ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
معرفی و نقد رمان گناهکار | fereshteh27 کاربر انجمن - صفحه 103
lull.ir

http://fidibo.com/



نودهشتیا
فید آر اس اس

نظرسنجی: خوانندگان عزیز لطفا جنسیت خودتون رو مشخص کنید..(صادقانه)..

این یک نظرسنجی عمومی است . کاربران دیگر می توانند انتخاب شما را شماهده کنند

صفحه 103 از 371 نخستنخست ... 353789399100101102103104105106107113128153203353 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1,021 تا 1,030 , از مجموع 3705
  1. Top | #1021

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    نوشته ها
    148
    میانگین پست در روز
    0.18
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    2,614
    تشکر شده 853 در 144 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام فرشته جان.من تازه دیروز رمان جالبتو شروع کردم و امروزم تا اینجایی که پست گذاشتی تمومیدم.جالبه موضوعت.وجالبتر اینکه بیشتر رمانات توش جنایی و پلیسی هس،البته جدید بودن این رمانت اینکه شخصیت اصلی رمان خودش آدم بد داستان و این جالبش کرده با این شخصیت سردو سختش.این پستای آخرتو خیلی جالب و البته گنگ نوشتی خوب جاییم مارو گذاشتی تو خماریییی!!!!راستی قرار رمانت چند صفحه باشه و اینکه چه قدر دیگه مونده؟؟؟بدجور تو خماری اینم که بلاخره آرشام به خاطر دلی گناهاشو میذاه کنار و بر میگرده به شخصیت قبلش؟؟؟؟
    و اما در باره ی عکسای دل آرام و آرشام،راستشو بخوای آرشامو اینجوری تصور نمی کنم بیشتر بهش همون مدل بودن میاد تا ی آدم گناهکار و مغرور البته این نطر منهههههااااا.
    ولی دل آرام خوبه.مرسی لطفا زود زود پست بذار که تو خماری نمونیم.
    ویرایش توسط ttttmmm : 1391,10,26 در ساعت ساعت : 00:34

  2. 10 کاربر از پست ttttmmm تشکر کرده اند .


  3. Top | #1022

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    آذر 1390
    نوشته ها
    1,087
    میانگین پست در روز
    1.00
    محل سکونت
    کوچه های تعصب
    تشکر از کاربر
    16,445
    تشکر شده 2,358 در 1,321 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    منم میگم مگه جراعت داره خوشش نیاد.........
    چهارصد نفر آدم بس نشستن تا ببینن این پسره کی ابراز وجود میکنه....
    اصلا مگه دلرام میزاره که خوشش نیاد..
    می دانی
    یک وقت هایی باید
    روی یک تکه کاغذ بنویسی
    تـعطیــل است
    و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت...
    باید به خودت استراحت بدهی
    دراز بکشی
    دست هایت را زیر سرت بگذاری
    به آسمان خیره شوی
    و بی خیال ســوت بزنی
    و بخنــدی به تمام افـکاری که
    پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
    آن وقت با خودت بگویـی
    بگذار منتـظـر بمانند...

  4. 10 کاربر از پست modern girl تشکر کرده اند .


  5. Top | #1023

    مدیر بازنشسته


    تاریخ عضویت
    تیر 1388
    نوشته ها
    1,284
    میانگین پست در روز
    0.65
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    1,923
    تشکر شده 7,451 در 1,214 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    من امشب متن مردانی مثل آرشام رو تو وبگت خوندم قشنگ بود اما با خوندنش احساس کردم این دلربایی که می خواد بیاد یه جور به گذشته ی آرشام وصلهو باید فرد مهمی برای آرشام بوده یا باشه هرچیه تقصیر این دلربا و ارسلانه
    ویرایش توسط طیبه : 1391,10,26 در ساعت ساعت : 01:21
    رمان هایی که می خونم و دوستشون دارم
    خوشگلی درد سر داره /خالکوبی /گناهکار/میوه ی منحوس
    پشت یک دیوار سنگی





  6. 11 کاربر از پست طیبه تشکر کرده اند .


  7. Top | #1024

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    آبان 1391
    نوشته ها
    1,809
    میانگین پست در روز
    2.38
    محل سکونت
    جنوب غرب ایرا
    تشکر از کاربر
    4,005
    تشکر شده 53,979 در 3,033 پست
    حالت من
    Sepasgozar
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط rozard نمایش پست ها
    من میگم آرشام از دلی خوشش میاد؛شما چی میگید؟
    به کجای کاری گلم؟طرف دلو بر باد داده رفته.خودش خبر نداره
    حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی…

  8. 7 کاربر از پست شیدا زمانی تشکر کرده اند .


  9. Top | #1025

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    نوشته ها
    27
    میانگین پست در روز
    0.03
    محل سکونت
    بهترین جای دنیا
    تشکر از کاربر
    589
    تشکر شده 67 در 38 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام فرشته جوون، بابا رمانت حرف نداره توپ توپ، فقط میخواستم بگم به نظرت آرشامو تو بعضی جاها خیلی خشن تصور نمیکنی؟ ویا تو همین پست اخرت چجوری وقتی بش گف خفه شو دوباره انقد سریع انعطاف از خودش نشون داد و گذاشت دلارام بره پیش فرهاد؟ راستش ارشام شخصیتش:-)یه جوریه غیر قابل پیش بینی!!!

  10. 7 کاربر از پست پری جووون تشکر کرده اند .


  11. Top | #1026

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    آذر 1391
    نوشته ها
    44
    میانگین پست در روز
    0.06
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    222
    تشکر شده 442 در 49 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    وای فرشته جووووون الهی شیدا و مهری و ارسلان و شایان همگی جمعن قربون فامیلاتون بشن
    نمیدونی که فردا{چهارشنبه}امتحان زیست دارم خیلیم زیاده منم که اصلا نخوندمو گذاشتم برای امروز
    دیشب وقتی خوندم پست نمیذاری یه جیغی کشیدم
    آخه من هرروز اول میام پست رمان گناهکارو میخونم بعد میرم سراغ درس و بعدشم سر درس همش فکرم میره پیش دلاشاممون و اینکه ایندفعه چی میخواد بشه
    اما بعدش که به عمق ماجرا پی بردم کنف شدما که پست نمیذاری و ما تو خماری میمونیم
    میگم فرشتههههه
    امتحانای ما فردا تموم میشه میشه امشب یه پست تپل مپلی بذاری .آخه من از مدرسه که میام خونه شیرجه میرم پای کامپیوتر تا پستاتو بخونم
    فرشته plz
    در کل میسی راستی اون عکس دو نفره هم خیلی خوشمل بود
    ویرایش توسط faezeh_2020 : 1391,10,26 در ساعت ساعت : 13:33

  12. 7 کاربر از پست faezeh_2020 تشکر کرده اند .


  13. Top | #1027

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1389
    نوشته ها
    1,286
    میانگین پست در روز
    0.81
    محل سکونت
    ایران
    تشکر از کاربر
    24,567
    تشکر شده 6,309 در 1,525 پست
    حالت من
    Khoshhal
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط fereshteh27 نمایش پست ها

    تو هم عاشق شدی رفت پی کارش..
    ارسلان خیلی خوب می دونه آرشام ازش نفرت داره ولی خب از بس پررو تشریف داره خودشو می زنه به بی خیالی..
    شایان واسه چی بمیره؟..
    عاشق واسه یه لحظمه! اصلا شبا به امید دیدن خواب آرشام سرمو میذارم رو بالش!
    اووووووف! این مهریه بالاخره شرش کم شد! کم میونده بود مانیتورو بزنم له کنم از حرصش!
    نازی! پسرم چه حرصیم میخوره!!..بیخودی گلوی خودشو ناقص کرد با داد زدن!مگه دست خودشو عاشق دلی خانوم نشه؟!
    بعد دیگه..آها..اونجایی که دلی میخواست ازش واسه دیدن فرهاد اجازه بگیره جالب بود!کاملا مشخص بود پسرم(آرشام خان کبیر!) داره حرص میخوره! کلی حال کردم!
    خدا به خیر بگذرونه عاقبتشونو!!!!
    سکوتِ من
    مرگِ لحظه هاست،
    مرگِ شکوفه هایِ انار..
    این قلم
    تا پایانِ "تو"
    تکان خواهد خورد!!

  14. 7 کاربر از پست |SarA_S| تشکر کرده اند .


  15. Top | #1028

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    آذر 1391
    نوشته ها
    220
    میانگین پست در روز
    0.31
    محل سکونت
    زير سايه ی خدا
    تشکر از کاربر
    5,128
    تشکر شده 4,345 در 224 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    مثل اينكه آرشام داره كم كم تو راه مياد ولی تا ميخوام بهش اميدوار بشم دوباره ميشه هموني كه بوده بيچاره با خودشم درگيره فرشته جون خيلي رمانت باحاله يعني توپ...راستي عكساي آرشام خيلي خوشگل بودن ولي عجب جذبه اي داره واسه خودشا

  16. 10 کاربر از پست saeideh71 تشکر کرده اند .


  17. Top | #1029

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    نوشته ها
    5,179
    میانگین پست در روز
    4.65
    محل سکونت
    تهران!
    تشکر از کاربر
    30,517
    تشکر شده 967,648 در 5,291 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط پری جووون نمایش پست ها
    سلام فرشته جوون، بابا رمانت حرف نداره توپ توپ، فقط میخواستم بگم به نظرت آرشامو تو بعضی جاها خیلی خشن تصور نمیکنی؟ ویا تو همین پست اخرت چجوری وقتی بش گف خفه شو دوباره انقد سریع انعطاف از خودش نشون داد و گذاشت دلارام بره پیش فرهاد؟ راستش ارشام شخصیتش:-)یه جوریه غیر قابل پیش بینی!!!
    عزیزم گفتم که آرشام الان حسابی با خودش درگیره..
    بعدش هم که انعطاف نشون داد اونم یهویی خب لابد قصد و غرضی داره دیگه..اینو که قبلا گفتم عزیزدلم..

    نقل قول نوشته اصلی توسط طیبه نمایش پست ها
    من امشب متن مردانی مثل آرشام رو تو وبگت خوندم قشنگ بود اما با خوندنش احساس کردم این دلربایی که می خواد بیاد یه جور به گذشته ی آرشام وصلهو باید فرد مهمی برای آرشام بوده یا باشه هرچیه تقصیر این دلربا و ارسلانه
    تو وب هم گفتم خانمی اون قسمتیش که در مورد یه زن گفته شده رو من روش تکیه نمی کنم چون تو رمان مشخص میشه قضیه چی بوده..نه رد می کنم و نه تایید..
    نقل قول نوشته اصلی توسط ttttmmm نمایش پست ها
    سلام فرشته جان.من تازه دیروز رمان جالبتو شروع کردم و امروزم تا اینجایی که پست گذاشتی تمومیدم.جالبه موضوعت.وجالبتر اینکه بیشتر رمانات توش جنایی و پلیسی هس،البته جدید بودن این رمانت اینکه شخصیت اصلی رمان خودش آدم بد داستان و این جالبش کرده با این شخصیت سردو سختش.این پستای آخرتو خیلی جالب و البته گنگ نوشتی خوب جاییم مارو گذاشتی تو خماریییی!!!!راستی قرار رمانت چند صفحه باشه و اینکه چه قدر دیگه مونده؟؟؟بدجور تو خماری اینم که بلاخره آرشام به خاطر دلی گناهاشو میذاه کنار و بر میگرده به شخصیت قبلش؟؟؟؟
    و اما در باره ی عکسای دل آرام و آرشام،راستشو بخوای آرشامو اینجوری تصور نمی کنم بیشتر بهش همون مدل بودن میاد تا ی آدم گناهکار و مغرور البته این نطر منهههههااااا.
    ولی دل آرام خوبه.مرسی لطفا زود زود پست بذار که تو خماری نمونیم.
    نه عزیزم این رمانم پلیسی نیست..چند روز پیش یکی از بچه ها تو تاپیک رمان های پلیسی اسم رمان منو هم اورده بود (گناهکار)که گفته بود پلیسی ِ..من خودم موندم که کجای رمان من پلیسی ِ..
    دوستان اشتباه نکنید..این رمان اصلا پلیسی نیست و ربطی هم نداره..
    صفحاتش هنوز مشخص نیست..خودمم نمی دونم ولی هنوز خیلی از رمان مونده گلم..

    نقل قول نوشته اصلی توسط modern girl نمایش پست ها
    ای خدا این حروف اضافه ادبیات فارسی رو از فرشته نگیر وگر نه نمی دونه چه جوری ما رو تو خماری بزاره.....
    یه خسته نباشی توپ واسه نویسنده گلمون ...
    فرشته جون یه مطلبی رو میخواستم بگم شاید یکم دیر شد اما خب من دیر این پست ها رو خوندم...
    توی قسمتی که آرشام میاد دلارام رو از توی وان بر میداره درسته که توی اون فضا به یه پوشش احتاج داشتی واسه دیده نشدن دلارام اما دلیلی که آوردی تا دلارام توی وان کف درست کنه یکم بی ربط میزد..

    خواستم بلند شم نتونستم..دیگه پهلوم داغ نبود و دردم صد برابر شد..
    حالم به قدری بد بود که نمی فهمیدم دارم چکار می کنم..
    شامپو رو کامل تو وان خالی کردم..دستم می لرزید..دستمو تو آب تکون دادم تا کامل کف کنه..بعد مابقی ِ شامپو رو با ترس و لرز و گریه مالیدم به پهلوم ..


    شاید اگه به جای این می گفتی که خواست کف درست کنه حواسش پرت بشه و درد رو کمتر حس کنه بهتر می بود.....البته این نظر منه ....من یه کم حس کردم چون می خواستی به سوژه اصلی تر این قسمت برسی یه کم سریع از این مورد گذشتی...
    بازم ممنون از داستان قشنگت ..
    عزیزم دلارام که گفت حالیش نبوده داره چکار می کنه..شامپو به پهلوش مالید و وان رو پر از کف کرد که خب همینجوری که نمی خواست تو آب بشینه واسه حموم کردن رفته بود دیگه..که بعد گفت یه کم تو اب بشینه حالش بهتر بشه که نشد و خواست حموم کنه و زودتر بره بیرون..
    مگه خله واسه حواس پرتی کف درست کنه؟..کی با کف حواسش پرت میشه؟!..

    نقل قول نوشته اصلی توسط cosin27 نمایش پست ها
    سلام دوست خوبم.یه چیزی رو همیشه بهش اعتقاد دارم و داشتم.اما خودم تو نوشتن داستان و رمانام بهش زیاد عمل نمی کنم و اون اینه که یه داستان و رمان باید در همون لحظه ی اول طوری نوشته شده باشه که خواننده وقتی اونو می خونه برق بگیردش و جذبش بشه و تا آخر ادامه ش بده و مشتاق خوندنش باشه.رمانت این خصوصیتو داره.شاید بهتره بگم جای چنین رمانایی تو ادبیات کشور ما خالیه.به نظر من چنین رمانهایی هم می تونن جایگاهی در ادبیات کشورمون داشته باشن.یعنی ادبیات یه مملکت با همه جور داستان ونوشته و رمان نیاز داره و امیدوارم روزی برسه که من رمانهای تو رو دستم بگیرم و بخونم و اونارو پشت ویترین مغازه ها ببینم. رمان هیجان انگیزی نوشتی که بدجوری باعث اعتیادم شدهمنتظر ادامه ش هستم.چون بدجوری جذبش شدم.ولی چرا تو رمانات همیشه دخترا زبون درازن و حاضرجواب و دائم در حال کل کل کردن؟
    این دلارام عجب زبونی داره؟چه شریه دختره!

    و این آرررررررررررررررشام چی بگم؟باید صبر کنم ببینم این روانی دیگه چه کارایی انجام میدهشوخی کردم روانی نیست.به نظر من آرشام با اینکه تمام سعیشو می کنه بد باشه ولی اون ذات خوبش هنوز حفظ شده و در نهادش هست.فقط یه تکون و تلنگر لازمه که باعث بشه شخصیت و خود واقعیشو پیدا کنه.تلنگر...چیزی که خیلی از ما آدما بهش نیاز داریم تا دوباره به اصل خودمون برگردیم.
    ممنونم عزیزم بابت تعریفت..و اینکه باعث افتخارمه رمانمو می خونی و ازش راضی هستی..
    اره قبلا هم گفتم که دلارام دختر نترس و پر دل و جراتیه..
    دقیقا..یه تلنگر که واسه آرشام کوچولوش به کار نمیاد باید بزرگ باشه..

    نقل قول نوشته اصلی توسط mina_75 نمایش پست ها
    آبجی با این تعریفایی که نگار جون از اون عکسه کرد واجب شد عکسه رو تو وبلاگت بزاری تا ببینیم
    دیشب عکس رو تو وبم گذاشتم خانمی..
    نقل قول نوشته اصلی توسط «نفس» نمایش پست ها
    اين آرشام زيادي حسود نيس؟؟ من كه خيلي حرص ميخورم از دستش! اصن چرا نميذاره دلي بره؟ اصن اين دلي كرم داره وقتي ميدونه آرشام حساسه ميخواد بره پيش فرهاد؟ اصن به آرشام چه ربطي داره؟ حال آرشامو بگير يكم بخنديم! عكساي تو وبلاگتو ديدم، اون دختره كي بود؟ راستي لبخندشم خوشگل نيس
    فرشته جوني جاي حساسش كات مبكنيااااا
    مررررسي
    بوس بوووس عزيزم
    زیادی؟..کجا کاری اجی هنوز زیادیش رو ندیدی..
    مرض داره دیگه..
    دلی بیچاره کاریش نداره..خب می خواد بره بیرون..
    ربط نداره؟..شلغم نیستا رئیسشه..
    من چه می دونم کی بود..گفتم که مانکنه..
    چرا اتفاقا هم لبخند بهش میاد هم اخم..ولی جذبه ای که تو اخم کردن داره باحال تره..

    نقل قول نوشته اصلی توسط طیبه نمایش پست ها
    سلام و مرسیییی
    مثل همیشه بیسته فقط یه سوال
    این آرشام چرا اول در مقابل خواسته ی دلی به این تابلویی موضع گیری کرد و بعدش لبخند کج زد و قبول کرد؟ این لبخند نادر برای قیافه ی مظلوم دلی بود یا اینکه یه فکر پلید ؟
    فرشته جون بی زحمت حسادت این آرشام هم برامون به تصویر بکش ببینیم چه جوریه؟ اصلا این آدم ازبس تو زمینه ی احساس و عواطف بکره که برای همه جالبه عکس العملاشو تو این زمینه ها ببینن.مثل راچستر در رمان غرور و تعصب
    فکر پلید که نه ولی لابد یه نقشه ای داره..وگرنه آرشام هیچ وقتش از حرفش بر نمی گرده..
    باشه عزیزم..به زودی..

    نقل قول نوشته اصلی توسط Houra74 نمایش پست ها
    سلااااااااااام فرشته جونی..بابت پستا مرسی..خیلی خوب بود!!
    اونجا که آرشام بعد از اینکه زد تو گوش مهری،دلی رو صدا زد و صداش گرفته بود...معلوم بود از گرفتگی صداش که حسابی نگرانش شده ها!!اوخییییییییییییی!!جانم
    راستی میشه اون عکس آرشامو که گفتی رو یکی مدل اون موقع که روی دلی خم شده بود تو وبت بذاری؟؟!مرسی!
    گذاشتم عزیزم..
    وووووی اونجایی که تو بیمارستان بودن هم معلوم بود آرشام خان حسابی نگران حال دلی بوده که داشته پشت پرده می ترکیده تا بپره تو..آخر سر هم نتونست خودشو کنترل کنه واومد تو !!!دیدی؟!!یعنی عاشقشم!
    اره دیدم..
    وقتی ام دلی بهش گفت می خواد بره آقای دکی(فرهاد) رو ببینه...ب نظر من آشام بخاطر دوست داشتنی که تو وجودش مسبت ب دلی داره...عصبی شد...و بعدش واسه یه دلیلی فعلا برای ماها مجهوله ب دلی اجازه داد که بره و فرهادو ببینه!!...ای آرشام نمیری ک معلوم نیس تو اون کله ت چی میگذره!!والا
    امشب از مجهول بودن در میاد..
    تازه این آرشام خان فوضول هم ک حتما حرفای بین دلی و خانم دکیو شنبده!!پیش خودش کلی تجزیه و تحلیل هم کرده رفته!!..دیگه هرکی این آرشامو نشناسه ما دیگه داریم میشناسیمش...
    راستی حیف شد ک امشب پست نداریم...اما فرشته جون پس فردا ک ایشالا پست می ذاری دست پر بیایا!!زیااااااااااااد بذار لطفا ذوق کنیمممنونم عزیزم
    موفققققق و سربلند باشی..مخصوصا تو مهمونی امشبت!!
    باشه عزیزم..حتما..مرسی..
    ویرایش توسط fereshteh27 : 1391,10,27 در ساعت ساعت : 01:10
    نبضی به نبض هایم اضافه شده،میوه ی عشقی که تکه ای از قلب توست..همین احساس پاک مادری است که..درونم را اینگونه می لرزاند..
    رمان ببار بارون!
    رمان ویرانگر!
    رمان گناهکار!
    مجموع رمان های من!

    وبسایت رسمی من!
    انجمن fereshteh27



  18. Top | #1030

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    نوشته ها
    538
    میانگین پست در روز
    0.67
    محل سکونت
    . در آغوش خدا .
    تشکر از کاربر
    1,741
    تشکر شده 2,909 در 809 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلاااااااااااااااااام........ ..........
    اوخیش دلمان بسیار خونکید که که مهری ضایع شد و کلا بمیره بهترههههههههههه ..........
    وویی این ارشام چه خده خوشملههههههههه...........
    موگماااااا ...............
    من دوروز نیومدم فک کردمممم الان بیام یه 6 تایی گوذاشتییییییییییییی اماااااااااا...........
    من نموگمااااااااااااااا خودت گفتی مزدوج شممممممممممم زیاد میذالم...........نگفتی؟..........نه نگفتی؟........
    هییییییییییییییییییی بیخی ما به عشخ خودت میااااااااام عسلمممممممممممممم.............
    امشب بذاریاااااااااااااااااااا ااااا خوشگلمممممم
    آی آی آی این ارشام ام داری پی به درونش میبره ینی برده چون رفت داد زد گفت نمی خوام دوباره تکرار شهههههه.........پس احساسشو فهمیده............
    دوست دارم این ارشامو یه روز شیطووووووووووووون ببینمممممم


  19. 14 کاربر از پست روح سرگردون تشکر کرده اند .


موضوعات مشابه

  1. معرفی و نقد رمان قرعه به نام سه نفر | fereshteh27 کاربر انجمن
    توسط fereshteh27 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 1048
    آخرین نوشته: 1393,09,01, ساعت : 23:01
  2. مسیرعشق | fereshteh27 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط fereshteh27 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 853
    آخرین نوشته: 1393,02,11, ساعت : 16:38
  3. معرفی و نقد رمان عشق و احساس من | fereshteh27 کاربر انجمن
    توسط fereshteh27 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 1174
    آخرین نوشته: 1392,08,21, ساعت : 22:20
  4. قصه عشق ترگل | fereshteh27 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط fereshteh27 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 239
    آخرین نوشته: 1392,05,30, ساعت : 17:05
  5. رمان گناهکار | fereshteh27 کاربر انجمن
    توسط fereshteh27 در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 524
    آخرین نوشته: 1392,05,05, ساعت : 00:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •