ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
نازکترین حریر نوازش | ر.اکبری | معرفی و نقد کتاب
asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 14 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 134
  1. Top | #1

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    تیر 1388
    نوشته ها
    31
    میانگین پست در روز
    0.02
    تشکر از کاربر
    0
    تشکر شده 114 در 22 پست
    اندازه فونت

    Wink نازکترین حریر نوازش | ر.اکبری | معرفی و نقد کتاب

    اول از همه میخوام تشکر کنم از آناهیتا و مریم عزیز که زحمت این رمان رو کشیدند، به شخصه برای من این رمان خیلی متفاوت بود با رمانهای دیگه، عشقی که سالومه داشت خیلی پاک و قشنگ بود..خیلی دوست دارم نظر دوستای عزیزم رو بدونم...

    چکیده رمان :
    در افق نگاه سالار به دنبال یک نقطه روشن بودم .
    نگاهش مثل یک شهاب بر فضا کمان زد شعله سرخ اتش نوری رقصان در چهره روشنش ایجاکرده بود گفتم:علاقه چیزی نیست که به زور به کسی داد قلب من یکبار پذیرای عشق شد

    خلاصه رمان :
    داستان دختری به نام سالومه که بعد از فوت پدر و مادرش به خواست پدرش پیش خانواده پدری بر میگرده اما رفتار عمه ها و دختر عمه و پسر عمه هاش با اون خیلی بده چون اون و مادرش رو مقصر از دست دادن برادرشون میدونن
    سالومه تو این خانواده که هیچ علاقه ای به اون ندارن زندگی میکنه و عاشق پسر عمه اش سالار میشه پسری که هیچ کس حق نداره رو حرفش حرف بزنه و ماجرای اصلی از اینجا آغاز میشه ........
    ... و ندايي که به من مي گويد : " گر چه شب تاريک است دل قوي دار ، سحر نزديک است" ...


  2. Top | #2

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    445
    میانگین پست در روز
    0.24
    تشکر از کاربر
    1,084
    تشکر شده 2,875 در 471 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: نقد رمان "نازکترین حریر نوازش"

    منم با دوست عزیز موافقم
    رمان بسیار جالبی بود عشق هر دو نفر قابل ستایش بود و رمان به شیوه ای معقول پیش رفت
    از نویسنده و دوستانی که زحمت تایپ این رمان رو کشیدن صمیمانه تشکر میکنم و از طرف خودم و دوستداران این رمان یه خسته نباشید جانانه میگم
    حقیقت انکارناپذیر است. بدخواهی ممکن است به آن حمله کند. ممکن است نادانی آن را به استهزا بگیرد. اما سرانجام حقیقت پایدار خواهد بود.


    لطفا به جای پست های اسپم از استفاده کنید.
    دوست شما / نیما

  3. 13 کاربر از پست 2st man khoda تشکر کرده اند .


  4. Top | #3

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    نوشته ها
    688
    میانگین پست در روز
    0.37
    محل سکونت
    canada
    تشکر از کاربر
    1,856
    تشکر شده 6,192 در 1,081 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: نقد رمان "نازکترین حریر نوازش"

    vay vaghean vaghean mer30
    khaily khoshgel bood
    man ke vaghean khosham oomadaz tamame kasani ke bara in roman zahmat keshidan mamnoonam
    هنگام گذر از باغ گل سرخ، گل سرخی را به شدت غمگین دیدم،
    علت را پرسیدم. ؟
    گفت: دلم گرفته...
    گفتم: از چه کسی؟
    گفت: از یک دوست...
    گفتم: کدام دوست؟
    گفت: گل نیلوفر را می گویم...
    کمی با دقت نگریستم و ساقه رونده نیلوفر را به دور ساقه آن دیدم.گفتم: چون نیلوفر به دور ساقه ات پیچیده و بالا رفته ناراحتی؟
    گفت: نه، من خودم دستش را گرفتم تا بالا بیاید. اما همینکه قدش از من بلندتر شد، نرده های آهنی باغ را به من ترجیح داد و به دور آنها پیچید...
    خیلی عصبانی شدم، چقدر از نیلوفر بدم آمده بود، ناخودآگاه کمر خم کردم تا نیلوفر قدرناشناس را از ریشه در بیاورم،..
    اما ناگهان گل سرخ خاری به شدت در دستانم فرو کرد و گفت: شرط مهمان نوازی نبود، اما به هر حال نیلوفر دوست من است...!!

  5. 7 کاربر از پست bibi73 تشکر کرده اند .


  6. Top | #4

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    40
    میانگین پست در روز
    0.02
    تشکر از کاربر
    91
    تشکر شده 394 در 58 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: نقد رمان "نازکترین حریر نوازش"

    واقعا رمان زیبایی بود
    و خیلی متفاوت...
    سرعت تایپم خیلی خوب بوود واقعا ممنون
    this will also pass...

  7. 9 کاربر از پست setayesh69 تشکر کرده اند .


  8. Top | #5

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1388
    نوشته ها
    719
    میانگین پست در روز
    0.37
    تشکر از کاربر
    81
    تشکر شده 7,938 در 806 پست
    حالت من
    Khoonsard
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: نقد رمان "نازکترین حریر نوازش"

    واقعا رمان زیبایی بود
    از دوستانی که زحمت تایپ این رمان رو کشیدن تشکر میکنم


  9. 6 کاربر از پست mtbhrsh تشکر کرده اند .


  10. Top | #6

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    نوشته ها
    29
    میانگین پست در روز
    0.02
    محل سکونت
    لاهیجان
    تشکر از کاربر
    0
    تشکر شده 158 در 22 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: نقد رمان "نازکترین حریر نوازش"

    رمانش خیلی قشنگه ولی سالار خیلی خشک و خشن بود بعد با اینکه زنش بود با هم رسمی حرف می زدن

  11. 4 کاربر از پست elmiraa تشکر کرده اند .


  12. Top | #7

    Guest

    اندازه فونت

    پیش فرض Re: نقد رمان "نازکترین حریر نوازش"

    سلام
    باتشكر از تايپيست ها. به نظر من موضوع خوبي داشت.ولي بعضي جاهاقلمش خوب نبود.به خصوص آخرش معلوم نشد سالار چرادير ازسفر برگشته يا خونه با فاميل چه برخوردي كرده.همينطور رفتارسالار بعد از عاشق شدن زياد فرق نكرده بود. انگار نويسنده ميخواست سروته قضيه روزود هم بياره.

  13. Top | #8

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    اسفند 1387
    نوشته ها
    1,423
    میانگین پست در روز
    0.69
    محل سکونت
    London
    تشکر از کاربر
    34,941
    تشکر شده 3,030 در 1,402 پست
    حالت من
    Sepasgozar
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: نقد رمان "نازکترین حریر نوازش"

    dastetoon dard nakone, roman e khaili ghashangi bood.
    میدونی مشکلم چیه ؟
    مشکلم اینه که این روزا عده ای یه جوری زیر آبی میرن که دلت می خواد بهشون بگی :
    من نگاه نمیکنم بیا بالا یه نفس بکش لااقل خفه نشی !

  14. 3 کاربر از پست parisaparisa تشکر کرده اند .


  15. Top | #9

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    94
    میانگین پست در روز
    0.05
    محل سکونت
    Germany
    تشکر از کاربر
    1,576
    تشکر شده 635 در 79 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: نقد رمان "نازکترین حریر نوازش"

    سلام،
    اول دست دوستان عزیزی که زحمت تایپ را کشیدند درد نکنه، با تایپ این کتاب در لحظات خوبشون ما رو هم شریک کردن، پس ممنون ۱۰۰۰ بار.
    کتاب، واقعا نسبت به خیلی کتابهای دیگه با نظم تاپ شد، ما تقریبا هر روز بخش جدید داشتیم، که قابل تقدیره. قابل تقدیر، چون کسی که این جا تایپ میکنه با میل خودش و لطف این مسئولیت رو پذیرفته و دوستان عزیز الحق که منت گذاشتن و لطف کردن.

    داستان سر ۲ شخصیت سالار و سالومسه که القصه اسمهاشون هم به هم میاد.(کار خدا رو باش)

    سالار که دایی جان رو خیلی هم دوست داره، اصلا خبر نداره داییش چه کاره بوده. سالومه رو آورد ازش سرپرستی کنه و سرپرست یعنی -سالار( که خیلی هم مومن و معتقد)- اصلا بهش خوش امد هم نمیگه(البته سالار ادم خوبیه .اما خانوادگی بی ادبن)، بعدش میگه برام مثل سارا بودی، من که نفهمیدم یعنی چی.
    خانواده پدری کلا جوری داشت این سالومه، همه بی ادب و ترسو و البته نماز خون،دست بزن هم دارن که بارها قدرتشون رو نشون دادن، من فقط موندم روز آخر چرا با هم این بچه رو کتک زدن حالا احسان بکش و عمه جون از اون ور دختر عمهها هم دستی میرسوندن که مبادا از قافله بمونن(هر چند عمه بزرگه حق داشت که خون سالومه رو بریزه چون دختر خودش رو سالار جان نگرفت) ،اما سالی جان در برابر این گردان کتک بزن فقط دستش شکست، (واقعا این زنهای کولی عجب جونی دارن ها ، سالومه کلاس ورزشهای رزمی نرفته بود که ،رفته بود؟) ، این تیکه یک کم فلفل نمکش زیاد بود.

    حالا میرسیم سراغ عاشقیت،
    سالومه دختر کوچولو ۱۸ ساله ، میاد خونهٔ عمّه جون، پیش پسر عمّه جون که همه ازش میترسن مثل چی، اما چون سالومه همان طور که در آخر رمان معلوم شد خونشون تک خوابه بوده
    و دیده و یاد گرفته که دلم بردن از آقایون نه تنها هدف بلکه وظیفه است و البته باباش هم کلی بهش درس عآشقیت داده،( که در آخر هی به چشم سالار میکشه، که من میدونم و تو نمیدونی.) سریعا عاشق بد عنقترین ادم (سالار) میشه و از اون حرفهای قلمبه و سلنبه میزنه، فک کنم مامانش به باباش یا بر عکس میگفتاا.
    حالا سالار جان(با اون شال سبز سالومه کشش ) رو باش، با خودش ۲ ۲ تا ۴ تا میکنه که از این نمیشه گذشت ، اساسی پا پیچ شده ، سالار جان هم میخواد گناه نکنه، با خودش میگه جهنم عقدش میکنم. بعد سالی جون میپرسه عشق چیه ،میگه نمیدونم یه چیزی هست لابد /که تو ازش حرف زدی. بعد سالومه، از رفتارش مدام تعریف میکنه(فک کنم چراغی شده بود) .سالومه به خودش میگه >درسته نمیگه دوستم داره اما میدونم داره، دلیلش اون شور و هیجان سالار در شبهای خاص.
    و البته این از اون کتابا ست که جا برای متلک و خندیدن زیاد داره(البته منظورم این نیست که به نوشته ایراد بگیرم، منظور همون پر چونگی بعد از کتاب یا فیلمه، که همه با هم میشینن و در بارش حرف میزنن و میخندن و همین باعث میشه اون کتاب یا فیلم در ذهن میمونه البته کمی شیرینتر )
    کتاب خوبی بود هرچند آخرش با دستپاچگی و کلی علامت سوال تموم شد. اما نویسنده قدرت بیان لحظات احساسی رو واقعا داره. من از مثلا ۵ امتیاز به این داستان 3 میدم.

    با احترام
    سحر
    جهان ساعاتش را با چشمان تو تنظیم میکند. نِزار قبّانی

  16. 16 کاربر از پست saharsahar تشکر کرده اند .


  17. Top | #10

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    نوشته ها
    12
    میانگین پست در روز
    0.01
    تشکر از کاربر
    0
    تشکر شده 35 در 13 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: نقد رمان "نازکترین حریر نوازش"

    dastane ghashangi bood man ke khosham omad vali ager ek khorde toolesh midad ta befahmim aya salar bad az ezdvajeshon hamonjori monde bood bad nabood
    DAR KOL MAN ASHEGHE SHAKHSIYATE SALAR SHODAM

  18. 3 کاربر از پست invisibale_Niloufar تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 14 1234511 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 16
    آخرین نوشته: 1392,04,04, ساعت : 07:00
  2. ملکه جنوب | ر.اکبری | معرفی و نقد کتاب
    توسط setareh30 در انجمن رمان
    پاسخ ها: 25
    آخرین نوشته: 1392,03,22, ساعت : 17:57
  3. پریا | ر.اکبری | معرفی و نقد کتاب
    توسط Number-One در انجمن رمان
    پاسخ ها: 18
    آخرین نوشته: 1392,03,03, ساعت : 11:57
  4. پاسخ ها: 25
    آخرین نوشته: 1391,11,17, ساعت : 13:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •