تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 9 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 90
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    2009,07,22
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    1,447
    میانگین پست در روز
    0.79
    محل سکونت
    زیر بارون
    تشکر از کاربر
    25,802
    تشکر شده 27,180 در 1,741 پست

    Wink جایی که قلب آنجاست | تهمینه کریمی | معرفی و نقد کتاب

    سلام دوستان کتابخون .تازه همین الان متوجه شدم نقد کتاب و نزاشتم .
    خب دوستان نقد کنید
    من که خودم عاشق این رمانم . شاید بیشتر به خاطر خنده دار بودنش و داستان قشنگی که داشت.از شخصیت سامان و رز خیلی خوشم اومد ولی از سهراب خوشم نیومد درسته اون عشق نبود یه هوس بود یا به تعبیری یه عشق زودگذر ولی خیلی بد دل رز رو شکوند شایدم این طوری بهتر شد که رز به سامان برسه از یه طرفی فکر میکنم اصلا کار خوبی نکرد از طرف دیگه ام فکر میکنم کار خوبی کرد چون زودتر پی بردن که یه عشق واقعی نیست و به عشق واقعیشون رسیدن.

    خلاصه داستان:

    داستان از آنجائی شروع میشه که رز سوار بر هواپیما از آمریکا به دیدار اقوام مادرش در ایران میره. رز تک فرزند یک پدر آمریکائی و یک مادر ایرانی است که هر دو دار فانی را وداع گفتهاند. رز در ۱۲ سالگی مادر خودش را از دست داده و مادر که به دلیل ازدواج با یک مرد آمریکائی برای همیشه از طرف خانواده خودش طرد شده بوده همیشه با اشک و آه از ایران یاد میکرده و تا آخرین لحظه حیاتش هم موفق به دیدار اقوامش نمیشه. پدر هم بعد از یک بیماری قلبی و .. فوت میکنه و از رز میخواد که به ایران برگرده و سراغ خانواده مادرش بره ....


    /ویرایش شد/


  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    2009,01,25
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    4,776
    میانگین پست در روز
    2.37
    محل سکونت
    ایران
    تشکر از کاربر
    24,735
    تشکر شده 54,491 در 5,838 پست

    پیش فرض Re: نقد رمان<<جایی که قلب آنجاست>>

    رمان قشنگی بود ولی در عالم واقع اونهم یه دختر با تربیت غرب به این راحتی در مورد احساس خودش قضاوت نمی کنه بنظر رز یه کم با بی فکری در مورد عشقش به سهراب تصمیم گرفته بود که اواخر داستان متوجه شد .

  3. 4 کاربر از پست sama33 تشکر کرده اند .


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    2009,07,22
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    1,447
    میانگین پست در روز
    0.79
    محل سکونت
    زیر بارون
    تشکر از کاربر
    25,802
    تشکر شده 27,180 در 1,741 پست

    پیش فرض Re: نقد رمان<<جایی که قلب آنجاست>>

    رمان قشنگی بود ولی در عالم واقع اونهم یه دختر باتربیت غرب به این راحتی در مورد احساس خودش قضاوت نمی کنه بنظر رز یه کمبا بی فکری در مورد عشقش به سهراب تصمیم گرفته بود که اواخر داستان متوجهشد
    بله حرفتونو قبول دارم ولی کارهای سهراب هم باعث شد که رز این فکر و بکنه .البته خودشم به قول شما با بی فکری در مورد عشقش به سهراب تصمیم گرفته بود البته سهراب هم همینطور بود.

  5. 4 کاربر از پست .arsana. تشکر کرده اند .


  6. Top | #4

    تاریخ عضویت
    2009,09,23
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    نوشته ها
    124
    میانگین پست در روز
    0.07
    تشکر از کاربر
    0
    تشکر شده 679 در 49 پست

    پیش فرض Re: نقد رمان<<جایی که قلب آنجاست>>

    منم خیلی خوشم اومد.
    هم کتاب هم شخصیت سامان رو خیلی دوست داشتم.
    دلم میخواست سهراب رو خفش کنم.با اینکه همش دعا میکردم رز به سامان علاقه مند بشه.
    به نظرم لیاقت سهراب همون دختره مرجان بود.
    چون یه جورایی کاری که مرجان با سهراب کرد سهراب هم با رز همون کارو کرد.دلش رو شکوند.
    گرچه خود رز هم گفت هیچوقت عاشق سهراب نبوده اما خوب این کار سهراب رو توجیه نمیکنه.
    ممنون که رمان رو گذاشتی.
    خسته نباشی هم تو هم بقیه که گذاشتن مثل اقا امیر ارسلان.
    تقدیم به کسایی که کتابو تایپ کردن:
    "خیلی وقتها فکر میکنیم چون گرفتاریم به خدا نمی رسیم ولی در واقع چون به خدا نمی رسیم گرفتاریم"

  7. 5 کاربر از پست نیلا تشکر کرده اند .


  8. Top | #5

    تاریخ عضویت
    2009,01,25
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    4,776
    میانگین پست در روز
    2.37
    محل سکونت
    ایران
    تشکر از کاربر
    24,735
    تشکر شده 54,491 در 5,838 پست

    پیش فرض Re: نقد رمان<<جایی که قلب آنجاست>>

    [quote="آرسانا";p="255329":149md7c5]
    رمان قشنگی بود ولی در عالم واقع اونهم یه دختر باتربیت غرب به این راحتی در مورد احساس خودش قضاوت نمی کنه بنظر رز یه کمبا بی فکری در مورد عشقش به سهراب تصمیم گرفته بود که اواخر داستان متوجهشد
    بله حرفتونو قبول دارم ولی کارهای سهراب هم باعث شد که رز این فکر و بکنه .البته خودشم به قول شما با بی فکری در مورد عشقش به سهراب تصمیم گرفته بود البته سهراب هم همینطور بود.[/quote:149md7c5]
    بنظرم تقصیر فقط با رز بود و شاید سامان که نگفت فرستنده اشعار و گلها بوده .اصلا بعضی وقتها باید حرفی را بزنیم که نمیزنیم و بعد پشیمانی به بار می آورد .

  9. 3 کاربر از پست sama33 تشکر کرده اند .


  10. Top | #6

    تاریخ عضویت
    2009,05,24
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    نوشته ها
    14,409
    میانگین پست در روز
    7.61
    تشکر از کاربر
    103,014
    تشکر شده 249,485 در 25,281 پست
    حالت من
    Ghamgin

    پیش فرض Re: نقد رمان<<جایی که قلب آنجاست>>

    رمانیخوبی بود...ولی بعضی جاهاش این سامان کفر منو با این شوخیاش در میآورد...مخصوصا اونوقتی که واسه اولین بار رز رو تو لابی هتل دید.....اعصابواسَم نذاشت..... نظری هم در مورد کارای سهراب ندارَم..

    در کل خوب بود....مخصوصا آخرش&lt;span>

    گاهی
    سر زده
    دیوانه وار
    کوتاه، به دیدنم بیا
    رگبار بهار باش!

    انسیه موسویان

  11. 3 کاربر از پست Mina تشکر کرده اند .


  12. Top | #7

    تاریخ عضویت
    2009,07,22
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    1,447
    میانگین پست در روز
    0.79
    محل سکونت
    زیر بارون
    تشکر از کاربر
    25,802
    تشکر شده 27,180 در 1,741 پست

    پیش فرض Re: نقد رمان<<جایی که قلب آنجاست>>

    منم خیلی خوشم اومد.
    هم کتاب هم شخصیت سامان رو خیلی دوست داشتم.
    دلم میخواست سهراب رو خفش کنم.با اینکه همش دعا میکردم رز به سامان علاقه مند بشه.
    به نظرم لیاقت سهراب همون دختره مرجان بود.
    چون یه جورایی کاری که مرجان با سهراب کرد سهراب هم با رز همون کارو کرد.دلش رو شکوند.
    گرچه خود رز هم گفت هیچوقت عاشق سهراب نبوده اما خوب این کار سهراب رو توجیه نمیکنه.
    ممنون که رمان رو گذاشتی.
    خسته نباشی هم تو هم بقیه که گذاشتن مثل اقا امیر ارسلان.
    تقدیم به کسایی که کتابو تایپ کردن:
    خواهش میکنم
    منم نظرم همینه ولی همین باعث شد که رز به عشق واقعیش پی ببره.
    بنظرم تقصیر فقط با رز بود و شاید سامان که نگفتفرستنده اشعار و گلها بوده .اصلا بعضی وقتها باید حرفی را بزنیم کهنمیزنیم و بعد پشیمانی به بار می آورد .

    درسته ولی به نظرم سهراب هم مقصر بود چون وقتی اون گردنبند و به رز داد خب وقتی از احساساتش مطمئن نبود چرا اونو داد به رز؟؟؟به نظر من رز کمی مقصر بود از همه بیشتر سامان و سهراب مقصر بودن .

  13. کاربر زیر از پست .arsana. تشکر کرده است .


  14. Top | #8

    تاریخ عضویت
    2009,07,22
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    1,447
    میانگین پست در روز
    0.79
    محل سکونت
    زیر بارون
    تشکر از کاربر
    25,802
    تشکر شده 27,180 در 1,741 پست

    پیش فرض Re: نقد رمان<<جایی که قلب آنجاست>>

    رمانیخوبیبود...ولی بعضی جاهاش این سامان کفر منو با این شوخیاش در میآورد...مخصوصااونوقتی که واسه اولین بار رز رو تو لابی هتل دید.....اعصابواسَمنذاشت..... نظری هم در مورد کارای سهراب ندارَم..

    در کل خوب بود....مخصوصا آخرش&lt;span>
    واقعا اونجا کفر منم در اومد خیلی مسخره بازی در آورد اونجا.آخرش و که من عاشقشم خیلی خوب تموم شد

  15. 2 کاربر از پست .arsana. تشکر کرده اند .


  16. Top | #9

    تاریخ عضویت
    2009,03,27
    عنوان کاربر
    کاربر متوسط
    نوشته ها
    296
    میانگین پست در روز
    0.15
    تشکر از کاربر
    0
    تشکر شده 180 در 63 پست

    پیش فرض Re: نقد رمان<<جایی که قلب آنجاست>>

    رمان جالبی بود در کل. شخصیت سامان رو دوست داشتم ولی بعضی مواقع خیلی زیادی حرف می زد و خیلی کش می دادن موضوع رو.
    من فکر می کردم اگه سامان با صهبا عاشق همدیگه می شدن خیلی بهتر میشد. سهراب هم با رز.
    ولی رز با اینکه که یه فرهنگ غربی داشت ولی خیلی زود و یهویی عاشق سهراب شد. کاش عشقشون با نفرت شروع می شد و بعد عاشق همدیگه می شدن.
    کلا داستان رو عوض کردم. حال کردین!!!
    Many Of Life''s Failures are people who did not realize how close they were to success when they gave up

  17. Top | #10

    تاریخ عضویت
    2009,07,22
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    1,447
    میانگین پست در روز
    0.79
    محل سکونت
    زیر بارون
    تشکر از کاربر
    25,802
    تشکر شده 27,180 در 1,741 پست

    پیش فرض Re: نقد رمان<<جایی که قلب آنجاست>>

    رمان جالبی بود در کل. شخصیت سامان رو دوست داشتم ولی بعضی مواقع خیلی زیادی حرف می زد و خیلی کش می دادن موضوع رو.
    من فکر می کردم اگه سامان با صهبا عاشق همدیگه می شدن خیلی بهتر میشد. سهراب هم با رز.
    ولیرز با اینکه که یه فرهنگ غربی داشت ولی خیلی زود و یهویی عاشق سهراب شد.کاش عشقشون با نفرت شروع می شد و بعد عاشق همدیگه می شدن.
    کلا داستان رو عوض کردم. حال کردین!!!
    من اصلا موافق نیستم با داستان جدید
    اگه سامان و صهبا با هم ازدواج می کردن که دیگه جنگ جهانی راه می افتاد ولی کلا سامان و رز بیشتر به هم میومدن تا سامان و صهبا.سهرابم که لیاقتشو به قول نیلا نشون داد همون مرجان براش خوب بود.

  18. 2 کاربر از پست .arsana. تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 9 12345 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. هوس | تهمینه کریمی | معرفی و نقد کتاب
    توسط Elnaz در انجمن ایرانی
    پاسخ ها: 51
    آخرین نوشته: 2014,04,03, ساعت : 08:09 PM
  2. یکتا | سهیلا کریمی | معرفی و نقد کتاب
    توسط *TARA* در انجمن ایرانی
    پاسخ ها: 31
    آخرین نوشته: 2013,02,27, ساعت : 01:42 PM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •