ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
عاقبت تخم مرغ دزد شتر دزد میشود !
asiatech

http://fidibo.com/



نودهشتیا
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. Top | #1

    مدیر بازنشسته


    تاریخ عضویت
    بهمن 1387
    نوشته ها
    3,969
    میانگین پست در روز
    1.86
    محل سکونت
    در همین نزدیکی...!
    تشکر از کاربر
    27,347
    تشکر شده 90,470 در 6,361 پست
    اندازه فونت

    Smile عاقبت تخم مرغ دزد شتر دزد میشود !

    ضرب المثل هاي ايراني/ عاقبت تخم مرغ دزد ، شتر دزد مي شود




    آورده اند که : پسربچه اي بود که اصلاً نمي دانست دزدي يعني چه و به چه کاري مي گويند دزدي . اين پسربچه نيمرو و هرغذايي را که با تخم مرغ تهيه مي شد ، خيلي دوست داشت . يک روز که خيلي دلش مي خواست نيمرو بخورد به مادرش گفت : " مامان برايم نيمرو درست کن . "
    مادر گفت : " بعدا ً درست مي کنم . چون تخم مرغمهايمان تمام شده و بايد منتظر بمانيم تا مرغمان تخم کند ."
    پسر بجه که دوست نداشت به خاطر يک نيمروي ساده ، دو روز صبر کند ، از خانه بيرون رفت . همسايه آنها چند تا مرغ و خروس داشت که در مرغداني از آنها نگهداري مي کرد . پسربچه به طرف مرغداني رفت ، و از لاي نرده هاي مرغداني دو سه تا تخم مرغ برداشت و به طرف خانه شان براه افتاد . اتفاقا ً ظهر بود و هوا گرم بود و همسايه ها در اتاق هايشان استراحت مي کردند . هيچ کدام از همسايه ها آمدن و رفتن پسر بچه را نديد و هيچ کس متوجه تخم مرغ دزدي او نشد . پسربچه با خوشحالي به خانه برگشت . تخم مرغها را به مادرش داد و گفت بگير . مادر اين هم تخم مرغ ، حالا برايم نيمرو درست مي کني ؟
    مادر گفت که اي واي تخم مرغها را از کجا آوردي؟
    پسر خنديد و گفت : از توي مرغداني همسايه .
    مادر به جاي اينکه به بچه اش بگويد : چه کار بدي کرده اي ؟ اين کار دزدي است و بايد تخم مرغها را به جاي اولشان برگرداني ، فکري کرد و گفت کسي هم تو را ديد؟ پسر گفت : نه مادر کسي مرا نديد ؟
    مادر با مهرباني گفت : باشد برايت نيمرو درست مي کنم ، اما يادت باشد که تو کار خوبي نکرده اي که از مرغداني همسايه تخم مرغ برداشته اي . پسرک فهميد همسايه ها نبايستي متوجه کارش مي شدند .
    چند روز بعد باز هم تخم مرغ نداشتند . پسرک اين بار پاورچين پاورچين به مرغداني همسايه نزديک شد و مراقب دور و اطراف بود که همسايه ها متوجه نشوند . به مرغداني نزديک شد ، چند تا تخم مرغ برداشت و با سرعت به خانه شان برگشت .
    وقتي كه تخم مرغها را به مادرش داد ، مادر اعتراضي نکرد . فقط پرسيد همسايه ها تو را ديدند يا نه؟ و در ادامه با مهرباني گفت : پسرم کاري که کرده اي، کار خوبي نيست.
    چند دقيقه بعد نيمرو حاضر شد و مادر و پسر مشغول خوردن نيمرو شدند .
    کم کم پسرک بزرگ شد . گاه و بيگاه چيزي از اين و آن مي دزديد . چيزهايي را که دزديده بود ، يا به خانه مي آورد يا با دوستانش که مثل خودش بودند ، حيف و ميل مي کرد . چند سال بعد پسرک دزد که ديگر جوان بلند بالايي شده بود ، گرفتار شد . او به خانه اي رفته و شتري را دزديده بود و صاحبخانه و اطرافيانش او را دستگير کرده بودند . او که هرگز فکر نمي کرد گرفتار شود ، تلاش زيادي کرد كه از دست آنان فرار کند . اما هرچه بيشر تلاش کرد ، بيشتر کتک خورد . بالاخره دزد کتک خورده و نااميد را نزد قاضي بردند .
    قاضي بعد از آنکه جرم دزد ثابت شد ، گفت طبق قانون بايد انگشتان دست دزد بريده شود . وقتي جلاد براي بريدن دست دزد آمد ، دزد فرياد زد دست نگه داريد ، به من کمي فرصت بدهيد ، مي خواهم مادرم را ببينم . به دستور قاضي مادر دزد را آوردند . دزد گفت : اگر قرار است کسي مجازات شود ، آن فرد مادر من است. چون او جلو دزدي هاي کوچک مرا نگرفت. او از من که فقط چند تا تخم مرغ دزديده بودم ، يک دزد حرفه اي ساخت.
    قاضي سکوت کرد . مادر به گناه خويش اعتراف کرد . دل قاضي به حال دزد بينوا سوخت و او را بخشيد. اما دستور داد مادرش را به زندان بيندازند . از آن به بعد هر وقت بخواهند بگويند اگر جلوي خطاهاي كوچك كسي گرفته نشود ، او مرتكب خطاهاي بزرگتر مي شود ، اين ضرب المثل را بكار مي برند : " عاقبت تخم مرغ دزد ، شتر دزد مي شود "


  2. 5 کاربر از پست خانومی تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    Banned


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    81
    میانگین پست در روز
    0.05
    محل سکونت
    معلوم نیست
    تشکر از کاربر
    381
    تشکر شده 597 در 228 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    بهتر نیست ، یه تاپیک زده بشه ، مخصوصه داستان های کوتاه؟؟؟؟

    که هر کی خواست داستان بذاره ، بذاره تو اون تاپیک

    فکر کنم اینطوری بهتر باشه


  4. کاربر زیر از پست poooooria تشکر کرده است .


  5. Top | #3

    مدیر بازنشسته


    تاریخ عضویت
    بهمن 1387
    نوشته ها
    3,969
    میانگین پست در روز
    1.86
    محل سکونت
    در همین نزدیکی...!
    تشکر از کاربر
    27,347
    تشکر شده 90,470 در 6,361 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط poooooria نمایش پست ها
    بهتر نیست ، یه تاپیک زده بشه ، مخصوصه داستان های کوتاه؟؟؟؟

    که هر کی خواست داستان بذاره ، بذاره تو اون تاپیک

    فکر کنم اینطوری بهتر باشه

    با تشکر
    داستانهای کوتاه چون زیادن یه بخش براشون در نظر گرفته شده
    ولی اگر تو یه تاپیک باشن ممکنه تعداد صفحاتش زیاد بشه و کسی ندونه که حکایت جدید قرار گرفته

  6. کاربر زیر از پست خانومی تشکر کرده است .


  7. Top | #4

    Banned


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    81
    میانگین پست در روز
    0.05
    محل سکونت
    معلوم نیست
    تشکر از کاربر
    381
    تشکر شده 597 در 228 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    وقتی داستان جدیدی گذاشته میشه ، تاپیک میاد بالا دیگه !!!!

    درسته؟؟؟؟؟

  8. Top | #5

    مدیر بازنشسته


    تاریخ عضویت
    بهمن 1387
    نوشته ها
    3,969
    میانگین پست در روز
    1.86
    محل سکونت
    در همین نزدیکی...!
    تشکر از کاربر
    27,347
    تشکر شده 90,470 در 6,361 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط poooooria نمایش پست ها
    وقتی داستان جدیدی گذاشته میشه ، تاپیک میاد بالا دیگه !!!!

    درسته؟؟؟؟؟

    درسته ولی وقتی خیلی ها اون لحظه نباشن و بعدن بیان تاپیک میره پایین
    در کل برای خوندن حکایات به تفکیک موضوعشون میتونید در بخش فرهنگ و هنر /انجمن شعر و مشاعره /داستانهای کوتاه و حکایات مراجعه کنید
    اینجوری که بخواین صفحه به صفحه بگردید برای خودتون سخت میشه چون صفحات زیاد میشه و سرعت میاد پایین چون حجم زیاده دیر لود میشه

  9. کاربر زیر از پست خانومی تشکر کرده است .


  10. Top | #6

    Banned


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    81
    میانگین پست در روز
    0.05
    محل سکونت
    معلوم نیست
    تشکر از کاربر
    381
    تشکر شده 597 در 228 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    عجب !!!!!! بازم ممنون


  11. Top | #7

    Banned


    تاریخ عضویت
    مرداد 1389
    نوشته ها
    201
    میانگین پست در روز
    0.13
    محل سکونت
    زير اسمون خدا
    تشکر از کاربر
    357
    تشکر شده 1,169 در 404 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    همينجور بهتره من با همين شكل موافق ترم
    در ضمن داستان قديمي اما زيبايي بود


  12. کاربر زیر از پست farhad_kohkan تشکر کرده است .


موضوعات مشابه

  1. راه های محبت كردن به همسر
    توسط yasi88 در انجمن مشاوره و روانشناسی
    پاسخ ها: 21
    آخرین نوشته: 1393,05,23, ساعت : 00:35
  2. آموزش و طرز تهیه 50 نوع سالاد
    توسط 2012 در انجمن آشپزی و شیرینی پزی
    پاسخ ها: 13
    آخرین نوشته: 1392,06,28, ساعت : 23:40
  3. آموزش و طرز تهیه 28 نوع خورش خوشمزه آسان
    توسط 2012 در انجمن آشپزی و شیرینی پزی
    پاسخ ها: 15
    آخرین نوشته: 1392,06,28, ساعت : 20:49
  4. پرورش شتر مرغ و فوايد آن
    توسط zb7373 در انجمن کشاورزی و علوم دامی
    پاسخ ها: 7
    آخرین نوشته: 1391,08,25, ساعت : 17:29
  5. عشق در بازار | یی یون لی
    توسط hiva در انجمن داستان های کوتاه و حکایات
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1389,03,14, ساعت : 09:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •