آپلود سنتر
ابزار
دانلود رمان
تبلیغات
تور


نودهشتیا
فید آر اس اس

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: خواننده ی گرامی لطفا سن واقعی خود را در صورت تمایل وارد کنید:

رأی دهندگان
133. نظرسنجی بسته شده است.
  • زیر 15

    10 7.52%
  • 15 تا 20

    67 50.38%
  • 20 تا 25

    40 30.08%
  • 25 تا 30

    13 9.77%
  • بالای 30

    3 2.26%
صفحه 1 از 16 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 154
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    1391,06,20
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,458
    میانگین پست در روز
    2.14
    محل سکونت
    زیر آسمان کبود
    تشکر
    6,976
    سپاس شده 30,348 در 1,645 پست
    حالت من :
    Mehraboon

    پیش فرض رمان خون آشام ایرونی | محمدرضا عباس زاده کاربر انجمن

    نام رمان : خون آشام ایرونی

    نویسنده : محمدرضا عباس زاده

    ژانر : طنز ، وحشتناک !!!

    زاویه دید : اول شخص

    تاریخ شروع :14 آبان 1391


    خلاصه رمان : طی ماجراهایی یک دختر ایرانی از مادری نامتعارف ! متولد می شود . به علت جهش ژنتیکی، نیاز به نوشیدن خون دارد . خون آشام در سطح شهر می چرخد و باعث حوادث ناگواری می شود دختر زیبای خون اشام، آبگین ، احساس می کند عاشق آردین جوان کارخانه دار تهرانی شده است و عشق میان او و آردین باعث ازدواج شان می شود ، آبگین حادثه ها و ماجراهای زیادی در گذشته داشته تا به این مرحله از زندگی اش رسیده است ....



    هرگونه نشر این رمان ، به صورت چاپی ، تایپی ،پی دی اف ، نسخه های موبایلی ، استفاده برای فیلمنامه و ...بدون اجازه کتبی و رسمی نویسنده ممنوع است . به حقوق نویسندگان احترام بگذاریم .


    خون آشام ایرونی


    لینک معرفی و نقد خون آشام ایرونی

    دوستان گل نقد فراموش نشود !


    ویرایش توسط * م .عباس زاده* : 1391,11,28 در ساعت ساعت : 12:55 قبل از ظهر
    رمان خون آشام ایرونی.....جلد اول
    رمان هم خونه خون آشام....جلد دوم
    خون آشامِ شب.....جلد سوم
    رمان بازگشت خون آشام....جلد چهارم
    رمان تشنه آزادی.......رمانی نو در باره حماسه حسینی

    خون آشام ایرونی.....دارای رکورد بی نظیر رمان های نود و هشتی در چهار جلد

  2. 234 کاربر از پست * م .عباس زاده* تشکر کرده اند .

    #_@trisa@_# , $ ساجده$ , $~roya~$ , $سفيد برفي$ , * narges * , *Atena* , *Fatemeh.K* , *niloo* , *Silver Sun* , *sorme* , *مائده* , *ماه پیشونی* , - heDeh - , -arghanoon- , . ماه بآنو . , ...rozhin , .MOHABBAT. , .ZeinaB. , @ DINA @ , alikhademi , Altin ay , aqua , arezo* , arina17 , Arrosha , artemis 75 , artii , asal_7 , ashk eshgh , Atrisa banu , AZAR-70 , azarsana , Azin Khosravi , bahar73_m , BaharәH , barane khazan , behn@z , breathe , bugh , busy , chenar , dander1000atash , dark fairy , darya... , Darya77 , denis** , deragun , down13 , dream2 , eglantine-m96 , elmir4 , et@yesh$ , F.Esmit , faezeh88 , faezeh97 , farshte , fathemeh , ghazal p , ghazalghazal , ghazal_king , GISU KAMAND , golabeton , gopel , GREEN_GIRL , H.M.A , H0NEY , hachekhaste , hadis_s , HamiD_lol , hediyeh_b , hoda_f1 , honey_x , honorable me , ili mah , ir2012 , jo-jo , joodi abot , korra , L!nA , Lady Justics , leila banoo , leilaaa98 , limin , little emo girl , loove , mah banoo , mahsa tanha , Mahsa.R , mahtab888871 , makhmal_66 , makida , manemah , marva , MARYAMGOL , maryammoayedi , mastaneh55 , masumeh01 , melani* , mh_1929 , moazame , mohamad722 , m_mah , nafas.17 , nafas_14 , najmeh7 , NaNa 2000!!! , nasim j , nastaran86 , nastaran_702 , nbd1513 , negar1373 , negin 20 , negin gold , Negin joon , New Age , niayesh00 , niayesh_s.s , niazruby , NiceNoice , ninja fairy , paliz-sm , paniz_g66 , paria_pari , parshan 77 , parvane. , Payphone , Pieta , R.A.H.A , RealIty , reihon , Reza , reza9000 , rojina1369 , rozhifree , s.sh , sachlian , saghi.m , sahar97 , saharnazpari , Sam!ra , sanamjooje , saqi , sara.HB , sara.jooooooon , sara.R , sara1997 , Sarvin.M , satiris , SAZAK73 , SECoND*PLANeT , selda-A , Shabah eshg , SHADI 73 , sharghi , sheyda-1990 , soda 70 , sokot shab , Somaeh_at , Star inferNal , sushiyant11 , takshakh2838 , tanha_0111 , tati19 , tina. , Vampi.boy :| , wenela , XXNightAngelXX , yasamin_34 , yegane34 , zahra.gol , zizi.m , ~@Cm~ , ~Niloofar~ , ~Samaneh~ , ~SariR~ , ~sky angel~ , آذردخت , الیمان , اهریمن چشم زرد , بلور , بی بی گل , ثمره 82 , حـسـام*فـیـضـی , حنانه 14 ساله , خیر ندیده , دلارام20 , دلداده , دنیلا , راژانه , رها_hd , رژلب , ساده .ش , ساقی 91 , سرای بانو , سكوت ابريشم , سپیدوسیاه , شارمیتا , شهر غم , شیرین بانو , شیرین و با نمکم , فرشا , فرودو , قاتی پاتی , لیلاحمیده , لیلی لیلوون , ماجده , مامیچکا , مانا کیانی , ماهرخ جون , مرجان2211107 , مرجون , مونا** , مژگان بانو , ندای بهار , نسترن 76 , نسرین... , نسيا , نم نم باران , نيلا... , نگین فرجام , همون برنج , پریوش .س , پسر خون آشام55 , کریستال , کوچولو ی تنها , کپل ناز , کیانا... , یواش , დshadow girlდ , ღســـــوزانღ , ✔شــــاد ی20 ๏̯͡๏ , ✖م♥ر✖ی♥م✖ , ツ ηarsis ℓavani , 之ДĦЯд , 。 sIrVαT 。

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    1388,12,25
    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    نوشته ها
    5,986
    میانگین پست در روز
    3.76
    محل سکونت
    Neverland
    تشکر
    72,585
    سپاس شده 185,333 در 12,820 پست

    پیش فرض

    با تشکر لطفا فقط اتمام کتاب را در تاپیک زیر اعلام کنید:
    آمارکتابهای در جریان سایت
    در نگارش از فونت Tahoma و سايز 2 استفاده كنيد و در بین خطوط لطفا فاصله نندازید!
    کمتـر از 20 خط در هر پست قرار ندهید!
    برداشتن مطالب از این سایت فقط با ذکر منبع و اجازه رسمی از نویسنده انجمن ، مجاز می باشد!
    برای ایجاد تاپیک نقد، قوانین بخش و این تاپیک را مطالعه بفرمایید:
    نویسنده های سایت حتما بخوانید!

    برای تهیه ی جلد رمان به این گروه مراجعه بفرمایید:
    طراحی جلد رمان کاربران سایت

    در ضمن توجه داشته باشید بین تک تک کلماتی که می نویسید حتما فاصله بندازید و یک حرف را تکرار نکنید (نادرست: بیااااااااااااااااا | درست: بیا یا بیـــــا)و به جای اون برای کشیده شدن حروف از دکمه های ترکیبی (shift+j) استفاده کنید تا متن، ناقص ارسال نشود!
    تبلیغ رمان کاربرها در پروفایل، پیام خصوصی و تاپیک ها خلاف قوانین است و در صورت مشاهده شخص خاطی اخطار دریافت می کند!

  4. 107 کاربر از پست honey_x تشکر کرده اند .

    #_@trisa@_# , $~roya~$ , $سفيد برفي$ , * narges * , * م .عباس زاده* , *Fatemeh.K* , *Silver Sun* , . ماه بآنو . , .MOHABBAT. , .ZeinaB. , arezo* , arina17 , artii , ashk eshgh , AZAR-70 , Azin Khosravi , BaharәH , breathe , busy , dark fairy , darya... , down13 , eglantine-m96 , elmir4 , F.Esmit , faezeh97 , ghazal p , GREEN_GIRL , H0NEY , hana honey , hediyeh_b , hoda_f1 , ili mah , loove , mahtab888871 , makhmal_66 , makida , maryammoayedi , moazame , mohamad722 , moon shine , nafas_14 , NaNa 2000!!! , nasim j , nastaran_702 , negar1373 , negin 20 , negin gold , New Age , niayesh_s.s , niazruby , paniz_g66 , parvane. , Payphone , R.A.H.A , RealIty , Reza , reza9000 , s.sh , sadaf.a , saghi.m , sanamjooje , saqi , sara.jooooooon , sara.R , sokot shab , sushiyant11 , tati19 , wenela , yasamin_34 , yegane34 , zahra.gol , ~Samaneh~ , ~sky angel~ , ؟؟سما؟؟ , اترون , الیمان , بلور , بی بی گل , حنانه 14 ساله , خیر ندیده , درناز , دنیلا , رژلب , ساده .ش , شارمیتا , شهر غم , شیرین بانو , شیرین و با نمکم , فرشا , قاتی پاتی , لیلاحمیده , مامیچکا , مانا کیانی , ماهرخ جون , مرجان2211107 , مرجون , نسرین... , نسيا , نيلا... , پانته آ65 , پسر خون آشام55 , کوچولو ی تنها , یواش , ☆NeGaR☆ , ✔شــــاد ی20 ๏̯͡๏ , ✖م♥ر✖ی♥م✖ , ツ ηarsis ℓavani

  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    1391,06,20
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,458
    میانگین پست در روز
    2.14
    محل سکونت
    زیر آسمان کبود
    تشکر
    6,976
    سپاس شده 30,348 در 1,645 پست
    حالت من :
    Mehraboon

    پیش فرض

    خون آشام ایرونی

    مقدمه :

    سلام به دوستان خوب نود و هشتی . این چهارمین رمان من در نود و هشتیاست . هر چهار رمان هم در چهار موضوع متفاوت هستند . من اعتقاد ندارم نویسنده باید یک رمان بنویسه و بعد تو همون ژانر در جا بزنه . یا خودش رو در رمان های مختلف تکرار کنه . نویسنده باید دل شو داشته باشه تا در همه ژانرها تجربه داشته باشه. تا سرانجام اون حال و هوای اصلی خودش رو پیدا کنه و ببینه در کدام ژانرها موفق تر بوده است .
    رمان اول من فری آلبالو حال و هوای طنز اجتماعی داشت . دومی یعنی رمان دختری روی پل را که با خانم سمانه نوشتیم حال و هوای دانشجویی وبیان مشکلات دانشجوهارو داشت .سومی –عشق با طعم گلوله –حال و هوای تاریخی اجتماعی داشت . و این آخری حال و هوای وحشت و خنده ! هردو باهم را دارد .
    رمان خون آشام ایرانی از زبان یک دختر خون آشام بیان میشه که در ایران متولد شده و دست به عملیات خون آشامانه !خفن می زنه . امید دارم مورد توجه همه دوستان قرار بگیرد .
    از حالا بگم ، دخترخانم هایی که از سوسک ، موش ، مارمولک و روح ، می ترسند ، این رمان رو از خیرش بگذرند . جون مادرتون ول کنین و برین ، پس فردا خون تون به گردن ما نیفته ، ادعای دیه و خون بها کنین ، به خصوص که مبلغ دیه هم رفته بالا ، منم بی پول ...
    اصلا مگه خدای نکرده شما ،فشار فضولی خون تون بالاست که می خواهید سر از ته و توی همه چی در بیارین . یه خرده اون درجه کنجکاوی و حس فضولی تونو کنترل کنید .
    یادم میاد ، چند سال قبل همین صدا و سیمای خودمون یه فیلم روح !!!گذاشته بود ، روحه مثه روح من سرگردون بود . یه خانم خیلی تی تیش مامانی ، با مانتو خوشگل ، خودش رو از زندگی ساقط کرده بود و حالا روحش تو تهرون پرواز می کرد . سوار اتوبوس و وانت بار می شد . سینما و دانشگاه می رفت ، عجب روح پرفسوری هم بود . به حرف همه گوش می داد ، همه جا می رفت ، حتی اتاق خواب دخترها ...
    یه پسر بچه که می خواست حرف های دوستاش رو بشنوه و مثل روح اون دختره هرجا بخواد بره ، خودش رو با طناب آویزون کرده بود و الفاتحه . برای همیشه تبدیل به روح شد . خداوند روح اش رو با روح آدم های خوب هم نشین کند ، آمین .
    پسره خودش ، خودش رو کشته بود ، می خواستند، گناهش رو به گردن نویسنده و کارگردان سریال بندازن . آخه نویسنده چه گناهی داره ، این تقصیر پدر و مادر اون بچه بوده که نباید می گذاشتن بچه شون فیلم رو ببینه و یا برایش توضیح بدن که فیلم ، فیلمه و همه رو فیلم می کنه . –چه جمله حکیمانه ای گفتم ها !
    بگذریم .
    همین الان که دارم این متن رو می نویسم ، یهو هوس کردم تا مداد سوسمار نشان خوشگلم رو بتراشم و ادامه بدم به نوشتن ، یهو دیدم مداده از لای انگشتام سر خورد خودش رفت تو سولاخ مداد تراش روی میزم و چرخید و چرخید تا نوکش تیز شد و بعد لای انگشتام قرار گرفت . نگو این ارواح که دور و برم هستن ، و مثه مگس این ور و اون ور اتاق و من می چرخند ، فکر مو خوندن و زودتر از من دست به کار شده اند ...
    حالا که دارین از فضولی خفه می شین و می خواهید این رمان رو بخونید ، به توصیه های روحی روانی ! زیر توجه کنید :
    1- هرگز شب ها این رمان رو نخونید ، چون تا صبح ارواح خبیث دور و بر تون پرواز می کنن و قلقلک تون می دن –تجربه شده ، بد جور .
    2-در تنهایی ، موقعی که خونه خلوته ، از خیر خوندنش بگذرید . ممکنه روحه از تو لب تاپ شما بیاد بیرون و یهو بپره رو سرتون . بعد شما جیغ زنان، پا به دو بگذارین و بخواهید از خونه فرار کنید ، درست همون موقع یه عده خواستگار پشت در خونه تون باشن و با خودشون فکرای ناجور کنند . اگر هم پسر باشید، همچین که پاتونو از خونه می گذارین بیرون و می خواهید در برین ، دختر مورد علاقه تون که همسایه تون هم هست ، با یه کیف قهوه ای خوشگل از جلو در خونه تون عبور کنه ، اون وقت پیش خودش چی فکر می کنه ؟
    3- موقع خوندن رمان ، حتما مطمئن باشید که برادر شیطون شما خواب باشه . چون همان طور که عمیق رفتین تو بحر رمان و می خونید:« روح خبیث با دست چشمان دختر را گرفت » برادر شیطون شما هوس کنه چشماتونو از پشت بگیره ...یا یهو توپش از پنجره باز بیاد و محکم بخوره تو پیشونی تون و ....از این قبیل حوادث غیر قابل پیش بینی .
    4- به خاطر حفظ احتیاط ، حتما از لوازم دفاعی و تدافعی کافی و لازم استفاده کنید . لوازم دفاعی مانند پنجه بوکس ، شوکر ، و غیره . اگر روحی ، خون آشامی اومد سراغتون حداقل دست و پا بسته و بی دفاع نباشین ، اگر چه بعید می دونم جون سالم در ببرین !!!

    5- یکی از خوانندگان پیگیر این رمان به من گفت که یه چیز دیگه رو هم فراموش کرده ام . راست هم می گفت طفلکی . برای جلوگیری از هرگونه آبرو ریزی در وضعیت های قرمز! ، احتیاطا از ایزی لایف استفاده کنید . در این حالت اگر اتفاقی افتاد ،رازی میشه که فقط خودتون می دونید وبس، اگر هم نیفتاد ، به خوتون میگین :
    -نگاه کنید ، هیچ اتفاق خاصی روی نداده است !!!
    و از شدت ذوق مرگی نیشتون میره تا نزدیک لاله های گوشتون !!


    6- اشخاص زیر پونزده شونزده سال ، اصلا نخونن و به جاش آواز بخونن .

    7-هرگونه پیشنهاد ، انتقاد یا نقدی داشتید ، در پروفایل من بنویسید . حتما ترتیب اثر داده میشه . دوستان عزیز می تونن در نوشتن این رمان متفاوت مرا یاری کنند ، ایده بدهند و من حتما از آن ها استفاده خواهم کرد . هم اکنون به یاری سبزتان نیازمندیم !


    با تشکر : نویسنده
    ویرایش توسط * م .عباس زاده* : 1391,08,14 در ساعت ساعت : 03:12 بعد از ظهر

  6. 193 کاربر از پست * م .عباس زاده* تشکر کرده اند .

    !aynaz! , #_@trisa@_# , $سفيد برفي$ , *Atena* , *Fatemeh.K* , *Mahdi* , *saranaz* , *sorme* , . ماه بآنو . , ...rozhin , ..sky.. , .ZeinaB. , @ DINA @ , alikhademi , arezo* , arina17 , Arrosha , artii , ashk eshgh , atinice , atoosa joon , Atrisa banu , AZAR-70 , Azin Khosravi , bahar73_m , BaharәH , barane khazan , bitabarfi , breathe , bugh , dander1000atash , dark fairy , darya... , Darya77 , darya_75 , delaram.s , denis** , deragun , down13 , eglantine-m96 , Elena.mi , elena1998 , et@yesh$ , F.Esmit , faezeh97 , fariba_hed , farima nili , fathemeh , ghazal p , GISU KAMAND , GREEN_GIRL , HamiD_lol , hana honey , hediyeh_b , hoda_f1 , honorable me , ili mah , ir2012 , isis , joodi abot , khademre , Lady Justics , LandGirl , leila banoo , lili.sz75 , lisha , little emo girl , mah banoo , mahtab888871 , makhmal_66 , mansor64 , marjansh , marva , moazame , mohamad722 , moon shine , nafas_14 , NaNa 2000!!! , nasim j , nastaran86 , nastaran_702 , nbd1513 , negar1373 , negin 20 , negin gold , New Age , niayesh00 , niayesh_s.s , niazruby , NiceNoice , ninja fairy , parshan 77 , parvane. , Payphone , R*A*Z , raha_lucky , rahha , RealIty , reihon , Reza , reza9000 , s.sh , sachlian , sadaf.a , saghi.m , sahar97 , saharnazpari , sanamjooje , saqi , sara.jooooooon , sara.R , sara1997 , satiris , SAZAK73 , SECoND*PLANeT , selda-A , sepideh1993 , setayesh1363 , shadi 936 , sheyda-1990 , soda 70 , sokot shab , Somaeh_at , song-ster , sushiyant11 , takshakh2838 , tati19 , tina. , traker , wenela , XXNightAngelXX , yasaman20 , yegane34 , zainab1997 , Zarizar , ~@Cm~ , ~Samaneh~ , ~sky angel~ , آذردخت , الهه باران , الیمان , اهریمن چشم زرد , بارانه , بلور , بی بی گل , تینا بانو , حنانه 14 ساله , خیر ندیده , دلارام20 , دنیلا , دوچنت , رزا12 , رها_hd , رژلب , زهرا رضایی , ساده .ش , ساقی 91 , ستاره76 , سرای بانو , شادی* , شارمیتا , شرقي , شیرین بانو , شیرین و با نمکم , فرشا , قاتی پاتی , لیلاحمیده , لیلی لیلوون , ماجده , مامیچکا , مرجان2211107 , مرجون , مرضی2 , مریم-نازنین , معصومه بانو , مهرناز_71 , مهسا19 , مژگان بانو , نسرین... , نسيا , نم نم باران , نیلوفـــــــــر , همون برنج , هورسان , پری دخترم , پسر خون آشام55 , کوچولو ی تنها , کیانا... , یواش , ☆NeGaR☆ , ☜♥ya3aman☜♥ , ✖Dark♥AngeL✖ , 之ДĦЯд , 。 sIrVαT 。

  7. Top | #4

    تاریخ عضویت
    1391,06,20
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,458
    میانگین پست در روز
    2.14
    محل سکونت
    زیر آسمان کبود
    تشکر
    6,976
    سپاس شده 30,348 در 1,645 پست
    حالت من :
    Mehraboon

    پیش فرض


    1


    ینی یه دختر خون آشام هم میتونه عاشق بشه ؟ نمی دونم من تنها خون آشام این شهر درندشت بودم ، یا خون آشام های دیگه ای هم وجود داشتند .

    رفتم و توی آینه خودم رو دیدم . زیر لب گفتم :

    -آردین از چی تو خوشش اومده که این همه برات مایه گذاشته ؟

    به موهای طلایی و صورت سفیدم نگاه کردم . همین طوری بدون آرایش هم مانکنی بودم برای خودم . قدم متوسط بود ، نه کوتاه ،نه بلند . پوست سفیدی داشتم . با چشمانی درشت و مردمکی قرمز . هیکل قلمی و کمری باریک . نگاه نافذ و درخشانم تا عمق وجود هر مردی رو می سوزوند و برای به دست آوردنم بالبال می زد

    یعنی آردین از رنگ مردمکم هم نفهمیده بود ؟

    نفهمیده بود که این طوری برایم می مرد . من می خواستم اون چهار پنج لیتر خون خوشمزه شو بنوشم و حال کنم . اما نمی دونم چرا هی دست دست می کردم و عقب می انداختم . آردین ، با اون چشمان قهوه ای روشن و نگاه مهربونش منو اسیر کرده بود .

    خدا جون از کجا به کجا رسیده بودم . از یه دختر شیطون خون خوار ، به چیزی تازه می رسیدم . چیزی که برایم سخت بود هضم کردنش :

    -اگه چنگال هاتو آروم فوری کنی توی شاهرگش ، بعد خونش رو بمکی ، اونم خون آشام میشه . درست عین تو . زرنگ میشه . قدرت پیدا می کنه و عمر جاودانی ...

    صدای باز شدن در آپارتمان منو به خود آورد . اینجا یه برج بیست طبقه بود ، در جردن .

    آردین بود . با ذوق مرگی نگاهم کرد و گفت :

    -چطوری عروسکم ، تازه از خواب بیدار شدی ؟

    صدای آردین بهم آرامش خاصی می داد . چشمام رو خمار کردم و گفتم :

    -شرکت خوش گذشت ؟

    -نه اون قدرا ، همه اش خدا خدا می کردم ساعت چهار بشه ، بیام پیش تو .

    با ولع هیکل ورزشی و عضلانی اش را دید زدم و تو دلم گفتم :

    -ببین خدا چی خلق کرده . اون قد صد و نود سانتی ات منو کشته !

    آردین یه شلوار سفید کتانی به پا داشت و یه کاپشن به رنگ شلوارش . رئیس شرکت بزرگ واردات اتومبیل های خارجی بود و تو پول خر غلت می زد . بهترین لباس هارو می تونست به تن کنه ، اما دوست داشت ساده بپوشه .

    -عزیزم ،آبگین ام ، خوب خوابیدی ؟

    -آره تا حالا خواب بودم

    پرده اتاق رو کنار زد . دلم چنگ چنگ شد و آروم گفتم :

    -میشه پرده رو برگردونی سر جاش ؟

    -چرا مگه از هوای تازه و نور ملایم عصر به این قشنگی بدت میا د.بیا ، بیا کنار پنجره و ببین تهرون چقدر کوچیکه از اینجا .

    -نه ، نور زیاد چشمام رو اذیت می کنه . دوس دارم تو یه محیط شاعرونه نیمه تاریک باشم .

    -هر جور دوس داری باش . من رفتم یه دوش بگیرم

    -باشه برو . منم میرم بیرون .

    -تازه من اومدم ، تو می خوای بری ؟

    تو دلم گفتم :

    -نامزد چشم قهوه ای من .اگه بمونم که تموم اون خون شفاف و خوش مزه ات رو دادم تو خندق بلا و دیگه چیزی ازت نمی مونه

    -رفتم جلوش و چشمای بادومی درشتم رو انداختم تو چشمای قهوه ای براقش . همین جور نگاه هامون درهم گره خورد . میخ نگاهم شده بود . سرش رو آورد جلو . اون قدر که گرمی نفس هاشو روی گونه های برجسته و براقم حس می کردم . داشتم از خود بیخود می شدم و نزدیک بود ، مثل بقیه قربانی هام ، اول لب هامو بذارم رو لباش و بعد گونه هایم بره روی گردنش . دستم رو بیارم بالا و پنج چنگال تیزم رو از زیر ناخن های لاک زده و بلندم بکشم بیرون و فرو کنم تو گردن نرمش و بعد لب هایم رو بذارم روی محل زخم و بمکم ،خون داغ و تازه اش رو .خون شور و پر انرژی .حیات من و ادامه زندگی ام به نوشیدن این ماده حیاتی بود ، اما دلم نیامد .

    خودم را عقب کشیدم . غرور مردانه اش اجازه نداد بهم نزدیک تر بشه . قرارمون بعد از مراسم عروسی بود . یه عروسی مجلل و باشکوه تو بهترین و گران ترین تالار شهر.

    یک لحظه فکر کردم :

    -حالا جشن عروسی هم گرفتیم ، بعد خواست عروسی کنه . اون وقت چی ؟ چرا این بازی مسخره رو تمومش نمی کنم . چرا نمی گذارم و از این خونه لعنتی نمیرم . چرا دوست دارم آردین پیشم باشه ، در حالی که من از جنس دیگه ام ، از دنیای دیگه .

    آردین در حالی که به سمت حمام می رفت گفت :

    -کی این گردش های شبونه ات تموم میشه ؟

    -تموم میشه عزیزم .

    یک مانتو سبز نازک ، روی شلوار جین تنگم پوشیدم . موهای بلندم رو دسته کردم و با کش سر ، روی سرم قلنبه کردم . موهام از ریشه به بالا طلایی بود و چند دسته شو یه خرده تیره کرده بودم . شال صورتی ام رو انداختم رو سرم . می دونستم نصف بیشتر موهای پر پشت و بلندم رو نمی پوشونه . رژ لبی زدم و از آپارتمان اومدم بیرون .

    حالا سوار پژو دویست و شش ام بودم . اتومبیلی که آردین بهم هدیه داده بود . روز عقد کنون . پدر و مادرش اول با این ازدواج مخالف بودند . مادرش می گفت :

    -دختری که نه می دونی پدر و مادرش کیه ؟ اهل کجاست . به خاطر این که باهاش توی اتوبان تصادف کرده ای ، حالا می خوای بگیریش ؟ یه کم فکر کن مادر بلکه ...

    دست آردین رفت روی لب های ماتیک مالیده مادرش :

    -جلو آبگین چیزی نگی ها ، به خدا برای همیشه ولتون می کنم

    -پس رو ما حساب نکن . نه مجلس عقدت میاییم نه عروسی ات

    -نیایید ، این قدر دوست و آشنا دارم که یه تالار هزار نفری رو هم پر می کنن

    اما سماجت و پایداری اردین ، کم کم اونهارو هم راضی کرده بود .البته فضولی و سر از کار ما در آوردن هم در رضایت پدر و مادر اردین و خواهر شوهرهام نقش پر رنگی داشت .

    در یک مراسم جنجالی و بی نظیر ...مراسمی که هیچ وقت در تمام عمرم ندیده بودم . چه رقصی ...چه شور و غوغایی و چه هیجانی داشت . دهها نفر از دوستان اردین در این باغ بزرگ می رقصیدند و قر می دادند . باغی که در خوش آب و هوا ترین نقطه خارج شهربود . پنجاه شصت نفر از فامیل و دوستان من از عالم برزخ و جهنم به این باغ اومده و از این مراسم کمال لذت رو می بردن !


    ویرایش توسط * م .عباس زاده* : 1392,04,11 در ساعت ساعت : 10:20 قبل از ظهر

  8. 213 کاربر از پست * م .عباس زاده* تشکر کرده اند .

    !aynaz! , #_@trisa@_# , $سفيد برفي$ , "Coral" , *Atena* , *Fatemeh.K* , *mahi* , *saranaz* , *Silver Sun* , *دختر توپولو* , *یک آسمون آبی* , . ماه بآنو . , ...rozhin , :) Helia (: , @ DINA @ , alikhademi , Altin ay , Anolin , arezo* , ARIA GIRL , arina17 , Arrosha , artii , ashk eshgh , atefeh_49 , Atrisa banu , AZAR-70 , Azin Khosravi , bahar73_m , BaharәH , barane khazan , bugh , dark fairy , darya... , darya_75 , ddlovato , delaram.s , deragun , dokhte.banderi , down13 , eglantine-m96 , elmir4 , et@yesh$ , faezeh khajeh , faezeh88 , faezeh97 , fani black 212 , fariba_hed , fateme laleh , fatemehirooni , fathemeh , ghazal jooni , ghazal p , GISU KAMAND , hachekhaste , HamiD_lol , hana honey , hoda_f1 , honorable me , ili mah , ir2012 , joodi abot , khademre , ki@na , koko… , krystall , l.m13 , leila banoo , lili.sz75 , lisha , little emo girl , m0zhdeh , mah banoo , mahtab888871 , makhmal_66 , mansor64 , marjansh , marva , mehdy10 , mehrnoush_re , misha_joon , moazame , mohamad722 , moon shine , nafas.17 , nafas_14 , NaNa 2000!!! , nasim j , nastaran86 , nastaran_702 , nbd1513 , neg neg , negar1373 , negin gold , Negin joon , niayesh00 , NiceNoice , ninja fairy , paria_pari , perrcy , pink_daughter , rahha , RealIty , Reza , reza9000 , s.sh , sabina , sadaf.a , saghi.m , sahar97 , saharnazpari , sahe , sahel_m , sanamjooje , sanso , sany2000 , saqi , sara.jooooooon , sara.R , sara1997 , satiris , SAZAK73 , SECoND*PLANeT , sedena , selda-A , sepideh1993 , Seta jojo , setayesh1363 , shadi 936 , sheldon , sheyda-1990 , soda 70 , sokot shab , Somaeh_at , song-ster , sushiyant11 , takshakh2838 , tati19 , tina. , traker , tt.raha , wenela , XXNightAngelXX , zahra16 , zainab1997 , Zarizar , zibahp , ~*tiyam*~ , ~@Cm~ , ~nas!m~ , ~Samaneh~ , ~sky angel~ , ~مریم 2020 ~ , آذردخت , آمستريدا , اترون , الهام72 , الهه تنهایی , اهریمن چشم زرد , بی بی گل , تهران بانو , تینا بانو , حنانه 14 ساله , خیال غزل , خیر ندیده , دلارام20 , دنیلا , رزا12 , رها_hd , زهرا رضایی , ساده .ش , ساقی 91 , ستاره76 , سوانا77 , سولماز جونی , شارمیتا , شاپرک13 , شرقي , شیرین و با نمکم , غزال66 , فرشا , لیلاحمیده , لیلی لیلوون , ماجده , مامان مهتابی , مامیچکا , مرجان2211107 , مرجون , مریم-نازنین , معصومه بانو , مهرناز_71 , مهسا19 , مژگان بانو , نازنین30 , نسرین... , نسيا , نفس_20 , نم نم باران , نيلا... , همون برنج , هورسان , ویشار , يكتا69 , پری دخترم , پسر خون آشام55 , کمند , کوچولو ی تنها , یلدا تقی زاده , یواش , ☜♥ya3aman☜♥ , ✖م♥ر✖ی♥م✖ , ツ ηarsis ℓavani , 之ДĦЯд , 。 sIrVαT 。

  9. Top | #5

    تاریخ عضویت
    1391,06,20
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,458
    میانگین پست در روز
    2.14
    محل سکونت
    زیر آسمان کبود
    تشکر
    6,976
    سپاس شده 30,348 در 1,645 پست
    حالت من :
    Mehraboon

    پیش فرض

    سلام بر دوستان خوب و علاقمندان به رمان های متفاوت و تازه . امروزه توی قرن بیست و یکم همه دنیا رفته اند به سمت رمان های ماورایی و خون آشامی . مام که نباید کمتر از اونا باشیم . فیلم ها هم همه تو حال و هوای خون آشامی هستند . حالا اسم نمی برم که تبلیغ بشه . من سعی می کنم هر شب بین ساعت هفت تا نه این رمان رو بگذارم . اگر شبی هم در سفر بودم ، روز بعدش دوتا پست می گذارم که تلافی اون عقب مونده دربیاد . اخه من مسافرت را خیلی دوز دارم !

    2


    برق نگاه جادویی ام کار خودش رو کرده بود . همون نگاهی که سرسخت ترین مردهارو رام می کرد . اردین می خواست با من باشه . فقط با من .بهم گفت :
    -من کاری به گذشته تو ندارم ، اینی که کی هستی . از کجا اومدی ، پدر و مادرت کین.فقط منو ترک نکن . باشه
    -باشه
    هیچ وقت اسیر قربانی هایی که برای نوشیدن خونشون انتخاب می کردم ، نمی شدم . اما برق نگاه قهوه ای این جوان سی و چند ساله خوش تیپ و جذاب منو میخ کرد . اولین روز اشنایمون یادم نمیره . من هفته ای پنج لیتر خون تازه و گرم نیاز داشتم . خون داغ . اون روز یه مردی رو نشون کرده بودم . مردی چهل و چند ساله و چاق بود .
    کنار خیابون میرداماد ایستاده بودم . با ارایشی غلیظ و صندل های رو باز سفید که بندهایشان تا بالای قوزک پایم می امد و ضربدری روی ساق های کشیده ام بسته می شدند . کیف بلوطی خوشگلم هم دستم بود . ساعت چهار بعد از ظهر بود و من یک هفته ای می شد که چیزی ننوشیده بودم . از شدت گشنگی روده کوچکم قار قار می کرد . کمی ضعف داشتم . ادم های دور و برم رو به شکل ساندویچ های اشتها اور خون می دیدم . هر ادم چهار تا شش لیتر خون داشت . خون شور و خوشمزه . اگر به چنگم می افتادند تا قطره اخر خون شون رو مک می زدم . خر کردن و به تور انداختن مردهای ناجور کار ساده ای بود . فقط خدا نکنه قربانی من معتاد باشه . اگر معتاد بود ، بعد از این که کارم رو با کمال تمیزی و نهایت خونسردی انجام می دادم ، سر گیجه می گرفتم . همین جوری هم هوای الوده و پر از سرب تهرون ، خون هارو بد مزه کرده بود ، وای به وختی که معتاد هم باشن . نور علی نور بود . توی این بیست و سه سال خون اشامیم ، همه جور خونی نوشیده بودم . خون زن ها خیلی خوشمزه نبود . دخترهای کم سن ، بدک نبود . اما خون مردها خیلی بهم حال می داد به خصوص هجده سال تا سی ساله هاشو ن . بعضی وقت ها که مجبور می شدم خون پیر زن یا پیر مردی رو بدم توی معده ام، تا چند ساعت از طعم بدش حالت استفراغ داشتم . بهترین خون، خون پسرهای بیست ساله بود ، علی الخصوص که عاشق هم باشن ، مقدار زیادی هورمون اکسی توسین یا همون هورمون عشق تو خون شونه ،این هورمون که وارد رگ هام می شد ، مستم می کرد .
    یهو اتومبیل قرمز رنگی جلو پایم ایستاد . مردی چاق و کچل پشت فرمان بود . تی شرت سفید یقه بازی پوشیده بود و موهای سینه اش زده بودند بیرون . به بازوهای برهنه و ستبرش نگاه کردم . تو دلم گفتم :
    -این کچله ، حتما شش لیتر خون رو داره
    ادم های چاق خون بیشتری داشتند . برام بوق زد . روسری مو رها کردم . در جلو رو باز کردم و روی صندلی نرم کمری تویوتا نشستم .
    ماشین راه افتاد . هردو سکوت کرده بودیم . کمی که جلوتر رفت ، نیشش رو باز کرد . دندان های سفید روکش شده اش پیدا شد . تو دلم گفتم :
    -الهی که نیشت رو اب مرده شور خونه باز بشه .
    -مسیرتون کجاست ؟
    هنوز سلام علیک نکرده ، پسر خاله شد . خوب دیگه با اون سر و وضعی که برا خودم درست کرده بودم ، و محلی که ایستاده بودم ، توقعی بیشتر از این نباید می داشتم . صدامو نازک کردم و گفتم :
    -هر جا که شما دوست دارین .
    -من یه اپارتمان جم و جور تو شمیران دارم ، بریم ؟
    -من دوس ندارم بیام تو خونه ها
    -چرا ؟
    -اخه یه بار رفتم خونه یه جوان ، اول می گفت یه نفرم . بعد شدن سه نفر . بعد هم فیلم ازم گرفتن . کلی بهشون باج دادم و بدبختی کشیدم تا ولم کردن
    -شما خودتون جا دارین ؟
    چشامو خمار کردم و جواب دادم :
    -چه جایی بهتر از این زیر گذرهای اتوبان . هوا هم تاریک میشه . خلوت و بی سرخر
    -یعنی تو ماشین ؟
    -مگه چه عیبی داره
    -اخه خونه به اون خوبی ، یخچال پر از خوردنی ، تخت نرم و گرم . بریم تو بر بیابون زیر پل ؟
    -دوست داری همون جا . نه که نیگردار پیاده میشم
    مطمئن بودم که مردک حسابی میخ من شده و دست از سرم بر نخواهد داشت . هیکل و صورتی که من داشتم ، فیل رو هم خر می کرد ، چه برسه به این کچل شکم گنده که اتوماتیک و مادر زاد خر بود .
    مرد نگاهی به من انداخت:
    -چند می گیری ؟
    -بستگی به لطف و کرم شما داره ، هرچی بیشتر بهتر .
    -نه . نرخ رو بگو که بعدش دعوامون نشه
    مردک بیچاره . دیگه بعدی برای تو نخواهد بود . من مثه عنکبوت ماده ام . بعد از جفت گیری طرفم رو می خورم . یعنی اون کله کچلت منو کشته !
    رومو به طرفش کردم و با ناز گفتم :
    -سیصد تومن
    -اوه ،چه خبره . نرخ اش هفتاد تومنه !

    ویرایش توسط * م .عباس زاده* : 1392,04,11 در ساعت ساعت : 11:16 قبل از ظهر

  10. 205 کاربر از پست * م .عباس زاده* تشکر کرده اند .

    !aynaz! , #_@trisa@_# , "Coral" , ***X*** , *Atena* , *Fatemeh.K* , *Mahdi* , *saranaz* , *دختر توپولو* , *یک آسمون آبی* , . ماه بآنو . , ...rozhin , .ZeinaB. , :) Helia (: , @ DINA @ , alikhademi , Altin ay , Anolin , arezo* , arina17 , Arrosha , artii , ashk eshgh , atashe_del , atefeh_49 , Atrisa banu , AZAR-70 , Azin Khosravi , BaharәH , barane khazan , bugh , dander1000atash , dark fairy , darya... , darya_75 , deragun , dokhte.banderi , down13 , eglantine-m96 , elmir4 , et@yesh$ , faezeh khajeh , faezeh88 , faezeh97 , faghatdream , fani black 212 , fariba_hed , fateme laleh , fatemehirooni , fathemeh , ghazal p , GISU KAMAND , hachekhaste , HamiD_lol , hana honey , hediyeh_b , honorable me , ili mah , ir2012 , joodi abot , khademre , ki@na , krystall , leila banoo , lili.sz75 , lisha , little emo girl , m0zhdeh , mah banoo , mahtab888871 , makhmal_66 , mansor64 , marjansh , marva , mehrnoush_re , moazame , mohamad722 , moon shine , m_mah , nafas_14 , NaNa 2000!!! , nasim j , nastaran86 , nastaran_702 , nbd1513 , neg neg , negar1373 , negin 20 , negin gold , Negin joon , niazruby , nice1 , NiceNoice , ninja fairy , paliz-sm , paria_pari , perrcy , pink_daughter , rahha , RealIty , Reza , reza9000 , s.sh , sabina , sadaf.a , saghi.m , sahar97 , saharnazpari , sahel_m , sanamjooje , sanso , saqi , sara-42 , sara.jooooooon , sara.R , sara1997 , satiris , SAZAK73 , SECoND*PLANeT , sedena , selda-A , sepideh1993 , Seta jojo , setayesh1363 , setia22 , shadi 936 , sheldon , sheyda-1990 , soda 70 , Somaeh_at , song-ster , sozana76 , takshakh2838 , tati19 , tina. , traker , wenela , XXNightAngelXX , Y@Li-Jj , yegane34 , zahra16 , zainab1997 , Zarizar , zibahp , ~*tiyam*~ , ~@Cm~ , ~nas!m~ , ~Samaneh~ , ~sky angel~ , آذردخت , آمستريدا , اترون , الهام72 , الهه تنهایی , اهریمن چشم زرد , بی بی گل , تهران بانو , تینا بانو , حـسـام*فـیـضـی , حنانه 14 ساله , خیال غزل , خیر ندیده , دلارام20 , دنیلا , رزا12 , رها_hd , رژلب , زهرا رضایی , ساده .ش , ستاره76 , سوانا77 , سولماز جونی , شارمیتا , شرقي , شیرین و با نمکم , غزال آریا , غزال66 , لیلی لیلوون , مامان مهتابی , مامیچکا , مرجان2211107 , مرجون , مریم-نازنین , معصومه بانو , مهرناز_71 , مهسا19 , مژگان بانو , نسرین... , نسيا , نفس_20 , نم نم باران , نيلا... , همون برنج , هورسان , ویشار , پری دخترم , پسر خون آشام55 , کریستال , کمند , کوچولو ی تنها , یلدا تقی زاده , یواش , ☜♥ya3aman☜♥ , ツ ηarsis ℓavani , 之ДĦЯд , 。 sIrVαT 。

  11. Top | #6

    تاریخ عضویت
    1391,06,20
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,458
    میانگین پست در روز
    2.14
    محل سکونت
    زیر آسمان کبود
    تشکر
    6,976
    سپاس شده 30,348 در 1,645 پست
    حالت من :
    Mehraboon

    پیش فرض

    3



    گفتم :
    -اون مال دلار هزار و صد تومنی بود ، حالا دلار شده سه هزار تومن .سیصد هزار تومن میشه صد دلار . نرخ جهانی کار ما پونصد دلار کمتر نیس . حالاشم چارصد دلار شو نمی دی
    -یعنی این کارها هم رو دلار حساب میشه
    -بله . کار ما یه کار بین المللیه ! بقالی نیست که مختص ایرون باشه .
    -حالا ، با هم راه میایم
    -شما تا حالا دبی رفتین ؟
    -نه چطور مگه ؟
    -همین . از دنیا بی خبرین . توی دبی همه چی هس . من قبلا تو هتل هاش کار کرده ام . این هفتاد هزار تومنی که شما گفتین چند دلار میشه ؟
    -بذار حساب کنم ، هر دلار سه هزار تومن.ده دلار سی هزار تومن ، میشه بیست و پنج دلار
    -خوب ،تو هتل ها ی دبی ، من فقط کنار یه عرب خرپول بشینم و یه لیوان شامپاین بخورم ، یه کم هم هرو کر کنم ، یه صد دلاری گرفتم ، اون وقت تو می خوای با هفتاد تومن یعنی بیست و پنج دلار همه کاری بکنی ؟ ای دست و دلبازی ات تو دماغم !
    -باشه خانم یه جورایی راضیت می کنم . حالا ما یه چیزی گفتیم ها . شما هم هی ردشو بگیر ، کچلم کردی به خدا
    لبخند مرموزی زدم و گفتم :
    -شما که الحمداله کچل مادر زادی هستین
    دست شو روی سر براقش کشید و گفت :
    -خوش تیپم یعنی ؟ حالا همه بازیگرهای فوتبال و هنرمندان از ته می تراشن ، چون میگن کچلی شانس میاره
    تو دلم گفتم :
    -ای استفراغ کردم تو این اعتماد به سقف شما مردهای بدکار . حالم از اون کله کدوت به هم می خوره ...
    اما برای این که بهم شک نکنه لبخند زدم :
    -شما خیلی خوش تیپ و با حالین ، کله قشنگ تون هم به درد صرفه جویی در مصرف برق می خوره ، چون نور مجانی تولید می کنه ، فقط خیلی چونه می زنین
    -نه ، دیگه چونه نمی زنم . حالا همه چی گرون شده . به خصوص گوشت . قیمت گوشت ده برابر شده .
    نامرد بی وجدان . ببین چطور احساسات و عشق و عاشقی رو با گوشت ! مقایسه می کنه . یادم باشه موقع خوردن خونش ، یه خرده هم زجر کشش کنم .
    لبخند مرد خفه کنی ! می زنم و میگم :
    -من هم همین رو میگم . این کارا که چونه زدن نداره . پیراهن که نمی خوای بخری ؟ علاوه بر بالا رفتن قیمت گوشت ، شما می دونین با بالا رفتن قیمت دلار ، وسایل ارایشی ده برابر شده . یه قلم سایه چشم ، یه ریمل ساده ، یه رنگ مو ، یه ...
    کچله سرخ شد و اروم گفت :
    -بسه . فهمیدم قبوله
    خاک تو سر بیشعورت کنن که تا چش و چارت به یه دختر خوش اب و رنگ افتاد ، دل و دین و هرچی داشتی از دست دادی ، کچل کلاغ چه .اب گوشت کله پاچه . حالا حسابی بهت حال می دم . صبر کن بریم زیر پل .
    رسیدیم زیر پل . اونم چه پلی . یه ماشین دیگه هم اونجا بود و دختر و پسری داشتند عشقولانه هاشونو در می کردن . کچله گفت :
    -بفرما ، این زیر پل . اِشغاله
    خندیدم ، طوری که دو چال روی گونه هام دیونه اش کنه . با ناز گفتم :
    -این روزها هرجا بری شلوغه و باید نوبت رو رعایت کنی . زیر پل ها هم صفی شده . یه کم صبر داشته باش کچل من !
    -اخه ، می ترسم .
    -نترس . این دختر و پسر های جوان ، عشق و عاشقی شون خیلی طول نمی کشه . مثه گنجشک می مونن . زود تموم می کنن .
    کچله گفت :
    -ولی من این جوری نیستم ها ،باتجربه ام !
    خندیدم :
    -از قیافه تون معلومه
    یه ربع بعد اتومبیل پرشیا رفت . من موندم و ساندویچ مرغم . واقعا که قیافه اش شبیه مرغ ها بود . پاهای چاق ، سینه و شکم جلو اومده .
    سرم رو بردم رو شونه هاش . بعد دستم رو گذاشتم رو گردنش . زیر هر انگشت من یه چنگال تیز بود . طوری که وقتی اراده می کردم ، از زیر ناخن هایم بیرون می زدند . خون اشام های خارجی دندان های نیش بلند و تیز دارن ، ولی من به جای دندون تیز چنگال داشتم . عینهو گربه . ما چند نوع خون اشام داریم . گرگی و خفاشی ، فکر کنم من از خون اشام های گرگی بودم . همون ها که تو فیلم های خون اشامی بودن .
    در حالی که چنگال هامو تو گردن کچله فرو کرده بودم و خونش رو اروم اروم مثل یه نوشابه می نوشیدم ، قربانی ام مست و شنگول فکر می کرد دارم بوسش می کنم . ازنوک چنگال های من ماده ای ترشح می شد که قربانی رو سست و بی حال می کرد و رخوت عجیبی تو تنش می دوید که نای تکون خوردن نداشت و در کمال خوشی و خوش به حالی ازاین دنیا سفر می کرد .
    خون اشام هم خون اشام های خارجی . من بدبخت باید خون یه کچل شکم گنده و بی قواره رو بمکم ، اون وقت تو خارج نینا دبرو و کریستین استوارت با اون مردای قد بلند و خوش تیپ، مثل رابرت پتینسون و کلان لاتز می گشتند و حال می کردند . ای بخشکی شانس .
    ویرایش توسط * م .عباس زاده* : 1392,04,11 در ساعت ساعت : 11:24 قبل از ظهر

  12. 192 کاربر از پست * م .عباس زاده* تشکر کرده اند .

    #_@trisa@_# , ***X*** , *Atena* , *Fatemeh.K* , *Mahdi* , *دختر توپولو* , *یک آسمون آبی* , . ماه بآنو . , ...rozhin , .ZeinaB. , :) Helia (: , @ DINA @ , alikhademi , Altin ay , arezo* , arina17 , Arrosha , artii , ashk eshgh , atashe_del , atefeh_49 , Atrisa banu , AZAR-70 , azarakhsh100 , Azin Khosravi , bahar73_m , barane khazan , bugh , dander1000atash , dark fairy , darya... , darya_75 , deragun , dokhte.banderi , down13 , et@yesh$ , faezeh khajeh , faezeh88 , faezeh97 , fariba_hed , fateme laleh , fatemehirooni , fathemeh , ghazal p , GISU KAMAND , hachekhaste , HamiD_lol , hana honey , hediyeh_b , honorable me , ili mah , ir2012 , joodi abot , khademre , ki@na , krystall , leila banoo , lisha , little emo girl , m0zhdeh , mah banoo , mahtab888871 , makhmal_66 , mansor64 , marjansh , marva , mehrnoush_re , mehrta dokht , moazame , mohamad722 , moon shine , nafas_14 , NaNa 2000!!! , nasim j , nastaran86 , nastaran_702 , nbd1513 , neg neg , negar1373 , negin 20 , negin gold , Negin joon , niazruby , NiceNoice , ninja fairy , paiz , paria_pari , perrcy , pink_daughter , pouyaranjbar , rahha , RealIty , Reza , reza9000 , s.sh , sabina , sadaf.a , saghi.m , sahar97 , sanamjooje , sanso , saqi , sara-42 , sara.jooooooon , sara.R , sara1997 , satiris , SAZAK73 , SECoND*PLANeT , sedena , selda-A , sepideh1993 , Seta jojo , setia22 , shadi 936 , shafagh falagh , sheldon , sheyda-1990 , soda 70 , Somaeh_at , song-ster , sozana76 , takshakh2838 , tati19 , traker , wenela , XXNightAngelXX , Y@Li-Jj , yegane34 , zahra16 , Zarizar , zibahp , ~*tiyam*~ , ~@Cm~ , ~nas!m~ , ~Samaneh~ , ~sky angel~ , آذردخت , آمستريدا , اترون , الهام72 , الهه تنهایی , بی بی گل , تهران بانو , تینا بانو , حـسـام*فـیـضـی , حنانه 14 ساله , خیال غزل , خیر ندیده , دلارام20 , دنیلا , رزا12 , رها_hd , رژلب , زهرا رضایی , ساده .ش , ستاره76 , سوانا77 , سولماز جونی , شارمیتا , شرقي , شیرین و با نمکم , غزال آریا , غزال66 , فرشا , لیلی لیلوون , مامان مهتابی , مامیچکا , مرجان2211107 , مرجون , مریم-نازنین , معصومه بانو , مهرناز_71 , مژگان بانو , نازنین30 , نسرین... , نسيا , نفس_20 , نم نم باران , نيلا... , همون برنج , هورسان , ویشار , يكتا69 , پری دخترم , پسر خون آشام55 , کریستال , کمند , یواش , ☜♥ya3aman☜♥ , ツ ηarsis ℓavani , 之ДĦЯд , 。 sIrVαT 。

  13. Top | #7

    تاریخ عضویت
    1391,06,20
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,458
    میانگین پست در روز
    2.14
    محل سکونت
    زیر آسمان کبود
    تشکر
    6,976
    سپاس شده 30,348 در 1,645 پست
    حالت من :
    Mehraboon

    پیش فرض

    سلام دوستان خوب . خوانندگان عزیز رمان خون آشام ایرونی . شب تون به خیر . دیشب نتونستم پست بگذارم . امشب دوتا پست می گذارم . امیدوارم با خون آشام ما شب خوبی داشته باشین

    4


    کم کم کچله بی حال شد . من تموم خونش رو داده بودم بالا . گروه خونی اش هم A منفی بود .
    من با داشتن یه حس ناشناخته و مرموز از گروه خونی قربانی هام با خبر می شدم . کافی بود یه مقدار خون شون رو بچشم و فوری بفهمم از کدام گروه خونی هستند . این کچله که اسمش رو نادر گفته بود و معلوم هم نبود راست گفته ، چون تو کار ما هیچ کس راست نمی گفت . خود من از بس اسم الکی برای خودم درست کرده بودم ، بعضی هاشون یادم رفته بود . از مارال و کژال و ژیلا بگیر تا شهلا و سحر و ندا و اووه ...
    بیچاره نادر ، یه ادم کمال گرا بود . اخه اونایی که گروه خونی A دارند این ویژگی رو هم دارن . محتاط، صبور . حساس و وقت شناسند . از ادم هایی که این گروه خونی رو دارند میشه جورج دبلیو بوش و هیتلر رو اسم برد.خون عجب جانوری رو هم کوفت کرده بودم .البته بریتنی اسپیرز هم جزو این گروه خونی هست . همه شون که بد نیستند . هنرپیشه هم توشون هست .
    حالا زیر پل ، من بودم و جسد بیهوش نادر که پنج لیتر خون تر و تمیزشو نوشیده بودم .نگذاشته بودم حتی یه قطره اش رو زمین یا کف اتومبیل بچکه و حروم بشه . خون نعمت خداست . باید بهش احترام بذاریم . نباید زیر پا بریزه . تو خیابون اگه یه قطره خون خشک شده که از بینی یه بچه یا دعوای دونفر چکیده و رو زمین ریخته بود رو می دیدم . با نوک انگشتام برش می داشتم . می بوسیدمش و میذاشتم لای درز دیواری جایی تو بلندی تا احترامش حفظ بشه .
    اما توی خون قربانی من الکل بود .چون که این نادر کچله اهل شرب خمر بود. من یه کم مست و شنگول شده بودم . معلوم بود غذاهای خوب خوب می خورده . چون خون خوشمزه ای داشت . مایه دار بود دیگه . خون ادم های فقیر مزه نون و پیاز میده . ادمای مایه دار مزه بوقلمون و بیفتک . خونش هر مزه ای می داد ، حالا تو اسمون ها بود .یا توی جهنم با نکیر و منکر سرو کله می زد ، یا توی بهشت با حوریان تیک می زد . اینو دیگه خدا می دونست . واقعا ما زن ها چی داریم که این مردها برای چند دقیقه لذت هر خطری رو به جون می خرند و مثل ادم های شیرین عقل برای رسیدن به ما هر جایی میان و فکر اخر و عاقبت کارشون رو نمی کنن . این کم عقلی شون منو کشته !
    اگر نادر رو همین جوری رهاش می کردم و می رفتم ، بعد از یه شبانه روز تبدیل به خون اشامی دیگه می شد . اما من نمی خواستم در قلمرو خودم ، ایرون ، رقیب و سر خر داشته باشم . این بود که همه قربانی هامو از بین می بردم . باید نادر رو هم برای همیشه نابود می کردم . اما از بین بردن یه خون اشام که عمر جاودانی داره ، به این اسونی ها هم نیست .
    برای کشتن خون اشام ها دو راه هست . یکی جدا کردن سر از بدنشون به طور کامل و دیگری فرو کردن یک میخ بلند در قلب شون . حتما باید از میخ بلند استفاده کرد . میخ هایی که به میخ طویله معروف هستند . اهنی و حدود بیست سی سانت طول دارند . حتی چاقو هم موثر نیست . و حتما باید از میخ استفاده شود . حالا چرا به این میخ ها میگن میخ طویله ، چون افسار خرها و بزغاله هارو بهشون می بسته اند و در زمین فرو می کرده اند!
    من همیشه دو سه تا از این میخ هارو تو کیفم دارم . بیشتر طرف های شوش و مولوی ، اهنگرهای قدیمی می سازندشون . اون جاها حتی نعل خر هم درست می کنند .
    به طرف جسد خم شده روی فرمان کمری رفتم و جسد را روی دو صندلی خوابوندم . حالا بدن لَخت و سست شده بود . به چشمای بیرون زده نادر نگاه کردم . قیافه اش چه ترسناک شده بود . لبش غنچه و باز مونده و چشماش زده بودند بیرون . گفتم :
    -خوش به حالت . در اوج لذت مردی ، از این بیمارستان ها و موش ازمایشگاهی دانشجوها و تیکه تیکه شدن بدنت و زجر کشیدن های طولانی نجات پیدا کردی .از فروش خونه و دارو ندارت به خاطر دادن خرج بیمارستان و دفن و کفن و قبر بیست میلیون تومانی خلاص شدی . تو به من مدیونی . چون مرگ شاعرانه ای رو برات درست کردم .
    میخ طویله رو از کیفم بیرون اوردم و با تمام قدرت خون اشامی خودم در قلبش فرو بردم . نیشش وا شد . الهی که رو دریای مدیترانه بخندی ، چون یهو جا خوردم ...زهره ترک شدم .
    ناگهان دور و ور جسد شلوغ شد . گردبادی دور نادر می چرخید و صدای زوزه گرگ ها به گوشم می خورد .چند گرگ گنده رو دیدم که وارد کمری شدند و یهو جسد نادر غیبش زد .
    یه کار تر و تمیز خون اشامانه . دیگه هیچ اثری از جسد نادر نبود . حتی قطره خونی . گرگ ها اونو به جهنم دراکولاها برده بودند .
    ویرایش توسط * م .عباس زاده* : 1392,04,11 در ساعت ساعت : 11:47 قبل از ظهر

  14. 172 کاربر از پست * م .عباس زاده* تشکر کرده اند .

    #_@trisa@_# , "Coral" , ***X*** , *Atena* , *Fatemeh.K* , *saranaz* , *دختر توپولو* , *یک آسمون آبی* , . ماه بآنو . , ...rozhin , :) Helia (: , @ DINA @ , alikhademi , Altin ay , arezo* , arina17 , Arrosha , artii , ashk eshgh , atashe_del , atefeh_49 , AZAR-70 , Azin Khosravi , bahar73_m , barane khazan , dander1000atash , dark fairy , darya... , darya_75 , deragun , dokhte.banderi , down13 , faezeh khajeh , faezeh88 , faezeh97 , faghatdream , fariba_hed , fateme laleh , fatemehirooni , fathemeh , ghazal jooni , GISU KAMAND , hachekhaste , HamiD_lol , hana honey , hediyeh_b , honorable me , ili mah , ir2012 , joodi abot , khademre , ki@na , krystall , leila banoo , lili.sz75 , lisha , little emo girl , m0zhdeh , mah banoo , mahtab888871 , makhmal_66 , marjansh , mehrnoush_re , moazame , mohamad722 , moon shine , nafas_14 , NaNa 2000!!! , nasim j , nastaran86 , nbd1513 , neg neg , negar1373 , negin 20 , negin gold , Negin joon , niazruby , NiceNoice , ninja fairy , paiz , perrcy , rahha , RealIty , Reza , reza9000 , s.sh , sadaf.a , saghi.m , sahar97 , sahel_m , sanamjooje , sanso , sany2000 , saqi , sara-42 , sara.jooooooon , sara.R , sara1997 , SAZAK73 , SECoND*PLANeT , sedena , selda-A , sepideh1993 , setia22 , shadi 936 , shafagh falagh , sheyda-1990 , soda 70 , Somaeh_at , song-ster , sozana76 , takshakh2838 , traker , XXNightAngelXX , Y@Li-Jj , yegane34 , zahra16 , zainab1997 , Zarizar , zibahp , ~*tiyam*~ , ~@Cm~ , ~nas!m~ , ~Samaneh~ , ~sky angel~ , آذردخت , آمستريدا , اترون , الهام72 , الهه تنهایی , بی بی گل , تهران بانو , تینا بانو , حنانه 14 ساله , خیال غزل , خیر ندیده , دلارام20 , دنیلا , رزا12 , رها_hd , رژلب , زهرا رضایی , ساده .ش , ستاره76 , سوانا77 , سولماز جونی , شارمیتا , شرقي , شیرین و با نمکم , غزال66 , فرشا , لیلی لیلوون , مامیچکا , مرجان2211107 , مرجون , مریم-نازنین , معصومه بانو , مهرناز_71 , مژگان بانو , نسرین... , نسيا , نفس_20 , نم نم باران , نيلا... , همون برنج , هورسان , يكتا69 , پری دخترم , پسر خون آشام55 , کمند , ☜♥ya3aman☜♥ , 之ДĦЯд , 。 sIrVαT 。

  15. Top | #8

    تاریخ عضویت
    1391,06,20
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,458
    میانگین پست در روز
    2.14
    محل سکونت
    زیر آسمان کبود
    تشکر
    6,976
    سپاس شده 30,348 در 1,645 پست
    حالت من :
    Mehraboon

    پیش فرض

    5


    رفت . نادر هم رفت . من یه دختر تنها توی این شهر بزرگ ، احساس تنهایی می کردم . چون هیچ هم صحبتی نداشتم . هیچ کی از جنس خودم نبود تا باهاش درد و دل کنم . باید یه جوان خوش تیپ و با شعور رو پیدا می کردم و ازش یه جفت خوب می ساختم . یه دراکولای چیز فهم تا زبون منو بفهمه و باهام خوب تا کنه .اخلاق هامون به هم بخوره . تا تقی به توق خورد قهر نکنه . هی خونه مادرش نره و خودشو برای مامانش لوس کنه . به خاطر من مادر شوهر و خواهر شورامو کنفت کنه و حال شونو بگیره . هر وقت عصبانی شدم و دلم خواست با دستای خودم خفه اش کنم ، دم دستم باشه . منو درک کنه . هیچوقت به بهونه کار و گرفتاری تنهام نذاره . ازمن مثه یه دسته گل مراقبت کنه . عاشقم باشه . به حرفام گوش بده . چشم چرونی نکنه . فقط به من فکر کنه ، حتی توی خواب .یعنی همچین موجودی رو خدا خلق کرده ؟بعید می دونم به خدا . اگر هم خدا خلق نکرده ، خودم یه جوان خوش تیپ پیدا می کنم و تربیتش می کنم . ازش یه ادم می سازم ، یه ادم حرف شنو . توی هفتاد میلیون جمعیت کشورم ، فقط یه خون اشام تنها و بدبخت وجود داشت اونم من بودم . اگر تو خارج بودم ، کلی خون اشام بود ، برای خودشون جشن و مهمونی داشتند . شهر و فروشگاه داشتند . استخر و کافی شاپ و هزار جور کوفت و مرگ داشتند ،احترامشو ن به جا بود ، اما من چی ؟ هیج جا نداشتم . آدم تو جزایر ناشناخته آفریقا به دنیا بیاد بهتره تا تو تهرون ، والله به خدا ...
    ناگهان دستی روی سرم کشیده شد . روح پدرم را دیدم .روح مادرم پشت سرش بود . پدر در حالی که موهای لایت منو نوازش می کرد گفت :
    -غصه نخور ابگین من.تو هم به زودی به خارج و بین هم جنسات خواهی رفت. فقط انتقام مارو بگیر . اون عوضی هارو نابود کن .بعد برو
    یک دفعه دور و برم پر از روح شد . همه جوره . سفید . سیاه . به روح پدر گفتم :
    -من پیداشون نمی کنم . ده یازده ساله دارم می گردم .
    -پیداشون می کنی . صبر داشته باش . تا انتقام مارو نگرفتی ، به سرزمین دراکولاها نرو .
    مادر خوشگلم نالید :
    -انتقام منو بگیر . انتقام دایی جانت رو . اونارو نابود کن .نابود کن
    و بعد روح ها وارد تونلی سفید و ابر مانند شدند که تهش در اسمون و بی انتها بود ، مثل قیف اول تونله گشاد بود و اخرش هی باریک و باریک تر می شد. روح ها چرخش کنان غیبشون زد .ای تو روح تون ...صلوات . نزدیک بود زهره ترک بشم . وقت و بی وقت ، یهو جلو ادم ظاهر می شن و موهای ادم رو ناز می کنن .باید موهامو بشورم . روحی شده اند !
    همه روح ها که رفتند ، انرژی عجیبی در خود حس کردم . تا یک هفته این خون های تر و تازه به من انرژی می دادند و من سرحال و شنگول بودم . حالا باید خونه ای چیزی برای شب و استراحتم پیدا می کردم . اوارگی و بی خونه بودن هم بد دردیه . اما من راهش رو خوب بلد بودم . راه خوابیدن توی یه خونه گرم و نرم .
    تو کشورم ایرون تا دلت بخواد کشته مرده زنهای بی خانمان و دربدر داریم . یعنی همه این اتومبیل سوارهای تک سرنشین ، خدا خدا می کنن یه دختر تنهایی مثل من تک و تنها کنار جاده بایسته و دستشو بلند کنه ، همین جور خر و کره خره که از در و دیوار می باره . داشتم می رفتم اون طرف اتوبان که الاغی رو پیدا کنم کنارم ترمز کنه ، ناگهان اتومبیل پژو دویست و ششی ، وسط اتوبان ،جلو من ظاهر شد . با سرعت مرگباری داشت می اومد به سمتم . چطور اونو ندیده بودم . اگه بهم می خورد پودر می شدم . ای رانندگی شما جونای ایرونی زیر لاک ناخن هام . عینهو ادم هایی که سر بریده روح دنبالشون کرده ، با تمام سرعت می گازند ! معلوم نیست از چی با این همه سرعت فرار می کنند و اخرش می خوان کجا برن و چه کار بزرگی رو انجام بدن . یه لحظه خیلی ترسیدم . بعد به خود اومدم و تمام قدرت دراکولایی ام رو توی پاهام جمع کردم و پریدم روی سقف ماشین و ، اون طرف اتومبیل که ترمز وحشتناکی گرفته و غیژ غیز کنان در صد متری هیکل من توقف کرده بود ، ولو شدم . بوی لاستیک سوخته و اسفالت داغ ، پیچید تو بینی ام . دردهایی شدید در همه جام حس می کردم . اما ، فقط کمرم محکم به اسفالت خورده بود و صدمه دیگری ندیده بودم . می دونستم که چند دقیقه دیگه کمرم هم خودش رو ترمیم می کنه . این خصوصیت ما دراکولاهاست که هر زخمی برداریم خودش ترمیم میشه .
    جوانی خوش قد و بالا با هیکل ورزشی، سراسیمه اومد سمتم . زیر چشمی نگاهش کردم . چه قد رعنایی داشت . باید خودم رو به موش مردگی می زدم تا بیشتر بترسه، من کیف کنم !
    اشنایی من با اردین همین جوری شروع شد .
    ویرایش توسط * م .عباس زاده* : 1392,04,11 در ساعت ساعت : 12:08 بعد از ظهر

  16. 164 کاربر از پست * م .عباس زاده* تشکر کرده اند .

    #_@trisa@_# , "Coral" , *Atena* , *Fatemeh.K* , *saranaz* , *دختر توپولو* , *یک آسمون آبی* , . ماه بآنو . , ...rozhin , .ZeinaB. , :) Helia (: , @ DINA @ , alikhademi , Altin ay , arezo* , arina17 , Arrosha , artii , ashk eshgh , atashe_del , atefeh_49 , Atrisa banu , AZAR-70 , Azin Khosravi , barane khazan , dander1000atash , darya... , darya_75 , dokhte.banderi , down13 , faezeh khajeh , faezeh88 , faezeh97 , faghatdream , fariba_hed , fateme laleh , fatemehirooni , fathemeh , GISU KAMAND , hachekhaste , HamiD_lol , hana honey , hediyeh_b , honorable me , ili mah , ir2012 , joodi abot , khademre , ki@na , krystall , lili.sz75 , lisha , little emo girl , mah banoo , mahtab888871 , makhmal_66 , marjansh , mehrnoush_re , moazame , mohamad722 , moon shine , NaNa 2000!!! , nasim j , nastaran86 , nbd1513 , neg neg , negar1373 , negin 20 , negin gold , Negin joon , niazruby , NiceNoice , ninja fairy , paria_pari , peonyel , perrcy , rahha , RealIty , Reza , reza9000 , s.sh , sadaf.a , saghi.m , sahar97 , sanamjooje , sanso , sany2000 , saqi , sara-42 , sara.jooooooon , sara.R , sara1997 , SAZAK73 , SECoND*PLANeT , sedena , selda-A , sepideh1993 , Seta jojo , setia22 , shadi 936 , sheyda-1990 , soda 70 , Somaeh_at , song-ster , SONIA B , sozana76 , takshakh2838 , XXNightAngelXX , Y@Li-Jj , yegane34 , zahra16 , Zarizar , zibahp , ~@Cm~ , ~nas!m~ , ~Samaneh~ , ~sky angel~ , آذردخت , آمستريدا , اترون , الهه تنهایی , بی بی گل , تهران بانو , تینا بانو , حنانه 14 ساله , خیال غزل , خیر ندیده , دلارام20 , دنیلا , رزا12 , رها_hd , رژلب , زهرا رضایی , ساده .ش , ستاره76 , سوانا77 , سولماز جونی , شارمیتا , شیرین و با نمکم , غزال66 , فرشا , لیلی لیلوون , مامیچکا , مرجان2211107 , مرجون , مریم-نازنین , معصومه بانو , مهرناز_71 , مژگان بانو , نسيا , نفس_20 , نم نم باران , نيلا... , همون برنج , هورسان , يكتا69 , پری دخترم , پسر خون آشام55 , کریستال , کمند , کوچولو ی تنها , یواش , ☜♥ya3aman☜♥ , 之ДĦЯд , 。 sIrVαT 。

  17. Top | #9

    تاریخ عضویت
    1391,06,20
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,458
    میانگین پست در روز
    2.14
    محل سکونت
    زیر آسمان کبود
    تشکر
    6,976
    سپاس شده 30,348 در 1,645 پست
    حالت من :
    Mehraboon

    پیش فرض

    سلام به همه دوستان عزیز .خون آشام دوستان گرامی !! در یک شب پاییزی قشنگ ، همراه بودن با یک خون آشام ، اونم از نوع ایرونیش می چسبه ! پس پست امشب رو بخونین


    6




    اردین با عجله منو از روی زمین بلند کرد . اخ مامان داشتم مثه خر کیف می کردم . چه هیکل مردونه ای داشت . جوان باهوشی به نظر می رسید . می دونست موندن در اتوبان خطرناکه و هر لحظه ممکنه اتومبیلی با سرعت صد و سی چهل تا بیاد و هردو مونو له کنه . منو روی صندلی عقب خوابوند و مات شد تو صورت رنگ پریده من . یک پراید غیژ از بغل ما گذشت . یک اتوبوس ولوو در حال جلو اومدن بود و مرتب بوق می زد . آردین بیچاره دست و پاش رو گم کرده بود، نمی دونست به من برسه یا از وسط این اتوبان لعنتی در بره . گاو گیجه گرفته بود .
    اخرش به خود اومد ، تصمیم نهایی رو گرفت و در عقب رو بست . پشت فرمان نشست و حرکت کرد .یک لامبورگینی زرد قناری، ویژ از کنارمون رد شد . تو دلم گفتم :
    -شانس رو می بینی ، یه فراری ای ، پرادویی هم بهمون نخورد ،تا افتخار کنیم رفتیم زیر فراری .حالا لامبورگینی مدل دو هزار و دوازده پیش کش مون ...
    آردین سراسیمه توی شانه خاکی اتوبان پارک کرد و اومد سراغم . خیلی درهم بود . دست شو گذاشت رو سینه ام ، ببینه قلبم می زنه یا نه . تو دلم گفتم :
    ای جوانک بی ملاحظه سر به هوا ، حالا عدل باید بزنی به یه خانم محترم و داغونش کنی ؟
    سعی کردم نفس نکشم تا حالش رو خوب بگیرم . داشت به من شوک قلبی می داد با دو دست . ای تو روح پدرت صلوات . حیف که تازه پنج شش لیتر خون تازه نوش جون کرده بودم ، وگرنه می پریدم به اون گردن ات و حسابی ، دلی از عزا در می اوردم .
    نامرد بی همه چیز ، بعد هم با عجله و تند تند به من تنفس مصنوعی می داد . تو دلم گفتم :خاک تو سر بی شعورت کنم . خو یه زنگ بزن اورژانس . مگه تو دکتری .ناله ای جگر خراش از حلقومم بیرون دادم :
    -اخ سرم ،وای کمرم ،مامان جون ...
    آردین با خوشحالی گفت :
    -وای ...به هوش اومد . شکر خدا یه دوره هلال احمر رو گذرونده ام ، وگرنه تا اورژانسی ها بیان دختر مردم مرده بود .
    تو دلم گفتم : بی شعور ! اصلا تو غلط کردی دست به تن و بدن دختر نامحرم زدی ، جوان هم جونای قدیم یه محرم و نامحرمی ،حلال و حرومی سرشون می شد !بعد هم اگر مثه یه الاغ هی پاتو رو گاز فشار نمی دادی که من به این روز نمی افتادم . بعدش اگه یه خون آشام با عمر جاودانی نبودم که حالا تکه تکه شده بودم ، بعدش ، شما مردای نامرد ! منتظرین یه خانم رو در حالت تصادف و عجز ببینید و هی بهش کمک کنین ! خاک تو چشم همه تون . واقعا که سزاوار اونی هستین که با چنگال های تیزم تکه تکه تون کنم.بعد هم مثه بعضی آدم خورهای قرن بیست و یکم ، دل و روده هاتونو تمیز کنم . گوشت های بدنتون رو با دقت از استخوان جدا کنم ، کباب آدم –همان کباب بره !!-درست کنم و با فلفل و سبزی تازه به نیش بکشم .
    آردین با دستمال، تف های روی صورتش رو تمیز کرد . دیدم عجب خوش تیپه این پسره . چه قدی . صورتش رو سه تیغه کرده بود . چشمای قهوه ای تیره داشت و جذابیتش هر دختری رو در جا سنگ می کرد . به خودم فحش دادم چرا این قدر زود به هوش اومدم . خو . دوره هلال احمر دیده . طفلکی ، راست می گفت . تا اورژانسی ها با اون امبولانس های عهد بوق شون بیان من مرده بودم . این بود که پوفی کشیدم و دوباره از حال رفتم . آردین که در حال گرفتن شماره اورژانس بود ، با دیدن سرم که دوباره یک ور شده ،و زبون درازم که از لای لب هام زده بود بیرون ، گوشی شو پرت کرد رو زمین ....
    دوباره شروع کرد به تنفس مصنوعی دادن . منم مثه یابو کیف می کردم . دیدم جوان مردم به عرق افتاده و حالاست که کله پا بشه .دوباره یه عطسه پرملات توی چش و چارش پروندم و به هوش اومدم ...
    اردین از خوشحالی پر در اورد . داد زد :
    -وای ،نمرده . دوباره به هوش اومد
    تو دلم گفتم :
    -کفاصط ! ، یواش تر داد بزن . حالا هوش اومدم که چی ؟ انگار نیروی جاذبه زمین رو کشف کرده که داره مثه شترعربی کف کرده داد و هوار می کشه ...
    ویرایش توسط * م .عباس زاده* : 1392,04,11 در ساعت ساعت : 12:21 بعد از ظهر

  18. 163 کاربر از پست * م .عباس زاده* تشکر کرده اند .

    #_@trisa@_# , "Coral" , ***X*** , *Atena* , *Fatemeh.K* , *Mahdi* , *saranaz* , *دختر توپولو* , *یک آسمون آبی* , . ماه بآنو . , ...rozhin , .ZeinaB. , :) Helia (: , @ DINA @ , alikhademi , Altin ay , arezo* , ARIA GIRL , arina17 , Arrosha , artii , atashe_del , atefeh_49 , Atrisa banu , AZAR-70 , Azin Khosravi , bahar73_m , barane khazan , dander1000atash , dark fairy , darya... , darya_75 , dokhte.banderi , down13 , eglantine-m96 , et@yesh$ , faezeh khajeh , faezeh88 , fariba_hed , fateme laleh , fatemehirooni , fathemeh , ghazal jooni , GISU KAMAND , HamiD_lol , hana honey , hediyeh_b , honorable me , ili mah , joodi abot , khademre , ki@na , krystall , leila banoo , lili.sz75 , lisha , little emo girl , mahtab888871 , mehrnoush_re , melika200 , misan , moazame , mohamad722 , moon shine , NaNa 2000!!! , nasim j , nastaran86 , nbd1513 , neg neg , negar1373 , negin 20 , negin gold , Negin joon , niazruby , NiceNoice , ninja fairy , perrcy , rahha , RealIty , Reza , reza9000 , s.sh , sabina , sadaf.a , saghi.m , sahar97 , sahel_m , sanamjooje , sanso , sany2000 , sara-42 , sara.jooooooon , sara.R , sara1997 , SAZAK73 , SECoND*PLANeT , sedena , selda-A , sepideh1993 , Seta jojo , setia22 , shadi 936 , sheyda-1990 , soda 70 , Somaeh_at , song-ster , SONIA B , sozana76 , takshakh2838 , yegane34 , zahra16 , zainab1997 , Zarizar , zibahp , ~@Cm~ , ~nas!m~ , ~pantea~ , ~sky angel~ , آذردخت , آمستريدا , اترون , الهه تنهایی , بی بی گل , تهران بانو , حنانه 14 ساله , خیال غزل , خیر ندیده , دلارام20 , رزا12 , رها_hd , رژلب , زهرا رضایی , ساده .ش , ستاره76 , سوانا77 , سولماز جونی , شارمیتا , شیرین و با نمکم , غزال66 , فرشا , لیلی لیلوون , مامیچکا , مرجان2211107 , مرجون , مریم-نازنین , معصومه بانو , مهرناز_71 , مژگان بانو , نسرین... , نسيا , نفس_20 , نم نم باران , نيلا... , همون برنج , هورسان , يكتا69 , پری دخترم , پسر خون آشام55 , کمند , کوچولو ی تنها , یواش , ✖م♥ر✖ی♥م✖ , 之ДĦЯд , 。 sIrVαT 。

  19. Top | #10

    تاریخ عضویت
    1391,06,20
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,458
    میانگین پست در روز
    2.14
    محل سکونت
    زیر آسمان کبود
    تشکر
    6,976
    سپاس شده 30,348 در 1,645 پست
    حالت من :
    Mehraboon

    پیش فرض

    این هم از پست دوم امشب . شب خوبی داشته باشین . فقط مواظب دور و برتون باشین ...خون آشام ها همه جا هستند ، حتی ...توی محله شما !!!



    7




    چشمای قرمز خون اشامی و ملیح ام رو میخ کردم تو چشمای قهوه ای اون . مثل برق گرفته ها خشکش زد . می دونستم چشمای آتشین من با اون مژه های بلند ، چه طوری پسرهارو اتیش می زنه و مثل مار زنگی خوش خط و خال میخ شون می کنه .
    همین جور اردین مثه یه مجسمه خشکش زده بود و چشم تو چش من داشت .جاذبه «عاشق کنی » چشم خون اشام ها صد برابر دخترهای عادیه . فکر کنم هورمون اکسی توسین خونش از صد درصد هم زده بود بالا . زیر لب گفتم :
    -یا حضرت خضر نبی ،حالاست که درجا سکته کنه !
    پلک هامو به هم زدم تا جوان بیچاره از اون حالت خشک شدگی بیاد بیرون . اروم بلند شدم نشستم . غر زدم :
    -بچه قرتی زپرتی ، تا یه ماشین قراضه انداختی زیر پات ، حالا باید هی گازشو بگیری و مثه بز اخفش سرتو بندازی پایین ، نمی گی یه دختر خانم با شخصیت هوس کنه از وسط اتوبان رد بشه
    آردین اب دهانشو قورت داد و گفت :
    -شما سالمین ...شکر خدا ...هرچی بگین حقمه . اصلا فحشم بدین ، بزنین تو سرم . فقط دیگه از حال نرین .
    خاک تو سر احمق دختر ذلیل ات کنم . آخه نمی گی یه دختر خانم اگه با شخصیت باشه ، این موقع شب نباید از وسط اتوبان رد بشه ، اتوبان هم جای عبور و مرور عابر پیاده است ؟ شلغم جون . برای به دست اوردن دل من حالا هی قانون شکنی رو رواج بده ، هی بگو از اتوبان رد شو .
    به زور لبخند آردین کشی زدم و گفتم :
    -تموم بدنمو له کردین . فک کنم جای قلب و شش ام عوض شده ، روده هام رفته تو کاسه سرم و مغزم اومده تو شکمم ، با سرعت صد و سی چهل کیلومتر رفتی تو شکم نازک و لطیف ام ،حالا می خوای سالم هم باشم ؟
    -همین الان زنگ می زنم اورژانس ، یه چک اپ کامل ازتون می کنن . خرج و مخارج بیمارستانتون هم با من ،راضی شدین ؟
    -پ ن پ زدی کل بدنمو ناقص کردی ، تا دارایی و بخشندگی تو نشونم بدی و منو کشته مرده خودت کنی ؟ اینا که وظیفه ته .یه چیزی بگو بهش بیارزه !
    -چکار کنم ؟ شما هر کار بخواین می کنم
    تو دلم گفتم ، بذار یه هفته بگذره ،دوباره گرسنه ام بشه ، من اون خون قرمز خوشمزه و اکسی توسین دارتو بمکم . از شربت آلبالو هم خوشمزه تره !
    خودم رو جم و جور کردم . یارو داشت با چشماش منو می خورد . گفتم :
    -هیچ کاری نمی خواد بکنی . فقط منو تا شهر برسون . ممنون می شم .
    -یعنی ،حالتون خوبه ؟ من که باور نمی کنم .
    -فعلا که از تو بهترم .
    -خاطرم جم باشه ؟ اون ضربه شدید بوده ها !
    جیغ کشیدم :
    -خودم می دونم. از بس سوال کردی و حال مو پرسیدی ،حوصله ام سر رفت . مگه کور بودی ، من پرت شدم رو سقف . اتومبیل شما تو شکمم نخورده که .یه خرده کمرم کوبیده شده ،اونم خوب میشه .
    -می خوای کمرتونو وارسی کنم ، ببینم خون ریزی چیزی نداشته باشه ، کبود نشده باشه ، خدای نکرده
    -شوما غلط بکنی به کمر دختر نامحرم نگاه کنی ، مگه دکتری ؟تازشم تا دکتر خانم نباشه ،محاله بذارم کمرم و معاینه کنه ...مگه شهر هرته ؟
    -منظوری نداشتم ، فقط نگران تون بودم ...
    -نترس طوریم نشده . ما دخترا مثه شما پسرا مافنگی نیستیم که تا دماغ مون رو بگیرن جون مون در بره ، هفت تا جون داریم .راه بیفت .
    یارو پسره مات و مبهوت پشت رل نشست . منم اومدم صندلی جلو ، کنار دستش . اخه من ماشین سواری خیلی دوست دارم . حرکت که کرد گفتم :
    -من عاشق پژو دویست و ششم . شما هم اینو دوست دارین ؟
    -من ، آره . منم عاشق پژو دویست و ششم ، عین شما .
    تو دلم گفتم : ای بمیری ، تا یه دختر خوش بر و رو دیدی ، حالا هرچی بگه تو هم فوری تایید می کنی ، آی الاغین شما پسرها . بعد برای این که مطمئن بشم گفتم :
    -من خر هم خیلی دوست دارم ، عاشق خر سواری ام
    آردین هم فوری گفت :
    -اتفاقا منم عاشق خرهام . اصلن از بچگی با خر بزرگ شده ام . ما تو دهات بودیم اولش . پدر بزرگم کوچ کرد اومد تو تهرون . بعدش تو تهرون پول پارو کردیم ،من شدم صاحب یه کارخونه اتومبیل سازی ،از پرورش خر رسیدیم به ...
    ویرایش توسط * م .عباس زاده* : 1392,04,11 در ساعت ساعت : 12:34 بعد از ظهر

  20. 168 کاربر از پست * م .عباس زاده* تشکر کرده اند .

    #_@trisa@_# , "Coral" , ***X*** , *Atena* , *Fatemeh.K* , *saranaz* , *دختر توپولو* , . ماه بآنو . , ...rozhin , .ZeinaB. , :) Helia (: , @ DINA @ , alikhademi , Altin ay , Anolin , arezo* , arezoo184 , ARIA GIRL , arina17 , artii , atashe_del , atefeh_49 , Atrisa banu , AZAR-70 , Azin Khosravi , bahar73_m , barane khazan , dander1000atash , dark fairy , darya... , darya_75 , dokhte.banderi , down13 , eglantine-m96 , et@yesh$ , faezeh97 , faghatdream , fariba_hed , fateme laleh , Fateme Z , fatemehirooni , fathemeh , ghazal jooni , GISU KAMAND , HamiD_lol , hana honey , hediyeh_b , honorable me , ili mah , ir2012 , joodi abot , khademre , ki@na , krystall , lili.sz75 , lisha , mahtab888871 , masin , mehdy10 , mehrnoush_re , Melani79 , melika200 , misan , moazame , mohamad722 , moon shine , NaNa 2000!!! , nasim j , nastaran86 , NATALIA 1 , nbd1513 , neg neg , negar1373 , negin 20 , negin gold , Negin joon , niazruby , NiceNoice , ninja fairy , peonyel , perrcy , rahha , RealIty , Reza , reza9000 , rozak_95 , s.sh , sabina , saghi.m , sahar97 , sahel_m , sanamjooje , sanso , sara-42 , sara.jooooooon , sara.R , sara1997 , SAZAK73 , SECoND*PLANeT , sedena , selda-A , Seta jojo , setia22 , shadi 936 , shafagh falagh , soda 70 , Somaeh_at , song-ster , SONIA B , sozana76 , takshakh2838 , XXNightAngelXX , yegane34 , zahra16 , zainab1997 , Zarizar , zibahp , ~@Cm~ , ~nas!m~ , ~Samaneh~ , آذردخت , آمستريدا , اترون , الهه تنهایی , بی بی گل , تهران بانو , تینا بانو , حنانه 14 ساله , خیال غزل , خیر ندیده , دلارام20 , رزا12 , رژلب , زهرا رضایی , ساده .ش , ستاره76 , سوانا77 , سولماز جونی , شادی* , شارمیتا , شرقي , شیرین و با نمکم , عاشق ليلي , غزال66 , لیلی لیلوون , مامیچکا , مرجان2211107 , مرجون , مریم-نازنین , معصومه بانو , مهرناز_71 , مژگان بانو , نسرین... , نسيا , نفس_20 , نم نم باران , نيلا... , همون برنج , هورسان , پری دخترم , پسر خون آشام55 , کمند , کوچولو ی تنها , یهدی , یواش , ღ♥Mary★Joon♥ღ , ☜♥ya3aman☜♥ , 之ДĦЯд , 。 sIrVαT 。

صفحه 1 از 16 1234511 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. رمان بازگشت خون آشام | محمدرضا عباس زاده کاربر انجمن
    توسط * م .عباس زاده* در انجمن تایپ رمان
    پاسخ ها: 70
    آخرين نوشته: 1393,05,02, ساعت : 12:00 بعد از ظهر
  2. معرفی و نقد رمان خون آشام ایرونی | محمدرضا عباس زاده کاربر انجمن
    توسط * م .عباس زاده* در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 443
    آخرين نوشته: 1393,05,01, ساعت : 03:49 بعد از ظهر
  3. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 1392,12,09, ساعت : 11:57 قبل از ظهر
  4. دانلود رمان خون آشام ایرونی | محمدرضا عباس زاده کاربر انجمن
    توسط pegah.a در انجمن رمان نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 1392,05,18, ساعت : 11:44 بعد از ظهر

نمایش کاربران بازدید کننده از موضوع : 550

You do not have permission to view the list of names.

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •