بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 تبلیغات 

عجیب تو جیب
نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: کدوم شخصیت کتاب رو بیشتر می پسندید؟
آرام 29 72.50%
فرهود 11 27.50%
مهرزاد 6 15.00%
تارا 3 7.50%
دنیا 0 0%
نظرسنجی با انتخاب چندگانه رأی دهندگان: 40. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۷ آبان ۱۳۹۱, ۰۹:۵۸ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
paliz-sm آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +9 امتیاز     
پیش فرض آرامَم | paliz-sm کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب

به نام خدایی که با یادش آرامَم

آرامَم | paliz-sm کاربر انجمن



سلام به همه ......

همه ی اونایی که رمان من رو می خوان بخونن و بهم کمک کنن
راستش زیاد نمی خوام چیزی بگم ....
آخه از قدیما گفتن از هر چه بگذریم سخن دوست خوش تر است
به خاطر همینم من می رم سراغ رمان .......
داستان شاید تکراری باشه شاید هم نه .... ولی من خواستم احساسات آدما رو اونجوری که خودم فکر می کنم نشون بدم ..... به خاطر همین به نظرم تکراری نیست .... ولی خب هر چی باشه هیچ کی نمیگه ماست من .... آره دیگه
داستان از زبان اول شخصه ( یه جاهایی از زبان پسر داستان یه جاهایی هم از زبان دختر داستان)
داستان هم اجتماعی و عاشقانه ست
اینم یه خلاصه از داستانه:
فرهود به خاطر نامزد کردن عشقش ناراحته و می خواد به دنیا ، عشقش ، ثابت کنه که اصلا عین خیالش هم نیست.... به خاطر همین درخواست مادرش رو برای خواستگاری می پذیره .... براش مهم نیست که مادرش چه کسی رو براش در نظر گرفته ..... ولی وقتی توی مراسم خواستگاری حاضر میشه .... کسی رو می بینه که اصلا انتظارش رو نداشته ................
آرامَم
به قلم پالیز.م

مقدمه:
«ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان جا ن به غم هایش سپردم ، نیست آرامَم هنوز» "حضرت حافظ"
*******************
وقتی که بود نمی دیدم
وقتی که می خواند نمی شنیدم
وقتی دیدم که نبود
وقتی شنیدم که نخواند
چه غم انگیز است وقتی چشمه ای سرد و زلال
در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد
تو تشنه ی آتش باشی و نه تشنه ی آب
و چشمه که خشکید از آن آتش که تو تشنه ی آن بودی
بخار شد و به هوا رفت
و آتش زمین را تاخت و در خود گداخت
و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید
تو تشنه ی آب گردی و نه تشنه ی آتش
و عمری گداختن از غم نبودن کسی است که تا بود از غم نبودن تو می گداخت .......
" دکتر علی شریعتی"


نگاهم به دستای شماست ...... محرومم نکنید از لطفتون
paliz-sm آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :

تبلیغات

64 محصول اسپیکر

قدیمی ۷ آبان ۱۳۹۱, ۱۱:۰۷ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
مدیر بخش کتاب
 
patrin آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

تاپیکتون تا گذاشتن حداقل ۵ تا ۶ پست از کتاب بسته میشه. بعد از اون به من پیام بدید تا بازش کنم



رفتنت را باور ندارم هنوز
 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

اطلاعیه جدید بخش کتاب مخصوص نویسنده ها و خواننده های عزیز!
اطلاعیه مهم مربوط به انتشار کتب در صفحه اصلی سایت!
قوانین بخش نقـد کتابهای نویسندگان انجمن!
نحـوه ی قـرار دادن کتـاب در سایت!
اطلاعیه های بخش کتاب !
patrin آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۱ آبان ۱۳۹۱, ۱۰:۳۶ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
فانتین آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

سلام.
نمیشه که ارام با شال و حجاب وسط جمعیت تانگو برقصه..



این جا شکستن قلب آدم ها پیگرد قانونی دارد
فانتین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۱ آبان ۱۳۹۱, ۱۱:۴۳ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
paliz-sm آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط فانتین نمایش پست ها
سلام.
نمیشه که ارام با شال و حجاب وسط جمعیت تانگو برقصه..
ایتم یه حرفیه خب
ولی من خودم توش مشکلی نمی بینم
یعنی به نظرم مشکلی نداره یه دختر محجبه توی یه خانواده که تقریبا آزادن با شوورش برقصه
مرسی از نظرت
خوشحالم کردی
paliz-sm آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۶ آبان ۱۳۹۱, ۰۴:۵۰ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
saba1324 آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

سلام رمانت رو امروز خوندم.تا اینجا عالیه و اینکه کلی دلم برای آرام سوخت گناه داره،کاشکی فرهود زودتر به حسش به آرام پی ببره و کمار اذیتش کنه.
موفق باشی.
saba1324 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۶ آبان ۱۳۹۱, ۰۵:۰۴ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
paliz-sm آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط saba1324 نمایش پست ها
سلام رمانت رو امروز خوندم.تا اینجا عالیه و اینکه کلی دلم برای آرام سوخت گناه داره،کاشکی فرهود زودتر به حسش به آرام پی ببره و کمار اذیتش کنه.
موفق باشی.

مرسی صبا جون
خوشحالم کردی نظر دادی .....
کلی هم بهم انرژی دادی ....
من خودم هم خیلی دلم برای آرام می سوزه
با اینکه خودم شخصیت آرام و فرهود رو نوشتم ولی اگه من بودم فرهود رو خفه می کردم
یه کوچولو دیه صبر کن
حله گلم
paliz-sm آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۶ آبان ۱۳۹۱, ۰۸:۲۹ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
soheilam آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام . تا اینجا که قشنگه . قلمت روونه و به دل میشینه . برخوردای آرام هم جالبه. برات آرزوی موفقیت میکنم. منتظره ادامه داستان
soheilam آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۶ آبان ۱۳۹۱, ۰۸:۴۲ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
paliz-sm آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط smahmodi نمایش پست ها
سلام . تا اینجا که قشنگه . قلمت روونه و به دل میشینه . برخوردای آرام هم جالبه. برات آرزوی موفقیت میکنم. منتظره ادامه داستان
ممنون از نظرت
خوشحالم که از قلمم خوشت اومده
امیدوارم از این به بعد هم خوب باشه البته با کمک ها و نقد های شما دوستانم
paliz-sm آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۷ آبان ۱۳۹۱, ۰۲:۴۶ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
nasrin44 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام و خسته نباشید خدمت شما دوست عزیزمن رمانتو تا اینجا خوندم روون و قشنگ مینویسی از آرام بخاطر قوی بودنش خوشم اومد دختر با اراده و فهیمیه فرهود بلاخره ب خودش میاد و ب خواست شما دوست عزیز عاشقِ آرام میشه و اون م مالکیت رو ب زبون میاره و مارو خوشنود میکنه وای من چه با هوشم
nasrin44 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۷ آبان ۱۳۹۱, ۰۳:۰۴ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
paliz-sm آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط nasrin44 نمایش پست ها
سلام و خسته نباشید خدمت شما دوست عزیزمن رمانتو تا اینجا خوندم روون و قشنگ مینویسی از آرام بخاطر قوی بودنش خوشم اومد دختر با اراده و فهیمیه فرهود بلاخره ب خودش میاد و ب خواست شما دوست عزیز عاشقِ آرام میشه و اون م مالکیت رو ب زبون میاره و مارو خوشنود میکنه وای من چه با هوشم
مرسی به خاطر نظر ....
و اینکه داستان رو می خونید و دنبال می کنی
آرام هم این مدلیه دیگه
تبریک به خاطر هوشت..... فکر کنم زدی روی دست انیشتین
شوخی کردما نارحت نشی یه بار
paliz-sm آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
نی نی های جلف | آیه* کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب آیه* نوشته کاربران سایت 58 ۲۹ فروردين ۱۳۹۲ ۱۰:۴۹ قبل از ظهر
آرامَم | paliz-sm کاربر انجمن paliz-sm کتابهای کامل شده نوشته کاربران 157 ۱ آذر ۱۳۹۱ ۱۱:۱۳ بعد از ظهر
قدم قدم تا سیاهی|داستان کوتاه /paliz-sm کاربر انجمن paliz-sm داستان های کوتاه کاربران سایت 2 ۱۸ شهريور ۱۳۹۱ ۱۲:۱۳ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۷:۰۸ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2013, Jelsoft Enterprises Ltd.

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب رایگان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا