بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  موضوع بسته شد
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۵ اسفند ۱۳۹۱, ۰۴:۴۶ بعد از ظهر   #361 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
asemane del man آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
Wink

نقل قول:
نوشته اصلی توسط باران 69 نمایش پست ها
ســــــــــلآم

چطورین؟

خوفین؟

سورپرایز خوبی بود برای همه مون ... منم خیلی دلم برای شخصیاتای قبلیم تنگ شده بود ...
همه مون یه دیداری تازه می کنیم ...

بگذریم ...

می ریم سر تاپیک نقد ...

الهی من فدای همه تون بشم ... اسپم ندین ... دورتون بگردم ... اگه منو دوست دارین اسپم ندین!

کسایی که اسپم بدن از پستاشون تشکر نمی کنم و مجبورم گزارش کنم ... تعداد اسپم ها اگه زیاد بشه اخطار می گیرین ...

دوستای گلم هر کی که هم که اسپم داد و شما دیدین گزارش کنین که مدیرا پاکش کنن ... وگرنه اگه تعداد اسپم ها زیاد بشه تاپیک قفل می شه ...

اسپم ها اینا هستن:

خوب بود ... عالی بود ... کی می ذاری ... زود بذار ... امشبم می ذاری؟ ... همین جور ادامه بده .. از این خوشم می یاد ... چه می دونم! از این پستا ندین اینجا فقط نقد کنین با دلیل ... منم با روی باز نوکر همه تون هستم و جواب می دم ... خواهشا رعایت کنین!

تاپیک رمان روزای بــــــــآرونی

خلاصه :

الا یا ایها اساقی ادرکاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
هر کسی دوست داره از سرنوشت آرتان و ترسا، توسکا و آرشاویر، آراد و ویولت ، نیما و طرلان ، احسان و طناز و ... با خبر بشه این رمان رو بخونه




یه سوال
شما جوری نوشتید که نیماهنوز عاشق ترساست
درحالی که وقتی باطرلان ازدواج کردبایدقبلش باخودش کنارمیومد وترساروبه گذشته هامیسپرد
باتشکر
نوشته های شما حرف نداره


آخ آخ آخ یادم رفت سلام کنم
سلام هماجونم
asemane del man آنلاین نیست.  

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۵ اسفند ۱۳۹۱, ۰۶:۲۳ بعد از ظهر   #362 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
Setarekz آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض تبريك

هوررررراااااااااااااا بالاخره روزاي باروني شروع شددددددددددددد
هما جون قربون شكلت برممممممممم
دستت طلاااااااااااااا
تبريك ميگم گلمممممم
قربون قلمت برممممم من



اين هم امضاي من : من امضا ندارم
Setarekz آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۵ اسفند ۱۳۹۱, ۰۶:۵۹ بعد از ظهر   #363 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
Haniday آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلااااام . هما جون واقعا عالی مینویسی . فقط تورو خدا زندگی اینارو خراب نکنیااا . مخصوصا آرتان و ترسا رو .
من عاشق قرار نبود م . خواستم برم دوباره بخونمش که پیغام اومد این موضوع حذف شده . چرا؟؟
مرسییی واسه زحمتی که برای روزای بارونی میکشی .
Haniday آنلاین نیست.  
قدیمی ۵ اسفند ۱۳۹۱, ۰۷:۱۶ بعد از ظهر   #364 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
nika96 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام.خسته نباشی!به سلامتی بهتری آیا؟؛)اول از بچه ی خواهش دارمبچه تورو خدا اسپم ندین و تو تاپیک رمان هم نظر ندین،میدونید که هماجون گفت نقد بسته شه رمانم ادامه نمیدم،اونوقت میمونیم تو خماری ها!حالادرباره ی رمانبه نظرم نیما باید با آرتان درباره ی مشکل طرلان حرف بزنه،الان طرلان به نیمانیاز داره چون خاطره خوبی نداره و ایناهمش از نگرانیه،یعنی نیما اینو درک نمیکنه؟فقط نیما سختی زیادی کشیده هواشو داشته باش!اینطورم که فهمیدم همه عاشق آراد و ویولتیم نظرت چیه این دوتارو راهنمای اونا کنی؟
nika96 آنلاین نیست.  
قدیمی ۵ اسفند ۱۳۹۱, ۰۹:۱۲ بعد از ظهر   #365 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
سولماز جونی آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام به همای عزیز این چند وقت همش منتظر بودم ببینم رمان جدیدی میذاری یا نه!؟؟ بعد وقتی اینو دیدم کلی سوپرایز شدم ولی هما جون یه چیزی هنوز واسم گنگه!چرا؟ یعنی این رمان میخواد چیو بگه؟ آیا اتفاق خاصصصصصصی توش میفته یا اینکه یه مرور ویک زندگی عادیه ولی وقتی خوندم که نیما هنوز ترسارو دوست داره کلی !!!! رو سرم درست شد! الانم مشتاقم بدونم که این داستان قراره یه داستان عادی عاشقانه باشه یا یه چیزی فراتر از این حرفاست!!! منتظر پست های بعدیتم موفق باشیییی!!!




این روزها...
همه ادعا دارند طعم خیانت را چشیده اند...

همه ادعا دارند که بدی را به چشم دیده اند...

همه ادعا دارند که تنهایی را کشیده اند...

پس کیست که این دنیا را به گند کشیده است؟؟؟


دوزتان گلم امسال کنکور دارم!!!
زیادنمیتونم به سایت بیام ورمانای در حال تایپ مورد
علاقمو دنبال کنم!!!خیلی از کارهای مورد علاقمو فعلا باید کنار بزارم!
لطفا برام دعا کنین حالا که دارم زحمت میکشم وبه خودم سخت میگیرم نتیجه خوبی بگیرم!!!
هموتونو دوست دارم بووووووس
سولماز جونی آنلاین نیست.  
قدیمی ۵ اسفند ۱۳۹۱, ۰۹:۲۸ بعد از ظهر   #366 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
mojgan 19 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام
چند تا سوال
نیما از اول ترسا رو فراموش نکرده بود یا از دست طرلان و اخلاقش خسته شده بود که به ترسا فکر می کرد ؟
از اون گذشته مگه نیما خودش رو به آب و آتیش نزد تا طرلان قبولش کنه ؟ حالا این چه وضعشه ؟




از ديروز بياموز، براي امروز زندگي كن و به فردا اميد داشته باش.
((آلبرت انيشتين))

mojgan 19 آنلاین نیست.  
قدیمی ۵ اسفند ۱۳۹۱, ۰۹:۳۶ بعد از ظهر   #367 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
* تبسم * آواتار ها
 
* تبسم * به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام هما جون
امشب ساعت 9 سریال جین بیگانه با درد رو نشون داد قسمت اولش بود از شبکه سه
شخصیت اصلی دختره خیییییییییییییییلیییییییی یییی شبیه ترساست
حالا اینارو ولش کن الان من از یه چیزی ناراحتم من این همه تومار مینویسم نظر میدم نقد میکنم ولی اصلا نمی دونم تو بهشون نگا می کنی یا نه اگه میشه از این به بد حتی شده با گذاشتن یه شکلک تو نقل قول نظرتو نسبت به اون چیزی که بچه ها نوشتن بگو
میسی راستی این که رمانو مث این سریالا ساعت 9 هر شب پست میدی با این که کمه ولی عالیه



* تبسم * آنلاین نیست.  
قدیمی ۵ اسفند ۱۳۹۱, ۱۰:۱۵ بعد از ظهر   #368 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
* م .عباس زاده* آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام همای گل .سلام دوستان

ضمن تشکر از نویسنده گل و زحمات ایشون برای نوشتن این رمان قشنگ باید بگم که در این پست ها عشقولی های زیاد زن و شوهرها و قربون صدقه ها رفتن ها ...حسادت ها حتی نسبت به قربون صدقه رفتن بچه ...یه کم مصنوعی شده و از حالت نمایش واقعی زندگی روزمره زن و شوهرها دور شده . فکر کنم نویسنده گل هنوز در حال و هوای اون روزهای اول اشنایی شخصیت های رمان ها است

در زندگی واقعی ...وقتی بچه هم اومد تو کار دیگه زن و شوهرها این جوری عشقولی با هم حرف نمی زنن و رفتار نمی کنن . -خودم هم با عشق ازدواج کردم و متاهلم تجربه کردم که میگم ها -زندگی یکنواخت میشه .شاید اتش عشق در روزهای اول اشنایی و نامزدی و غیره در دل هاشون باشه ..اما این جوری مرتب بیان نمی کنن ...زندگی واقعی رو میگم ها ...اصلن سن و سال که رفت بالا لحن و طرز حرف زدن شخصیت ها باید عوض بشه .اینا هنوز مثل جوانی ها و دوران مجردی شون نباید حرف بزنن .متناسب با سن و سال و ...حرف بزنن .همای گل هم داره تلاشش رو می کنه لحن هارو دربیاره ...تا حد زیادی هم موفق شده اما ...
خطری که این رمان را تهدید می کنه و من به هماجون نویسنده توانا میگم همین هست . اجی گل من باید از حال و هوای اون اول اشنایی ها بیاد بیرون و زندگی واقعی و در حد سن و سال فعلی شون رو بگه ...

مرسی از همای عزیز .مرسی از خواننده های خوب که میان تو نقد روزای بارونی و ما هم از نظرات شون استفاده می کنیم . راستی یادم رفت بگم خیلی خوشحال شدم همای گل خوب و سرحال شده و هرشب می خواد پست بذاره تا نقد بعدی گود نایت ...







رمان بازگشت خون آشام -جلد چهارم خون آشام ایرونی




* م .عباس زاده* آنلاین نیست.  
قدیمی ۵ اسفند ۱۳۹۱, ۱۰:۲۰ بعد از ظهر   #369 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
.:!Par:. آواتار ها
 
.:!Par:. به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط پریاss نمایش پست ها
ببخشید من جواب دادم یعنی این که امشب که قراره فردا بره طرلان تا صبح سرش رو سینه ی نیما و گریه میکنه و فقط هی با بد بینی حرف میزنه و اعصاب نیما خورد میشه
عزیزم مرسی که جواب دادی...!
.:!Par:. آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۵ اسفند ۱۳۹۱, ۱۰:۲۳ بعد از ظهر   #370 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
mina_75 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

وایی نه نیما هنوز نتونسته از فکر ترسا بیاد بیرون بیچاره ترلان دلم براش میسوزه نه اون نه نیما کم تو زندگیشون سختی ندیدن ولی خب این اصلا انصاف نیست که نیما میگه نیاوش تنها انگیزه ی زندگیشه یعنی واقعا ترلان یه اپسیلون هم براش ارزش نداره
فکر کنم اولین زوجی که زندگیشون بارونی بشه همین دو تا باشن




mina_75 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
موضوع بسته شد

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
انجمن, ای, بارون, روز, روزای بارونی, معرفی و نقد کتاب, نقد, نودهشتیا, نوشته کاربران سایت, هما پور اصفهانی کاربر انجمن, کاربر

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
معرفی و نقد رمان قرار نبود ... | هما پور اصفهانی کاربر انجمن باران 69 نوشته کاربران سایت 1192 امروز ۰۱:۴۲ قبل از ظهر
معرفی و نقد رمان توسکا | هما پور اصفهانی کاربر انجمن باران 69 نوشته کاربران سایت 2002 ۲۲ فروردين ۱۳۹۳ ۰۴:۳۷ بعد از ظهر
رمان روزای بارونی | هما پور اصفهانی کاربر انجمن باران 69 رمان های کامل شده نوشته کاربران 467 ۴ مهر ۱۳۹۲ ۰۸:۴۰ قبل از ظهر
افســــــــــونگر | هما پور اصفهانی کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب باران 69 نوشته کاربران سایت 914 ۲۱ بهمن ۱۳۹۱ ۱۱:۱۵ قبل از ظهر
جدال پر تمنا (سجاده و صلیب ) | هما پور اصفهانی کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب باران 69 نوشته کاربران سایت 2932 ۹ آبان ۱۳۹۱ ۰۳:۱۳ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۵:۰۷ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا