| |||
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : تير ۱۳۹۱ محل سکونت : تبریز
نوشته ها: 959
تشکرها: 2,712
تشکر شده 2,625 بار در 1,457 پست
کتاب مورد علاقه : زیاده ولی ...بینوایان حالت من : | پست بسیار مفید : +10 امتیاز به نام خالق صاحل عشق روز خواستگاری جلسه خواستگاریم بود .هولکرده بودم ادکلن رو روم خالی کردم مامانم گفته بود که خانواده پولدار و مهمی هستن. هنوز تازه !! رفته بودم آرایشگاه میگم موهامو برا جلسه خواستگاری درست کن .بعده سه ساعت خودکشی کردن موهامو عین برق گرفته ها درست کرده.خودم موهامو دید شاخ در آوردم چی بگم واالله میگن مد هست ؟؟ حاضر شدیم نه نه ی مارو باش هر چی طلا از همسایه ها و خودش داشته انداخته بود !شیطونه میگه ببرم بزارمش مانکن طلا فوشی ها اینم میشه مد دیگه!؟ پدرمم مثل همیشه در عین سادگی بهتر از هممون شده بود. رسیدیم بادستای لرزون زنگ خونشونو زدم کسی نمیدونست فکر میکرد بار اولمه که میرم خواستگاری.!پدر دختره در رو باز کرد مادرش هم مارو به طرف بالای خونه که مبلای سلطنتی داشتن راهنمای کرد .من چشام از هدقه بیرون زده بود خونه بود یا ویلا ؟انگاری نمایشاگاه مبل داشتن ای خدا ما هم خونه داریم اینا هم خونه دارن! رفتیم نشستیم.خانوم ها هم طبق عادت هاشون از طلا و اینجور چیزا حرف میزدن؟پدرش باپدرم هم از پول طلا هاو اینجور چیزا بحث میکردن . منم داشتم مبل هاشونو میشمردم که ...مامانم با صدای بلندی گفت عروس گلم نمیخواد چای بیاره؟دلم هوری ریخت مامانم اینقدر ازش تعریف کرده بود که فکر میکردم الان یه هوری میاد تو. که ... عروس اومد .من .من.فکر کردم داماد اومد !!!دماغش که چه عرض کنم به قابلمه میگفت برو کنار اومدم!ابرو ها واای شونه کردنی بودن.سیبیلاشم که فرمونی بود!!!اندامشم که چوب کبریت از اون کلفت تر بود.....دلم به حالم سوخت خواستم دو پا قرض کنم و فرار کنم ولی این بلای بود که خودم سر خودم آورده بودم .. ........ .................. ................. .............. امیدوارم بی احترامی نباشه طنز بود دیگه واسه خنده الهی خنده از لبانتان جدا نشه. ![]() یادت هست مادر؟ اسم قاشق را گذاشتی :هواپیما .قطار.کشتی تا یک لقمه بیشتر بخورم یادت هست مادر؟ شدی خلبان ملوان لوکوموتیوران.میگفتی بخور تا بزرگ بشی خانم طلا بشی.... ومن عادت کردم هرچیزی را بدون آنکه دوست داشته باشم قورت بدهم ...... حتی بغض های نترکیده ام را...... ![]() باشگاه پرواز 650 هم اندیشان370 | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : | *Princess72*, *RaHa2*, *فرشته*, Anabet, Anolin, black rose*, E.Narjes, elham12345, erica 65, ghamish, haniie, kathryn, ki@na, kimi.76, m.nafas, mahta75, maryama1992a, mina68, mitra.ym, mobina, mostafa 76, munes, odaboj, Omitris, oooshiva, parshan 77, prof.ati, RedDeluge, reyhaneh19, seeker, shafagh 69, ShImA....., snow lily, taraneh24, yasna:s:.:, zizi1996, ~ MisS Fati ~, ~Magic Life~, الیــــسا, بی کس, بیــ رنــگــ, تنهای با او, دختراسمان, ذره بین, فرح77, مغرور, نسترن 76, یه آدم, ღღ Parisa ღღ, ♥TaMaNa♥, 。 sIrVαT 。 |
| تبلیغات | |
| | |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : تير ۱۳۹۱ محل سکونت : تبریز
نوشته ها: 959
تشکرها: 2,712
تشکر شده 2,625 بار در 1,457 پست
کتاب مورد علاقه : زیاده ولی ...بینوایان حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز امیدوارم که مورد پسند باشه .انتقاد پیشنهاد یادتون نره. | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #3 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۹۱ محل سکونت : یه جایی زیر همین سقف خدا...
نوشته ها: 922
تشکرها: 2,997
تشکر شده 3,450 بار در 1,830 پست
کتاب مورد علاقه : غزال - یاسمین حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز خییییلی قشنگ بود کلی خندیدم مرسی من خدایی دارم، که در این نزدیکی هاست نه در آن بالاها مهربان، خوب، قشنگ چهره اش نورانیست گهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من او مرا می فهمد او مرا می خواند، او مرا می خواهد | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۹۱
نوشته ها: 195
تشکرها: 1,831
تشکر شده 1,454 بار در 807 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز باحال بود ولی انتظار ی اتفاق متفاوتو داشتم یکم تکراری بود | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #5 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۹۱ محل سکونت : Red Zion
نوشته ها: 132
تشکرها: 423
تشکر شده 924 بار در 187 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز به قول معروف: هر چه کنم به خود کنم، گر همه نیک و بد کنم! | ||||||||
| | |
| | #6 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : تير ۱۳۹۱ محل سکونت : تبریز
نوشته ها: 959
تشکرها: 2,712
تشکر شده 2,625 بار در 1,457 پست
کتاب مورد علاقه : زیاده ولی ...بینوایان حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز | ||||||||
| | |
| | #7 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰
نوشته ها: 858
تشکرها: 5,438
تشکر شده 3,791 بار در 1,146 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز جالب بود خیلی ممنون بـلافـاصـله پـس از مـرگـم مـرا بـه خــاکــ نسپـاریــد؛ دوسـتـانــم عادتـــ دارنــد کـه دیــــر بیــاینـــــد! ![]() برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #8 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۱
نوشته ها: 519
تشکرها: 5,967
تشکر شده 4,544 بار در 1,864 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز مرسي واقعا بامزه بود ![]() نازلــــی سخــن نگفـــت ![]() نازلــــی بنفشـــــه بود گـــل داد و مــــژده داد زمســـتان شکســـت و رفـــت ![]() شامــلو ![]() | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #9 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۹۱ محل سکونت : کوچه علی چپ....
نوشته ها: 1,236
تشکرها: 4,765
تشکر شده 1,807 بار در 892 پست
کتاب مورد علاقه : ★سقوط آزاد★ حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز مرسی...جالب بود... برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید خــواســتم چشمهایش را از پشتـــ بگیرمــ ...... دیدمــ طآقتـــ اسم هـــآیی رآ که میگوید ندارمـــ .... ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #10 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۱ محل سکونت : زیر اسمون خدا
نوشته ها: 719
تشکرها: 576
تشکر شده 2,041 بار در 485 پست
کتاب مورد علاقه : کتاب های م.مودب پور حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز ![]() با حال بود ممنون ![]() خُــدایـــا! مَـن دَستـت را خـوانـده امـ... دَسـتت بَــرای مـَن رو شُـده است! تـو سمفـونـی ِ زیبـــای ِ شَکسـتن ِ ایــن دل ِ لَعنتــی را دوستـــ داری! بـــاشـداگـــر تـــو مـی خــواهــی،بــــاشد مـی شِکنــَـــم بــــاز هَــم.می شنوی ایمان می آورم به دوستی و صداقت قاصدک ! سال هاست که ، صدایم را شنید ... نگاهم را خواند ... محبتم را فهمید ... غصه هایم را گریست ... خوشی هایم را خندید ... و همه شان را رساند به دوردست های خاکستری ! این روزها ، بیشتر از همیشه ، قاصدک را می خوانم ! و "تو" امروز هر چه قاصدک دیدی ، جز پیام دلتنگی های من چیزی از او نخواهی شنید !... "قاصدک" مقبره تنهایی من است.... بهترین رفیق روزهای تنهائیم...! روزهای انتظار چه عاشقانه مرا می شکند و تو چه سرد از من عبور می کنی ..... میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم! در ساحل کنار دریا ایستاده ای , هوای سرد , صدای موج انتظار انتظار انتظار … … به خودت می آیی , یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند , نه دستی که شانه هایت را بگیرد , نه صدای که قشنگ تر از صدای دریا باشد اسم این تنهایی است.... | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| یه خاطره از مراسم خواستگاری خودتون یا بقیه... | atusa71 | بحث و گفتگو | 1 | ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۱۸ بعد از ظهر |
| خاطره تلخ فردوس کاویانی از مجموعه خاطره انگیز «همسران»! | N@s!m | فرهنگی و هنری | 1 | ۷ خرداد ۱۳۹۱ ۰۲:۴۴ بعد از ظهر |
| خواستگاری در دهه 70 و 90 | makhmal_66 | ترول | 15 | ۶ خرداد ۱۳۹۱ ۰۱:۲۷ قبل از ظهر |