ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
احضار مجری سرشناس تلویزیون به مرجع قضایی به اتهام رابطه نامشروع
bamilo

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14
  1. Top | #1

    Banned


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    1,936
    میانگین پست در روز
    1.94
    محل سکونت
    S.H.Z
    تشکر از کاربر
    4,159
    تشکر شده 21,881 در 1,794 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض احضار مجری سرشناس تلویزیون به مرجع قضایی به اتهام رابطه نامشروع

    اختصاصی فارس/
    احضار مجری سرشناس تلویزیون به مرجع قضایی به اتهام رابطه نامشروع
    خبرگزاری فارس: یکی از مجریان سرشناس صداوسیما به اتهام ارتباط نامشروع با دختری جوان تحت تحقیقات قضایی قرار گرفته است.





    به گزارش خبرنگار حوادث فارس، یکی از مجریان سرشناس صداوسیما چهارشنبه هفته گذشته برای ادای توضیحات درباره اتهام آزار و اذیت یک دختر جوان در یکی از مراجع قضایی حاضر شد.
    ماجرا از این قرار است که دختر جوانی با اعلام شکایت از این مجری معروف مدعی شد: سال 88 این مجری تلویزیون در حالی که هر دو در حج بودیم به من ابراز علاقه کرد و گفت به خاطر مشکلاتی که با همسرش دارد، در شرف طلاق است و از من خواست بعد از طلاق با او ازدواج کنم. پیش از اینکه به حج مشرف شویم هم به بهانه مسائل کاری با من در تماس بود.

    اجاره سوئیت اختصاصی در کیش
    وی با بیان اینکه من هم بدم نمیآمد با این فرد ازدواج کنم ادامه داد: بعد از اینکه از حج برگشتیم، به بهانه برگزاری همایشی در کیش مرا با خود همراه کرد اما وقتی به آنجا رسیدیم متوجه شدم که خبری از همایش نیست. او یک سوئیت اختصاصی اجاره و مرا خواهرزاده خود معرفی کرده بود. در آنجا بود که برای اولین بار با من ارتباط برقرار کرد.

    تلاش برای اخذ وام 100 میلیونی با ضمانت شاکی
    دختر جوان با بیان اینکه این مجری تلویزیون به او پیشنهاد ازدواج داده بود گفت: بعد از آن هم، به بهانههای مختلف مرا به حدود 7 شهر دیگر مانند مشهد، اصفهان و شیراز برد و با من ارتباط داشت.
    وی گفت: مدتی بعد که به او گفتم پس کی با من ازدواج میکنی، مدعی شد به خاطر مشکلات مالی این کار به تعویق افتاده و از من خواست ضمانت او را برای دریافت وام یک صد میلیون تومانی بپذیرم که من هم قبول کردم اما در جریان اخذ وام بودیم که متوجه شدم موضوع اختلاف خانوادگی و اقدام برای جدایی از همسرش دروغ است.

    انصراف از شکایت با وساطت مسئولان صداوسیما/شکایت مجدد به دلیل تهدید متهم
    دختر جوان گفت: اسفندماه سال 88 از این فرد شکایت کردم و در همان زمان متوجه شدم که گویا با زن دیگری هم ارتباط دارد. برخی از مسئولان تلویزیون میانجیگری کردند و من از شکایت خودم منصرف شدم. اما مدتی است که مرا تهدید میکند که سفتههایی که از من در اختیار دارد را به اجرا میگدارد.

    ممنوعالتصویر شدن مجری با شکایت دختر جوان
    وی با بیان اینکه با اعلام شکایت مجدد من، این فرد ممنوعالتصویر شده است گفت: تمام مستندات از جمله پرینت مکالمات، پیامکها، اسامی هتلهایی که رفتیم را به مسئولان قضایی ارائه کردم و منتظر هستم تا به این پرونده رسیدگی شود.
    یک منبع آگاه در این زمینه به خبرنگار فارس گفت: متهم پرونده تا این لحظه منکر اتهامات خود شده و شاکی هم ادعایی مبنی بر اینکه آزارواذیت با اکراه و عنف بوده، نداشته است.

  2. 4 کاربر از پست Real711 تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    خرداد 1389
    نوشته ها
    202
    میانگین پست در روز
    0.13
    تشکر از کاربر
    116
    تشکر شده 656 در 147 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض صحبت های جدید دختری که با مجری تلویزیون روابط نامشروع داشت

    جلسه محاکمه مجری سرشناس صدا و سیما به اتهام فریب شیطانی یک دختر صبح امروز پشت درهای بسته در دادگاه کیفری استان تهران برگزار خواهد شد. این در حالی است که مجری جوان در اظهارنظرهای عجیبی نه تنها از جرم خود اظهار بی اطلاعی کرده بلکه آن را یک شایعه دانسته است. مدتی می شود که ماجرای فریب خوردن یک دختر از سوی یک مجری سرشناس صدا و سیما بر سر زبان ها افتاده و خیلی ها وقتی اسم واقعی این مجری را می شنوند به خاطر چهره ای که از وی سراغ دارند، شوکه می شوند.
    به هر حال ماجرای این پرونده به ایستگاه محاکمه رسید وقرار است صبح امروز وی در برابر قاضی باقری و 4 قاضی مستشار در شعبه78 دادگاه کیفری استان تهران به دفاع از خود بپردازد.
    در این خصوص قاضی باقری رئیس دادگاه به شوک گفت: «این مجری یک شاکی بیشتر ندارد و جلسه محاکمه طبق قانون به خاطر مسائل اخلاقی به صورت غیرعلنی برگزار می شود»
    گفت وگو با دختر فریب خورده
    دختر جوان می گوید باور ندارد فریب خورده است چرا که مجری سرشناس به خواستگاری وی نیز رفته بود؛ دختر فریب خورده با شوک مصاحبه ای کوتاه داشته است:
    نحوه آشنایی ات با این مجری؟
    من نویسنده یکی از شبکه های رادیویی هستم و در خیلی از برنامه ها این مجری را می دیدم و با هم آشنا شده بودیم.
    منظورم این بود که چگونه با هم صمیمی تر شدید؟
    سال88 بود که این مجری می خواست به سفری زیارتی و خارجی برود، همه با وی تماس می گرفتند من نیز به موبایلش زنگ زدم، خیلی رسمی و در حد یک همکار بودن خواستم در آنجا من را نیز دعا کند.
    گفته می شد شما خبرنگار روزنامه هستید؟
    خیر، این یک شایعه است، گفتم که نویسنده شبکه رادیویی بودم و از همین طریق هم با این مجری آشنا شدم.
    پس از تماس تلفنی اتفاق خاصی افتاد؟
    فردای روز تماس بود که این مجری به من زنگ زد.
    چه بهانه ای داشت؟
    گفت که صدایم چون خیلی شبیه به صدای دختر موردعلاقه اش است از وقتی تماس گرفتم تحت تأثیر صدایم قرار گرفته و خواست بیشتر با هم آشنا شویم!
    به همین راحتی؟
    نه؛ وقتی از وی پرسیدم چرا به جای دختر مورد علاقه اش به من زنگ زده است در جواب ادعا کرد که وی تومور مغزی داشت و حالا دیگر زنده نیست.
    و شما هم تحت تأثیر قرار گرفتید؟
    بله، این یک واقعیت است که فریب خوردم و همین گفتمان بهانه ای شد تا با وی تماس های بیشتری داشته باشم، این مجری به من ابراز علاقه می کرد و وقتی پیشنهاد ازدواج داد فکر کردم واقعاً من را برای زندگی آینده اش می خواهد.
    شما که می دانستید زن و بچه دارد؟
    بله، اما می گفت که در حال طلاق دادن همسرش است.
    و شما باور کردید؟
    ببینید این مجری به همراه مادر و برادرش به خواستگاری ام آمدند و رودررو با خانواده ام حرف زدند، هر کسی بود باور می کرد.
    پس چرا نخواست با تو ازدواج کند؟
    از سال 88 تا به امروز مرتباً بهانه جویی می کند و مدام می گوید مراسم عقد و ازدواجمان را باید عقب بیندازیم تا وی مشکلاتش را حل کند.
    ماجرای سفرهایتان چه بود؟
    چون این مجری به خواستگاری ام آمده بود با این باور که بزودی با هم ازدواج می کنیم سفرهایی به کیش، اصفهان و شیراز داشتیم.
    خودت را با همراهی در این سفرها مقصر نمی دانی؟
    نخستین سفرمان به کیش بود، وی به بهانه برگزاری همایش در این جزیره خواست همراهی اش کنم تا در آنجا و در کارها وی را کمک کنم، تصورم این بود که قرار است کار کنم وقتی به کیش رفتیم فهمیدم همایشی در کار نیست. وی در همان جزیره توانست من را فریب بدهد و بعد از آن بود که راحت تر به سفر می رفتیم.


  4. Top | #3

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    خرداد 1389
    نوشته ها
    202
    میانگین پست در روز
    0.13
    تشکر از کاربر
    116
    تشکر شده 656 در 147 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    گروه فرهنگ و هنر: یک مجری تلویزیون به دلیل بدقولی در ازدواج با دختر جوان دستگیر شد. به گزارش سینماپرس، مجری مشهور با شکایت یک دختر جوان دستگیر شده و این روزها در محاکم قضایی در انتظار تعیین تکلیف پرونده اش است. این مجری حدود سه سال قبل طی مصاحبه با یک دختر خبرنگار، به او علاقمند می شود و طی برقراری رابطه با وی، به او قول می دهد دختر جوان را به عقد خود دربیاورد اما با گذشت سه سال او به این تعهد عمل نمیکند و همین مسئله سبب می شود تا این دختر خبرنگار با مراجعه به دادگاه از او شکایت کند. دیروز این مجری جوان با دستبند به دادگاه آورده شده بود تا به شکایت دختر جوان از او رسیدگی شود.

    در همین زمینه خبرگزاري فارس گزارش داد، ماجرا از این قرار است که دختر جوانی با اعلام شکایت از این مجری معروف مدعی شد: سال .... این مجری تلویزیون در حالی که هر دو در حج بودیم به من ابراز علاقه کرد و گفت به خاطر مشکلاتی که با همسرش دارد، در شرف طلاق است و از من خواست بعد از طلاق با او ازدواج کنم. پیش از اینکه به حج مشرف شویم هم به بهانه مسائل کاری با من در تماس بود.
    وی با بیان اینکه من هم بدم نمیآمد با این فرد ازدواج کنم ادامه داد: بعد از اینکه از حج برگشتیم، به بهانه برگزاری همایشی در کیش مرا با خود همراه کرد اما وقتی به آنجا رسیدیم متوجه شدم که خبری از همایش نیست. او یک سوئیت اختصاصی اجاره و مرا خواهرزاده خود معرفی کرده بود. در آنجا بود که برای اولین بار با من ارتباط برقرار کرد.
    دختر جوان با بیان اینکه این مجری تلویزیون به او پیشنهاد ازدواج داده بود گفت: بعد از آن هم، به بهانههای مختلف مرا به حدود ۷ شهر دیگر مانند مشهد، اصفهان و شیراز برد و با من ارتباط داشت. وی گفت: مدتی بعد که به او گفتم پس کی با من ازدواج میکنی، مدعی شد به خاطر مشکلات مالی این کار به تعویق افتاده و از من خواست ضمانت او را برای دریافت وام یک صد میلیون تومانی بپذیرم که من هم قبول کردم اما در جریان اخذ وام بودیم که متوجه شدم موضوع اختلاف خانوادگی و اقدام برای جدایی از همسرش دروغ است.

    دختر جوان گفت: اسفندماه سال ۸۸ از این فرد شکایت کردم و در همان زمان متوجه شدم که گویا با زن دیگری هم ارتباط دارد. برخی از مسئولان تلویزیون میانجیگری کردند و من از شکایت خودم منصرف شدم. اما مدتی است که مرا تهدید میکند که سفتههایی که از من در اختیار دارد را به اجرا میگذارد. وی با بیان اینکه با اعلام شکایت مجدد من، این فرد ممنوعالتصویر شده است گفت: تمام مستندات از جمله پرینت مکالمات، پیامکها، اسامی هتلهایی که رفتیم را به مسئولان قضایی ارائه کردم و منتظر هستم تا به این پرونده رسیدگی شود. یک منبع آگاه در این زمینه گفت: متهم پرونده تا این لحظه منکر اتهامات خود شده و شاکی هم ادعایی مبنی بر اینکه آزار و اذیت با اکراه و عنف بوده، نداشته است.

    ==== ممنوع الکار نشده ام

    وی در گفتوگو با «خبرگزاری دانشجو»، در خصوص پخش برنامه «یاد خدا» به تهیهکنندگی نجفی از شبکه یک سیما گفت: من مجری این برنامه هستم؛ این برنامه قرار بود بلافاصله بعد از ماه مبارک رمضان پخش شود و پنجشنبهها در کانداکتور پخش شبکه یک قرار گیرد. وی افزود: میخواستیم تغییراتی در فرم و محتوای این برنامه ایجاد کنیم، به همین دلیل پخش این برنامه به تعویق افتاد؛ چون میخواستیم برنامه احیای شبهای جمعه به صورت حرفهای تر اجرا شود. مجری شبکه یک سیما اضافه کرد: با توجه به اینکه این هفته شب عید قربان است، ممکن است اولین قسمت این برنامه پخش شود، اما هنوز خبر قطعی به ما نرسیده است. جمشیدی در خصوص خبر منتشر شده و تکذیبیه اخراج از شبکه یک گفت: ما روزی ۸، ۹ ساعت ضبط برنامه داریم، اما نمیدانم این خبرها از چه منابعی منتشر میشود. روابط عمومی شبکه یک نیز قطع همکاری من با این شبکه را تکذیب، و در سایت خود منتشر کرده است





    ویرایش توسط Parsa_1387 : 1391,09,23 در ساعت ساعت : 12:48

  5. 2 کاربر از پست Parsa_1387 تشکر کرده اند .


  6. Top | #4

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    مهر 1391
    نوشته ها
    48
    میانگین پست در روز
    0.06
    تشکر از کاربر
    12
    تشکر شده 285 در 50 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض شاکی پرونده مجری مشهور تلویزیون کیست؟

    وقتی به ایران آمد این موضوع را مطرح کرد.سه الی چهار روز بعد از آمدنش از حج بود که دو بلیط کیش گرفته بود و گفت که برای اجرای یک برنامه به کیش میروم. من به برگزارکنندگان مراسم گفتهام که با خواهرزادهام میآیم و برایت یک اتاق جدا در هتل در نظر گرفتهاند. تا اینکه ما به فرودگاه کیش رسیدیم و در آنجا بود که به من گفت خبری از اجرای من در کیش و همچنین هتل نیست.


    اولین بار است که تصمیم گرفته مصاحبه کند. با هم قرار میگذاریم و سر ساعت مقرر به خبرگزاری میآید. یک مقنعه آبی روشن به سر کرده و مانتویی تیره به تن دارد. یک پاکت هم با خود به همراه دارد که پر از کپی مدارک و عکسهایی است که برای اثبات ماجرا آنها را به دادگاه ارائه کرده است.از پرینت پیامک و ایمیل گرفته تا کپی بلیطهای هواپیما و گواهی هتلداران و ... همه آنها را با دقت نشان می دهد و درباره هرکدامشان توضیح مفصلی میدهد که همین موضوع حدود یک ساعت به طول میانجامد. آرامش در چهرهاش موج میزند و آرام و با طمأنینه به سوالاتم پاسخ میدهد.


    البته در همان ابتدا تاکید میکند که این اولین مصاحبه رسمی اوست و تا به حال هرچه از زبانش در برخی روزنامهها و نشریات به چاپ رسیده، کذب محض است. تأکید دومش درباره صداوسیماست. از من میخواهد تا حتما در مصاحبهمان بیاورم که او هیچگونه وابستگی به سازمان صداوسیما ندارد و خود به طور مستقل کار میکند. او میگوید من کاری به این سازمان ندارم و فقط موضوعی که این میان باعث میشود تا برخی رسانهها نام صداوسیما را ببرند، به این دلیل است که فردی که من از او شکایت کردهام، یک مجری معروف است.


    آنچه در ادامه میخوانید، گفتوگوی خبرنگار یک خبرگزاری است با شاکی پرونده مجری معروفی است که این روزها مورد توجه قرار گرفته است، که بنا به دلایلی این مصاحبه منتشر نشده و اکنون توسط سایت عصر خبر منتشر خواهد شد.


    در این گفتوگو اسامی هیچیک از طرفین نیامده و عصرخبر نیز صرفا با توجه به رسالت اطلاعرسانی که بر عهده دارد و همچنین آگاهیدهی به خانوادهها و به ویژه جوانان این مصاحبه را انجام داده است.


    **اول به عنوان یک مخاطب میخواهم بیشتر تو را بشناسم، لطفا کمی از شرایط خود و خانوادهات برایم بگو؟




    -پدرم استاد دانشگاه است، یک برادر دارم که پزشک است و مادرم نیز در بخش مدیریتی یکی از ارگانهای دولتی کار میکرده و الان بازنشسته شده است. خودم هم دارای تحصیلات عالیه میباشم.


    **حوزه کاری شما به صداسیما مربوط میشود؟




    -خیر. من هیچگونه رابطه کاری اعم از استخدامی، قراردادی و ... با سازمان صداوسیما ندارم. برای خودم به طور آزاد کار میکنم. شکایت من هم هیچ ربطی به سازمان صداوسیما ندارد ولی اداره حقوقی سازمان فکر کرده بودند که ارتباط دارد و قصد دخالت داشتند که من مانع شدم. شکایت من کاملا شخصی است و هیچ ربطی به سازمان صداوسیما ندارد.


    **اما در برخی نشریات و رسانهها از شما به عنوان یکی از گویندگان و نویسندگان برنامههای رادیویی اسم برده شده بود؟




    -به هیچ عنوان صحت ندارد. تا به حال هرکدام از روزنامهها یا خبرگزاریها مطلبی از من یا از قول من نوشتهاند، صحت ندارد و این مصاحبه، اولین مصاحبه رسمی من به شمار میرود. تا به حال هم قصد انجام مصاحبه نداشتم، اما برخی روزنامهها و سایتها بدون مصاحبه با من این خبرهای دروغ را منتشر کردند و من را در انجام این مصاحبه مصمم کردند. مثلا در خبرها آماده بود که من با این فرد به حج رفتهام در حالی که این مطلب صحت ندارد و خود من در سال 83 با خانوادهام به حج مشرف شدیم.


    **پس سابقه آشنایی شما با این فرد به کجا برمیگردد؟




    - سال 88 بود که این مجری گزارشی زنده از صحرای عرفات در یکی از شبکههای تلویزیون داشت. در ارتباط زنده با تلویزیون اعلام کرد که شماره موبایلش را از طریق زیرنویس اعلام کنند تا هرکس التماس دعا دارد، نامش را بر صحرای عرفات بنویسد. من هم مانند این همه دیگه نفر دیگری که آن روز با او تماس گرفتند، تماس گرفتم و گفتم که نام مرا هم بر خاک صحرای عرفات بنویسید. اما چون اسم و فامیلم کمی سخت بود، گفت که برایش پیامک بزنم و من هم زدم و دیگر مساله برایم در آن مقطع تمام شد. منتها از سه روز بعد تلفنها و پیامهای او تمامی نداشت. مدام پیام میداد که گفته بودی دعایت کنم در فلانجا دعایت کردم. یا اینکه شبها تماس میگرفت و میگفت فلان برنامهام فلان ساعت روی آنتن میرود، نگاه کنید، شب سوم بعد از اینکه برنامهاش تمام شد تماس گرفت و گفت نمیدانم چرا با شما تماس گرفتم، من معمولا عادت ندارم با کسی تماس بگیرم. ولی به شما زنگ زدم.


    **خوب در این فاصله شما تعجب نکردید که چرا این فرد مدام با شما تماس میگیرد؟ برایتان سوال برانگیز نبود؟




    -بله. اتفاقا برایم خیلی تعجبآور بود. ولی او به قدری مودبانه حرف میزد که نمیتوانستم با او صحبت جدی کنم. تا اینکه در نهایت یک شب به من گفت که با دختری به مدت هشت سال رابطه داشتم و بعد هم تومور مغزی گرفت و فوت کرد. شباهت صدای تو با آن خانم باعث شد که به سمتت گرایش پیدا کنم. زندگی مشترکم هم به خاطر آن خانم دوام نیاورد و بعد از گذشت یکسال و با داشتن یک فرزند از او جدا شدم و همسرم هم از ایران رفت.من هم تنها زندگی میکنم. صدای تو به آن دختر خانم بسیار شبیه است و میترسم که چهرهات هم شبیه همان باشد.


    **پس این رابطه بعد از گفتن این حرفها همچنان ادامه پیدا کرد؟




    -بله. تلفنی ادامه داشت تا زمانی که میخواست از مکه برگردد. آن موقع از من خواست که برای استقبال از او به فرودگاه مهرآباد بروم. به محض اینکه از گیت رد شد، کیف از دستش افتاد و گفت میترسیدم که چهرهات هم شبیه باشد و اتفاقا شبیه هم هستید. از همین حرفهای فریبندهای که میزند.


    **در فاصلهای که با تو تماس میگرفت، به او نگفتی که قصد و هدفش چیست و یا خودت اصلا با چه هدفی این ماجرا را ادامه دادی؟




    -خوب او فرد مطرح و مشهوری در جامعه بود. من هم با توجه به خانوادهای که داشتم، فکر میکردم که صرف یک طلاق گرفتن دربارهاش قضاوت نکنم. جدایی یک نفر از همسرش به معنای بد بودن آن فرد نیست. چهره مثبتی داشت که در من ایجاد اعتماد کرد. من هم با خود گفتم که خوب بالاخره این فرد از لحاظ تحصیلات و اهل مطالعه بودن به خانواده ما میخورد.


    **پس ماجرای طلاق گرفتنش برایت خیلی مهم نبود؟




    -من همیشه اعتقاد داشتم که طلاق نشانه بد بودن دو طرف ماجرا نیست. ممکن است عدم تفاهم منجر به جدایی بشود.


    **پس در همان صحرای عرفات پیشنهاد ازدواج را با شما مطرح کرد؟




    -نه. وقتی به ایران آمد این موضوع را مطرح کرد.سه الی چهار روز بعد از آمدنش از حج بود که دو بلیط کیش گرفته بود و گفت که برای اجرای یک برنامه به کیش میروم. من به برگزارکنندگان مراسم گفتهام که با خواهرزادهام میآیم و برایت یک اتاق جدا در هتل در نظر گرفتهاند. آن مقطع به او گفتم که اگر برای من جایی در نظر نگرفتهاید، من کلید آپارتمان خودمان را از مادرم بگیرم و من به آنجا بروم. ولی او به من گفت که نه، برای تو اتاق مجزا گرفتهاند.
    تا اینکه ما به فرودگاه کیش رسیدیم و در آنجا بود که به من گفت خبری از اجرای من در کیش و همچنین هتل نیست.


    **کمی برگردیم عقب. وقتی خواستی با این مجری به کیش بروی، به خانوادهات چه گفتی؟ آنها را چطور مجاب کردی که با این فرد به یک شهر دیگر سفر کنی؟




    -من به واسطه رشته تحصیلیام به شهرهای بسیاری سفر کردهام و با دوستانم هم مسافرت زیاد میروم. راستش در این یک مورد به خانوادهام دروغ گفتم. به آنها گفتم با دوستانم به مسافرت میروم. هیچکدام از آنهایی که گفته بود در کار نبود. یک تاکسی گرفتیم و تا ساعت 12 و نیم شب دنبال جایی برای ماندن گشتیم.


    **خوب همان موقع که فهمیدی این فرد تو را فریب داده، برای چه به تهران برنگشتی و یا نارضایتی خود را در این باره ابراز نکردی؟




    -برای اینکه ساعت 9 و 10 شب بود و من هم واقعیت را به خانوادهام نگفته بودم. ضمن اینکه پول زیادی به همراه نداشتم. در چنین شرایطی مجبور شدم که از او تبعیت کنم و در تنگا و معذوریت ماندم. آن موقع یک همایشی هم در کیش برگزار شده بود و همه هتلها پر بودند. در نهایت از طریق همان راننده تاکسی یک سوئیت برای ماندن پیدا کردیم که یک هال و یک اتاق خواب داشت. قرار شد من در اتاق بخوابم و او هم در هال. شب خواب بودم که دیدم او بالای سرم است و اتفاقی که نباید، افتاد.


    **یعنی شما هیچ امکان مقابلهای نداشتید؟
    -متاسفانه شرایط به گونهای پیش رفت که امکان مقابله را از من گرفت.


    **بعد چه اتفاقی افتاد؟ شما اعتراضی نکردید و یا اینکه بلافاصله به پلیس خبر بدهید؟
    -او باز هم همان جا با حرفهایش مرا فریب داد و گفت چه فرقی میکند. ما که قصد داریم ازدواج کنیم، چه تفاوتی دارد که حالا این اتفاق افتاده باشد یا سه ماه دیگر. من هم راضی کرد که میتوانم صیغه محرمیت بخوانم.


    **یعنی قبل از این جریان صیغه محرمیتی بین شما جاری نشده بود؟
    -نه.


    **گویا برای انجام صیغه محرمیت دختر، به اجازه پدر لازم است.




    -من خیلی وارد به این جزئیات نیستم. فقط آن زمان از من پرسید که مرجع تقلید تو کیست و وقتی به او گفتم، گفت که صیغه محرمیت برایت میخوانم. ضمن اینکه در آن مقطع زمانی این اتفاق برای من پیش آمده بود و من هم فکر میکردم که این ازدواجی که او به من وعده میدهد، انجام میشود.


    **وقتی این اتفاق با نارضایتی شما اتفاق افتاد، در شما ایجاد تنفر نکرد؟ باز هم به رابطه با او ادامه دادید؟




    -آن موقع خیلی اذیت شدم. خیلی گریه کردم و اصلا باورم نمیشد که چنین اتفاقی برایم افتاده است. ولی همانطور که گفتم وعده و وعیدهای او مبنی بر ازدواج من را در آن مقطع وادار به سکوت کرد.


    **و این سکوت منجر شد این رابط پنهانی ادامه پیدا کند؟




    -بله. اتفاقا فردای همان روز که کیش بودیم، کنار ساحل قدم میزدیم که تلفنهای مشکوکی به او آغاز شد. مدام تماس میگرفتند و میگفتند که چکهایت را به اجرا میگذاریم و اگر 200 میلیون تومان را پس ندهی بدبختت میکنیم و از این حرفها. من از او پرسیدم که قضیه چیست. گفت برای تاسیس آموزشگاه گویندگی و فن بیان (که کاملا از بیخ و بن دروغ بود) به صورت قسطی لوازم و تجهیزات خریدهام و در ازاء آن چک دادهام. الان هم نمیتوانم مبلغ چکها را تامین کنم. الان هم قصد دارند چکهایم را به اجرا بگذارند. اگر این اتفاق بیافتد، من مجبورم به سرعت از ایران بروم. چون کشورهای عربی برای برنامهسازی به من دعوتنامه دادهاند و من میتوانم با پیش قسطی که از آنها میگیرم، قرضهایم را پس بدهم. الان که فکر میکنم، احساس میکنم همه این موارد از پیش طراحی شده بود. او به من گفت که اگر این اتفاق بیفتد، آن موقع تو باید دو سال دیگر صبر کنی تا ما بتوانیم با هم ازدواج کنیم. چون من باید این مبلغ را تهیه کنم و اگر موفق نشوم، آن وقت به زندان میافتم.


    **در این فاصله متوجه نشدید که این فرد همسر و فرزندانی دارد؟




    -به هیچ وجه. جالب اینجا بود که اگر من ساعت 12 و یا یک شب هم با او تماس میگرفتم راحت جواب میداد و تلفنی حرف میزد. هر موقع شب که بود، پیامک میداد. شما اگر بودید، شک میکردید؟


    **در این مدت شما کنجکاو نشدید که درباره این فرد و یا خانوادهاش، اطلاعات بیشتری به دست بیاورید؟ فکر میکنم با یک جستجوی کوچک در موتورهای جستجوی اینترنتی، پیشینه این فرد که از مشهوریت بالایی برخوردار است، مشخص میشد و شما هم میفهمیدید که او ازدواج کرده و همسر و فرزندانی دارد.




    -اتفاقا من این کار را کردم. ولی در اینترنت هیچ اطلاعات شخصی و خانوادگی از این فرد تا همین چند ماه پیش وجود نداشت. تا مرداد امسال که من از او شکایت کردم. پس از آن بود که مصاحبهای کرد و عکسش به همراه خانواده روی جلد یک مجلهای چاپ شد.


    **حتی کسی هم در اطرافت نبود که از طریق او بتوانی اطلاعاتی از این فرد بدست بیاوری؟
    -خیر. چون او مدام به من میگفت به خاطر آبروی من به کسی نگو که ما با هم رابطه داریم. من هم به خاطر تعهد بسیاری که به او داشتم، سکوت کرده بودم. ضمن اینکه او آدم قابل اعتماد جامعه بود و من در این فاصله برای مادر و خواهر او وقت دکتر گرفتم.


    **خوب او شما را با چه عنوانی به مادر و خواهر خود معرفی کرده بود؟




    -نمیدانم. اما هرچه بود آنها میدیدند که ما با هم خیلی صمیمی هستیم. ولی هیچ وقت اعتراضی نمیکردند و حتی نگفتند که او زن و بچه دارد.


    **خوب ماجرای چکها به کجا کشید؟




    -او سر این چکها من را حسابی به هول و ولا انداخت تا جای که از طریق یک موسسه مالی و اعتباری توانستم برایش 100 میلیون تومان وام بگیرم. سندی که او گذاشت ارزش 70 میلیون تومان داشت درحالی که باید سندی به مبلغ 110 میلیون تومان گرو میگذاشت. وثیقه بعدی را من 40 میلیون تومان سفته دادم تا او بتواند وام 100 میلیون تومانی خود را بگیرد. مدیران آن موسسه هم فکر میکردند که ما زن و شوهر هستیم. تا اینکه 5 روز پس از دریافت وام، این مجری معروف به من اعلام کرد که همسر و فرزند دارد.


    **شما دقیقا چه مدت نمیدانستید که متاهل است؟




    -دقیقا چهار ماه.


    **در این فاصله چند بار به مسافرت رفتید؟




    -یک بار کیش، یک بار اصفهان و دو بار هم به مشهد رفتیم. بقیه اوقات هم به دفترش میرفتیم. دفتر او همیشه خالی بود و یک اتاقش را مبله کرده بود. البته من هم به عنوان همسرش معرفی میکرد و خیلی جاها من را به عنوان همسرش میشناسند.


    **خودش به شما گفت متاهل است یا خودتان متوجه شدید؟




    -درست 5 روز پس از دریافت وام 100 میلیون تومانی بود که گفت همسر دارد.


    **خوب آن زمان چرا اقدامی نکردید؟




    -با او برخورد بدی کردم. آن زمان تصمیم گرفتم که بی دردسر و بیسر و صدا ترکش کنم و بروم دنبال زندگی خودم. ولی نگذاشت. او باز هم مرا با چرب زبانی فریب داد. میگفت بمون برای من مثل بارون واسه جنگل یا موندنت خواسته تو نیست و نیاز منه و ... گفت که این کار را با تو کردم که با من بمانی. اگر من این مسائل را از همان ابتدا با تو درمیان میگذاشتم، تو تا لحظه طلاق من دست نگه نمیداشتی و میرفتی. نمیماندی.


    **پس بعد از اینکه متوجه شدی متاهل است، باز هم همان روال سابق را پیش گرفتی؟




    -نه. خیلی تلاش کردم که تکلیف این ماجرا را روشن کند. تااینکه او تهدید کرد که از من سفته دارد.


    **یعنی دیگر حاضر به سازش با او نشدی؟




    -اول خیلی تلاش کردم. ولی اواسطش دیگر این ماجرا برای خود من هم عادی شده بود. در شرایطی بودم که میگفتم ایراد ندارد، حتی با زن و بچه فقط بیاید و من را عقد کند و اسمش در شناسنامهام بیاید تا آبروی رفتهام را بخرم. فوقش بعدا میگفتم او زن داشته و من نمیدانستم و بعد از اینکه فهمیدهام، جدا شدهام. آخرهایش به این مرحله رسیده بودم.


    **ضمانت وام چه شد؟




    -با هزار بدبختی وام را تسویه کرد اما سفتههای من را نگه داشت و آنها را پس نداد. هنوز هم که هنوز است دستش است. چهارشنبه سوری سال گذشته بود که او من را مجبور کرد به مادرم بگویم که زنگ بزند و برای شام او و خانوادهاش را دعوت کند تا به خانهمان بیایند.


    **پدر و مادرت از رابطه تو با این فرد خبر داشتند؟




    -نه. فکر میکردند ارتباط دوستانه و نوعی همکاری بین ما وجود دارد. چون من در یک جایی تدریس زبان میکردم که اتفاقا او هم همانجا کلاسهای فن بیان داشت. مادرم هم با اکراه تماس گرفت و آنها را دعوت کرد. در حقیقت او میخواست من یک جورهایی مطمئن شوم که رابطه خوبی با همسرش ندارد و میخواهد طلاقش بدهد.


    **خوب تو متوجه این نکته شدی؟




    -آنها رابطه خیلی معمولی با هم داشتند و من هم متوجه اختلافی بین آنها نشدم. البته در ادامه من رابطه کج دار و مریزی داشتم تا فقط بتوانم سفتههایم را از او بگیرم.


    **چون موفق به گرفتن سفتههایت نشدی، اقدام به طرح شکایت کردی؟




    -نه. سال 89 برای اولین بار از او شکایت کردم. برای اینکه این آقا را با یک خانم دیگر در فرودگاه مهرآباد دیدم. مهر سال 89 که اصفهان بودم، تلفنهای مشکوک یک خانم را احساس میکردم که وقتی از او میپرسیدم، میگفت خواهرم است. تا اینکه در بهمن سال 89 در فرودگاه مهرآباد وقت مسافرت رفتن با هم آنها را دیدم.


    **وقتی آنها را دیدی چه عکس العملی نشان دادی؟




    -با هم درگیر شدیم. کار به زد و خورد کشید. آن خانم فرار کرد و او هم به مسافرت نرفت.


    **شما از کجا متوجه شدید که آنها با هم قصد دارند به سفر بروند؟




    -برای اینکه او گواهینامه نداشت. هرجا میخواست برود، من او را میبردم. آن روز او به من پیامک داد که برای اجرای برنامه به مسافرت میروم. من تعجب کردم. چون هر وقت برای اجرای برنامه میرفت، من شب قبل برایش چمدانی پر از میوه، شیرینی و تنقلات میبستم تا با خود ببرد. از این کار او تعجب کردم و همین موضوع باعث شد تا به سرعت به فرودگاه بروم. وقتی رفتم او را دیدم که با این خانم گوشهای نشستهاند و همان جا کار به کتککاری کشید. به او گفتم تو همسرت بود، این بلا را هم سر من آوردی که با تو بمانم. پس این خانم دیگر کیست؟ او هم پاسخ داد که این زن دو سال قبلتر از تو بوده است.


    **شما این ماجرا را در دادگاه هم عنوان کردهاید؟




    -بله.


    **این خانم هم به دادگاه احضار شده تا رابطهاش با این فرد را تائید یا تکذیب کند؟




    -متاسفانه خیر . اما بالاخره در روز رسیدگی به شکایت بی اساس این خانم از من به اتهام مزاحم تلفنی حتما ایشان را خواهم دید و مطالب را باز خواهیم کرد .


    **خوب این رابطه چرا بعد از دعوا و کتککاری باز هم ادامه پیدا کرد؟




    -من ابتدا او را تهدید کردم که تمام وقایع را به همسرت میگویم. او از ترسش سریع به خانه رفته بود و به خانمش گفته بود که دختری هست که مدام مزاحم من میشود و عاشق من است و مدام برایم مزاحمت ایجاد میکند و وصله به من میچسباند. من خانه بودم. ساعت 6 بعد از ظهر بود که زنگ خانهمان را زدند. دیدم همسر این آقاست و جلوی همسایهها داد و بیداد کرد و آبروریزی راه انداخت. او مدام به پدرم میگفت دختر تو مزاحم زندگی ما میشود. این خانم تا جایی که میتوانست من را کتک زد. دندانم را شکست، انگشتم را هم شکست. همسایهها با پلیس تماس گرفتند و ما شکایت کردیم و پرونده به دادسرا رفت. در آن مقطع این مجری به دست و پای ما افتاد و التماس میکرد که رضایت بدهیم. پدرم هم به خاطر فرزندان این آقا رضایت داد.


    **خانوادهات آن موقع در جریان بودند؟




    -آن موقع بود که تازه به بخشهایی از رابطه ما پی بردند.


    **زمانی که رضایت دادی سفتههایت را پس نگرفتی؟ حداقل با این شرط جلو بروی و بعد از گرفتن آنها ماجرا را فیصله بدهی؟




    -راستش آن موقع اصلا بحث سفتهها مطرح نشد. ولی باز هم به من وعده و وعید داد. گفت من تو را عقد میکنم و این آبروریزی را جمع میکنم. با این وعدهها دوباره من را معلق نگه داشت. این رابطه به امیدی که روزی او مرا عقد میکند، ادامه داشت و دائم هم مرا همسر خود میدانست. تا اینکه متوجه شدم این آقا همچنان با این خانم که نفر سوم به حساب میآمد، رابطه بسیار نزدیکی دارد.


    **پس رابطه با نفر سوم منجر به شکایت شما شد؟




    -دلایل متعددی دارد. یک اینکه این آقا شماره تلفن دختر عمه و همسر برادرم را از گوشی من برداشته و با او تماس گرفته و گفته که من برای این آقا مزاحمت ایجاد میکنم. همش سر کوچهشان ایستادهام. دوم اینکه خانم سومی که با این مجری ارتباط دارد، برای من احضاریه فرستاده و از من به جرم مزاحمت تلفنی از طریق تلفن عمومیهای سطح شهر و تهدید با سلاح گرم شکایت کرده است. در حالی که این زن اصلا من را نمیشناخت و تنها کسی که میتوانست از من اطلاعی به این زن داده باشد، همین مجری معروف بود. تلفنهای پدر و برادران این زن نیز به خانواده ما یکی دیگر از دلایل است. همین موارد باعث شد تا به سیم آخر بزنم و فکر 40 میلیون سفته را از ذهنم بیرون کنم و از این آقا شکایت کنم. شکایت سال 89 را به زور پس گرفت ولی این شکایت دیگر رضایتی ندارد و تا آخر ایستادهام. دلیلش هم شکایت این خانم از من بود. در حال حاضر هم وثیقه 50 میلیون تومانی برایش صادر شده است. او به جای اینکه از من عذرخواهی کند، مرا تهدید میکند و به عناوین مختلف از من شکایت میکند. من تا به حال سکوت کرده بودم و بعد از 5 ماه با توجه به انتشار اخبار دروغ در رسانههای مختلف اقدام به مصاحبه کردم. این فرد چون مدام از من شکایت میکرد، پدرم به عنوان ولی قانونیام شکایت کرده است.


    **پدر و مادرت چه زمانی از آنچه برای تو اتفاق افتاده آگاه شدند؟




    -مادرم از ابعاد این پرونده و عمق آن اطلاعی ندارد ولی پدرم به طور کامل در جریان ماجرا است.


    **واکنش پدرت پس از شنیدن حقیقت ماجرا چه بود؟




    -خوشبختانه پدرم خیلی خوب با من رفتار کرد. او در تمام این مدت پشتوانه من بود.البته از لحاظ روحی و روانی تحت فشارهای بسیاری هستم. وقتی به آنچه که بر من گذشت فکر میکنم، عذاب میکشم اما این بار پای ماجرا ایستادهام و با توجه به مدارکی که در دست دارم امیدوارم به زودی به نتیجه برسم.


    **اما این مجری همچنان زنده برنامه دارد، با توجه به حساسیتهای حراست سازمان صداوسیما به نظر میرسد که این مجری با توجه به چنین شرایطی ممنوعالتصویر شود، کما اینکه داشتهایم مجریانی که به خاطر استفاده از کلمات و ادبیات خاصی در تلویزیون ممنوعالتصویر شدهاند، چه رسد به پروندههایی نظیر این.




    -من نمیدانم که تصمیمات تلویزیون بر چه اساسی گرفته میشود، شاید برخی مدیران تلویزیون قصد دارند از این طریق و به طور غیر مستقیم بر روند پرونده تاثیر بگذارند. اما حال که حکم دادگاخ صادر شده است ،انتظار داریم تصمیم قاطع تری در این رابطه گرفته شود .


    **یعنی وقتی مطمئن شدید که دیگر ازدواجی صورت نخواهد گرفت، در شکایت و پیگیری آن مصمم شدید؟




    -من امید به ازدواج داشتم، ولی وقتی متوجه شدم که این آقا با خانم سوم رابطه نزدیکی دارد و به همین زودیها میخواهد با او ازدواج کند، ناامید شدم و پای شکایتم هم ایستادهام.


    **الان چه حسی داری؟




    -فکر میکنم که تمام اقدامات این فرد از روی حساب و کتاب بود و از پیش میدانست که دارد چکار میکند.


    **اگر زمان به عقب برگردد، چه میکنید؟




    -قطعا دیگر این ماجرا تکرار نخواهد شد. آن موقع احساسی برخورد کردم.


    **اما در بعضی از سایتها نوشته بودند که شما رضایت دادی و این مجری تبرئه شده است ؟!!




    اصلا اینطور نیست . متاسفانه پرونده شکایت من از این مجری همزمان با شکایت رسانه ای دیگری از این مجری بود که در دادگاه فرهنگ و رسانه بررسی میشد که شنیده ام بسته شده است . این مجری هم که انگشت تردید زیادی را رو به خود دیده بود از این مطلب سو استفاده کرده و با یکی از خبرگزاریها مصاحبه کرده بود . در صورتیکه من هیچگاه از شکایت خود صرف نظر نکرده بودم . و بیشتر قصد جو سازی داشت این اقا.


    **بر طبق رای صدره دادگاه کیفری استان این مجری به 80 ضربه شلاق محکوم شده. نظر شما چیست ؟ایا امکان رضایت از جانب شما هست ؟


    خیر !تحت هیچ شرایط رضایت نخواهم داد . اول به خاطر توهین هایی که این فرز و همسرش به من و خانواده ام کردند و بعد به خاطر تهمتهای مختلفی که به من زده است و من نسبت به این حکم اعتراض دارم و احساس میکنم مماشاتی در این پرونده صورت گرفته است . چون با وجود مدارکی که من به دادگاه ارائه دادم حکم بسیار سبکی برای ایشان صادر شده است . البته هنوز به شکایت پدر من بر علیه این مجری رسیدگی نشده. من از حکم صادره دادگاه کیفری استان راضی نیستم و حتما اعتراض خواهم داد.


    **حرف آخر؟


    -برخی موارد با من برخوردهایی شد که از این فرد اسم بردهام، اما من هیچ حرفی نزدهام و نامی هم نبردهام. اگر اخباری منتشر شده و در آن تاکید شده که مجری معروف تلویزیون است، به من ربطی ندارد. چون او شغلش این بود و من در این باره جایی اظهار نظر نکردهام. قصد هم نداشتهام صداوسیما زیر سوال برود. خلاف این آدم ربطی به صداوسیما ندارد.

    منبع

  7. 8 کاربر از پست afr4 تشکر کرده اند .


  8. Top | #5

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    نوشته ها
    1,164
    میانگین پست در روز
    1.02
    محل سکونت
    آغوش یار
    تشکر از کاربر
    10,168
    تشکر شده 4,752 در 1,221 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    آفتاب: شعبه ۷۸ دادگاه کیفری استان تهران در رای کلاسه ۱۶۸/۷۸/۹۱ آورده است، مجری معروف صدا و سیما که با شکایت دختری جوان به «زنای به عنف و با اکراه» متهم شده است، پس از برگزاری جلسات دادگاه و اخذ اظهارات شاکی و دفاعیات متهم، در نهایت به جهت ایجاد شبهه برای دادگاه در موضوع اتهامی زنای به عنف و با اکراه و بر اساس مصداق قاعده درء و به استناد به مواد ۵۴ و ۱۷۷ قانون آییندادرسی کیفری از اتهام زنای به عنف با شرایط احصان تبرئه شده است.


    به گزارش ایسنا،دادگاه همچنین اعلام کرده است که متهم بر اساس احراز بزهکاری در ملاقات با شاکیه پیش از اجرای صیغه عقد موقت و با استناد به ماده ۶۳۷ قانون مجازات اسلامی به تحمل ۸۰ ضربه شلاق تعزیری محکوم میشود.


    بر اساس اعلام دادگاه، رای صادره حضور بوده و ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در دیوان عالی کشور است
    ویرایش توسط homa90 : 1391,10,15 در ساعت ساعت : 22:06
    ما ♥ارديبهــــ♥ـشتيها ♥گـــذشــت رو خوب بلدیم !
    گذشت از بـــدی ها ؛
    تهمــت ها ،اشتباهات گذشت از اخــم ها ؛
    دادها ،
    زیر آبی رفتن ها !
    گذشت از خیانت و خیانت و خیــــانت !
    امــــا ....
    این ظـــاهر ماست ؛
    وقتی دیدین گذشتیم حتـــــی از "خیــــانت" ،
    بدونید از شمــــا گذشتیم ! ســـاکت و آروم ....

    ما ♥ارديبهــــ♥ـشتی های♥ وفــــادار همونطور که
    محکم می مانیم !
    محکـــم هم میرویم ... !!!

  9. 4 کاربر از پست homa90 تشکر کرده اند .


  10. Top | #6

    مدیر بخش موبایل


    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    نوشته ها
    23,409
    میانگین پست در روز
    21.81
    محل سکونت
    در آغوش باد
    تشکر از کاربر
    16,376
    تشکر شده 91,143 در 19,419 پست
    حالت من
    LEH
    اندازه فونت

    پیش فرض فرزاد جمشیدی مجری سیما در بیمارستان بستری شد


    فرزاد جمشیدی در بیمارستان بستری شد

    فرزاد جمشیدی مجری سیما بر اثر عارضه قلبی در بیمارستان بستری شد.
    یکی از اعضای خانواده جمشیدی با تایید این خبر گفت: بعد از مراجعات مکرر به پزشک در هفته گذشته، فشار قلبی عصر دیروز او را راهی بیمارستان کرد و با تشخیص پزشک او بستری شد.

    وی تأکید کرد: در حال حاضر حال او وخیم است و از مردم میخواهیم برای سلامتی اش دعا کنند.




    منبع: خبرگزاري مهر


    برگ های پاییزی
    سرشار از شعور ِ درخت اند
    و خاطرات ِ سه فصل را بر دوش می کشند
    آرام قدم بگذار ….
    بر چهره ی تکیده ی آن ها
    این برگها حُرمت دارند..
    درد ِ پاییز ،درد ِ ” دانستن ” است
    قوانین بخش موبایل
    قوانین بخش اسمس

    قوانین بخش خبر

  11. 8 کاربر از پست Pariya تشکر کرده اند .


  12. Top | #7

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    4,575
    میانگین پست در روز
    5.37
    محل سکونت
    زیر آسمان شهر
    تشکر از کاربر
    7,797
    تشکر شده 4,262 در 2,560 پست
    حالت من
    Kesel
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خدا شفاش بده



    از هیاهوی زمین خسته شدم.

    سهراب!

    قایقت جایی برای من دارد؟



  13. Top | #8

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    924
    میانگین پست در روز
    0.82
    محل سکونت
    TehraN
    تشکر از کاربر
    2,476
    تشکر شده 13,425 در 1,246 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    با این همه حاشیه حالا یا راست یا دروغ!! حق هم داره...
    داداشی گفت:زودی یه آرزو کن. آبجی کوچولو چشاشو بست و آرزو کرد..
    داداشی گفت:چپ یا راست کوچولو؟ آبجی کوچیکه گفت: ر ر راست تاتاجی جونم.. داداشی گفت:درسته.. درسته آرزوت برآورده میشه هوررررا...
    بعد دستشو دراز کرد و از چشم چپ آجی کوچولو مژَشو برداشت..
    آبجی کوچولو گفت:تو که از زیر چشم چپم برداشتی تاتاجی جون!
    داداشی دست چپ و راستشو مرور کرد و گفت: خب اشکال نداره دستشو دراز کرد و یه مُژه دیگه از زیر چشم راست آجی برداشت..
    دیدی؟؟؟ آرزوت میخواد برآورده شه دیدی؟؟ حالا چی آرزو کردی آجی کوچولو؟
    آجی کوچولو گفت:آرزو کردم دیگه مژهام نریزه!
    بعد سه تایی زدن زیر خنده.. آبجی کوچیکه و داداشی و پرستار بخش شیمی درمانی..... .

  14. Top | #9

    مدیر بخش موبایل


    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    نوشته ها
    23,409
    میانگین پست در روز
    21.81
    محل سکونت
    در آغوش باد
    تشکر از کاربر
    16,376
    تشکر شده 91,143 در 19,419 پست
    حالت من
    LEH
    اندازه فونت

    پیش فرض «یاد خدا»ی فرزاد جمشیدی پخش نشد


    «یاد خدا»ی فرزاد جمشیدی پخش نشد


    برنامهی «یاد خدا» با اجرای زندهی فرزاد جمشیدی، هفتهی گذشته از شبکه اول سیما پخش نشد تا یک فیلم سینمایی جایگزین آن شود.

    به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پیشتر اعلام شده بود که فرزاد جمشیدی مجری برنامهی «یاد خدا» به علت عارضهی قلبی روز سهشنبه راهی یکی از بیمارستانهای تهران شده است.

    اعلام این خبر، اجرای برنامهی «یاد خدا» توسط جمشیدی را در هالهای از ابهام قرار داد تا در نهایت پخش نشدن برنامهی «یاد خدا» و پخش فیلم سینمایی «ردیابی» در ساعت پخش این برنامه، تاییدی بر عدم حضور فرزاد جمشیدی در تلویزیون باشد.

    به گزارش ایسنا، برنامهی «یاد خدا» مدتی است که پنجشنبه شبها ساعت 23 و 40 دقیقه به روی آنتن شبکه اول سیما میرفت. این برنامه پنجشنبهی گذشته بدون توضیحی به بیننده، پخش نشد.


  15. 2 کاربر از پست Pariya تشکر کرده اند .


  16. Top | #10

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    نوشته ها
    1,164
    میانگین پست در روز
    1.02
    محل سکونت
    آغوش یار
    تشکر از کاربر
    10,168
    تشکر شده 4,752 در 1,221 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض فرزاد جمشیدی ممنوع الملاقات شد

    آفتاب: يكي از اعضاي خانواده مجري برنامههاي «ياد خدا» و «ماه خدا» در گفتگو با خبرنگار ما با تاييد اين خبر گفت: از مردم مي خواهيم براي او دعا كنند.

    خانواده او به علت تالمات روحی بیش از این حاضر به توضیح درباره جمشیدی نشدند.

    تلاش براي ارتباط با اين مجري كه چهارشنبه هفته گذشته بستري شده بود، ميسر نشد. شايان ذكر است در پي بيماري جمشيدي، برنامه اين هفته «ياد خدا» نيز۵ شنبه شب روي آنتن نرفت.

    همچنين شنيده ها حاكي است در روزهاي گذشته برخي مديران سازمان صداوسيما نيز با وي ملاقات كردهاند كه خبري از آن منتشر نشده است.

    به گزارش شفاف،تلاش برای دریافت آخرین وضعیت این مجری که حال او وخیم است، بی نتیجه ماند.

  17. کاربر زیر از پست homa90 تشکر کرده است .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. اعدام ،عاقبت رابطه نامشروع
    توسط آنیتا در انجمن حوادث داخلی
    پاسخ ها: 5
    آخرین نوشته: 1390,12,15, ساعت : 09:20
  2. مال اندوزی از رابطه ای نامشروع
    توسط الند در انجمن مطالب جالب و خواندنی
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1390,10,16, ساعت : 19:20
  3. پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1390,04,30, ساعت : 04:49
  4. پاسخ ها: 3
    آخرین نوشته: 1389,12,15, ساعت : 10:34

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •