بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: چه سبک و روندی رو تو رمان قرعه به نام سه نفر می پسندید؟..
تماما طنز بدون نکات جدی.. 13 2.73%
هم جدی باشه و هم طنز.. 97 20.34%
بیشتر جدی باشه.. 11 2.31%
هیجانی , طنز , اجتماعی 162 33.96%
همون چیزی که نویسنده در نظر گرفته خوبه.. 194 40.67%
رأی دهندگان: 477. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۳۰ مرداد ۱۳۹۱, ۰۱:۴۶ قبل از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
fereshteh27 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +63 امتیاز     
Wink معرفی و نقد رمان قرعه به نام سه نفر | fereshteh27 کاربر انجمن


به عشق دوباره من حرف تازه ای خواهم زد

به دل دوباره من طعنه بی بهانه ای خواهم زد

عبور می کند و گم مي شود از فصل تنهاییم گاهي

کسی که به سرنوشت خاکیم قرعه ای خواهد زد ..




سلام دوستان عزیزم..این هم از تاپیک نقد رمان قرعه به نام سه نفر..امیدوارم با نظرات و پیشنهادات خوب و سازندتون در هر چه بهتر شدن رمان من رو یاری کنید..
همینجا هم باید بگم که از همه ی شما دوستان خواهش می کنم قوانین نقد رو رعایت کنید..سعی کنید جوری نقد کنید که در راه بهتر شدن رمان و همین طور دلگرم کردن من جهت پیشبرد هر چه بهتر این رمان باشه..نه اینکه صرفا با نقد ها و نظرات صریح و نادرست دلسردم کنید..
به دلگرمی شما عزیزان نیاز دارم تا بتونم با اشتیاق رمان رو پیش ببرم..


لطفا پست اسپم ندید..تنها نقدتون رو قرار بدید..یه پست های اسپم جواب داده نمیشه دوستان..پس گله ای نداشته باشید..با تشکر از مدیران عزیز سایت و همینطور شما دوستان خوبم..

تاپیک تایپ رمان قرعه به نام سه نفر | fereshteh27 کاربر انجمن


خلاصه رمان :داستان درباره ی 3 تا برادر با نام های (رادوین - رایان - راشا) است..این 3 تا پسر توی این رمان میشه گفت یه جورایی هم شخصیت منفی دارن و هم مثبت..یعنی کلا بچه مثبت نیستن..با اینکه وضعیت مالی بدی ندارن ولی گاهی شیطون گولشون میزنه و میرن دزدی..به قول خودشون افتابه دزدی نه.. گاوصندق اونم از شرکت های مایه دار وشیک..
بله دیگه..تقی به توقی می خوره و یه وکیل میاد بهشون میگه پدر شماها براتون یه ویلا به ارث گذاشته..(اینا چند سالیه از پیش پدرشون اومدن تهران زندگی می کنند)..با شوکه این خبر میرن ویلا رو ببینن که می فهمن 3 تا خواهر خوشگل و ناناس به اسم های (تانیا - ترلان - تارا) هم ادعای مالکیت این ویلا رو می کنند..حالا نه جعلی صورت گرفته و نه کسی سر کسی کلاه گذاشته..چطوری؟!..میگم براتون..
راستی اینو هم بگم که این رمان 3 بخش داره..اینی که براتون گفتم تازه 1 بخششه..2 بخش دیگه ش ماجراهای دیگه ای می خواد اتفاق بیافته که پر از هیجانه..مطمئنه مطمئن باشید ازش خوشتون میاد..



این هم جلد رمان..عکس اقا پسرا و دخمل خانمای رمان (قرعه به نام سه نفر)..



وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ
برای خواندن رمان های ببار بارون و ویرانگر و گناهکار روی نوار زیر کلیک کنید!

 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


گروه طرفداران بـبــار بـــارون
گروه طرفداران ویــرانـــگــــر
گروه طرفداران گــنـــاهکـــار
سبحان الله یا فارِجَ الهَمّ و یا کاشفَ الغَم فرِّجْ هَمّی و یَسِّرْ امری وارحَمْ ضعفی و قِلةَ حیلتی و ارزُقنی من حیث لا اَحتَسِبُ یاربّ العالمین
منزه است خداوندی که بر طرف کننده غم ها است. غم و مشکل من را برطرف کن، بر ضعف و کمی چاره ام رحم کن و مرا از جایی که گمان نمی کنم روزی ده ای پروردگار جهانیان..

توكل بر خدا، يعني سپردن امور به خدا و اعتماد به او و باور اين حقيقت كه هرچه او بخواهد خير است..
گر نگهدار من آن است كه من مي دانم شيشه را در بغل سنگ نگه مي دارد..

**اللهم عجل لوليك الفرج**
دوست داشتن تو اگر گناه باشد!
به اندازه ی قطره های باران دوستت دارم!


ویرایش توسط fereshteh27 : ۵ شهريور ۱۳۹۱ در ساعت ۱۲:۵۹ قبل از ظهر
fereshteh27 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
$*~fire~*$, (زلال), * ترنم بهار *, ~Niayesh~, *kolaleh*, *N@M!S, *NaZ@NiN.B*, *niloo*, *parnian*, *~aida bala~*, *~SETAREH~*, *دختر توپولو*, *فندوق*, - heDeh -, .MOHABBAT., .Naz-a-niN., 021girl, afrooz87, ainaz19, Anabet, anna320, aqua, Aramesh_Darya, asemane nili, ashk eshgh, ayda_bala_20, aysan-15, bahare.gold, binaha, bof4, CIVIL, darya..., delaram19988, Dellaram M, Digital Girl, E.Narjes, ebrahimi.fari, elahe 66, f.honey, faezeh*, fari ♥ al, feloor, hoaya, icegirl_90, Inoosh, iranian_girl, Khate Siah, khiyal99, kimia1919, kimiya98, Lake of sorrow, lalehjoon, lambada, Le!lY, leili.b, lilil, lilipo0t, lili_2sara, Lioda, little princess, mahdis_m, makhmal_66, MARDE_TANHA, maryam1363, masoud1992, mina-ava, mina_75, minimona, mitra.ym, Monaica, Mozhdeh.v, nafas banu, nasim j, negar1373, negin kh5, niloofar khanom, nina_323, nojan, N∃G!N, paneez, Parinaz23, PARIS A, parshan 77, patrin, rahgozar76, Rezvan98, roshanaaa, s@mple, saba1324, sadaf.sh, saghi.m, sahar71, samira75, SANIA-23, Sepid, shaghhayeghh, shamim.mj, SunDaughter☼, sushiyant11, Sutra, tarlan-12, tina p, topaz, XtavanaX, yasi♥fabrik, zahra.gol, ZeYnAb KhAnOoM, Zjooojooo, ~2ne2~, ~parastesh~, ~Sepideh_farhadi~, ~Snowy G!rl~, اهریمن چشم زرد, اواجون, باران شب, بیسان تیته, دنیلا, سکوت عاشق, ف م ف, ملکه قلبم, مه شب, مهتاب جونی, مهلا.پ, مونا**, مژگان بانو, نوشین66, نیاز و ن, نیکا83, ویدا.ف, کرامت بیتا, کیمیا دهقان, یاس بی نشان

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۳۰ مرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۰۷ قبل از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
ashk eshgh آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +13 امتیاز     
پیش فرض

سلام فرشته عزیز.خسته نباشی.اول باید بگم که بابت اتمام رمان قبلی و رمان جدیدت تبریک میگم.راستش تا الان که داشتم رمان و میخوند فقط یه نقد پیش اومده....اینکه این پسرا بعد ۳ ماه از مرگ باباشون اینقدر سرخوشن که گه گاهی دزدی میکنن؟؟؟ببخشید گلم ولی اینجاش کمی گنگه.ممنونت میشم واضح تر بگی



همین خوبه که با اینکه چشاتو روی من بستی
تو چندتا خاطره با من هنوزم مشترک هستی

واسه من کافیه اینکه تو از من خاطره داری
به یادشون که میفتی واسه من وقت می ذاری

همین خوبه … همین خوبه … همین خوبه … همین خوبه

همین خوبه که با اینکه سراغ از من نمی گیری
ولی تا حرف من می شه یه لحظه تو خودت می ری


ashk eshgh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ مرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۱۷ قبل از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
fereshteh27 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +6 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط ashk eshgh نمایش پست ها
سلام فرشته عزیز.خسته نباشی.اول باید بگم که بابت اتمام رمان قبلی و رمان جدیدت تبریک میگم.راستش تا الان که داشتم رمان و میخوند فقط یه نقد پیش اومده....اینکه این پسرا بعد ۳ ماه از مرگ باباشون اینقدر سرخوشن که گه گاهی دزدی میکنن؟؟؟ببخشید گلم ولی اینجاش کمی گنگه.ممنونت میشم واضح تر بگی
سلام عزیزم..اینجا رو بخون..
نقل قول:
عمه خانم:درسته..دوست صمیمی پدرتون بود..از دوران کودکی این دوستی و رفاقت پابرجا مونده بود..اون هم الان فوت شده..6 ماهی میشه..یعنی درست3 ماه بعد از فوت پدرتون..
6 ماهه فوت کرده نه 3 ماه..پدر دخترا هم 9 ماهه فوت کرده..درضمن دزدی که عروسی نیست براشون یه جور عادت و سرگرمی شده بود..از هیجانش خوششون می اومده..(خلن دیگه)..مرسی..
fereshteh27 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ مرداد ۱۳۹۱, ۰۳:۳۴ قبل از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
بیسان تیته آواتار ها
 
بیسان تیته به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض

سلام آجی
آخیش بالاخره تاپیک نقد باز شد
میگم این رادوین و که دلنازو شوت کرد
ولی فکر کنم در آینده سر این روهان خان تانیا برنامه ها داریم
آجی مثل همیشه عالی می نویسی از همون اول قوی شروع کردی و جذاب
قسم می خورم نه مثل راشاااااااا
موفق باشی



رمانای کامل شده ام مهسا|غریبه آشنای من|تمنا|دلم گرفته آسمون

خیانت به عشق در حال تایپ

تو که می دونستی من تکیه گاه محکمتم
بگو با من چرا دیگه د آخه نوکرتم
من که هر دقیقه ام وابسته به دقیقه تو بود
من که حتی لباس تنمم به سلیقه تو بود



بیسان تیته آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ مرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۴۱ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
Parya.G آواتار ها
 
Parya.G به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام
اول شروع رمان جدیدت رو تبریک میگم یه سوال داشتم توی این داستان نقش اصلین نداریم؟ منظورم اینه که زوجی که زندگی اونا رو بیشتر تحت شعاع قرار بدی؟



ﻫــﺮ ﮐـﺠﺎ ﻫﺴـتﻢ، ﺑﺎﺷـﻢ؛
ﺁﺳـمــــﺎﻥ ﻣــﺎﻝ ﻣـن ﺍﺳﺖ!
ﭘﻨﺠــﺮﻩ، ﻓـــﮑﺮ، ﻫـــﻮﺍ، ﻋـﺸﻖ ..
ﺯﻣﯿـــﻦ ﻣــﺎﻝ ﻣــــﻦ اﺳﺖ!
Parya.G آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ مرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۵۹ قبل از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
تنها... آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

سلام فرشته جون ... تبریک بابت رمان جدیدت .... من که خیلی خوشم اومد از موضوعش.... دوست دارم زودتر برسیم به جایی که اینا همدیگرو میبینن .... راستی فرشته جون این عکس اواتورت کیه؟؟؟؟؟؟
تنها... هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ مرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۴۱ قبل از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
*NaZ@NiN.B* آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

سلام فرشته جونشروع رمان جدیدت رو تبریک می گمامیدوارم مثل همیشه عااالی باشه



جـــآده مـ ـو فقــیـ ـت هـ ـ ـمیـشـــه در دســت تــعـ ـمـ ـ ـیر
اسـ ـ ـت...!!
دیــدم آشـ ـ ـغـآلــی انــداخـ ـ ـتمـت دور
حـ ـآلـا کـ ـ ـود شــدی فــ ـآز مــفـیـ ـد بــــودن
بـ ـ ـرداشـ ـتــی :|
*NaZ@NiN.B* آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ مرداد ۱۳۹۱, ۰۹:۵۸ قبل از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
Rezvan98 آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

سلام.. آجی خودم!!!!
شروع رمانت را بهت تبریک میگم و اینکه میدونم مثل بقیه جالبه






Rezvan98 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ مرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۱۲ قبل از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
hidenam آواتار ها
 
hidenam به Yahoo ارسال پیام
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

سلام فرشته جون
اول تبریک بابت شروع رمانت بعد اینکه
تو پسرا رادوین داداش بزرگس آیا توی دخترا تانیا خواهر بزرگست ؟؟؟؟؟
مرسی میدونم مثل همیشه بیسته بیستی



یاد بگیر:
گاهی نباید نازکشید،انتظارکشید،آه کشید،دردکشید،فریادکشیدو....
تنها باید دست کشید و رفت ..... همین


تعهد به سند ازدواج نیست
تعهد به رینگ انگشت دست چپ نیست
تعهد به ریلیشن فیس ..بوک نیست
تعهد یه حسیه تو قلب آدما
hidenam آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۰ مرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۲۱ قبل از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
ghorobe eshgh آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

سلام فرشته جون رمانتو خیلی قشنگ فعلا نوشتی هم قشنگ همم قوی مخصوصا پست 7 امیدوارم همیشه همینطور بنویسی البته 3 تا رمانهای قبلیتو خوندماااا همیشون خیلی قشنگ بودن معمولا موضوعهاشون باهم فرق می کرد



خلاصه ی داستان چشمهای اشکی
بعد از طرد شدن هستی از خانوادش بخاطر رشته ی موسیقی ، هستی به شهر شیراز میره؟؟!و با رمینا وارد دوستی میشه ، طی یک قراری که هستی با استادش توی دانشگاه میذاره ، میفهمه که استاد دایی سپهره و فقط برای سو استفاده از هستی اونو به دانشگاه خوانده؟؟!هستی بعد از فرار کردن از دست سپهر ، با ماشین ارشاویر تصادف میکنه و .... ، زندگی اش به مرحله ی جدید بازی راه پیدا میکنه؟؟
!
http://www.forum.98ia.com/t984060.html]
خوشحال میشم سری بزنی
ghorobe eshgh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
مسیرعشق | fereshteh27 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب fereshteh27 نوشته کاربران سایت 853 ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ ۱۲:۰۲ قبل از ظهر
معرفی و نقد رمان فرشته من | fereshteh27 کاربر انجمن fereshteh27 نوشته کاربران سایت 1475 ۲۸ دي ۱۳۹۲ ۰۲:۲۶ قبل از ظهر
معرفی و نقد رمان عشق و احساس من | fereshteh27 کاربر انجمن fereshteh27 نوشته کاربران سایت 1179 ۲۸ دي ۱۳۹۲ ۰۲:۲۶ قبل از ظهر
قصه عشق ترگل | fereshteh27 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب fereshteh27 نوشته کاربران سایت 239 ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ ۰۵:۰۵ بعد از ظهر
رمان قرعه به نام سه نفر | fereshteh27 کاربر انجمن fereshteh27 رمان های کامل شده نوشته کاربران 237 ۱۵ آذر ۱۳۹۱ ۰۸:۰۱ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۱۰:۵۲ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا