بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > ایرانی

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۹ شهريور ۱۳۸۹, ۱۱:۴۹ قبل از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
paradise آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
Arrow الهه شرقی | رویا خسرو نجدی | معرفی و نقد کتاب

این یه نقد دیگه

خلاصه داستان

داستان درباره ی دختری هستش که یه بار ازدواج کرده و از شوهرش جدا شده و بعد از مدتی به خارج میره و اونجا با به پسری اشنا میشه و.....
بابا ما که اخرش نفهمیدیم این کتاب اخرش چی شد تو رو جون هر کی دوس دارین فهمیدیدن به مام بگیم.من تهران و اصفهان زیر و رو کردم این کتاب گیر نیومد تا که اینجا اسکنشو خوندم.خب در کل کتاب قشنگی بود ولی من نفهمیدم اخر این چی شد از یه طرف نوشته رایان بود راین یادم نیست مرد دختره م سکته کرد از یه طرف اخر داستان نوشته چشماشو باز کرد و به دو برکه ی ابی خیره شد خب اگه مرده دیگه اون دو برکه ی ابی چیه؟کلا کتابای این نویسنده جز تو خماری گذاشتن چیز دیگه ای نداره

لینک داستان

الهه شرقي | رويا خسرو نجدي


/ویرایش شد/



زندگی باور میخواهد ان هم از جنس امید که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد یک امید قلبی به تو گوید که خدا هنوز هست.....

رمانای پیشنهادی من:
رسوب
خالکوبی..
ضربان
اسطوره
بادلم عجین شده ای
بانوقصه
رایحه ممنوع
فرستاده
paradise آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۹ شهريور ۱۳۸۹, ۰۶:۴۲ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
mah banoo آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

به نظرم بهترين كتاب خانم خسرونجدي بود، صحنه ها بسيار زيبا توصيف شده بود، علاقه بين كيميا و رابين هم ذره ذره به وجود اومد نه با يك نگاه و اين به نظرم هم منطقي تر هستش هم روند داستان را جذاب تر مي كنه
فكر مي كنم اولين بار 5 سال پيش اين كتاب را خوندم، اون موقع فكر مي كردم كه هم رابين هم كيميا مردن با اين كه پايان سوزناكي بود اما خيلي ناراحت نشدم چون به هر حال با هم بودن! اما چند وقت قبل توي نظراتي كه دوستان در مورد اين كتاب گذاشته بودم ديدم كه توضيح دادن رابين قبل از رفتن صليب را ميده به كيميا اما وقتي روي تخت بيمارستان بوده با اون صليب شناسايي مي شه!
به هر حال چه هر دو مرده باشند چه هر دو زنده مونده باشند الهه شرقي جز بهترين رمان هايي بوده كه خوندم!
mah banoo هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۰ شهريور ۱۳۸۹, ۰۳:۵۲ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
یگانه بانو آواتار ها
 
یگانه بانو به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mah banoo نمایش پست ها
به نظرم بهترين كتاب خانم خسرونجدي بود، صحنه ها بسيار زيبا توصيف شده بود، علاقه بين كيميا و رابين هم ذره ذره به وجود اومد نه با يك نگاه و اين به نظرم هم منطقي تر هستش هم روند داستان را جذاب تر مي كنه
فكر مي كنم اولين بار 5 سال پيش اين كتاب را خوندم، اون موقع فكر مي كردم كه هم رابين هم كيميا مردن با اين كه پايان سوزناكي بود اما خيلي ناراحت نشدم چون به هر حال با هم بودن! اما چند وقت قبل توي نظراتي كه دوستان در مورد اين كتاب گذاشته بودم ديدم كه توضيح دادن رابين قبل از رفتن صليب را ميده به كيميا اما وقتي روي تخت بيمارستان بوده با اون صليب شناسايي مي شه!
به هر حال چه هر دو مرده باشند چه هر دو زنده مونده باشند الهه شرقي جز بهترين رمان هايي بوده كه خوندم!
چه جالب به این مساله دقت نکرده بودم

واقعا کتاب گیرایی بود
رابین از عشق زمینی به عشق الهی رسید یه جورایی هفت شهر عشق عطار
آدم عشق رابین رو خیلی قشنگ حس میکرد



من اظهارات يك پزشك را در خصوص پزشكی با كمال دقت گوش ميكنم ونيز اظهارات يك شيمی دان را در خصوص شيمی همانطور كه به اظهارات يك مهندس توجه كامل خواهم نمود زيرا اطلاعات آنها در خصوص پزشكی و شيمی و هندسه هزار بار بيشتر از من است.ولی هرگز به اظهارات يك دانشمند دينی گوش نميدهم زيرا او كه خود را دانشمند خداشناسی مي داند اطلاعاتش بيش از من نيست. زيرا همانطوری كه من نميدانم خدا كيست و چيست او هم نمی داند خدا چيست وكيست ؟؟؟
یگانه بانو آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۰ شهريور ۱۳۸۹, ۰۴:۴۶ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
simi آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

شخصیت رابین جذاب بود اما این که آخرش گنگه آدمو کلافه میکنه
simi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۰ شهريور ۱۳۸۹, ۰۵:۱۴ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
همکار بخش عکس
 
چیکا آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

من آخرش نفهمیدم چی شد خیلی گنگ تموم شد
چیکا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۰ شهريور ۱۳۸۹, ۰۶:۳۴ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Elysium آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

من خیلی دوستش داشتم ولی آخرش رو اصلا نپسندیدم !!!!












Elysium آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۰ شهريور ۱۳۸۹, ۰۶:۵۱ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
eloy آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

اتفاقا آخر جالبی داشت رابین تصادف کرد و مرد ،دختره هم نشون داد اومده ایران و بعد یه مدتی سکته کرد و مرد بالاخره نمیشه که همه عشاق بهم برسن
در کل داستان بدی نبود فقط اونجا که همه دانشکده از عشق رابین خبر شده بودن به نظرم یکم بلف بود



سيب هنوز هم شيرين است...

هنوز هم آدم، بهشت را به لبخند حوا ميفروشد...

شیطان بهانه بود!
eloy آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۰ شهريور ۱۳۸۹, ۰۷:۱۱ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
من آخرش نفهمیدم چی شد خیلی گنگ تموم شد
اسم ِ پسره رابین بود!
من خیای وقت پیش خوندم..فک کنم میخواست مسلمان شه، رفت به یه سفر... که وقت برگشت تصادف کرده بود!
دختره هم برگشت ایران! تو رویاهاش رابین رو دید و به دنبالش رفت و تصادف کرد فک کنم ..اونم مرد!
رمان خیلی خوبی بود! من دوسش داشتم..بمان که آخرش چقدر گریه کردم..مخصوصا اون ترانه سیاوش که من و همیشه دق مرگ میکنه

نقل قول:
چشماشو باز کرد و به دو برکه ی ابی خیره شد
منظور وقت ِ مردن ِ دختره بود.... چشماشو که باز کرده، بعد ِ مردن، روحش منظور...رابین رو دیده!
Mina آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۰ شهريور ۱۳۸۹, ۰۹:۰۳ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
mahbano آواتار ها
 
mahbano به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط miss.mini نمایش پست ها
اسم ِ پسره رابین بود!
من خیای وقت پیش خوندم..فک کنم میخواست مسلمان شه، رفت به یه سفر... که وقت برگشت تصادف کرده بود!
دختره هم برگشت ایران! تو رویاهاش رابین رو دید و به دنبالش رفت و تصادف کرد فک کنم ..اونم مرد!
رمان خیلی خوبی بود! من دوسش داشتم..بمان که آخرش چقدر گریه کردم..مخصوصا اون ترانه سیاوش که من و همیشه دق مرگ میکنه



منظور وقت ِ مردن ِ دختره بود.... چشماشو که باز کرده، بعد ِ مردن، روحش منظور...رابین رو دیده!
نه زنده موندا
جفتشون زنده موندن دیه اخرش



سارا 18 ساله اصفهان

رمانای توصیه شده











mahbano آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۰ شهريور ۱۳۸۹, ۰۹:۲۱ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نه زنده موندا
جفتشون زنده موندن دیه اخرش
بابا آخرش مرد!
رابین که همون موقع تصادف مرده بود! اینم رفت تو کما!
Mina آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
الهه, خسرو, رمان, رویا, شرقی, شرقی or رویا, معرفی, نجدی, نقد, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
الهه ناز | مریم اولیایی | معرفی و نقد کتاب paradise ایرانی 122 ۱۹ دي ۱۳۹۲ ۰۳:۵۸ بعد از ظهر
دوستت دارم | رویا مرادی بیرگانی | معرفی و نقد کتاب mahdiyeh ایرانی 19 ۵ آبان ۱۳۹۲ ۰۹:۴۸ بعد از ظهر
رویا | مهناز صیدی | معرفی و نقد کتاب باقری ایرانی 84 ۲ دي ۱۳۹۱ ۰۲:۳۸ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۱۲:۰۴ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا