بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 تبلیغات 

عجیب تو جیب

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: به نظر شما این داستان چه طور پیش میره؟
عالی 2 66.67%
خیلی خوب 1 33.33%
خوب 0 0%
رأی دهندگان: 3. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۷ شهريور ۱۳۹۱, ۰۴:۴۶ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
solmaz1994 آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
Thumbs up جرم من این است...عاشقی | solmaz1994 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب

به نام خدایی که اخمو نیست
و... سلاااااااااااااااااام

سلام و صد درود جانانه به دوستای گل نودوهشتیم.
روز دختر مبارک
اگه غمگینی..بیا رمان بخون,اگه حوصلت سر رفته... بیارمان بخون,اگه تو نتی....بیارمان بخون,خلاصه می خوای خوش بگذرونی...بیا رمان بخون.

این اولین رمانمهو
امیدوارم خوب از آب در بیادوبا نقداتون منو از اشتباهاتم با خبر کنین.(درضمن این داستان واقعیه و تخیلی نیست)

مچکرم از نقداتون پیشاپیش
solmaz1994 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

64 محصول اسپیکر

قدیمی ۲۹ شهريور ۱۳۹۱, ۰۸:۱۹ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
solmaz1994 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

اینم لینک رمان:
جرم من این است ... عاشقی | solmaz1994 کاربر انجمن
خلاصه رمان جرم من این است....عاشقی:
نورسان نگارستانی دختری 19ساله پس از گرفتن دیپلم ترک تحصیل میکنه وعلی رغم اجبار خانوادش تن به ازدواج نمیده و باوارد شدن به محیط کاری سرنوشت چیزه دیگه ای رو براش رقم میزنه....

ویرایش توسط solmaz1994 : ۱۳ مهر ۱۳۹۱ در ساعت ۱۱:۳۰ قبل از ظهر
solmaz1994 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۵ مهر ۱۳۹۱, ۰۴:۴۹ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
مدیر بخش عکس
 
farnaz58 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

پستتون رو ویرایش کنید.خلاصه ای از رمان و لینک تاپیک رمان رو بزارید



این روزها خدا هم
از حرفهای تکراری من خسته است
چه حس مشترکی داریم من و خدا.او...
از حرفهای تکراری من خسته است و من...
از تکرار غم انگیز روزهایم...


قوانين بخش عكس | قبل از فعالیت در بخش حتما مطالعه کنید!
farnaz58 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۶ بهمن ۱۳۹۱, ۰۶:۵۱ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
fatemehirooni آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

مرسي قشنگه .








 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



رمان هايي كه نخونيد از دستتون رفته

شرط بندي % گناهكار




fatemehirooni آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ بهمن ۱۳۹۱, ۰۸:۳۶ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
خاوردخت آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام

اسم داستانت جذابو قشنگه...
خلاصه اش به ادم نشون میده که داستان هم خونگی که تا اینجای داستان نبوده!!!!!
بعد از 4 صفحه ما هنوز شخص اول پسر رو ندیدیم!!!

راجع به خود متن:
قلمت خوبه ولی جا برای کار کردن زیاد داره
ببین من الان دیگه رسما از طوسی داره حالم به هم میخوره!!!خودت برو یک بار دیگه نوشتت رو بخون!تا حالا به جز طوسی لباس رنگ دیگه ای نپوشیده!!
قرار بود شب خواستگاریش اون لباس طوسی رو بپوشه که کمربند قرمز داشت...ولی چه خودش و چه مادرش فراموش کردن...درحالی که مامانا به این راحتی یادشون نمیره!
گفتی که اون مهمونی اینده شو رقم میزنه ولی ما هنوز به جز اعلام حضور اون پسره که ردش کرد چیز دیگه ای ندیدیم.
اول داستان گفت که نمیخواد دانشگاه بره...ولی حالا کنکور میده و برای رتبه و قبولیش نگرانه!
تا جایی که من میدونم نمیشه اونقدر دیر برای کنکور ثبت نام کرد...اصلا به کنکور فکر نمیکرد!در حد یک پست فقط خواستی قضیه ای داشته باشی.
پدرش گفت که یا باید بره دانشگاه یا شوهر کنه...بعدش میگه میخواستم ببینم چقدر برای حرفم ارزش قائلی؟؟؟!!!!!!
حسش به شهاب دقیقا در چه حد؟؟؟؟ ...قابل فهم نیس.
بی ام و؟؟؟؟؟؟ اونم تو نوزده سالگی!!!!!!!!! از اون نکته هایی که داستانو باهاش می کوبن زمینا!
این دختره که جلو مادرش خجالت کشید از رقصش حالا جلو همه میره وسط می رقصه؟؟؟؟؟

ببخشید اگه خیلی رک گفتم...امیدوارم که بتونی داستانتو اصلاح کنی و بهترش کنی...

باتشکر از زحماتت.



سکوت میکنم ز غم
سکوت میکنم ز خواب
بگو به من
که اشتباه میکنم
به سادی بودنت
گذشتی از میان ما....
(تقدیم به f-javid...روحش شاد...)
خاوردخت آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۰۶:۲۷ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
solmaz1994 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

ممنونم که رمانمو میخونی
جا داره که یه چیزایی رو بگم عزیزم:
در مورد رنگ طوسی چون نورسان عاشق اون رنگه خوب طبیعیه که لباساش به همون رنگ باشه مثلا یکیش خود من ,من خودم به شخصه عاشق رنگ طوسیم و ممکنه باور نکنی ولی هر لباسی که دارم همش رنگش طوسیه چون دوسش دارم.
شب خواستگاری خوب استرس های خاص خودشو داره و آینده انسانو رقم میزنه و نرماله که انتخاب عوض بشه ,به نظرت لباس مهمه یا سرنوشت؟
در مورد اون پسره هم بهش میرسیم .
ولی وقتی میبینه که به زور میخوان شوهر بدنش , اون چیکار میتونه بکنه؟جز اینکه بگه آقا من ادامه تحصیل میدم .
حسش به شهاب خوب فراتر از یه حس معمولیه ولی رفته رفته کم میشه.
خوب وقتی گواهینامشو گرفته پس چی کم داره ؟؟؟ماشین دیگه چون خانوادش پولدارن خوب براش میخرن دیگه.
این نورسان ما,یکم دمدمی مزاجه ...و رفته رفته سعی میکنه از خجالتی بودن در بیاد چون میخواد بره تو اجتماع و اگه خودشو اصلاح نکنه پس فردا چجوری می خواد از خودش دفاع بکنه؟
خواهش میکنم اتفاقا رک بودن خیلیم خوبه ودر اخر..
ممنونم ازت بابت گوشزدهایی که بهم کردی و به توصیت حتما عمل میکنم و اصلاحاتی رو انجام میدم



در جهان همیشه یک رنگ باش ,قالی از هزاررنگی زیر پا افتاده است
رمانمه پیشنهاد می کنم بخونیدش
http://www.forum.98ia.com/t665556.html


ویرایش توسط solmaz1994 : ۹ بهمن ۱۳۹۱ در ساعت ۰۶:۴۹ بعد از ظهر
solmaz1994 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۲, ۱۱:۲۲ قبل از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
saye.CF آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام
رمانت تا اون جایی که من خوندم خییییییییییییییییییییییییییییییییییی یییییییییییییییلی زیباست
امیدوارم ادامهش هم جالب باشه
ادامه بده دوست گلم



تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ "تبلورت" مهمه...!

اهل کجا بودنت مهم نیست ،"اهل و بجا" بودنت مهمه...!
منطقه زندگیت مهم نیست،"منطق زندگیت" مهمه...!
و گذشته زندگیت مهم نیست ، امروزت مهمه که چه گذشته ای واسه فردات میسازی
saye.CF آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
اتفاق عاشقی | اشکهای یخی کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب @|-|A نوشته کاربران سایت 3 ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۱۲:۱۵ بعد از ظهر
در گیر و دار عاشقی | reihan777 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب reihan777 نوشته کاربران سایت 33 ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ ۱۰:۲۸ بعد از ظهر
جرم من این است ... عاشقی | solmaz1994 کاربر انجمن solmaz1994 تایپ کتاب 47 ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ ۱۲:۴۵ بعد از ظهر
عاشقی زلزله... | darya_75 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب darya_75 نوشته کاربران سایت 30 ۱۲ مهر ۱۳۹۱ ۰۸:۳۸ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۱:۰۹ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2013, Jelsoft Enterprises Ltd.

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب رایگان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا