بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: به نظرتون رمان بعدیم رو شروع کنم یا بذارم بعد از تمام این رمان؟
شروع کن 72 37.50%
بعد از اتمام این رمان 120 62.50%
رأی دهندگان: 192. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۰ شهريور ۱۳۹۱, ۰۶:۱۲ قبل از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
arameeshgh20 آواتار ها
 
arameeshgh20 به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +24 امتیاز     
پیش فرض معرفی و نقد رمان در آغوش مهربانی | arameeshgh20 کاربر انجمن

خلاصه ای از جلد اول در آغوش مهربانی
داستان در مورد دختری به نام روژانه که یه دختر شر و شیطون و در عین حال مهربونه... این دختر هیچوقت اجازه نمیده حقش پایمال بشه و اگه ببینه حق کسی رودارن به زور میگیرن از اون طرف هم دفاع میکنه... داستان از اونجا شروع میشه که پدر و مادر روژان فوت کردن و وکیل خونوادگی که دوست صمیمیه پدر روژان بود میاد در مورد رازی صحبت میکنه که مربوط به خواهر روژانه... روژان عاشقانه خواهرشو دوست داره اما بعده سالها میفهمه رزا خواهر اصلیش نیست بلکه خونوادش اونو به فرزندخوندگی قبول کردن... روژان در تمام این سالها با اینکه 2 سال از خواهرش کوچیکتر بود از خواهرش حمایت میکرده... با فهمیدن این موضوع احساس روژان نه تنها عوض نمیشه بلکه محبت بیشتری نسبت به رزا در قلب خودش احساس میکنه... رزا یه دختر فوق العاده مهربون و در عین حال مظلوم و سربزیره... رزا وقتی از موضوع باخبر میشه تصمیم میگیره خونوادشو پیدا کنه... با آدرسی که از وکیل خونواده گرفته به روستایی میره که زادگاهشه و از روژان میخواد یه مدت اونو تنها بذاره... روژان با ناراحتی خواهرش رو راهی میکنه اما بعده یه مدت به روژان خبر میرسه که خونواده رزا دارن اونو مجبور به ازدواج میکننداز اینجا به بعد اصله ماجرا شکل میگیره که روژان با عصبانیت به سمت زادگاه خواهرش حرکت میکنه و...
خلاصه ای از جلد دوم در آغوش مهربانی (نقاب شطینت)
داستان در مورد دختریه به نام سوگله... سوگل یه دختر 17 ساله ی شر و شیطون و در حین حال فوضوله که این فوضولیهاش اکثر اوقات کار دستش میده و در نهایت باعث خرابکاری میشه... اهالیه روستا از دستش آسایش ندارن و اجازه نمیدن دختراشون با سوگل معاشرت آنچنانی کنند...مادر سوگل سالها پیش فوت کرده و پدرش هم دوباره ازدواج کرده و از اونجایی که نامادری سوگل علاقه ای به نگه داشتن اون نداشته اون پیش مادربزرگش اقدس که خدمتکار خونه ی اربابه بزرگ شده اما چون اکثر اوقات مادربزرگش تو خونه ی ارباب مشغول کار بود اون مجبور میشد تنهایی از پس مشکلاتش بر بیاد ولی این تنهایی و در عین حال نداشتن یک سرپناه مناسب باعث شد که در حین سادگی خیلی جاها اشتباه کنه و خودش رو به دردسر بندازه... اصل ماجرا از اون جایی شروع میشه که یه روز سوگل مثله همیشه در حال شیطنت بود که با پسر بچه ی 6 ساله ای رو به رو میشه که پسر دوست اربابه و تازه به همراه پدرش به ایران اومده... پسر بچه ای مغرور و خودخواه که به خاطر از دست دادن مادرش حال و روز خوبی نداره...از طرفی پدرش هم هنوز نتونسته با مرگ زنش کنار بیاد و همین باعث شده که این پسربچه بیشتر تو خودش فرو بره.... برخورد اول سوگل با این پسر با دعوایی سخت و در حین حال کینه توزانه شروع میشه که مسیر زندگیش رو تغییر میده و کم کم اون رو به دنیای بزرگترا هدایت میکنه............



جلد رمان
[/B]

ویرایش توسط arameeshgh20 : ۶ تير ۱۳۹۲ در ساعت ۰۲:۲۷ قبل از ظهر
arameeshgh20 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۰ شهريور ۱۳۹۱, ۰۸:۰۹ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
masoomah آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض

سلام عزيزم با اينكه هنوز زياد رمانت جلو نرفته ولي معلومه كه قشنگه تا اينجاشم قشنگ بود.ميگم ماكان نقش اصلي داره يا ماهان ولي فكر كنم ماكان باشه بهتره چون از همين اولش با روژان لج بود و باهاش كل كل ميكرد بيشتر روي شخصيت ماكان مانور بده ممنون.
masoomah آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۰ شهريور ۱۳۹۱, ۰۸:۱۴ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
arameeshgh20 آواتار ها
 
arameeshgh20 به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط masoomah نمایش پست ها
سلام عزيزم با اينكه هنوز زياد رمانت جلو نرفته ولي معلومه كه قشنگه تا اينجاشم قشنگ بود.ميگم ماكان نقش اصلي داره يا ماهان ولي فكر كنم ماكان باشه بهتره چون از همين اولش با روژان لج بود و باهاش كل كل ميكرد بيشتر روي شخصيت ماكان مانور بده ممنون.
سلام گلم
ممنونم از دلگرمیت
درسته نقش اصلی داستان ماکانه
دلیله اینکه تا حالا نقشش کمرنگ بوده عدم حضور روژان در روستاست
تقریبا از پست بعدی ماکان وارد عمل میشه
arameeshgh20 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ شهريور ۱۳۹۱, ۱۲:۵۳ قبل از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
bahar.nt آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام
رمانت رو خیلی دوست دارم،تو نظر سنجی هنوز شرکن نکردم جون به نظر شخصیت نه ماهان نه ماکان ملموس نشده اما ماهانو به خاطر خوب بودن و ریلکس بودنش دوست دارم،ماکانو به خاطر فکر کنم جدیدت و قدرتش و روژان رو به خاطر شیطنت هاش. این پست آخری کلس خندیدم مرسی،منتظر ادامه اش هستم موفق باشی



الهی!
من نه آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم،نه تو آنی که
گدار را ننوازی به نگاهی!
در اگر باز نگردد نروم باز به جایی،پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی،کس به غیر از تو نخواهم.
باز کن در،که جز این خانه مرا نیست پناهی!

"اندکی صبر سحر نزدیک است
"

bahar.nt آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ شهريور ۱۳۹۱, ۰۹:۱۱ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
mahsamoon آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام دوستی...
رمانت که خیلی با حاله...من از ماکان با تمام اخم وتخمش خوشم اومده...به نظرم هم یه طورایی روژان و ماکان زوج جالبی می شن...
در کل خیلی با حال می شه که ارتباطشون بیشتر بشه...ضمنا من با این حالت ارباب رعیتی داستان هم خیلی حال کردم...خیلی وقت بود که هوس یه رمان این طوری کرده بودم...
فقط زود زود پست بزار دوسنی جون که ببینیم ماجرا به کجا میکشه...
mahsamoon هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۱ شهريور ۱۳۹۱, ۰۹:۱۱ قبل از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
arameeshgh20 آواتار ها
 
arameeshgh20 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط bahar.nt نمایش پست ها
سلام
رمانت رو خیلی دوست دارم،تو نظر سنجی هنوز شرکن نکردم جون به نظر شخصیت نه ماهان نه ماکان ملموس نشده اما ماهانو به خاطر خوب بودن و ریلکس بودنش دوست دارم،ماکانو به خاطر فکر کنم جدیدت و قدرتش و روژان رو به خاطر شیطنت هاش. این پست آخری کلس خندیدم مرسی،منتظر ادامه اش هستم موفق باشی
سلام
مرسی گلم
آره هنوز ماهان و ماکان زیاد وارد ماجرا نشدن... اصلا روژان هنوز شخصیت اصلی ماکان رو ندیده... ... به زودی داستان ماکان و روژان هم شروع میشه
خوشحالم که از پست آخری هم خوشت اومده و ممنونم بابت همراهیت
arameeshgh20 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ شهريور ۱۳۹۱, ۰۹:۱۵ قبل از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
arameeshgh20 آواتار ها
 
arameeshgh20 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mahsamoon نمایش پست ها
سلام دوستی...
رمانت که خیلی با حاله...من از ماکان با تمام اخم وتخمش خوشم اومده...به نظرم هم یه طورایی روژان و ماکان زوج جالبی می شن...
در کل خیلی با حال می شه که ارتباطشون بیشتر بشه...ضمنا من با این حالت ارباب رعیتی داستان هم خیلی حال کردم...خیلی وقت بود که هوس یه رمان این طوری کرده بودم...
فقط زود زود پست بزار دوسنی جون که ببینیم ماجرا به کجا میکشه...
سلام گلم
مرسی خانمی.. خیلی خیلی بهم لطف داری
راستش چون خودم هم هوس همچین داستانی رو کرده بودم این موضوع رو انتخاب کردم همه ی سعیمو میکنم که زود زود بذارم... هر روز پنج شش تا پست میذارم ... ممنون بابت همراهیت
arameeshgh20 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۱ شهريور ۱۳۹۱, ۰۳:۵۲ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
mahsamoon آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

ای وایییییییییییییی...چرا ماکان یه دفعه قاطی کرد؟؟؟
بعد چرا هی ماهان ماهان می کرد؟؟؟؟نکنه ماهان هم عاشق رژان شده؟؟؟
mahsamoon هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۱ شهريور ۱۳۹۱, ۰۴:۴۲ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
googoosh z آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام دوست خوبم .بهت تبریک میگم به خاطر قلم خوب و روونت.ساده و ملموس می نویسی.رمانت حال و هوای خوبی داره و جذابه

از شخصیت رژان خیلی خوشم میاد از دخترای قویی که تو رمان نقش اول رو دارن واقعاً لذت می برم و از دخترای ببو و پپه خیلی بدم

میادو حرص می خورم فکر می کنم رژان از اون دسته دختراییه که من از بودنشون لذت میبرم و وجودشون ترغیبم می کنه برای ادامه

رمان.لطفاً اون رو از موضع قدرت خارج نکن و اجازه نده هیچ چیز اون رو بشکنه

ممنون گلمبی صبرانه منتظر ادامه رمانت هستم
googoosh z آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۱ شهريور ۱۳۹۱, ۰۸:۱۶ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
arameeshgh20 آواتار ها
 
arameeshgh20 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mahsamoon نمایش پست ها
ای وایییییییییییییی...چرا ماکان یه دفعه قاطی کرد؟؟؟
بعد چرا هی ماهان ماهان می کرد؟؟؟؟نکنه ماهان هم عاشق رژان شده؟؟؟
ماکان کم کم شخصیت اصلیش رو نشون میده... روژان هنوز ماکان رو خوب نمیشناسه... از این به بعد کم کم نقش ماکان پررنگ تر میشه...
و اما در مورد ماهان باید بگم... ماهان از شخصیت شیطون روژان خوشش میاد و عشقی در کار نیست... سعی میکنم در قسمتهای بعدی اینو تو رمانم نشون بدم... و مطمئن باش در آینده ماهان کمک بزرگی به پیش بردن روند داستان میکنه

ویرایش توسط arameeshgh20 : ۲۱ شهريور ۱۳۹۱ در ساعت ۰۸:۳۳ بعد از ظهر
arameeshgh20 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
معرفی و نقد رمان در حسرت آغوش تو | niloofartavoosi کاربر انجمن n!loof@r نوشته کاربران سایت 900 ۲۴ فروردين ۱۳۹۳ ۰۸:۱۲ بعد از ظهر
در آغوش فاصله ها | niayesh_s.s کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب niayesh_s.s نوشته کاربران سایت 76 ۱۲ شهريور ۱۳۹۲ ۰۱:۱۱ بعد از ظهر
رمان در آغوش مهربانی | arameeshgh20 کاربر انجمن arameeshgh20 رمان های کامل شده نوشته کاربران 257 ۲۲ مهر ۱۳۹۱ ۱۱:۱۹ بعد از ظهر
مهربانی چشمانت | leila_r کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب leila_r نوشته کاربران سایت 30 ۲۷ فروردين ۱۳۹۱ ۰۳:۴۸ قبل از ظهر
در آغوش مرگـــــ | baharinbahar کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب baharinbahar نوشته کاربران سایت 9 ۵ بهمن ۱۳۹۰ ۱۰:۰۹ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۹:۵۷ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا