بازگشت   نودهشتیا > عمومی > بحث و گفتگو

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۸ آبان ۱۳۸۸, ۰۳:۳۸ بعد از ظهر   #11 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
nastaran_20 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: دفتر یادبود 98ایا

..................



ترجیح میدهم با کفش هایم راه بروم و به خدا فکر کنم به جای اینکه در مسجد بنشینم و به فکر کفش هایم باشم.
nastaran_20 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ آبان ۱۳۸۸, ۰۳:۴۴ بعد از ظهر   #12 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
elmira16 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: دفتر یادبود 98ایا

....................



فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد.... (آلبرت انیشتین)

المیرا،16 ساله، دوم تجربی
elmira16 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ آبان ۱۳۸۸, ۰۳:۵۲ بعد از ظهر   #13 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
mahiia آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: دفتر یادبود 98ایا

................

پي نوشت: و اين منم كه در سكوت شب نامه هاي عاشقانه پاره مي كنم



تمام کافه های جهان
سرگرم پر کردن جای خالی تو اند
غافل از اینکــــه
تو جایی میان خیال های شــــبانه ی من
داری برای من شـــــراب می ریزی/.
mahiia آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ آبان ۱۳۸۸, ۰۳:۵۳ بعد از ظهر   #14 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
s_donia323 آواتار ها
 
s_donia323 به AIM ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: دفتر یادبود 98ایا

می شود رازی را به تو بگویم ؟
من ….
راستش من ….
تو …….
راستش من تو رو …….
اه !
پدر بزرگ همیشه می گفت :
عشق در دل مرد است و لبخند بر لب زن ! …
رازم را می دانی خودت !
لبخند بزن !



چه کودکانه دروغ میگویی...
چه بیرحمانه باور میکنم...
کاش باران بگیرد!





ویرایش توسط s_donia323 : ۲۱ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۰۴:۰۲ بعد از ظهر
s_donia323 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ آبان ۱۳۸۸, ۰۴:۳۰ بعد از ظهر   #15 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
شهگل آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: دفتر یادبود 98ایا




ای کسی که چون من بی کسی در لحظه های واپسین بی همنفسی همه کسم باش
بیا تا شهر خاموش دلم را به یمن قدم های سبزت آذین ببندم
بیا که می خواهم با مریم های نگارین چشمانت ، نگاهم را بنگارم و آغشته کنم به رنگ طلوع خورشید ، به هجرت پروانه ها ، به فصل خزان پرستوها ، به گل های قالی ، به شمعدانی ها ....
در بی منتهای این دوردست خاموش همسفرم باش
در وادی گناه و این عشق جنون آسا تنهایم مگذار
این قلب ترک خورده ، این به ویرانی کشانده شده را رها مکن
چشمانت را به من بسپار می خواهم این مخملین شبرنگ را چراغانی کنم
می خواهم در عمق چشمان نگین بارت جشنی برپا کنم و تمام پرستوها ، شب بوها، پنجره ها، اطلسی ها را به این ضیافت نور دعوت کنم ، می دانم در رقص نور چشمانت می رقصی و پرده ای کهنه ی خاک گرفته ی دلم را پس میزنی
می دانم دوباره زنده خواهم شد با صدایت
می دانم خزانم را بهار می کنی و پرستو ها را ماندگار




مهسا 17 ساله



به سوي من اگر مي آييد

با پتك و تبر بياييد

جنگ است بر سر شكستن

چيني نازك تنهايي ِ من
شهگل آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ آبان ۱۳۸۸, ۰۴:۳۶ بعد از ظهر   #16 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
mtbhrsh آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: دفتر یادبود 98ایا




mtbhrsh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ آبان ۱۳۸۸, ۰۴:۳۹ بعد از ظهر   #17 (لینک مستقیم)
مدیر بازنشسته
 
طیبه آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: دفتر یادبود 98ایا






به سلامتی دیوار!
نه به خاطرِ بلندیش، واسه اینکه هیچوقت پشتِ آدم روخالی نمیکنه
طیبه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ آبان ۱۳۸۸, ۰۴:۴۰ بعد از ظهر   #18 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
hanijojo آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: دفتر یادبود 98ایا

......................



به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد ...
hanijojo آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ آبان ۱۳۸۸, ۰۴:۴۱ بعد از ظهر   #19 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
غزلم آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: دفتر یادبود 98ایا

می خوام عاشق بشم اما تب دنیا نمی ذاره سر راه بهشت من درخت سیب میکارهههههههههههههههههههه هههه
غزلم آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ آبان ۱۳۸۸, ۰۴:۴۳ بعد از ظهر   #20 (لینک مستقیم)
مدیر بازنشسته
 
hasteem آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: دفتر یادبود 98ایا

همه دارن جا رزرو میکنن!
چه خبره



من و تو عاشقان جام بودیم
بکش با لحن عاشق پیشگی سر
سلامت باشد این احساس مرده
سلامت باشد ان قول شکسته
بکش سر این شراب عاشقی را
بکش طعم بد دلبستگی را
hasteem آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
98ایا, دفتر, یادبود

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
بهترین دوست توی 98ایا ! گندم999 بحث و گفتگو 248 ۴ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۰۸:۵۷ بعد از ظهر
دفتر اشعار ابوالفضل سپهر ! mahboobeh دفتر شعر و مشاعره 25 ۱۳ اسفند ۱۳۹۰ ۰۹:۴۷ بعد از ظهر
دفتر شعر ! دفتر شعر و مشاعره 4141 ۲۳ مهر ۱۳۸۹ ۰۷:۳۴ بعد از ظهر
خاطرات بچه های 98ایا ! toluo بحث و گفتگو 14 ۸ شهريور ۱۳۸۹ ۰۶:۱۳ بعد از ظهر
هر چه هستی باش | اولین کار گروهی کاربران 98ia hiva کتابهای کامل شده نوشته کاربران 100 ۲۱ تير ۱۳۸۹ ۱۲:۴۶ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان