ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
فرانک لوید رایت | معماری
asiatech

http://fidibo.com/



نودهشتیا
فید آر اس اس
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. Top | #1

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    خرداد 1389
    نوشته ها
    1,498
    میانگین پست در روز
    0.91
    تشکر از کاربر
    28,375
    تشکر شده 51,401 در 2,465 پست
    اندازه فونت

    Post فرانک لوید رایت | معماری

    فرانک لوید رایت(8june1867_9aprile1959) بزرگترین معمار قرن ۲۰ آمریکا. نابغه ای که هرگز چشمه فیاض قریحه اش به خشکی نگرایید.مسلما درک شخصیت وی تاثیر بسیاری در فهم کارهای بی نظیرش دارد ٬سراسر زندگی رایت با تراژدی٬تهمت و شایعه همراه است


    یک دهاتی که همه جای دنیا رو دیده٬امریکا رو بهم ریخته و آخر به فاصله 5 km از زادگاهش دفن شده.می گویند اگر عکسی از خودش می دیده که تیپ زده بوده خط خطی میکرده!! گاهی عمدا از الفاظ دهاتی استفاده می کرده! غد و جسور بوده. معلوم نیست که امریکا به رایت شناخته میشود یا رایت به امریکا.در دهه های ۵۰ رایت امریکا رو معروف کرده بود.
    در ۸ ژون ۱۸۶۷ در ریشلندسنتر ایالت ویسکانسین (richlandcenter,wisconsin) متولد شد. پدرش William Carey Wright و مادرش Anna Lloyd Jones بود.پسر یک کشیش و تعمید دهنده کلیسا بود. باباش مذهبی بوده و در کلیسا ارگ میزده و برای امرار معاش گاهی موعظه و گاهی موسیقی درس میداد. ۷-۸ تا بچه بودند.در ۱۸۸۱ وقتی رایت ۱۴ سالش بود بدر و مادرش جدا شدند و بدرش برای همیشه خانه را ترک کرد.نام اصلی او Frank Lincoln Wright بود که در این زمان به احترام خانواده مادرش(The Lloyd Joneses) نامش را از Lincoln به Lloyd تغییر داد!!...
    به این ترتیب رایت تحت سرپرستی مادری قدرتمند که او را دوست می داشت و همیشه تحسینش می کرد در دشت هایی با صخره هایی تنها و زمینی سیاه و بهاری سبز به شکلی رمانتیک رشد کرد.
    بعد از دو سال تحصیل در رشته مهندسی ساختمان در دانشگاه ویسکانسین بدون گرفتن مدرک دانشگاه را ترک کرد و برای کار به دفتر لایمن سیلزبی در شیکاگو رفت. دایی اش که در شیکاگو بوده او را به دفتر سلیوان و ادلر می برد و او به مدت ۵ سال (۱۸۸۸-۱۸۹۳) در دفتر سلیوان بود. رایت از سلیوان به عنوان استاد محبوب و از ادلر به نام کهن سرور بزرگ یاد می کند. در دفتر سلیوان خانه های مکتب شیکاگو طراحی می کردند اما رایت همان روز اول با افراد اتلیه دعواش میشه و سلیوان او را به اتاق جدایی می برد و او به طراحی خانه های ویلایی که الهام گرفته از کلبه های دهاتی زادگاهش بوده به جای ساختمان های مکتب شیکاگو می پردازد. در این زمان مکتب شیکاگو در شکفته ترین ایام خود بر جوانی رایت تاثیر گذاشت اما او دنبال کارهای این مکتب را نگرفت.

    همان اول سلیوان با او قراردادی امضا می کند که تو تمام وقت مال منی و رایت بلافاصله مادرش و بر و بچه ها را به شهر می برد.بعد ها سلیوان رایت را به خاطر کار در بیرون از دفترش اخراج میکند.بعدها که سلیوان در اواخر عمرش برشکست شده بود در خانه رایت زندگی میکرد و رایت هم احترام زیادی برای او قایل بوده.

    فرانک لوید رایت سه بار ازدواج می کند...
    رایت معتقد است که خانه یک معبد است بر عکس لوکوربوزیه که خانه را خوابگاه میداند. و البته ادمی که با این زیبایی خانه طراحی می کند تا آخر عمر حسرت یک خانواده درست و حسابی را داشته . اما ازدواج های رایت(!!...):
    رایت همیشه خود را رمانتیک نشان می داد و از همین رو محبوب قلوب خانم های امریکایی بود.او که عمری طولانی داشت (از دوره ویکتورین تا عصر اتم) حیاتی پر فراز و نشیب را پشت سر نهاد.
    این مرد ریز نقش شیک پوش علاقه مند به کفش و شنل چند رنگ عصاهایی با سر نقره ای و کلاه های شیک و گرانقیمت و اسب های اصیل یکبار همسر و شش فرزند خود را ترک می کند.رایت در ۱۸۸۹(قبل از تولد ۲۲ سالگیش) با کیتی توبین (Catherine Lee "Kitty" Tobin) ازدواج می کند.ازدواج او با کاترین که دختر یک تاجر ثروتمند بود باعث بهبود موقعیت اجتماعی او و شهرت بیشترش می شود.در همین زمان او خانه و استودیوی کارش را در Oak park می سازد و مادرش را به شهر می اورد.


    بعد از ۵-۶ سال در ۱۹۰۹ که دیگر مشهورترین معمار امریکا شده بود شش تا بچه دور خودش می بیند!... اما مانند بدرش به خانواده اش وفادار نماند و با همسر یکی از مشتریانش به اروبا فرار کرد!
    او در ۱۹۰۳ بعد از طراحی یک خانه برای همسایه اش (Edwin Cheney) عاشق همسر چنی یعنی Mamah Borthwick Cheney می شود.اغلب دیده میشده که ان دو با اتومبیل رایت به اطراف اوک پارک می رفتند و صحبت آنها سر زبانها افتاده بود. همسر رایت که تصور می کرد این رابطه کم کم رنگ خواهد باخت از رایت جدا نشد و همینطور همسر ماما و نهایتا در ۱۹۰۹ حتی قبل از اتمام Robie house رایت و ماما همسر و فرزندانشان را ترک می کنند و به اروپا فرار می کنند.

    شاید امروزه چندان مایه شگفتی نباشد اما این اتفاق در منطقه ابرومند اوک پارک در حومه شیکاگو به هیچ وجه قابل پذیرش نبود و بعد ها که رایت از کار خود پشیمان میشود و به شیکاگو بر می گردد دوستانش خیابان را به رویش می بندند!!... .این کار از این آدم با این شهرت محلی خیلی عجیبه.
    بعد از بازگشت رایت باز هم کاترین از او جدا نشد. رایت با زندگی با ماما رسوایی را به Spring green آورد. او با ماما در Spring green ساکن شد.

    از ۱۹۱۰ زندگی رایت توام با فراز و نشیب هایی است که اکثرا همراه با جنبه های کریه زندگی اجتماعی است اما رایت جسورانه مقاومت می کند. این سالها تا ۱۹۱۵ درگیری خانوادگی رایت است با ماما که به اروپا فرار کرده اند و بعد بر می گردند .
    در ۱۹۱۰ رایت بعد از یک سال که به آمریکا بر می گردد مادرش را وادار می کند تا در ویسکانسین زمینی برای او بخرد. مادر رایت در ۱۰ آوریل ۱۹۱۰ زمین را می خرد و رایت شروع به ساخت خانه جدیدی برای خودش می کند که آن را تالیسین می نامد.

    ....tragedy followed tragedy
    ....اما اینده آبستن حوادث بدتری بود. هنگامی که رایت از تالیسین دور بود و مدیریت اجرای پارک تفریحی باغهای میدوی(Midway garden) را بر عهده داشت خدمتکاری که دچار مشکل روحی بود هفت نفر را در خانه رایت(تالیسین) با تبر کشته و سپس خانه را به آتش کشید. این هفت نفر شامل ماما برتویک و دو فرزندش و دو باغبان و دو خدمتکار دیگر بود.این اتفاقات در حالی می افتد که رایت هنوز همسر اولش را دارد.با کشته شدن ماما موقعیت اجتماعی رایت در امریکا بدتر شد.همچنین در این ماجرا رایت با از دست دادن ماما که عشق اصلیش بود خیلی اسیب دید و سالها طول کشید تا خود را بازیابد.



    اما رایت دوباره تالیسین را از نو ساخت. کاترین بالاخره در ۱۹۲۲ از رایت جدا می شود و رایت در نوامبر ۱۹۲۳ بعد از یک سال تنهایی با میریام نویل (Miriam Noel) همسر دومش که مجسمه ساز بود ازدواج می کند و زندگی جدیدی را شروع می کند.اما خانم رایت بعدی معتاد به مورفین از اب در امد و ازدواجشان در کمتر از یک سال با شکست مواجه شد.
    قبلا در ۱۹۱۵ رایت با میریام به توکیو رفته بود تا از شدت حملات روزنامه ها فرار کند و هتل امپریال را طراحی کرد.

    در ۱۹۲۴ بعد از جدایی از میریام در حالیکه هنوز طلاق نگرفته بودند با اولگیوانادر ۱۹۲۴ در شیکاگو ملاقات می کند و در ۱۹۲۵ با هم به تالیسین می روند.

    باز هم خانه رایت آتش می گیرد....

    در ۲۲ آوریل ۱۹۲۵ خانه رایت دوباره دچار حریق شد البته این بار از روی تصادف.در این اتش سوزی رایت مجموعه ارزشمندی از اثار هنری خود را از دست می دهد از جمله یادداشتهای سلیوان که ایده هایش در مکتب شیکاگو را در نوشته هایی به نام گفتارهای کودکانه تدوین کرده بود اما موفق به چاپ نشده بود که در اتش سوزی مهیب خانه رایت از بین می رود. رایت برای بار سوم انرا از نو و این بار بزرگتر از گذشته ساخت و ان را تالیسین3 نامید.
    در ۱۹۲۷ رایت و میریام رسما از هم جدا شدند.میریام بعدها دچار جنون می شود و در حالیکه هنوز جوان بود در ۱۹۳۰ در مرز دیوانگی در اسایشگاه روانی درگذشت. و البته این مساله موجب مشکوک شدن پلیس به وی شد....
    رایت مجددا پس از یک سال در ۱۹۲۸ با اولگیوانا Olga (Olgivanna) Lazovich Hinzenburg (سومین و اخرین همسرش) که ۳۳ سال هم از وی کوچکتر بود ازدواج می کند. اولگیوانا بود که رایت را از ان شرایط بد روحی نجات داد.



    به زودی رسانه های امریکا به مسایل زندگی رایت علاقه مند شده و با اضافه کردن چاشنی هایی به تفصیل به ان پرداختند.زندگی بسیار به هم ریخته خانوادگی آقای رایت جای فکر دارد که چطور آدمی با چنین زندگی خانوادگی انگیزه خیلی بالایی برای طراحی بهترین خانه ها دارد!!...


    در توکیو ژاپنی ها از رایت می خاهند هتلی طراحی کند به نام هتل امپریال. زمین پروژه فوق العاده سست بوده.رایت اصطلاح ژله ای بودن را به کار می برد و توکیو هم که زلزله خیز.نهایتا رایت است و اندیشه ارگانیکش.او از دست های گارسون که سینی را با انگشتان خود می گیرد و اجزایش نمی افتد الهام می گیرد.به او گفته بودند که تا اخر اجرای هتل در توکیو بماند و این چند سال فرصت خوبی بوده که خودش را از لحاظ فکری بازسازی کند.وی در ۱۹۲۱ به امریکا بر می گردد.
    سال ۱۹۲۲ اوج حملات به رایت بود که قرار است در ژاپن زلزله بیاید و ظاهرا امریکاییها منتظر بودند که تیر خلاص رایت را بزنند اما تلگرافی از توکیو می اید با این مضمون که "جناب اقای رایت شهر در زلزله ویران شد و باید به شما مژده دهیم که تنها ساختمان شما پا برجا مانده و امروز مأوای زلزله زدگان است..." همین امر ساده و مهم موجب شد که آب مشروعی بر تمام کارهای قبلیش بریزند و وی به عنوان یک قهرمان ملی مطرح شود . در این فاصله تعداد زیادی پروژه به او ارجاع داده می شود.
    آدمی بااین همه مشکلات شدید فکری کسی است که برای خانه و خانواده فکر می کند و ارزوهایش را در این خانه ها جست و جو می کند.

    تالیسین شرقی....
    انجمن تالیسین شرق -نامی که رایت برای آن برگزیده بود- تشکلی بسته و درونگرا بود و به طرز خطرناکی به یک فرقه مذهبی شبیه بود. رایت به کرات در این جمع اعلام کرده بود تنها مذهب مورد پرستش گروه وی طبیعت است در بالا ترین درجه خود. این انجمن حول یک نفر یعنی رایت شکل می گرفت . در واقع رایت پیامبر تالیسین بود.رایت به دلیل ازدیاد پیروانش تالیسین غربی را در آریزونا پایه گذاری کرد. پیش از این وی تالیسین شرقی را افتتاح کرده بود.او در یک سخنرانی ۵۲ تعریف از معماری ارگانیک ارائه کرد . تعابیری مثل پلان آزاد. فضای آزاد. آزادی از قید و بندها و در لحظات احساسی اش عشق آزاد... . .

    ویرایش توسط سپید و سیاه : 1389,06,07 در ساعت ساعت : 20:44



  2. Top | #2

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    خرداد 1389
    نوشته ها
    1,498
    میانگین پست در روز
    0.91
    تشکر از کاربر
    28,375
    تشکر شده 51,401 در 2,465 پست
    اندازه فونت

    Post شاهکار فرانک لوید رایت


    ویلای کافمن( آبشار ) – کار فرانک لوید رایت

    هر دوی این ویلاها متعلق به معماری مدرن هستند و اولی در فرانسه متولد شد و دومی در ایالات متحده

    اولی در لایه های خود اندیشه های مغرورانه و مغرضانه ای را داشت و دومی اندیشه هایی کارکردی و متواضعانه و خالص اولی خود را انتزاعی و جدا از طبیعت و دومی خود را جزئی از طبیعت می پنداشت .از نقطه نظر فرم در تاریخ معماری و ار تباط زمین و زمین مدار بودن آن می توان 3 دسته را برشمرد

    -فرم روی

    - فرم در بالای


    - فرم بر آمده از زمین – form from ground مسئله فرم روی زمین به معماری کلایسک باز میگردد و مسئله فرم بر بالای زمین را میتوان در موضوع مورد بحث امروز ما در ویلای ساوای آقای لوکوربوزیه را نقطه آغاز بر این رویه و نگرش دانست و حالت سوم فرم بر آمده از زمین ; پیتر آیزنمن را باید نقطه آغاز این نگاه دانست .

    خوب با پرداختن اجمالی به این دو پروزه ما اصلا قصد نقد این دو پروزه را باهم نداشتیم ولی این طور مینمایاند که این موضوع می تواند موضوعی جذاب باشد تا این دو ویلا را باهم مقایسه نمود البته نباید زمان و جامعه ای که این دو پروزه مطرح می شود را فراموش کرد

    .

    داستانی که شاید کمتر در رابطه با خانه کافمن آقای رایت مطرح شده است بر می گرد به مقاله جنجالی فرانک لوید رایت در سال 1946 در مجله آرشیتکچرال فروم در مورد مشکلاتی که او با مهندسان سازه شرکت فولاد امریکا در باره محکوم کردن طرح سازه خانه آبشار وی داشت . نوشت " من این جعبه را دوست خواهم داشت این نامه را در زیر پایه ساختمان هنگامی که ساخته می شود بگذار تا پس از دو هزار سال هنگامی که مردم ببینند این خانه هنوز پا برجاست بیاموزند که این مهندسان چقدر کم خردند "

    مهندس سازه زاروسلاو جوزف با ارسال یک نامه جسورانه به مقاله رایت این گونه پاسخ داد



    " من شما را بعنوان یک مهندس برجسته تحسین می کنم هر چند که شما اشاره کردید این مهندسان بسیار کم خرد هستند ممکن است حق با شما باشد چرا که مهندسان در شیوه های طراحی خود به ندرت از قوانین جاودانی طبیعت استفاده میکنند ... بیشتر مهندسان فقط تیر و ستون را می شناسند و هر انحرافی از اصول مورد استفاده و چار چوبهای ذهنی بعنوان امری غیر طبیعی یا نوعی دیوانگی و یا خطر تلقی می شود " .

  3. کاربر زیر از پست سپید و سیاه تشکر کرده است .


  4. Top | #3

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    خرداد 1389
    نوشته ها
    1,498
    میانگین پست در روز
    0.91
    تشکر از کاربر
    28,375
    تشکر شده 51,401 در 2,465 پست
    اندازه فونت

    Post شاهکار فرانک لوید رایت

    Wednesday June 30, 2004
    Visit to Fallingwater















































    این هم پلان های این شاهکار :







    ویرایش توسط سپید و سیاه : 1389,06,07 در ساعت ساعت : 21:11


  5. کاربر زیر از پست سپید و سیاه تشکر کرده است .


کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •