ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
طلوع سپيده | فرناز نخعی | معرفی و نقد کتاب
http://fidibo.com/

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12
  1. Top | #1

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1388
    نوشته ها
    742
    میانگین پست در روز
    0.37
    محل سکونت
    اصفهان
    تشکر از کاربر
    19,169
    تشکر شده 6,104 در 1,461 پست
    اندازه فونت

    Arrow طلوع سپيده | فرناز نخعی | معرفی و نقد کتاب

    رمان طلوع سپيده

    سپيده رستمي دختر آرام و ساكت شركت اصلا نمي تواند پويا كوشيار ،مهندس كامپيوتر شوخ و پرسر و صدا را تحمل كند و از توجهات وي بيزار است چون او را آدم بي خيال و بي وجداني مي داند.به همين خاطر تقاضاي ازدواج وي را نيز يك شوخي بيشتر نمي داند و او را به تندي رد مي كند....با گذشت زمان سپيده با شناخت بيشتر از پويا به وي علاقمند مي شود ولي هنوز در پذيرفتن وي ترديد دارد تا ايتكه.....

    لينك دانلود :
    دانلود رمان طلوع سپیده | فرناز نخعی

    اين رمان به صورت اسكن آماده ي دانلود است اما زهراي عزيز قراره زحمت تايپش رو بكشه...
    لينك تايپ: رمان طلوع سپیده از فرناز نخعی


    خوب نقد کنید دوستان
    سارا 18 ساله اصفهان

    رمانای توصیه شده













  2. Top | #2

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    آبان 1388
    نوشته ها
    783
    میانگین پست در روز
    0.43
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    23,815
    تشکر شده 7,675 در 828 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    اين رمان دقيقا همون رمان دالان بهشت بودبا داستاني متفاوت!...با اين تفاوت كه شخصيت هاي داستان و موقعيت اشخاص رمان متفاوت بود.آخه من از بس دالان بهشت رو خوندم حفظ شدمش....حتي مكالماتي كه بين پويا و سپيده رد وبدل مي شد عين مكالمات محمد و مهناز بود...بعضي وقتا واقعا حس مي كردم دارم رمان دالان بهشت رو دوباره مي خونم!
    با همه ي اين اوصاف رمان خوبيه و از خيلي از رماناي الان قشنگتره!

    زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست....هركسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پيوسته به جاست....خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد......




  3. 11 کاربر از پست daneshmand تشکر کرده اند .


  4. Top | #3

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    2,245
    میانگین پست در روز
    1.17
    تشکر از کاربر
    22,153
    تشکر شده 34,820 در 3,111 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    كاري بود كه به فاصله بين فرهنگ ها اشاره داشت برعكس من معتقد نيستم اصلا شباهتي به دالان بهشت داشته باشه....
    در فضاسازي ها مشكل داشت اما شخصيت پروريش تا حد قابل قبولي بود...مثل بقيه رمان هاي ايراني حدس اخرش سخت نبود...اما در كل كار منسجم و خوبي بود

  5. 11 کاربر از پست bahooneh10 تشکر کرده اند .


  6. Top | #4

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    آبان 1388
    نوشته ها
    783
    میانگین پست در روز
    0.43
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    23,815
    تشکر شده 7,675 در 828 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط bahooneh نمایش پست ها
    كاري بود كه به فاصله بين فرهنگ ها اشاره داشت برعكس من معتقد نيستم اصلا شباهتي به دالان بهشت داشته باشه....

    دوست گلم...منظور من نثر كتاب و گفتگوي بين شخصيت هاست نه خود داستان...مثلا آخرين گفتگوي محمد و مهناز در كتاب دالان بهشت(وقتي توي ماشين هستند و دارند ميروند دالان بهشت) رو با آخرين گفتگوي پويا و سپيده در منزل دايي سپيده مقايسه كن!متاسفانه مو نمي زنه!

  7. 8 کاربر از پست daneshmand تشکر کرده اند .


  8. Top | #5

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1388
    نوشته ها
    4,050
    میانگین پست در روز
    2.05
    محل سکونت
    Tehran
    تشکر از کاربر
    36,068
    تشکر شده 47,400 در 6,521 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    راستش منم شباهتی با دالان بهشت ندیدم...یعنی الان که گفتین تازه دارم فک می کنم بهش چیزی ندیدم...دالان بهشت چاپ اولش اواخر سال 78 اومد..نویسندم این کتابو اوایل 79 نوشته..نمی دونم فکر نکنم قصد تقلید و کپی برداری در کار بوده باشه..ولی به نظر منم شخصیت پردازی های نویسنده خوب بود و داستان منسجمی هم داشت..ولی یه جاهایی توضیحهای بیش از اندازه و کلا افراط داشت که یه جورایی باعث می شد داستان خسته کننده بشه...نمی دونم شاید هم من اینجور احساس کردم..

  9. 11 کاربر از پست Behnoush تشکر کرده اند .


  10. Top | #6

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    بهمن 1389
    نوشته ها
    493
    میانگین پست در روز
    0.35
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    570
    تشکر شده 1,290 در 378 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    داستان مثل دالان بهشت بود.قشنگ بود.من از پویا خوشم میومد.

  11. 6 کاربر از پست tina124 تشکر کرده اند .


  12. Top | #7

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    خرداد 1389
    نوشته ها
    1,646
    میانگین پست در روز
    1.01
    محل سکونت
    توی خودم...
    تشکر از کاربر
    4,758
    تشکر شده 115,959 در 1,789 پست
    حالت من
    Konjkav
    اندازه فونت

    پیش فرض

    منکه شباهتی بادالان بهشت نفهمیدم، شاید یک کوچولو همرنگ اون شده بود امادیگه نه انقدر که بگیم! داستان باتوجه به داستان های ایرانی جالب وقوی بود وجای تبریک داره. قلم نویسنده خوبه فقط زیادی زیاد توضیح میده که البته میشه گفت روش خاص نویسنده است!
    از خدا پرسيدم :
    اگر در سرنوشت ما،همه چيز را از قبل نوشته اي پس آرزو كردن چه سود دارد؟!!
    خدا گفت:
    شايد نوشته باشم هرچه كه آرزو كند ...

    رمان وقتي حتي زن نيستي

  13. 6 کاربر از پست chrysalis تشکر کرده اند .


  14. Top | #8

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    نوشته ها
    2,710
    میانگین پست در روز
    1.46
    محل سکونت
    هر جا که دل انجاست
    تشکر از کاربر
    31,152
    تشکر شده 27,473 در 3,549 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    اتفاقا به نظر من با دالان بهشت شباهت هایی داشت.همون طور که دانشمند عزیز گفتن از نظر دیالوگ ها!مثلا نصیحت هایی که بین داستان نویسنده کرده بود مثل دالان بهشت.گردنبندی که پویا به سپیده داد و سپیده گفت که دیگه هیچ و قت از گردنم جدا نشد.حسرتی که سپیده برای از دست دادن پویا داشت.مثلا می گفت بعدها که از دستش دادم....یا قضیه ی خواستگاری که چون به پویا علاقه داره جسما نمی تونه با مرد دیگه ای باشه.و یه شباهت فوق العاده ای که داشت شب تولد 21سالگیش و خاطراتش با پویا افتاده بود.توی دالان بهشت هم دقیقا شب تولد 21سالگی مهناز همین اتفاق افتاد.اما از همه ی اینها که بگذریم داستان نثر خوبی داشت ولی زیاده گوئی هم داشت به طوری که من چند صفحه رو همین جوری رد کردم.با شخصیت ها مشکل داشتم به خصوص با عموی سپیده!دلیل این همه تعصب بیجا رو نمی فهمیدم وقتیی این دوتا محرم بودن چه دلیلی داشت که با هم بیرون نرن.شخصیت النا.نازنین.سواد و ...اصلا خوب پرداخته نشده بود جز سیاهی لشکر بودن.بهونه های سپیده برای دعوا با پویا واقعا مسخره بود یعنی معلوم بود که نویسنده دنبال یه بهونه ای می گرده که اینا از هم جدا شن.در کل به نظرم شخصیت ها خوب پردازش نشده بودن.ایراد دیگه ای نمی بینم ولی داستان اون کشش لازم رو نداشت.با اینکه موضوع خوبی داشت.در کل رمان متوسط روبه بالا بود و ارزش یه بار خوندن رو داشت
    زندگی باور میخواهد ان هم از جنس امید که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد یک امید قلبی به تو گوید که خدا هنوز هست.....

    رمانای پیشنهادی من:
    رسوب
    خالکوبی..
    ضربان
    اسطوره
    بادلم عجین شده ای
    بانوقصه
    رایحه ممنوع
    فرستاده

  15. 6 کاربر از پست paradise تشکر کرده اند .


  16. Top | #9

    Banned


    تاریخ عضویت
    دی 1390
    نوشته ها
    6,255
    میانگین پست در روز
    5.88
    محل سکونت
    Mahshahr
    تشکر از کاربر
    18,824
    تشکر شده 25,197 در 5,118 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    رمان خوبی بود هر چند موضوعش تکراری بود و بعضی جاها کشش نداشت

  17. 3 کاربر از پست .ZeinaB. تشکر کرده اند .


  18. Top | #10

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    خرداد 1392
    نوشته ها
    22
    میانگین پست در روز
    0.04
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    162
    تشکر شده 96 در 22 پست
    اندازه فونت

    Question

    نقل قول نوشته اصلی توسط daneshmand نمایش پست ها
    اين رمان دقيقا همون رمان دالان بهشت بودبا داستاني متفاوت!...با اين تفاوت كه شخصيت هاي داستان و موقعيت اشخاص رمان متفاوت بود.آخه من از بس دالان بهشت رو خوندم حفظ شدمش....حتي مكالماتي كه بين پويا و سپيده رد وبدل مي شد عين مكالمات محمد و مهناز بود...بعضي وقتا واقعا حس مي كردم دارم رمان دالان بهشت رو دوباره مي خونم!
    با همه ي اين اوصاف رمان خوبيه و از خيلي از رماناي الان قشنگتره!
    سلام دوست عزیزم
    رمان طلوع سپیده همونطور که سایر دوستان گفتن، با یک فاصله زمانی چند ماهه با دالان بهشت چاپ شده یعنی مطمئنم هردوشون همزمان در حال طی مراحل چاپ و مجوز و این چیزها بودن. در نتیجه من نمیتونستم برای نگارش این کتاب به دالان بهشت دسترسی داشته باشم و احیانا از روش تقلید کنم.
    ضمن این که سایر عزیزان هم اشاره کردن که موضوع دو داستان و وقایع و اتفاقات و فراز و فرودها به کل متفاوته و فقط در صفحات معدودی دو داستان رنگ و بویی شبیه به هم پیدا کردن که شاید حتی به 1% کل کتاب هم نمیرسه. اگه بنا به کپی سازی بود، باید این شباهتها بیشتر لمس میشد نه این قدر انگشت شمار.
    با توجه به این که سوژه ها برای داستانهای عاشقانه تقریبا به انواع شکلها نوشته شدن، خیلی پیش میاد که کتابهایی از برخی نظرها مشابهت داشته باشن ولی پرداختهای متفاوت دارن. مثلا در نمایشگاه سال 91 من دو تا کتاب خریدم که همزمان و هر دو برای همون نمایشگاه به چاپ رسیده بودن ولی موضوع و حتی بعضا پرداخت دقیقا مثل هم بود فقط یکی خلاصه تر نوشته شده بود.
    در هر حال تشکر میکنم که کتابمو خوندی و نظرتو برام نوشتی نازنینم.
    ویرایش توسط فرناز نخعی : 1392,03,29 در ساعت ساعت : 11:34

  19. 3 کاربر از پست فرناز نخعی تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •