بازگشت   نودهشتیا > فرهنگ و هنر > بیوگرافی > بازیگران و عوامل سینمای ایران

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۵ مهر ۱۳۹۱, ۰۸:۵۴ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر فعال بخش عکس
 
نیکان آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
Smile بیوگرافی و مصاحبه از بهاره كيان افشار | شادی ، سریال کلاه پهلوی

زندگي پرفراز و نشيب «شادي»


جام جم آنلاين: بهاره كيان افشار در سريال تلويزيوني «كلاه پهلوي» كه در حال پخش از شبكه يك است، نقش شادي، دختر مستشارالدوله را بازي ميكند. نقش مادر او را گوهر خيرانديش ايفا ميكند.

وي با بازي در اين سريال، نخستين تجربه بازيگرياش را كسب كرد. با كيانافشار به گفتوگو نشستيم تا درباره نقشش در اين سريال بيشتر بدانيم.

با توجه به اينكه بازي در سريال «كلاه پهلوي» نخستين تجربه بازيگري شماست، چطور براي بازي در اين سريال انتخاب شديد؟

من به واسطه يكي از دوستانم به مسئول گروه انتخاب بازيگران سريال «كلاه پهلوي» معرفي شدم. در دوران مدرسه در گروه تئاتر حضور داشتم و هميشه علاقهمند به بازي در تئاتر بودم البته رشته فني و مهندسي خواندهام، اما بازيگري را دوست دارم تا اينكه شرايط بازي در اين سريال برايم فراهم شد. بازي در اين مجموعه، هديهاي از طرف خداوند برايم است.

دليل انتخابم براي نقش شادي اين بود كه فيزيك و چهرهام براي اين نقش مناسب بود. بعد از صحبتهايي كه درباره نقش با آقاي ضياءالدين دري داشتم، با شخصيت شادي بيشتر آشنا شدم و احساس كردم ميتوانم اين نقش را اجرا كنم تا اينكه به مرور بيشتر با اين نقش انس گرفتم. در مجموع براي ايفاي نقش شادي چند جلسه با كارگردان صحبت كردم تا بتوانم اين نقش را بخوبي به تصوير بكشم.

با توجه به اينكه قبل از سريال كلاه پهلوي، تجربه بازيگري نداشتهايد، كدام يك از ويژگيهاي اين شخصيت برايتان جالب بود كه تصميم گرفتيد وارد حرفه بازيگري شويد و نقش پرفراز و نشيبي مانند شادي را بازي كنيد؟

شادي، شخصيت محكمي دارد. شايد بخشي از اعتماد به نفس او به خاطر جايگاه خانوادگياش باشد، اما با توجه به اينكه پزشك است و دانش و آگاهي لازم را دارد، از اين جايگاهش سوءاستفاده نميكند. به مرور كه قصه جلوتر برود، بيشتر با شخصيت شادي آشنا ميشويد و متوجه خواهيد شد كه او شخصيت مثبتي دارد. همه اين موارد برايم جذابيت داشت.

در قسمتهايي كه از سريال پخش شده، شادي دختر مغروري است كه خيلي به جايگاه خانوادگياش متكي است و اصلا او را به عنوان شخصيت مثبت قصه نميبينيم. اين با صحبت شما مغايرت دارد؟

بله، تا اين بخش از قصه، شما شخصيت شادي را به عنوان يك دختر مغرور ميبينيد، اما به مرور كه قصه جلوتر برود، طرز تفكر او به خاطر شرايط زندگي، ايدئولوژيها، اخلاقيات و... تغيير ميكند. در مجموع شخصيت شادي فراز و نشيبهاي زيادي خواهد داشت و به خاطر دانشي كه دارد، شخصيتش مثبت ميشود. در اين باره خيلي نميتوانم توضيح بدهم، چون ممكن است داستان لو برود.

بخشي از شخصيت شادي تحت نفوذ مادرش است. در اين سريال نشان داده ميشود وقتي يك دختر ايراني در يك خانواده اصيل زندگي كند، حتي زماني كه در خارج از ايران هم تحصيل كند، باز هم آزادانه تصميم نميگيرد و خانوادهاش در تصميمات او تاثيرگذار هستند.

از آنجايي كه تجربه شما در بازيگري كم است، آيا قبل از بازي در سريال «كلاه پهلوي» دورخواني داشتيد يا نه؟

خيلي جلسات دورخواني نداشتيم. قبل از ضبط هر سكانس درباره فضاي كار و نقش با كارگردان صحبت ميكرديم؛ البته فيلمنامه سر صحنه خيلي تغيير كرد و ميتوانم بگويم فيلمنامهاي كه به من داده بودند و صحنههايي كه ضبط كرديم 20 تا 30 درصد تغيير كرد.

با توجه به اينكه شما بازيگر حرفهاي نبوديد و نقش شادي هم سختيهاي خودش را داشت، اجراي اين نقش بدون جلسات دورخواني مشكل نبود؟

خيلي سخت بود. واقعا بازي در اين مجموعه نياز به تمركز خيلي زياد داشت. بازيگري كار دشواري است. بايد عميقا نقش را درك و بعد آن را بازي كنيم. وقتي نقش براي خودمان ملموس نباشد، مسلما نميتوانيم آن را بدرستي ايفا كنيم. معتقدم اگر در اين حرفه عشق، صبر و پشتكار نباشد، نميتوان موفق شد.

در اين مجموعه، گوهر خيرانديش نقش مادرتان را بازي ميكند. حضور او چقدر در بازي به شما كمك ميكرد؟

روزهايي كه با ايشان بازي داشتم، حضورشان به من دلگرمي ميداد و تمام لحظات به من كمك ميكرد. راهنمايي او خيلي در بازيام تاثير گذاشت و فراتر از آن كمكهاي كارگردان خيلي مفيد بود. ميتوانم در يك جمله بگويم حضور ضياءالدين دري در اين مجموعه چتري براي همه بازيگران بود.

در مجموع بازي در اين مجموعه بهترين اتفاق زندگيام است. واقعا برايم خيلي خوشايند است كه در كنار يك كارگردان باتجربه و بازيگران حرفهاي بازي كردم. حاصل كار را كه ميبينم، برايم شيرين و دوستداشتني است. براي رسيدن به نقش شادي سعي كردم خودم هم مطالعاتي در تاريخ داشته باشم تا با ذهني آماده سر كار حاضر شوم.

بازي در كدام يك از سكانسهاي اين سريال تلويزيوني برايتان دشوار بود؟

من سكانسهاي دشوار در اين سريال خيلي زياد داشتم و در حال حاضر نميتوانم نامي از آنها ببرم. نقش شادي از قسمت هفتم به بعد خيلي پررنگ ميشود. او بعد از پايان تحصيلات به ايران برميگردد و با اتفاقات زيادي روبهرو ميشود؛ اتفاقاتي كه تماشاي آنها براي بيننده هم جذاب است.




نیکان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲ ارديبهشت ۱۳۹۲, ۱۱:۰۴ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
.ARAM. آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
Post بیوگرافی و مصاحبه از بهاره کیان افشار| بازیگر

بهاره کیانافشار، بازیگر نقش شادی در «کلاه پهلوی» دربارهٔ ویژگیهای نقشش در این سریال تاریخی، مشکلات دوران تولید و ریتم کند آن توضیح میدهد

با پخش بیستو هفتمین قسمت ازسریال «کلاه پهلوی»، این مجموعه تاریخی به نیمه رسید. از کنار نقدهای مثبت و منفی دربارهٔ محتوا، شخصیتپردازی و … این سریال که بگذریم، مسئله روند کند اتفاقها و طولانی شدن بیدلیل سریال، از آن دسته نقدهایی است که نمیشود به راحتی از کنارش گذشت.
اگر مجموع اتفاقهای سریال را در این ۲۷ قسمت کنار هم بگذاریم، به این نتیجه میرسیم که عملا چیزی حدود یک سوم بخشهای آن، بیدلیل به کار اضافه شدهاند و حضورشان اصلا کمکی به پیش رفتن روند سریال نمیکند.

با پایان نیمه اول کلاه پهلوی، از هفته آینده، سریال باید وارد سراشیبی رسیدن به نقطه نهایی شود و کم کم تکلیف شخصیتهایش را مشخص کند. به بهانه پایان نیمه اول سریال «کلاه پهلوی»، با بهاره کیانافشار، بازیگر نقش شادی، دربارهٔ حال و هوای این نقش، دلایل روند کند سریال و … گفتوگو میکنیم.
سریال «کلاه پهلوی» یکی از طولانی‏ترین مراحل تولید را داشت و خب طبیعتا شما هم به عنوان بازیگر، سالهای بسیاری با آن سر و کار داشتید. این طولانی شدن مراحل تولید برائتان خسته کننده نبود؟
من سال ۸۳ با پروژه «کلاه پهلوی» آشنا شدم و از همان زمان قول همکاری دادم. نهایتا سال ۸۵ پروژه کلید خورد و کار آغاز شد. قرار بود زمان مراحل تصویربرداری، یک سال و نیم طول بکشد. هیچ وقت به ما نگفتند که ۶ یا ۷ سال قرار است درگیر این کار باشیم. قطعا خودشان هم نمی‏دانستند که پروژه قرار است تا این حد طولانی شود. همان موقع هم که به ما گفته بودند قرار است یک سال و نیم درگیر پروژه باشیم، به نظرم زمان بسیار زیادی میآمد. ولی خب نقش خوبی بود و فیلمنامه بینظیری داشت. فیلمنامه‏ای که من خواندم بسیار بسیار ساختار جذابی داشت. البته یک مقدار دستخوش تغییر شد و روی بخشهایی از آن حذفیاتی صورت گرفت. فکر میکنم حاصل کار هم خوب شده باشد.
طولانی شدن روند سریال، علاوه بر خسته کننده شدن کار برای عوامل، مسافرت، بیماری یا فوت برخی از آنها و … مسائلی مثل تغییر چهره بازیگران را هم به همراه دارد. از آنجایی که قسمتهای اول سریال، دیرتر از سایرین گرفته شدند و در سال ۹۱ جلوی دوربین رفتند، سن بازیگران در ابتدای سریال، خیلی بیشتر از بخشهای بعدی آن به نظر میرسید.
من فکر میکنم این کمترین مشکلی بود که پروژه
«کلاه پهلوی» با آن روبهرو بود. ببینید بقیه مشکلات چقدر بوده! آره خب این تغییرات به نسبت وجود داشت. اتفاقا من جزو معدود بازیگرانی بودم که این تغییرات به کمترین میزان برائم وجود داشت. حداقل تغییر سن و سالم در طول کار چندان مشهود نیست. به هرحال طولانی شدن کار، مشکلات بسیاری به وجود می‏آورد.

این مشکلات دربارهٔ حفظ راکوردهای حسی هم وجود داشت؟
بله. بیشترین مشکل را در همین حفظ راکوردها داشتیم. بسیار از سکانسها را داشتیم که پلانهایش در زمانهایی کاملا جدا از هم گرفته میشد. این بسیار برائ بازیگران سخت است. به طور مثال فرض کنید بخشی از یک صحنه در فضای داخلی اتفاق می‏افتاد و بخشی از آن در فضای خارجی مثل بالکن، حیاط یا خیابان. بسیار وقتها به طور مثال فضاهای خارجی آماده نبود و باید صبر میکردیم تا آماده شود. همین آمادهسازی، بعضی وقتها چند روز یا چندهفته طول میکشید. ما چون همزمان با پیشرفت داستان، سکانسها را نمیگرفتیم و بر اساس لوکیشن ، بازیگر آماده و … کار را جلو میبردیم. برائ همین بسیار سخت بود.
شخصیت شادی در «کلاه پهلوی»، سابقه تاریخی دارد؟ یعنی در دوره کشف حجاب رضاخانی، واقعا چنین کاراکتری با این ویژگی‏ها وجود داشته؟
ما عینا این شخصیت را با این مشخصات در تاریخ نداریم. ویژگی‏های شخصیتی شادی، از یکسری از زنان آن دوره از تاریخ گرفته شده و آقای دری، مجموعه‏ای از آن صفات را داخل یک شخصیت جا داده. ولی اینکه بخواهم بگویم در شکلگیری شخصیت شادی، عینا یک استناد تاریخی وجود داشته است، خیر! برائ همین هم من مراجعه مستقیمی به شخص خاصی نمیتوانستم انجام دهم. فقط ویژگی‏های زنان این طبقه از جامعه در آن دوره و طرز تفکرهایشان را مطالعه کردم.
خیلی‏ها معتقدند که گریم و لباس زنان آن دوره، حتی رنگ آرایش، مدل ابروها و … با چیزی که در «کلاه پهلوی» به تصویر کشیده شده کاملا فرق دارد. با توجه به مطالعاتی که دربارهٔ زنان آن دوره داشتید، با این نظر موافقید؟
من واقعا در حوزه تخصصی گریم وارد نشدم و اصلا به خودم اجازه اظهارنظر در این زمینه را نمیدهم. آنچه برائم مهم بود و باید در زمینه‏اش تحقیق میکردم، طرز تفکر، رفتار، منش و … زنان آن دوره بوده و اصلا راجع به نوع آرایش و لباس آنها چیزی نمیدانم.

یکی از مهمترین انتقادها نسبت به این سریال، روند کند آن است. از زمان ورود این شخصیتها به ایران تا اجرایی شدن قانون کشف حجاب، اتفاقها بسیار کند پیش می‏رود و اتفاق قابل توجهی در هر قسمت نمی‏افتد. این مسئله را قبول دارید؟
ماهیت سریال تاریخی با سریال روتینی که هر شب از تلویزیون پخش میشود فرق میکند. ما بیشتر داریم تاریخ و قصهای را با تمام جزئیاتش از قبل روایت می‏کنیم. این را نمیشود بسیار تند تعریف کرد چون به نوعی باید تمام جهات یک موضوع بررسی شود. ما داریم از شهری حرف میزنیم که نماد کشور ایران است و هر کدام از شخصیتها، نماینده قشر خاصی از مردم جامعهاند. تعدادی از شخصیتهای ویژه، نشانگر نوعی از تفکرند. بنابراین باید زمانی وجود داشته باشد که تکتک اینها به مخاطبان شناسانده شوند بعد حالا روابطشان شناسایی شود و بعد داستان پیش رود. خب قطعا روند کندتری دارد. به هرحال آن چیزی که در فیلمنامه خواندم باید بگویم آنقدر برایم پر کشش بود که اصلا نمیتوانستم آن را زمین بگذارم.
حق با شماست اما در کنار معرفی شخصیتها و نشان دادن روابط آنها با هم، باز هم قسمتهای بسیاری وجود داشت که اصل داستان را تا حدی به حاشیه میبرد.

از اول هم قرار بود همین تعداد قسمت را داشته باشیم. چیزی به کار اضافه نشد. نمیتوانیم بگوییم سریال به طور مثال از اول برائ ۳۰ قسمت نوشته شده و حالا تبدیل شده به ۵۲ قسمت. از اول هم برائ همین ۵۲ قسمت نوشته شده بود. به نظرم ما باید نحوه نگاهمان نسبت به چنین کاری را در مقایسه با سریالهای پلیسی، خانوادگی و … یک مقدار تغییر دهیم. این قصه را باید با خصوصیات خودش نگاه کنیم. با این حال فکر نمیکنم ریتم سریال، با ریتم «کیف انگلیسی» بسیار فرقی داشته باشد.

تعداد قسمتهای «کیف انگلیسی» بسیار کمتر از کلاه پهلوی بود!این سریال فقط ۱۳ قسمت بود.

بله اما باید توجه داشته باشیم که «کیف انگلیسی» حاصل هشت سال کار بود نه شش سال!

تا اینجای کار شخصیت شادی به عنوان زنی معرفی میشود که سعی دارد هر طور شده فرهنگ مردم ایران را تغییر دهد و برای رسیدن به این هدف، از هر وسیلهای استفاده میکند. حتی در قسمتهایی یک جورهایی برای مخاطبان، بدجنس هم به نظر میرسد. یعنی در کل قصه هم چنین تعریفی از شخصیت شادی وجود دارد یا حالا به دلایل دیگری این اتفاق میافتد؟
«شادی» اصلا بدجنس نیست. به خیال خودش، دارد یکی از بزرگترین کمکها را به زنان جامعه خودش میکند.

یعنی از نظر خودش اصلا کار منفی انجام نمیدهد؟
نه اصلا. شما اگر شخصیت شادی را دنبال کنید، اصلا نمیتوانید محکومش کنید. ممکن است الان احساس کنید چرا به خودش اجازه میداده روی اعتقادات مذهبی مردم پا بگذارد ولی واقعا نیت شادی به نسبت بسیارهای دیگر که حالا بسیار منافع دیگری را در پشت پرده دنبال میکردند، بسیار صادقانه بود. بسیارها آن دوران به فکر این بودند که بیایند بازار کیف و کفش و لباس ایران را به دست بگیرند و هر طور شده به سود برسند اما شادی به زعم خودش فکر میکرده که باید آگاهی بیشتری به زنان کشورش بدهد و آنها را از آن حصر خانگی که فکر میکرده در آن قرار دارند، رها کند. درواقع شادی به زعم خودش دوست داشته آن آزادی‏ که خودش تجربه کرده بوده و با آن توانسته بوده تحصیل کند و دنیا را بیشتر ببیند، زنان کشورش هم داشته باشند. فکر میکرده راه حل کمک به زنان جامعه‏اش، در قدم اول کمک به بیحجاب کردن آنهاست.
یعنی در ادامه داستان، مخاطبان به حسن نیت شادی، واقف میشوند؟
حالا با روند داستان اگر پیش روید متوجه میشوید که این شخصیت به لحاظ تفکر هم تغییر میکند و حتی عملکرد حکومت را هم نقد میکند. حالا نمیخواهم قصه را لو بدهم فقط بدانید که شخصیت شادی تا آخر اینطور نمیماند. با روند داستان خواهید دید وقتی متوجه میشود آنچه نیتش بوده با اتفاقهایی که در زمان کشف حجاب اجباری اتفاق افتاده همخوانی ندارد، واقعا موضعش را تغییر میدهد.



دوستان گلم؛
رمان ملودی زندگی من ویرایش اساسی شد!

رمان های مــن:
 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


.ARAM. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳ ارديبهشت ۱۳۹۲, ۱۲:۲۹ قبل از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
مینو.م آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

به نظر من دوبله شادی کاملا روی بازی بهاره کیان افشار سایه انداخته. دوبله ش اونقدر قوی شده که بیشتر اون صدا داره بازی میکنه تا خود بازیگر.



نیا باران!
زمین جای قشنگی نیست.
من از اهل زمینم، خوب می دانم...
که گل در عقد زنبور است، ولی پروانه را هم دوست می دارد.
مینو.م آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۲ شهريور ۱۳۹۲, ۰۳:۴۰ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
koosar آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض بهاره کیانافشار: از شهرت می ترسم

همشهری جوان: یلدای «هیچ کجا، هیچ کس»، شادی مستشارنیای «کلاه پهلوی» و جوان آینده دار سینمای ایران از مسیر بازیگری اش می گوید؛ این شما و این گفتگو با بهاره کیان افشار.

تا جشنواره سال پیش «بهاره کیان افشار» برای اهالی سینما اسم آشنایی نبود. اسمی که با دو فیلم «هیچ کجا، هیچ کس» ابراهیم شیبانی و «گناهکاران» فرامرز قریبیان شناخته شد و بازیگر جوانی را به سینمای ایران معرفی کرد که هم تجربه حضور در یک فیلم خلاف جریان عادی سینما را پشت سر گذاشته، هم از پس بازی برای یک بازیگر - کارگردان کهنه کار برآمده.

چهره کیان افشار اما برای آنهایی که از قسمت اول اول سریال «کلاه پهلوی» تماشاگرش بودند، چهره آشناتری است؛ دختر جوانی که در نقش «شادی مستشارنیا» خوب بازی می کند و در فیلمنامه و ساختارهای کلاه پهلوی، به چشم می آید.



این روزها اما کیان افشار هم برای اهالی سینما و هم برای اهالی تئاتر اسم - به نسبت - آشنایی است. «هیچ کجا، هیچ کس» با بازی او در نقش یلدا (که برخلاف شادی، دختری منفعل است و بازی آرام و درونگرایی از او طلبیده) روی پرده سینماهاست و چند روزی است که دومین تئاتر حرفه ای اش - بعد از «بازرس هاند واقعی» (بورژین عبدالرزاقی) - روی صحنه رفته.

«بوی قهوه و بلال و کباب» به کارگردانی احسان کرمی، فرصتی است که او توانایی هایش را در بازیگری و روی صحنه ای که حضور در آن آرزوی کودکی اش بوده، نشان دهد. با بهاره کیان افشار که به طرز غیرقابل حدسی، آرام و متین و بی ادعاست. یک روز مانده به بازبینی نمایش «بوی قهوه و بلال و کباب» گپ زدیم. حرف هایی که بیشترش ضبط خاموش بود چون دختر جوان سینما دلش نمی خواست پرادعا جلوه کند.



آغاز راه - از یک سال تا 7-6 سال

من سال 83 به پروژه کلاه پهلوی دعوت شدم. همان موقع هفت ماه بود که در گروه تئاتر خانم حاجیان تمرین می کردم. خانم پاکروان - که همکحلاسی دوران دبیرستانم بودند - من را به آقای شریفی نیا معرفی کرد. همان یکی دو جلسه اول که رفتم سر صحنه کلاه پهلوی، عوامل تصمیم گرفتند من نقش «شادی مستشارنیا» را بازی کنم. تیر 85 بود که تصویربرداری کلاه پهلوی کلید خورد.

عملا قرار بود پروژه یک سال و نیم طول بکشد ولی ما نزدیک به 7-6 سال مشغول کار بودیم. در همه آن سال ها، چند تئاتر کوچک هم کار کردم. در همه آن مدت منتظر بودم کلاه پهلوی تمام شود و بتوانم بیشتر فعالیت کنم ولی خب، نمی شد. هیچ وقت نمی دانستی بعد از یک هفته چه کار خواهی داشت. به خاطر همین نمی شد به هیچ پروژه ای قول داد.


کلاه پهلوی - هم دانشگاه هم محل کار


من برای مسیر بازیگر شدنم، هیچ برنامه ریزی دقیقی نداشتم. اتفاقی که برایم افتاد واقعا مثل یک هدیه از سمت خدا بود. اگر تصمیم داشتم که از سنی شروع به بازیگری کنم، می رفتم کلاس بازیگری و بعد تئاتر را شروع می کردم و ... ولی بایم پیش آمد. الان هم حضور در کلاه پهلوی، برایم اتفاق خوشایندی محسوب می شود؛ اتفاقی که البته ساده نبود. شاید خیلی ها بگوید چرا سه تا نقش اول این سریال را تازه کارها بازی می کنند؟




جواب این است که هیچ بازیگری حاضر نبود 7-6 سال با دستمزد، شرایط و بی برنامگی مقطعی که داشتیم، با پروژه کنار بیاید. برای ما بازیگرهای جوان، کار در کنار بزرگان و پیشکسوتان کلاه پهلوی مثل یک دانشگاه محسوب می شد. برای اینکه هم در آن کار می کردیم، هم آموزش می دیدیم. من در تمام مدت کار کلاه پهلوی صبور شدم. صبری که هر بازیگری به ویژه در تلویزیون به آن نیاز دارد.




هیچ کجا ... - فیلمنامه ای پیچیده، هیجان جوانی


مهمترین عنصری که در «هیچ کجا هیچ کس» برای من وجودداشت، فیلمنامه جذاب آن بود. فیلمنامه نویس هیچ کجا، هیچ کس ساختار جالبی برای قصه اش در نظر گرفته بود که مشابهش را در سینمایمان کمتر سراغ داریم.



البته فیلمنامه ای که من بار اول خواندم تا زمان ساخت دچار تغییراتی شد که من همچنان آن نسخه اولی را بیشتر دوست دارم. در نسخه اول دلایلی که به شما انگیزه می دادند تا فیلم را پیگیری کنید و از سرنخ ها به اصل موضوع برسید، خیلی قوی تر بودند. دلیل دومی که من را مجاب کرد بازی در هیچ کجا، هیچ کس را بپذیرم، گروه خوب بود.



از گروه بازیگران تا عوامل پشت دوربین همه حرفه ای بودند و واقعا برای هر بازیگری آرزو است که در چنین گروهی کار کند، مخصوصا برای بازیگر تازه کاری مثل من که می خواهد تجربه کسب کند.



یلدا - کند و غمگین


یلدا شخصیت منفعلی دارد؛ یعنی اتفاقات را به خاطر دلایل و زمینه هایی که دارد، می پذیرد چون عاشق شده با داود همراه می شود، چون باردار است شرایط را می پذیرد. شرایطش نه در خانواده ایده آل است، نه همراه با داود. چیزی مطلوب او نیست ولی کاری هم از دستش برنمی آید. نه از نظر سن و سال، نه وضعیت مالی اش، قابلیت هیچ حرکتی را به او نمی دهد. به همین خاطر منفعل است ولی عملا آنجایی که می بیند، از نظر ذاتی و روحی نمی تواند با شرایط همراهی کند و نشانه ای مثل زن حامله سر راه او برای او اتفاق می افتد، فکر می کند که باید برگردد.



همه این ویژگی ها یلدا را به شخصیتی درونگرا تبدیل می کند که من سعی کردم درکش کنم. به دلیل همین ویژگی های یلدا، ریتم بازیم را کند کردم و حتی کندتر از حالت عادی ام حرف می زدم. سعی کردم غم و فشاری را که خانواده و شرایط جدید به او آورده، در نگاه و چشم هایش بازی کنم. با شناخت من از یلدا، لازم بود قیافه اش مثل چهره هایی باشد که می گویند «از قیافه طرف غم می بارد». یلدا حتی وقتی لبخند کوچکی هم می زند، لبخندش تلخ است.




کسب تجربه - باید ریسک داشته باشی


من آدم تجربه گرا و ریسک پذیری در بازیگری هستم. یکی از محاسن کارگردان جوان، این است که گیرنده هایش باز است. حرف و انتقاد و پیشنهاد را می شنود، چون خودش را در ابتدای مسیر می داند، ظرفیت بیشتری برای دریافت نظرات عوامل از خودش نشان می دهد. مقابلش کارگردانی که سن و سالی از او گذشته هم برای خودش سبک پیدا کرده، هم خودباوری دارد. البته خودباوری که منفی نیست. این خودباوری از تجربه ای می آید که شاید میزانش 10 برابر جویای نام بودن در جوانی می ارزد.

من به عنوان بازیگر سعی می کنم به هر دو این کارگردان ها اعتماد کنم. هنوز هم دوست دارم با کارگردانی پخته کار کنم چوناز او چیزهای زیادی می گیرم. چشم هایم را می بندم، خودم را به او می سپارم و آنچه را که بگوید انجام می دهم و از حاصلش هم لذت می برم. کارگردان جوان هم من را به خلاقیت، تکاپو، جست و جو و پیشنهاد دادن وادار می کند. پیش آمده که فیلم کوتاهی از تیم های جوان به من پیشنهاد داده اند و با کمال میل قبول کردم؛ یعنی اصلا در هیچ کدام از این تجربه ها را روی خودم نبستم.




کار حرفه ای -
شانه به شانه حرفه ای ها


همبازی بودن با صابر ابر و مخحمدرضا فروتن برایم جذاب و سخت بود. من درباره نقش خیلی فکر و تحلیل کردم تا بتوانم بازیم را در سطح باقی بازیگرها نگه دارم. آقای شیبانی هم پیشنهادهای خیلی خوبی برایم داشت. شرایط کار هم خیلی به من کمک کرد تا در شکل دادن یلدا موفق باشم. اگر این شخصیت باورپذیر و همسطح بقیه دیده می شود، قطعا بخش خیلی زیادی از شکل گیری اش را مدیون طراحان صحنه و لباس، فیلمبردار، گریمور، تدوین گر و صداگذار فیلم هستم.

جز شرایط بیرونی، خودم هم سعی کردم همان ارتباطاتی را که در داخل صحنه با هر بازیگری دارم، در بیرون از صحنه هم حفظ کنم تا حس و حالم تغییر نکند و یلدا باقی بمانم. یعنی سعی کردم با صابر ابر خیلی دوستانه تر، روان تر و صمیمی تر باشم و برعکس با آقای فروتن - که بسیار انسان نازنینی است و بازیگر خوبی - همان حالت فضای فیلم بین یلدا و مهران را داشته باشم. هر شب قبل از سکانس های فردا، با صابر ابر تمرین، روخوانی و بحث داشتیم. قبل از گرفتن هر سکانسی، مثل صحنه تئاتر آن سکانس را کامل بازی می کردیم. در هر قسمت هم شرایط همان فضا کمک کرد تا حس و حالمان تقویت شود.


شهرت -
دغدغه ای ندارم

می خواهم بازیگر خوبی باشم. دلم می خواهد وقتی اسمم در 60-50 سالگی می آید، بگویند فلانی بازیگر خوبی بود. این برایم بهترین هدیه است تا اینکه معروف شوم و ستاره معروف و ستاره شدن ممکن است برای هر کسی برحسب شانس اتفاق بیفتد ولی برای بازیگر خوب بودن شانس دخیل نیست و تلاش، زحمت و صبر مهم است.

من 9 سال است که دارم بازی می کنم ولی تازه بعد از 9 سال، کم کم دیگران درباره بازیگری ام حرف می زنند و کارم دیده شده. این دغدغه را ندارم که چرا زودتر شناخته نشدم. من آنجایی بودم و هستم که می خواستم باشم. من وقتی نمی توانستم به واسطه مخالفت خانواده ام به سمت بازیگری بیایم، گفتم خوب است چون حداقل مشهور هم نمی شوم! چون یک جورهایی از شهرت می ترسم.

چیزی که من از بازیگری می خواهم، لذت خودم از آن اتفاق است. اگر دیگران هم از آن لذت من، لذت ببرند و تحسینش کنند، کار برایم خیلی مطلوب است.




فیلم بینی - کشف راه بزرگان


برای اینکه بدانم در سینمای دنیا و ایران چه خبر است، فیلم زیاد می بینم. مخصوصا فیلم های ایرانی. هم در بازیگرهای خانم ایرانی، بازیگرهای ارزشمندی وجود دارد، هم قطعا در خارجی ها. شاید اگر اسم ببرم، اسم کسی از قلم بیفتد ولی به نظرم پانته آ بهرام واقعا بازیگر ارزشمندی است، نگار جواهریان، فاطمه معتمد آریا، آزیتا حاجیان، رویا تیموریان، گوهر خیراندیش هم همینطور.

در بازیگران خارجی هم قطعا عاشق مریل استریپ هستم. سعی می کنم همه کارهای این بازیگرها را هم نگاه کنم ولی به نظرم اگر بخواهم سبک بازیگری کسی را برای خودم الگو کنم و ادامه اش بدهم، مسیر را اشتباه رفته ام.

برای اینکه هر بازیگری با توجه به ویژگی های فیزیکی، چهره صدا و تجربه های شخصی خودش از زندگی، یک نقش را متفاوت از بازیگر دیگر بازی خواهد کرد. به خاطر همین فقط می شود به مسیر بازیگرهای خوب نگاه کرد. اینکه چه انتخاب هایی داشتند، چه کار کرده اند که بازیگری آنها تقویت شده و اینکه چه رفتار و شخصیتی داشتند که در سینما ماندگار شدند.


چهره - از این دست و پاگیری ها


چهره من گاهی نه تنها کمک حال من نیست، بلکه مانع من برای حرکت است. برای اینکه من از اول بازیگری را به خاطر نقش آفرینی و تجربه های مختلف از شخصیت های گوناگون و لذت از این کار انتخاب کردم. چهره ام شاید بعضی جاها کمکم کند ولی ویژگی است که نه خودم ایجاد کرده ام، نه می توانم از خودم بگیرم. تا امروز با نگاهی که به مسیرم داشته ام چهره ام بیشتر برایم مضر بوده.

به هر حال هر چهره ای وجوهی از شخصیت را دارد. یعنی هم می توانم منفی باشم، هم می توانم پاک و معصوم و مهربان باشم. من تمام تلاشم را می کنم که از آنچه به عنوان چهره در اختیار من است، در راستای آن نقش استفاده درست کنم.

هیچ وقت سعی نکرده ام چیزی را تبلیغ کنم که فقط به چهره من برگردد. هیچ وقت نخواسته ام چیزی را مثل یک شیء ارائه کنم. واقعا دلم می خواهد درباره کارم که برایش وقت گذاشته ام، صحبت کنم. واقعا دلم می خواهد که درست باشم و درست پیش بروم.
یلدای «هیچ کجا، هیچ کس»، شادی مستشارنیای «کلاه پهلوی» و جوان آینده دار سینمای ایران از مسیر بازیگری اش می گوید؛ این شما و این گفتگو با بهاره کیان افشار



انان که علی را خدا پندارند
کفرش به کنار عجب خدایی دارند
koosar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۲ شهريور ۱۳۹۲, ۰۳:۴۴ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
elyaroosak آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

ممنون



زندگي شايد آن لحظه مسدوديست...
كه نگاه من...
در ني ني چشمان تو..خود را ويران ميسازد...
و در اين حسي است..
كه به اندازه يكـ تنهايست...
(خداوندا هيچ كدوم از بنده هاتو هيچ وقت تنها نذار
دست همه مون رو محكم بگير
مبادا يه لحظه هم به حال خودمون واگذارمون كني)
elyaroosak آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۲ شهريور ۱۳۹۲, ۰۳:۴۷ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
*Hediye* آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

زیاد ازش خوشم نمیاد!



غَمگــــــــــینمــ!!!

همانند دَلقَــــــکی که روی صَحنه
چشمَش به عِشقش اُفتاد که با مَعشوقش به او می خندیدند...


*Hediye* آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۲ شهريور ۱۳۹۲, ۰۵:۱۷ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
koosar آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض اين نقشها بودند كه مرا انتخاب كردند / گفت و گو با بهاره کیان افشار، بازیگر پر کار این روزهای سینم

بهاره کیان افشار (بازیگر) در نشست خبری فیلم "هیچ کجا هیچ کس" - سی و یکمین جشنواره فیلم فجر - 12 بهمن 91

سی نت: بهاره کیان افشار بازیگری است که این روزها در سه عرصه سینما، تلویزیون و تئاتر حضور پر رنگ تری از گذشته دارد. «شادي مستشارنيا»ي كلاه پهلوي اين بار با حسي تازه هر روز به نياوران ميرود، تا در نمايش «بوي قهوه، كباب، بلال» بازي كند. از سوي ديگر بازی در فيلم «هيچ كجا هيچ كس» را نیز بر پرده سينماهاي تهران در حال اکران دارد. به همین بهانه روزنامه ایران به گفت و گویی با وی پرداخته است که در ادامه مطلب مشاهده می فرمایید.

اين روزها، حضور شما در عرصه بازيگري پررنگتر حس ميشود، روي پرده سينما هستيد و آن سوتر در نياوران هر روز در تئاتر به صحنه ميرويد.

بازيگري تئاتر برايم انتخاب تازهاي نيست. محصل دبستاني بودم كه علاقه عميقم را به بازيگري شناختم، هرچند خانواده تمايل نداشتند كه رشتههاي هنري انتخابم باشد. تأكيد مادر و پدر باعث شد كه در دانشگاه، مهندسي بخوانم. من به آرزوي خود باقي ماندم، ولي به هر حال مسير پيش رويم با هدايت پدر و مادرم پيش رفت، شايد مدرك مهندسي تنها يك سند است كه نشان ميدهد علم ديگري را نيز ميدانم.
از كودكي هميشه خود را برصحنه تئاترتصور ميكردم، رويايم بازي در تئاتر بود و هست، حالا كه بر صحنه تئائر ميايستم، حس و حال همان روزهاي دبستان را دارم، با همان شوق و شور مقابل تماشاچيها بازي ميكنم، شوق و عشقي كه از دبستان و روزهاي كودكي در من جوانه زد، نمايشنامههايی كه خود مينوشتم و با همكاري همكلاسي هايم در حياط به هم مدرسهايهايمان هديه ميكرديم.
اما در پاسخ به اينكه چگونه از دنياي مهندسي جدا شده و وارد فضاي حرفهاي نمايش شدم بايد بگويم، بعد از پايان دوران دانشگاه و گرفتن مدرك مهندسي به ساخت و ساز مشغول شدم. چندين سال قبل در يكي از روزهاي جشنواره فيلم فجر به آقاي محمدرضا شريفينيا معرفي شدم، آن زمان آقاي «دري»- كارگردان - سريال كلاه پهلوي مراحل انتخاب بازيگران ميگذراند،شريفي نيا مرا به ضياءالدين دري معرفي كرد، در تست و انتخاب اوليه قبول شده و نقش شادي مستشارنيا اولين بازيگري حرفهايم در دنياي بازيگري بود. سپس در سه فيلم سينمايي، «شيرين»، «گناهكاران» و «هيچ كجا،هيچ كس» بازي كردم. اين روزها در نمايش «بوي قهوه و كباب و بلال» كه در فرهنگسراي نياوران روي صحنه است حضور دارم، اين دومين تجربه من در صحنه تئاتر است. اولين نمايش «بازرس هاند واقعي» بود كه سال گذشته درهمين فرهنگسرا به روي صحنه رفت. دنياي نمايش و تصوير برايم نماد عشق است، هرچند كار حرفهاي بازيگري را با تلويزيون آغاز كردم ولي هميشه دلم براي صحنه تئائر ميتپد.

آلبوم «روي ديگر» بهرام رادان كه منتشر شد نام شما به عنوان يكي از ترانه سراهاي اين اثر به چشم ميخورد،از شعر وشاعري بگوييد،گويي در كنار تئاتر و سينما بايد نام شما را در دنياهاي هنري ديگري هم جست؟
همكاري با بهرام رادان در اين آلبوم، به يك آشنايي قديمي باز ميگردد، رادان ميدانست كه هرازچند گاهي شعرمي گويم، همين آشنايي و آگاهي از شعرگويي منجر به همكاري من در آلبوم روي ديگر شد.

از انتشار آلبوم «روي ديگر» چند ماهي نگذشته بود كه در اولين روز سي و يكمين جشنواره فيلم فجر افرادي كه با شما درسريال «كلاه پهلوي » آشنا شده بودند در دو اكران جداگانه،دو كارآكتر متفاوت از بهاره كيان افشار به نامهاي «آسمان » و «يلدا» در فيلمهاي «گناهكاران» «هيچ كجا،هيچ كس» را مشاهده كردند. همان روز اول جشنواره، بعد از اكران فيلم «هيچ كجا،هيچ كس» وقتي درباره رضايت شما از نقشهايتان پرسيدند، گفتيد: « بازيگرهيچ وقت از آنچه بر پرده سينما از بازيگري خود ميبيند راضي نخواهد بود» چرا اين تصور را داريد؟

چون هميشه تصور ميكنيد نتوانستيد از صد درصد «خود» براي ايفا نقش استفاده كنيد، براي رسيدن به ايده آل بايد مجموعهاي از شرايط فني و محيطي كنار هم چيده شود. بعضي مواقع شما بهترين بازيگري را انجام ميدهيد، ولي اگر در همان زمان مثلاً دوربين تنظيم مناسبي نداشته باشد، ديگر آن لحظه طلايي هم ثبت نميشود، بعضي اوقات موقعيت لوكيشن دچار شرايط نابسامان ميشود، امكان دارد شما نقش را خوب ايفا كنيد ولي بازيگر مقابل در آن لحظه بازي مناسبي نداشته باشد، خستگي، دلايل مختلف شخصي يا عوامل مختلفي ميتواند باعث آن باشد بنابراين وقتي بازيتان را برپرده سينما ميبينيد تصور ميكنيد، شايد ميتوانستم بهتر بازي كنم كه البته اين باعث تلاش بيشتر در كار و كارهاي بعدي ميشود.

سال گذشته در فاصلهاي نزديك در دو اثر سينمايي حضور داشتيد؛ آثاري با دو كارگردان متفاوت كه يكي جوان وديگري پيشكسوت بود. با اين دو تجربه همزمان پاسخ به اين سؤال براي شما راحت خواهد بود. شناخت و آگاهي كارگردان از تواناييهاي يك بازيگر تا چه حد ميتواند در معرفي يا برعكس، افت تواناييهاي او اثرگذار باشد؟

هر كارگــردان قديـــمي و با تجربهاي روزي جوان و جــويـاي تجربه بوده است، هر كارگردان جواني در عين كمتجربگي در قياس با پيشكسوتان شور و تحرك و پويايي دارد، شايد برخي كارگردانان باتجربه هم كمتر به سمت خلاقيت دختران بروند. در عين حال كار با كارگردان با تجربه و حرفهاي باعث ميشود با اطمينان به تخصص او با دنياي نقش همراه شوي. بازيگر با اين امنيت، سعي ميكند با بهره گرفتن از تكنيكهايي كه از كارگردان ميآموزد رشد بهتري داشته باشد.كارگردان جوان نيز تلاش و پويايي خود را دارد و در تلاش براي بهتر شدن «خود» است. دراين مسيرانعطاف پذير است و در كنار او و همراه و همگام با او پيشرفت را طي خواهي كرد.كارگردان جواني كه فضاي نقد و نظر را به تيم هنري خود بدهد، حتماً حاصل همفكري او نتيجهاي خوب خواهد داشت.
كارگردانان نسلهاي مختلف هركدام با نگاه و ديدگاه و انديشه خود به بازي بازيگر نگاه ميكنند و زاويه نگاه وانديشه آنان است كه خلاقيتها و تواناييهاي بازيگر را نمايان ميكند. معتقدم دقت كارگردانان و نگاه حرفهاي آنان به تواناييهاي بازيگران ميتواند هرروز تولدي تازه براي هنرمندان اين عرصه رقم بزند و بازيگران را از نقش آفرينيهاي تكراري در امان نگهدارد.

تاكنون نشان دادهايد در انتخاب نقش هايتان دقت نظر داريد، اين انتخاب خوب ناشي از چيست؟

اينكه تماشاگر معتقد باشد سنجيده انتخاب ميكنم، برايم مطلوب است از سوي ديگر تشويقي است كه تا حد توان از انتخابهاي شتابزده و ناسنجيده به دور باشم. براي انتخاب نقشهايم خيلي فكر ميكنم، براي رسيدن به نقش زمينهسازي لازم است؛ مثل فيلم و تئائر ديدن، دريافت از مردم عادي و موقعيتهاي موجود در اجتماع مواردي از اين دست كه به درك آفرينش بهتر يك نقش كمك ميكند. بايد وقتي در شهر قدم ميزني بيدقت گذر نكني،سفر و فرصتهايي كه در تجربيات روزهاي سفر كسب ميشود همه و همه بخش بزرگي از زمينه سازيهاي مناسبي است كه در طول روز، طول شبانه روز و در زندگي روزانه از اطراف كسب ميكني و البته اين كسب و دريافت از محيط نياز به خوب نگاه كردن و خوب شنيدن دارد.وقتي بازيگري براي كسي امري جدي باشد در انتخابهايش و تمامي مراحل كارش سنجيده عمل ميكند. اينكه خيلي زود چهرهاي شناخته شده در ميان مردم شوم يا نقش اول يك اثر باشم آنقدر برايم مهم نيست كه درست پيش روم.برايم مهم قرار درنقشي باارزش،ماندگار و تاثيرگذار است و از همه مهمتراينكه در ايفاي آن نقش بتوانم بهترين بازي را انجام دهم. براي رسيدن به اين مقصود برروي كارآكتر و هدف و پيامي كه دارد فكر ميكنم. با جمعبندي نظرات كارشناسي و نتيجهگيري شخصي به انتخاب نقش ميرسم اين كه فضاي تيم و گروه سازنده يا كاراكتر پيشنهادم تا چه حد مناسب است.دوست دارم هر روز خوب و خوبتر شوم، نميدانم تا اكنون چقدر موفق بودهام. دوست دارم بيشتر از اينكه بازيگر مطرحي به چشم بيايم، بازيگر خوبي باشم.

اينكه بهاره كيان افشار را در فضاي تلويزيون، سينما،تئائر همزمان ميبينيم، ناشي از فعاليت شماست، يا نقشها هستند كه سراغ شما ميآيند؟

من كه دائم در تلاش و كار هستم، ولي اين نقشها بودند كه مرا انتخاب كردند. از كلاه پهلوي آغاز شد،دوستان از علاقهام به تئائر با خبر بودند و اين باعث شد كه در فضاي تئاتر حضور پيدا کند. اين نوعي بازگشت به رؤياهاي دوران كودكي بود. بازي در سينما و تلويزيون هم براساس پيشنهاد نقشها بوده است.

گويا بهاره كيان افشار بازيگري نقشهاي تكراري نيست و شما هميشه در جستوجوي كاراكترهاي تازه هستيد...

از ديدگاه من كسي كه تصميم ميگيرد بازيگر شود به خيلي از شخصيتها، ژستها و موقعيتها فكر كرده است. متاسفانه گاهي يك بازيگر در يك نقش خوب ديده ميشود سپس سيل پيشنهاد نقشهاي مشابه به سوي وي جاري ميشود.
اگر بازيگر با اين سيل كه قطعاً همراه با پيشنهاد دستمزدهاي خوب است همراه شود به تكرار ميافتد و بعد از مدتي ديدن آن بازيگر در نقشهاي مشابه نه تنها تماشاگر، بلكه براي خود نيز خستهكننده است.
بنابراين نجات دادن آن بازيگر از فضاي تكراري سخت و دشوار ميشود. من از تكرار ميترسم و گريزانم،من از اول آمدهام كه تجربه كنم و نقشهاي متفاوتي را بازي كنم. ميخواهم در فضاي متفاوتها باقي بمانم.


koosar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۷ آبان ۱۳۹۲, ۰۹:۴۷ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر فعال بخش عکس
 
نیکان آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
Wink تماشاي «گناهکاران» اداي دين تماشاگر به قريبيان است


گفت و گو با بهاره کيان افشار
تماشاي «گناهکاران» اداي دين تماشاگر به قريبيان است


عظيمه کنعاني



باني فيلم آنلاين:گروه سينماي ايران: بهاره کيان افشار امسال دو فيلم «هيچ کجا هيچکس» و «گناهکاران» را روي پرده داشت. بازيگري که کار خود را از تلويزيون شروع کرد و با سينما ادامه داد، اما مي‏گويد تئاتر را از ديگر مديوم ها بيشتر دوست دارد. با بهاره کيان افشار به بهانه اکران فيلم فرامرز قريبيان، گفت و‏گويي داشتيم که حاصلش پيش روي شماست.
t t t
3 10 سال قبل با «کلاه پهلوي» به بازيگري قدم گذاشتيد. شما يکي از همان دو برگ برنده‏اي بوديد که محمدرضا شريفي‏نيا مي‏گفت با سريال ضياءالدين دري رو مي‏کند؟
- البته آقاي شريفي نيا مسووليت انتخاب بازيگر را براي اين پروژه بر عهده داشت. سريال آنطور که بايد پيش مي رفت، قدم بر نداشت. پروسه توليدش طولاني شد و هنگام پخش هم آنطور که انتظار مي‏ رفت، پرمخاطب نشد.
3 اما قبل از پخش شدن اين سريال در فيلم ابراهيم شيباني بازي کرديد.
- ايشان من را يک بار در دفتر «کلاه پهلوي» ديده بود. او داشت تيتراژ يکي از فيلم‏هايش را در يکي از اتاق‏ هاي دفتر مي ساخت و سلام و عليکي با هم داشتيم. بعدها هنگام انتخاب عوامل براي «هيچ کجا هيچ کس» دستيارش عليرضا شمس که من را از روزهايي که قرار بود در «دايره زنگي» بازي کنم مي شناخت، از من اسم برده بود و شيباني هم انگار از همان ديدار در دفتر دري، من را به خاطر سپرده بود و با دعوت از من اعلام موافقت کرده بود.
3 اولين بار وقتي خودتان را با گريم دختر شهرستاني فيلم شيباني در آينه اتاق گريم ديديد، از تفاوت زياد موجود بين اين چهره و شادي مستشار نيا پي برديد که بايد بازي متفاوتي در پيش داشته باشيد؟
- همينطور است، اما نقشي که در دايره زنگي به من پيشنهاد شده بود و من هم چند ماه براي آن تمرين داشتم، از دختر «هيچ کجا هيچ کس» دور نبود و قبلا خودم را در شمايل اين چنيني ديده بودم. يادم مي آيد آن روز به نظر خودم خيلي متفاوت شدم.
3به هر حال در عمل با «هيچ کجا هيچکس» بود که چهره‏اي متفاوت با چهره‏ اي که هفت هشت سال آن را بازي مي‏کرديد، تجربه کرديد.
- بله من رسما اراده کرده بودم حرفه‏اي‏تر قدم بردارم و از خدا خواسته بودم براي ايفاي نقش‏هاي متفاوت کمکم کند. بازي در يک نقش دور از تصور خودم، آرزويي بود که خدا را شکر محقق شد.
3يادم هست که مصرانه از فيلم ابراهيم شيباني دفاع مي‏کرديد و مي‏گفتيد روايت جذابي دارد. باز هم اگر از شيباني پيشنهاد بگيريد به شيوه کاري او اعتماد مي‏کنيد؟
- از فيلم شيباني چند سکانس حذف شد که البته از نگاه من ضربه‏اي به آن وارد نکرد، اما معتقدم اگر حذف نمي‏شد به پاسخ داده شدن برخي سوالات مخاطب کمک مي‏کرد يا اين انگيزه را ايجاد مي‏کرد که دنبال کردن برخي صحنه‏ها با رغبت بيشتري همراه باشد. در پاسخ به سوال شما بايد بگويم هر کارگرداني وقتي فيلمنامه‏اش را به من پيشنهاد مي‏دهد که انتخابش کرده و برنامه‏ريزي‏ها براي پرداخت آن در ذهنش صورت گرفته است. با اين حال من هميشه در برخورد با هر پيشنهاد کاري، آن را با توجه به شرايط فعلي بررسي مي‏کنم و چندان برايم مهم نيست تجربه قبلي کارگردان چطور بوده است، ضمن اينکه معتقدم «هيچکجا هيچکس» فيلم خوبي بود. حتي اگر قرار باشد با کارگرداني کار کنم که در گذشته کارنامه موفقي نداشته، باز هم به فيلمنامه جديد او مثل يک تجربه جديد و اميدبخش نگاه مي‏ کنم.
معتقدم هر کسي از يک نقطه‏اي مي‏تواند شروع کند به بهتر بودن و رشد کردن. اساسا همه فيلمسازان را محترم مي‏شمارم و خواندن فيلمنامه پيشنهادي‏اش را فرصتي به حساب مي‏آورم که هم بايد به خودم بدهم و هم به او. هميشه در کنار يک فيلمنامه خوب، کارگردان و گروه خوب هم براي من اهميت داشته است.
3 با اين حساب از کار کردن با کارگردانان جوان و بي تجربه هم هراسي نداريد؟
- به هيچ عنوان. پيش آمده حاضر شوم با کارگردانان جواني همکاري کنم که مي‏خواسته اند اولين فيلم کوتاه خود را بسازند، البته متاسفانه سرمايه اين دوستان جور نشد، و گرنه من اعلام آمادگي کرده بودم. هنوز هم معتقدم فيلمنامه‏هاي خوبي داشتند که فکر هاي خوبي پشت‏شان قرار داشت. به همان نسبت که آنان اول راهند، من هم به نوعي هستم و همانطور که خودم انتظار همراهي دارم، بايد همدل باشم.
3 شما اساسا چطور با يک فيلمنامه برخورد مي‏کنيد؟ حسي که بايد در کاراکتر پيشنهادي شما نهفته باشد طي چه پروسه اي براي شما کشف مي‏شود؟
- وقتي يک فيلمنامه خوب نوشته شده باشد، شما چه به عنوان يک خواننده عادي آن را بخوانيد و چه به عنوان يک بازيگر تکنيکي يا حسي آن را مورد بررسي قرار دهيد، نقش خود را به چشم شما مي آورد. نقشي که به درستي به زواياي آن پرداخته شده باشد و معرفي کاملي ارائه دهد. در اين حالت از هر زاويه‏اي که متن را بخوانيد با آن ارتباط برقرار مي‏کنيد. گاهي کاراکتر شما به قدر کافي پرداخته نشده و اين کليت فيلمنامه است که مي‏تواند شما را جذب کند.
سعي من بر اين است که اول از همه مثل يک خواننده با فيلمنامه برخورد کنم. يعني توجه مي‏کنم به اينکه پيام منتقل مي‏ شود يا نه؟ روابط بين آدم‏ها درست تنظيم شده يا نه؟ بحران‏هاي مورد نياز قصه به موقع ايجاد شده يا نه؟ اصلا اينطور بگويم که در قدم اول با فيلمنامه مثل يک کتاب رمان برخورد مي‏کنم. براي تصميم نهايي يک بار ديگر متن را مي خوانم و دقيق‏تر به نقش فکر مي‏کنم و حالا ديگر از اين زاويه نگاه مي‏ کنم که من چقدر از پس اين نقش بر مي‏آيم و ديالوگ‏ها چقدر در دهان من مي‏چرخند؟
3 چقدر حاضريد براي نقش‏تان مبارزه کنيد؟ منظورم تغيير وزن يا قرار گرفتن در يک شرايط فيزيکي سخت يا ... است.
- من براي يک نقش خوب هر کاري که لازم باشد، انجام مي دهم. اين کار شايد به معناي تغيير ايجاد کردن در عادت‏هاي رفتاري، سبک زندگي يا ويژگي‏هاي ظاهري باشد، البته به اين شرط که واقعا نقش خوبي در کار باشد و نه توهمي از يک کاراکتر ايده آل.
3اما تشخيص دادن اينکه چقدر اين کاراکتر خوب در مي‏آيد يا چقدر ممکن است طبق پيش بيني‏ها ما پيش برود، ساده نيست.
-هميشه هم همه چيز اينطور غيرقابل حدس نيست. بخشي از موضوع به رزومه کارگردان بر مي‏گردد يا گروهي که با آن همراه مي‏ شوي. ترکيب بازيگران هم مهم است. در اينطور مواقع يک مشورتي هم انجام مي دهم و شروع مي‏کنم.
3 و اما «گناهکاران». با توجه به اينکه ژانر پليسي و معمايي داشت، بهتر نبود اگر کل فيلمنامه را به شما نمي‏دادند تا نوعي تعليق براي بازيگر هم وجود داشته باشد؟
- قصه من قبل از حضور کاراکترهاي ديگر تمام مي شود. يعني وقتي ماجراي من به پايان مي‏رسد، قصه بقيه شخصيت‏ها شروع مي‏شود، پس چنين شيوه اي در مورد من نمي‏توانست مفيد باشد. من بايد دقيقا در جريان قرار مي‏گرفتم و حتي بايد از قبل مي‏دانستم اين کاراکتر چه رابطه‏اي با شخصيتي به نام «روانگر» دارد تا بتوانم به زمينه‏ سازي‏هاي مناسب برسم. به من گفته بودند قاتل چه کسي است. تنها آخر داستان را به کسي نگفته بودند تا بازي‏ها لوث نشود، نه اينکه قرار باشد براي بازيگرها هم تعليق وجود داشته باشد. در فيلم‏ هايي از اين دست، کاراکترهايي که مرتکب قتل شده‏اند يا نشده‏اند، خودشان از کرده خودشان با خبرند، پس بازيگرهاي آنها بايد نسبت به همه چيز آگاهي داشته باشند تا بازي صحيحي ارائه دهند. قاتل را لو ندادند تا برخورد همه شخصيت ها با او مصنوعي از آب در نيايد.
3 فيلم را با مردم ديده ايد؟
-بله ديده‏ام. همه فيلم را دوست داشته‏اند و تعريف نکرده‏اند. تا امروز کسي را نديده‏ام که ايراد بزرگي به آن وارد بداند. با اين حال متاسفم که فروشي فيلم تا امروز رضايت بخش نيست و اصلا شوکه کننده است. معتقدم «گناهکاران» خيلي بيشتر از اين ارقام بايد گيشه داشته باشد. اين فيلم از آن دست فيلم هايي است که هر کس مي بيند به بقيه هم سفارش مي‏کند. فکر مي‏کنم عدم وجود تبليغات مناسب باعث اين اتفاق شده و اينکه هنوز مردم نمي دانند ايران هم مي‏تواند يک فيلم پليسي خوب بسازد. مردم ما الان ملودرام و کمدي مي‏پسندند و به نظرم بايد سليقه‏سازي صورت بگيرد.
3پس اگر باز هم فيلمي در ژانر نوآر به شما پيشنهاد شود، مي‏پذيريد؟
- من به جز فيلم‏هاي تخيلي، همه فضاهاي سينمايي را دوست دارم. به نظرم همه چيز بستگي به فيلمنامه دارد. فيلمنامه‏ها با کيفيت خودشان هستند که دسته بندي مي‏ شوند و نه با قرار گرفتن در ژانرهاي مختلف. من اصلا به دسته بندي خاصي قائل نيستم.
3يعني فيلم کمدي را هم مي‏پذيريد؟ حتي با علم به اينکه در کمدي‏هاي ايراني، اغلب بازيگران زن را خنگ نشان مي‏دهند؟
-به همين دليل است که من کمدي موقعيت را بيشتر مي‏پسندم تا کاراکتر کمدي. «دايره زنگي»،«ليلي با من است» و ... کمدي هايي هستند که من دوست دارم. احساس مي‏کنم در اين ژانر توانايي دارم. آدم شوخ طبعي هستم و از شوخي لذت مي‏برم. کمدي‏هاي خارجي را هم با شوق دنبال مي‏کنم.
3 شما بازي در سينما و تئاتر و تلويزيون را تجربه کرده‏ ايد. کدام يکي را بيشتر توضيح داريد؟
-اول تئاتر را دوست دارم و بعد سينما را. از تلويزيون کدورت دارم که هنوز برطرف نشده. براي «کلاه پهلوي» خيلي اذيت شدم. من تئاتر را هميشه دوست داشته‏ام و اصلا به خاطر تئاتر بازيگر شدم. لذتي که از صحنه مي برم قابل قياس با لذت بازي جلوي دوربين نيست.
3بازي در اين سه مديوم با هم فرق دارد؟
-فرقي که براي من وجود دارد اين است که روند حسي بازيگر در تئاتر حفظ مي‏شود و در سينما منقطع است. حس روي صحنه غالب‏تر است و جلوي دوربين بايد دائم راکورد حسي حفظ شود. بازيگري سينما و تلويزيون به فن و تکنيک وابسته است و در تئاتر همه چيز متفاوت است. با همه سختي‏ها و محدوديت‏ها براي من لذت زيادي در تئاتر نهفته است.
3پيش آمده فيلمي را در سينما ببينيد و بخواهيد جاي فلان بازيگر خانم بوديد؟
- سه چهار نقش وجود دارد که من هرگز نمي‏ توانم جاي آن بازيگرها و به همان خوبي قرار بگيرم. نقش‏هايي که مي‏تواند دلخواه هر بازيگري باشد. نقش فاطمه معتمدآريا در «روسري آبي» يا آزيتا حاجيان در «روبان قرمز»، حتي ويشکا آسايش در «ساحره» يا «ورود آقايان ممنوع» من به اين نقش‏ها مي‏گويم نقش‏هاي هوس‏انگيز که هر بازيگري دوست دارد تجربه کند. البته اين دل خواستن پيرو اجراي درست يک نقش توسط بازيگر اول براي ديگران به وجود مي‏آيد. اين نقش‏ ها، نقش‏هايي نيست که من بگويم اگر بازي‏شان مي‏کردم، اجراي بهتري داشتم. هميشه دلم مي‏خواست بتوانم چنين نقش‏هايي را بازي کنم و اميدوارم در آينده نصيبم شود.
3 و حرف آخر؟
- از همه مي‏خواهم فيلم خوب «گناهکاران» را ببينند و به ديگران هم توصيه کنند. اين فيلم با سرمايه شخصي آقاي قريبيان و همسرش ساخته شده و اي کاش اين پول برگردد تا دوباره براي ساخت يک فيلم خوب ديگر استفاده شود.
اساسا بايد از هر فيلمي که با سرمايه شخصي ساخته مي‏شود، حمايت شود. آقاي قريبيان هم بازيگر مورد علاقه بسياري از مردم است و فکر مي‏کنم شايسته است به پاس سال‏ها فعاليت هنرمندانه، با حمايت از «گناهکاران» به ايشان اداي دين شود.
نیکان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲ دي ۱۳۹۲, ۱۲:۲۷ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
**elham** آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

زیاد ازش خوشم نمیاد ممنون



گاهــــی دلـــت میخــــواد همه بغضـــــات از توی نگــــــاهت خونــــده بشـــن

میدونـــــی که جســــــارت گفتــــن کلمــــــه ها رو نداری......

اما یـــه نگـــــاه گنــــگ تحویـــــل میگیـــــری یـــا جملـــــه ای مثــــــل؛چیــــــزی شـــــــده!!!

اونــــجاست که بغضــــــت رو با لیـــــوان سکــــوت ســـر میکشـــــی و با لبخنــــــد ســــــرد میگــــی؛نـــــــــــــه هیچـــــــــی..........
**elham** آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۶ دي ۱۳۹۲, ۱۱:۰۵ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
.Azarnoush m آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

بازیش و قیافه ش خیییییلی خوبه



زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خوانَد و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست

"خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد"

.Azarnoush m آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
بهار, پهلوی, کلاه, کیان

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
عکسهای بهاره کیان افشار " بازیگر سریال کلاه پهلوی " نیکان بازیگران ایرانی 17 ۲۲ مهر ۱۳۹۱ ۰۸:۰۶ قبل از ظهر
بیوگرافی و مصاحبه از سید ضیاالدین دری | کیف انگلیسی، کلاه پهلوی mahnameh بازیگران و عوامل سینمای ایران 1 ۲۸ شهريور ۱۳۹۱ ۰۴:۴۷ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۹:۳۷ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا