تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 25 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 241
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    1388,07,30
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    2,696
    میانگین پست در روز
    1.55
    محل سکونت
    هر جا که دل انجاست
    تشکر از کاربر
    31,135
    تشکر شده 27,282 در 3,548 پست

    Arrow الهه شرقی | رویا خسرو نجدی | معرفی و نقد کتاب

    این یه نقد دیگه

    خلاصه داستان

    داستان درباره ی دختری هستش که یه بار ازدواج کرده و از شوهرش جدا شده و بعد از مدتی به خارج میره و اونجا با به پسری اشنا میشه و.....
    بابا ما که اخرش نفهمیدیم این کتاب اخرش چی شد تو رو جون هر کی دوس دارین فهمیدیدن به مام بگیم.من تهران و اصفهان زیر و رو کردم این کتاب گیر نیومد تا که اینجا اسکنشو خوندم.خب در کل کتاب قشنگی بود ولی من نفهمیدم اخر این چی شد از یه طرف نوشته رایان بود راین یادم نیست مرد دختره م سکته کرد از یه طرف اخر داستان نوشته چشماشو باز کرد و به دو برکه ی ابی خیره شد خب اگه مرده دیگه اون دو برکه ی ابی چیه؟کلا کتابای این نویسنده جز تو خماری گذاشتن چیز دیگه ای نداره

    لینک داستان

    الهه شرقي | رويا خسرو نجدي


    /ویرایش شد/
    زندگی باور میخواهد ان هم از جنس امید که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد یک امید قلبی به تو گوید که خدا هنوز هست.....

    رمانای پیشنهادی من:
    رسوب
    خالکوبی..
    ضربان
    اسطوره
    بادلم عجین شده ای
    بانوقصه
    رایحه ممنوع
    فرستاده


  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    1388,12,25
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    نوشته ها
    568
    میانگین پست در روز
    0.36
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    14,027
    تشکر شده 18,184 در 576 پست

    پیش فرض

    به نظرم بهترين كتاب خانم خسرونجدي بود، صحنه ها بسيار زيبا توصيف شده بود، علاقه بين كيميا و رابين هم ذره ذره به وجود اومد نه با يك نگاه و اين به نظرم هم منطقي تر هستش هم روند داستان را جذاب تر مي كنه
    فكر مي كنم اولين بار 5 سال پيش اين كتاب را خوندم، اون موقع فكر مي كردم كه هم رابين هم كيميا مردن با اين كه پايان سوزناكي بود اما خيلي ناراحت نشدم چون به هر حال با هم بودن! اما چند وقت قبل توي نظراتي كه دوستان در مورد اين كتاب گذاشته بودم ديدم كه توضيح دادن رابين قبل از رفتن صليب را ميده به كيميا اما وقتي روي تخت بيمارستان بوده با اون صليب شناسايي مي شه!
    به هر حال چه هر دو مرده باشند چه هر دو زنده مونده باشند الهه شرقي جز بهترين رمان هايي بوده كه خوندم!


  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    1388,05,12
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    332
    میانگین پست در روز
    0.18
    تشکر از کاربر
    2,277
    تشکر شده 3,364 در 556 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mah banoo نمایش پست ها
    به نظرم بهترين كتاب خانم خسرونجدي بود، صحنه ها بسيار زيبا توصيف شده بود، علاقه بين كيميا و رابين هم ذره ذره به وجود اومد نه با يك نگاه و اين به نظرم هم منطقي تر هستش هم روند داستان را جذاب تر مي كنه
    فكر مي كنم اولين بار 5 سال پيش اين كتاب را خوندم، اون موقع فكر مي كردم كه هم رابين هم كيميا مردن با اين كه پايان سوزناكي بود اما خيلي ناراحت نشدم چون به هر حال با هم بودن! اما چند وقت قبل توي نظراتي كه دوستان در مورد اين كتاب گذاشته بودم ديدم كه توضيح دادن رابين قبل از رفتن صليب را ميده به كيميا اما وقتي روي تخت بيمارستان بوده با اون صليب شناسايي مي شه!
    به هر حال چه هر دو مرده باشند چه هر دو زنده مونده باشند الهه شرقي جز بهترين رمان هايي بوده كه خوندم!
    چه جالب به این مساله دقت نکرده بودم

    واقعا کتاب گیرایی بود
    رابین از عشق زمینی به عشق الهی رسید یه جورایی هفت شهر عشق عطار
    آدم عشق رابین رو خیلی قشنگ حس میکرد
    من اظهارات يك پزشك را در خصوص پزشكی با كمال دقت گوش ميكنم ونيز اظهارات يك شيمی دان را در خصوص شيمی همانطور كه به اظهارات يك مهندس توجه كامل خواهم نمود زيرا اطلاعات آنها در خصوص پزشكی و شيمی و هندسه هزار بار بيشتر از من است.ولی هرگز به اظهارات يك دانشمند دينی گوش نميدهم زيرا او كه خود را دانشمند خداشناسی مي داند اطلاعاتش بيش از من نيست. زيرا همانطوری كه من نميدانم خدا كيست و چيست او هم نمی داند خدا چيست وكيست ؟؟؟


  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    1389,06,09
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    866
    میانگین پست در روز
    0.61
    محل سکونت
    بابل
    تشکر از کاربر
    3,118
    تشکر شده 3,399 در 1,112 پست

    پیش فرض

    شخصیت رابین جذاب بود اما این که آخرش گنگه آدمو کلافه میکنه

  5. 13 کاربر از پست simi تشکر کرده اند .


  6. Top | #5

    تاریخ عضویت
    1388,12,22
    عنوان کاربر
    همکار بخش عکس
    نوشته ها
    1,170
    میانگین پست در روز
    0.73
    محل سکونت
    زیر آسمون خدا
    تشکر از کاربر
    11,925
    تشکر شده 16,992 در 2,398 پست

    پیش فرض

    من آخرش نفهمیدم چی شد خیلی گنگ تموم شد

  7. 15 کاربر از پست چیکا تشکر کرده اند .


  8. Top | #6

    تاریخ عضویت
    1389,01,30
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    2,679
    میانگین پست در روز
    1.72
    محل سکونت
    Iran
    تشکر از کاربر
    14,431
    تشکر شده 15,881 در 2,454 پست

    پیش فرض

    من خیلی دوستش داشتم ولی آخرش رو اصلا نپسندیدم !!!!










  9. 13 کاربر از پست Elysium تشکر کرده اند .


  10. Top | #7

    تاریخ عضویت
    1389,05,11
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    454
    میانگین پست در روز
    0.31
    محل سکونت
    هرجا که اوست
    تشکر از کاربر
    3,946
    تشکر شده 1,555 در 624 پست

    پیش فرض

    اتفاقا آخر جالبی داشت رابین تصادف کرد و مرد ،دختره هم نشون داد اومده ایران و بعد یه مدتی سکته کرد و مرد بالاخره نمیشه که همه عشاق بهم برسن
    در کل داستان بدی نبود فقط اونجا که همه دانشکده از عشق رابین خبر شده بودن به نظرم یکم بلف بود
    سيب هنوز هم شيرين است...

    هنوز هم آدم، بهشت را به لبخند حوا ميفروشد...

    شیطان بهانه بود!

  11. 12 کاربر از پست eloy تشکر کرده اند .


  12. Top | #8

    تاریخ عضویت
    1388,03,03
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    نوشته ها
    14,358
    میانگین پست در روز
    7.59
    تشکر از کاربر
    102,971
    تشکر شده 249,437 در 25,272 پست
    حالت من
    Deltang

    پیش فرض

    من آخرش نفهمیدم چی شد خیلی گنگ تموم شد
    اسم ِ پسره رابین بود!
    من خیای وقت پیش خوندم..فک کنم میخواست مسلمان شه، رفت به یه سفر... که وقت برگشت تصادف کرده بود!
    دختره هم برگشت ایران! تو رویاهاش رابین رو دید و به دنبالش رفت و تصادف کرد فک کنم ..اونم مرد!
    رمان خیلی خوبی بود! من دوسش داشتم..بمان که آخرش چقدر گریه کردم..مخصوصا اون ترانه سیاوش که من و همیشه دق مرگ میکنه

    چشماشو باز کرد و به دو برکه ی ابی خیره شد
    منظور وقت ِ مردن ِ دختره بود.... چشماشو که باز کرده، بعد ِ مردن، روحش منظور...رابین رو دیده!


    کاش اتفاقی رد بشی از کوچه های دلخوری
    به روم نیارم که چقدر میخوام که از پیشم نری


    دلــم دقــــیقا واسه تــــو تنگـــ شده

    اللهم یا واسع الرحمه، ارحم لی


  13. Top | #9

    تاریخ عضویت
    1388,02,31
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    741
    میانگین پست در روز
    0.39
    محل سکونت
    اصفهان
    تشکر از کاربر
    19,057
    تشکر شده 6,082 در 1,459 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط miss.mini نمایش پست ها
    اسم ِ پسره رابین بود!
    من خیای وقت پیش خوندم..فک کنم میخواست مسلمان شه، رفت به یه سفر... که وقت برگشت تصادف کرده بود!
    دختره هم برگشت ایران! تو رویاهاش رابین رو دید و به دنبالش رفت و تصادف کرد فک کنم ..اونم مرد!
    رمان خیلی خوبی بود! من دوسش داشتم..بمان که آخرش چقدر گریه کردم..مخصوصا اون ترانه سیاوش که من و همیشه دق مرگ میکنه



    منظور وقت ِ مردن ِ دختره بود.... چشماشو که باز کرده، بعد ِ مردن، روحش منظور...رابین رو دیده!
    نه زنده موندا
    جفتشون زنده موندن دیه اخرش
    سارا 18 ساله اصفهان

    رمانای توصیه شده












  14. 15 کاربر از پست mahbano تشکر کرده اند .


  15. Top | #10

    تاریخ عضویت
    1388,03,03
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    نوشته ها
    14,358
    میانگین پست در روز
    7.59
    تشکر از کاربر
    102,971
    تشکر شده 249,437 در 25,272 پست
    حالت من
    Deltang

    پیش فرض

    نه زنده موندا
    جفتشون زنده موندن دیه اخرش
    بابا آخرش مرد!
    رابین که همون موقع تصادف مرده بود! اینم رفت تو کما!

  16. 16 کاربر از پست Mina تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 25 1234511 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. الهه ناز | مریم اولیایی | معرفی و نقد کتاب
    توسط paradise در انجمن ایرانی
    پاسخ ها: 122
    آخرین نوشته: 1392,10,19, ساعت : 03:58 بعد از ظهر
  2. پاسخ ها: 19
    آخرین نوشته: 1392,08,05, ساعت : 09:48 بعد از ظهر
  3. رویا | مهناز صیدی | معرفی و نقد کتاب
    توسط باقری در انجمن ایرانی
    پاسخ ها: 84
    آخرین نوشته: 1391,10,02, ساعت : 02:38 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •