بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۴ آبان ۱۳۹۱, ۱۱:۱۳ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
فاطیما8 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +25 امتیاز     
پیش فرض معرفی و نقد رمان به نجابت مهتاب | moon shine+ فاطیما8 کاربران انجمن

نام رمان:به نجابت مهتاب





نویسندگان: moone shine...فاطیما8

ژانر: اجتماعی، عاشقانه

خلاصه داستان:

من زنم...
باید باکره باشی،باید پاک باشی
برای آسایش خاطر مردانی که پیش از تو پرده ها دریده اند!
چرایش را نمیدانی فقط میدانی قانون است
سنت است ، دین است
قانون و سنت را میدانی مردان ساخته اند
اما در خلوت می اندیشی به مرد بودن خدا
و گاهی فکر می کنی
شاید خدا را نیز مردان ساخته اند...



لینک داستان:رمان به نجابت مهتاب | moon shine+ فاطیما8 کاربران انجمن
نکته:پستهایی که مبنی بر گذاشتن ادامه کتاب ، زود باش ، دیر باش ، کمه زیاده و .... به بخش نقد مربوط نمیشه
از این پس این گونه پستها پاک میشند و در صورت تکرار اخطار می گیرند و تاپیک بسته میشه پس خواهشا رعایت کنید.

منتظر نقدهای سازنده شما برای بهتر شدن کتاب و مضاعف شدن انرژی ما هستیم.



چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری
“از سادگی نیست”
شاید اینقدر ارزش ندارن که روی افکار وگفته هاشون حساس باشی !!!
.

ویرایش توسط فاطیما8 : ۹ آذر ۱۳۹۱ در ساعت ۱۲:۱۱ قبل از ظهر
فاطیما8 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۵ آبان ۱۳۹۱, ۱۲:۱۹ قبل از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
nasrin44 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +7 امتیاز     
پیش فرض

سلام تبریک ب خاطر رمان جدیدتون یه سؤال این حاجی اگه زنش اجاق کوره پس چرا پسرش ازش فراریه؟؟؟؟؟؟
nasrin44 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۵ آبان ۱۳۹۱, ۱۲:۳۳ قبل از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
tt.raha آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +6 امتیاز     
پیش فرض

سلللللللللللللللللللللللل م و درووووووووووووووود آقا من خودمو کشتم بالاخره این تایپیک نقد راه افتاد
ما الان بسی خوشحالیم
رمان جدید تبریک!!
تو روخدا حرصمون ندین فقط بگین امروز میذارم بشه هفته بعدها من شخصن این ماه روانم تعطیل افسرده میشم
خووووووووووووووووو می خوام نقد کنم!
ما عاشق نقدیم کلن!
نقل قول:
خـــــواهـــرت؟...همونی که یه خونه خالی گرفته دور از شماها معلوم نیست داره چه غلطی میکنه؟همونی که هزار تا حرف پشت سرشه؟
ایشون خودشون تو پارک با جی افشون لب لوچ راه میندازن بعد به کسی که نمیشناسنش تهمت میزنن؟تازه پسره حاجی هم هستن چه شود.....
نقل قول:
(الانه که رو پاشنهءپا بلند بشه وگونه ام رو ببوسه تا از دلم در بیاره( ..
ایشششششششششششششششش مردک پرووووووووووووووو
بدم اومد اوله کاری ازش
نقل قول:
..بچه بود..نمیدونستم به درد زندگی با من میخوره یانه؟یه روز دوسش داشتم یه روزدیگه گنگ بودم..
به نظرم خود تارکان بچه اس که یه روز دوسش داره یه روز نداره
نقل قول:
...ولش کن فعلا که بدون هیچ تعهدی خوش بودیم....
اینم از مردای این دوره زمونه که سر ما زنارو چطوری گرم میکننو میگن ولــــــــــــــــش کن!
این حاج آقاهه فامیلیش چی بود؟
نوشته بودین من دقت نکردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حالم ازش بهم خورد کم نیستن از این آقا بسم اللهی ها!
نقل قول:
دختره هم مثل خنگا فکر کرد و انگارکه داره مسئلهءفیثاغورس حل میکنه گفت:
-اوهوم خودشه دیگه ..اپل میشه سیب به فارسی.
کلن دختره زحمت کشیدها!
به شخصه تو یونیمون دیدم از این مدل آدما نمیدونم چطوری قبول میشن
نقل قول:
_ببخشید اقا صورتیشو میارین؟
یاده خودم افتادم
اسمشون خیلی باحاله تاحالا به جز آلما و ترکان بقیه رو نشنیده بودم بازم دستت جفتتون درد نکنه



در میانِ روزها از "روزِ دوم" بدم میآید.
روز دوم بیرحمترین روز است | با هیچکس شوخی ندارد.
در روزِ دوم همهچیز منطقیست | حقایق آشکار است و به هیچ وجه نمیتوان سرِ خود را شیره مالید.
مثلاً روزِ اولِ مهر همیشه روزِ خوبی بود | آغازِ مدرسه بود و خوشحال بودیم | اما امان از روزِ دوم | روزِ دوم تازه میفهمیدیم که تابستان تمام شده است.یا مثلاً روزِ دومِ بازگشت از سفر | روزِ اول خستگی در میکنیم | حمام میکنیم | اما روزِ دوم تازه میفهمیم که سفر تمام شده است |طبیعت و بگو بخند با دوستان و عشق و حال تمام شده است.و اما جدایی | روزِ اول شوکهایم و شاید حتی خوشحال باشیم که زندگیِ جدیدی در راه است | تیریپ مجردی و عشق و حال ور میداریم | اما دریغ از روزِ دوم |باید روزِ دوم را خوابید | باید روزِ دوم را خورد | باید روزِ دوم را مُرد.ش

ویرایش توسط tt.raha : ۵ آبان ۱۳۹۱ در ساعت ۱۲:۴۳ قبل از ظهر
tt.raha آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۵ آبان ۱۳۹۱, ۱۲:۵۴ قبل از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
ziZi @ M آواتار ها
 
ziZi @ M به  ICQ ارسال پیام ziZi @ M به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض

سلام سلــــــــــــــــام به نویسنده های گله گلــــــــــاب

هنوز که اول داستان و چیز زیادی معلوم نیس ولی...اسم داستان جذابه!! مهتاب اسم شخصه خاصیه یا منظور ... ؟؟
مقدمه رو عالی انتخاب کردین... ینی اصولا من مقدمه ها رو با دقت نمیخونم!! ولی این یکی از خط اولش جذاب بود...هدف رمان توش مشخص شد البته امیدوارم اونطوری که میخواین رمانتون رو پیش ببرید...

شروع داستانم... ابتکار جالبی بود ینی کاملا با مقدمه جور بود...

راستی یه چیزی دیگ بگم؟؟ دلخور نشیناااا تا اینجا از هیچکدوم از شخصیت ها خوشم نیومده...
مرسی که مینویسین



از این تکرار ِ مکرَرات،
دلهره ام...
نمیدانم
حواست هست؟

2013/6/20 (زینب . م)


*


در خیالش عروس خواهد شد | زینب مرتضایی(ziZi @ M)
ziZi @ M آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۵ آبان ۱۳۹۱, ۰۲:۰۳ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
ebrahimi.fari آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

سلام.واقعا چرا وقتي يه زن تنها مي خواد روي پاي خودش وايسته همه بهش به چشم بد نگاه مي كنن ؟اونوقت يكي هم سن باباش هم بهش رحم نمي كنه؟خدايا ارايلي رو به نمايندگي از طرف همه زنها موفقش كن! امين.مرسي از مطرح كردن موضوعي به اين خوبي&&&



داستان خودم: پرواي بي پرواي من



رمان دوست عزيزم: سفر به ديار عشق
ebrahimi.fari آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۶ آبان ۱۳۹۱, ۱۲:۲۱ قبل از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
nasrin44 آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

خوبه والا همیشه اونی که خراب کارتره پرو ترم هست دختره بی چشمو رو الان این پسر حاجی باید کلاشو بزاره بالاتر چی میگفت چی از آب در اومد
nasrin44 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۶ آبان ۱۳۹۱, ۱۲:۳۹ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
nasrin44 آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

ما میگوییم نه تنها حاج رضا خیر ندیده است بلکه پسرش هم ب همچنین خیر ندیده است و کلن پسر کو ندارد نشان از پدر.... حافظا
nasrin44 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۶ آبان ۱۳۹۱, ۰۲:۰۹ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
:.☆پریس.☆PardiS آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

نکـــــــــــــــــــــــ نه...........اون حاج اقای فلان شـــــــــــــده بابای تارکانه؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
واااااااااایییییییی..........



[CENTER]✿◕‿- ✿
خورشیدو نورو ابرای دور و

هرچی که تو زمــــــــــــــــــــین و آسمونه بهم انگیزه میده

رها کن دیروزو زندگی کن امـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــروزو

هر روز یه زندگی دوبارست یه شروع جدیدهــــــ

♫♫♫

دوســــــــــــــــــــــ ــــــــــــت دارم زندگی رو
[/CENTER]
:.☆پریس.☆PardiS آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۶ آبان ۱۳۹۱, ۰۴:۲۶ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
مامانی جون آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

سلام علیکم خوب هستید ؟خانواده خوب هستند؟ پدر، مادر، فرزندان ؟سلام برسونید براشون
میگما بابای آلما کجاست؟
این آساناست راحتاست کیه؟ خیلی بیشعوره دختره خیره سر چندتا چندتا ؟ نباید همه پسرارو آزمایش کنی که باورکن این اصلا وظیفه تو نیست!!!
اصلا حیف تارکان خودمون
تارکان تو همین چند تا پست خودشو زده به مظلومیت و خوب نشون داده انگاری بعدا قراره آمازونی بشه(واقعا؟)
باباشم خیلی چرت و پرت میگه بزنید له و لوردش کنید
و در آخر شخصیت آرایلی دوست داشتنیه
هم اکنون نیز چشم به راه ادامشم



** فاصله ی تو با آرزوهایت به اندازه ی فاصله ی زانوهایت
** تا زمین است :
** همان لحظه که به درگاه خدا زانو بزنی به آرزوهایت خواهی رسید!!!!
مامانی جون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۷ آبان ۱۳۹۱, ۱۲:۴۴ قبل از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
tt.raha آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

آقا اسانا خیلیم خوب کرد
حقه اون پسره ی چلغوز فقط خیانته
داره باهاش مث خودش رفتار میکنه من جنبه ی اخلاقیشو کاری ندارما تا وقتیی از اون کارای بد نکنه مجل نداره و من یکی میگم افرین همچین حال این ترکان رو بگیر اما همچین که پاش به خونه خالی رسید مریم جلومو نمیگیریا...
گفته باشم
این اقا ترکان پسر حاج رضاس؟
نقل قول:
پسر کو ندارد نشان از پدر.... حافظا

موافقم اساسی
دلم خیلی سوخت برای ارایلی
خیلی بد بهش گفت...
هییییییییییی مصبتو شکر!!!!!!!!!!
(اینو امروز دوستم تو یونی گفت! قابل توجه مریم درس خوندنم درس خوندنای قدیم بوخودا!)
راستی بابا اسم اینا خیلی سخته من همش یادم میره هی میرم پستارو نگاه میکنم !
یه چیزه راحت تر نبود خوووووووووو؟
tt.raha آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
معرفی و نقد رمان ثمره انتظار | moon shine کاربر انجمن moon shine نوشته کاربران سایت 140 ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ ۱۲:۱۱ قبل از ظهر
معرفی و نقد رمان گاد فادر (moon shine | (The God Father کاربر انجمن moon shine نوشته کاربران سایت 451 ۴ دي ۱۳۹۲ ۱۰:۰۴ قبل از ظهر
معرفی و نقد رمان پیله ات را بگشا (جلد دوم قتل سپندیار) | moon shine + parmisa 65 کاربران انجمن moon shine نوشته کاربران سایت 4321 ۲۲ آذر ۱۳۹۲ ۰۲:۳۰ قبل از ظهر
رج زدن های زندگی | Moon shine کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب moon shine نوشته کاربران سایت 26 ۳ مهر ۱۳۹۲ ۰۸:۵۵ بعد از ظهر
رمان به نجابت مهتاب | moon shine+ فاطیما8 کاربران انجمن moon shine رمان های کامل شده نوشته کاربران 221 ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ ۱۲:۴۸ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۱:۱۷ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا