بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  موضوع بسته شد
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۹ آذر ۱۳۹۱, ۰۵:۵۵ بعد از ظهر   #321 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
_ SPEED _ آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
چشمهای گرد و سیاه دختره
ما همچین حال کردیم وقتی اینو خوندیم اصن همش فک کردیم سیاوشه خخخخخخ خیلی الان برام شبیه به بابا سیاوشه.....ولی دید شهاب چشم سبز بود شاید چون یادش به بابا سیاوش افتاد با شیطنت دختره ...نمیدونم شاید من حس میکنم نویسنده سردرگمه که شادان رو شبیه به کی ترسیم کنه

نقل قول:
لکه های سفیدی ، روی قلب پر از سیاهیش مینشوند
از این جمله خاصت هم خوشم اومد دوسش داشتم

نقل قول:
نه ‏اینکه قبلنا اخلاق سگیش رو زیاد دیده بود ، حال دقیقا مثل خود ، من از اینکه ‏شهاب آروم و بیصدا بشینه یه گوشه و داد و هوار راه نندازه و خان بازی نکنه ، جای ‏تعجب داره‎ ‎و شاخهاش رو روی سرش ظاهر کرده ... رو سر منم همینطور ...‏
فک کنم بعد از مثل خود کاما(،)رو برداری بذاری بعد از من بهتره مثلا این طوری شه ...........(دقیقا مثل خود من ، از اینکه ....) حالا نمیدونم من بد میخونم یا.....

اخی ......داره رشد میکنه پیچیک های احساسات که شاید معلومه چیه شاید معلوم نی ...اخی عاشقی ...حس عجیب توی صندوق های گذشته رو میشه برای دختر امروز و برای پسر عموی امروز به افتخار احساست این دو جوون نوشکفته نه شاید اره که خداشون خلق کننده اشون حسشون رو نشون میده کم کم ...نرم نرمک ....مثه کودک نوپای امید و ارزوی فردا و شاید خاکستر امروز کنونی ما

ویرایش توسط _ SPEED _ : ۱۹ آذر ۱۳۹۱ در ساعت ۰۶:۰۷ بعد از ظهر
_ SPEED _ آنلاین نیست.  

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۱۹ آذر ۱۳۹۱, ۰۶:۵۲ بعد از ظهر   #322 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
miss.no1.2004 آواتار ها
 
miss.no1.2004 به AIM ارسال پیام miss.no1.2004 به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
فک کنم بعد از مثل خود کاما(،)رو برداری بذاری بعد از من بهتره مثلا این طوری شه ...........(دقیقا مثل خود من ، از اینکه ....) حالا نمیدونم من بد میخونم یا.....
سلام
مرسی عزیزم ، درستش کردم ... یه خورده جمله ام بهم ریخته بود ... اصلاحات میخواست . ها راستی ، پستای بعدی رو خیلی دوست دارم ، فک کنم خوشت بیاد ... پستای شادانو میگم ...
ای بابا ، خب قیافه اش که معلومه دیگه ... چشای سیاهش و موهای مشکیش ، مشخصه که دقیقا به باباش رفته ... لابد بقیه ی اجزای صورتش هم قرابتی با قیافه ی مامانش داره دیگه ... نمیشه که صد در صد شبیه یکیشون باشه ...

ویرایش توسط miss.no1.2004 : ۱۹ آذر ۱۳۹۱ در ساعت ۰۶:۵۵ بعد از ظهر
miss.no1.2004 آنلاین نیست.  
قدیمی ۱۹ آذر ۱۳۹۱, ۰۸:۴۶ بعد از ظهر   #323 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
sabz_negar آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام
به افتخار شجاعت شادان خانم
اما
غصه ای که پشت شیطنتاش هست خیلی غم انگیزه



مرداب به رود گفت : چه کردی که زلالی؟

گفت: گذشتم...!!!!!!!!!!


قشنگه حتما بخونید:
میوه ی منحوس | ژیلا کاربر انجمن - نود هشتیا



sabz_negar آنلاین نیست.  
قدیمی ۱۹ آذر ۱۳۹۱, ۰۹:۱۰ بعد از ظهر   #324 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
gole narges آواتار ها
 
gole narges به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

دوست عزيزي كه كفته بود جشماي شادان جه رنكه .... خيلي واضح توي داستان كفته شد كه جشم و ابرو و موهاي مشكي داره ... زيلا جان خيلي اين بستا قشنك و لطيف و دلنشين بودن. شادان دختر شجاعي هستش كه با شناختي كه از اخلاق شهاب داره بازم از موضعش كوتاه نمياد .. علاقه ي و رفتاراي شادان خيلي متناسب با سنش هستن ...
مرسي از داستان زيبات
gole narges آنلاین نیست.  
قدیمی ۱۹ آذر ۱۳۹۱, ۰۹:۴۱ بعد از ظهر   #325 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
fatemeharab آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

کی فکرشو می کرد ارتباط غیر کلامی با موسیقی؟
الان شادان این شکلیه:



منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن
fatemeharab آنلاین نیست.  
قدیمی ۱۹ آذر ۱۳۹۱, ۰۹:۴۴ بعد از ظهر   #326 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
likemoon آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نمی دونم چی بگم ! هم پانتی بنتی و خوندم و هم نبض تپنده الانم میوه منحوس باید اعتراف کنم که وحشتناک عالی می نویسی خیلی خوب میشه ارتباط برقرار کرد با نوشته هات !
likemoon آنلاین نیست.  
قدیمی ۱۹ آذر ۱۳۹۱, ۱۰:۲۰ بعد از ظهر   #327 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
*zahraee* آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

بشینم ور دلش و بشم آیینه ی دقش

بزن کف قشنگه رو به افتخارم


اینم به افتخار تو....

روز اول شهاب شادان
الان شهاب شادان
بعدا



طرح ترک میلیونها گناه جهت تعجیل فرج امام زمان.
سهم شما فقط یک گناه.... !!!


کودکی ام را دوست داشتم... روزهایی که به جای دلم... سر زانوهایم زخمی بود ...
*zahraee* آنلاین نیست.  
قدیمی ۱۹ آذر ۱۳۹۱, ۱۰:۵۲ بعد از ظهر   #328 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
gole bahari آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

چه دل پر دردی داشته شادان!!

خوب شد که حرفاشو زد که این شهاب یه کم به خودش بیاد!!

با افتخار تمام همه جا میگه من قیمشم!!ولی یه دست محبت به سرش نکشیده!!

منم با شادان گریه کردم!!

ممنونم ژیلا جونم!



گاه می انــدیـشــم،

چنان هم مهم نیـــست اگر هــیچ از دنــیا نــداشــته باشــم،

...همین بــس که کوچـــه ای داشته باشم و بــــاران....

و انســان هــایــی در زندگـــی ام باشند زلال تـــر از بـــاران!!!


رمانی که دوستش دارم"هـانــا | دختراسمان کاربر انجمن"

http://www.forum.98ia.com/t664010.html
gole bahari آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ آذر ۱۳۹۱, ۱۱:۳۰ بعد از ظهر   #329 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
_NoNasH_ آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

چقد قشنگ بود اين پست درد و دل شادان...
قربونش برم وسط اون ژست درد و دلانش باز حرفاي خودش (منظورم اون حرفاي قشنگ مغزه قشنگشه) رو هم يادش نمي ره...
و اين شخصيت شهاب... كاملا دوسش دارم و ارادت دارم بهش...
كلا معتاد قلمتم تا رمانات... به جان خودم راس مي گم... از نوع نوشتارت بيشتر از رمان لذت ميبرم...
فعلا آبجي...
راستي تو پياما هم گفتم تورو خدا لينك نقد رو تو پستا بزار... هي دنبالش بايد بگردم...
_NoNasH_ آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ آذر ۱۳۹۱, ۱۱:۴۱ بعد از ظهر   #330 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
پاپلی آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

همچین جیگرم حال اومد..دمش گرم شادان خانم، مگه شادان فقط از پس شهاب بر بیاد.
چقد دلم گرفت از تنهایی شادان
پاپلی آنلاین نیست.  
موضوع بسته شد

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
میوه منحوس, نقد وبررسی, ژیلا

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
معرفی و نقد رمان پانتی بنتی | ژیلا کاربر انجمن miss.no1.2004 نوشته کاربران سایت 1204 ۱۹ فروردين ۱۳۹۳ ۱۱:۳۵ قبل از ظهر
میوه بهشتی | دلداده کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب دلداده نوشته کاربران سایت 111 ۷ مهر ۱۳۹۲ ۰۲:۵۸ بعد از ظهر
رمان میوه ی منحوس | ژیلا کاربر انجمن miss.no1.2004 رمان های کامل شده نوشته کاربران 18 ۳ تير ۱۳۹۲ ۱۱:۳۹ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۴:۴۶ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا