| |||
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸
نوشته ها: 159
تشکرها: 528
تشکر شده 1,310 بار در 112 پست
| پست بسیار مفید : +6 امتیاز تا اونجایی که من یادم میاد رمان " در چشم من طلوع کن " خیلی طرفدار داشت و دوستان زیادی پیگیر رمان بودند میخواستم با همدیگه این رمان رو نقد کنیم و نقاط قوت و ضعف اون رو بشناسیم غزاله زنی زیبا که با همسرو فرزند کوچکش در کرمان زندگی میکند برای عروسی خواهر شوهر برای اولین بار به تنهایی راهی شیراز میشود ولی با توطئه یک قاچاقچی، مواد مخدر جاسازی شده در وسایل او توسط پلیس کشف و او به زندان می افتد با این که در تمام مراحل بازجویی که توسط سروان کیان زاد مهر ،غزاله به بیگناهی خود اصرار میورزد ولی بازجو بدون دلیل نمیتواند اورا اراد کند وغزاله به زندان میافتد و شوهرش پس از مدتی با تحریک خانواده اش او را طلاق میدهد و مادر غزاله از غصه دخترش میمرد و غزاله دچار افسرگی و بیماریهای روحی وجسمانی شدشد میشود و وقتی توسط بازجویش کیان زادمهر برای تحویل به کرمان میرود توسط قاچاقچیان مواد مخدر که قصد به گروگان گرفتن کیان زادمهر را داشتند ربوده میشود و مورد آزار و اذیت قرار میگرد ولی بلاخره با زرنگی کیان میتوانند از دست قاچاقچیان فرار کنند و..... لینک: در چشم من طلوع كن | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : | *dorsa*, *~Faezeh~*, .ELHAM., 5011311, aaynaaz, CIVIL, fatima_59, Hinta, hiva, mahed10, mina12MINA, mina_75, mirage, NAVA22, NE[ )@A, Nika R, NILOUFAR, paradise, parsa.a, REAL LOVE, SAGHIIIII, sanaz.p, sar-almaz, SilverSea Horse, tt.raha, Z.BITA, ~MaAxX~, ~Niloofar~, ايلين, زرین دخت, شب نشین, شبنم, لیلین, مژگان زارع, نیکــی, ياابالفضل, پروانه! |
| تبلیغات | |
| | |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۷ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۷ محل سکونت : Ir-Th
نوشته ها: 1,813
تشکرها: 28,551
تشکر شده 19,697 بار در 3,999 پست
کتاب مورد علاقه : زندگینامه خودم! حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز من که هنوز نخوندمش اخه همیشه منتظر میمیمونم تموم بشه بعد برای دانلود بزارن بعد بخونم نمی دونم الان هست یا نه ولی گمونم اره خواننده زیاد داشت. و باز هم سکوت میکنم........... سکوت میکنم سکوتی آگاهانه سالهاست با سکوتِ تمام در حالِ صحبتم باز هم سکوت میکنم | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #3 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۷ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۷ محل سکونت : ایران
نوشته ها: 4,706
تشکرها: 15,645
تشکر شده 50,851 بار در 5,518 پست
کتاب مورد علاقه : دالان بهشت | بدون امتیاز : 0 امتیاز کتاب زیبا و متفاوتی بود و الان تایپش تمام شده ولی برای دانلود هنوز گذاشته نشده کتاب خیلی قشنگیه من نبايدچيزى باشم که تو ميخواهى،من را خودم ازخودم ساخته ام.منى که من از خود ساخته ام، آمال من است. تويى که تو از من ميسازى آرزوهايت و يا کمبودهايت هستند. لياقت انسانها کيفيت زندگى را تعيين ميکند، نه آرزوهايشان. و من متعهد نيستم که چيزى باشم که تو ميخواهى ولى نميتوانى انتخاب کنى که از من چه ميخواهى. ميتوانى دوستم داشته باشى، همين گونه که هستم و من هم. ميتوانى از من متنفر باشى بى هيچ دليلى و من هم. چرا که ما هر دو انسانيم. | ||||||||
| | |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۸۸ محل سکونت : شیراز
نوشته ها: 2,067
تشکرها: 13,511
تشکر شده 57,766 بار در 2,634 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز رمان جالبی بود اما به نظر من اگه روی دو موضوع بیشتر دقت میشد بهتر بود 1- اگه اوائل اینقدر از دوست داشتن منصور صحبت نمیشد بهتر بود تا طلاق دادن غزاله یه کم عادی جلوه داده بشه چون اونطوری که منصور به غزاله علاقه داشت نباید به این راحتی غزاله رو طلاق میداد 2- دوما این کیان عجب قدرتی داشت که تو اون شرایط که چقدر کتک خورده بود باز هم میتونست مثل یک هرکول از کوه بالا و پایین بره و غزاله هم کول کنه و ... چون تا حدودی غیر واقعی به نظر میرسه در کل یکی از بهترین رمانهایی بود که در این چند سال اخیر نوشته شده و تلفیق یه موضوع عاشقی و پلیسی خیلی خوب از آب در امده بود. ویرایش توسط باقری : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۰۸:۱۲ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| | #5 (لینک مستقیم) | ||||||||
| همراه نودهشتیا ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 605
تشکرها: 28,855
تشکر شده 9,470 بار در 593 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز من اين كتاب رو خيلي دوست دارم چون موضوعش خيلي متفاوته. هم هيجان انگيزه و هم عاشقانه. به نظر من منصور واقعا عاشق غزاله نبود، چون آدم عاشق به طرف مقابلش اطمينان كامل داره. از طرفي ديگه منصور يه آدم كاملا دهن بينيِ. نمي تونه در برابر مشكلات مقاومت كنه. پس تصميم ناگهانيش براي طلاق كاملا طبيعيه. من خودم تو هركول بودن غزاله موندم. ولي به نظر من انگيزه خيلي مهمه. چون كيان به دنبال نجات جون خودش و غزاله بوده و از طرفي هم مي خواسته خبر مهمي رو به روساش برسونه، اين توان رو هم پيدا مي كنه كه با اون همه زخم و كتكهايي كه خورده بود، غزاله رو حمل كنه. | ||||||||
| | |
| | #6 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸
نوشته ها: 159
تشکرها: 528
تشکر شده 1,310 بار در 112 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز روزهایی که رمان" در چشم من طلوع کن" تایپ میشد دوستان جملات زیر رو به کرات میگفتند که: تو رو خدا زودتر تایپ کن چرا اینقدر کم میذاری امشب هم بذار وای چه رمان جالبیه دوستان که جملات بالا رو میگفتند دو گروه هستند گروه اول کسایی هستند که رمان رو نمیخوندند و همینطوری پیغام میدادند تا تعداد پست هاشون بالا بره من کاری به گروه اول ندارم ولی گروه دوم رمان رو نقد کنند تا ما هم از نظراتشون بهره مند بشیم | ||||||||
| | |
| | #7 (لینک مستقیم) |
| کاربر عادی ![]() | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام دوست عزیز این کتاب با تمام خوبی هایی که داشت دارای چند تا نقطه ضعف بود که دوستان هم گفتند یکی شخصیت منصور بود که باید بیشتر بهش پرداخته می شد و دومین نقصی که داشت قدرت بیش از حد کیان و ضعف جسمانی غزاله بود البته طبق شرایطی که خانم طیاری تشریح کرده بود قابل قبول بود رویهم رفته کتاب بسیار جالبی بود خیلی خوشم اومد.مرسی که این کتابو گذاشتی سرتاسر بدن شما چیزی جز اندیشه های شما نیست |
| | |
| | #8 (لینک مستقیم) |
| کاربر خودمونی ![]() | بدون امتیاز : 0 امتیاز به نظر من که خیلی قشنگ بود با وجود اشکالاتی که بچه ها گفتند ولی موضوع متفاوت و جالبی داشت |
| | |
| | #9 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸
نوشته ها: 304
تشکرها: 0
تشکر شده 584 بار در 111 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز واقعا رمان متفاوت و فوق العاده ای بود. علیرغم بعضی اشکالات که داشته داشت ، ولی نقاط قوتش بخوبی اونا رو پوشش می داد. خدایا گرچه این کفر است ولی یک شب از این شبها ، فقط یک لحظه، | ||||||||
| | |
| | #10 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر ویژه ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۸۸ محل سکونت : سوئد
نوشته ها: 2,763
تشکرها: 13,107
تشکر شده 29,883 بار در 3,845 پست
کتاب مورد علاقه : بخت سفيد زمستان حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز [font=]من چونکه کتاب به رنگ شب از این نویسنده خوب رو خونده بودم وقتی دیدم در چشم من طلوع کن به بازار اومده خریدمش و باید بگم واقعا زیبا و جذاب بود و باید به قلم این نویسنده خوب احسن گفت و با خرید کتابها نویسندهای با ارزشمنو حمایت کنیم[/font] وقتی که تو نیستی دنیا چیزی کم دارد مثل کم داشتن یک وزیدن ، یک واژه ، یک ماه ! من فکر می کنم در غیاب تو همه خانه های جهان خالیست ! ![]() | ||||||||
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| اعظم, در, رمان, طلوع, طیاری, معرفی, من, نقد, و, چشم, کتاب, کن |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| به رنگ شب | اعظم طیاری | معرفی و نقد کتاب | elmiraa_20 | ایرانی | 54 | ۹ آبان ۱۳۹۱ ۰۴:۱۷ بعد از ظهر |
| دختر آذر | اعظم طیاری | معرفی و نقد کتاب | Tifani Jon | ایرانی | 11 | ۱۵ تير ۱۳۹۱ ۰۵:۳۰ قبل از ظهر |