بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۳۰ مهر ۱۳۹۱, ۰۶:۴۱ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
FereshteĦ آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +14 امتیاز     
پیش فرض معرفی و نقد رمان شیدای من | soratyrooz کاربر انجمن

سلام به دوستان گل....اینم تایپیک نقد شیدای من......
اول از همه دوستانی که رمان رو دنبال میکنن نهایت سپاس رو دارم....
دوم...اینکه نقداتون درست و به جا باشه خواهشا....در ضمن هرجا غلط املایی هست بهم بگین....
راجع به رمان هم اظهار نظر کنید مثلا بگین که دوست دارین داستان چطور پیش بره و.......
یک چیز دیگه منو دل سرد نکنید خواهشا....اگه رمان از نظرتون خوب نیست نظر ندین...فقط نقد کنید......
اینم بگم که اول های داستان یکم سرد و بی روحه ولی بعد عاشقانه میشه......

خلاصه داستان:راجع به دختری ست به نام شیدا که از پنج سالگی پیش یک خوانواده دیگه بزرگ میشه...همون خوانواده یک پسر داره به اسم شاهرخ که چشم دیدن دختره رو نداره ولی......(رمان رو بخونید تا بقیه اش رو متوجه بشید....)

با تشکر از مدیران عزیز و شما همراهان همیشگی......

اینم لینک رمان:
http://www.forum.98ia.com/t698427.html











لَـحـظـ
ـہ
هـاے سُـکـوتَـم؛
پـر هَـیـاهـو تـَـریـن دَقـایِـق زِنـدگـیـم هَـسـتـنـد
مَـمـلـو از آنـچــہ
مــﮯ خـواهَـم بِـگـویَـم
و
نـمــﮯ گـویَـمــ...!!!













ویرایش توسط FereshteĦ : ۲۳ دي ۱۳۹۱ در ساعت ۰۱:۵۸ بعد از ظهر
FereshteĦ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۳۰ مهر ۱۳۹۱, ۰۸:۱۸ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
AFM.ANGEL آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

سلام گلم خسته نباشید رمان جالبیه خیلی به دل میشینه،جای هیچگونه نقدی نیست فقط با اجازه تون چندتا اشکال تایپی رو میگم امیدوارم جسارتمو ببخشید...
شنبه صبح حاظر شدم که برم مدرسه =حاضر

مادرش خودشونو بهم برسونن چشمام ساهی رفت و خوردم زمین.....
نمیگفتم مامان بابا ولی....بغضی که تو گلوم بود نمیزاشت دیگه حرف بزنم....مهسا کنارم بود=نمیذاشت

یک هفته از فوت ساراجون و عمو علی میگذشت و من همچنان تو اتاقم بودم...حاظر نبودم برم پایین
صندلی رو از جلوی میز کامپوتر برداشت و نشست روبه روم
از اول خط کپی کردم که راحتتر بتونید پیداشون کنید موفق باشید
AFM.ANGEL آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ مهر ۱۳۹۱, ۰۹:۴۲ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
FereshteĦ آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط AFM.ANGEL نمایش پست ها
سلام گلم خسته نباشید رمان جالبیه خیلی به دل میشینه،جای هیچگونه نقدی نیست فقط با اجازه تون چندتا اشکال تایپی رو میگم امیدوارم جسارتمو ببخشید...
شنبه صبح حاظر شدم که برم مدرسه =حاضر

مادرش خودشونو بهم برسونن چشمام ساهی رفت و خوردم زمین.....
نمیگفتم مامان بابا ولی....بغضی که تو گلوم بود نمیزاشت دیگه حرف بزنم....مهسا کنارم بود=نمیذاشت

یک هفته از فوت ساراجون و عمو علی میگذشت و من همچنان تو اتاقم بودم...حاظر نبودم برم پایین
صندلی رو از جلوی میز کامپوتر برداشت و نشست روبه روم
از اول خط کپی کردم که راحتتر بتونید پیداشون کنید موفق باشید

سلام ممنون خانمی.....جسارت چیه عزیزم خودم گفتم اگه غلط املایی داشت بهم بگین....ممنون ویرایش شد....
FereshteĦ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۵ آبان ۱۳۹۱, ۰۳:۱۱ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
ebrahimi.fari آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام بر دوست گلم .خيلي داستانت رو دوست دارم.اميدوارم شاهرخ زودتر سر عقل بياد دست از اذيت كردن شيدا برداره.بازم دستت درد نكنه.



داستان خودم: پرواي بي پرواي من



رمان دوست عزيزم: سفر به ديار عشق
ebrahimi.fari آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۵ آبان ۱۳۹۱, ۰۴:۲۱ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
Denis omidi آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نخوندم میرم میخونم، ببینم چطوره ممنون.
Denis omidi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۵ آبان ۱۳۹۱, ۰۵:۴۵ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
FereshteĦ آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط ebrahimi.fari نمایش پست ها
سلام بر دوست گلم .خيلي داستانت رو دوست دارم.اميدوارم شاهرخ زودتر سر عقل بياد دست از اذيت كردن شيدا برداره.بازم دستت درد نكنه.
سلام دوست عزيز،ممنون كه دنبال ميكنيد...بله منم اميدوارم سر عقل بياد ...بازم مرسي
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Denis omidi نمایش پست ها
نخوندم میرم میخونم، ببینم چطوره ممنون.


سلام،شما لطف ميكني دوست عزيز
FereshteĦ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۵ آبان ۱۳۹۱, ۰۷:۵۹ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
*marin* آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام
راستش اونجایی که به شیدا میخاستن بگن سارا و علی فوت شدن خیلی بد گفتن..معمولا یه پیش زمینه ای چیزی میگن اینجوری آدم سنگ کوب میشههمین به نظرم رسید




دارم می میرم از اینکه تو رفتی و نمی میرم

*marin* آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۷ آبان ۱۳۹۱, ۰۶:۲۷ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
spring daughter آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام خسته نباشی دوست عزیز.داستانت خوبه فقط یکم کل کلاروبیشتر کنی جذابتر میشه.مررررررررررررسی
spring daughter آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ آبان ۱۳۹۱, ۱۱:۴۱ قبل از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
FereshteĦ آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mariiiiiiiiiiii نمایش پست ها
سلام
راستش اونجایی که به شیدا میخاستن بگن سارا و علی فوت شدن خیلی بد گفتن..معمولا یه پیش زمینه ای چیزی میگن اینجوری آدم سنگ کوب میشههمین به نظرم رسید
سلام عزیزم....خوب این نظر توئه عزیزم ولی روال داستان اینطوری برنامه ریزی شده بود...ولی فکر میکنم روش و اگه شد ویرایش میشه...ممنون عزیزم.....

نقل قول:
نوشته اصلی توسط spring daughter نمایش پست ها
سلام خسته نباشی دوست عزیز.داستانت خوبه فقط یکم کل کلاروبیشتر کنی جذابتر میشه.مررررررررررررسی
سلام ممنون خانمی......توی همین فکر هستم عزیزم.....خواهششششش........
FereshteĦ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ آبان ۱۳۹۱, ۰۸:۱۲ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
سعاد آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

مرسی عزیزم خیلی خوب بود



حواست باشه.....
مجــــازی هستم...
امــــا...
دلمـــــ مجازی نــــیست...
میشکند...
حواست به تایــــپ کردنت باشــد...

سعاد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
دانلود رمان موبایل با من بمان | soratyrooz کاربر انجمن | پرنیان . کتابچه . اندروید pegah.a رمان موبایل نوشته کاربران سایت 2 ۲۱ دي ۱۳۹۲ ۰۹:۵۶ قبل از ظهر
با من بمان | soratyrooz کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب FereshteĦ نوشته کاربران سایت 68 ۹ آبان ۱۳۹۲ ۰۸:۴۷ بعد از ظهر
رمان شیدای من | soratyrooz کاربر انجمن FereshteĦ رمان های کامل شده نوشته کاربران 141 ۲۳ دي ۱۳۹۱ ۰۷:۱۲ بعد از ظهر
دانلود رمان با من بمان | soratyrooz کاربر انجمن honey_x رمان نوشته کاربران سایت 0 ۷ آبان ۱۳۹۱ ۰۱:۴۷ بعد از ظهر
رمان با من بمان | soratyrooz کاربر انجمن FereshteĦ رمان های کامل شده نوشته کاربران 101 ۷ مهر ۱۳۹۱ ۰۷:۰۷ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۸:۵۶ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا