بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: سطح رمان از نظر شما...
عالی 26 70.27%
خوب 10 27.03%
متوسط 2 5.41%
ضعیف 0 0%
نظرسنجی با انتخاب چندگانه رأی دهندگان: 37. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۶ آبان ۱۳۹۱, ۱۱:۴۱ قبل از ظهر   #111 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
نداي عشق آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

ممنون بابت رمان زيبات من اون قسمت هاي تجاوز به مهتا رو نخونده رد كردم ازبس تلخ و تكان دهنده و قابل لمس بود بايد بگم كه همان طور كه تو رمانت نشون دادي مساله بكارت توجامعه مترادف پاكي و نجابت شده اين تفكر اشتباهيه مثلا دختري مثل مهتا به زور مورد تجاوز قرارگرفته همه هم ميدونند اون هم به خاطر برادرش ولي انگار خطاكار اصلي مهتا بوده باشه همه به چشم ديكه بهش نگاه ميكنند به چشم يه آدم ناپاك يا نجس انگار ارزش يه دختر فقط در باكره بودن اونه كه اين واقعا غم انگيزه اين حتي در ميزان مهريه هم تو جامعه ما خودش رو نشون ميده يه زن مهريه اش به مراتب از يه دختر كمتره انگار يه زن ازيه دختر كم ارزش تره در حالي كه برخي آقايون قبل ازدواج بارها رابطه جنسي رو تجربه ميكنند اما موقع ازدواج يه دختر دست نخورده ميخوان حتي براشون دختري كه باكره باشه ولي مطلقه دست خورده ديگري محسوب ميشه در حالي كه به نظر من بكارت يه دختر به تنهايي نشون دهنده نجابت دختر نيست همان طور كه اگه دختري برحسب اتفاق يا به خاطر اشتباه بكارتش رو از دست داده باشه نميشه انگ بي آبرويي و ناپاكي بهش زد





فامیل دور :
بیشترین شکست های که تو زندگیم خوردم به خاطر دروغ هایی بود که باید می گفتم ،اما نگفتم آقای مجری.

نداي عشق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۶ آبان ۱۳۹۱, ۱۲:۰۹ بعد از ظهر   #112 (لینک مستقیم)
Banned
 
خانم فسقلی آواتار ها
 
خانم فسقلی به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
Talking

نقل قول:
دوستای گلم.
اگه می تونید به نظر سنجی داخل نقد برید و دوباره نظرتون رو درباره ی سطح رمان بگید.
نظرسنجی رمان ها رو مدیرا انتقال دادن به نقد.
ممنون می شم از همه اتون.
مثل همیشه منتظر نقد های خوبتون هستم.

سایه ی امید به نظرم یه رمان فوق العاده ست!
نگارش قوی داره.... جمله بندی داستان خیلی تمیزِ... با اینکه یه بار من این رمان رو خوندم ولی اصلا پشیمون نیستم که دوباره دارم می خونمش چون با این سبک بیشتر لذت می برم... حتی نمی تونم پستای آینده رو درست پیش بینی کنم. و اون چیزایی هم که توی ذهنم نقش بسته مال رمان قبلیه... ولی اگه این رمان رو برای اولین بار میذاشتیش روی سایت نمی تونستم حدس بزنم بقیه ی داستان رو...
هر کلمه اش کلی معنا پشتش هست... هر رفتار سام و مهتا کلی نکته ی مثبت بهم یاد میده...
به جرئت می تونم بگم اولین رمانی توی سایت هست که با توجه به موضوع داستان " درباره ی دختری که بهش تجاوز شده " اما کلی نکته ی مثبت توش هست. انحراف نداره... و اینکه اگه اینو بچه هایی تو رنج سنی 11/12 بخونن مشکلی براشون پیش نمیاد. پس نتیجه میگیریم این بستگی به نویسنده داره که چطور از قلمش استفاده کنه و کلمات رو به کار ببره... این رمان میتونست خیلی بد نوشته بشه با توجه به موضوعش، ولی طوری داره پیش می بری داستان رو که هیچ نکته ی منفی توش دیده نمیشه.

مثلا توی همین پست اخر برخورد مهتا و سام باهم دیگه...
اگه این رمان یه نویسنده ی تازه کار می نوشت حتما وقتی برخورد سام رو میدید کلی ناراحت میشد و قهر و دعوا و آخرشم پسره عین فیلما یکی می خوابوند توی گوش دختره و بعد خواننده ها توهم میزدن اوفففف این پسره چقدر جذاب و خوبه که میزنه توی گوش دختره و حتما چون کتکش زده دوسش داره!!!
اشتباهی که خیلی از نویسنده ها دارن توی رماناشون میکنن...
موفق باشی دوست خوبم
خانم فسقلی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۶ آبان ۱۳۹۱, ۰۷:۳۴ بعد از ظهر   #113 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
makhmal_66 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط tanaz.68 نمایش پست ها
سام شاید نه به اندازه مهتا ولی تو همین مانه کم خیلی بهش فشار ا.مده مهمترین چیز برا مردا غرورشوونه مهتا باید با خانمی کامل غرور شوهرشو حفظ کنه بهش احترام بذارهههه
تا ساممم برگرده به همون سام قبل معمولا مردا وقتی عصبین باید هیچی بهشون نگی تا خودشون سرد بشن مهتا نباید مقابلش قرار بگیره باید سعی کنه کنارش باشه اول بخاطر شرایط خودش و زندگیششش

می دونی من به شخصه به مهتا حق می دم چون مهتا یه دختریه که پل های پشت سرش خراب شده... پدر و مادری که اون رو نخواستن... نکته که می خواستم همه بفهمن این بود که حتی مادره هم کم اورد و در مقال سام که می خواست مهتا رو ببره هم کوتاه اومد.
البته به سام هم حق می دم و نمی گم که اون مقصره...
بریم جلو تا ببینیم سام و مهتا در مقابل این مشکل چی کار می کنن. ممنون که اومدی نقد.



نقل قول:
نوشته اصلی توسط نداي عشق نمایش پست ها
ممنون بابت رمان زيبات من اون قسمت هاي تجاوز به مهتا رو نخونده رد كردم ازبس تلخ و تكان دهنده و قابل لمس بود بايد بگم كه همان طور كه تو رمانت نشون دادي مساله بكارت توجامعه مترادف پاكي و نجابت شده اين تفكر اشتباهيه مثلا دختري مثل مهتا به زور مورد تجاوز قرارگرفته همه هم ميدونند اون هم به خاطر برادرش ولي انگار خطاكار اصلي مهتا بوده باشه همه به چشم ديكه بهش نگاه ميكنند به چشم يه آدم ناپاك يا نجس انگار ارزش يه دختر فقط در باكره بودن اونه كه اين واقعا غم انگيزه اين حتي در ميزان مهريه هم تو جامعه ما خودش رو نشون ميده يه زن مهريه اش به مراتب از يه دختر كمتره انگار يه زن ازيه دختر كم ارزش تره در حالي كه برخي آقايون قبل ازدواج بارها رابطه جنسي رو تجربه ميكنند اما موقع ازدواج يه دختر دست نخورده ميخوان حتي براشون دختري كه باكره باشه ولي مطلقه دست خورده ديگري محسوب ميشه در حالي كه به نظر من بكارت يه دختر به تنهايي نشون دهنده نجابت دختر نيست همان طور كه اگه دختري برحسب اتفاق يا به خاطر اشتباه بكارتش رو از دست داده باشه نميشه انگ بي آبرويي و ناپاكي بهش زد

بله با شما موافقم و متاسفانه این به طرز فکر خیلی از آدم های این جامعه بر می گرده و من متاسفم که این رو می گم چون تو این جامعه حتی زن هایی رو دیدم که وقتی یه دختری با مشکل مهتا رو می بینن می گن حتما مشکل از خود دختره که اینجوری شده و عده کمی هستن که مشکل رو از دختر نمی دونن.
بدتر از همه این جو تو جامعه ی ماست که دختری که بکارت نداره یعنی حق زندگی نداره.
اینکه اون بخش رو نخوندی بهت حق می دم. خودم هم حال خوشی موقع نوشتنش نداشتم.
حرفاتون فوق العاده بود... ممنون که اومدین نقد.







نقل قول:
نوشته اصلی توسط .MAHROKH. نمایش پست ها
سایه ی امید به نظرم یه رمان فوق العاده ست!
نگارش قوی داره.... جمله بندی داستان خیلی تمیزِ... با اینکه یه بار من این رمان رو خوندم ولی اصلا پشیمون نیستم که دوباره دارم می خونمش چون با این سبک بیشتر لذت می برم... حتی نمی تونم پستای آینده رو درست پیش بینی کنم. و اون چیزایی هم که توی ذهنم نقش بسته مال رمان قبلیه... ولی اگه این رمان رو برای اولین بار میذاشتیش روی سایت نمی تونستم حدس بزنم بقیه ی داستان رو...
هر کلمه اش کلی معنا پشتش هست... هر رفتار سام و مهتا کلی نکته ی مثبت بهم یاد میده...
به جرئت می تونم بگم اولین رمانی توی سایت هست که با توجه به موضوع داستان " درباره ی دختری که بهش تجاوز شده " اما کلی نکته ی مثبت توش هست. انحراف نداره... و اینکه اگه اینو بچه هایی تو رنج سنی 11/12 بخونن مشکلی براشون پیش نمیاد. پس نتیجه میگیریم این بستگی به نویسنده داره که چطور از قلمش استفاده کنه و کلمات رو به کار ببره... این رمان میتونست خیلی بد نوشته بشه با توجه به موضوعش، ولی طوری داره پیش می بری داستان رو که هیچ نکته ی منفی توش دیده نمیشه.

مثلا توی همین پست اخر برخورد مهتا و سام باهم دیگه...
اگه این رمان یه نویسنده ی تازه کار می نوشت حتما وقتی برخورد سام رو میدید کلی ناراحت میشد و قهر و دعوا و آخرشم پسره عین فیلما یکی می خوابوند توی گوش دختره و بعد خواننده ها توهم میزدن اوفففف این پسره چقدر جذاب و خوبه که میزنه توی گوش دختره و حتما چون کتکش زده دوسش داره!!!
اشتباهی که خیلی از نویسنده ها دارن توی رماناشون میکنن...
موفق باشی دوست خوبم

ماهرخ عزیزم... تو من خیلی لطف داری و همیشه به من انرژی مثبت می دی. به خاطر اینکه اومدی نقد ازت ممنونم.
بله واقعا... همیشه مردها با دعوا جذاب نمی شن... همینطور اون ها با دعوا کار رو پیش نمی برن... من این رو به عینه دیدم که گاهی اون ها وقتی می خوان چیزی رو به زن ها نشون بدن، روش سکوت و بی محلی رو در پیش می گیرن... مثل سام...
سام هم با نادیده گرفتن مهتا به اون فهمونده که کارش نادرست بوده.
می ریم جلوتر و می بینیم که چی می شه.




این چندان اهمیت ندارد که تو گل سرخی هستی
یا یک نیلوفر
یا گل همیشه بهار
مهم اینست که شکوفا شوی…
رمز نو شدن را باید دانست
وگرنه بهار هم همان فصل تکراریست!

آگورا
گروهی برای دوستان من

makhmal_66 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ آبان ۱۳۹۱, ۱۲:۵۸ قبل از ظهر   #114 (لینک مستقیم)
Banned
 
خانم فسقلی آواتار ها
 
خانم فسقلی به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

وای این پستش عالی بود دقیقا رفتارشون عین حقیقتِ
خیلی خوبه که دارن کم کم باهم راه میان و رفتارشون تا این حد طبیعی نشون داده میشه
خانم فسقلی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ آبان ۱۳۹۱, ۰۸:۴۲ قبل از ظهر   #115 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
نداي عشق آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

ممنون پست قشنگي بود ازسام خيلي خوشم مياد خيلي جوونمرده و واقعا" عاشق مهتاست
نداي عشق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ آبان ۱۳۹۱, ۱۱:۴۲ بعد از ظهر   #116 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
makhmal_66 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط .MAHROKH. نمایش پست ها
وای این پستش عالی بود دقیقا رفتارشون عین حقیقتِ
خیلی خوبه که دارن کم کم باهم راه میان و رفتارشون تا این حد طبیعی نشون داده میشه
نقل قول:
نوشته اصلی توسط نداي عشق نمایش پست ها
ممنون پست قشنگي بود ازسام خيلي خوشم مياد خيلي جوونمرده و واقعا" عاشق مهتاست


ممنون از هر دوتون. لطف دارید.
من خودم رو جای هر دو گذاشتم و این شد که این جوری نوشتم. سعی کردم فکر کنم اگه من جاشون بودم چی می شد؟
خوشحالم که خوشتون اومده.
makhmal_66 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۹ آبان ۱۳۹۱, ۰۸:۲۴ بعد از ظهر   #117 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
sepideh khanum آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام عزیزم
خسته نباشی
مثه همیشه همه چیو داری بجا و واقعی پیش میبری..
ممنونم
اما دوست خوبم
حالا که به جاهای تقریبا رو سراشیبی رسیدیم نمیشه لطف کنی تعداد پستاتو بیشتر کنی در روز؟؟ میدونم سرت شلوغه و تو هم مپه همه ما کار داری...اما تقصیر خودته به خاطر رمان جذاب وقشنگته که مارو حریص میکنه!

موفق باشی عزیزم..
sepideh khanum آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۹ آبان ۱۳۹۱, ۱۰:۲۴ بعد از ظهر   #118 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
makhmal_66 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط sepideh khanum نمایش پست ها
سلام عزیزم
خسته نباشی
مثه همیشه همه چیو داری بجا و واقعی پیش میبری..
ممنونم
اما دوست خوبم
حالا که به جاهای تقریبا رو سراشیبی رسیدیم نمیشه لطف کنی تعداد پستاتو بیشتر کنی در روز؟؟ میدونم سرت شلوغه و تو هم مپه همه ما کار داری...اما تقصیر خودته به خاطر رمان جذاب وقشنگته که مارو حریص میکنه!

موفق باشی عزیزم..
سلام نازم.
خوب عزیز دل من که قصد آزار شما رو ندارم.
اولا این که من هر شب تا اون جایی که به ذهنم می رسه می نویسم. حالا چه بشه 5 صفحه چه 10 صفحه و چه بیشتر
ایده های بعدی فردا صبح موقع درس خوندم و کار کردنم به ذهنم می رسه...
قربونت
لطف داری به من.
از این به بعد سعی می کنم بیشتر بذارم که شما خوبان رو راضی کنم.
ممنون که اومدی نقد.
makhmal_66 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۱ آبان ۱۳۹۱, ۰۲:۲۹ قبل از ظهر   #119 (لینک مستقیم)
کاربر فعال معرفی و نقد کتاب
 
shadi1356 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام
داستان خوب پیش میره ولی یک نکته اینکه آیا به نظر تو سام و مهتا خیلی زود همه چیز رو نپذیرفتن؟
مثلا" سام به عنوان یک مرد اونم مردی که این موضوع ازش پنهان شده بود عکس العمل شدیدی نشون نداد؟ یعنی واقعا" این موضوع براش اهمیتی نداشت؟
الان هم خیلی رفتار بدی با مهتا نداره فقط کمی بی اعتنایی البته شاید اونقدر مهتا رو دوست داره که این مسایل رو ترجیح میده فراموش کنه!
یا مهتا با اینکه برای فرار از خونه با سام ازدواج کرد و بنا به گفته خودش از مردها متنفر بود ولی خیلی زود داره نقش سام تو زندگیش رو قبول میکنه شاید اونم به خاطر رفتار خوب سام تو مواجه با این مسیله باشه!
به هر حال این دو تا دارن خیلی خوب به هم نزدیک میشن.
ولی سام به عنوان یک مرد اونم یک مرد جوون خیلی کم به زنش نزدیک میشه حتی قبل از فهمیدن این موضوع و این عجیبه.
shadi1356 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۱ آبان ۱۳۹۱, ۰۷:۱۹ بعد از ظهر   #120 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
makhmal_66 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط shadi1356 نمایش پست ها
سلام
داستان خوب پیش میره ولی یک نکته اینکه آیا به نظر تو سام و مهتا خیلی زود همه چیز رو نپذیرفتن؟
مثلا" سام به عنوان یک مرد اونم مردی که این موضوع ازش پنهان شده بود عکس العمل شدیدی نشون نداد؟ یعنی واقعا" این موضوع براش اهمیتی نداشت؟
الان هم خیلی رفتار بدی با مهتا نداره فقط کمی بی اعتنایی البته شاید اونقدر مهتا رو دوست داره که این مسایل رو ترجیح میده فراموش کنه!
یا مهتا با اینکه برای فرار از خونه با سام ازدواج کرد و بنا به گفته خودش از مردها متنفر بود ولی خیلی زود داره نقش سام تو زندگیش رو قبول میکنه شاید اونم به خاطر رفتار خوب سام تو مواجه با این مسیله باشه!
به هر حال این دو تا دارن خیلی خوب به هم نزدیک میشن.
ولی سام به عنوان یک مرد اونم یک مرد جوون خیلی کم به زنش نزدیک میشه حتی قبل از فهمیدن این موضوع و این عجیبه.

سلام عزیزم.
سام و مهتا چاره ای جز پذیرفتن هم ندارن. خانواده ی مهتا هر گز برگشت دوباره ی اون رو قبول نمی کنن. سام هم چون به کسی چیزی از ماجرا نگفته و چون خودش دست رو یه دختر کم سن و سال تر از خودش گذاشته نمی تونه چیزی بگه. این مسائل رو باز در پست بعد می گم. همین طور به باقی موارد.
makhmal_66 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
رمان سایه ی امید | makhmal_66 کاربر انجمن makhmal_66 رمان های کامل شده نوشته کاربران 203 ۲۵ بهمن ۱۳۹۱ ۱۰:۲۹ بعد از ظهر
سایه هایی به رنگ خون | vahshatnak‏ کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب vahshatnak نوشته کاربران سایت 11 ۲۳ آذر ۱۳۹۱ ۱۲:۵۷ بعد از ظهر
هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب شایسته بانو نوشته کاربران سایت 2069 ۷ اسفند ۱۳۹۰ ۰۲:۵۳ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۱۱:۳۶ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا