بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 تبلیغات 

عجیب تو جیب

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۹ شهريور ۱۳۹۱, ۱۲:۳۴ بعد از ظهر   #21 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
unique_fh آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
Smile

نقل قول:
نوشته اصلی توسط azda نمایش پست ها
از اونجایی که ده تا نویسنده دور هم جمع شدین بالاخره این رمان باید یه فرقی با رمان هایی که یه نویسنده بیشتر نداره داشته باشه یانه؟ روزی یه پست خیلی کمه! نمی دونم قراره چه اتفاقی بیفته اما امیدوارم اتریسا مرده باشه چون فقط توی فیلما و رماناست که یه دحتره تصادف می کنه یا صورتش می سوزه و همه فکر می کنن مرده اما صورتش رو عمل می کنه و با یه قیافه جدید بر می گرده و انگار نه انگار اتفاقی واسه قیافه ی این بابا افتاده! توی واقعیت که تا حالا نه همچین چیزی دیدیم نه شنیدیم و از اینم که بگذریم این موضوع دیگه خیلی تکراری شده!ولی اگه اتریسا مرده باشه و شباهت های شینا به اون کاملا اتفاقی بوده باشه فکر کنم داستان جذاب تر میشه چون درگیری های هیربد با خودش و اینکه مسلما حاضر نیست به غیر از اتریسا عاشق کس دیگه ای بشه می تونه رمان رو جذاب کنه میشه اینجوری فکر کرد که هیربد اونقدر عاشق بوده که خدا شینارو با یه کدهایی از شخصیت اتریسا واسه اینکه هیربد با همون کدها قدم اول رو به طرف شینا برداره واسه اروم کردن دل هیربد فرستاده
با توجه به این که رمان گروهیه هماهنگ کردن پست ها سخت تره ...برای همین بیشتر طول می کشه ... به طور معمول یک پست در روز می ذاریم تا بتونیم به ادامه ی رمان هم برسیم اما اون پستی که می ذاریم معمولا زیاده ... شرمنده بیشتر از این امکانش نیست !!!
ممنون از پیشنهاداتتون و حضورتون !!!

نقل قول:
نوشته اصلی توسط shadab70 نمایش پست ها
دوستای عزیزم خواهش می کنم زمان گذشته رو با زمان حال و از هم جدا کنین
خیلی مبهم شده
یه جورایی قاطی کردم .برا دومین بار همه پستارو خوندم که تازه فهمیدم چی شده
داستام به اندازه ی کافی مبهم هست اینطوری فکر کنم همه قاطی می کنن
ممنون
همه چیز ا الان عالی بوده فقط همون مورد بالا
بازم ممنون
موفق باشین
مطمئن باشید همه ی ابهام ها رفع میشن ...
برای این که گیج نشید داستان ها رو دنبال کنید ... داستانی که تو حال داریم در مورد شایگان و هیربده ...
داستانی که در گذشته داریم در مورد آتریسا و هیربده ...
همینطور شخصیت هیربد حال با گذشته فرق داره ...
از روی این تفاوت ها می تونید زمان ها رو تشخیص بدید ...
ممنون از حضورتون !!!

نقل قول:
نوشته اصلی توسط yalda24 نمایش پست ها
سلام خسته نباشید
همه چیز خوبه
فقط خدا کنه روح روح بازی نیارین وسط رمان.........مثلا روح اتریسا رفته تو جسم شینا

سبک داستان اون طوری که گفته شد تخیلی نیست ... واقعی هست ... توی واقعیت به جابه جایی روح ها نداریم که توی داستان ما داشته باشیم ...
ممنون از حضورتون !!!





برای مدتــــــی طولانی نیستم !!!!
~~~~~
برترین های نودهشتیا :
عصیان
خالکوبی
میوه ی منحوس
به سادگی یک احساس


unique_fh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

64 محصول اسپیکر

قدیمی ۹ شهريور ۱۳۹۱, ۰۲:۱۹ بعد از ظهر   #22 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
yalda24 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +6 امتیاز     
پیش فرض

سلام
فاطمه جان خیلی منتظر بودم شما پست بزاری
ممنون تا اینجا که خیلی خوب پیش رفتید
کاش زودتر برسه به جایی که انقدر مبهم نباشه
مردم از فضولی
موفق باشین



شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر!
شخصیت من چیزیه که "من" هستم اما برخوردِ من بستگی به این داره که "تو" کی هستی...!



yalda24 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۹ شهريور ۱۳۹۱, ۰۲:۴۴ بعد از ظهر   #23 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
.:Maha:. آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +6 امتیاز     
Wink

نقل قول:
نوشته اصلی توسط yalda24 نمایش پست ها
سلام
فاطمه جان خیلی منتظر بودم شما پست بزاری
ممنون تا اینجا که خیلی خوب پیش رفتید
کاش زودتر برسه به جایی که انقدر مبهم نباشه
مردم از فضولی
موفق باشین
ممنون دوست عزیز من به جای همه از شما تشکر میکنم
راستش داستان اونقدر ها هم مبهم نیست شاید ، یکم رفتن و برگشتن به زمان گذشته موجب پیش اومدن این همه ابهام شده که اونم هما جون گفتن داریم سعی میکنیم حلشون کنیم
مر30 از این که میخونید و نظر میدید




حس ميكنم تو رو تو هرشب خودم
من عاشق همين احساس تو شدم


 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



.:Maha:. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۹ شهريور ۱۳۹۱, ۰۴:۰۳ بعد از ظهر   #24 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
ترنم22 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض

بنظر من همین مبهم بودن زمان گذشته و حال یه نکته ی مثبته ،هم داره زمان حالو میگه هم بینابینش گذشته رو بازگو میکنه و چون این فاصله برای خواننده از قبل پیش بینی شده نیست جذاب ترش میکنه
البت خیلی هم مبهم نیس یعنی جوری نیست که تا آخر نوشته نفهمی کجا حاله کجا گذشته (قابل تشخیصه)
من که میگم خواننده نباید فقط بخونه باید یه خورده هم درباره نوشته فکر کنه
از سبکتون خوشم اومده
همتون واقعا خسته نباشین خیلی دارین زحمت میکشین
میدونم که کار گروهی هم مشکلات خودشو داره ولی شماها خوب دارین از پسش برمیاین
موفق باشین



چرا گریه کنم وقتی باران ابهت اشکهایم را پاک کرد و سرخی گونه هایم را به حساب روزگار ریخت.
چرا گریه کنم وقتی او بغض عروسکی دارد و همیشه این منم که باید قطره قطره بمیرم.
چرا گریه کنم وقتی بر بلندی این ساده زیستن زیر پا له شده ام.
چرا گریه کنم وقتی باد بوی گریه دارد و برگ بوی مرگ.
چرا گریه کنم وقتی عاشق شدن را بلد نیستم تا به حرمت اندک سهمم از تو اشک بریزم.
چرا گریه کنم وقتی تبسم نگاهت زیبا تر است………
رمان شاه کلید*~MoonGirl~*
http://www.forum.98ia.com/t627738.html
رمان آغاز سرنوشت*niloo green*
http://www.forum.98ia.com/t610717.html
رمان درحسرت یک بوسه*roz 78*
http://www.forum.98ia.com/t661182.html
رمان عشق برای تو هم هست *فائزه جونم*
http://www.forum.98ia.com/t590615.html
ترنم22 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۹ شهريور ۱۳۹۱, ۰۴:۳۳ بعد از ظهر   #25 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
yalda_69 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +6 امتیاز     
پیش فرض

سلام به همه ی نویسنده های گل رمان خصوصا هما جون عزیزم
البته من نویسنده نیستم که بخوام نقد کنم ولی خوب...
با وجود اینکه این رمان یه کار گروهی هست اما باید بگم هماهنگی بین تمام پستها فوق العاده هست و یکپارچه در اومدن همه ی شحصیتها با وجود اینکه با قلم های متفاوتی نوشته شده حرف نداره.
فقط این هیربد با فراموش کردن مداوم اسم شایگان یه کم رو نروه.
اگه هم بشه یه جوری توی متن زمان حال و آینده از هم جدا شه بهتره چون اینطوری یه کم گیج کننده هست و فکر نمیکنم اینطوری اون ابهامی که شما دوستای گلم مد نظرتون هست تحت تاثیر قرار بگیره.
از تک تکتون بی نهایت ممنون



تو نیمه ی گمشده ام نیستی که با نیمه ی دیگرم در جستجویت باشم .تو تمام گمشده ی منی[/SIZE]
yalda_69 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۹ شهريور ۱۳۹۱, ۰۴:۴۵ بعد از ظهر   #26 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
-Niloufar- آواتار ها
 
-Niloufar- به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط azda نمایش پست ها
از اونجایی که ده تا نویسنده دور هم جمع شدین بالاخره این رمان باید یه فرقی با رمان هایی که یه نویسنده بیشتر نداره داشته باشه یانه؟ روزی یه پست خیلی کمه!
سلام عزیزم
راستش ما تلاشمون رو اینه که بیشترش کنیم اما پست گذاشتن ما رابطه مستقیمی با پست گذاشتن بچه ها تو گروه داره و همه ما غیر از این رمان رمان های دیگه ای داریم



پاییز 92:میم مثل مادر

رمانای توصیه شده:تو... تو مال منی - با من برقص - آناهید -
تولدی دیگر- عصیانگر


-Niloufar- آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۹ شهريور ۱۳۹۱, ۰۴:۴۷ بعد از ظهر   #27 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
دختر بی نام آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض

روند داستان رو خیلی دوست دارم جذابه نمیدونم چرا تمام مدت چهره ی احسان علیخانی تو ذهنم تصور میکنم !!!
در کل من حدس میزنم این شایگان همون اتریساست که اگه اینطور با شه داستان خیلی کلیشه ای میشه ...من چند وقت پیش رمان غریب اشنا رو خوندم که همین جوری بود داستانش ,امیدوارم این تکرار اون نباشه!!!



موفق کسی است که با لنگه کفش هایی که به سمتش پرت می شود مغازه ی کفش فروشی بزند!

ویرایش توسط دختر بی نام : ۹ شهريور ۱۳۹۱ در ساعت ۰۵:۳۰ بعد از ظهر
دختر بی نام آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۰ شهريور ۱۳۹۱, ۰۴:۳۳ بعد از ظهر   #28 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
sanaz 69 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +6 امتیاز     
پیش فرض

سلام ....به همه نویسندها خسته نباشید می گم....هما جون ....هیربد مارو یاده احسان علیخانی میندازه اما عکس رو جلد یاده یه فیلم دیگه به نظر من باهم هماهنگی نداره بهتر نبود عکس رو جلد رو از یه کسی که شناخته شده نباشه می ذاشتید....



تو مرا می فهمی
من تو را می خواهم
وهمین ساده ترین قصه یک انسان است
تو مرا می خوانی
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم
و تو هم می دانی
تا ابد در دل من می مانی
آرزويم اين است نتراود اشك در چشم تو هرگز
مگر از شوق زياد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي
عاشق آنکه تو را می خواهد
و به لبخند تو از خويش رها مي گردد
و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد...
sanaz 69 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۰ شهريور ۱۳۹۱, ۰۴:۴۷ بعد از ظهر   #29 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
-Niloufar- آواتار ها
 
-Niloufar- به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +6 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط sanaz1990 نمایش پست ها
هیربد مارو یاده احسان علیخانی میندازه اما عکس رو جلد یاده یه فیلم دیگه به نظر من باهم هماهنگی نداره بهتر نبود عکس رو جلد رو از یه کسی که شناخته شده نباشه می ذاشتید....
سلام عزیزم
ممنون از نقدت
راستش ما کاراکتری که از هیربد در نظر گرفتیم بیشتر شبییه به علی ضیا هستش تا احسان علی خانی
عکس رو جلد هم طی نظرسنجی بین اعضای گروه انتخاب شده
اگر شما شخصیت انسان علی خانی رو شبیه به هیربد میدونید میتونسد همون رو تصور کنید
بازم ممنون
-Niloufar- آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۰ شهريور ۱۳۹۱, ۰۵:۲۵ بعد از ظهر   #30 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
sanaz 69 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +6 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط -Niloufar- نمایش پست ها
سلام عزیزم
ممنون از نقدت
راستش ما کاراکتری که از هیربد در نظر گرفتیم بیشتر شبییه به علی ضیا هستش تا احسان علی خانی
عکس رو جلد هم طی نظرسنجی بین اعضای گروه انتخاب شده
اگر شما شخصیت انسان علی خانی رو شبیه به هیربد میدونید میتونسد همون رو تصور کنید
بازم ممنون
من علی ضیا رو نمی شناسم میشه عکسشو بزارید ببینم احسان علیخانیم من از این سایت شناختم مرسی...
sanaz 69 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
به امید شوهر (اولین رمان سراسر طنز نودهشتی) | کار گروهی | معرفی و نقد کتاب chrysalis نوشته کاربران سایت 37 ۸ بهمن ۱۳۹۱ ۰۹:۲۰ قبل از ظهر
عشق دردناک | رمان گروهی | معرفی و نقد کتاب maryammmmmm6 نوشته کاربران سایت 54 ۱۳ دي ۱۳۹۱ ۰۷:۵۱ بعد از ظهر
بازگشت بی باور | گروهی از نویسندگان نود و هشتیا باران 69 جزیره متروکه کتاب 22 ۳۰ مهر ۱۳۹۱ ۰۹:۱۵ بعد از ظهر
مرا باور کن | شراره بهرامی | معرفی و نقد کتاب hermine ایرانی 11 ۲۸ مهر ۱۳۹۰ ۱۲:۴۹ بعد از ظهر
باور عشق | عادله موسوی | معرفی کتاب شبنم ایرانی 0 ۲ بهمن ۱۳۸۹ ۱۱:۱۶ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۲:۱۴ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2013, Jelsoft Enterprises Ltd.

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب رایگان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا