| |||
| |||||||
| نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: به نظر شما این داستان چه طور پیش میره؟ | |||
| عالی | | 2 | 66.67% |
| خیلی خوب | | 1 | 33.33% |
| خوب | | 0 | 0% |
| رأی دهندگان: 3. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید. | |||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۹۱
نوشته ها: 647
تشکرها: 1,584
تشکر شده 2,019 بار در 509 پست
کتاب مورد علاقه : All of them حالت من : | پست مفید : +3 امتیاز به نام خدایی که اخمو نیست![]() و... سلاااااااااااااااااام![]() سلام و صد درود جانانه به دوستای گل نودوهشتیم. روز دختر مبارک ![]() اگه غمگینی..بیا رمان بخون,اگه حوصلت سر رفته... بیارمان بخون,اگه تو نتی....بیارمان بخون,خلاصه می خوای خوش بگذرونی...بیا رمان بخون. ![]() ![]() این اولین رمانمهوامیدوارم خوب از آب در بیادوبا نقداتون منو از اشتباهاتم با خبر کنین. ![]() (درضمن این داستان واقعیه و تخیلی نیست)مچکرم از نقداتون پیشاپیش ![]() | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| تبلیغات | |
| | |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۹۱
نوشته ها: 647
تشکرها: 1,584
تشکر شده 2,019 بار در 509 پست
کتاب مورد علاقه : All of them حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز اینم لینک رمان: جرم من این است ... عاشقی | solmaz1994 کاربر انجمن خلاصه رمان جرم من این است....عاشقی: نورسان نگارستانی دختری 19ساله پس از گرفتن دیپلم ترک تحصیل میکنه وعلی رغم اجبار خانوادش تن به ازدواج نمیده و باوارد شدن به محیط کاری سرنوشت چیزه دیگه ای رو براش رقم میزنه.... ویرایش توسط solmaz1994 : ۱۳ مهر ۱۳۹۱ در ساعت ۱۱:۳۰ قبل از ظهر | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #3 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش عکس ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸ محل سکونت : tehran
نوشته ها: 24,045
تشکرها: 158,129
تشکر شده 363,182 بار در 30,824 پست
کتاب مورد علاقه : بامداد خمار | پست معمولی : +1 امتیاز پستتون رو ویرایش کنید.خلاصه ای از رمان و لینک تاپیک رمان رو بزارید این روزها خدا هم قوانين بخش عكس | قبل از فعالیت در بخش حتما مطالعه کنید! از حرفهای تکراری من خسته است چه حس مشترکی داریم من و خدا.او... از حرفهای تکراری من خسته است و من... از تکرار غم انگیز روزهایم... | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۹۱ محل سکونت : جزيره آدم كوتوله ها...
نوشته ها: 1,534
تشکرها: 5,161
تشکر شده 5,092 بار در 995 پست
کتاب مورد علاقه : ادريس ، ميراث خانم بان حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز مرسي قشنگه . | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #5 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۹۱ محل سکونت : یک جا بین ادما
نوشته ها: 216
تشکرها: 7,570
تشکر شده 9,987 بار در 213 پست
کتاب مورد علاقه : اوففف!از شمار خارجه! حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز سلام اسم داستانت جذابو قشنگه... خلاصه اش به ادم نشون میده که داستان هم خونگی که تا اینجای داستان نبوده!!!!! بعد از 4 صفحه ما هنوز شخص اول پسر رو ندیدیم!!! راجع به خود متن: قلمت خوبه ولی جا برای کار کردن زیاد داره ببین من الان دیگه رسما از طوسی داره حالم به هم میخوره!!!خودت برو یک بار دیگه نوشتت رو بخون!تا حالا به جز طوسی لباس رنگ دیگه ای نپوشیده!! قرار بود شب خواستگاریش اون لباس طوسی رو بپوشه که کمربند قرمز داشت...ولی چه خودش و چه مادرش فراموش کردن...درحالی که مامانا به این راحتی یادشون نمیره! گفتی که اون مهمونی اینده شو رقم میزنه ولی ما هنوز به جز اعلام حضور اون پسره که ردش کرد چیز دیگه ای ندیدیم. اول داستان گفت که نمیخواد دانشگاه بره...ولی حالا کنکور میده و برای رتبه و قبولیش نگرانه! تا جایی که من میدونم نمیشه اونقدر دیر برای کنکور ثبت نام کرد...اصلا به کنکور فکر نمیکرد!در حد یک پست فقط خواستی قضیه ای داشته باشی. پدرش گفت که یا باید بره دانشگاه یا شوهر کنه...بعدش میگه میخواستم ببینم چقدر برای حرفم ارزش قائلی؟؟؟!!!!!! حسش به شهاب دقیقا در چه حد؟؟؟؟ ...قابل فهم نیس. بی ام و؟؟؟؟؟؟ اونم تو نوزده سالگی!!!!!!!!! از اون نکته هایی که داستانو باهاش می کوبن زمینا! این دختره که جلو مادرش خجالت کشید از رقصش حالا جلو همه میره وسط می رقصه؟؟؟؟؟ ببخشید اگه خیلی رک گفتم...امیدوارم که بتونی داستانتو اصلاح کنی و بهترش کنی... باتشکر از زحماتت. سکوت میکنم ز غم سکوت میکنم ز خواب بگو به من که اشتباه میکنم به سادی بودنت گذشتی از میان ما.... ![]() (تقدیم به f-javid...روحش شاد...) | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #6 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۹۱
نوشته ها: 647
تشکرها: 1,584
تشکر شده 2,019 بار در 509 پست
کتاب مورد علاقه : All of them حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز ممنونم که رمانمو میخونی جا داره که یه چیزایی رو بگم عزیزم: در مورد رنگ طوسی چون نورسان عاشق اون رنگه خوب طبیعیه که لباساش به همون رنگ باشه مثلا یکیش خود من ,من خودم به شخصه عاشق رنگ طوسیم و ممکنه باور نکنی ولی هر لباسی که دارم همش رنگش طوسیه چون دوسش دارم. شب خواستگاری خوب استرس های خاص خودشو داره و آینده انسانو رقم میزنه و نرماله که انتخاب عوض بشه ,به نظرت لباس مهمه یا سرنوشت؟ در مورد اون پسره هم بهش میرسیم . ولی وقتی میبینه که به زور میخوان شوهر بدنش , اون چیکار میتونه بکنه؟جز اینکه بگه آقا من ادامه تحصیل میدم . حسش به شهاب خوب فراتر از یه حس معمولیه ولی رفته رفته کم میشه. خوب وقتی گواهینامشو گرفته پس چی کم داره ؟؟؟ماشین دیگه چون خانوادش پولدارن خوب براش میخرن دیگه. این نورسان ما,یکم دمدمی مزاجه ...و رفته رفته سعی میکنه از خجالتی بودن در بیاد چون میخواد بره تو اجتماع و اگه خودشو اصلاح نکنه پس فردا چجوری می خواد از خودش دفاع بکنه؟ خواهش میکنم اتفاقا رک بودن خیلیم خوبه ودر اخر.. ممنونم ازت بابت گوشزدهایی که بهم کردی و به توصیت حتما عمل میکنم و اصلاحاتی رو انجام میدم در جهان همیشه یک رنگ باش ,قالی از هزاررنگی زیر پا افتاده است رمانمه پیشنهاد می کنم بخونیدشhttp://www.forum.98ia.com/t665556.html ویرایش توسط solmaz1994 : ۹ بهمن ۱۳۹۱ در ساعت ۰۶:۴۹ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #7 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۹۲ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۹۲ محل سکونت : کره ی زمین
نوشته ها: 42
تشکرها: 94
تشکر شده 62 بار در 18 پست
کتاب مورد علاقه : ................. حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام ![]() رمانت تا اون جایی که من خوندم خییییییییییییییییییییییییییییییییییی یییییییییییییییلی زیباست ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() امیدوارم ادامهش هم جالب باشه ادامه بده دوست گلم ![]() ![]() ![]() تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ "تبلورت" مهمه...! اهل کجا بودنت مهم نیست ،"اهل و بجا" بودنت مهمه...! منطقه زندگیت مهم نیست،"منطق زندگیت" مهمه...! و گذشته زندگیت مهم نیست ، امروزت مهمه که چه گذشته ای واسه فردات میسازی | ||||||||
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| اتفاق عاشقی | اشکهای یخی کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | @|-|A | نوشته کاربران سایت | 3 | ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۱۲:۱۵ بعد از ظهر |
| در گیر و دار عاشقی | reihan777 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | reihan777 | نوشته کاربران سایت | 33 | ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ ۱۰:۲۸ بعد از ظهر |
| جرم من این است ... عاشقی | solmaz1994 کاربر انجمن | solmaz1994 | تایپ کتاب | 47 | ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ ۱۲:۴۵ بعد از ظهر |
| عاشقی زلزله... | darya_75 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | darya_75 | نوشته کاربران سایت | 30 | ۱۲ مهر ۱۳۹۱ ۰۸:۳۸ قبل از ظهر |