آپلود سنتر
ابزار
تور


نودهشتیا
فید آر اس اس

نظرسنجی: سطح رمان از نظر شما...

این یک نظرسنجی عمومی است . کاربران دیگر می توانند انتخاب شما را شماهده کنند

صفحه 12 از 20 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 192
  1. Top | #111

    تاریخ عضویت
    1391,05,24
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    میانگین پست در روز
    0.26
    محل سکونت
    ايران
    نوشته ها
    183
    تشکرها
    25,232
    تشکر شده 844 بار در 162 پست

    پیش فرض

    ممنون بابت رمان زيبات من اون قسمت هاي تجاوز به مهتا رو نخونده رد كردم ازبس تلخ و تكان دهنده و قابل لمس بود بايد بگم كه همان طور كه تو رمانت نشون دادي مساله بكارت توجامعه مترادف پاكي و نجابت شده اين تفكر اشتباهيه مثلا دختري مثل مهتا به زور مورد تجاوز قرارگرفته همه هم ميدونند اون هم به خاطر برادرش ولي انگار خطاكار اصلي مهتا بوده باشه همه به چشم ديكه بهش نگاه ميكنند به چشم يه آدم ناپاك يا نجس انگار ارزش يه دختر فقط در باكره بودن اونه كه اين واقعا غم انگيزه اين حتي در ميزان مهريه هم تو جامعه ما خودش رو نشون ميده يه زن مهريه اش به مراتب از يه دختر كمتره انگار يه زن ازيه دختر كم ارزش تره در حالي كه برخي آقايون قبل ازدواج بارها رابطه جنسي رو تجربه ميكنند اما موقع ازدواج يه دختر دست نخورده ميخوان حتي براشون دختري كه باكره باشه ولي مطلقه دست خورده ديگري محسوب ميشه در حالي كه به نظر من بكارت يه دختر به تنهايي نشون دهنده نجابت دختر نيست همان طور كه اگه دختري برحسب اتفاق يا به خاطر اشتباه بكارتش رو از دست داده باشه نميشه انگ بي آبرويي و ناپاكي بهش زد


    در زمانه اي به سر مي بريم
    كه دروغگويي و ريا را
    سياست

    راستگويي و صداقت
    را سادگي
    مي نامند


  2. تشکر شده توسط :


  3. Top | #112

    تاریخ عضویت
    1389,06,29
    عنوان کاربر
    Banned
    میانگین پست در روز
    4.10
    محل سکونت
    Desert
    نوشته ها
    5,747
    تشکرها
    82,683
    تشکر شده 40,488 بار در 6,498 پست

    Talking

    دوستای گلم.
    اگه می تونید به نظر سنجی داخل نقد برید و دوباره نظرتون رو درباره ی سطح رمان بگید.
    نظرسنجی رمان ها رو مدیرا انتقال دادن به نقد.
    ممنون می شم از همه اتون.
    مثل همیشه منتظر نقد های خوبتون هستم.

    سایه ی امید به نظرم یه رمان فوق العاده ست!
    نگارش قوی داره.... جمله بندی داستان خیلی تمیزِ... با اینکه یه بار من این رمان رو خوندم ولی اصلا پشیمون نیستم که دوباره دارم می خونمش چون با این سبک بیشتر لذت می برم... حتی نمی تونم پستای آینده رو درست پیش بینی کنم. و اون چیزایی هم که توی ذهنم نقش بسته مال رمان قبلیه... ولی اگه این رمان رو برای اولین بار میذاشتیش روی سایت نمی تونستم حدس بزنم بقیه ی داستان رو...
    هر کلمه اش کلی معنا پشتش هست... هر رفتار سام و مهتا کلی نکته ی مثبت بهم یاد میده...
    به جرئت می تونم بگم اولین رمانی توی سایت هست که با توجه به موضوع داستان " درباره ی دختری که بهش تجاوز شده " اما کلی نکته ی مثبت توش هست. انحراف نداره... و اینکه اگه اینو بچه هایی تو رنج سنی 11/12 بخونن مشکلی براشون پیش نمیاد. پس نتیجه میگیریم این بستگی به نویسنده داره که چطور از قلمش استفاده کنه و کلمات رو به کار ببره... این رمان میتونست خیلی بد نوشته بشه با توجه به موضوعش، ولی طوری داره پیش می بری داستان رو که هیچ نکته ی منفی توش دیده نمیشه.

    مثلا توی همین پست اخر برخورد مهتا و سام باهم دیگه...
    اگه این رمان یه نویسنده ی تازه کار می نوشت حتما وقتی برخورد سام رو میدید کلی ناراحت میشد و قهر و دعوا و آخرشم پسره عین فیلما یکی می خوابوند توی گوش دختره و بعد خواننده ها توهم میزدن اوفففف این پسره چقدر جذاب و خوبه که میزنه توی گوش دختره و حتما چون کتکش زده دوسش داره!!!
    اشتباهی که خیلی از نویسنده ها دارن توی رماناشون میکنن...
    موفق باشی دوست خوبم

  4. تشکر شده توسط :


  5. Top | #113

    تاریخ عضویت
    1389,01,01
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    میانگین پست در روز
    3.04
    محل سکونت
    teh
    نوشته ها
    4,813
    تشکرها
    43,307
    تشکر شده 124,228 بار در 6,917 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط tanaz.68 [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    سام شاید نه به اندازه مهتا ولی تو همین مانه کم خیلی بهش فشار ا.مده مهمترین چیز برا مردا غرورشوونه مهتا باید با خانمی کامل غرور شوهرشو حفظ کنه بهش احترام بذارهههه
    تا ساممم برگرده به همون سام قبل معمولا مردا وقتی عصبین باید هیچی بهشون نگی تا خودشون سرد بشن مهتا نباید مقابلش قرار بگیره باید سعی کنه کنارش باشه اول بخاطر شرایط خودش و زندگیششش

    می دونی من به شخصه به مهتا حق می دم چون مهتا یه دختریه که پل های پشت سرش خراب شده... پدر و مادری که اون رو نخواستن... نکته که می خواستم همه بفهمن این بود که حتی مادره هم کم اورد و در مقال سام که می خواست مهتا رو ببره هم کوتاه اومد.
    البته به سام هم حق می دم و نمی گم که اون مقصره...
    بریم جلو تا ببینیم سام و مهتا در مقابل این مشکل چی کار می کنن. ممنون که اومدی نقد.



    نقل قول نوشته اصلی توسط نداي عشق [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    ممنون بابت رمان زيبات من اون قسمت هاي تجاوز به مهتا رو نخونده رد كردم ازبس تلخ و تكان دهنده و قابل لمس بود بايد بگم كه همان طور كه تو رمانت نشون دادي مساله بكارت توجامعه مترادف پاكي و نجابت شده اين تفكر اشتباهيه مثلا دختري مثل مهتا به زور مورد تجاوز قرارگرفته همه هم ميدونند اون هم به خاطر برادرش ولي انگار خطاكار اصلي مهتا بوده باشه همه به چشم ديكه بهش نگاه ميكنند به چشم يه آدم ناپاك يا نجس انگار ارزش يه دختر فقط در باكره بودن اونه كه اين واقعا غم انگيزه اين حتي در ميزان مهريه هم تو جامعه ما خودش رو نشون ميده يه زن مهريه اش به مراتب از يه دختر كمتره انگار يه زن ازيه دختر كم ارزش تره در حالي كه برخي آقايون قبل ازدواج بارها رابطه جنسي رو تجربه ميكنند اما موقع ازدواج يه دختر دست نخورده ميخوان حتي براشون دختري كه باكره باشه ولي مطلقه دست خورده ديگري محسوب ميشه در حالي كه به نظر من بكارت يه دختر به تنهايي نشون دهنده نجابت دختر نيست همان طور كه اگه دختري برحسب اتفاق يا به خاطر اشتباه بكارتش رو از دست داده باشه نميشه انگ بي آبرويي و ناپاكي بهش زد

    بله با شما موافقم و متاسفانه این به طرز فکر خیلی از آدم های این جامعه بر می گرده و من متاسفم که این رو می گم چون تو این جامعه حتی زن هایی رو دیدم که وقتی یه دختری با مشکل مهتا رو می بینن می گن حتما مشکل از خود دختره که اینجوری شده و عده کمی هستن که مشکل رو از دختر نمی دونن.
    بدتر از همه این جو تو جامعه ی ماست که دختری که بکارت نداره یعنی حق زندگی نداره.
    اینکه اون بخش رو نخوندی بهت حق می دم. خودم هم حال خوشی موقع نوشتنش نداشتم.
    حرفاتون فوق العاده بود... ممنون که اومدین نقد.







    نقل قول نوشته اصلی توسط .MAHROKH. [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    سایه ی امید به نظرم یه رمان فوق العاده ست!
    نگارش قوی داره.... جمله بندی داستان خیلی تمیزِ... با اینکه یه بار من این رمان رو خوندم ولی اصلا پشیمون نیستم که دوباره دارم می خونمش چون با این سبک بیشتر لذت می برم... حتی نمی تونم پستای آینده رو درست پیش بینی کنم. و اون چیزایی هم که توی ذهنم نقش بسته مال رمان قبلیه... ولی اگه این رمان رو برای اولین بار میذاشتیش روی سایت نمی تونستم حدس بزنم بقیه ی داستان رو...
    هر کلمه اش کلی معنا پشتش هست... هر رفتار سام و مهتا کلی نکته ی مثبت بهم یاد میده...
    به جرئت می تونم بگم اولین رمانی توی سایت هست که با توجه به موضوع داستان " درباره ی دختری که بهش تجاوز شده " اما کلی نکته ی مثبت توش هست. انحراف نداره... و اینکه اگه اینو بچه هایی تو رنج سنی 11/12 بخونن مشکلی براشون پیش نمیاد. پس نتیجه میگیریم این بستگی به نویسنده داره که چطور از قلمش استفاده کنه و کلمات رو به کار ببره... این رمان میتونست خیلی بد نوشته بشه با توجه به موضوعش، ولی طوری داره پیش می بری داستان رو که هیچ نکته ی منفی توش دیده نمیشه.

    مثلا توی همین پست اخر برخورد مهتا و سام باهم دیگه...
    اگه این رمان یه نویسنده ی تازه کار می نوشت حتما وقتی برخورد سام رو میدید کلی ناراحت میشد و قهر و دعوا و آخرشم پسره عین فیلما یکی می خوابوند توی گوش دختره و بعد خواننده ها توهم میزدن اوفففف این پسره چقدر جذاب و خوبه که میزنه توی گوش دختره و حتما چون کتکش زده دوسش داره!!!
    اشتباهی که خیلی از نویسنده ها دارن توی رماناشون میکنن...
    موفق باشی دوست خوبم

    ماهرخ عزیزم... تو من خیلی لطف داری و همیشه به من انرژی مثبت می دی. به خاطر اینکه اومدی نقد ازت ممنونم.
    بله واقعا... همیشه مردها با دعوا جذاب نمی شن... همینطور اون ها با دعوا کار رو پیش نمی برن... من این رو به عینه دیدم که گاهی اون ها وقتی می خوان چیزی رو به زن ها نشون بدن، روش سکوت و بی محلی رو در پیش می گیرن... مثل سام...
    سام هم با نادیده گرفتن مهتا به اون فهمونده که کارش نادرست بوده.
    می ریم جلوتر و می بینیم که چی می شه.

    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید][فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید][فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید][فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید][فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید][فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید][فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]

  6. تشکر شده توسط :


  7. Top | #114

    تاریخ عضویت
    1389,06,29
    عنوان کاربر
    Banned
    میانگین پست در روز
    4.10
    محل سکونت
    Desert
    نوشته ها
    5,747
    تشکرها
    82,683
    تشکر شده 40,488 بار در 6,498 پست

    پیش فرض

    وای این پستش عالی بود دقیقا رفتارشون عین حقیقتِ
    خیلی خوبه که دارن کم کم باهم راه میان و رفتارشون تا این حد طبیعی نشون داده میشه

  8. تشکر شده توسط :


  9. Top | #115

    تاریخ عضویت
    1391,05,24
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    میانگین پست در روز
    0.26
    محل سکونت
    ايران
    نوشته ها
    183
    تشکرها
    25,232
    تشکر شده 844 بار در 162 پست

    پیش فرض

    ممنون پست قشنگي بود ازسام خيلي خوشم مياد خيلي جوونمرده و واقعا" عاشق مهتاست

  10. تشکر شده توسط :


  11. Top | #116

    تاریخ عضویت
    1389,01,01
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    میانگین پست در روز
    3.04
    محل سکونت
    teh
    نوشته ها
    4,813
    تشکرها
    43,307
    تشکر شده 124,228 بار در 6,917 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط .MAHROKH. [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    وای این پستش عالی بود دقیقا رفتارشون عین حقیقتِ
    خیلی خوبه که دارن کم کم باهم راه میان و رفتارشون تا این حد طبیعی نشون داده میشه
    نقل قول نوشته اصلی توسط نداي عشق [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    ممنون پست قشنگي بود ازسام خيلي خوشم مياد خيلي جوونمرده و واقعا" عاشق مهتاست


    ممنون از هر دوتون. لطف دارید.
    من خودم رو جای هر دو گذاشتم و این شد که این جوری نوشتم. سعی کردم فکر کنم اگه من جاشون بودم چی می شد؟
    خوشحالم که خوشتون اومده.

  12. تشکر شده توسط :


  13. Top | #117

    تاریخ عضویت
    1390,04,16
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.00
    محل سکونت
    زیر این سقف کبود
    نوشته ها
    3
    تشکرها
    1,917
    تشکر شده 17 بار در 4 پست

    پیش فرض

    سلام عزیزم
    خسته نباشی
    مثه همیشه همه چیو داری بجا و واقعی پیش میبری..
    ممنونم
    اما دوست خوبم
    حالا که به جاهای تقریبا رو سراشیبی رسیدیم نمیشه لطف کنی تعداد پستاتو بیشتر کنی در روز؟؟ میدونم سرت شلوغه و تو هم مپه همه ما کار داری...اما تقصیر خودته به خاطر رمان جذاب وقشنگته که مارو حریص میکنه!

    موفق باشی عزیزم..

  14. تشکر شده توسط :


  15. Top | #118

    تاریخ عضویت
    1389,01,01
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    میانگین پست در روز
    3.04
    محل سکونت
    teh
    نوشته ها
    4,813
    تشکرها
    43,307
    تشکر شده 124,228 بار در 6,917 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط sepideh khanum [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    سلام عزیزم
    خسته نباشی
    مثه همیشه همه چیو داری بجا و واقعی پیش میبری..
    ممنونم
    اما دوست خوبم
    حالا که به جاهای تقریبا رو سراشیبی رسیدیم نمیشه لطف کنی تعداد پستاتو بیشتر کنی در روز؟؟ میدونم سرت شلوغه و تو هم مپه همه ما کار داری...اما تقصیر خودته به خاطر رمان جذاب وقشنگته که مارو حریص میکنه!

    موفق باشی عزیزم..
    سلام نازم.
    خوب عزیز دل من که قصد آزار شما رو ندارم.
    اولا این که من هر شب تا اون جایی که به ذهنم می رسه می نویسم. حالا چه بشه 5 صفحه چه 10 صفحه و چه بیشتر
    ایده های بعدی فردا صبح موقع درس خوندم و کار کردنم به ذهنم می رسه...
    قربونت
    لطف داری به من.
    از این به بعد سعی می کنم بیشتر بذارم که شما خوبان رو راضی کنم.
    ممنون که اومدی نقد.

  16. تشکر شده توسط :


  17. Top | #119

    تاریخ عضویت
    1390,08,29
    عنوان کاربر
    کاربر فعال معرفی و نقد کتاب
    میانگین پست در روز
    1.57
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,533
    تشکرها
    30,651
    تشکر شده 10,555 بار در 1,583 پست

    پیش فرض

    سلام
    داستان خوب پیش میره ولی یک نکته اینکه آیا به نظر تو سام و مهتا خیلی زود همه چیز رو نپذیرفتن؟
    مثلا" سام به عنوان یک مرد اونم مردی که این موضوع ازش پنهان شده بود عکس العمل شدیدی نشون نداد؟ یعنی واقعا" این موضوع براش اهمیتی نداشت؟
    الان هم خیلی رفتار بدی با مهتا نداره فقط کمی بی اعتنایی البته شاید اونقدر مهتا رو دوست داره که این مسایل رو ترجیح میده فراموش کنه!
    یا مهتا با اینکه برای فرار از خونه با سام ازدواج کرد و بنا به گفته خودش از مردها متنفر بود ولی خیلی زود داره نقش سام تو زندگیش رو قبول میکنه شاید اونم به خاطر رفتار خوب سام تو مواجه با این مسیله باشه!
    به هر حال این دو تا دارن خیلی خوب به هم نزدیک میشن.
    ولی سام به عنوان یک مرد اونم یک مرد جوون خیلی کم به زنش نزدیک میشه حتی قبل از فهمیدن این موضوع و این عجیبه.

  18. تشکر شده توسط :


  19. Top | #120

    تاریخ عضویت
    1389,01,01
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    میانگین پست در روز
    3.04
    محل سکونت
    teh
    نوشته ها
    4,813
    تشکرها
    43,307
    تشکر شده 124,228 بار در 6,917 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط shadi1356 [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    سلام
    داستان خوب پیش میره ولی یک نکته اینکه آیا به نظر تو سام و مهتا خیلی زود همه چیز رو نپذیرفتن؟
    مثلا" سام به عنوان یک مرد اونم مردی که این موضوع ازش پنهان شده بود عکس العمل شدیدی نشون نداد؟ یعنی واقعا" این موضوع براش اهمیتی نداشت؟
    الان هم خیلی رفتار بدی با مهتا نداره فقط کمی بی اعتنایی البته شاید اونقدر مهتا رو دوست داره که این مسایل رو ترجیح میده فراموش کنه!
    یا مهتا با اینکه برای فرار از خونه با سام ازدواج کرد و بنا به گفته خودش از مردها متنفر بود ولی خیلی زود داره نقش سام تو زندگیش رو قبول میکنه شاید اونم به خاطر رفتار خوب سام تو مواجه با این مسیله باشه!
    به هر حال این دو تا دارن خیلی خوب به هم نزدیک میشن.
    ولی سام به عنوان یک مرد اونم یک مرد جوون خیلی کم به زنش نزدیک میشه حتی قبل از فهمیدن این موضوع و این عجیبه.

    سلام عزیزم.
    سام و مهتا چاره ای جز پذیرفتن هم ندارن. خانواده ی مهتا هر گز برگشت دوباره ی اون رو قبول نمی کنن. سام هم چون به کسی چیزی از ماجرا نگفته و چون خودش دست رو یه دختر کم سن و سال تر از خودش گذاشته نمی تونه چیزی بگه. این مسائل رو باز در پست بعد می گم. همین طور به باقی موارد.

  20. تشکر شده توسط :


صفحه 12 از 20 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. رمان سایه ی امید | makhmal_66 کاربر انجمن
    توسط makhmal_66 در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 203
    آخرين نوشته: 25 بهم 1391, ساعت : 10:29 بعد از ظهر
  2. سایه هایی به رنگ خون | vahshatnak‏ کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط vahshatnak در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: 23 آذر 1391, ساعت : 12:57 بعد از ظهر
  3. هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط شایسته بانو در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 2069
    آخرين نوشته: 07 اسف 1390, ساعت : 02:53 بعد از ظهر

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •