بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > ایرانی

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۸ آبان ۱۳۸۸, ۱۱:۵۰ بعد از ظهر   #21 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
pariya69 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان لبخند خورشید | عاطفه منجزی

من کلا کارهای این نویسنده رو دوست دارم...چون اکثرا واقعیت هستن و شخصیت دخترا رو بالا نگه میداره...در مورد این که میگید چرا حتما اینارو زن و شوهر میکنن بعد مرتاض میشن یا این که این سبک داستان اپیدمی شده باید بگم بعضی دوستان کم لطفن یا شاید از اوضاع ارشاد خبر ندارن که چه قدر گیر میدن..یه دختر و پسر در قانون ارشاد یا باید زن و شوهر باشن که بتونن با هم رابطه و رفت و آمد داشته باشن یا باید فامیل باشن..پس بی انصافی نکنید چون واقعاً نویسندهها راه دیگهای ندارن که بخوان داستان رو ایجاد کنن راه سوم هم فقط عشق در یک نگاه هست که خیلی مسخره میشه داستان....خوب تقریبا این داستان رو بچه میگرده تا ۲ تا انسان مغرور یواش یواش بفهمن که از هم خوششون میاد و به طرفه هم جذب شن..این یعنی اینکه اونا یه طرف شخصیتشون رو که اصلا نمایش نمیدادن توسط این بچه به هم نشون دادن و همین ایجاد علاقه کرد ...در مورد اذیت کردنش هم اگه دقت کنین میبینین داستان بریده شده به احتمال زیاد ارشاد یه گیری داده و داستان پرش کرده وگذشته از این ماجرا
pariya69 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۱۸ آبان ۱۳۸۸, ۱۱:۵۸ بعد از ظهر   #22 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
sepideh62 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان لبخند خورشید | عاطفه منجزی

be nazare man ke aslan ghashang nabood



نگاه کن فقط با نگاه کردنت

منو تو چه رویائی انداختی

به هر چی ندارم ازت راضیم

تو این زندگی رو برام ساختی

به من فرصت همزبونی بده

به من که یه عمره بهت باختم

واسه چند لحظه خرابش نکن

بتی رو که یک عمر ازت ساختم

sepideh62 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۰۴ قبل از ظهر   #23 (لینک مستقیم)
مدیر بازنشسته
 
طیبه آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان لبخند خورشید | عاطفه منجزی

خیلی شخصیت پردازی ضعیفی داشت ........... سوژه که کلیشه ای بود اما همین سوژه رو خیلی از نویسنده ها قشنگ شخصیت پردازی میکنن و ادم می خونه ولذت می بره .



رمان هایی که می خونم و دوستشون دارم
خوشگلی درد سر داره /خالکوبی /گناهکار/میوه ی منحوس
پشت یک دیوار سنگی




طیبه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۱۱ قبل از ظهر   #24 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
saharsahar آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان لبخند خورشید | عاطفه منجزی

[TABLE][TR][TD][/TD][/TR][/TABLE]
سلام،

یکی از معدود رمانهای ایرانی بود که :
- ارتباط زن و مرد منطقی بود (بر خلاف خیلی از رمانهایی که ادم رو به جنون میکشونن. زنها رو موجوداتی کاملا بی عقل توصیف می کنن که مدام در حال عشوه اومدن یا نق زدن و مردها رو موجوداتی زن باره و بی کنترل) .
- لطف دیگهٔ این داستان این بود که از هیکل آقا و خانم ننوشته بود که چی بودن و با لباسهای این رنگی و اون مدلی چه جیگرایی شده بودند.
- از اون انتخابهای مرد پسند زن نویس این جا خبری نبود: آقای ۳۲ ساله دختر ۱۶ ساله (من آخرش نفهمیدم چرا این مساله برای خانمهای پا بسن گذشته قلقلک اوره که توی داستانا تکرارش میکنن ،بدون این که فکر کنند یک داستان هر چند ساده یا... میتونه روی گروهی از آدمهای بیمار یا بی فرهنگ اثر بذاره. )

من این کتاب رو به خیلی از کتابهای دیگه ترجیح میدم،چون نویسندش قلم خوبی داره، در هپروت سیر نمیکنه که آسمون ریسمون ببافه.پیشنهاد میکنم بخونیدش.


با احترام سحر



جهان ساعاتش را با چشمان تو تنظیم میکند. نِزار قبّانی
saharsahar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۱۹ قبل از ظهر   #25 (لینک مستقیم)
مدیر بازنشسته
 
طیبه آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان لبخند خورشید | عاطفه منجزی

من پیشنهاد میکنم همین سوژه رو با قلم زهرا اسدی به نام قصه ی تنهایی بخونین تا فرق نویسنده رو درک کنین .
طیبه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ آبان ۱۳۸۸, ۰۱:۳۵ قبل از ظهر   #26 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
khalerize آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان لبخند خورشید | عاطفه منجزی

به نظر من کتاب جالبی بود در عین قلم زیبای نویسنده برای به تصویر کشیدن واقعیت خیلی هم مخاطب پسند بود.
در ضمن در جواب طیبه عزیز : من تا به حال 3-4 تا از کتاب های زهرا اسدی رو خوندم ولی متاسفانه این کتابی که نام بردی رو نخوندم. ولی در کل کتاب های زهرا اسدی خیلی غیر واقعی تر از این کتاب بوده . مثلا کتاب آن سوی خیال که یک مرد مسن به خاطر شباهت دختر به معشوقه جوانیش بدون اطلاع به پسرش اون ها رو به عقد هم درمیاره. واصلا به پسرش نمیگه که این دختری که تو همش باهاش سر جنگ داری همسرته. و بعد تازه بازم بدون اینکه پسره بفهمه طلاق دختره رو می گیره. چند در صد این نوشته واقعیته؟
یا همون کتاب تقدیر شیرین ، شخصیت های این داستان بی نهایت تخیلی هستند. موضوع فقط به تصویر کشیدن فقر نیست چون در خیلی از کتاب ها این موضوع یادآوری شده. منظور من به شخصیت های فردی این داستانه . علی به این واضحی عاشق شیرینه ولی این پدر و مادر نمی فهمند تا برای پسرشون کاری انجام بدن. حتی این مادر تا آخر داستان هیچی نمی فهمه. یا فرید اونکه این همه عاشق شیرین بود که حتی به خاطر راحتی اون رابطه زناشویی باهاش نداشت چطوری اینقدر سریع همه چیز رو می پذیره و شیرین رو طلاق میده ؟ انگار این نویسنده یه سوژه ای برای نوشتن به ذهنش می رسه بعد هول هولکی می خواد داستان تموم کنه چون مطلب کم آورده.
khalerize آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ آبان ۱۳۸۸, ۰۲:۴۷ قبل از ظهر   #27 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
zarin آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان لبخند خورشید | عاطفه منجزی

سلام دوستان:کاش در متن داستان کمی هم به هشدار هائی که در مورد مسائل و مشکلات قانونی ازدواج برای خانوما بود توجه میکردیم، یا بعضی چیزا رو هم میذاشتیم به عهده خواننده که از قوه خلاقیت و تصویر پردازی ذهن خودش بهره بگیره.گاهی بد نیست به جای حرفهای تکراریه رمانتیک از رفتار شخصیتهای داستان به حرفشون و علاقههاشون پیی ببره.خسته نشدید از این همه لقمه های حاضر آمده توی دیالوگهای کتابا؟در مورد سوژهای تکراری هم باید گفت،......حرفشو نزنیم بهتره،چون همه میدونیم چه مشکلاتی در سر راه مجوز وجود داره!!!!!



آنچه فرد تحصیلكرده را از فرد خودآموخته مشخص می سازد،
وسعت دانش نیست، بلكه اعتماد به نفس است!
zarin آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۶ فروردين ۱۳۸۹, ۱۲:۴۷ قبل از ظهر   #28 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
پروانه! آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

شخصیت مهتاب رو دوست داشتم،خوب بهش رسیدگی شده بود،رفتار مهتاب وسیاوش تقریباً متفاوت بود. مرتاض بازیشون تکراری بود،اینکه به خاطر یه بچه این طوری بهم گره خوردن مسخره بود،کار باباش هم همینطور




پروانه! آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۶ فروردين ۱۳۸۹, ۰۴:۵۸ بعد از ظهر   #29 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
akhsham آواتار ها
 
akhsham به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض



اول از هیوا خانوم تشکر به عمل می آورم .

کتابه خیلی خوبی بود کن که لذت بردم و خیلی بیشتر از رمانهای دیگه به واقعیت جامعه نزدیک بود

البته شخصیت پسر وکیله و پدر مهتاب جای کاره بیشتری داشت ولی مهتاب به نسبت خوب بود و ضعف و قوت

های یه شخصیت واقعی رو میشود توش احساس کرد .

و با حرفه یکی از بچه ها که گفته بود به قیافه و تیپ اهمیت نداده بود خیلی خوشم اومد

و اینکه تیکه هایی که استفاده کرده بودن جالب بود .



neyleylim sen yoksan eğer dünyanın servetin
Neyleylim sen yoksan eğer ahretin cennetini
Neyleylim sen yoksan eğer sahilleri, kırları
Neyleylim sen yoksan eğer yazı, kışı bahar
روی دل آدم ها هرگز حسابی وا نکن ، از در نشد از پنجره
زوری خودت رو جا نکن . آدمک های شهر ما بازیگرای قابلا
وقتش بشه یواشکی رو قلب هم پا میزارن . تو قتل گاه آرزو
آدمکشی زرنگیه ، شیتونک مغازه ی ما دلداده دروغیه !ı
akhsham آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۵ خرداد ۱۳۸۹, ۰۱:۵۳ بعد از ظهر   #30 (لینک مستقیم)
مدیر بازنشسته
 
hiva آواتار ها
 
hiva به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
Wink

نقل قول:
نوشته اصلی توسط akhsham نمایش پست ها


اول از هیوا خانوم تشکر به عمل می آورم .

کتابه خیلی خوبی بود کن که لذت بردم و خیلی بیشتر از رمانهای دیگه به واقعیت جامعه نزدیک بود

البته شخصیت پسر وکیله و پدر مهتاب جای کاره بیشتری داشت ولی مهتاب به نسبت خوب بود و ضعف و قوت

های یه شخصیت واقعی رو میشود توش احساس کرد .

و با حرفه یکی از بچه ها که گفته بود به قیافه و تیپ اهمیت نداده بود خیلی خوشم اومد

و اینکه تیکه هایی که استفاده کرده بودن جالب بود .
منم شخصیت مهتاب دوست داشتم.
از دخترای لوس متنفرم.
بعضی شخصیت ها مثل اون دختره تو دالان بهش اعصاب آدمو خورد می کنن.




نقل قول:
سلام دوستان:کاش در متن داستان کمی هم به هشدار هائی که در مورد مسائل و مشکلات قانونی ازدواج برای خانوما بود توجه میکردیم، یا بعضی چیزا رو هم میذاشتیم به عهده خواننده که از قوه خلاقیت و تصویر پردازی ذهن خودش بهره بگیره.گاهی بد نیست به جای حرفهای تکراریه رمانتیک از رفتار شخصیتهای داستان به حرفشون و علاقههاشون پیی ببره.خسته نشدید از این همه لقمه های حاضر آمده توی دیالوگهای کتابا؟در مورد سوژهای تکراری هم باید گفت،......حرفشو نزنیم بهتره،چون همه میدونیم چه مشکلاتی در سر راه مجوز وجود داره!!!!!
خب راستش بعضی بحث هایی که مهتاب راجب حقوق زنان داشت باعث شد من بیشتر دنبال این مسائل برم و پیگیر بشم .



دلم برای همه تنگ شده شدیــــــــــــــــــــــ ـــد!
hiva آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
بر, خورشید, رمان, عاطفه, لبخند, معرفی, منجزی, نقد, نقدی, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
پرنده بهشتی | عاطفه منجزی | معرفی و نقد کتاب paradise ایرانی 94 ۹ شهريور ۱۳۹۲ ۰۷:۳۱ بعد از ظهر
تیه طلا | عاطفه منجزی | معرفی و نقد کتاب priya ایرانی 55 ۲۹ تير ۱۳۹۲ ۱۲:۴۷ قبل از ظهر
بیوگرافی عاطفه منجزی | نویسنده hiva نویسندگان و شعرا 18 ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۰ ۰۳:۳۵ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۵:۵۵ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا