| |||
| |||||||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
| | #21 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۹۱ محل سکونت : بالای سرت
نوشته ها: 803
تشکرها: 5,609
تشکر شده 11,080 بار در 1,034 پست
کتاب مورد علاقه : سرطان عشق حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
![]() عزیزم الان با لیسانس تو تهران دارن ابدارچی می شن خواهری من به چشم دیدم تازه اون باید خوشحالم باشه ![]() این مهرداد تابلو نیست ...حرفش واسه امروزو دیروز نیست بعدا متوجه می شی عزیزم...حالا تو داستان میاد ...چون تا حالا نبود که ببینیش تازه اوردمش ![]() باشه گلم می گم باز تو این پست نوشتم که چی دید بخون عزیزم ![]() منم بدجور منتظرتم اینجا فدات بشم عزیز دله خواهر این رمانو با کمک تو دارم پیش می برم عزیز ![]() من که زندگیمو باختم اما... تو از خدا بترس...! | |||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| تبلیغات | |
| | |
| | #22 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۹۱ محل سکونت : کنار خودمــ ...!
نوشته ها: 1,248
تشکرها: 36,774
تشکر شده 19,367 بار در 3,384 پست
کتاب مورد علاقه : یــک نــخ سکوتــــ ! حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز خواهری گلم پست جدیدتم دوست داشتم...همچین غمش زیاد بود...اینکه ی لحظه خودمونم جای اون بیمارا بذاریم کار سختیه و ناراحت کننده ست. فن بیانت فوق العاده گیراست و آدمو توی خودش غرق میکنه...خوشحالم که از این نظر موفقی... ![]() و اما ی سوال: توی این کلینینک اتاق مجزایی برا بیمارای مرد و زن نیست؟ فکر کنم باید اتاقاشون جدا باشه...البته این نظره منه... این آقای دکترم کشته مرده ی پری میشه؟؟؟ فعلا تا بست بعدی بابای... آسمــون دلگیــره ؛ ولی حــالم خــــوبه ...! | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #23 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۹۱ محل سکونت : بالای سرت
نوشته ها: 803
تشکرها: 5,609
تشکر شده 11,080 بار در 1,034 پست
کتاب مورد علاقه : سرطان عشق حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
مرسی گلم تو به من لطف داری من خوشحالم که نوشته ی ناچیزمو دوست داشتی...بپرس عزیزم ![]() عزیزم من گفتم یه سری از رمانم بر اساس واقعیته خواهری من بعضی چیزارو به چشم دیدمو بعضی هام تخیلمه این کیلنیک و این فضا رو من دیدم ...خواهری تو خودت می دونی که من مریض دارم اونجا...هرچی توضیح دادم از موقعیت و حتی مکالمه هایی که درمورد غذا بود حتی اون دختر بچه همه رو دیدم عزیزم اسم کلنیکم خواستی با ادرسشو اونم بهت می دم ![]() عزیزم بزار می فهمی تو داستان ![]() مرسی عزیز دله خواهر منتظرتم ![]() | |||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #24 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۹۰ محل سکونت : یه جا غیر از اینجا
نوشته ها: 459
تشکرها: 3,032
تشکر شده 13,730 بار در 432 پست
کتاب مورد علاقه : رمانايmahtabi22 حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام سولماز جون یه سوال...یادمه یه بار گفتی که داستانت بر اساس واقعیته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اونیک ه تو کاور پلاستیکی مشکی پنهان کردن کی بید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ احتمال داره تا بعده كنكور اين طرفاآفتابي نشم ![]() پ.ن:از همه دوستايي كه نمي تونم رماناشونو دنبال كنم عذر مي خوام...در ضمن گفتم رمان اُميدي ديگر رو حذف كنن...فعلاً واسه نوشتنش انرژي ندارم... مهم:تابستان92 با (نا)خواهرانه دوستت دارم سيــــــاه و خـــاكستـــري برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید رمانايي كه دوز دالم: يك بازي معمولي|mahtabi22_تموم شد_ ![]() مثلث دو گوش|mahtabi22و خانومي كبك ها|mahtabi22_حتماً بخونيد_ ![]() اجباري|رمان گروهي ناجي عشق|*tina جنسيت|كلاله ازعشق بدم بدم بدم مياد|سيد آويد محتشم | ||||||||
| | |
| | #25 (لینک مستقیم) | |||||||||
| ویراستار کتاب انجمن ![]() تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آبان ۱۳۹۰ محل سکونت : ♥Ahwaz♥
نوشته ها: 2,140
تشکرها: 4,748
تشکر شده 19,331 بار در 3,572 پست
کتاب مورد علاقه : اووووووف زیادن حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام عزیزم. خوبی؟ خسته نباشی حاج بابا با این که اولین کارته ولی بازم قوی می نویسی. قلمتو دوست دارم. بازیت با کلمات، بیان احساساتت خیلی خوبه طوری که خودمونو توی اون موقعیت می بینیم. نقل قول:
چرخ های چرخنده روزگار هم یکی از همین بازی با کلماتته، من خوشم میاد از این طرز بیانت، هرکسی نمی تونه این طوری بنویسه، فکر کنم چون دستی توی شعر داری برات راحت تره نوشتنش. این ایده ی کار کردنش توی اون مرکز و سروکار داشتنش با بیماران سرطانی خیلییییییییییی باحاله. سولی قضیه مهرداد چیه؟ بازم میام. با یکی آشنا شده بودم !!! پرسید: راستی متولد چه ماهی هستی؟ من :متولد تیر رفت :| گفتم : کجا میری؟ گفت : من لیاقتتو ندارم ...! یه همچین آدمایی هستیم ما متولدین تیر ![]() *** *** | |||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #26 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۹۱ محل سکونت : بالای سرت
نوشته ها: 803
تشکرها: 5,609
تشکر شده 11,080 بار در 1,034 پست
کتاب مورد علاقه : سرطان عشق حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
![]() عزیزم یه مقدار بر اساس واقعیت یه مقدارم تخیله منه ![]() عزیزم اون قسمت و خوب نخوندی ...داروهای شیمی درمانی رو که مثل سرم تزریق می کنن میزارن تو کاور مشکی تا نور بهش نخوره ... فدات بشم که اومدی نقد خوشحالم کردی عزیز ![]() | |||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #27 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۹۱ محل سکونت : بالای سرت
نوشته ها: 803
تشکرها: 5,609
تشکر شده 11,080 بار در 1,034 پست
کتاب مورد علاقه : سرطان عشق حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
![]() مرسی دنیای بابا عزیزم تو بهم لطف داری وگرنا همچینم نیستم![]() خوشحالم که این قسمتو دوست داشتی من خودم عتقاد دارم یه قسمتهایی رو باید یه جور خلاصه بیان کرد که هم منظورو برسونی هم زیاد کش ندی مطلبو ...خوشحالم که این دیدگاه منو قبول داشتی ![]() فدات بشم اونا دلنوشته هستن لایق این نیستن که بهش گفت شعر اره دیگه گیر دادم به چرخ روزگارو ولش نمی کنم![]() چون خودم یه مدت تو اون مرکز رفت و امد می کنم این ایده اومد تو ذهنم و اونجا رو مجسم می کنم... ای ای عزیز دله بابا تو با مهرداد چیکار داری حالا تو داستان کم کم پر رنگ می شه و می فهمی داستان لو ندهمن بازم منتظرتم عزیز دلم مرسی از حضورتو مرسی از تحلیلت گلم و مرسی از لطفی که تو امضات به من داشتی ![]() ![]() | |||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #28 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : تير ۱۳۹۱ محل سکونت : کنـــج اتاقــــم...
نوشته ها: 689
تشکرها: 9,829
تشکر شده 5,175 بار در 1,289 پست
کتاب مورد علاقه : دالـان بهشـــــت... | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام عزیز دل خاله.... ![]() سولی اینکه جاهای هیجانی داستانو کات میکنی خیلی جذابیت فوقالعاده ای داره،باعث میشه که خواننده حتما برای پست بعدی خودشو برسونه... ![]() یه انتقاد ازت دارم،این جمله ی بچرخ روزگار،بچرخ رو دیگه تکرار نکن،البته توی چند تا ازپست آخریا تکرارش نکردی،ولی کلا دیگه ازش استفاده نکن...باعث میشه که خواننده رو خسته کنه و احساس بی میلی بهش دست بده... ![]() بابا بگو این مهرداد حرف دلشو بزنه جونه ما رو گرفت دیگه... ![]() اون آقا دکتره رو هم اسم کوچیکشو بهمون بگو تا باهاش خودمونی بشیم... ![]() ![]() مــــــــن عاشـــــــــق بارونــــــــــم... خاطــــــــــــرات پیــــــــــاده روی رو مـی شـــوره...! | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #29 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۹۱ محل سکونت : بالای سرت
نوشته ها: 803
تشکرها: 5,609
تشکر شده 11,080 بار در 1,034 پست
کتاب مورد علاقه : سرطان عشق حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
خو باید یه کاری کنم شما به من یه سر بزنین یا نه واقع استفاده از روزگار و چرخ هاش بده؟...اخه من اینجمله رو دوست دارم...حالا خاله جون کم تر استفاده می کنم باشه ![]() تو با مهرداد چیکار داری ...حالا شاید عاشق نبود اسم دکتر و بگم باشه چشم تو بیا چند تا اسم به من بده هر کدوم قشنگ تر بود جونه یاسر میزارم عزیزم ![]() مرسی که اومدی نقد عزیز دلم ![]() | |||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #30 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : اسفند ۱۳۹۰ محل سکونت : تهــــران...
نوشته ها: 1,051
تشکرها: 16,025
تشکر شده 14,304 بار در 1,819 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
![]() خدا قوت سلماز جونم منم اومدم همينو بگم جريان چرخ و ....![]() بعلاوه اينكه: سلماز جان بنظرم "كلي" داري تعريف ميكني... جزئي تر بگو جريانات رو مثلاً از جمع خانوداه و اتفاقات بين اعضا خانواده بگو يا مثلاً همكار يا زن عموي پروانه توي بيمارستان... البته اين نظر منه و الزاماً درست نيست عزيزم![]() گفتم يه بوهايي داره ميادا... موفق باشي خانومي حمـاقـت هایی هستند که با یـادآوری آنها مـی خنــدیـم!.... و این حماقتها درد آورتــرین خاطـراتِ زنـدگـی مـا هستند... | |||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| به رنگ عشق | mahanmc کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | Mahdis @69 | نوشته کاربران سایت | 22 | ۷ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۴:۱۰ بعد از ظهر |
| نی نی های جلف | آیه* کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | آیه* | نوشته کاربران سایت | 58 | ۲۹ فروردين ۱۳۹۲ ۱۰:۴۹ قبل از ظهر |
| تو و من | dibaocean کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | dibaocean | نوشته کاربران سایت | 82 | ۶ فروردين ۱۳۹۲ ۰۳:۱۵ بعد از ظهر |
| سرطان عشق | سلماز"solijoon" کاربر انجمن | solijoon | کتابهای کامل شده نوشته کاربران | 93 | ۲۸ آذر ۱۳۹۱ ۱۲:۱۴ قبل از ظهر |
| دفتر دلنوشته های من | سلماز | solijoon | solijoon | اشعار و دلنوشته های کاربران سایت | 15 | ۲۱ مهر ۱۳۹۱ ۰۵:۴۸ بعد از ظهر |