ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
دفتر اشعار هما میر افشار
تور


نودهشتیا
صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 44
  1. Top | #1

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    707
    میانگین پست در روز
    0.66
    تشکر از کاربر
    9,060
    تشکر شده 3,682 در 917 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض دفتر اشعار هما میر افشار

    هما همایون ( میرافشار)، در سال ۱۳۲۵ در تهران متولد شد .




    وی سرودن شعر را در سالهای دبیرستان اغاز کرد . چندین سال بعد هما با علی میرافشار ازدواج کرد و بعد از ان نام خانوادگی خود را به میرافشار تغییر داد .
    هما شعر، عکس، و داستان در یک روزنامه و یک هفته نامه منتشر میکرد .
    وی دارای دو فرزند است یک پسر به نام کیوان ( کوین ) ویک دختر به نام کتایون .
    وی در گروهی با اسدالله ملک کار تعلیم را آغاز کرد و در سال ۱۹۶۲ از دانشگاه موسیقی فارغ تحصیل شد . هما میر افشار با خوانندگان معروف ایرانی همکاری داشتهاست. وی در سال ۲۰۰۵ برنده Persian Golden Lioness Awards از اکادامی موسیقی شدهاست .
    ترانههای هما میرافشار دارای سبکی خاص و بسیار زیبا هستند . هما میرافشار در این سالها دو کتاب با نامهای «گلپونهها» و «آلالهها» منتشر کردهاست .
    کسی دورَست

    دلم تنگست
    مثل لباس سالهای دبستانم
    مثل سالهای مأموریتهای طولانیِ پدر
    که نمیفهمیدم
    وقتی میگویند کسی دورَست
    یعنی چقدر دورَست !


    باروووووون

  2. 5 کاربر از پست Inoosh تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    707
    میانگین پست در روز
    0.66
    تشکر از کاربر
    9,060
    تشکر شده 3,682 در 917 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض گلپونه ها

    گلپونه ها




    گلپونه های وحشی دشت امیدم

    وقت سحر شد

    خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد

    من مانده ام تنهای تنها

    من مانده ام تنها میان سیل غمها

    گلپونه های وحشی دشت امیدم

    وقت جدایی ها گذشته

    باران اشکم روی گور دل چکیده

    بر خاک سرد و تیره ای پیچیده شبنم

    من دیده بر راه شما دادم که شاید

    سر بر کشیده از خاکهای تیره ی غم

    من مرغک افسرده بر شاخسارم

    گلپونه ها گلپونه ها چشم انتظارم

    می خواهم امشب تا سحرگاهان بخوانم

    افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم

    گلپونه ها گلپونه ها غمها مرا کشت

    گلپونه ها آزار آدمها مرا کشت

    گلپونه ها نامهربانی آتشم زد

    گلپونه ها بی هم زبانی آتشم زد

    گلپونه ها در باده ها مستی نمانده

    وز اشک غم در ساغر هستی نمانده

    گلپونه ها دیگر خدا هم یاد من نیست

    هم درد دل شبها به جز فریاد من نیست

    گلپونه ها آن ساغر بشکسته ام من

    گلپونه ها از زندگانی خسته ام من

    دیگر بس است آخر جدایی ها خدا را

    سر برکشید از خاکهای تیره ی غم

    گلپونه ها گلپونه ها من بی قرارم

    ای قصه گویان وفا چشم انتظارم

    آه ای پرستوهای ره گم کرده ی دشت

    سوی دیار آشنایی ها بکوچید

    با من بمانید با من بخوانید

    شاید که هستی را زسرگیریم دوباره

    آن شور مستی را زسرگیریم دوباره

  4. 3 کاربر از پست Inoosh تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    707
    میانگین پست در روز
    0.66
    تشکر از کاربر
    9,060
    تشکر شده 3,682 در 917 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض بار دیگر دلا خطا نکنی

    بار دیگر دلا خطا نکنی
    هوس دردبی دوا نکنی

    *****

    بار دیگر دلا خطا نکنی
    با جفا پیشگان وفا نکنی




    عهد کردی که خون شوی اما
    با دل بی صفا، صفا نکنی




    من خوشم با جنون و رسوایی
    گر تو زین عالمم جدا نکنی




    درد عشق است و مرگ درمانش
    هوس در بی دوا نکنی




    رفتم از کوی آشنایی ها
    تا به نیرنگم آشنا نکنی




    تا سحر می توان دمی آسود
    گر تو ای دل، خدا خدا نکنی


    ای که در... سینه ام قرارت نیست
    مشت خود را دوباره وا نکنی

  6. 3 کاربر از پست Inoosh تشکر کرده اند .


  7. Top | #4

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    707
    میانگین پست در روز
    0.66
    تشکر از کاربر
    9,060
    تشکر شده 3,682 در 917 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض بی تو طوفان زده ی دشت جنونم

    شعر هما میرافشار

    در جواب شعر کوچه فریدون مشیری
    بی تو من زنده نمانم...



    بی تو طوفان زده ی دشت جنونم

    صید افتاده به خونم

    تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم؟

    *

    بی من از کوچه گذر کردی و رفتی

    بی من از شهر سفر کردی و رفتی

    قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم

    تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم

    تو ندیدی.

    نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی

    چون در خانه ببستم،

    دگر از پای نشستم

    گوییا زلزله امد،

    گوییا خانه فرو ریخت سر من

    *

    بی تو من در همه ی شهر غریبم

    بی تو کس نشود از این دل بشکسته صدایی

    برنخیزد دگر از مرغک پربسته نوایی

    تو همه بود و نبودی

    تو همه شعر و سرودی

    چه گریزی ز بر من؟

    که ز کویت نگریزم

    گر بمیرم ز غم دل،

    به تو هرگز نستیزم

    من ویک لحظه جدایی؟

    نتوانم نتوانم

    بی تو من زنده نمانم.....
    ویرایش توسط Inoosh : 1391,08,25 در ساعت ساعت : 23:54

  8. 3 کاربر از پست Inoosh تشکر کرده اند .


  9. Top | #5

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    707
    میانگین پست در روز
    0.66
    تشکر از کاربر
    9,060
    تشکر شده 3,682 در 917 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض ترا دوست دارم

    تو را مي پرستم

    *****





    ترا دوست دارم،
    ترا دوست دارم

    ترا چون بهاران
    ،چو ذرات باران

    تراچون ستاره،
    چنان ابر پاره

    چو مواج دريا،
    چو مستي،چو رويا

    چو مبناي پر مي،
    چنان ناله ی نی

    را دوست دارم،

    *****

    ترامي پرستم،
    ترامي پرستم

    تو هستي جواني،
    تواي زندگاني

    تو اي چون دل ودين،ت
    و اي جان شيرين

    تواي هم چوپيمان،
    مقدس چو پيمان

    چه خواهي زعاشق،
    كه من بعد خالق

    تو را مي پرستم

  10. 2 کاربر از پست Inoosh تشکر کرده اند .


  11. Top | #6

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    707
    میانگین پست در روز
    0.66
    تشکر از کاربر
    9,060
    تشکر شده 3,682 در 917 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض پروانه ، ای از عشق و ناكامی نشانه

    پروانه

    ****


    پروانه ، ای از عشق و ناكامی نشانه
    ای یادگار عاشقی در این زمانه

    در شعله می سوزد پرت پروا نداری
    پروای جان در حسرت فردا نداری

    سودا مكن جان در بهای آشنایی
    دیگر ندارد آشنایی ها بهایی

    پروانه ، این دلها دگر درد آشنا نیست
    در بزم مستان هم ، دگر درد آشنا نیست

    پروانه ، دیگر باده ها مستی ندارد
    جز اشك حسرت ، ساغر هستی ندارد

    پروا كن از آتش ، كه می سوزد پرت را
    یكدم نسیمی می برد خاكسترت را

    پروانه ، آن شمع امید شام تارت
    آخر سحر گه می شود شمع مزارت


    پلهای شكسته

    ***


    میرسی از راه روزی با شتاب
    خسته و غمدیده و افسرده جان

    دیده میدوزی بسوی كاجها
    میكنی پاك از محبت گردشان

    بشكند جام بلورین سكوت
    از صدای آشنای زنگ در

    می هراسد مرغكی بر شاخ بید
    میكشد از روی گل پروانه پر

    منتظر میمانی آنجا لحظه ای
    تا صدای گرمی آید كیست كیست ؟

    زیر لب مینالی آنگه با دریغ
    دیگر آن امید جانم نیست نیست

    در فضای خالی و خاموش سرد
    بر نمی خیزد صدای پای او

    پر نمی گیرد شتابان سوی در
    گرم و غوغا آفرین بالای او

    دیدگانش غرقه در نور صفا
    بر دو چشمانت نمیخندد دگر

    آن دو بازوی سپید و مرمرین
    راه بر رویت نمی بندد دگر

    می نمی ریزد از آن چشمان مست
    گل نمی ریزد بپایت خنده اش

    بوسه ای دیگر نمی بخشد ترا
    آن لب از عطر گل آكنده اش

    پیش چشمانت همه بگذشته ها
    رنگ می گیرند و غوغا می كنند

    در دلت آن خاطرات غمفزا
    شعله اندوه بر پا می كنند

    یادت آید - چون بدل غم داشتی
    آن دل درد آشنا دیوانه بود

    تا سحر گاهان كنارت مینشست
    از همه خلق جهان بیگانه بود

    یادت آید - قهر كردنهای او
    درمیان گریه ها خندیدنش

    زیر چشمی بر تو افكندن نگاه
    چون تو می دیدی نگه دزدیدنش

    مشت می كوبی بدر ، با خشم و درد
    كاین منم در باز كن در باز كن

    با سلام و بوسه ها جانم ببخش
    مرغك من سوی در پرواز كن

    نرم بر می خیزد از سویی نسیم
    زیر لب گویی صدای پای اوست

    رهگذاری نغمه ای سر می دهد
    كیمیای زندگانی ، دوست دوست

    غرق حسرت می كشی آهی ز دل
    كای دریغا از چه رو ازردمش

    دوست با من بود و غافل ازو
    چون گلی در دست غم پژمردمش

    اشك می غلطد فرو بر چهره ات
    راه بر گشتن برویت بسته است

    وه چه آسان دادی از كف آنچه بود
    پشت سر پلها همه بشكسته است

  12. 3 کاربر از پست Inoosh تشکر کرده اند .


  13. Top | #7

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    707
    میانگین پست در روز
    0.66
    تشکر از کاربر
    9,060
    تشکر شده 3,682 در 917 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض ترا چون نسیم صبا دوست دارم

    تو را من به قدر خدا دوست دارم

    ****


    ترا چون نسیم صبا دوست دارم
    ترا چون حدیث وفا دوست دارم

    چو حل گشته ام در وجود تو با خون
    ترا از من و ما جدا دوست دارم

    دلم را کسی جز تو کی می شناسد
    ترا،ای به درد آشنا،دوست دارم

    چو بیمار جان بر لبم از جدایی
    گل بوسه را چون دوا دوست دارم

    بلای وجودی،مرا مبتلا کن
    زهستی گذشتم،بلا دوست دارم

    مگیر از سرم سایه ی شهپرت را
    ترا همچو فر هما دوست دارم

    به شبهای تاریک و تلخ جدایی
    خیال تو را چون دعا دوست دارم

    قسم بر دو چشمان غم ریز مستت
    تو را من به قدر خدا دوست دارم

  14. 2 کاربر از پست Inoosh تشکر کرده اند .


  15. Top | #8

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    مهر 1391
    نوشته ها
    260
    میانگین پست در روز
    0.38
    محل سکونت
    زير سايه خدا :)
    تشکر از کاربر
    3,910
    تشکر شده 2,467 در 912 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    ببخشيد...نميدونم ميشه اينجا نظر گذاشت يا نه...
    من عاشق شعر گلپونه هام...اما نميدونستم شاعرش ايشونه...
    واقعا مرسي

    سعــی نکن متفاوتـــ باشی
    فقط خوبـــ باش

    اینروزها خوبــ بودن به اندازه کافــ ی متفاوت هست..!


  16. 2 کاربر از پست ·٠•●ADRO!T●•٠· تشکر کرده اند .


  17. Top | #9

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    707
    میانگین پست در روز
    0.66
    تشکر از کاربر
    9,060
    تشکر شده 3,682 در 917 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض مرا در سینه پنهان كن

    شهرزاد قصه گو

    ***



    مرا در سینه پنهان كن ،
    رهم ده در دل پر مهر و احساست
    مرا مگذار تنها ، ای دلیل راه امیدم ،
    بهشتم ، آسمانم ، شعر جاویدم


    ****

    مرا بگذار تا زنجیری زندان غم باشم ،
    برایت قصه ها خوانم ،
    بپایت شعر ها ریزم .
    مرا بگذار تا مستانه در پای تو آویزم


    ****

    مرا در دیده پنهان كن
    كه شبها تا سحر رویای آن چشم سیه گردم
    مرا مگذار تا دور از تو ای هستی ، تبه گردم


    ****

    ز پایم بند دل مگشا ،
    مرا بگذار تا كاخی برایت از وفا سازم
    ترا از آرزوهایت جدا سازم ،
    ترا با كعبه ی دل آشنا سازم


    ****

    بیا با من ، بیا تا در میان موج دریا ها ،
    میان گردباد سخت صحرا ها
    كنار بركه های غرق نیلوفر ،
    تهی از یاد فرداها
    ز جام چشمهای تو می ناب نگه نوشم ،

    ****

    منم آن مرغك وحشی ،
    قفس مگشا .
    ز پایم بند دل را بر مدار ، ای آشنای من
    مرا بگذار تا عمری اسیر ارزو باشم ، سراپا گفتگو باشم ،
    شه من ، شهرزاد قصه گو باشم


    ****

    مران از سینه یادم را
    مرا از كف مده آسان
    منه امید جاویدم
    بلوح عشق من پایان . . .


  18. 3 کاربر از پست Inoosh تشکر کرده اند .


  19. Top | #10

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    707
    میانگین پست در روز
    0.66
    تشکر از کاربر
    9,060
    تشکر شده 3,682 در 917 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض ترا قسم به حقیقت ترا قسم به وفا

    تو را قسم به حقیقت...

    **

    ترا قسم به حقیقت ترا قسم به وفا
    ترا قسم به محبت ترا قسم به صفا

    ترا به میکده ها و ترا به مستی می
    ترا به زمزمه ی جویبارو ناله ی نی

    ترا به چشم سیاهی که مستی اموزد
    ترا به اتش اهی که خانمان سوزد

    ترا قسم به دل و آرزو به رسوائی
    ترا به شعله ی عشق و ترا به شیدائی

    ترا قسم به حریم مقدس مستی
    ترا به شور جوانی ترا به این هستی

    ترا به گردش چشمی که گفتگودارد
    ترا به سینه ی تنگی که آرزو دارد

    ترا به قصه ی لیلا و غصه ی مجنون
    ترا به لاله ی صحرا نشسته اندر خون

    ترا به مریم خاموش و سوسن غمگین
    ترا به حسرت فر هاد ها و ناله ی شیرین

    ترا به شمع شب افروز جمع سر مستان
    ترا به قطره ی اشک چکیده در هجران

    ترا قسم به غم عشق و آشنائیها
    دل چو شیشه ی من مشکن ا ز جدائیها

  20. 2 کاربر از پست Inoosh تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. دفتر اشعار طنز !
    توسط khorshid_13 در انجمن مطالب طنز
    پاسخ ها: 484
    آخرین نوشته: 1393,06,04, ساعت : 02:10
  2. دفتر اشعار من بغض خیس | n@st@r@n-gh
    توسط n@st@r@n-gh در انجمن اشعار و دلنوشته های کاربران سایت
    پاسخ ها: 81
    آخرین نوشته: 1392,12,16, ساعت : 20:09
  3. دفتر اشعار و دلنوشته های من | U N I D E V
    توسط U N I D E V در انجمن اشعار و دلنوشته های کاربران سایت
    پاسخ ها: 117
    آخرین نوشته: 1391,10,25, ساعت : 15:12
  4. دفتر اشعار علی حیدری | بوی نور
    توسط dokhtare sahra در انجمن دفتر شعر و مشاعره
    پاسخ ها: 11
    آخرین نوشته: 1390,04,07, ساعت : 01:58

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •