ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
آرامَم | paliz-sm کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
http://fidibo.com/

lull.ir



نودهشتیا
فید آر اس اس

نظرسنجی: کدوم شخصیت کتاب رو بیشتر می پسندید؟

این یک نظرسنجی عمومی است . کاربران دیگر می توانند انتخاب شما را شماهده کنند

صفحه 1 از 16 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 152
  1. Top | #1

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    633
    میانگین پست در روز
    0.76
    محل سکونت
    کتاب فروشی
    تشکر از کاربر
    4,108
    تشکر شده 40,525 در 637 پست
    حالت من
    Bitafavot
    اندازه فونت

    پیش فرض آرامَم | paliz-sm کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب

    به نام خدایی که با یادش آرامَم

    رمان آرامَم | paliz-sm کاربر انجمن



    سلام به همه ......

    همه ی اونایی که رمان من رو می خوان بخونن و بهم کمک کنن
    راستش زیاد نمی خوام چیزی بگم ....
    آخه از قدیما گفتن از هر چه بگذریم سخن دوست خوش تر است
    به خاطر همینم من می رم سراغ رمان .......
    داستان شاید تکراری باشه شاید هم نه .... ولی من خواستم احساسات آدما رو اونجوری که خودم فکر می کنم نشون بدم ..... به خاطر همین به نظرم تکراری نیست .... ولی خب هر چی باشه هیچ کی نمیگه ماست من .... آره دیگه
    داستان از زبان اول شخصه ( یه جاهایی از زبان پسر داستان یه جاهایی هم از زبان دختر داستان)
    داستان هم اجتماعی و عاشقانه ست
    اینم یه خلاصه از داستانه:
    فرهود به خاطر نامزد کردن عشقش ناراحته و می خواد به دنیا ، عشقش ، ثابت کنه که اصلا عین خیالش هم نیست.... به خاطر همین درخواست مادرش رو برای خواستگاری می پذیره .... براش مهم نیست که مادرش چه کسی رو براش در نظر گرفته ..... ولی وقتی توی مراسم خواستگاری حاضر میشه .... کسی رو می بینه که اصلا انتظارش رو نداشته ................
    آرامَم
    به قلم پالیز.م

    مقدمه:
    «ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان جا ن به غم هایش سپردم ، نیست آرامَم هنوز» "حضرت حافظ"
    *******************
    وقتی که بود نمی دیدم
    وقتی که می خواند نمی شنیدم
    وقتی دیدم که نبود
    وقتی شنیدم که نخواند
    چه غم انگیز است وقتی چشمه ای سرد و زلال
    در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد
    تو تشنه ی آتش باشی و نه تشنه ی آب
    و چشمه که خشکید از آن آتش که تو تشنه ی آن بودی
    بخار شد و به هوا رفت
    و آتش زمین را تاخت و در خود گداخت
    و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید
    تو تشنه ی آب گردی و نه تشنه ی آتش
    و عمری گداختن از غم نبودن کسی است که تا بود از غم نبودن تو می گداخت .......
    " دکتر علی شریعتی"


    نگاهم به دستای شماست ...... محرومم نکنید از لطفتون




    چشمات همون کاری رو با من کرد
    که آهنگ سعید شایسته با اون تا دختر


    توصیه می کنم : قتل کیارش
    کامل شده : رمان هیس !!!
    در حال تایپ : تقویم را بستم !

  2. 9 کاربر از پست paliz-sm تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    مدیر بخش کتاب


    تاریخ عضویت
    مرداد 1388
    نوشته ها
    5,186
    میانگین پست در روز
    2.68
    محل سکونت
    زیر سقف آسمان
    تشکر از کاربر
    65,446
    تشکر شده 90,310 در 9,737 پست
    حالت من
    Deltang
    اندازه فونت

    پیش فرض

    تاپیکتون تا گذاشتن حداقل ۵ تا ۶ پست از کتاب بسته میشه. بعد از اون به من پیام بدید تا بازش کنم
    رفتنت را باور ندارم هنوز
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



    قابل توجه نویسندگان و خوانندگان عزیز
    !!قانون جدید بخش کتاب در مورد پاداش نقدی!!


    مسائل مربوط به قرار گرفتن کتاب برای دانلود در صفحه اصلی سایت
    مهمترین نکات ویرایشی | مخصوص نویسندگان و ویراستاران انجمن

    قوانین بخش نقـد کتابهای نویسندگان انجمن!

    نحـوه ی قـرار دادن کتـاب در سایت!

    اطلاعیه و قوانین بخش کتاب !

  4. 3 کاربر از پست patrin تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1391
    نوشته ها
    580
    میانگین پست در روز
    0.62
    محل سکونت
    تو رویاها
    تشکر از کاربر
    17,680
    تشکر شده 2,659 در 579 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام.
    نمیشه که ارام با شال و حجاب وسط جمعیت تانگو برقصه..
    این جا شکستن قلب آدم ها پیگرد قانونی دارد

  6. 2 کاربر از پست فانتین تشکر کرده اند .


  7. Top | #4

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    633
    میانگین پست در روز
    0.76
    محل سکونت
    کتاب فروشی
    تشکر از کاربر
    4,108
    تشکر شده 40,525 در 637 پست
    حالت من
    Bitafavot
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط فانتین نمایش پست ها
    سلام.
    نمیشه که ارام با شال و حجاب وسط جمعیت تانگو برقصه..
    ایتم یه حرفیه خب
    ولی من خودم توش مشکلی نمی بینم
    یعنی به نظرم مشکلی نداره یه دختر محجبه توی یه خانواده که تقریبا آزادن با شوورش برقصه
    مرسی از نظرت
    خوشحالم کردی

  8. 3 کاربر از پست paliz-sm تشکر کرده اند .


  9. Top | #5

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    3,188
    میانگین پست در روز
    2.79
    محل سکونت
    نمی دونم کجا...
    تشکر از کاربر
    19,920
    تشکر شده 7,743 در 2,640 پست
    حالت من
    Ghamgin
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام رمانت رو امروز خوندم.تا اینجا عالیه و اینکه کلی دلم برای آرام سوخت گناه داره،کاشکی فرهود زودتر به حسش به آرام پی ببره و کمار اذیتش کنه.
    موفق باشی.

  10. 3 کاربر از پست saba1324 تشکر کرده اند .


  11. Top | #6

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    633
    میانگین پست در روز
    0.76
    محل سکونت
    کتاب فروشی
    تشکر از کاربر
    4,108
    تشکر شده 40,525 در 637 پست
    حالت من
    Bitafavot
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط saba1324 نمایش پست ها
    سلام رمانت رو امروز خوندم.تا اینجا عالیه و اینکه کلی دلم برای آرام سوخت گناه داره،کاشکی فرهود زودتر به حسش به آرام پی ببره و کمار اذیتش کنه.
    موفق باشی.

    مرسی صبا جون
    خوشحالم کردی نظر دادی .....
    کلی هم بهم انرژی دادی ....
    من خودم هم خیلی دلم برای آرام می سوزه
    با اینکه خودم شخصیت آرام و فرهود رو نوشتم ولی اگه من بودم فرهود رو خفه می کردم
    یه کوچولو دیه صبر کن
    حله گلم

  12. 3 کاربر از پست paliz-sm تشکر کرده اند .


  13. Top | #7

    کاربر فعال معرفی و نقد کتاب


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1388
    نوشته ها
    3,597
    میانگین پست در روز
    1.77
    محل سکونت
    Toronto
    تشکر از کاربر
    53,140
    تشکر شده 25,690 در 3,516 پست
    حالت من
    LEH
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام . تا اینجا که قشنگه . قلمت روونه و به دل میشینه . برخوردای آرام هم جالبه. برات آرزوی موفقیت میکنم. منتظره ادامه داستان

  14. 2 کاربر از پست soheilam تشکر کرده اند .


  15. Top | #8

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    633
    میانگین پست در روز
    0.76
    محل سکونت
    کتاب فروشی
    تشکر از کاربر
    4,108
    تشکر شده 40,525 در 637 پست
    حالت من
    Bitafavot
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط smahmodi نمایش پست ها
    سلام . تا اینجا که قشنگه . قلمت روونه و به دل میشینه . برخوردای آرام هم جالبه. برات آرزوی موفقیت میکنم. منتظره ادامه داستان
    ممنون از نظرت
    خوشحالم که از قلمم خوشت اومده
    امیدوارم از این به بعد هم خوب باشه البته با کمک ها و نقد های شما دوستانم

  16. کاربر زیر از پست paliz-sm تشکر کرده است .


  17. Top | #9

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    خرداد 1391
    نوشته ها
    2,386
    میانگین پست در روز
    2.61
    محل سکونت
    یه خونه توی تهران
    تشکر از کاربر
    50,476
    تشکر شده 13,489 در 2,891 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام و خسته نباشید خدمت شما دوست عزیزمن رمانتو تا اینجا خوندم روون و قشنگ مینویسی از آرام بخاطر قوی بودنش خوشم اومد دختر با اراده و فهیمیه فرهود بلاخره ب خودش میاد و ب خواست شما دوست عزیز عاشقِ آرام میشه و اون م مالکیت رو ب زبون میاره و مارو خوشنود میکنه وای من چه با هوشم

  18. کاربر زیر از پست nasrin44 تشکر کرده است .


  19. Top | #10

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    633
    میانگین پست در روز
    0.76
    محل سکونت
    کتاب فروشی
    تشکر از کاربر
    4,108
    تشکر شده 40,525 در 637 پست
    حالت من
    Bitafavot
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط nasrin44 نمایش پست ها
    سلام و خسته نباشید خدمت شما دوست عزیزمن رمانتو تا اینجا خوندم روون و قشنگ مینویسی از آرام بخاطر قوی بودنش خوشم اومد دختر با اراده و فهیمیه فرهود بلاخره ب خودش میاد و ب خواست شما دوست عزیز عاشقِ آرام میشه و اون م مالکیت رو ب زبون میاره و مارو خوشنود میکنه وای من چه با هوشم
    مرسی به خاطر نظر ....
    و اینکه داستان رو می خونید و دنبال می کنی
    آرام هم این مدلیه دیگه
    تبریک به خاطر هوشت..... فکر کنم زدی روی دست انیشتین
    شوخی کردما نارحت نشی یه بار


  20. 2 کاربر از پست paliz-sm تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 16 1234511 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. قدم قدم تا سیاهی|داستان کوتاه /paliz-sm کاربر انجمن
    توسط paliz-sm در انجمن داستان های کوتاه کاربران سایت
    پاسخ ها: 6
    آخرین نوشته: 1392,04,28, ساعت : 16:15
  2. رمان آرامَم | paliz-sm کاربر انجمن
    توسط paliz-sm در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 157
    آخرین نوشته: 1391,09,01, ساعت : 23:13

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •