ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
خلاصه کتاب
bamilo

asiatech



نودهشتیا
صفحه 1 از 7 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 69

موضوع: خلاصه کتاب

  1. Top | #1

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    بهمن 1387
    نوشته ها
    22
    میانگین پست در روز
    0.01
    تشکر از کاربر
    0
    تشکر شده 54 در 16 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض خلاصه کتاب

    سلام [img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_cool.gif[/img]
    دوستان همه ی ما گاهی میخوایم کتاب بگیریم و دنبال یه کتاب قشنگ میگردیم و در این مورد از دوستامون سوال میپرسیم که چه کتابی خوبه چه کتابی بد اما سلیقه ها یکسان نیست ممکنه من از کتابی خوشم بیاد ولی بقیه نه [img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_cry.gif[/img]
    پس بهتره قبل از خرید و یا دانلود کتاب ها بدونیم داستان کتاب ها سر چیه [img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_rolleyes.gif[/img]
    بنابراین من لازم دیدم توی فرومی که همه جور امکاناتی رو برای همه داره تا بتونن کتابای دلخواهشون رو پیدا کنن تایپیک مرجعی ایجاد کنم تا بدونن چه کتابی چه داستانی داره و چه کتابی رو بهتره بخونن [img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_razz.gif[/img]
    تنها خواهشم اینه که کتاب هایی که خوندید رو معرفی کنید و بگید که چه موضوعی دارن حتی اگه مشتاقید میتونید آخر کتاب رو هم بگید [img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_wink.gif[/img]

  2. 11 کاربر از پست maryam21 تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    بهمن 1387
    نوشته ها
    22
    میانگین پست در روز
    0.01
    تشکر از کاربر
    0
    تشکر شده 54 در 16 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: خلاصه کتاب

    هستی من از مهرداد انتظاری



    خب کتاب هستی من نوشته ی مهرداد انتظاری از کتاباییه که منتو 2فصل اخرش زار زدم به نظر من عشق واقعی رو هستی داشت که پایان داستانبه خاطر رفاه و حفظ ابروی معشوقش از ارزوهاش میگذره فرهاد که حاضر بودبرای هستی هر کاری بکنه
    هستی دختر جونیه که 7 سال پیش ازدواج کرده و الان 2سال از مرگ همسر و فرزندش میگذره
    هستی میخواد داستان زندگی و عشقش رو برای مریم بگه :
    همهاز عشق فرهاد به هستی خبرداشتند و هستی داستان رو از روزی شروع میکنه کهمیفهمه خودش هم عاشق فرهاده اما مادر هستی مخالف این ازدواجه چراکه وقتیهستی و خواهر و برادرش به دنیا اومدن مادر هستی قسم خورده که هیچ وقتاجازه نده بچه هاش با بچه های خواهر شوهرش ازدواج کنن اما سرنوشت خواستهبود که هستی و فرهاد عاشق هم بشن و برادر هستی یعنی هومن هم عاشق خواهرفرهاد یعنی یاسمن

  4. 7 کاربر از پست maryam21 تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    بهمن 1387
    نوشته ها
    22
    میانگین پست در روز
    0.01
    تشکر از کاربر
    0
    تشکر شده 54 در 16 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: خلاصه کتاب

    دالان بهشت از نازی صفوی

    ..

    دالان بهشت کتاب جالبیه با نثری روان و اولین اثر از یه نویسنده زن کهیک عشق عمیق و پاک را به تصویر کشیده که در آن مهناز و محمد شخصیت هایاصلی داستان هستند که تا زمانی که عشقو در قلب و روحشون دارند قدرشونمیدونن اما بعد از گذشت یه سری وقایع در طول داستان مقابل عظمت عشق سرتعظیم فرود می آورند..<o></o>
    این کتاب اشتباهات ناخواسته آدم هارو نشون می ده..وقایع زندگیو بیان میکنه.. در کنار ماجرای اصلی داستان مادربزرگ مهناز هم پیرزنی دوست داشتنیهکه پندهایی میگه که ارزش مند و پر از تجربه ست

  6. 5 کاربر از پست maryam21 تشکر کرده اند .


  7. Top | #4

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    بهمن 1387
    نوشته ها
    3
    میانگین پست در روز
    0.00
    تشکر از کاربر
    0
    تشکر شده 6 در 2 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: خلاصه کتاب

    هستی من از مهرداد انتظاری vagean ketabe ghashangi bood!! man ke vagean lezzat bordam.akharesh vagean ziba tamoom shod va man kolli gerye kardam
    [img]http://98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_cry.gif[/img] [img]http://98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_cry.gif[/img]
    ketabe, cheshmhayee be range asali ham besiaaaaaaar zibast ! behamchenin hamkhooone

    کاربر گرامی لطف کنید پست هاتون رو فارسی تایپ کنید. در صورت تکرار پست شما بدون اخطار حذف خواهد شد.

  8. 2 کاربر از پست aghlekol تشکر کرده اند .


  9. Top | #5

    مدیر بازنشسته


    تاریخ عضویت
    بهمن 1387
    نوشته ها
    3,958
    میانگین پست در روز
    1.89
    محل سکونت
    در همین نزدیکی...!
    تشکر از کاربر
    27,223
    تشکر شده 89,208 در 6,349 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: خلاصه کتاب

    کتاب بادهای موسمی در رابطه با یه دختر هست که نامزد داره اما طی یه سفری که به افریقا داره (از طریق دریا)کشتی اون دچار طوفان و بادهای موسمی میشه و به دست دزدان دریایی می افته اما طی یه حوادثی که در یه شهر بندری براش اتفاق می افته همون دزد دریایی رو به نامزدش که از اروپا برای نجاتش امده ترجیح می ده و با اینکه اون شهر بندری دچار طاعون شده اما کنار دزد دریایی می مونه و اون رو برای زندگی انتخاب میکنه (پایان کتاب رو گفتم چون میدونم اصلا گیر نمیاد و هیچ کس تا حالا نخوندش)اما بهترین رمانی بود که تاحالا خوندم

  10. 6 کاربر از پست خانومی تشکر کرده اند .


  11. Top | #6

    مدیر بازنشسته


    تاریخ عضویت
    بهمن 1387
    نوشته ها
    3,958
    میانگین پست در روز
    1.89
    محل سکونت
    در همین نزدیکی...!
    تشکر از کاربر
    27,223
    تشکر شده 89,208 در 6,349 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: خلاصه کتاب

    کتاب کنیز ملکه مصر
    یه کتاب واقعا فوق العاده هست راجب به خاطرات کنیز ملکه مصر (کلئوپاتر) پیشنهاد میکنم حتما این کتاب رو بخرید و بخونید چون اسکنش وقت زیادی میبره بیش از هزار صفحه هست (مثل رمان معروف بر بادرفته)یکی از عاشقان پر و پا قرص کلئوپاتر سزار بود که قسمتی از سرگذشت کلئوپاتر هم به سزار و جنگهاش مربوط میشه اما این کتاب رو دوست داشتم چون هر سوالی که در رابطه با فرهنگ غنی مصر میخواستم بدونم از طریق این کتاب بهش جواب داده شده این که کتابخانه معروف شهر بندری اسکندریه چطوری و برای چی به آتش کشیده شد؟ کتابخانه ای که راز ساخت اهرام ثلالثه مصر در اون پنهان بوده و هنوز که هنوزه کشف نشده و چندین معبد بزرگ و تفریگاههای مخصوص مصر و البته جریان سرنگونی سزار و دلایل شکست اون و همین طور اسرار فانوس اسکندریه(یکی از عجایب هفت گانه) و دلایل مرگ زود هنگام فراعنه مصر(ازدواج با محارم) همه و همه توی این کتاب هست ومعلومات ادم رو خیلی بالا میبره واقعا از خوندنش لذت بردم [img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_smile.gif[/img]

  12. 3 کاربر از پست خانومی تشکر کرده اند .


  13. Top | #7

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    بهمن 1387
    نوشته ها
    22
    میانگین پست در روز
    0.01
    تشکر از کاربر
    0
    تشکر شده 54 در 16 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: خلاصه کتاب

    دختر فرعون
    این کتاب خیلی قشنگه ولی گیر نمیاد شاید خلاصه شدش رو گیر بیارید ولی خودش رو نه این کتاب کاملا تخیلیه
    فروعونی هست که از هیچ کدوم از زناش بچه دار نمیشه یه روز ملکه میره میفته به پای آمون که یکی از الهه های امون میاد (از دنیای غرب) و میگه امشب با فرعون روی یه تخت بخواب(به این میگن سانسور کتاب [img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_twisted.gif[/img]) این کارو میکنن و خود امون میاد به خواب ملکه و میگه که یه سری کارا بکنه بعدم یه مهر رو روی سینه ی ملکه میزنه که بهش میگن نشان زندگی امون میگه که جانشین فرعون باید دختر ملکه باشه و روح امون درون بدن اونه روزی که ملکه زایمان میکنه همه به دختر نگاه میکنن (فکر کنم اسمش سپیده صبح یا یه همچین چیزی بود) نشان زندگی روی سینه ی دختر هم بوده ولی مادر بعد از زایمان اون میمیره و... البته تمام سرنوشت دختر رو امون همون شبی که میره به خواب ملکه بهش میگه
    قابل توجه دوستان رمان عشقی پسند : این دختر خیلی خوشگل بوده و البته عاشق پسر دایه ش

  14. 6 کاربر از پست maryam21 تشکر کرده اند .


  15. Top | #8

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    اسفند 1387
    نوشته ها
    22
    میانگین پست در روز
    0.01
    تشکر از کاربر
    8,319
    تشکر شده 300 در 48 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: خلاصه کتاب

    دنیای گمشده

    خلاصه ی این کتاب اینه که زنی به خاطر خیانت همسرش مجبور میشه همراه دخترش از آن خانه بروند و چون پول نداشتند و برای یه دختر هم کار گیر نمیومد و مادرشم توان کار کردن را نداشت دختره اجبارا خورشو به شکل پسرا در میاره و میره دنبال کار و بعدشم عاشق صاحب کارش که پسر جوانی بوده میشه و ........ .
    کتاب خیلی قشنگیه پیشنهاد میکنم اگه پیداش کردین حتما بخوانیدش.

  16. 6 کاربر از پست M&M_601 تشکر کرده اند .


  17. Top | #9

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    اسفند 1387
    نوشته ها
    20
    میانگین پست در روز
    0.01
    تشکر از کاربر
    203
    تشکر شده 32 در 13 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: خلاصه کتاب

    (پرنده خارزار)hidepost("Post365");[img]http://www.adinebook.com/images-1/images/products/9646104274.240.jpg?1223680602[/img]
    کتاب : مرغان شاخسار طرب
    نویسنده : کالین مک کالو
    ترجمه : فرشته طاهری
    انتشارات درسا
    تعداد صفحات 791
    -----------------------------------------
    صفحه اول کتاب:
    سخن از پرنده ایست افسانه ای که در تمام زندگیش تنها یکبار میخواند.
    آوایی دلنشین و بی همتا،از آن لحظه که آشیانه را ترک میکند در جستجوی درختی است با شاخه های پر خار و تا یافتن از تلاش باز نمی ماند.
    *
    آنگاه با آوایی جادویی از لابه لای شاخه های وحشی درخت پر میکشد،اوج میگیرد ،و بر بلند ترین و تیز ترین خارتن به تصلیب می سپارد.
    در لحظه واپسین با آوایی دل انگیزتر از ترنم کاکلی و بلبل از احتضارش فراتر می رود.
    *
    آوایی طرب انگیز که زندگی بهای آن است.
    چنیناست که جهان از حرکت باز می ایستد تا گوش فرا دهد و خداوند نیز در آسمانمسرور است،چرا که خوبترین همواره به بهای دردی جانکاه بدست می آید...یالااقل اسفانه چنین می گوید.
    ----------------------------------
    این کتاب شامل چند بخش هست : مگی-رالف- پدی -لوک- فی-دی- جاستین
    مگیدختر زیبایی بود که از بچگی مورد توجه کشیش خوش قیافه ای قرار میگیرد ولیبا توجه به اینکه کشیش های کاتولیک اجازه ندارن ازدواج کنند کشیش از مگیفاصله میگیره و به کشور دیگه ای میره...
    و مگی سعی میکنه با مردی(لوک) که شباهت های زیادی به کشیش(رالف) داره ازدواج کنه و بعد از ازدواجو ترک خانواده اش متوجه میشه ازدواجش غلط بوده چون لوک به تنها چیزی کهفکر میکرد پول بود و برای همین هم با مگی ازدواج کرده بود...
    بعد از ازدواج مگی رو وادار میکنه نزد خانواده ای به کارگری بپردازه و خودش در مزرعه های نیشکر به کار مشغول میشه...
    مگیاز لوک باردار میشه و دختری به اسم جاسپین به دنیا میاره ...روزی که قراربود مگی جاسپین رو به دنیا بیاره ...رالف(کشیش ) که حالا اسقف شده بود باجست و جو کردن تونسته بود محل زندگی مگی رو پیدا کنه و به دیدن مگی میاد...
    وبعد از دیدن مگی و پریشانی مگی از خانواده ای که مگی پیش اونا کار میکردخواهش میکنه میگی رو به کشور خودش بفرستند و مقدار پول هم به اونا میده...
    ...قبلاز اینکه این خانواده مگی رو به کشور خودش یعنی استرالیا بفرستند تصمیممیگیرند برای مگی مسافرتی تنها ترتیب بدند که حالش خوب بشه و با سلامتیکامل به کشورش پیش خانواده اش برگرده...
    تو اون سفر....رالف چونمیخواسته از مگی خدافظی کنه به اون جزیره ای میره که مگی برای استراحتانتخاب کرده این دیدار باعث میشه پارسایی که تو این مدت داشته رو از دستبده و....
    و بعد از اون اتفاق مگی ...لوک رو ترک میکنه به کشورش برمیگرده...و تصمیم میگیره هیچ وقت به رالف نگه که از اون فرزندی داره...
    و اتفاقات گوناگونی که بعد ها می افته باعث میشه که......................
    :دی .......تا همینجا دیگه بسه....
    ------------------------------
    اینم یه تیکه از متن های کتاب
    صفحه 227.........بخش رالف
    "پدر رالف در سر میز شام و در تمام ضیافت یک کلمه با مگی حرف نزد و عمدا بهاو بی اعتنایی کرد . دخترجوان،سرخورده و مغموم اورا با نگاه در همه جادنبال میکرد .
    پدر رالف که به پریشانی او پی برده بود در دل آرزوداشت که نزدش رود و برایش توضیح دهد که اگر نسبت به او بیشتر از کارمایکل،میس گدردون و میس اومارا توجه بیشتری مبذول می داشت.این توجه ممکن بود بهشهرت هر دوی آن ها لطمه بزند.اوهم مانند مگی نرقصید و مثل او نگاه هایبسیاری را به خود جلب کرد.به راستی که زیبایی آن دو از همه اشخاص حاضر درضیافت بیشتر بود."
    صفحه 255.....بخش رالف
    " پس حالا ،چرا بااو از میان علف ها و درختان دور افتاده از نهر ،اسب می راند؟او دلیلش رانمیدانست فقط رنج میکشید نه رنج خیانت به او صحبت آن نبود. فقط رنج ترکگفتن او
    -پدر،پدر.من نمی توانم به شما برسم ،آنقدر تند نروید خواهش میکنم.
    روکردن به وظیفه به واقعیت. مانند فیلمی که به آهستگی بگردد.پدر رالف افساراسبش را کشید و حیوان به دور خود چرخ زد. او آنقدر صبر کرد تا مادیان ازهیجانش بیافتد و منتظر شد تا مگی به او برسد . بدبختی این جا بود.مگی بهاو رسید."
    "- چه شده پدر!
    این سوال همیشگی دختر جوان ناگهان در نظر کشیش عجیب می نمودو لبخندی بر لب آورد و گفت:
    - من تورا فروخته ام مگی عزیزم.تورا به قیمت 13 میلیون سکه نقره فروخته ام."
    صفحه 344 ......پدی
    "- من آن را به تو نخواهم داد. زیرا مرا میخواهم مرا از یاد ببری. من دلممیخواهد تو چشمانت را باز کنی یک پسر خوب بیای و با او ازدواج کنی و بچههایی که آن قدر آرزو داری داشته باشی.تو برای مادر شدن خلق شده یی و درستنیست که به من وابسته باشی من هیچ گاه از کلیسا چشم پوشی نخواهم کرد و منمیخواهم برای خاطر خودت با تو کاملا صادق باشم من از کلیسا صرف نظر نخواهمکرد زیرا مانند یک همسر تو را دوست ندارم ،حرفم را درک میکنی؟ "
    صفحه 419.....لوک
    "تنهادر این لحظه بود که توانست بی آن که اشک امانش دهد به مگی فکر کند ، حتیلحظه یی قبل از آن که بتواند بر احساساتش مسلط شود پرده اشک ،تپه هایدوردست را در نظرش محو کردند. آخر چگونه می توانست از مگی ناراحت باشد درحالی که خود خواسته بود و مگی آنقدر سرسختانه تصمیمش را از او پنهاننگهداشته بود چون نخواسته بود رالف شوهر جوانش را ببینید .
    .....وشنیدن این خبر دیگر همه امیدش را مبدل به یاس کرده بود. مگی دیگر هرگز قصدنداشت به سوی او بازگردد ،ولی مگی آیا تا خوشبختی؟آیا او برایت شوهرمناسبی است؟آیا رفتار خوبی با تو دارد،آیا این لوک اونیل را دوست داری،اینمردی که توانست تورا از من بگیرد چگونه آدمی است؟مگی آیا برای رنج دادن منبه این کار دست زدی؟ برای تلافی؟............"
    428..........
    "مگی چشمان خود را باز کرد و ناگهان چهره کشیش محبوب را در کنار خودیافت...موهای مشکی و زبر که چند تار خاکستری آن در تاریکی مشخص بود،خطوطظریف و اشرافی چهره اش که اکنون مشخص تر می نمودند ، صبر و بردباری بیشتری را بیان میکردند چشمان آبی ،غرق گشته در چشمان او سرشار از عشق وانتظاری تب آلود بودند .چگونه توانسته بود لوک را با او مقایسه کند.هیچکسشباهتی به او نداشت و هیچکس هیچگاه برای او این چنین نخواهد بود.او بهاحساسش خیانت کرده بود"
    477.....
    "- مگی آرزوی من این بود کهبا تو ازدواج میکردم و هرگز از تو جدا نمیشدم.من دیگر هرگز از وجود تورهایی نخواهم یافت. کاش هرگز به ماتلوک نیامده بودم ولی ما هرگز نمیتوانیم خودمان را عوض کنیم.و شاید این طور بهتر باشد.من به گوشه هایی ازشخصیتم ،از وجودم پی بردم که تا به حال برایم نا شناخته بودند و اگر بهاینجا نیامده بودم هرگز فرصت رویارویی با آن را نداشتم.
    دوستت دارم،همیشه دوستت داشته ام و همیشه دوستت خواهم داشت . فراموش مکن."
    479
    "-اوه ،آن درست نگاه کنید. نمیدانید چه معنایی دارد؟ من که هرگز نمیتوانستم رالف را برای همیشه از آن خود کنم. از همان آغاز هم این را میدانستم اما حالا او مال من است. او دیگر تا همیشه مال من است...
    منقسمتی از رالف را دارم که کلیسا هرگز به آن دسترسی نخواهد داشت. بخشی ازاو که نسل به نسل زندگی ادامه خواهد داد . و این امر توسط من صورت خواهدگرفت.زیرا مطمئنم که بچه پسر خواهد بود . و او این پسر،پسران دیگری خواهدداشت که آن ها به نوبه خود صاحب پسرانی خواهند بود.من کلیسا را با سلاحخودش شکست خواهم داد. من او را از 10 سالگی دوست دارم و فکر میکنم حتی اگر100 سال دیگر زنده باشم باز هم عاشق او خواهم بود. دیگر مهم نیست که جسماو متعلق به من نیست...فرزند او تصویر اوست و از آن من خواهد بود متعلق بهمن..."
    791.......جاستین
    " من همه چیز را به گردن گرفته ام .و نمی توانم هیچ کس را سرزنش کنم و از هیچ چیز متاسف نیستم . پرنده کهخاری سینه اش را خسته است از قانونی تغییر ناپذیر پیروی میکند . اونمیداند چه چیزی وادارش کرده که سینه اش را به خار بسپارد و آوازخوانان میمیرد. حتی لحظه یی که خار سینه اش را می شکافد از فرا رسیدن مرگش آگاهنیست و به همان قانع است که آنقدر به خواند تا دیگر صدایی در گلویش باقینماند.
    ولی ما ،ما هنگامی که خاری در سینه مان فرو میکنیم ، میدانیم ،درک میکنیم و با این همه ادامه می دهیم ،ادامه می دهیم.

  18. 5 کاربر از پست ham10m تشکر کرده اند .


  19. Top | #10

    مدیر کل سایت


    تاریخ عضویت
    آذر 1387
    نوشته ها
    14,404
    میانگین پست در روز
    6.68
    تشکر از کاربر
    9,930
    تشکر شده 157,948 در 10,201 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض Re: خلاصه کتاب

    نام کتاب : بامداد خمار
    نویسنده : فتانه حاج سید جوادی
    خلاصه کتاب :
    [JUSTIFY]سودابه دختر جوان تحصیلکردهی ثروتمندی است که میخواهد با مردی که به قشر او نمیخورد ازدواج کند. مادر سودابه، وی را برای برحذر داشتن از این ازدواج به پند عمهی سودابه به نام محبوبه فرامیخواند و داستان "بامداد خمار"، داستان عبرتانگیز سیاهبختی محبوبه در زندگی با عشقاش رحیم است که از همان صفحات نخست داستان آغاز میگردد و تمام کتاب را دربرمیگیرد. داستان در اوایل سلطنت رضاشاه اتفاق میافتد، اما به جز یکیدو مورد، مثل کشف حجاب، هیچ به مسائل سیاسی و اجتماعی زمانه اشارهای نمیگردد. محبوبه، دختر بصیرالملک بافرهنگ و اشرافی عاشق یک شاگردنجار میشود. خواستگارانش را رد میکند و در برابر خانواده آنقدر مقاومت میکند تا خانواده به ازدواج او رضایت میدهد، اما او را طرد میکند به طوری که نه او اجازه دارد به خانوادهاش سری بزند و نه در طول هفت سال زندگی محبوبه با رحیم، عضوی از خانواده به او سری میزند. پدر محبوبه برایش خانهای کوچک میخرد و دکانی نیز برای نجاری رحیم و او را به حال خود رها میکند تا دخترک پانزده ساله با عشق خود، در خانوادهای که نمیشناسد، تنها زندگی بگذراند و از خودسری خود درس عبرت گیرد. تنها دایهی دختر اجازه دارد که ماهی یکبار سری به محبوبه بزند و مقداری خرجی از سوی پدر به محبوبه برساند. خرجیای که همه خرج شراب و زنبارگی رحیم میگردد و رحیم فقیر بیفرهنگ نهتنها قدر این دختر بافرهنگ اشرافی را نمیداند، بلکه او را تحقیر میکند و حتی کتک میزند. مادر رحیم، اهریمنی است که زندگی زناشویی آنان را به جهنمی واقعی تبدیل میکند و از همان ابتدا در خانهی آنان ماندگار میشود و از آنجا که شغلش بنداندازی بوده است، زبان طعنه و زخمزبان و بیچاک و دهنش تعجبی برای محبوبه باقی نمیگذارد، چراکه مجبوبه این شغل را بشدت تحقیر میکند و خیلی راحت بیفرهنگیها، دوبههمزدنها، آتش سوزاندنهای مادرشوهر را ناشی از شغل پست و خاستگاه خانوادگیاش میبیند. رحیم قدر دختر بصیرالملک را در خانهاش نمیشناسد و او را تا پستترین درجه نزول میدهد. دختری که در زندگیاش دست به سیاهسفید نزده، حال باید ظرف بشوید و کار خانه کند. محبوبه پسری به دنیا میآورد، و نیز فرزند دومش را سقط میکند و برای همیشه عقیم میشود. اما پسر پنج سالهاش در حوض خانهی همسایه بر اثر سهلانگاری مادرشوهرش غرق میشود. رحیم نه تنها هیچ علاقهای به بانوی ثروتمند و بافرهنگش که خانوادهاش را بخاطر زندگی با او زیر پا گذاشته نشان نمیدهد، بلکه میخواهد خانه و مغازهای را که پدر محبوبه، به نام دخترش کرده، تصاحب کند. محبوبه پس از هفتسال از دست شوهر و مادرشوهرش فرار میکند و دوباره به پدرش پناه میبرد. از عشق به جز نفرت چیزی برجای نمانده است. طلاق میگیرد و با پسرعمویش منصور که سالها پیش خواستگار او بود و حال همسر و فرزندانی دارد، ازدواج میکند و همسر دوم او میشود. پس از ازدواج آهستهآهسته عاشق منصور میشود. هرچه معالجه میکند، بارآور نمیشود و نتیجهی خودسریها و هوسهایش را حال در بیفرزندی و همسردوم بودن مردی میبیند که مرد رویاهایش است و میانگارد که خود کرده را تدبیری نیست و نتیجهی حرفناشنوی از والدین چیزی جز سیاه بختی نخواهد بود.[/JUSTIFY]
    بهترین آهنگ بی کلامی که تا به حال شنیده ام!

    لطفا سوالات و مشکلاتتون رو پیام خصوصی نکنید . برای هر مشکل و درخواستی تاپیک مخصوصش وجود داره .
    قبل از ایجاد تاپیک و یا پرسیدن سوال حتما جستجو کنید .

    آپلود فایل و عکس - اطلاعیه های انجمن - قوانین انجمن - با انجمن مشکل دارید؟


  20. 8 کاربر از پست Admin تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 7 12345 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. خلاصه رمان های موجود در نودوهشتیا
    توسط هدیه در انجمن معرفی و نقد کتاب
    پاسخ ها: 1690
    آخرین نوشته: 1393,07,25, ساعت : 19:18
  2. پاسخ ها: 151
    آخرین نوشته: 1393,07,16, ساعت : 15:48
  3. خلاصه ی قسمت75 و 76 جومونگ
    توسط nazi2000 در انجمن فرهنگی و هنری
    پاسخ ها: 30
    آخرین نوشته: 1389,01,30, ساعت : 22:36
  4. پاسخ ها: 4
    آخرین نوشته: 1388,11,27, ساعت : 19:36
  5. براي مردی مختصر که خلاصه خود بود.
    توسط sama33 در انجمن اخبار و مطالب مفید روز
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1388,09,02, ساعت : 12:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •