| |||
| | #51 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸ محل سکونت : مشهد الرضا
نوشته ها: 672
تشکرها: 0
تشکر شده 2,174 بار در 229 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز در كتاب فوائد الرضوبه صفحه 333 نقل شده است مرحوم سيد علي بن طاووس كه از سيدان بزرگوار و عالم پرهيز كار و با تقوا در نجف اشرف در كشور عراق زندگي مي كرده كه در يكي از روز هاي زندگيش عده اي از زنان نجف اشرف به حضور اين سيد بزر گوار رسيدند و با تعجب با اين عالم بزرگوار عرض كردند كه ما در حمام بوديم و موقي كه مخاستيم براي شستشو و نظافت به داخل حمام برويم در كنار خود حصير هاي ديديم كه دائم باز مي شد ومجددا بسته مي شد با تو جه به ايننكه آن محل را خوب جستجو كرديم كسي يا شخصي را نيافتيم و از ترس از محل خارج شديم اين سيد بزر گوار مي فرمايد با صحبتهاي كه اين خانمها كردند و من به آنها اعتماد داشتم كه آنها دروغ نمي گويند متوجه شدم اين كار به دست جنيان انجام مي شود با راهنماي آن خانمها به محل رخت كن رفتم و محل نشستم وبا سلام كردن و بازبان خودم به آنها گفتم آنچه شما انجام داديد به من گفتند و به آنها گفتم ما اولاد و مهمان مولايمان امير مومنان حضرت علي (ع) هستيم شما همسايگي با آن حضرت را بر ما تيره و مكدر نكنيد و اگر از اين كار ها دست بر نداريد و با عث وحشت زنان مسلمان شويد شكايت شما را به مولايمان مي برم و ژس از خدا حافظي مسلمان با خيال راحت به حمام مي رفتند. بگذاريد و بگذريد ببينيد و دل مبنديد چشم بيندازيد و دل مبازيد كه دير يا زود بايد گذاشت و گذشت | ||||||||
| | |
| تبلیغات | |
| | |
| | #52 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸ محل سکونت : مشهد الرضا
نوشته ها: 672
تشکرها: 0
تشکر شده 2,174 بار در 229 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز (دلتون مي خواد اينكارو بكنين؟) تسخيرجن امكان داره ولي كار خوبي نيست از نظرشرعي حرامه وجزء گناهان كبيره ست . تو اين زمينه ممكنه سوالاتي براتون پيش بيادكه چطوري ممكنه؟ دوراه داره يكي اينكه جن با اختيار خودش بياد.ويكي ديگه اينكه به واسطه دعا وورد احضار بشه كه هردو راه باعث صدمه ديدن فرد احضار كننده ميشه ونتيجه اي جزتباهي براش نداره. اگه شما بادعا وتعويذ جنهارو حاضر كنين تضميني دراحضارنوع جن نيست (يعني ممكنه جنهاي بد ظاهربشن) احضاروتسخير جن از طريق چله نشيني موثره. حالا چند راه براي دفع جن:براي دور كردن جن وشيطان بايد به خدا توسل جست.جن بمحض شنيدن ذكر و ورد فرارمي كندوقتي(بسم الله الرحمان الرحيم) گفته مي شود جن وشيطان از ادم دور ميشن بجزجن هاي مؤمن چون اونها باانسان دشمن نيستن.وهركس سوره هاي معوذتين (سوره هاي فلق وناس)روزياد بخونه هم ميتونه از شرجن وشيطان راحت باشه.بعضي ها هم هستن كه حتي ازخوندن دعا براي دور كردن جن مي ترسن اما بايد بگم جن ها هيچ گونه ترسي ندارن مگه اينكه ازطرف انسان بهانه اي بدستشون بياد كه دراينصورت براي ادم خطرناك ميشن كه اينم به وسيله همراه داشتن دعا هاي دفع جن برطرف ميشه....مي دونيد كه انسان ازلحاظ افرينش ازجن برتراست زيرااواشرف مخلوقات است لذا نيازي به تسخيرجن ندارد.توصيه ميشه به جاي تسخيرجن به امرتزكيه نفس وخود سازي بپردازه | ||||||||
| | |
| | #53 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸ محل سکونت : مشهد الرضا
نوشته ها: 672
تشکرها: 0
تشکر شده 2,174 بار در 229 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز آنجلا : ناگهان غیبش زد انجلای 9 ساله در بعد از ظهری به یاد ماندنی در سال 1916 در منطقه ی کارلو وقتی گاو پدرش را به خانه میبرد با جنی 130 سانتی متری رو به رو شد که گویا اهمیتی نمیداد که با آمیزاد مواجه شده. وقتی دخترک به مزرعه رسید و منتظر بود تا گاو وارد شود مردی کوچک را دید که جلو گاو در حال بازیگوشی بود و با ترکه ای که در دست داشت آهسته روی دماغ گاو میزد و گاو هم سرش را این طرف و آن طرف میکرد جن کوچک کت قرمز دکمه دار و شلوار چسبان قهوه ای به تن داشت و کلاهی سیاه و لبه دار به سر داشت . وقتی جن از کنار دخترک رد میشد چیزی نمانده بود که به او برخورد کند در همین حال نگاهی به دخترک انداخت و از روی چاله ای پرید و ناگهان غیبش زد. او طوری قدم بر میداشت که انگار هیچ مانعی روی زمین نبود که البته احتمالا برای او همینطور بوده است. جان:زیر بوته پنهان شده بود 35سال بعد در همان منطقه کارلو مرد کوچولوی قرمز پوشی دیده شد. در نوامبر 1951جان بیرنی با بولدوزرش بوته ای بزرگ را از جا در می آورد که دید مردی حدودا 120 سانتی متری از زیر بوته بیرون پرید سه مرد دیگر هم که آنجا حضور داشتند او را دیده بودند که از وسط مزرعه عبور و به آن طرف نرده ها رفت. آنها در زیر بوته قلوه سنگی بزرگ پیدا کردند که به نظر میرسید روی سوراخی را پوشانده است خیلی سعی کردند تا قلوه سنگ را تکان دهند اما نتوانستند آنها حتی با استفاده از مواد منفجره هم موفق به جا به جا کردن آن سنگ نشدند و بلاخره هم جان بیرنی بولدوزرش را از آنجا دور کرد و از خیر کار کردن در آن قسمت مزرعه اش گذشت. | ||||||||
| | |
| | #54 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸ محل سکونت : مشهد الرضا
نوشته ها: 672
تشکرها: 0
تشکر شده 2,174 بار در 229 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز ۳- روحی در ابردین اسکاتلند - این عکس در ساعت ۲ شب و در تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۰۷ در اطاق زیر شیروانی ساختمانی قدیمی گرفته شده است - فرد عکاس که اسکات نام دارد میگوید پس از باز کردن در اطاق فورا عکسبرداری میکند - همچنین فلاش دوربین انها خاموش و هوای این اطاق بسیار سرد بوده است - به گفته وی عکس اصلی بسیار تاریک بوده است و چیزی در عکس دیده نمیشده که بعد از روشن کردن عکس متوجه شکلی میشود که در گوشه اطاق و در کنار صندلی ایستاده است : [img]http://eviil.persiangig.com/Picture/Ghost15.jpg[/img] [img]http://eviil.persiangig.com/Picture/Ghost16.jpg[/img] | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #55 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸ محل سکونت : مشهد الرضا
نوشته ها: 672
تشکرها: 0
تشکر شده 2,174 بار در 229 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز *~*~داستانی در مورد مردی كه با جنها در ارتباط بود~*~* بعضی ها می گویند ، جنها محل زندگی مخصوص به خود دارند و از اجتماع انسانها دوری می كنند. در حدود یك قرن ویا بیشتر پیش ازاین در یكی از روستاهای دورافتاده این كشور بزرگ ، مردی ساده دل زندگی می كرد كه ادعا داشت با جنها رابطه دارد و محل زندگی آنها را می شناسد و حتی آنها او را در مراسم ها ، جشنها و عذاداری های خود دعوت می كنند . اما كسی حرفش را باور نمی كرد و مردم ده مسخره اش می كردند . او می گفت كه ادعای خود را ثابت خواهد كرد . روزی گاو یكی از اهالی روستا ( كه برای چرا كردن در طول روز گاوها را رها می كردند) گم شد و غروب صاحب گاو هر چه گشت نتوانست آنرا پیدا كند . اتفاقا همان شب اجنه مرد ساده دل را به یك مراسم عروسی جنها دعوت كردند . مطابق رسم جنها ، پس از پایكوبی و شادی ، آنها برای شام ، گاو و یا گوسفندی قربانی كرده و بریان می نمودند و می خوردند و بعد از خوردن آن ، استخوانها را دوباره روی هم جمع كرده و حیوان را به شكل اول باز می گرداندند . اتفاقا آن شب گاو گمشده آن روستایی را آورده بودند . مرد ساده دل از فرصت استفاده كرده و در حین خوردن شام قطعه ای از استخوان ران گاو را نزد خود پنهان كرد . پس از اتمام مراسم جنها استخوانها را جمع كردند ولی نتوانستند آن تكه استخوان ران را بیابند . جستجوی آنها ثمری نداشت . در نهایت تصمیم گرفتند به جای آن یك تكه چوب درخت گردو را مطابق آن استخوان بتراشند و به جای آن قرار دهند . همین كار را كردند و گاو را باز سازی نموده و به ده برگرداندند . فردای آن شب مرد ساده دل به میان مردم ده رفت و ادعا كرد كه دیشب در مراسم عروسی جنها بوده است . مردم طبق معمول مسخره اش كردند . او روستایی ای را كه گاوش گم شده بود را صدا كرد و گفت آیا گاوی كه دیشب گم كرده بودی امروز پیدا نشد؟ او گفت بله امروز صبح دیدم خودش به خانه آمده و جلوی طویله است . مرد ساده دل گفت ، نه ، او را اجنه برده بودند و آنها آوردند و تمام ماجرا را تعریف كرد و بعد گفت اگر باور نمی كنید آن گاو را ذبح كنید و استخوان رانش را ببینید كه از چوب گردو است . اگر من دروغ گفته بودم ، پولش را دوبرابر میدهم و اگر نه شما حرف مرا باور خواهید كرد . مردم كه هنوز باور نمی كردند ، برای تفریح و اینكه گوشت گاو مجانی خورده باشند گاو را كشتند و بعد از دیدن استخوان پای گاو در كمال ناباوری دیدند كه حق با آن مرد ساده دل است . بعد از آن داستان آن مرد دهان به دهان نقل شد و اكنون نیز در آن روستا اهالی پیر ده ، آن داستان را به عنوان یك داستان واقعی قبول دارند | ||||||||
| | |
| | #56 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸ محل سکونت : مشهد الرضا
نوشته ها: 672
تشکرها: 0
تشکر شده 2,174 بار در 229 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز بچه ها نترسينا داستاناش ترسناك نيست بخونين حالشو ببرين[img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_wink.gif[/img] | ||||||||
| | |
| | #57 (لینک مستقیم) |
| Guest | چون الان ساعت 4 صبحه من تا آخرش نخوندم ترسيدم |
|
| | #58 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸ محل سکونت : مشهد الرضا
نوشته ها: 672
تشکرها: 0
تشکر شده 2,174 بار در 229 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز جون من ترسيدي ترس نداره گلم | ||||||||
| | |
| | #59 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش کتاب ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت : جایی که قلب آنجا نیست
نوشته ها: 13,796
تشکرها: 79,167
تشکر شده 294,873 بار در 19,806 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز ممنون عزیزان[img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_cool.gif[/img] | ||||||||
| | |
| | #60 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۸ محل سکونت : پایتخت !!!
نوشته ها: 122
تشکرها: 0
تشکر شده 256 بار در 38 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز من هنوز نخوندم ... من از سوسک میترسم ! چه برسه به جن و بختک و روح و ... وااااااای ! از حال رفتم . عروسکي مي خواستي رو طاقچتون بکاريش وقتي بازيت تموم شد کنج اطاق بذاريش ديگه براي بازي اطاق تو شلوغه عروسکا بدونيد که عاشقي دروغه | ||||||||
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| اينجا, بياد, ترسه, تو, جن, داره, كي, نمي, ها, هر |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |