بازگشت   نودهشتیا > فرهنگ و هنر > شعر و ادبیات > دفتر شعر و مشاعره

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  موضوع بسته شد
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۴ بهمن ۱۳۹۰, ۰۳:۲۴ بعد از ظهر   #6721 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
negar2000 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

درشبان غم تنهایی خویش،
عابدچشم سخنگوی توأم
من دراین تاریکی،
من دراین تیره شب جانفرسا،
زائرظلمت گیسوی توأم

گیسوان توپریشانترازاندیشه من،
گیسوان توشب بی پایان،
جنگل عطرآلود،
شکن گیسوی توموج دریای خیال...

کاش بازورق اندیشه شبی،
ازشط گیسوی مواج تو من،
بوسه زن برسرهرموج گذرمیکردم،
کاش براین شط امواج سیاه،
همه عمرسفرمیکردم

من هنوزازاثرعطرنفس های توسرشارسرور،
گیسوان تودراندیشه من،گرم رقصی موزون

کاشکی پنجه من،
درشب گیسوی پرپیچ توراهی میجست

چشم من چشمه زاینده اشک،
گونه ام بستررود
کاشکی همچوحبابی برآب،
درنگاه تورهامیشدم ازبودونبود...

(حمیدمصدق)

ویرایش توسط negar2000 : ۱۴ بهمن ۱۳۹۰ در ساعت ۰۴:۰۳ بعد از ظهر
negar2000 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۴ بهمن ۱۳۹۰, ۰۴:۲۷ بعد از ظهر   #6722 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
Tik Tak آواتار ها
 
Tik Tak به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض دفتر شعر !

من خیلی دلم ازاین دنیاگرفته این سال واسم خیلی بد بوده هرچی ببختی بوده روی سرم خراب شده خیلی ها بهم دل بستنو منم دل به اونها ولی همشون دلمو شکستن امسال بدترین نمرات رااوردم شایدبه خاطرحماقت های خودم باشه.
کاش یکی پیدابشه.........
دل بستن خیلی اسونه ولی دلشکستن خیلی سخت اینو قدیمی ها می گوییند ولی امروزه دل دادن اسونه و دل شکستنم هم همینطور
دلمو یکی شکسته که خیلی دوستش دارم ولی بازم باهمین دل شکستم خیلی می خوامش نمی تونم ببینم کسی بهش چپ نگاه کنه بااینکه حرف های امیدوارانه میزنه ولی بازم تیکه های شکسته قلبمو زیرپاش بیشترفشاره میده اخه خدا مگه من چیکارکردم که این همه سختی و غم واندوه راازاین همه نعمت های زیبا به من دادی
امروز دوستم برایم فال حافظ گرفت واین امد
درد عشقی کشیدم که مپرس ،

زهر هجری کشیدم که مپرس ،

گشته ام در جهان و آخر کار ،

دلبری برگزیدم که مپرس ،

آنچنان در هوای خاک درش ،

میرود آب دیده ام که مپرس ،

من به گوش خود از دهانش دوش ،

سخنانی شنیدم که مپرس ،

سوی من لب چه میگزی که مگوی ،

لب لعلی گزیده ام که مپرس ،

بی تو در کلبه گدایی خویش ،

رنجهایی کشیدم که مپرس ،

همچو حافظ غریب در ره عشق ،

به مقامی رسیده ام که مپرس
دلم دیگه طاقت این همه دردونداره ای خدا من راببرجای خودت
من بال می خوام.......

ا



بهعشقدلم همیشه ولم
بچه ها به رمانم سر بزنید خوش حال میشم
http://www.forum.98ia.com/t424203.html
ایش الله خدا حفظت کنه
یا
ازوسطت نصفت کنه
Tik Tak آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۴ بهمن ۱۳۹۰, ۱۱:۱۶ بعد از ظهر   #6723 (لینک مستقیم)
کاربر فعال تایپ کتاب
 
sydney آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

آخی امیر علی بیچاره هم دیوونه شده..




هزار و سیصد و اما ....نگیر فال مرا...!!!

خودش نوشته که کنده تمام قال مرا....

دوباره قهوه نریز و نگو که می آید

خطوط قهوه ی تو نخوانده حال مرا....

همان زمان که رسید و دو چشم من محو اش

و دست رو شده لرزید و خوانده خال مرا:...

نشسته بود و به عشقم دوباره ناخن زد

دوباره میوه ی کرموو سیب کال مرا

تمام قصه همین که ... که مست تو شده ام

سفر تو رفتي و و بعدش ... غمی و بال مرا....

نه حافظ و؛و نه سعدی ؛ نه مولوی آری

کسی شبیه من امشب نگفته حال مرا

که عشق از تو شروع شد:خمار نرگس تو !

و حافظ از تو سروده :تب وصال مرا

ببین که از تو چه پنهان هنوز مستم من

ملولِ ِلول تو بسته : زبان لال مرا....

نمیشود که بیایی؟ نیامدن تا کی ؟

دوباره هفته و ماه و تمام سال مرا...!!!؟

بس است مستي امشب؛ پریده از سر من !

من عازمم به سفر ....ببند شال مرا!
sydney آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۵ بهمن ۱۳۹۰, ۰۱:۵۰ بعد از ظهر   #6724 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
taku taku آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

این اشعار خیلی زیبا بودن واقعا محشر بودن از همتون ممنونم

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ

و شما :
ای گوش هایی که تنها گفتن های کلمه دار را می شنوید !
پس از این جز سکوت سخنی نخواهم گفت.
و شما :
ای چشمهایی که تنها صفحات سیاه را می خوانید !
پس از این جز سطور سپید نخواهم نوشت.
و شما :
ای کسانی که هرگاه حضور دارم بیشترم تا آنگاه که غایبم...
پس از این مرا کمتر خواهید دید !!
« دکتر علی شریعتی »


ویرایش توسط taku taku : ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ در ساعت ۰۲:۰۹ بعد از ظهر
taku taku آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۶ بهمن ۱۳۹۰, ۱۰:۴۹ قبل از ظهر   #6725 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
Najva20 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

تو هم با من نمی مانی
برو بگذار برگردم
دلم میخواست می شد
با نگاهت قهر میکردم
هوا ابریست دل تنگم
و من چندیست دارم با خودم
با عشق می جنگم
اگر می شد ، برایت می نوشتم
لحظه هایم را.......
صدایم را.........
سکوتم را........
اگر می شد ، برای دیدنت
دل دل نمی کردم
اگر میشد که افسار دلم را ول نمی کردم
تو هم حرفی بزن هر چند تکراری
بگو آیا هنوزم دوستم داری
دوستم داری .....!؟
Najva20 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۶ بهمن ۱۳۹۰, ۱۱:۳۷ بعد از ظهر   #6726 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
*yasna* آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

خسته ام
فردا نگاهت را برایم پست کن
یک بغل حال و هوایت را برایم پست کن
گوشم از آواز غمگین سکوت شب پر است
خواهشا لحن صدایت را برایم پست کن



مهربانی را اگر قسمت کنیم
من یقین دارم به ما هم می رسد
آدمی گر ایستد بر بام عشق
دستهایش تا خدا هم می رسد



*yasna* آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۷ بهمن ۱۳۹۰, ۱۱:۲۹ قبل از ظهر   #6727 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
sArA.sH1359 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

شرق اشراقی چشمان تو زیبا است هنوز

گونه ات ساحل چشمان چو دریاست هنوز

خلسه چشم عسل خورده رویایی تو

به خدا سبز تر از كوچه گلها است هنوز

جاری آبی احساس كه است و لطیف

پشت چشمان چو دریای تو پیدا است هنوز

اگر از دفتر شعرم غزلی می شكفد

همه اش زیر سر این دل شیدا است هنوز

گل اگر سیلی سرما بخورد غم مخورید

ذوق من جنگل مرطوب غزل ها است هنوز



هی گنه کرده و گفتیم خدا می بخشد
عذر آورده و گفتیم خدا می بخشد
بخششی هست ولی قهر و قضایی هم هست
آی مردم به خدا روز حسابی هم هست
آی هشدار دمی قافله را گم نکنیم
تاکه امکان وضو هست تیمم نکنیم
sArA.sH1359 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۸ بهمن ۱۳۹۰, ۱۰:۳۳ بعد از ظهر   #6728 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
لیلا931 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

گفتم چو غنچه خنده زنم در دیارتو
درا که غرق گریه شدم بر مزار تو
هنگام نوبهار که دوران خرمی است
دردا و حسرتا که خزان شد بهار تو
بگرفته است آینه خاطم غبار
تا دور ماند از نفس بی غبار تو
ای آرزوی دل که زیاران بریده ای
بنمای رخ که سوختم از انتظار تو
وی کرده میزبانی ما در دیار ما
بازآکه میهمان توام در دیار تو
ماراست داغ مهر تو بر سینه یادگار
رفتی ولی زدل نرود یادگار تو
گر شمع نیست بر سر خاک تو باک نیست
چون شمع سوخت جان رهی بر مزار تو



هنوز هم هستند دخترانی كه تنشان بوی محبت خالص می دهد.. بكرند... نابند... احساساتشان
دست نخورده است ، لمس نشده اند ، تحقیر نشده اند ، آری ، هنوز هم هستند ! نادرند ! كمیاب اند !پاك اند !
روزی كه قرار می شود كنار گوش كودكی لالایی بخوانند ، شرمشان از نام " مادر " نمی شود ! و زیر آغوش
همسرشان ، چشمانشان را نخواهند بست كه با رویای دیگری سر كنند...

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
رمان پلیسی دوستان


رمان دوستان

لیلا931 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۱ بهمن ۱۳۹۰, ۰۹:۱۸ بعد از ظهر   #6729 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
spoorg آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

رفتم اما دل من مانده برِ دوست هنوز


می برم جسمی و، جان در گرو اوست هنوز


هر چه او خواست، همان خواست دلم بی کم و کاست


گرچه راضی نشد از من دل آن دوست هنوز


گر چه با دوری ی ِ او زندگیم نیست، ولی


یاد او می دمدم جان به رگ و پوست هنوز


بر سرو سینه ی من بوسه ی گَرْمش گل کرد


جان ِ حسرت زده زان خاطره خوشبوست هنوز.


رشته ی مهر و وفا شُکر که از دست نرفت


بر سر شانه ی من تاری از آن موست هنوز


بکشد یا بکشد، هر چه کند دَم نزنم


مرحبا عشق که بازوش به نیروست هنوز


هم مگر دوست عنایت کند و تربیتی


طبع من لاله ی صحرایی ی ِ خودروست هنوز


با همه زخم که سیمین به دل از او دارد


می کشد نعره که آرامِ دلم اوست هنوز...




کمی دورتر از خانه من
و خانه شما
جایی هست که عمق دوستی مهم است نه طول آن

کمی آنطرف تر
مردم به اندازه انگشتان دست دوست دارند
ولی دوست دارند
و دوستشان دارند

تنها با کمی فاصله از من و شما
همه ، همدیگر را دوست دارند!!!
spoorg آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۲ بهمن ۱۳۹۰, ۰۵:۳۱ بعد از ظهر   #6730 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
sabooha آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگرگوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم

پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم

سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من همان سیزده ام کز همه عالم بدرم

تو از آن دگری ،رو که مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
شهریار
گزیده ای از غزل گوهر فروش



با تشکر از محمد صدرا
که به من فرصت داد مادری کنم .
sabooha آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
موضوع بسته شد

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
آخرين, آرتور, آسمان, آلوده, آن, آویز, احساس, ادامه, ارث, اردیبهشت, ارزشمند, از, اشرف, اشعار, الدین, الله, ام،, اما, امام, ان, اول, ای, ایران, این, اینم, با, بابا, باد, باران, باز, باور, باید, بخون, بخیر, بده, برای, بروم, بزرگ, بزرگ؟, بسیار, بـــاران, بـــغض, بقیع, بمان, به, بهاره, بهبهانی, بهشت, بهشتی, بود, بچه, بگو, بی, بیا, بیت, بیتی, بید, ترانه, ترجمه, ترس؛سم؛شعر؛, ترسد, تست, تلخ, تمامی, تموم, تنهــــایــیعقربههایِ, تنگت, تو, توخالی, تورافراموش, تکان, جا, جادوی, جاودانگی, جدال, جدید, جسارت, جمله, حذف, حرف, حضرت, حق, حمید, حیدر بابا یه سلام, خالی, خانم, خانه, خدا, خدای, خدایا, خدایی, خط, خطی, خمینی, خواندن, خواهد, خواهم, خورشید, خویش, دارد, دارم, داری, داریوش, دامنه, دبستان, دختر, در, درباره, درد, درسی, دستت, دستمال, دستهاي, دفتر, دل, دلتنگــــــــــی, دلگیرم, دهم, دو, دوبیتی, دوست, دوسش, دوی, دکتر, دیگه, ر, را, راز, رد, ردپای, رفتم, رفتن, رفته, رمبو, رنگ, ره, رها, رویا, رویایی, زاده, زمان, زنده, زنـدگـی, زنگ, زیبا, زیبای, ساعتِ, ساعتیست, سالروز, سخت, سخنان کورش کبیر, سرعت, سفرت, سفره, سلام, سهراب, سود, سوگ, سوگند, سپهری, سید, سیمین, شار, شاعر, شاهکاری, شد, شدم, شده, شعر, شعر؛فاضل نظری؛, شعررنه, شعری, شمال, شه, شهادت, شوم, شکستی, صندلی, صوفی, طاهر, عاشقانه, عامل, عزیز, عشق, علی, علیها, عکس, عید, غریـــبـــهـ, غصه, غم, غمگین, فاتحه, فاصلــــ, فاضل, فاطمه, فاطمیه, فراموش, فرجی, فرخزاد, فردوسی, فروغ, فطر, فوق, فکر, قاصدکها, قراری, قول, كن, كوك, لای, ما, مان, مجموعه, مجنون, محتاجم, مرثیه, مرد, مصدق, مصدق؛حمید؛ شعر؛, مغان, مقدم, من, منظومه, مهدی, مهدی فرجی؛شعر؛رباعی؛, مورد, می, میکردم, ناله, نام, نامه, نخوردهاند, نخونی, نداره, نسیم, نظری, نودهشتی, نوروز, نوشته, نوغانی, نویسه, نی, ها, های, هر, هرچه, هشترودی, هفت, همه, هنوز, هوش, و, و بغضم ترکید, وجودم, وسعت, وصف, وعقل, ي, پایان, پدر, پرفسور, پرمعنا, پرنیان, پروانه, پشت, پله, پنجره, پيامبري, پیر, پیش, پیشنماز, چند, چه, ک, کابوس, کاج, کاغذی, کتابهای, کردم, کسی, کفر, کفر نامه ؟؟؟؟, کفرنامه, کلاس اول؛دبستان؛یادش بخیر, کن, کنار, کند, که, کهـــنه, کودکی, کورش, گرد عشق, گزیده, گل, گنجشككه, گیلانی, ی, یاد, یادداشتهای, یادم, یادگاری, یاعلی, یه, یهویی,

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
دفتر شعر و شاعري براي هميشه بسته شد farzanph سرگرمی 5 ۲۱ تير ۱۳۹۰ ۱۱:۴۹ بعد از ظهر
لطفا قبل از فعالیت در هر بخش قوانین بخش هارو مطالعه کنید! hiva شعر و ادبیات 1 ۱ شهريور ۱۳۸۹ ۱۱:۱۲ بعد از ظهر
"نگاهی به واج آرایی در شعر سپید شاملو" آنیتا فرهنگی و هنری 0 ۲۹ خرداد ۱۳۸۹ ۰۶:۴۵ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان