بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: خوانندگان عزیز لطفا جنسیت خودتون رو مشخص کنید..(صادقانه)..
دختر 1,393 86.25%
پسر 27 1.67%
زن 190 11.76%
مرد 5 0.31%
رأی دهندگان: 1615. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱ آبان ۱۳۹۱, ۱۱:۲۹ قبل از ظهر   #91 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
fereshteh27 آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط خاوردخت نمایش پست ها
سلام

سلام عزیزدلم..
اول اینکه فرشته داستانات کشش داره اساسی.من موندم چطوری این همه قضایای پیچ در پیچ رو به وجود میاری و بعدشم یه جوری می نویسی که اصلا انگار از اول کل ایده تو مخ خود ادم بوده.

نظر لطفته عزیزم..خودمم نمی دونم..
حس می کنم داستان تازه داره استارت اصلیشو می خوره.یعنی تازه داریم میرم تو داستان و فعلا کمی تا قسمت اندکی از ماجرا ها رو میدونیم.البته اندازه سر سوزن!!!
درسته عزیزم..حالا که دلارام هم وارد میشه موضوعات اصلی هم کشیده میشن وسط..
خب دیه نقد می کنیم:
بفرمایید..
فرشته خیلی بد جایی ارشامو ول کردی اومدی سراغ دلارام.......
ازش غافل نشدم..در موردش میگم..
اهان دریافتم!!!!میگم نکنه این مهمونیه همون مهمونیه که قراره تو اون خونه هه که ارشام فعلا توش زندگی میکنه برگذار شه؟؟؟؟پس اینطوری قضیه اوکیه... و گرنه از فضولی اینکه چرا شایان همچین کاری کرده گند می زدم به درس و مدرسه.
اوخی..اره دیگه تابلو بود..
هم ذات پنداری داستانت خوبه.مثلا با همین چند تا جمله ی ساده ای که توی مکالمه ی پریا و دلارام بود تموم حس هم ذات پنداری ادم تحریک میشه و خو دوست داره بفهمه کل قضیه چیه و چه بلایی به سر دختره میاد.
بلا؟!..ووووووویییییی بلا که واسه ش کمه..ولی خب مطمئن باش انقدری هیجانی هست که میخکوبتون کنه..
یه نکته. مگه ارشام و دلارام با هم تصادف نکردن و خوب دلارام گفت ببین چه بلایی به سر عروسکم اوردی؟؟؟
معمولا به ماشینی میگیم عروسک که مدل بالا باشه.حالا از این بگذریم دلارام با وجود خدمتکار بودنش و خب به اصطلاح زندگی توسری خوریش چجوری می خواد اصلا ماشینی داشته باشه؟؟؟؟
بلههههههههه..دلی خانم در نبود جناب پیره هاف هافو تشریف بردن بیرون..واسه اینکه جلوی آرشام خان کم نیاره گفته عروسکم..گرفتی اجی؟..
اینا رو خودشم میگه..

راجع به ارشام.... و حس می کنم ارشام داره خودشو بازی میده...یعنی یه جورایی سر خودشو شیره می ماله...شخصیت حقیقشو هنوز نکشته و یه جای خیلی دوری دفنش کرده چون هنوز هرازگاهی صدای وجدانشو می شنوه چون هنوزم یاد گذشته اشه... حس می کنم این کارا فقط واسه اینه که همه چی زندگیشو فراموش کنه و بشه مثل یه رباط ساده هدف این،حالا هدف این،حالا این یکی... واسه همین ازش بدم نمیاد هر چند که بده به هرحال دووس دارم ببینم چی میشه باقی داستان.می دونم دلیلت موجه و نمی تونی خیلی بیای و پست بزاری واسه همین پستات رو جای خیلی حساس قطع نکن که دیوونه شیم...خب؟؟؟؟ اینکه از شایان خواسته که« جوری که از سنگ هم سخت تر و بی احساس تر بشم» حس می کنم ارشام داره خودشو بازی میده...یعنی یه جورایی سر خودشو شیره می ماله...شخصیت حقیقشو هنوز نکشته و یه جای خیلی دوری دفنش کرده چون هنوز هرازگاهی صدای وجدانشو می شنوه چون هنوزم یاد گذشته اشه... حس می کنم این کارا فقط واسه اینه که همه چی زندگیشو فراموش کنه و بشه مثل یه رباط ساده هدف این،حالا هدف این،حالا این یکی... واسه همین ازش بدم نمیاد هر چند که بده به هرحال دووس دارم ببینم چی میشه باقی داستان.
من هم تا حدی باهات موافقم عزیزم..آرشام مطمئنا دلیل محکمی برای این کاراش داره..
می دونم دلیلت موجه و نمی تونی خیلی بیای و پست بزاری واسه همین پستات رو جای خیلی حساس قطع نکن که دیوونه شیم...خب؟؟؟؟
باشه عزیزم..سعی می کنم..
مرسی بابت داستان های قشنگت.
قربونت عزیزم..



وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ
برای خواندن رمان های ببار بارون و ویرانگر و گناهکار روی نوار زیر کلیک کنید!

 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


گروه طرفداران بـبــار بـــارون
گروه طرفداران ویــرانـــگــــر
گروه طرفداران گــنـــاهکـــار
گر نگهدار من آن است كه من مي دانم،شيشه را در بغل سنگ نگه مي دارد..

**اللهم عجل لوليك الفرج**
دوست داشتن تو اگر گناه باشد!
به اندازه ی قطره های باران دوستت دارم!

fereshteh27 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲ آبان ۱۳۹۱, ۱۱:۳۴ قبل از ظهر   #92 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
سایه ماه آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

شخصیت آرشام عالیه دوووووووووووووووووووستش دارم!!!!!!!!!
مطمئنم شخصیت دلارام هم همینطوره!!!!!!!!!!!!!!
درسته تذکر داده بودی ولی عالی شروع کردی کاش همین طوری ادامه داشته باشه!!!!!!!!!!!!!!
سایه ماه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲ آبان ۱۳۹۱, ۰۴:۵۷ بعد از ظهر   #93 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
Negindf آواتار ها
 
Negindf به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

فرشته جون نکنه این اقای که دلارام واسش کار میکنه همون شخصی باشه که شایان به ارشام گفته بوود نفر بعدیه و باید پخ پخش کنه این اقاهم هرجا میره دلارام رو میبره که نشون بده یکی از اعضایی خانوادشه اره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه جورایی فکرکنم کارش مثل ارشام باشه یا شایدم اون رقیب ارشام باشه که میگفت زرنگه در کل ما که حدسیات ما این است اوخی دلمان واسه دلارام سوخت گوناه داره به خودا
تو این مهمونی ارشامم هست و اونجا بازم همو میبینن مرسی فرشته ای
Negindf آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ آبان ۱۳۹۱, ۰۸:۲۷ قبل از ظهر   #94 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
ayda_bala_20 آواتار ها
 
ayda_bala_20 به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  0 امتیاز     
پیش فرض

این آرشام الاغ کپی پسر عمومه
راستی! پدر کشتگی این الاغ با این 10 نفر چیه؟از اول رمان تو کف همینم!
البته یه حسمم بم میگه نفر دهم دلارامه
مگه نه؟
میگم میشه یه عکس از آرشام در حالت خنده بذاری آرزو به دل نمونیم؟پوکیدیم بخدا
ayda_bala_20 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ آبان ۱۳۹۱, ۰۳:۳۳ بعد از ظهر   #95 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
Denis omidi آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

خیلی از نوشته هات خوشم میاد آدم سر حال میاد این رومانت را هم دارم دنیال میکنم امیدوارم مثل نوشته های قبلیت باشه ومیدونم که هست همیشه موفق باشی و دست به قلم متشـــــــــــــــــــــک رم .
Denis omidi هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ آبان ۱۳۹۱, ۰۶:۳۱ بعد از ظهر   #96 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
samandf آواتار ها
 
samandf به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام فرشته جونم من تا الان همه داستان های که نوشتی رو خوندم به غیر از قرعه به نام سه نفر که اونو تا نصفه خوندم و نشد که کاملشه انگار طلسم شده هربار میخوام بخونم یه چی میشه مرسی عالی بود همه شون
و اما گناهکار که من خیلی خوشم اومد پسمله خیلی مغرور و از پشت فیل افتاده اس انگار غیر خودش همه بوووووووووووووقن بیتلبیت بوشور
اوخی خالی شدم دلارام دوست دارم دختر محکمیه و میتونه از پس ارشام بر بیاد و ادمش کنه و کلا از این به ان رو کنه
فکر میکنم اون ادمی ام که دلارام واسش کار میکنه خلافکار باشه و یه نقشه های داره که هر جا میره اینم باخودش میبره مرسی فرشته جونم



ﺁقا پسری که هیکلت رو فرمه .....
ته ریش داری ......
خوشگلی .......
پوستت شوکلاتیه....
بوی ادکلن خاص میدی ..... و همیشه اخم داری ..!!
خب باور کن بچه های من و تو خیلی خوشگل میشن ..!!
منتظر چی هستی یه دستی بجنبون خووو.....
samandf آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ آبان ۱۳۹۱, ۰۸:۵۳ بعد از ظهر   #97 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
mahsamoon آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

دوست جون نیکی و پرسش....خوب معلومه هر چه زودتر بقیهش رو بزاری همگی یه عالمه خوشحال می شیم و تو انتظار نمی مونیم...
بنده خدا دلارام که تو مهمونی کی رو دید....از قدیم گفتن کوه به کوه نمی رسه ،آدم به آدم می رسه....اون هم چه آدمی...از نوع دشمن خونیش...
این دو تا تو مهمونی خون و خونریزی راه نندازن خیلیه...
لطفا پست بعدی رو زود بزاررررررررررررررر....مردم از هیجان...
mahsamoon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۴ آبان ۱۳۹۱, ۱۰:۴۰ بعد از ظهر   #98 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
hidenam آواتار ها
 
hidenam به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام فرشته جونی
منم از همه ی رمانات خوشم میاد ولی فکر میکنم گناهکار یه چیز دیگست .
بنظرم این خیلی جالبه که این دوتا تو ی این مهمونی همدیگه رو ببینن و مطمئنم که بدنبالش باید منتظر کلی هیجان و زیبایی باشیم پس بیصبرانه منتظر می مانیم(نمانیم چکار کنیم)
عزیزم بدو ، بدو پست جدید رو بنویس و بذار که بدرقم توی خماریش موندیم
مرسی بخاطر همه رمانهای قشنگت میبوسمت بوووووووووووووس بوووووووووووووووووس



یاد بگیر:
گاهی نباید نازکشید،انتظارکشید،آه کشید،دردکشید،فریادکشیدو....
تنها باید دست کشید و رفت ..... همین


تعهد به سند ازدواج نیست
تعهد به رینگ انگشت دست چپ نیست
تعهد به ریلیشن فیس ..بوک نیست
تعهد یه حسیه تو قلب آدما
hidenam آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ آبان ۱۳۹۱, ۱۰:۵۷ بعد از ظهر   #99 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
جوشی آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام فرشته جان
رمانت محشره
ولی خب فکر کنم آرشام زیادی داره خودشو تو گناهاش غرق میکنه طوری که دیگه راه برگشتی نداره .. یعنی واقعا میخوای راه برگشتی براش نذاری؟ یا من اشتباه میکنم؟!
کاش بتونه راهشو عوض کنه و یه روزی به دست دلارام آدم خوبی بشه
اگه رمانت رو زود زود بذاری ممنونت میشم
زود پست بعدی رو بذار که مردیم از کنجکاوی

__________________________________________________ __
رمان بهشت کوچک من / جوشی کاربر انجمن

ژانر: پلیسی _ عاشقانه
جوشی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ آبان ۱۳۹۱, ۱۱:۱۰ بعد از ظهر   #100 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
M.R.N آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام
من دوست دارم زودتر بفهمم تو پست بعد چه خبره !!!
(هه!اخه خودت گفتي اگه دوست داريم بدونيم بگيم)
راستي خوهشاااااا زود به زود پست بده ا خب ما همش تو خماريه اين و قرعه به نام سه نفر ميمونيم ...!!!
مرسي



تنهايي را بلندترين شاخه ي يك درخت ميفهمد...
به راستي خدا از بزرگي تنهاست؟!؟
يا از تنهايي بزرگ؟!؟

زندگی آرام است...مثل آرامش یک خواب بلند...!
زندگی شیرین است...مثل شیرینی یک روز قشنگ...!
زندگی رویاییست...مثل رویای یک کودک ناز...!
زندگی زیباییست...مثل زیبایی یک غنچه ی باز...!
زندگی تک تک این ساعت هاست...!
زندگی چرخش این عقربه هاست...!
زندگی رازدل مادر من...!
زندگی پینه ی دست پدر است...!
زندگی مثل زمان درگذر است...!
M.R.N آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
معرفی و نقد رمان قرعه به نام سه نفر | fereshteh27 کاربر انجمن fereshteh27 نوشته کاربران سایت 1055 ۱۲ فروردين ۱۳۹۳ ۰۷:۳۸ بعد از ظهر
مسیرعشق | fereshteh27 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب fereshteh27 نوشته کاربران سایت 852 ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ ۱۲:۰۲ قبل از ظهر
معرفی و نقد رمان عشق و احساس من | fereshteh27 کاربر انجمن fereshteh27 نوشته کاربران سایت 1179 ۲۸ دي ۱۳۹۲ ۰۲:۲۶ قبل از ظهر
قصه عشق ترگل | fereshteh27 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب fereshteh27 نوشته کاربران سایت 239 ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ ۰۵:۰۵ بعد از ظهر
رمان گناهکار | fereshteh27 کاربر انجمن fereshteh27 رمان های کامل شده نوشته کاربران 524 ۵ مرداد ۱۳۹۲ ۱۲:۲۰ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۱:۰۹ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا