| |||
| | #31 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : آبان ۱۳۹۱ محل سکونت : چی بگم والا
نوشته ها: 511
تشکرها: 4,605
تشکر شده 1,014 بار در 367 پست
کتاب مورد علاقه : در آینده ای نزدیک حالت من : | از همون تاولشم باید قیدشو میزدی | ||||||||
| | |
| تبلیغات | |
| | |
| | #32 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : اسفند ۱۳۹۰ محل سکونت : اتاقم!!
نوشته ها: 946
تشکرها: 755
تشکر شده 1,379 بار در 731 پست
کتاب مورد علاقه : کویر . تاحالی خوندیش؟؟ حالت من : | موتور چیه آخه برو تو نخ ماشین همیشه از خودم می پرسم ...... چرا اونایی که دم ازرفاقت میزنن تو لحظه های بیکسی قیدتو راحت میزنن....... کاش دوستی ادما مثل دوستی دست وچشم بود..... اگه دقت کرده باشین هر عضوی از بدنمون که در میکنه این چشم ه که گریه میکنه یا وقتی چشم گریه میکنه این دسته که اشک چشامونو پاک میکنه..... یه روز از بهترین دوستم پرسیدم نظر در باره عشق چیه؟ به نظرت عشق غم داره یا شادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میدونیدچیگفت ؟؟؟؟؟؟؟؟ گفت علی عشق نه غم داره نه شادی عشق فقط انتظاره ....... دیدید تو بازی فوتبال تا زمین میخوری داور میدوه و میگه: میتونی ادامه بدی؟؟؟؟؟؟؟؟ کاش زندگی مثل بازی فوتبال بود تا زمین می خوردی یکی میومدو میگفت میتونی ادامه بدی؟؟؟؟؟؟؟؟ من همیشه سنگینی نگاه مردم رو حس کردم .... همیشه مردم با ساکت نگاه کردنشون بهم میگفتن خوش بحالش چقدر شاده چقدر خندونه ..... دل مردم چه میدونه که من دنیای دردم ....... ادامه دارد ........ | ||||||||
| | |
| | #33 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۹۰ محل سکونت : يه كلبه دور از همه كس
نوشته ها: 232
تشکرها: 2,084
تشکر شده 4,510 بار در 614 پست
کتاب مورد علاقه : بينوايان حالت من : | امان از دست باباها.... میکشن آدمو... Don’t worry Death will come soon…. Death will rescue us برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید | ||||||||
| | |
| | #34 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۹۱ محل سکونت : shahrak naft
نوشته ها: 236
تشکرها: 618
تشکر شده 655 بار در 150 پست
کتاب مورد علاقه : الهه شرقی.در چشم من طل حالت من : | چه قدر بد بیچاره پسره دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم برای اینکه نگذارم بیایند . . آ ب نریختـــــم که برگردی آب ریختـــــم تـــا پاک شود هر چه رد پای توست ، از زنـــدگیـــ ام…! | ||||||||
| | |
| | #35 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۹۱ محل سکونت : *"تهـــــــــــــــران"*
نوشته ها: 866
تشکرها: 1,368
تشکر شده 1,238 بار در 457 پست
کتاب مورد علاقه : *افســـونگر* حالت من : | خب بابات راست میگه دیگه موتور خطرناکه به جاش ماشین بخر . ![]() ![]() ![]() | ||||||||
| | |
| | #36 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۹۱ محل سکونت : کوچه علی چپ....
نوشته ها: 1,236
تشکرها: 4,765
تشکر شده 1,807 بار در 892 پست
کتاب مورد علاقه : ★سقوط آزاد★ حالت من : | بیچاره....... برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید خــواســتم چشمهایش را از پشتـــ بگیرمــ ...... دیدمــ طآقتـــ اسم هـــآیی رآ که میگوید ندارمـــ .... ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() | ||||||||
| | |
| | #37 (لینک مستقیم) | ||||||||
| Banned تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۹۱ محل سکونت : طهـــــــــــــــــــــــــــران
نوشته ها: 1,102
تشکرها: 491
تشکر شده 1,867 بار در 758 پست
کتاب مورد علاقه : جبروحسابان حالت من : | عجب بابای گیری دارشته این یارو | ||||||||
| | |
| | #38 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۹۱ محل سکونت : AhWaZ
نوشته ها: 25
تشکرها: 244
تشکر شده 1,335 بار در 499 پست
حالت من : | از همون اول میگفت نمیخرم بهتر بود | ||||||||
| | |
| | #39 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۹۱ محل سکونت : تهرانپارس
نوشته ها: 9
تشکرها: 3
تشکر شده 2 بار در 2 پست
کتاب مورد علاقه : یاسمین حالت من : | چه بابای نامردی!!!بنده خدا بعد از 7بار قبول شده حقش اینه؟؟؟؟؟!!!!! | ||||||||
| | |
| | #40 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۱
نوشته ها: 862
تشکرها: 872
تشکر شده 2,460 بار در 1,003 پست
کتاب مورد علاقه : ناریخ ایران باستان حالت من : | خدایی خطرناکه زمانی کزروس به کوروش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی. کوروش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ کزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کوروش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانید. مردم هرچه در توان داشتند برای کوروش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود. کوروش رو به کزروس کرد و گفت : ثروت من اینجاست. | ||||||||
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| ترول داستان عضویت ما دریک انجمن|ترول | سروش68 | ترول | 58 | ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۷:۱۶ بعد از ظهر |
| داستان مرد موتور سوار (حتما بخونید) | Admin | مطالب جالب و خواندنی | 42 | ۹ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۱۱:۰۰ بعد از ظهر |
| چهره ی واقعی یکی از شخصیتهای ترول|ترول | *ReiHaNe* | ترول | 301 | ۶ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۱۱:۴۷ قبل از ظهر |
| برگرفته از یک داستان واقعی!!!(ترول) | rain.par | ترول | 11 | ۲۹ مهر ۱۳۹۱ ۰۲:۰۴ بعد از ظهر |
| اپل خریدن بابام | ترول | محسن | ترول | 40 | ۵ تير ۱۳۹۱ ۰۴:۲۵ بعد از ظهر |