ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
معرفی و نقد رمان گناهکار | fereshteh27 کاربر انجمن - صفحه 10
تور


نودهشتیا
فید آر اس اس

نظرسنجی: خوانندگان عزیز لطفا جنسیت خودتون رو مشخص کنید..(صادقانه)..

این یک نظرسنجی عمومی است . کاربران دیگر می توانند انتخاب شما را شماهده کنند

صفحه 10 از 370 نخستنخست ... 67891011121314203560110260 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 3698
  1. Top | #91

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    نوشته ها
    5,174
    میانگین پست در روز
    5.04
    محل سکونت
    تهران!
    تشکر از کاربر
    30,285
    تشکر شده 960,559 در 5,286 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط خاوردخت نمایش پست ها
    سلام

    سلام عزیزدلم..
    اول اینکه فرشته داستانات کشش داره اساسی.من موندم چطوری این همه قضایای پیچ در پیچ رو به وجود میاری و بعدشم یه جوری می نویسی که اصلا انگار از اول کل ایده تو مخ خود ادم بوده.

    نظر لطفته عزیزم..خودمم نمی دونم..
    حس می کنم داستان تازه داره استارت اصلیشو می خوره.یعنی تازه داریم میرم تو داستان و فعلا کمی تا قسمت اندکی از ماجرا ها رو میدونیم.البته اندازه سر سوزن!!!
    درسته عزیزم..حالا که دلارام هم وارد میشه موضوعات اصلی هم کشیده میشن وسط..
    خب دیه نقد می کنیم:
    بفرمایید..
    فرشته خیلی بد جایی ارشامو ول کردی اومدی سراغ دلارام.......
    ازش غافل نشدم..در موردش میگم..
    اهان دریافتم!!!!میگم نکنه این مهمونیه همون مهمونیه که قراره تو اون خونه هه که ارشام فعلا توش زندگی میکنه برگذار شه؟؟؟؟پس اینطوری قضیه اوکیه... و گرنه از فضولی اینکه چرا شایان همچین کاری کرده گند می زدم به درس و مدرسه.
    اوخی..اره دیگه تابلو بود..
    هم ذات پنداری داستانت خوبه.مثلا با همین چند تا جمله ی ساده ای که توی مکالمه ی پریا و دلارام بود تموم حس هم ذات پنداری ادم تحریک میشه و خو دوست داره بفهمه کل قضیه چیه و چه بلایی به سر دختره میاد.
    بلا؟!..ووووووویییییی بلا که واسه ش کمه..ولی خب مطمئن باش انقدری هیجانی هست که میخکوبتون کنه..
    یه نکته. مگه ارشام و دلارام با هم تصادف نکردن و خوب دلارام گفت ببین چه بلایی به سر عروسکم اوردی؟؟؟
    معمولا به ماشینی میگیم عروسک که مدل بالا باشه.حالا از این بگذریم دلارام با وجود خدمتکار بودنش و خب به اصطلاح زندگی توسری خوریش چجوری می خواد اصلا ماشینی داشته باشه؟؟؟؟
    بلههههههههه..دلی خانم در نبود جناب پیره هاف هافو تشریف بردن بیرون..واسه اینکه جلوی آرشام خان کم نیاره گفته عروسکم..گرفتی اجی؟..
    اینا رو خودشم میگه..

    راجع به ارشام.... و حس می کنم ارشام داره خودشو بازی میده...یعنی یه جورایی سر خودشو شیره می ماله...شخصیت حقیقشو هنوز نکشته و یه جای خیلی دوری دفنش کرده چون هنوز هرازگاهی صدای وجدانشو می شنوه چون هنوزم یاد گذشته اشه... حس می کنم این کارا فقط واسه اینه که همه چی زندگیشو فراموش کنه و بشه مثل یه رباط ساده هدف این،حالا هدف این،حالا این یکی... واسه همین ازش بدم نمیاد هر چند که بده به هرحال دووس دارم ببینم چی میشه باقی داستان.می دونم دلیلت موجه و نمی تونی خیلی بیای و پست بزاری واسه همین پستات رو جای خیلی حساس قطع نکن که دیوونه شیم...خب؟؟؟؟ اینکه از شایان خواسته که« جوری که از سنگ هم سخت تر و بی احساس تر بشم» حس می کنم ارشام داره خودشو بازی میده...یعنی یه جورایی سر خودشو شیره می ماله...شخصیت حقیقشو هنوز نکشته و یه جای خیلی دوری دفنش کرده چون هنوز هرازگاهی صدای وجدانشو می شنوه چون هنوزم یاد گذشته اشه... حس می کنم این کارا فقط واسه اینه که همه چی زندگیشو فراموش کنه و بشه مثل یه رباط ساده هدف این،حالا هدف این،حالا این یکی... واسه همین ازش بدم نمیاد هر چند که بده به هرحال دووس دارم ببینم چی میشه باقی داستان.
    من هم تا حدی باهات موافقم عزیزم..آرشام مطمئنا دلیل محکمی برای این کاراش داره..
    می دونم دلیلت موجه و نمی تونی خیلی بیای و پست بزاری واسه همین پستات رو جای خیلی حساس قطع نکن که دیوونه شیم...خب؟؟؟؟
    باشه عزیزم..سعی می کنم..
    مرسی بابت داستان های قشنگت.
    قربونت عزیزم..
    نبضی به نبض هایم اضافه شده،میوه ی عشقی که تکه ای از قلب توست..همین احساس پاک مادری است که..درونم را اینگونه می لرزاند..

    قابل توجه خوانندگان عزیز، برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه ی دیر کرد پست ها لطفا روی هر دو تصویر زیر کلیک کنید!

    =====


    رمان ببار بارون!
    رمان ویرانگر!
    رمان گناهکار!
    مجموع رمان های من!
    وبسایت رسمی من!

    برای دیدن مطالب مربوط به رمان ها به وبسایت و یا انجمن من مراجعه کنید!
    انجمن fereshteh27

  2. 10 کاربر از پست fereshteh27 تشکر کرده اند .


  3. Top | #92

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    آذر 1390
    نوشته ها
    41
    میانگین پست در روز
    0.04
    محل سکونت
    تبریز
    تشکر از کاربر
    1,899
    تشکر شده 174 در 45 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    شخصیت آرشام عالیه دوووووووووووووووووووستش دارم!!!!!!!!!
    مطمئنم شخصیت دلارام هم همینطوره!!!!!!!!!!!!!!
    درسته تذکر داده بودی ولی عالی شروع کردی کاش همین طوری ادامه داشته باشه!!!!!!!!!!!!!!

  4. 5 کاربر از پست سایه ماه تشکر کرده اند .


  5. Top | #93

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    مهر 1391
    نوشته ها
    93
    میانگین پست در روز
    0.13
    محل سکونت
    In yOUr Heart...
    تشکر از کاربر
    1,672
    تشکر شده 271 در 101 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    فرشته جون نکنه این اقای که دلارام واسش کار میکنه همون شخصی باشه که شایان به ارشام گفته بوود نفر بعدیه و باید پخ پخش کنه این اقاهم هرجا میره دلارام رو میبره که نشون بده یکی از اعضایی خانوادشه اره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    یه جورایی فکرکنم کارش مثل ارشام باشه یا شایدم اون رقیب ارشام باشه که میگفت زرنگه در کل ما که حدسیات ما این است اوخی دلمان واسه دلارام سوخت گوناه داره به خودا
    تو این مهمونی ارشامم هست و اونجا بازم همو میبینن مرسی فرشته ای

  6. 4 کاربر از پست Negindf تشکر کرده اند .


  7. Top | #94

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    آبان 1391
    نوشته ها
    38
    میانگین پست در روز
    0.06
    محل سکونت
    جهنم
    تشکر از کاربر
    536
    تشکر شده 655 در 46 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    این آرشام الاغ کپی پسر عمومه
    راستی! پدر کشتگی این الاغ با این 10 نفر چیه؟از اول رمان تو کف همینم!
    البته یه حسمم بم میگه نفر دهم دلارامه
    مگه نه؟
    میگم میشه یه عکس از آرشام در حالت خنده بذاری آرزو به دل نمونیم؟پوکیدیم بخدا

  8. 6 کاربر از پست ayda_bala_20 تشکر کرده اند .


  9. Top | #95

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    565
    میانگین پست در روز
    0.71
    محل سکونت
    همین اطراف
    تشکر از کاربر
    7,506
    تشکر شده 735 در 383 پست
    حالت من
    Ghamgin
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خیلی از نوشته هات خوشم میاد آدم سر حال میاد این رومانت را هم دارم دنیال میکنم امیدوارم مثل نوشته های قبلیت باشه ومیدونم که هست همیشه موفق باشی و دست به قلم متشـــــــــــــــــــــک رم .

  10. 6 کاربر از پست Denis omidi تشکر کرده اند .


  11. Top | #96

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    2,758
    میانگین پست در روز
    2.43
    محل سکونت
    ..In yOUr Heart
    تشکر از کاربر
    34,948
    تشکر شده 6,263 در 1,677 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام فرشته جونم من تا الان همه داستان های که نوشتی رو خوندم به غیر از قرعه به نام سه نفر که اونو تا نصفه خوندم و نشد که کاملشه انگار طلسم شده هربار میخوام بخونم یه چی میشه مرسی عالی بود همه شون
    و اما گناهکار که من خیلی خوشم اومد پسمله خیلی مغرور و از پشت فیل افتاده اس انگار غیر خودش همه بوووووووووووووقن بیتلبیت بوشور
    اوخی خالی شدم دلارام دوست دارم دختر محکمیه و میتونه از پس ارشام بر بیاد و ادمش کنه و کلا از این به ان رو کنه
    فکر میکنم اون ادمی ام که دلارام واسش کار میکنه خلافکار باشه و یه نقشه های داره که هر جا میره اینم باخودش میبره مرسی فرشته جونم
    ﺁقا پسری که هیکلت رو فرمه .....
    ته ریش داری ......
    خوشگلی .......
    پوستت شوکلاتیه....
    بوی ادکلن خاص میدی ..... و همیشه اخم داری ..!!
    خب باور کن بچه های من و تو خیلی خوشگل میشن ..!!
    منتظر چی هستی یه دستی بجنبون خووو.....

  12. 6 کاربر از پست samandf تشکر کرده اند .


  13. Top | #97

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    بهمن 1389
    نوشته ها
    448
    میانگین پست در روز
    0.34
    محل سکونت
    همین گوشه کنار
    تشکر از کاربر
    19,781
    تشکر شده 1,454 در 462 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    دوست جون نیکی و پرسش....خوب معلومه هر چه زودتر بقیهش رو بزاری همگی یه عالمه خوشحال می شیم و تو انتظار نمی مونیم...
    بنده خدا دلارام که تو مهمونی کی رو دید....از قدیم گفتن کوه به کوه نمی رسه ،آدم به آدم می رسه....اون هم چه آدمی...از نوع دشمن خونیش...
    این دو تا تو مهمونی خون و خونریزی راه نندازن خیلیه...
    لطفا پست بعدی رو زود بزاررررررررررررررر....مردم از هیجان...

  14. 8 کاربر از پست mahsamoon تشکر کرده اند .


  15. Top | #98

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    نوشته ها
    3,290
    میانگین پست در روز
    2.32
    محل سکونت
    همه جای ایران سرای من است.
    تشکر از کاربر
    13,304
    تشکر شده 5,040 در 2,296 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام فرشته جونی
    منم از همه ی رمانات خوشم میاد ولی فکر میکنم گناهکار یه چیز دیگست .
    بنظرم این خیلی جالبه که این دوتا تو ی این مهمونی همدیگه رو ببینن و مطمئنم که بدنبالش باید منتظر کلی هیجان و زیبایی باشیم پس بیصبرانه منتظر می مانیم(نمانیم چکار کنیم)
    عزیزم بدو ، بدو پست جدید رو بنویس و بذار که بدرقم توی خماریش موندیم
    مرسی بخاطر همه رمانهای قشنگت میبوسمت بوووووووووووووس بوووووووووووووووووس
    یاد بگیر:
    گاهی نباید نازکشید،انتظارکشید،آه کشید،دردکشید،فریادکشیدو....
    تنها باید دست کشید و رفت ..... همین


    تعهد به سند ازدواج نیست
    تعهد به رینگ انگشت دست چپ نیست
    تعهد به ریلیشن فیس ..بوک نیست
    تعهد یه حسیه تو قلب آدما

  16. 4 کاربر از پست hidenam تشکر کرده اند .


  17. Top | #99

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    264
    میانگین پست در روز
    0.25
    تشکر از کاربر
    2,921
    تشکر شده 19,050 در 273 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام فرشته جان
    رمانت محشره
    ولی خب فکر کنم آرشام زیادی داره خودشو تو گناهاش غرق میکنه طوری که دیگه راه برگشتی نداره .. یعنی واقعا میخوای راه برگشتی براش نذاری؟ یا من اشتباه میکنم؟!
    کاش بتونه راهشو عوض کنه و یه روزی به دست دلارام آدم خوبی بشه
    اگه رمانت رو زود زود بذاری ممنونت میشم
    زود پست بعدی رو بذار که مردیم از کنجکاوی

    __________________________________________________ __
    رمان بهشت کوچک من / جوشی کاربر انجمن

    ژانر: پلیسی _ عاشقانه

  18. 4 کاربر از پست جوشی تشکر کرده اند .


  19. Top | #100

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    67
    میانگین پست در روز
    0.07
    محل سکونت
    tehran
    تشکر از کاربر
    800
    تشکر شده 203 در 70 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام
    من دوست دارم زودتر بفهمم تو پست بعد چه خبره !!!
    (هه!اخه خودت گفتي اگه دوست داريم بدونيم بگيم)
    راستي خوهشاااااا زود به زود پست بده ا خب ما همش تو خماريه اين و قرعه به نام سه نفر ميمونيم ...!!!
    مرسي
    تنهايي را بلندترين شاخه ي يك درخت ميفهمد...
    به راستي خدا از بزرگي تنهاست؟!؟
    يا از تنهايي بزرگ؟!؟

    زندگی آرام است...مثل آرامش یک خواب بلند...!
    زندگی شیرین است...مثل شیرینی یک روز قشنگ...!
    زندگی رویاییست...مثل رویای یک کودک ناز...!
    زندگی زیباییست...مثل زیبایی یک غنچه ی باز...!
    زندگی تک تک این ساعت هاست...!
    زندگی چرخش این عقربه هاست...!
    زندگی رازدل مادر من...!
    زندگی پینه ی دست پدر است...!
    زندگی مثل زمان درگذر است...!

  20. 5 کاربر از پست M.R.N تشکر کرده اند .


موضوعات مشابه

  1. معرفی و نقد رمان قرعه به نام سه نفر | fereshteh27 کاربر انجمن
    توسط fereshteh27 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 1048
    آخرین نوشته: 1393,06,10, ساعت : 00:54
  2. معرفی و نقد رمان عشق و احساس من | fereshteh27 کاربر انجمن
    توسط fereshteh27 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 1180
    آخرین نوشته: 1393,02,11, ساعت : 16:42
  3. مسیرعشق | fereshteh27 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط fereshteh27 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 853
    آخرین نوشته: 1393,02,11, ساعت : 16:38
  4. قصه عشق ترگل | fereshteh27 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط fereshteh27 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 239
    آخرین نوشته: 1392,05,30, ساعت : 17:05
  5. رمان گناهکار | fereshteh27 کاربر انجمن
    توسط fereshteh27 در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 524
    آخرین نوشته: 1392,05,05, ساعت : 00:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •