بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > ایرانی

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۵ مرداد ۱۳۸۹, ۱۱:۰۰ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
mahdieh67 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
Talking از شاخه نسترن | بهاره نوربخش | معرفی و نقد کتاب

خلاصه کتاب از شاخه نسترن



دختری بنام نسترن که از خانواده ای مذهبی هست بعد از ده سال که با خانواده عمه که خانواده ای راحت و ازادی هستند، اشتی می کنند و پدرام پسر عمه نسترن مزاحمت هایی را برای نسترن ایجاد می کند و عاشقش می شود، از طرفی خواهر پدرام نیز عاشق برادر محمد می شود که در این میان اتفاقاتی می افتد................


اینم لینک رمان
http://www.forum.98ia.com/t61192.html

/کامل/

ویرایش توسط mahdieh67 : ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۱۱:۰۴ بعد از ظهر
mahdieh67 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۱۵ مرداد ۱۳۸۹, ۱۱:۰۳ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
harimeshgh آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

کتاپ قشنگی بود متفاوت با کتابای دیگه ای بود که خونده بودم
مخصوصا آخرش.



چه خوش خیال است
فاصله را می گویم
به خیالش مرا از تو جدا کرده
نمی داند جای تو امن است
اینجا در میان دل من.....
harimeshgh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱۲:۲۲ قبل از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
tarane آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

اولا : خسته نباشی.


دوما : داستان خوبی بود. یعنی در کل بد نبود.


سوما : طوری بود که ادم رو گیج می کرد.


چهارما : اسم کتاب اصلا بهش نمی خورد. ادم رو گیج می کرد.


پنجما: خیلی اغراق آمیز بود.


ششما: چادری ها رو خیلی زیر سوال می بره.


بازم هست ولی در همین حد بسته.


ولی اخرش خیلی قشنگ تموم شد . طوری که اولش اینقدر حجاب و و اسلام رو زیر سوال می بره. ولی اخرش همین پسر خیلی جلف نمازمی خونه و حتی نمازهای قضایی اش رو هم می خونه.



من در کنار تو بودم، اما دریغا...
نمی دانستم کجا هستم و تو مثل یک
ترانه زیبا بر لبم زندگی می کردی.

ویرایش توسط tarane : ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۱۲:۲۶ قبل از ظهر
tarane آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱۲:۲۵ قبل از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
مدیر ارشد
 
شبنم آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

مرسی مهدیه گلم

از این به بعد دوستان هر تاپیک نقدی می زنن توی این لیست اعلام کنن تا اضافه بشه. ممنونم

http://www.forum.98ia.com/t65098.html



دوستان نویسنده با توجه به اطلاعیه ادمین

http://www.forum.98ia.com/post12768837-44.html

در صورت نیاز به هر نوع تغییراتی (نگارشی و محتوایی) در متن رمان کامل شده تون ، حداکثر تا یک هفته بعد از تموم شدن رمان به مدیران بخش اطلاع بدید. رمانها بعد از تهیه جلد و بازخونی برای دانلود گذاشته میشن و امکان تغییر رمان دانلود شده وجود نداره
شبنم آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ مرداد ۱۳۸۹, ۰۱:۱۶ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
zarin آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

ضمن تشکر از تایپیست کتاب
داستان تاانتهای کتاب با شیوه ی خوبی پیش رفت.بر عکس نظر دوستمونtaraneبه نظر من به هیچ وجه اسلام و چادر رو زیر سوال نبرده بود بلکه نشون داد از هر فرهنگ و خانواده ای باشی باید همیشه مراقب وسوسه ی شیطان بود .حتی تصمیم به خود کشی محمد و بعد انصراش هم نمونه ای از همین وسوسه ی شیطان بود که به هر ترتیب تونست بر اون فائق بشه !
و باز هم بر عکس نظر دوستمون به نظر من تنها نقطه ضعف نویسنده در نوع تقابل فرهنگ متفاوت این دو خانواده بود.
منظور اینه که اینطور مطرح شده بود که اگه خانواده ای با چادر نباشندبه همه ی اصول دینی ،اخلاقی ، تربیتی،روابط خانواده گی و.....بی توجه خواهند بود و تا مرز از هم پاشیده گی پیش خواهند رفت !!!و این مسئله به شدت در روند داستان به چشم می خورد که به نظر بنده تا حد زیادی اغراق محسوب می شد و لی اگر از اغراق منظور توکل به خدا،وجود کرامت از طرف اهل بیت یا متحول شدن فردی در جهت ارتباط و نزدیکی به خدا باشه ،باید بگم کم نیستند افرادی که واقعاًتحت شرایط روحی خاص تا به این حد متحول می شند و از کرامت اهل بیت هم که هیچ کدوم از ما نباید غافل باشیم!
در کل داستان خوبی بود چه از نظر نگارش چه سوزه و چه در رابطه با قلم نویسنده.



آنچه فرد تحصیلكرده را از فرد خودآموخته مشخص می سازد،
وسعت دانش نیست، بلكه اعتماد به نفس است!
zarin آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ مرداد ۱۳۸۹, ۰۴:۰۱ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
daneshmand آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

تشكر ويژه از مهديه ي عزيز كه با سرعت برق و باد رمان رو برامون گذاشت...خسته نباشي مهديه جون

رمان سرگرم كننده اي بود .به نظر من به قشر خاصي اهانت نكرده بود.خيلي از دختر ها كه در خانواده ي مذهبي بزرگ شدن...نه فقط بعد از ازدواج بلكه وقتي وارد دانشگاه و ....مي شوند تغيير مي كنند ولي همه كه اينطور نيستند...بالاخره همه جور آدمي وجود داره

من يكم رابطه ها رو درك نمي كردم...مثلا نسترن از پدرام متنفر بود و بدش ميومد ،چطور بخاطر آزادي و زرق و برق زندگي عمه اش نظرش تغيير كرد و تا اين حد بهش علاقمند شد؟؟به نظرم عجيب اومد...




زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست....هركسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست....خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد......



daneshmand آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۹ مرداد ۱۳۸۹, ۱۱:۴۱ قبل از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
mahbano آواتار ها
 
mahbano به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

یعنی من این و بخونم
خوبه؟
ببینید حرفی برای گفتن داره ایا؟
و این که بخونمش
ادم می شم؟
تاثیر گذار هست؟



سارا 18 ساله اصفهان

رمانای توصیه شده











mahbano آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۹ مرداد ۱۳۸۹, ۰۲:۰۷ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
*~Faezeh~* آواتار ها
 
*~Faezeh~* به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

قشنگ بود کتاب خوبی بود.خوشم اومد



اگر ميخواهي بداني چقدر ثروت داري هرگز پولهايت را نشمر قطره اي اشك بريز و دست هايي را كه براي كمك كردن به سويت دراز مي كنند بشمر
اين است ثروت واقعي
*~Faezeh~* آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ مرداد ۱۳۸۹, ۰۲:۱۱ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
مدیر ارشد
 
شبنم آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط sadaf- نمایش پست ها
قشنگ بود کتاب خوبی بود.خوشم اومد
عزیزم برای نقد پست کامل تری بدید . اینجوری اسپم محسوب میشه
شبنم آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۳ مرداد ۱۳۸۹, ۰۷:۵۵ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
باقری آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

با تشکر از دوست محترم mahdieh67 که زحمت تایپ رو کشدند.

رمان از نظر موضوع خیلی خوب ولی چنگی به دل نمی زد دلیلش هم این بود که یه روال عادی رو در پیش گرفته بود و هیچ هیجان و فراز وو نشبی نداشت. نکته دیگه اینکه اعصاب خرد کن هم نبود

یه جاهایی از رمان هم بیشتر به یه فیلم هندی شبیه بود مثلا اونجایی که محمد رضا و محمد تو اغوش هم شروع میکتند به گریه کردن (مثلا اونا رقیب عشقی هم هستند).
باقری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
از, بهاره, رمان, شاخه, معرفی, نسترن, نقد, نوربخش

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
شاخه های سرد غرور | بیتا فرخی | معرفی و نقد کتاب شهرناز ایرانی 9 ۶ شهريور ۱۳۹۲ ۰۲:۱۱ بعد از ظهر
رنگ گل نسترن | زهرا رضا زاده | معرفی و نقد کتاب asal_cheshmak ایرانی 40 ۲۲ مهر ۱۳۹۰ ۱۰:۲۵ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۱:۱۶ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا