| |||
| | #21 (لینک مستقیم) |
| کاربر عادی ![]() | بدون امتیاز : 0 امتیاز من کلا کارهای این نویسنده رو دوست دارم...چون اکثرا واقعیت هستن و شخصیت دخترا رو بالا نگه میداره...در مورد این که میگید چرا حتما اینارو زن و شوهر میکنن بعد مرتاض میشن یا این که این سبک داستان اپیدمی شده باید بگم بعضی دوستان کم لطفن یا شاید از اوضاع ارشاد خبر ندارن که چه قدر گیر میدن..یه دختر و پسر در قانون ارشاد یا باید زن و شوهر باشن که بتونن با هم رابطه و رفت و آمد داشته باشن یا باید فامیل باشن..پس بی انصافی نکنید چون واقعاً نویسندهها راه دیگهای ندارن که بخوان داستان رو ایجاد کنن راه سوم هم فقط عشق در یک نگاه هست که خیلی مسخره میشه داستان....خوب تقریبا این داستان رو بچه میگرده تا ۲ تا انسان مغرور یواش یواش بفهمن که از هم خوششون میاد و به طرفه هم جذب شن..این یعنی اینکه اونا یه طرف شخصیتشون رو که اصلا نمایش نمیدادن توسط این بچه به هم نشون دادن و همین ایجاد علاقه کرد ...در مورد اذیت کردنش هم اگه دقت کنین میبینین داستان بریده شده به احتمال زیاد ارشاد یه گیری داده و داستان پرش کرده وگذشته از این ماجرا |
| | |
| تشکر شده توسط : |
| تبلیغات | |
| | |
| | #22 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۸۸ محل سکونت : آلمان
نوشته ها: 774
تشکرها: 6,252
تشکر شده 6,370 بار در 957 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز be nazare man ke aslan ghashang nabood نگاه کن فقط با نگاه کردنت منو تو چه رویائی انداختی به هر چی ندارم ازت راضیم تو این زندگی رو برام ساختی به من فرصت همزبونی بده به من که یه عمره بهت باختم واسه چند لحظه خرابش نکن بتی رو که یک عمر ازت ساختم | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #23 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بازنشسته ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : تير ۱۳۸۸ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 1,293
تشکرها: 1,861
تشکر شده 6,972 بار در 1,202 پست
کتاب مورد علاقه : زیاد شدن حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز خیلی شخصیت پردازی ضعیفی داشت رمان هایی که می خونم و دوستشون دارم خوشگلی درد سر داره /خالکوبی /گناهکار/میوه ی منحوس پشت یک دیوار سنگی | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #24 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۸۸ محل سکونت : Germany
نوشته ها: 94
تشکرها: 1,576
تشکر شده 390 بار در 79 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز [TABLE][TR][TD][/TD][/TR][/TABLE] سلام، یکی از معدود رمانهای ایرانی بود که : - ارتباط زن و مرد منطقی بود (بر خلاف خیلی از رمانهایی که ادم رو به جنون میکشونن. زنها رو موجوداتی کاملا بی عقل توصیف می کنن که مدام در حال عشوه اومدن یا نق زدن و مردها رو موجوداتی زن باره و بی کنترل) . - لطف دیگهٔ این داستان این بود که از هیکل آقا و خانم ننوشته بود که چی بودن و با لباسهای این رنگی و اون مدلی چه جیگرایی شده بودند. - از اون انتخابهای مرد پسند زن نویس این جا خبری نبود: آقای ۳۲ ساله دختر ۱۶ ساله (من آخرش نفهمیدم چرا این مساله برای خانمهای پا بسن گذشته قلقلک اوره که توی داستانا تکرارش میکنن ،بدون این که فکر کنند یک داستان هر چند ساده یا... میتونه روی گروهی از آدمهای بیمار یا بی فرهنگ اثر بذاره. ) من این کتاب رو به خیلی از کتابهای دیگه ترجیح میدم،چون نویسندش قلم خوبی داره، در هپروت سیر نمیکنه که آسمون ریسمون ببافه.پیشنهاد میکنم بخونیدش. با احترام سحر جهان ساعاتش را با چشمان تو تنظیم میکند. نِزار قبّانی | ||||||||
| | |
| | #25 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بازنشسته ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : تير ۱۳۸۸ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 1,293
تشکرها: 1,861
تشکر شده 6,972 بار در 1,202 پست
کتاب مورد علاقه : زیاد شدن حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز من پیشنهاد میکنم همین سوژه رو با قلم زهرا اسدی به نام قصه ی تنهایی بخونین تا فرق نویسنده رو درک کنین . | ||||||||
| | |
| | #26 (لینک مستقیم) |
| کاربر عادی ![]() | بدون امتیاز : 0 امتیاز به نظر من کتاب جالبی بود در عین قلم زیبای نویسنده برای به تصویر کشیدن واقعیت خیلی هم مخاطب پسند بود. در ضمن در جواب طیبه عزیز : من تا به حال 3-4 تا از کتاب های زهرا اسدی رو خوندم ولی متاسفانه این کتابی که نام بردی رو نخوندم. ولی در کل کتاب های زهرا اسدی خیلی غیر واقعی تر از این کتاب بوده . مثلا کتاب آن سوی خیال که یک مرد مسن به خاطر شباهت دختر به معشوقه جوانیش بدون اطلاع به پسرش اون ها رو به عقد هم درمیاره. واصلا به پسرش نمیگه که این دختری که تو همش باهاش سر جنگ داری همسرته. و بعد تازه بازم بدون اینکه پسره بفهمه طلاق دختره رو می گیره. چند در صد این نوشته واقعیته؟ یا همون کتاب تقدیر شیرین ، شخصیت های این داستان بی نهایت تخیلی هستند. موضوع فقط به تصویر کشیدن فقر نیست چون در خیلی از کتاب ها این موضوع یادآوری شده. منظور من به شخصیت های فردی این داستانه . علی به این واضحی عاشق شیرینه ولی این پدر و مادر نمی فهمند تا برای پسرشون کاری انجام بدن. حتی این مادر تا آخر داستان هیچی نمی فهمه. یا فرید اونکه این همه عاشق شیرین بود که حتی به خاطر راحتی اون رابطه زناشویی باهاش نداشت چطوری اینقدر سریع همه چیز رو می پذیره و شیرین رو طلاق میده ؟ انگار این نویسنده یه سوژه ای برای نوشتن به ذهنش می رسه بعد هول هولکی می خواد داستان تموم کنه چون مطلب کم آورده. |
| | |
| | #27 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۸
نوشته ها: 240
تشکرها: 6,172
تشکر شده 2,250 بار در 259 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام دوستان:کاش در متن داستان کمی هم به هشدار هائی که در مورد مسائل و مشکلات قانونی ازدواج برای خانوما بود توجه میکردیم، یا بعضی چیزا رو هم میذاشتیم به عهده خواننده که از قوه خلاقیت و تصویر پردازی ذهن خودش بهره بگیره.گاهی بد نیست به جای حرفهای تکراریه رمانتیک از رفتار شخصیتهای داستان به حرفشون و علاقههاشون پیی ببره.خسته نشدید از این همه لقمه های حاضر آمده توی دیالوگهای کتابا؟در مورد سوژهای تکراری هم باید گفت،......حرفشو نزنیم بهتره،چون همه میدونیم چه مشکلاتی در سر راه مجوز وجود داره!!!!! آنچه فرد تحصیلكرده را از فرد خودآموخته مشخص می سازد، وسعت دانش نیست، بلكه اعتماد به نفس است! | ||||||||
| | |
| | #28 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال تایپ کتاب ![]() تاریخ عضویت: دي ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : دي ۱۳۸۸ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 1,165
تشکرها: 45,609
تشکر شده 18,222 بار در 2,032 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز شخصیت مهتاب رو دوست داشتم،خوب بهش رسیدگی شده بود،رفتار مهتاب وسیاوش تقریباً متفاوت بود. مرتاض بازیشون تکراری بود،اینکه به خاطر یه بچه این طوری بهم گره خوردن مسخره بود،کار باباش هم همینطور برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید | ||||||||
| | |
| | #29 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: آبان ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : آبان ۱۳۸۸ محل سکونت : قلب همه ی کسایی که دوستم دارن
نوشته ها: 109
تشکرها: 150
تشکر شده 262 بار در 99 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز ![]() ![]() اول از هیوا خانوم تشکر به عمل می آورم . کتابه خیلی خوبی بود کن که لذت بردم و خیلی بیشتر از رمانهای دیگه به واقعیت جامعه نزدیک بود البته شخصیت پسر وکیله و پدر مهتاب جای کاره بیشتری داشت ولی مهتاب به نسبت خوب بود و ضعف و قوت های یه شخصیت واقعی رو میشود توش احساس کرد . و با حرفه یکی از بچه ها که گفته بود به قیافه و تیپ اهمیت نداده بود خیلی خوشم اومد و اینکه تیکه هایی که استفاده کرده بودن جالب بود . ![]() ![]() neyleylim sen yoksan eğer dünyanın servetin Neyleylim sen yoksan eğer ahretin cennetini Neyleylim sen yoksan eğer sahilleri, kırları Neyleylim sen yoksan eğer yazı, kışı bahar روی دل آدم ها هرگز حسابی وا نکن ، از در نشد از پنجره زوری خودت رو جا نکن . آدمک های شهر ما بازیگرای قابلا وقتش بشه یواشکی رو قلب هم پا میزارن . تو قتل گاه آرزو آدمکشی زرنگیه ، شیتونک مغازه ی ما دلداده دروغیه ! ı | ||||||||
| | |
| | #30 (لینک مستقیم) | ||||||||||
| مدیر بخش فرهنگ و هنر ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت : teh
نوشته ها: 7,060
تشکرها: 69,094
تشکر شده 69,232 بار در 8,122 پست
کتاب مورد علاقه : Jane Austen حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
از دخترای لوس متنفرم. بعضی شخصیت ها مثل اون دختره تو دالان بهش اعصاب آدمو خورد می کنن. نقل قول:
فعلا یه مدت نمی تونم به پی اما جواب بدم. | ||||||||||
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| بر, خورشید, رمان, عاطفه, لبخند, معرفی, منجزی, نقد, نقدی, کتاب |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| تیه طلا | عاطفه منجزی | معرفی و نقد کتاب | priya | ایرانی | 54 | ۱۵ اسفند ۱۳۹۱ ۱۰:۱۹ بعد از ظهر |
| پرنده بهشتی | عاطفه منجزی | معرفی و نقد کتاب | paradise | ایرانی | 78 | ۲۱ بهمن ۱۳۹۱ ۰۶:۱۶ بعد از ظهر |
| بیوگرافی عاطفه منجزی | نویسنده | hiva | نویسندگان و شعرا | 19 | ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۰ ۰۳:۳۵ بعد از ظهر |