزوپری | تایپ
    ویرایش توسط بی بی گل : 1391،08،03 در ساعت ساعت : 01:59 بعد از ظهر


  4. Top | #1184

    تاریخ عضویت
    1391,03,30
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    1,533
    میانگین پست در روز
    1.99
    محل سکونت
    رواعصاب ملت
    تشکر از کاربر
    9,976
    تشکر شده 19,378 در 1,915 پست

    پیش فرض

    http://www.forum.98ia.com/t612778.html
    یه خانواده عادی که طی یه تغییرات پدرخانواده ورشکست میشه ودخترش برای کمک به او در شرکت پدر مشغول به کار می شود.وبعد با طلبکار پدرش برای رهایی پدرش از مشکلات ازدواج می کنه
    واین سراغازی است بروی مشکلات او وزندگی جدیدش
    رمان جدیدم به اسم حریم دیوانگی
    درجستجوی شوهر ×رمان ابروی من...قربانی هوس براساس واقعیت ×براوببخشائید ×نوازنده پیانو× یخ دربهشت +فرهنگ کارت تولد×اعدام×فال×اشتباه خاب×وسعت اندوه×فرشته های بی بال×عشق پیری×ارث پیری×شکلک×درخیالش عروس خواهدشد×پیش بینی لیگ
    صدای پای آشنا | مهلا-مونا-حوریه-رویا-نیلوفرکاربران انجمن
    اینایی که شبا موقع شب به خیر گفتن میگن مال خودمی!
    اینایی که بددهن نیستن وقتی فحش ازت میشنون میگن بی ادب
    اینایی که دستاشونو با دوتا دستت باید بگیری !
    همونایی که وقتی عصبانی میشی و داد میزنی بغلت میکنن و میگن باهم حلش میکنیم!
    اینا خیلی دوست داشتنین اره خیلی !
    اگه یکی ازینارو دارین به راحتی از دستش ندین....!
    "اگه نداری هم منو Add کن" دیگه چاره چیه..... والاااا..


  5. Top | #1185

    تاریخ عضویت
    1391,04,21
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    نوشته ها
    193
    میانگین پست در روز
    0.26
    محل سکونت
    شمال
    تشکر از کاربر
    545
    تشکر شده 8,933 در 252 پست

    پیش فرض

    نام کتاب: تاوان گناه

    ژانر: اجتماعی / پلیسی/ عاشقانه
    نویسنده : tara_khan



    خلاصه داستان : خلاصه داستان : شعله دختری که با یه باند خلافکار کار میکرده به دلیل تعقیب گریزی که با پلیس داشته و منجربه تصادف میشه و حافظش رو از دست میده اما اتفاقاتی میفته که باعث کنجکاویش میشه که در گذشته چه کاریی انجام داده ...

    رمان تاوان گناه | tara_khan کاربر انجمن



  6. Top | #1186

    تاریخ عضویت
    1391,06,26
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    نوشته ها
    16
    میانگین پست در روز
    0.02
    محل سکونت
    TEH
    تشکر از کاربر
    407
    تشکر شده 117 در 22 پست

    پیش فرض

    و عشق تنها عشق به قلم : manel! sepehri


    داستان از اونجايي شروع ميشه مانلي دختر شيطون و بازيگوش اميرعلي سپهري سال اخر دبيرستان و كنكور داره

    ..روز تولدش هديه از پدر و مادرش دريافت ميكنه كه عجيب اون رو ............

    داستانم از اونجا مهيج ميشه كه مانلي ، كيارش ؛پسر عموي مغرورشو پس از سالها ميبينه و تازه اونجاس كه جنگ و جدال و غرور و تمنا وسط كشيده ميشه....جنگي نا برار بين دو غرور محض

    و اونجاس كه يه عشق ناخونده وارد ميشه و تمام معادلات رو بهم ميزنه !!!!و ايا در اخر عقل بر احساس غلبه ميكنه؟

    داستاني كه اشك و لبخند رو صورت قشنگتون مياره....
    هميشه سكوت به معناي پيروزي نيست.....
    گاهي سكوت ميكنم تا بفهمي،چه بي صدا باختي.....










  7. Top | #1187

    تاریخ عضویت
    1389,06,11
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    2,660
    میانگین پست در روز
    1.86
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    30,191
    تشکر شده 681,786 در 2,860 پست

    پیش فرض

    سلام ....دوباره اومدم با یه داستان دیگه ...
    گاد فادر(The God Father)
    خلاصه ...
    داستان راجع به دختری به نام ایرن ...ایرن به خاطر لج بازی بچه گانه اش ...سرنوشت خودش رو با مردی به نام منصورخان ..که صاحب یه باند قاچاق انسان ومواد گره میزنه ...
    داستان حول مشکلات ودرگیری ها وصدمات جسمی ایرن تو روزهایی که تو چنگ منصورخان ..یا اقا زندانی بوده میگذره ...
    تقریبا اواخر داستانه وبیشتر داستان نوشته شده .

    داستانی که شاید هیچ وقت نمیخواستم بنویسم ..

    خراب بودن را تو به من اموختی یا پدرم ..؟شاید هم شرم وحیای بی جای مادرم ..من که سنی نداشتم ..تو مرا هل دادی در این مسیر ...خراب زندگی کردن را چطور ..؟که به من اموخت؟ ..ان تعصب وفرهنگ از پیش تعین شده ات ..؟
    من ندانستم وخطا رفتم ..شاید هم خطایی نبود مسیر مرا با خود برد ورساندم به اینجا ..میان زمین واسمان ..لحظه ی مردن اگرچه نزدیک است اما من پرم از گناه ونجاست ..خدایا ..من! خطا کردم ..؟

    سرند (مجموعه ی صد و یک داستان کوتاه) | جمعی از کابران نودهشتی

    نظرسنجي بهترين رمان | نوشته ي moon shine(مامان مریم )/(صندلی داغ با moon shine)
    داغدیدگان


  8. Top | #1188

    تاریخ عضویت
    1391,01,25
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    317
    میانگین پست در روز
    0.38
    محل سکونت
    همه ايران سراي من است
    تشکر از کاربر
    1,587
    تشکر شده 2,538 در 349 پست

    پیش فرض

    آتوسا ، مهين بانوی هخامنشی | حسن شيدا

    اين کتاب به روايت زندگي آتوسا دختر کوروش کبير بعد از مرگ پدرش مي پردازد
    کتاب تمي رمانس دارد و از عشق اين بانو به کشور، مردم، پدر و حتي يکي از سران کشور سخن مي گويد.
    وقايع تاريخي آن زمان با طرز بيان نوسنده بسيار جالب توجه و زيباست .
    نويسنده در اين اثر به آداب و رسوم ها و لباس هاي ايران باستان تاکيد بسياري دارد .

    *لینک: http://www.forum.98ia.com/t686605.html
    عارفی پرسید:دوست را چون دوستش داری نیازش داری یا که چون نیازش داری دوستش داری؟
    گفتم:چون دارمش بی نیازم


  9. Top | #1189

    تاریخ عضویت
    1391,01,25
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    317
    میانگین پست در روز
    0.38
    محل سکونت
    همه ايران سراي من است
    تشکر از کاربر
    1,587
    تشکر شده 2,538 در 349 پست

    پیش فرض

    آلاچیق خاطره انگیز | پیرایه علی نژاد

    آلاچیق خاطره انگیزداستان پر فراز و نشیب شخصی به نام مرتضی طهماسبی است كه خاطرات گذشته خود را مرور می كند .او به هنگام تحصیل دوستی مهربان دارد كه او را در رسیدن به اهداف زندگی راهنمایی می كند .دوست او ـ محسن ـ تحت سرپرستی آقای(كمالی) به تحصیل مشغول است .او با آن كه در مغازه(كمالی)كار می كند شاگردی سخت كوش نشان می دهد و همواره در تحصیل موفق تر از سایرین است و (آلاچیق) مكانی برای درس و مباحثه مرتضی و محسن به شمار می آید .سال ها سپری می شود و محسن در رشته حقوق تحصیل می كند و سرانجام با(محدثه)دختر آقای كمالی ـ پیوند ازدواج می بندد .با این همه، فقر و سرخوردگی های دوران كودكی سبب می گردد محسن در رشته خود به كارهای خلاف دست زند و حریصانه به مال اندوزی مشغول شود و .....

    *لینک: http://www.forum.98ia.com/t704711.html


  10. Top | #1190

    تاریخ عضویت
    1391,01,16
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    1,495
    میانگین پست در روز
    1.76
    محل سکونت
    توی رمان ماسه نفر!
    تشکر از کاربر
    5,713
    تشکر شده 164,649 در 1,529 پست
    حالت من
    khabalood

    پیش فرض

    رمان روزهای بی کسی | گ.شب کاربر انجمن


    خلاصه :
    تنها...همیشه تنها...دختری ازنسل تنهایی ..دختری که ازاول خلقت تنها بود...اما...نه ...مادر...اوراهم ...دردنیا عشقی جز او ندشت ...فقط او ومادر ...او ومادرو خدا....اما ...روزی که .............اورا دید...کاش عشق را نمی چشید ...حالا دنیایش او بود ومادرش بود وخدا......هنوز طعم عشق جدید را نچشیده بود...که ........دختری بود ازنسل بی کسی ...از نسل روزهای بی کسی..........

    رمان غرور وغیرت داخل گروه های شخصی نوشته میشه هرکابر عزیزی که قصد خوندن رمان غرور وغیرت رو داره .بهم پیام بده عضوش می کنم.
    به زودیــــــــی ....


موضوعات مشابه

  1. متن كامل قانون مجازات اسلامي ايران
    توسط Guest2 در انجمن مقاله
    پاسخ ها: 10
    آخرین نوشته: 1389،10،24, ساعت : 09:59 قبل از ظهر
  2. گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |25 شهریور
    توسط آنیتا در انجمن اخبار و مطالب مفید روز
    پاسخ ها: 1
    آخرین نوشته: 1389،08،17, ساعت : 03:16 قبل از ظهر
  3. گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |30 مرداد
    توسط آنیتا در انجمن اخبار و مطالب مفید روز
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1389،05،30, ساعت : 10:10 قبل از ظهر
  4. گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |19 مرداد
    توسط آنیتا در انجمن اخبار و مطالب مفید روز
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1389،05،19, ساعت : 09:36 قبل از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •