ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
دلم تنگ می شود | paliz-sm کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
http://fidibo.com/

جشنامه



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12
  1. Top | #1

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    633
    میانگین پست در روز
    0.74
    محل سکونت
    کتاب فروشی
    تشکر از کاربر
    4,108
    تشکر شده 40,568 در 637 پست
    حالت من
    Bitafavot
    اندازه فونت

    Wink دلم تنگ می شود | paliz-sm کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب

    به نام خدایی که دلم برایش عجیب تنگ است ....


    دلم تنگ می شود | paliz-sm کاربر انجمن

    سلام به همه ی دوستان عزیز .......
    این تاپیک زده میشه برای برطرف کردن ایرادات و اشکال هایی که توی نگارش و همینطور روند داستان دلم تنگ می شود ...........
    منتظر نظرات و نقد هاتون هستم
    اینم یه معرفی کوچولو از کتاب :


    اسم کتاب : دلم تنگ می شود.....
    نویسنده : خودم :دی
    ژانر کتاب : اجتماعی ..... شاید هم عاشقانه .......

    خلاصه :
    دختری از جنس من ... از حنس تو ........ دختری که می خواهد با چنگ و دندان زندگی اش را بچسبد و به همه ثابت کند که می تواند قوی تر از یک مرد باشد ... می تواند مرد تر از یک مرد باشد ... می تواند جواب تمام نگاه های پر از حقارت را روی خودش بدهد.... دختری که فکر می کند عقلش بر احساساتش می چربد .... فکر می کند چیزی که در دنیا از همه چیز مهم تر است همین عاقلانه فکر کردن است .... اما یک اتفاق ... یک حادثه ... یک عشق تمام محاسبات ذهنی اش را در هم می ریزد.......... یک عشق که احساس و عقلش را به جدال با هم می اندازد ..............

    این تصویر روی جلد..... به حالت دختره و پسره توجه کنید ها ......!!!!!!




    ودیگه اینکه ...... مقدمه ی داستان رو هم با دقت بخونین ..... من خودم شخصا عاشق این مقدمه ام .....خیلی هم دوستش دارم :





    مقدمه :
    دلم تَـــــــنگ میشود، گاهی
    برایِ حرف های معمولی
    برایِ حرف هایِ ساده
    برایِ «چه هوای خوبی!»
    «دیشب چه خوردی؟»
    برایِ «راستی! ماندانا عروسی کرد»
    «شادی پسر زائید..»
    و چه قدر خسته ام از «چرا؟»
    از «چهگونه!»
    خَســــته ام از سؤالهای سَخت، پاسخ هایِ پیچیده
    از کلماتِ سنگین
    فکرهایِ عمیق
    پیچ هایِ تند
    نشانه هایِ با معنا، بی معنا
    دلم تنگ میشود، گاهی
    برایِ
    یِک دوستَت دارمِ ساده
    دو فنجان قهوه یِ داغ
    سه روز تعطیلی در زمستان
    چهار «خنده یِ» بلند
    و
    پنج «انگشتِ» دوست داشتنی



    ویرایش توسط paliz-sm : 1391,10,02 در ساعت ساعت : 11:22



    چشمات همون کاری رو با من کرد
    که آهنگ سعید شایسته با اون تا دختر


    توصیه می کنم : قتل کیارش
    کامل شده : رمان هیس !!!
    در حال تایپ : تقویم را بستم !

  2. 3 کاربر از پست paliz-sm تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    کاربر فعال معرفی و نقد کتاب


    تاریخ عضویت
    مهر 1391
    نوشته ها
    5,069
    میانگین پست در روز
    6.26
    محل سکونت
    جایی پر از عشق
    تشکر از کاربر
    75,029
    تشکر شده 33,441 در 6,524 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    به نظر من بهتر که زود فهمید اگه بعد از ازدواج میفهمید خیلی بدتر بود خلایق هر چه لایق بعضی از مردها لیاقت محبت و عشق یه زنو ندارن بهتر که زودتر تموم میشه

  4. کاربر زیر از پست الهه50 تشکر کرده است .


  5. Top | #3

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    633
    میانگین پست در روز
    0.74
    محل سکونت
    کتاب فروشی
    تشکر از کاربر
    4,108
    تشکر شده 40,568 در 637 پست
    حالت من
    Bitafavot
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه50 نمایش پست ها
    به نظر من بهتر که زود فهمید اگه بعد از ازدواج میفهمید خیلی بدتر بود خلایق هر چه لایق بعضی از مردها لیاقت محبت و عشق یه زنو ندارن بهتر که زودتر تموم میشه
    مرسی از نظرت
    کاملا با این مورد موافقم
    راستش این قضیه ای که در مورد پگاه نوشتم یه قضیه ی واقعیه

    یعنی برای یکی پیش اومده بود ...
    منم گفتم بهتره تو ی داستان این رو بیارم .......
    باعث تاسفه ولی هست دیگه .........
    بازم ممنون از اینکه خوندی و نظرت رو گفتی
    خیلی خیلی خوشحالم کردی

  6. کاربر زیر از پست paliz-sm تشکر کرده است .


  7. Top | #4

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    آبان 1391
    نوشته ها
    374
    میانگین پست در روز
    0.49
    محل سکونت
    شهرپردود
    تشکر از کاربر
    37,960
    تشکر شده 2,216 در 497 پست
    حالت من
    Badhal
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام دوست خوبم .خدايي چه قدر بعضي از مردا نامردن .چه قدر دل شكوندن براشون راحته . فكر اينو نمي كنن كه اگه يكي همين بلا رو سر خواهر و يا يكي از نزديكاشون بياره چه جوري مي تونن تحمل كنن . مرسي از داستان زيبات . موفق باشي.

  8. کاربر زیر از پست ghazal-xr75 تشکر کرده است .


  9. Top | #5

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    نوشته ها
    241
    میانگین پست در روز
    0.21
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    4,659
    تشکر شده 658 در 254 پست
    حالت من
    Khaste
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام اين داستانت هم موضوعش خيلي عاليه فقط يه سوالهايي برام پيش اومده كه شايد با جلوتر رفتن داستان متوجه بشم ولي من خيلي نمي تونم صبر كنم پس الان مي پرسم مي خوام بدونم سارا و سپند چه نسبتي با پگاه دارند؟ و آيا شخصيت سپند هم واقعيه يا خودت اونو ساختي؟ به هر حال از شخصيت سپند خوشم مياد به نظر مياد آدمي باشه كه طرف مقابلش رو همونجور كه هست دوست داره و اين خيلي قشنگه
    ولي از اينكه مي فهمم همچين آدمهايي وجود دارند واقعا متاسف مي شم
    خدايا سرد اين پايين از اون بالا تماشا کن
    اگه ميشه فقط گاهي خودت قلب منو "ها" کن!

  10. کاربر زیر از پست hirta تشکر کرده است .


  11. Top | #6

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    633
    میانگین پست در روز
    0.74
    محل سکونت
    کتاب فروشی
    تشکر از کاربر
    4,108
    تشکر شده 40,568 در 637 پست
    حالت من
    Bitafavot
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghazal-xr75 نمایش پست ها
    سلام دوست خوبم .خدايي چه قدر بعضي از مردا نامردن .چه قدر دل شكوندن براشون راحته . فكر اينو نمي كنن كه اگه يكي همين بلا رو سر خواهر و يا يكي از نزديكاشون بياره چه جوري مي تونن تحمل كنن . مرسي از داستان زيبات . موفق باشي.
    سلام دوست خوب من
    حرفت درسته ... نه تنها در مورد آقایون ، در مورد خانوم ها هم صدق می کنه
    متاسفانه هستند آدم هایی که خودشون و خواسته هاشون رو از هر چیزی مهم تر می دونن
    خواهش می کنم عزیزم
    مرسی از نظرت دوستم و مرسی که داری داستان رو دنبال می کنی

    نقل قول نوشته اصلی توسط hirta نمایش پست ها
    سلام اين داستانت هم موضوعش خيلي عاليه فقط يه سوالهايي برام پيش اومده كه شايد با جلوتر رفتن داستان متوجه بشم ولي من خيلي نمي تونم صبر كنم پس الان مي پرسم مي خوام بدونم سارا و سپند چه نسبتي با پگاه دارند؟ و آيا شخصيت سپند هم واقعيه يا خودت اونو ساختي؟ به هر حال از شخصيت سپند خوشم مياد به نظر مياد آدمي باشه كه طرف مقابلش رو همونجور كه هست دوست داره و اين خيلي قشنگه
    ولي از اينكه مي فهمم همچين آدمهايي وجود دارند واقعا متاسف مي شم
    سلام دوست خودم
    مرسی از لطفت ........
    در مورد سوال ها باید بگم همونطور که گفتی با جلو رفتن داستان اینا رو می فهمی و خواستم کم کم این نسبت ها و آشنایی ها رو توضیح بدم تا یه ذره کشش بیشتر هم بشه
    اما در مورد سوال دومت باید بگم نه .... شخصیت سپند واقعی نیست ...کل داستان هم بر اساس واقعیت نیست ... من فقط سعی می کنم بعضی از چیزایی رو که می شنوم توی نوشته هام بیارم تا یه ذره ملموس تر بشن .........
    یعنی فقط اون قضیه ی اول (البته فعلا ) واقعی است ...........
    خوشحالم که از شخصیت سپند خوشت اومده .......
    حالا بریم جلوتر بیشتر هم خوشت میاد
    مرسی از نظرت دوستم ..
    خیلی خوشحالم کردی

  12. 2 کاربر از پست paliz-sm تشکر کرده اند .


  13. Top | #7

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    نوشته ها
    241
    میانگین پست در روز
    0.21
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    4,659
    تشکر شده 658 در 254 پست
    حالت من
    Khaste
    اندازه فونت

    پیش فرض

    منم با قهوه تلخ توي اون لحظه موافقم موندم اين ميلاد وقتي حرفهاي پگاه رو بشنوه براي انكارش هم سعي مي كنه يا بهونه اي مي شه تا زودتر خودش رو از نقش بازي كردن رها كنه؟

  14. 2 کاربر از پست hirta تشکر کرده اند .


  15. Top | #8

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    633
    میانگین پست در روز
    0.74
    محل سکونت
    کتاب فروشی
    تشکر از کاربر
    4,108
    تشکر شده 40,568 در 637 پست
    حالت من
    Bitafavot
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط hirta نمایش پست ها
    منم با قهوه تلخ توي اون لحظه موافقم موندم اين ميلاد وقتي حرفهاي پگاه رو بشنوه براي انكارش هم سعي مي كنه يا بهونه اي مي شه تا زودتر خودش رو از نقش بازي كردن رها كنه؟
    آره دیگه .... یه جورایی می خواستم با تلخی قهوه ، تلخی کار میلاد رو بیشتر نشون بدم
    حالا پست بعدی رو که بخونی در جریان قرار می گیری
    مرسی از نظرت دوستم

  16. 2 کاربر از پست paliz-sm تشکر کرده اند .


  17. Top | #9

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    نوشته ها
    25
    میانگین پست در روز
    0.03
    محل سکونت
    اصفهان
    تشکر از کاربر
    935
    تشکر شده 117 در 28 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلااام....خوبی دوستم؟؟؟ممنون از پستت و منتظر پست بعدیو تپلت هستم.....یه سوال:پگاه وقتی اون اتفاق واسش افتاد 21 ساله بود؟؟یعنی از اون اتفاقم 2سال میگذره؟؟

  18. کاربر زیر از پست mah ta تشکر کرده است .


  19. Top | #10

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    633
    میانگین پست در روز
    0.74
    محل سکونت
    کتاب فروشی
    تشکر از کاربر
    4,108
    تشکر شده 40,568 در 637 پست
    حالت من
    Bitafavot
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mah ta نمایش پست ها
    سلااام....خوبی دوستم؟؟؟ممنون از پستت و منتظر پست بعدیو تپلت هستم.....یه سوال:پگاه وقتی اون اتفاق واسش افتاد 21 ساله بود؟؟یعنی از اون اتفاقم 2سال میگذره؟؟
    سلام دوستی .....
    مرسی یو خوبی ؟
    خواهش می کنم .. منم سعی می کنم تند تند بنویسم
    اگه منظورت از اون اتفاق همون قضیه ش با میلاده که نه ....
    یعنی این اتفاق توی همین 23 سالگی براش افتاده ..........
    اون جا منظورم این بوده کِ توی 21 سالگی دنبال کار می گشته و پیدا نکرده و بعد هم باباش اون مغازه رو به نامش کرده و شده مسئول اونجا و دو ساله که این مسئولیت رو قبول کرده ....
    اگه زیادی گنگ گفتم بهم بگو جتما یه جوری ویراشش کنم دوستی ....
    ممنون از نظرت

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. معرفی و نقد رمان تَردید... | paliz-sm کاربر انجمن
    توسط paliz-sm در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 92
    آخرین نوشته: 1392,12,01, ساعت : 18:51
  2. رمان تَردید | paliz-sm کاربر انجمن
    توسط paliz-sm در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 137
    آخرین نوشته: 1392,11,24, ساعت : 16:48
  3. آرامَم | paliz-sm کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط paliz-sm در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 151
    آخرین نوشته: 1392,07,25, ساعت : 02:35

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •