بازگشت   نودهشتیا > فرهنگ و هنر > شعر و ادبیات > دفتر شعر و مشاعره

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۱ خرداد ۱۳۹۲, ۱۲:۵۸ قبل از ظهر   #21 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
~Melika~ آواتار ها
 
~Melika~ به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

چشم هايت
پُر از هياهوى عاشقانه هايست كه
قرار براى شاعر نمى گذارد
با اين حال
بدجور حسودى مى كنم
كسى كه زير چشم خوابانده اى
يا كَر است
يا كه اصلا آدم نيست!





برگرد،
من تنهایی
زورم به تنهایی
نمی رسد ...


~Melika~ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۲ خرداد ۱۳۹۲, ۱۰:۳۵ بعد از ظهر   #22 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
~Melika~ آواتار ها
 
~Melika~ به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

دیگر نبودنت
به هیچ کجای دنیا برنمی خورد
قسمت را به هر زبانی که بنویسی
قسمت خوانده می شود
شبیه صف های جدایی
که همیشه برای ما خلوت است !
ببخش که نمی توانم برای جای خالی ات
شعر بنویسم
دستم بند است
بندِ رگی که خون اش
بند نمی آید !
~Melika~ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۲ خرداد ۱۳۹۲, ۱۰:۳۷ بعد از ظهر   #23 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
~Melika~ آواتار ها
 
~Melika~ به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

باد لاى موهايت مى پيچد
موهايت موج بر مى دارد
و در کرانه اى دوردست
اسب هاى تركمن رم مى كنند!
چشم هاى تو ارتباطِ مستقيمِ باد و باران است
چشم هاى تو پيامبر باغچه و ناودان است
چشم هاى تو معجزه
چشم هاي تو ابر
چشم هاي تو..
آه اى معشوق!
عادت كرده ام به تنهايى
عادت كرده ام به سكوت
كمى نگاهم كن
تا صداى دريا بدهم!
~Melika~ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۲ خرداد ۱۳۹۲, ۱۰:۳۹ بعد از ظهر   #24 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
~Melika~ آواتار ها
 
~Melika~ به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

از خلاصه ی روز های انتظار
که میدانم حوصله به خرج نمیدهی
تا تمامی حرفهایم را بشنوی
فقط این را میگویم;
" دلتنگی ام
آنقدر بزرگ شده است
که اگر ببینی
شاید نشناسی!"
~Melika~ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۲ خرداد ۱۳۹۲, ۱۰:۴۱ بعد از ظهر   #25 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
~Melika~ آواتار ها
 
~Melika~ به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

بعد از جدایی اش
خواهرم مدام با آینه حرف میزد
و از پیرزنی که به او عادت کرده بود
هر روز مراقبت میکرد..
~Melika~ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
دفتر اشعار طنز ! khorshid_13 مطالب طنز 450 ۱۸ فروردين ۱۳۹۳ ۰۵:۲۸ بعد از ظهر
دفتر اشعار من بغض خیس | n@st@r@n-gh n@st@r@n-gh اشعار و دلنوشته های کاربران سایت 81 ۱۶ اسفند ۱۳۹۲ ۰۸:۰۹ بعد از ظهر
دفتر اشعار هما میر افشار Inoosh دفتر شعر و مشاعره 43 ۲۳ اسفند ۱۳۹۱ ۰۴:۴۶ بعد از ظهر
انتشار اشعار قاسمی الیگودرزی در «کوچه باغ سخن» ساحلی اخبار کتاب 0 ۱۱ دي ۱۳۹۱ ۱۲:۳۸ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۸:۳۷ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا