ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
معرفی و نقد فیلم کلاه قرمزی و بچه ننه | ایرج طهماسب - صفحه 5
جشنامه

http://fidibo.com/



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 62
  1. Top | #41

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1391
    نوشته ها
    111
    میانگین پست در روز
    0.12
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    236
    تشکر شده 371 در 102 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط nika kyhan نمایش پست ها
    شايد باورتون نشه ولي فكر كنم من تنها كسي هستم كه پاي اين فيلم گريه كردم زماني كه پسر خاله داشت توي دادگاه براي دفاع از پسر عمهزا حرف ميزد
    اتفاقا منم سر اون صحنه گریه کردم اینکه میگفت همیشه نون گرفتم نفت گرفتم هرچی ازم خواستید گرفتم حالا فقط یه چیز ازتون میخوام اینکه این بچه رو ببخشید
    صحنه ای که یهو کلاه قرمزی گفت عروس خانوم انقدر لش بازی در نیار عالییی بود
    من این فیلم رو تو پردیس زندگی دیدم انصافا اگر دمای سینما 50 درجه زیر صفر نبود بیشترم لذت میبردم
    این تیکه ی ee cheiah چند روزه بدجور افتاده تو دهنم
    تیر هوایی بی خطر؟!

    تو آسمان را کشتی...

  2. کاربر زیر از پست لی.لی تشکر کرده است .


  3. Top | #42

    Banned


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    2,681
    میانگین پست در روز
    1.39
    محل سکونت
    جایی همین نزدیکی
    تشکر از کاربر
    5,644
    تشکر شده 63,928 در 3,328 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض انگار آقای مجری اين بار کارش را جدی نگرفته است!

    سينماي ما- سعید نیکورزم: روزی بیضایی نوشت: «آنها مردهاند و زندگی میکنند، ما زندگی میکنیم و مردهایم». بیضایی این دیالوگ را در نمایشنامهٔ «ندبه» در وصف عروسکهای بیجانی به کار میبرد که دغدغههای فردی و اجتماعی مردم کوچه بازار از زبان آنها به نمایش در میآید. کلاه قرمزی همچون شخصیت «مبارک» در نمایش سنتی ایرانی دارای وجههای اجتماعی و اصطلاحا کوچه بازاری است. کلاه قرمزی همچون شخصیت سیاه (مبارک) شخصیتی خاکی، بیگناه، شیطون و خرابکار است که در عین حال همچون سیاه گاهی اوقات حرفهای گنده گنده و نیشداری هم به زبان میآورد. رابطهٔ بین کلاه قرمزی و مجری در تلوزیون از همان ابتدا ما را یاد زوج سیاه و ارباب در نمایش بقال بازی میانداخت که این بار شاید در مقیاس کودکانهتری ظاهر شده است. کلاه قرمزی خرابکاری میکند و مجری به شماتت او میپردازد و از این طریق پیام اخلاقیِ برنامه به مخاطب انتقال پیدا میکند.

    با ساخت اولین مجموعهٔ سینمایی «کلاه قرمزی و پسرخاله» شخصیت کلاه قرمزی وارد فاز تازهای شد. این شخصيت بسط یافت و کم کم خصیصههای فردی خود را آشکار ساخت. به عبارتی ايرج طهماسب و حميد جبلی برای این کاراکتر یک پیشینهٔ خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی طراحی کردند و بدین صورت کلاه قرمزی به عنوان یک پسر شهرستانی که احتمالا یتیم است، با بلندپروازیهای کودکانهای وارد تهران شده و بعد از وقایعی همکار آقای مجری میشود.
    در واقع با چنین طرح منسجم و خلاقانهای حضور اين عروسك در برنامههای تلويزیونی به خوبی توجیه میشود، اما مهم این است که در این فیلم کلاه قرمزی به عنوان یک کاراکتر عروسکی منحصر به فرد به بلوغ میرسد. اکنون کلاه قرمزی پسربچهای درستکار، دلسوز و در عین حال شیطون و خرابکاری است که البته پیشینهٔ فردی و تاریخی مشخصی دارد.

    در «کلاه قرمزی و سروناز» با همان شخصیت کلاه قرمزی رو به رو هستیم که منطق شخصیتی و رواییِاش تا حد قابل قبولی حفظ شده است. میبینیم که آقای مجری با خانم همکارش ازدواج کرده و کلاه قرمزی را به فرزندی قبول کردهاند. دوباره داستان جالبی حول این شخصیت شکل میگیرد و با فیلمنامهای قابل قبول فیلمی مطلوب تولید میشود که نه تنها شخصیت کلاه قرمزی را کاملتر و محبوبتر کرده، بلکه با ادامهٔ طرح قصهٔ قبلی یا حفظ حداقل ملزومات مجموعهٔ پیشین یک روند روایی مشخص را جا انداخته که ناخودگاه نوید این را میدهد که این مسير ادامه پیدا کند. در نتیجه مخاطبان بیشماری که بر این اساس از دو مجموعهٔ قبلی جواب گرفتهاند، منتظر میمانند تا مجموعهٔ سوم با حفظ همان پیشزمینههاي اين کاراکتر شناسنامهدار روی پرده بیاید.

    مجموعهٔ سوم با نام «کلاه قرمزی و بچه ننه» سرانجام اکران شد و هر روز سیل عظیم تماشاگران را به سینما میکشاند؛ تماشاگرانی که آمدهاند تا همان کلاه قرمزی دوستداشتنی را اینبار با طنازیهای امروزی و در ارتباط با دغدغههای فردی و اجتماعی خود ببینند. متاسفانه نه تنها این اتفاق نمیافتد و فیلم چنگی به دل نمیزند، بلکه بر اعتبار و سنگ بنای دو مجموعهٔ پیشین هم خدشه وارد میکند. چون دیگر نه خصیصههای بارز آن شخصیت محبوب و شناختهشده بروز پیدا میکند و نه منطق روایی و شخصيتپردازي این مجموعه و داستان آنها را به دو مجموعهٔ قبلی پیوند میزند. در واقع دور از انتظار نیست که تماشاگر در طول فیلم دائم از خود سوال کند که پس شخصیت مادر (معتمد آریا) کجاست یا چه بر سر سروناز و پدربزرگ کلاه قرمزی آمده و سوالاتي از اين دست.

    متاسفانه در کشور ما وقتی یک محصول مورد توجه واقع شده و محبوبیت فراگیر پیدا میکند، به سرعت کارکرد تجاری یافته و در نتیجه به اضمحلال کشیده میشود. طهماسب و جبلی که این کاراكترها را خلق كرده و تکامل بخشیدهاند، در قبال آیندهٔ سینمایی آن مسئول هستند و نباید بگذارند به هر قیمتی از نام آن سواستفاده شود يا آن را به همین ارزانی به هر فیلمنامهای که از راه میرسد بفروشند. این کاراکتر با مردم زندگی کرده و در برههای بیانگر دغدغههای اجتماعی و فردی آنها بوده و اکنون انتظار میرود که همان قدر که این کاراکتر محبوب است، در چارچوب فیلمنامهای درست و قوی روي پرده سينماها ظاهر شود.

    ***

    تا این جا به نقدی فرامتنی اشاره داشتیم، اما اکنون لازم است سراغ خود فیلم برویم. فیلم «کلاه قرمزی و بچه ننه» از چند منظر داراي ایراد است:

    1) از همان ابتدا مشخص است که فیلم با حمایت شرکت ملی گاز ایران ساخته شده و درست به همین دلیل سنگ بنای طرح فیلمنامه با مدنظر ساختن یک موضوع مرتبط با «توصيههاي ایمنی را جدی بگیرید» طراحی شده که به خودی خود امکان انتخاب طرح جذابتری را محدود کرده است.

    2) تبلیغ غیرحرفهای از راه مستقیم گویی برای بانک کشاورزی به فیلم ضربهٔ کیفی جدی وارد کرده است.

    3 ) فیلمنامه فاقد درام است و موانع آن قدر قوی نیستند که کشمکش به صورت تصاعدی رشد یابد، بلکه فیلمنامه تنها از دل یک موقعیت بیرون میآید.

    4) فیلمنامه فاقد منطق روایی است. طرحهای موقعیتمحور غالباً نیازمند منطق قوی با حواشی تشدیدکنندهای است که بندهای مختلف اثر را به هم پیوند دهد.

    5) فیلم بر خلاف دو مجموعهٔ قبلی چندان با مقتضیات فرهنگی و اجتماعی امروزی ارتباط برقرار نمیکند و به عبارتی مخاطب با کاراکترها همذات پنداری ندارد.

    6) بار طنز فيلم پایین و فیلم شتابزده تولید شده است جای صحنههایی حاوی طنز بیشتر در اثر خالی است.

    7) موسیقی و آواز فیلم نسبت به دو مجموعهٔ قبلی افت چشمگيري دارد، طوریکه تصور میشود تنها برای اینکه فیلم از بار موسیقایی و تفريح خالی نباشد، چند شعر و قطعه موزيكال خیلی سر دستی به فیلم سنجاق شده است.

    8) تنوع کاراکترها محدود است و کارگردان میتوانست با به کارگیری سایر شخصیتهای جذاب و متنوعی که در برنامههاي نوروزي معرفی شد، تنوع كيفي فیلم را بالا ببرد؛ گویا طهماسب خیلی زود به برخی از انتخابها قانع شده است.

    9) بازیگران فيلم فاقد انرژی و روحیهٔ کودکانه هستند و حضورشان جدی گرفته نشده است. بهخصوص خود ايرج طهماسب در نقش آقای مجری چندان کارش را جدی نگرفته و بازی جانداری ندارد.

    10) انتخاب اسم فیلم باید در ارتباط با موضوع یا شخصیتهای فیلم معنا پیدا کند. «بچه ننه» در فرهنگ عامهٔ ما به معنای بچهٔ نازک نارنجی و لوس است، نه نوزادی چندماهه که نیاز به مراقبتِ مادر دارد!

    ***
    در مجموع فیلم «کلاه قرمزی و بچه ننه» به لحاظ کیفی با دو مجموعهٔ دیگر فاصلهای بسيار دارد و انتظارات را برآورده نمیکند و به نظر میرسد علت فروش چشمگیر فیلم تا امروز همان استفاده از برند «کلاه قرمزی» باشد و بس. همچنین از آن جایی که این مجموعه در عید نوروز در تلويزيون توانست نظرات را به خود جلب کند، موجی از تماشاگران را به سینما کشاند اما متاسفانه زوج طهماسب - جبلی نتوانستند چندان پاسخگوی خیل طرفدارانشان باشند.

  4. 3 کاربر از پست FooLaD تشکر کرده اند .


  5. Top | #43

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    2,456
    میانگین پست در روز
    2.00
    محل سکونت
    مشهد
    تشکر از کاربر
    29,873
    تشکر شده 20,846 در 6,800 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    من امشب این فیلمو دیدم زیاد تعریفی نداشت برای تلویزیون خوب بود که چند تا پلاتو ازش در بیارن

  6. Top | #44

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    1,042
    میانگین پست در روز
    1.15
    محل سکونت
    ایران
    تشکر از کاربر
    2,416
    تشکر شده 70,495 در 759 پست
    حالت من
    Akhmoo
    اندازه فونت

    پیش فرض

    منکه هنوزندیدم ولی میگن قشنگه....

  7. Top | #45

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    141
    میانگین پست در روز
    0.16
    محل سکونت
    مشهد
    تشکر از کاربر
    515
    تشکر شده 512 در 191 پست
    حالت من
    Akhmoo
    اندازه فونت

    پیش فرض

    بعضی صحنه هاش جالب بود ولی یه جورایی بچه گانه بود
    کلاه قرمزی 91 بهتر بود .کاش تو این فیلمم فامیل دور و همساده بودن

  8. Top | #46

    Banned


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    2,681
    میانگین پست در روز
    1.39
    محل سکونت
    جایی همین نزدیکی
    تشکر از کاربر
    5,644
    تشکر شده 63,928 در 3,328 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض «كلاه قرمزي و بچه ننه» مستحق معرفي به اسكار است/ وقتي فيلمي در داخل اينهمه ركورد زده، چرا ركورد جها

    سينماي ما- حميد مدرسي خطاب به هيات انتخاب نماينده سينماي ايران به اسكار : به كلاه قرمزي اعتماد كنيد. در روزهايي كه صحبت از «بغض»، «آيينه هاي روبرو»، «ملكه» و «يهحبه قند» به عنوان گزينههاي معرفي به اسكار مطرح است، فروش بالاي «كلاه قرمزي و بچه ننه» اعتماد به نفس ويژهاي به سازندگانش بخشيده است!

    حميد مدرسي با توجه به فروش 4 ميلياردي «كلاه قرمزي و بچه ننه» فروش آن را در مقايسه با دو فيلم قبلي «كلاه قرمزي» ركورد فوقالعادهاي تاكنون ندانست. او همچنين از هيات انتخاب معرفي فيلم ايراني به اسكار خواست كه به فيلم «كلاه قرمزي و بچه ننه» به عنوان يك گزينه فكر كنند.
    اين تهيهكننده سينما همزمان با سپري شدن بيش از يك ماه از اكران فيلمش در گفتوگويي با ايسنا،گفت: «كلاه قرمزي و بچه ننه» با وجود اينكه يك ماه از اكرانش سپري شده است و ركوردهاي مختلفي از جمله هفته اول، روز نيمبها و... را زده است اما هنوز به ركورد كلي فروش منجر نشده است.
    او با مقايسه فروش و تعداد تماشاگران «كلاه قرمزي و سروناز» و «كلاه قرمزي و پسرخاله» گفت: «كلاه قرمزي و بچه ننه» هنوز نتوانسته به ركورد اين دو فيلم برسد، ركورد «پسرخاله» در تاريخ سينما بينظير بود و «سروناز» با قيمت بليت 600 تومان حدود 10 ميليارد به قيمت بليت امروز فروش كرد پس به نظر ما «كلاه قرمزي و بچه ننه» كار درشتي نكرده است و هنوز به مطلوب نرسيده است.مدرسي پيشبيني كرد با توجه به آغاز فصل مدارس و شيوهي تبليغات جديد اين فيلم، موج جديدي از فروش «كلاه قرمزي و بچه ننه » در فصل پاييز آغاز شود.

    اين تهيهكننده سينما در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به بحث داغ انتخاب فيلم ايراني براي اسكار اذعان داشت: ممكن است پيشنهاد اينكه ميتوان به فيلم «كلاه قرمزي» به عنوان يكي از گزينههاي معرفي به اسكار فكر كرد به نظر برخي با توجه به ديالوگهاي خاصي اين شخصيت و گروه عروسكهايش كه براي ما بومي شده است، خندهدار برسد اما وقتي فيلمي در داخل اينهمه ركورد زده، چرا ركورد جهاني را از او بگيريم؟!
    مدرسي ادامه داد: به نظر من انتخاب فيلم «كلاه قرمزي و بچه ننه» براي اسكار جسارت ميخواهد، همانطور كه وقتي ما ميخواستيم «كلاه قرمزي» را شروع كنيم با اما، اگرها شروع شد اما شاهد اينهمه ركوردهاي ماندگار بوديم. «كلاه قرمزي» از تاريخ تولدش در سينماي ايران اتفاقات كمي را رقم نزده است بنابراين جا دارد روي آن بايستيم و از آن دفاع كنيم.

    وي در عين حال گفت: با توجه به اينكه تبليغات منفي براي سينماي ايران شده است و يك نااميدي عجيب و غريبي از ما آنطرف احساس ميكنند، اين فيلم به عنوان يك فيلم شاد حامل خبرهايي از داخل ايران است كه ميتواند نشان بدهد اين مملكت زنده و شاداب است و نكات مثبتي از ما را بازتاب بدهد بنابراين انتخاب «كلاه قرمزي» به عنوان يك شخصيت ملي توسط هيات انتخاب اسكار ايراني، جسارت آن هيات را ميرساند تا انتخاب يك فيلم كليشهاي شدهاي كه شانس كمتري دارد.مدرسي در عين حال گفت: بحث مهم در اين ميان اين است كه اساسا هيات انتخاب اسكار به فيلم «كلاه قرمزي و بچه ننه» فكر كند، چون به نظر من اين فيلم هم شانس دارد، قطعا نويسندگان ، كارگردان اين فيلم با توجه به نگاه كودك در عرصه جهاني خواهند گفت اين فيلم چه شانسهاي در عرصهي جهاني دارد.
    اين تهيهكننده درباره تمهيداتي كه براي اكران جهاني «كلاه قرمزي و بچه ننه» انديشيدهاند توضيح داد: مدتها است كه بر روي زير نويس اين فيلم در حال كار هستيم به هر حال زيرنويس آن، بسيار سخت است چون ترجمه عادي از حرفهاي اين عروسكها نميتوانيم داشته باشيم بنابراين داريم بر روي يك زيرنويس تخصصي كار ميكنيم تا مفهومي كه ما از حرفهاي كلاه قرمزي درك ميكنيم، براي مخاطب خارجي نيز قابل فهم باشد.مدرسي با تاكيد دوباره بر اينكه «كلاه قرمزي و بچه ننه» ميتواند حرفهاي جهاني داشته باشد، يادآور شد: با توجه به اينكه ما به يكسري تماشگران خارجي فيلم را نشان داديم براي اكران جهاني آن بازتابهاي مثبتي گرفتيم و اميدوار شديم خارج از جغرافياي ايران مخاطبان خودش را جذب كند.
    وي ادامه داد: ما خيلي بررسي كرديم احساس كرديم كه چرا اين شانس بايد گرفته شود، انتخاب فيلم براي اسكار نميتواند سليقهاي باشد، بايد جمع كميته و مديران شانس را به فيلمي بدهند كه بتواند شانسي داشته باشد.مدرسي در پايان با خطاب قرار دادن هيات انتخاب فيلم ايراني به اسكار ادامه داد: من به هيات انتخاب فيلم ايراني براي معرفي به اسكار ميگويم كه به عروسك «كلاه قرمزي» با توجه به عقبه آن اطمينان كنند چون «كلاه قرمزي» با توجه به بركاتي كه براي سينماي ايران در داخل كشور داشته،قابل اطمينان است.

    ویرایش توسط FooLaD : 1391,07,02 در ساعت ساعت : 21:00

  9. کاربر زیر از پست FooLaD تشکر کرده است .


  10. Top | #47

    Banned


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    2,681
    میانگین پست در روز
    1.39
    محل سکونت
    جایی همین نزدیکی
    تشکر از کاربر
    5,644
    تشکر شده 63,928 در 3,328 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض کلاه قرمزی را به اسکار معرفی کنید/ سطح کیفی بالای فیلم میتواند مخاطب بسیاری را در دنیا جذب کند/ تما

    سينماي ما- ایرج طهماسب معتقد است که فیلم «کلاه قرمزی و بچه ننه» كيفيت بسيار بالايي دارد و میتواند نشان دهد چهره خشنی که در حال حاضر از ما در دنیا توصیف میکنند وجود ندارد و ما مردم بسیار شاداب، پر نشاط و علاقهمند به کانون خانواده و مناسبات سالم هستیم.
    باوركردني نيست كه اين حرفها را ايرج طهماسب زده باشد كه لااقل به هوش و شعور هنرياش شكي نيست. پس از اظهارات خندهدار تهيهكننده فيلم، حالا كارگردان هم آنها را با توصيفات عجيب و غريب ديگري تكرار كرده است. شايد بهتر است فرض كنيم كه طهماسب و دوستانش قصد اجراي يك شوخي بلند مدت و دنبالهدار دارند و قصدشان هجو وضعيت آشفته سينماي ما و موضعگيري طنزآميز به اين اوضاع است. شايد هم خبرهاي معرفي فيلم به اسكار فرصتيست براي تبليغات رسانهاي تازه براي دوستان؟! در غير اينصورت، حرفهاي توهمي و عجيبي زدهاند كه فقط از آمار فروش نسبتاً خوب فيلمشان ناشي شده است. متن اين حرفها را به نقل از خبر آنلاين بخوانيد:
    ...................

    کلاه قرمزی را به اسکار معرفی کنید/ این عروسک چهره دیگری از ما را به دنیا نشان میدهد

    بهناز شیربانی: حدود 20 سال از عمر شخصیت عروسکی «کلاه قرمزی» میگذرد، اما در این سالها به واسطه خلاقیت ایرج طهماسب و حمید جبلی این عروسک هیچ وقت مردم را حسته و دلزده نکرده و همچنان دوست داشتنی است. استقبال مردم از فیلم «کلاه قرمزی و بچه ننه» و فروش میلیاردی آن هم نشان دهنده همین مساله است.
    در آستانه معرفی فیلمهای ایرانی به آکادمی اسکار عوامل فیلم «کلاه قرمزی و بچه ننه» خواستار بررسی این فیلم در هیئت انتخاب فیلمهای ایرانی برای معرفی به اسکار هستند.
    به همین بهانه با ایرج طهماسب کارگردان فیلم سینمایی «کلاه قرمزی و بچه ننه» و حمید مدرسی تهیه کننده این فیلم گپ و گفتی داشتیم که در ادامه میخوانید:

    آقای مدرسی شما اعلام کردهاید که هیات انتخاب معرفی فیلم ایرانی به اسکار به فیلم «کلاه قرمزی و بچه ننه» هم به عنوان یک گزینه فکر کنند. طبعا یکی از اولویتهای معرفی یک فیلم به اسکار جوایز و پخش بین المللی آن است. با توجه به این شرایط میزان شانس حضور فیلم «کلاه قرمزی و بچه ننه» را برای معرفی به اسکار چطور میبینید؟

    مدرسی: عملا در این دوره برای معرفی فیلم به اسکار با تعداد محدودی فیلم مواجهایم. از سوی دیگر تا کنون کسب جوایز بین المللی برای بسیاری از فیلمها اتفاق نیفتاده است. فیلم اصغر فرهادی سال گذشته جایزه جشنواره فیلم برلین را کسب کرد و بعد به فروش خوبی در ایران دست یافت. این فیلم قطعا بهترین گزینه برای معرفی به آکادمی اسکار بود و اگر روال انتخاب فیلمها برای معرفی به اسکار طی سالیان گذشته، مثل پارسالانجام میشد، ممکن بود زودتر از اینها به جوایز اسکار برسیم. در مورد پخش بین المللی فیلم «کلاه قرمزی و بچه ننه»هم باید بگویم که در حال حاضر ما پیشنهادهای مختلفی برای پخش جهانی این فیلم داریم.

    جدا از بحث حضور فیلم برای معرفی به اسکار ما در حال زیر نویس کردن این فیلم برای اکران خارج از ایران هستیم و بحث اسکار این سوال را در ذهن ما مطرح کردکه چرا «کلاه قرمزی و بچه ننه» شانس حضور در اسکار را نداشته باشد؟

    متاسفانه بسیاری این فیلم عروسکی را به قول معروف یک فیلم دم دستی تلقی میکنند، درصورتی که «کلاه قرمزی و بچه ننه» فیلمی است که گرههای بزرگی را در سینمای ایران باز کرده است. از کجا میدانیم که این فیلم در سطح بین المللی نتواند اتفاقهای خوشایندی را برای سینمای ایران رقم بزند؟ هر چند که سایر فیلمهایی که در هیئت انتخاب معرفی فیلم ایرانی به اسکار بررسی میشوند در جای خودشان محترم هستند، اما ما میخواهیم تلنگری به مدیران و هیئت انتخاب بزنیم که فیلمی را بررسی کنند که میتواند حضور بین المللی موفقی داشته باشد و پتانسیل این اتفاق را دارد.

    حدود سه سال روی فیلمنامه «کلاه قرمزی و بچه ننه» وقت گذاشته شد. از سویی دیگر ایرج طهماسب و حمید جبلی به زبان کودکان آشنا هستند و آن را بخوبی میشناسند و با موفقیتی که این فیلم طی این سالها در سینمای ایران بدست آورده، چرا آن را از حضور درسطح بین المللی محروم کنیم؟ باید همه ما کمک کنیم تا این عروسک بومی دیده شود، همه اینها به کنار حداقل میتوانیم به این موضوع فکر کنیم که این عروسک ملی را بیرون از مرزهای ایران هم معرفی کنیم.

    آقای طهماسب شما چرا با معرفی این فیلم به آکادمی اسکار موافق هستید؟
    طهماسب: پیشنهاد من این است که هیئت انتخاب اسکار در مورد «کلاه قرمزی و بچه ننه» کمی جدیتر فکر کند. واقعیت این است که هرفیلمی از هر کشوری برای معرفی به اسکار انتخاب میشود، باید ویژگیهای آن کشور را نشان دهد. مردم ایران طی 20 سال با فیلمهای «کلاه قرمزی» زندگی کردند. «کلاه قرمزی» توانسته است مردم ایران را راضی کند. بنابر این اگر ما بخواهیم وجه دیگری از سینمای ایران را به مردم نشان دهیم «کلاه قرمزی و بچه ننه» میتواند بیانگر ابعاد دیگری از روحیه مردم ایران باشد. ما با فیلم «جدایی نادر از سیمین» یک تصویر از خودمان به لحاظ هنری، به دنیا عرضه کردیم اما اگر «کلاه قرمزی» برای اسکار انتخاب شود، وجه سینمای کودک ما هم در دنیا مطرح خواهد شد و نشان میدهد که مردم ایران چقدر به تربیت فرزندانشان اهمیت میدهند و تا چه حد برای آن سرمایه گذاری میکنند.

    جالب اینجا است که «کلاه قرمزی» یک سابقه 20 ساله دارد. در حقیقت این فیلم میتواند یک پیام بین المللی داشته باشد و بگوید چهره خشنی که در حال حاضر از ما در دنیا توصیف میکنند، وجود ندارد و ما مردم بسیار شاداب، پر نشاط و علاقهمند به کانون خانواده و مناسبات سالم آن هستیم. من فکر میکنم اگر «کلاه قرمزی» برای معرفی به اسکارانتخاب شود و مردم دنیا وجه دیگر سینمای ایران را ببینند، باعث خوشحالی ایرانیان در سراسر دنیا خواهد شد که همیشه پشتیبان این فیلم بودند و هم اینکه دنیا یک تصویر جدید را از ما و سینمای ما خواهد دید.

    «کلاه قرمزی» بسیار تصویری قصه را بیان میکند. هر چند که کلام هم به کمک فیلم آمده است، اما من فکر میکنم با یک زیر نویس ساده، مردم دنیا هم با این فیلم ارتباط برقرار میکنند و وجه سینمایی بسیار زیادی دارد. از طرف دیگر بنا بر نظر متخصصان این امر، فیلم به لحاظ کیفیت تصویر و صدا یکی از نمونههای موفق فیلم ایرانی است و نشان دهنده سطح کیفی بالای این فیلم است و فکر میکنم میتواند مخاطب بسیاری را در دنیا جذب کند.

    آقای طهماسب به علاقمندی مردم به دیدن «کلاه قرمزی» طی این سالها اشاره کردید. فکر میکنید دلیل این علاقهمندی در میان مردم برای دیدن این فیلم چیست؟
    طهماسب:نمیدانم. به هر حال ما در طی این سالها همه تلاشمان را برای ساخت «کلاه قرمزی» انجام دادیم. تلاش میکنیم قصه فیلم فارغ از سابقه عروسکها قصه کاملی باشد. «کلاه قرمزی و بچه ننه» قصه بسیارکاملی دارد. تمام ابعاد این فیلم طی چهار سال بررسی شده است که این قصه به هیچ چیزی ازگذشتهاش وصل نباشد. ما در مورد ساخت اثر سینمایی «کلاه قرمزی» نهایت دقت را بکار میبریم و وقت میگذاریم. من دقیقا نمیدانم دلیل علاقهمندی مردم به این شخصیت چیست؟. حتما مردم نکات مثبتی را درفیلم پیدا میکنند. امیدوارم که ما توانسته باشیم چیزی را که مردم از ما توقع دارند، بر آورده کنیم.


    اما نکتهای که به نظر من بسیار مهم است، این است که آمریکا یکی از کشورهایی است که عروسکهای ماتک را به دنیا معرفی کرده است. در حقیقت برنامهها و فیلمهای عروسکی در آمریکا به بسیاری از کشورها فروخته شده است و در بسیاری از کشورها عروسکهایی میبینید که شبیه آثار «جیم هنسن» هستند. خوشبختانه ایران کشوری است که برای خودش نمایش عروسکی و فیلم عروسکی دارد و شاید در حال حاضر در بین کشورهای اطرافمان ازجمله کشورهای نادری هستیم که فیلم عروسکی برای کودکان میسازیم و مردم برای دیدن عروسکها به سینما میآیند. من فکر میکنم برای غرب هم این وجه از هنر ما جالب باشد که ببینند در جایی از دنیا با دقت و حوصله طی بیست سال یک مسیر سینمای عروسکی طی شده و مردم طرفدارش باشند و بعد از این همه سال هنوز هم مردم دوستش دارند.

  11. 2 کاربر از پست FooLaD تشکر کرده اند .


  12. Top | #48

    Banned


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    2,681
    میانگین پست در روز
    1.39
    محل سکونت
    جایی همین نزدیکی
    تشکر از کاربر
    5,644
    تشکر شده 63,928 در 3,328 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض واكنشهاي مثبت و منفي سايت اصولگراي رجانيوز به کلاه قرمزی و دوستانش

    سينماي ما- سايت اصولگراي رجانيوز در روزهاي اخير به پديده كلاه قرمزي و فيلم «كلاه قرمزي و بچه ننه» توجه ويژهاي نشان داده و مطالب مختلفي در موردش منتشر كرده است. اين دو نمونه از نوشتههاي اين رسانه با ديدگاه مثبت و منفي درباره اين عروسك خبرساز ايران است:

    به انگیزه دو دهه مخاطب کلاه قرمزی و دوستانش بودن
    تعالی عروسک هایی که سر سفرهي واردات یدکی پراید بزرگ شدند!

    مهدی نوروزخانی

    با وجود سالها رصد فیلمهاي كارگرداناني مانند «ملییس»، «گریفیث»، «فولر»، «کاپرا» و «ویذور»، تا سینمای «ديپالما» و «کاپولا» و «اسکورسیزی» و آخریهایی مانند «تارانتینو» و «هانکه» و دیگرانی بسیار، به اعتقادم سیاسی واجتماعیترین دیالوگ از پهنهي تاریخ این هنر را از زبان شخصیت پسرخاله شنيدهام که در «کلاه قرمزی و پسر خاله» ميگفت:« خب مگه چیه؟! مردم گشنهان... »


    و نيز به ياد دارم كه زمان اکران «کلاه قرمزی و پسر خاله» در اواسط دههي هفتاد، تخصصی و روشنفکریترین نشریهي سینمایی وقت، با بی انصافی تمام، فعالیت سرمایه گذاران فیلم یعنی «برادران مدرسی» -که برادر زنهای طهماسب هم هستند- در شغل واردات یدکی پراید در آن زمان را به تمسخر گرفته بودند و عوامزدگی فیلم را ناشی از آن دانسته بودند و طی این سالها، هیچ اقبال و روی خوشی به «طهماسب» و «جبلی» و «مدرسی»ها و تولیدات «صحرافیلم» نشان ندادند و خالقان «کلاه قرمزی» هم هیچگاه نگفتند كه چرا کارهایشان و به خصوص عروسک هایشان خاصیت و ماهیت روشنفکرستیز دارند.


    تردیدی نیست اگر خاصیت ناشناختهي این مجموعهي عروسکی در روشنفکرستیزی نبود، بسیار کسانی بودند که بساط قرائتهای فلسفی و ایدئولوژیک را از دیالوگها و جهانبینیهای این عروسکها برپا کنند و دکانهایی از تفکرات کاموایی این عروسکها به راه بیاندازند.

    به خصوص اینکه همین اواخر دو خالق اصلی این چند صد گرم کاموا و ابر -یعنی طهماسب و جبلی- در اعترافاتی، مبداء استعلایی اين عروسكها را هم افشاء کردند که در آن اوایل به دلیل فقدان و نیستی بودجهي کافی برای تولید مجموعهای عروسکی به نام «صندوق پست»، با مکاشفاتی در حضیض آرشیو عروسکی سیما، کلاه قرمزی و پسرخاله را در شرایطی یافتند که مورچه و لاکپشتی در گذار اضمحلال بودند و اصالتی دوبل غیر بشری داشتند.

    بی نیاز به دیالکتیک معرفتی برای فهم چیستی و چرایی و چگونگی مقام کبریائی حال دو سوژهي کلاه قرمزی و پسرخاله و یاران افزون شده در طی طریقشان در دو دهه را باید در وحی خواندهای به نام هنر -واقعیت گرفت، واقعیتی مخلوق از «طهماسب» و «جبلی» و یارانشان که خاستگاه بسیاری از ابر مولفان سینماییست.

    فارغ از این شروع شوخ مانند، سبب اصلی موفقیت کمنوسان مجموعهي «کلاه قرمزی و دوستان» را باید در تشکیل و پایداری گروه تولیدی دانست که در تمامی این سالها رشد و تجربه و صیقل خوردگی آنها را به یکی از پدیدههای نادر فرهنگیمان بدل کرده است؛ گروهی که از همان آغاز با چهار ضلع قابی از مقبولیت و محبوبیت، تعریف و ساختار گرفت.

    دو ضلع اصلی این قاب که کاملا شناخته شدهاند و از آنها بسیار سخن رفته، «ایرج طهماسب» و «حمید جبلی» هستند. ضلع سوم که به مانند اين دو نفر، همیشه ضلع و پای ثابت «كلاه قرمزي» بودهاند و در عين حال، کمتر مطرح شدهاند، برادران «مدرسی» هستند که در مقام تهیهکننده و مجری طرح نبض اقتصادی این پدیدهي فرهنگی را در دست داشتند و در قالب شرکت فیلمسازی «صحرا فیلم»، تمام نیازهای مربوط را برآورده کردهاند.

    سه ضلعی که حوزه و سابقهي فعالیتشان در قالب «صحرافیلم» فقط به «کلاه قرمزی» محدود نشد و با آثار موفق و پرفروشي ديگري چون «عینک دودی»، «دختر ایرونی»، «زیر درخت هلو» و حتی اولین تجربهي «حميد جبلی» در مقام كارگرداني سینما - «خواب سفید»- تداوم يافت. از همين روست كه ميتوان گفت سازوکار و سیاستگذاری اقتصادی از دلایل اصلی حیات وتداوم این گروه بوده است. جالب آنكه آنها هم هیچگاه اهداف و اولویتهای بالای کسب سود اقتصادی از تولیدات خود را انکار و کتمان نکرده و همیشه برد گیشه را از اهداف تولید یک فیلم عنوان کردهاند، تا آنجا که با رجعت «ایرج طهماسب» از اقامت خارج از کشور و مشاهدهي فیلم هنري و خاص «خواب سفید» حمید جبلی، دلخوری و اختلافات زيادي بین آنها به وجود آمد.

    ضلع چهارم اين مجموعهي موفق بر خلاف اضلاع قبلی، شامل مجموعهای از افراد است که با خالقان «كلاه قرمزي» معمولاً همکاری مقطعی داشتهاند. از «پروین شمشکی» تهیهکنندهي وقت سیما و «مرضیه محبوب» عروسکساز و «دنیا فنی زاده» عروسک گردان از ابتدا گرفته تا «معتمد آریا»ی بازیگر و «علیقلی» آهنگساز در میانهي راه و اضافه شدن جمع جدیدی از صداپیشگان مانند «محمدرضا هدایتی» و مشاورینی چون «حبیب رضایی» در اواخر، همه و همه تشکیل دهندهي این ضلع پر رفت و آمد بودند که طی این چندین و چند سال با هدایت و فراست «طهماسب» کارکرد به روز رسانی فرمی و محتوایی و مهمتر دوپینگ خلاقهای را بر عهده داشتند.
    به وضوح ریشهي تصاعدهای چشمگیر در موفقیتهای مجموعههای «کلاه قرمزی» را باید از فعالین وقت این ضلع چهارم دانست و سادهترین راه برای فهمیدن عیار این ضلع، مقایسه موفقيت مجموعههای «کلاه قرمزی» با دیگر آثار تولیدی «صحرافیلم» می باشد که فقط از سه ضلع «طهماسب» - «جبلی» و «مدرسی»ها برخوردار بودهاند.

    «کلاه قرمزی» و دوستانش طی این دو دهه با رسانهي تلویزیون به جذب بالای مخاطب رسیدند و تنها سه هجرت رسانهای از تلویزیون به سینما داشتند که در سینما با وجود جذب بالای مخاطب، نسبت به تلویزیون در جلب رضایتمندی مخاطبان و اخذ نظر خواص و منتقدان بسار کم فروغ بودند و شاید این هم از حیرتآوری این عروسک باشد که به مانند بزرگان تاریخ سینما در هجرتهای رسانهای و هنری دچار شکست و تراژدی شدند.

    شیوهي تولید و خلاقهپردازی «کلاه قرمزی سازان» در تلویزیون که گروههاي ديگري از جمله آپارتمانی سازهاي نودشبي هم ابتلاء و ارتکاب به آن دارند، به این صورت است که شروع ضبط برای یک آیتم، سکانس و حتی یک اپیزود و قسمت با یک طرح و پیشنهاد از پیش تعیین شده کلید میخورد و در ادامه با بداههپردازی و تمرین که تحت نظارت و مدیریت مستقیم «طهماسب» و در پارهای اوقات «جبلی» است، این آیتم و اپیزود بخش تلویزیون به نضج و پختگی لازم میرسد، این که عوامل و صداپیشگان این مجموعه در مجموع این سالها هر کدام در مصاحبههایشان بارها اعلام کردند که تمرین و خطاهای هنگام ضبط بسیار کمیک و خندهدار است و یا در ابتدای کار آشنایی و آدرسی براي ايفاي نقش خود نداشتند، گویاترین نشانه این سبک و روند تولیدی است.


    آنها در تولیدات تلویزیون در استودیو و پلاتو در شرایط تنظیم و بستهي آزمایشگاهی مانندی هستند که با استفاده از قابلیتهای کار با سیستم آنالوگ و سوئیچ همزمان چند دوربین بارها و بارها میتوانند شوخیها، کلامها، شخصیتها و موقعیتهای طنز را آزمون و خطا کنند و حتی در اضافهکاری به یک قوام و ساختار جدیدتر و جذاب دست پیدا کند. انعطاف و شرایط مهیای این روش تولید را هم بعد از نبوغ هنرمندانش، باید از دلایل اصلی و موفقیتآمیز زایش شخصیتهای محبوب در مجموعههای تلویزیونی «کلاه قرمزی» مانند «ببعی» و «فامیل دور» و «آقوی همساده» دانست.

    البته این را هم باید اضافه کرد که نوزایی، طراوت و حلاوت این شیوهي کاری فقط در ید و قدرت و تجربهي امثال «طهماسب» و «جبلی» است که با استفاده از دو اصل انعطافپذیری سلیقهایی و فکری و اعتماد به نیروهای جدید جوان و خامی که هر چند دوره یک بار اضافه میکنند، نهایت بازدهی مطلوب را از آنها بیرون بکشند.

    اما در سینما و کار با نگاتیو سلولویيدی و تک دوربین و... تقریباً هيچ كدام از آن شرایط بستهي آزمایشگاهی برای باروری فکری وجود ندارد و با توجه به استودیویی و پلاتویی نبودن شرایط تولید، حداقل تمرکز لازم حتی برای رسیدن به کیفیتی استاندارد مهیا نمیشود و اگر هم با ضیق وقت مواجه باشند و فیلمنامهي کامل و مبسوط در کنار نباشد، ماحصل کار دو سینمایی آخر «کلاه قرمزی» میشود که کپی و بازتکراری از مجموعههای تلویزیوني اين عروسك محبوب است و گیشههای سینماهای اکران کننده، تنها صندوقهایشان را از اعتبار فروشی «کلاه قرمزی» و دوستانش در تلویزیون پر میکنند.

    در كنار اينها، وجود فیلمنامه و متنی کامل همیشه رکنی اساسی از مدیوم سینما بوده که توفیق نسبی سینمایی اول «کلاه قرمزی» وحتي دو کار بعدی اثبات کنندهي همین اصل است و ریشهي اصلی ضعفها و نقصانهای این سه فیلم را در کمال حیرت، بايد در عدم توجه سازندگان و خالقان «كلاهقرمزي» به اصول و قواعد اصل رسانهي سینما جستجو كرد؛ آنجايي كه مخاطب در سینما نشسته است، اما مهر و یاد مجموعههای تلویزیونی را در سر دارد.

    در حاشیه باید اضافه کرد كه اکثر مطروحات اين متن، در مورد غولهای تلویزیونی دیگری مانند مهران مدیری صدق می کند و این نکته که اصول و قواعد سینما در هیچ شرایطی مسامحه پذیر و سهل انگارانه نیست.

    حال حکایت «کلاه قرمزی و بچه ننه» -که این روزها با فروش میلیاردی از بچه مایهدارهای به نام تهران شدهاند- طبق آسیبشناسی و روندشناسی که از تولیدات «کلاه قرمزی» و دوستانش عرضه شد، قابل پيشبيني است. در حقيقت باید مواردی چون حضور دوبلورهای «ببعی» و «فامیل دور»، بچهي گربه یتیم، مرغی که برای خراب نشدن هیکلش تخم نمیگذارد؛ «نینی» فرز و پررو، «گل قرمزي» بیوهي بیمسئولیت، جنبیدن سر و گوش کلاه قرمزی، دادگاه و دفاعیههای گالیله مانند، به لجن کشیدن اصول و قوانین نظامی در پادگان و بسیاری موارد دیگر را از همان طرح و ایدههای از پیش تعیین شدهي خاص باید دانست که چهار ضلعی سازندهي «کلاه قرمزی و بچه ننه» با آنها سر ضبط رفتهاند، اما در زمان و فضای تولید نتوانستهاند آنها را رشد و پرورش دهند و از صدقه سر تجربهي سه ضلع اول است که کار به اتمام رسیده است.

    همچنين شخصیتهای محبوب فرعي، که از بزرگترین محسنات مجموعههای اخیر کلاه قرمزی و از علل توفيق آنها به شمار ميرفت، ظاهراً به دليل نبود فیلمنامهي کامل و وقت کافی برای تولید در «کلاه قرمزی و بچه ننه» حضور ندارند. به ویژه آنکه گفته شده بلافاصله پس از اتمام ضبط «کلاه قرمزی و بچه ننه»، گروه سازنده به سرعت به سراغ ضبط مجموعهي «کلاه قرمزی 91» رفتند و حتی تولید این مجموعه با پخش هم اختلاف زمانی 48 ساعته داشته و چه بسا که شخصیتهای «جیگر» و «آقوی همساده» هم ورود و حضورشان به جای مجموعه نوروزی در این فیلم سینمایی باید می بوده‏است.

    با همهي اين احوالات و با اينكه «کلاه قرمزی» و اقوامش، هيچ بعد آموزشي، ايدئولوژيك و يا فرهنگي خاصي در جهت گسترش فرهنگ ايراني و اسلامي ندارند، اما باید درودی بر شرف «طهماسب» و «جبلی» و «مدرسیها» و دیگر همکارانشان فرستاد که طی این سالها، هیچگاه مردمشان و محبت آنها را فراموش نکردند و آنها را به هیچ جریان و جشنوارهي و اجنبی نفروختند و هنوز هم سعی میکنند كه «گشنگی» را با شوخی و شادی تحملپذیر کنند.


    ......................

    مسئول رفتار کلاه قرمزی کیست؟

    حجت الاسلام سجاد کریمان مجد*

    بسیاری معتقدند ایرج طهماسب در نوروز امسال با طراحی شخصیت هایی طنازی مثل “فامیل دور” و “آقای هم ساده” فصل جدیدی در نمایش عروسکی باز کرد…همین ذهنیت مثبت من را برآن داشت که جمعه گذشته به همراه خانواده برای تماشای فیلم “کلاه قرمزی و بچه ننه” به سینما فلسطین برویم. هرچند روایت خسته کننده و عاری از هرگونه خلاقیت که ساده ترین نکات کارگردانی نیز درآن لحاظ نشده به همراه فیلمنامه ای که احتمالا در کمتر از ۲۴ ساعت نوشته شده بود دست به دست هم داد تا تقریبا تمام فیلم را مشغول بازی با دختر کوچکم باشم که جیغ و داد نکند و احوال دیگران را آزرده ننماید! اما نمی توان از کنار این سوال گذشت که مسئولین سینمایی آیا این فیلم را مناسب کودکان دیده اند که پروانه نمایش گرفته است؟


    داستان از این قرار بود که “کلاه قرمزی” ، “پسرخاله” و “آقای مجری” به دلیل سهل انگاری “پسرعمه زا” آواره خیابان شده اند و حتی پول تهیه غذای حداقلی روزانه شان را ندارند تا جاییکه نان را به شیشه پنیر می زنند و با چایی می خورند.(بماند که آقای طهماسب در نقش “آقای مجری” حتی به نیت باورپذیر شدن داستان هم انگشتر طلایشان را از دستشان در نیاورده بودند!) اولین موقعیت نمایشی به سبک فیلم های روشنفکری به بهانه ی توالت رفتن کلاه قرمزی ایجاد می شود؛ بیننده ۱۵دقیقه ابتدایی فیلم، “کلاه قرمزی” را بر روی پرده می بیند که آفتابه به دست دنبال مکانی برای توالت رفتن می گردد (چرا انقدر روشنفکرها به توالت علاقه دارند؟) و ما با آدم هایی آشنا می شویم که تا انتهای فیلم معلوم نمی شود در فیلمنامه چه نقشی داشتند و بود و نبودشان چه تاثیری داشته است؟!…بعد از این وقت گذرانی طولانی “کلاه قرمزی” نوزادی را پیدا می کند که تا اواسط فیلم گرفتار شستشوی او و تعویض پوشکش است که در این میان شوخی هایی مثل اینکه پوشکش راباز کنیم ببینیم مثل من هست یا نه و همچنین پاشیدن ادرار بچه به سر و روی “آقای مجری” و “کلاه قرمزی” هم برای مخاطبین اصلی فیلم که کودکان هستند به نمایش گذاشته شد!

    در نیمه ی دوم فیلم دادگاهی ترتیب داده می شود که “حمید جبلی” در نقش قاضی، به دو پرونده ی شکایت همسایه ها از “پسرعمه زا” به دلیل منفجر کردن غیرعمد منزل “آقای مجری” و همچنین پرونده بچه دزدی “کلاه قرمزی” رسیدگی شود! نیمه ی دوم فیلم در دادگاه رسیدگی به شکایت همسایه ها از “پسرعمه زا” و مادر “بچه ننه” از “کلاه قرمزی” می گذرد و در نهایت هم هر دو از اتهاماتشان تبرئه می شوند البته بعد از به نمایش گذاشتن گفتگوهای عاشقانه همراه با تغییر لحن و ادا و اطوارهای عجیب بین “کلاه قرمزی” هفت ساله با مادر “بچه ننه” که موهایش را مثل برخی تازه به دوران رسیده ها طبق مُد، فشن کرده بود!!!

    کاش زیرکی ایرج طهماسب در انتخاب لوکیشن های محدود و همچنین استفاده از نابازیگران برای کمتر کردن هزینه ها در جمع کردن یک فیلم بی سر و ته خلاصه می شد و این همه مفاهیم غیراخلاقی و تصاویر نامربوط به خورد مخاطبین کم سن و سال فیلم که با اعتماد خانواده ها از عملکرد مثبت ایشان در برنامه های تلویزیونی، به سینما آمده بودند داده نمی شد…هرچند “کلاه قرمزی و بچه ننه” در آشفته بازار فیلم های ژانر کودک که بهتریتشان فیلم های مبتذلی مثل “خاله سوسکه” است، بسیار کم خطر و کم آسیب تر بود. در پایان برای این که نقد منصفانه ای بر فیلم “کلاه قرمزی و بچه ننه” نگاشته شده باشد به نکات مثبت و پیام های آموزنده ای که کارگردان سعی در القای آن داشت هم اشاره می کنم : به این دلیل بهشت زیر پای مادران است؛ چون تنها کسانی هستند که می توانند پوشک بچه را عوض کنند.

    اگر کسی از روی اشتباه باعث منفجر شدن خانه ای شد باید او را ببخشیم.هیچ مادری نباید به اندازه ای سر به هوا باشد که بچه اش را جا بگذارد. دوستانی که فیلم را دیده اند و معتقدند پیام های آموزنده ی دیگری هم در فیلم وجود داشت، بفرمایند تا بنده به لیست اضافه کنم. قطعا تصویر ذهنی مخاطب از برنامه آقای طهماسب در نوروز ۹۱ دلیل استقبال از این فیلم و رونق مجدد سینماها شده است که نشان دهنده ی تاثیرگذاری بالای تلویزیون در میان عموم مردم است. اما آیا صدا و سیما حق دارد نقش بوق تبلیغاتچی یک فیلم سینمایی باشد؟ انحصار عروسکها برای کیست؟ صدا و سیما یا طهماسب و جبلی؟ فیلمنامه ی “کلاه قرمزی و بچه ننه” قرار بود تکرار همان حال و هوای حاکم در فیلم سینمایی”کلاه قرمزی و پسرخاله” باشد همان تصاویر زندگی فقیرانه کلاه قرمزی که با قاب تلویزیون به تنهایی خوشحال است و روزگارش به سادگی می گذرد اما این تکرار حال و هوا تا استفاده از پلان های تکراری مثل پلان نمایش الاغ هم انجامید.

    تا انتهای فیلم هم مشخص نشد که آقای مجری و پسرخاله مشکل توالت رفتن را چطور حل می کردند؟! یا اسم “بچه ننه” به چه دلیل برای نوزاد عروسکی فیلم انتخاب شده بود؟! یا وارد کردن سکانس خواستگاری رفتن کلاه قرمزی (در حالی که او کلاس اول است) و یا سکانس های مربوط به سربازی چه توجیه منطقی داشته است؟! یا اینکه چه شباهتی بین پسرعمه زا و کلاه قرمزی وجود داشت که آن دو را در زندان بارها اشتباه می گرفتند و یا چه دلیلی وجود داشت که این همه بر روی شباهت میان “بچه ننه” و “کلاه قرمزی” تاکید می شد؟!(خود من تا انتهای فیلم تصور می کردم این همه تاکید برای این است که در نهایت مادر “بچه ننه” همان مادر “کلاه قرمزی” باشد و این اتفاق دراماتیک پایان خوش فیلم را رقم بزند که گفتگوهای عاشقانه ی بین “کلاه قرمزی” با “مادر بچه ننه” تصورم را به بدترین نحو ممکن به هم ریخت!) بدیهی است کم سن و سال بودن مخاطب اصلی فیلم نه تنها نباید دلیل ساده انگاشتن فیلم و توجیهی برای عدم رعایت بدیهی ترین نکات فیلمنامه و کارگردانی باشد بلکه ظرافت فیلم های ژانر کودک به اندازه ای است که می بایست جزیی ترین موارد تکنیکی را هم در آن لحاظ کرد چه رسد به کاراکتری مثل “کلاه قرمزی” که بسیاری از جوانان هم از او خاطره هایی به یاد ماندنی داشته و مخاطب برنامه هایش هستند.
    ——
    * مستند ساز و معاون نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه هنر

  13. 3 کاربر از پست FooLaD تشکر کرده اند .


  14. Top | #49

    Banned


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    2,681
    میانگین پست در روز
    1.39
    محل سکونت
    جایی همین نزدیکی
    تشکر از کاربر
    5,644
    تشکر شده 63,928 در 3,328 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض این عروسک سربههوای ساده دل، حالا حالاها قصد پیر شدن ندارد





    سینمای ما- رضا منتظری:
    کلاهقرمزی حداقل دو نسل را با خود همراه کرده و خودش اصلا پیر نشده. مخاطبان دیروز این شخصیت تلویزیونی هنوز هم جزو مشتریان پروپاقرص این عروسک محسوب میشوند و مخاطبان تازه و کودکان هم سعی میکنند در میان خاطرات پدر و مادرهایشان رازهای کشف نشدهای از زندگی کلاهقرمزی را پیدا کنند.

    تداوم حضور این شخصیت تلویزیونی - سینمایی در حافظه تصویری 20 ساله مردم یکی از مهمترین ارزشهای این عروسک سربههواست. اینکه از پس همه اتفاقهای ریز و درشت و آمدن و رفتنها هنوز این پدیده به حیات خود ادامه داده، کلاهقرمزی را به نمونهای منحصر بهفرد در تجربههای دیداری ما تبدیل میکند که دیگر جزئی از فرهنگ بومی ما شدهاست. عروسک سادهدلی که اساساً در پس صورت ظاهری روابط آدمها، دنیای پیچیده ماشینی را به عناصر ساده و خودمانی تبدیل میکند. این عروسک و بقیه همراهانش اصرار دارند با شمایل متجددمآبانه دوروبرشان کنار نیایند و این از نوع شوخیهایی که آنها با آدمها و موقعیتها دارند معلوم است.

    از پروژه به تهران آمدن کلاهقرمزی و رفتن به تلویزیون تا درگیر شدن با عروسک مدرن اما ترسناکی که قرار است با آقای مجری همکار باشد، تمایل کلاهقرمزی برای گذشتن از ظواهر خشک و بیروح قالبی و نزدیک شدن به عناصر اساسی و ساده زندگی را نشان میدهد و البته نه نمونه تلویزیونی کلاهقرمزی و نه نمونه سینمایی آن هیچوقت ادعا و ژست فیلسوفانه به خود نگرفته و همین هم باعث شده تا مردم آن را به حال و هوای تمناهای خود نزدیک ببینند. کلاهقرمزی یک وجه تماتیک و کلی ساختار گریز دارد که سعی کرده آن را همیشه حفظ کند. ساختارها و ضابطههای بیروحی که به صورت کاملا تقلیدی نمادهایی از مدنیت، تجددمآبی و پیشرفت دانسته شدهاند؛ شخصیتهای بعدی هم که به این ماجرا اضافه شدهاند بیشتر در خدمت همین هدف قرار گرفتهاند و سعی کردهاند زندگی را به عناصر ساده باورپذیر و خودمانی تجزیه کنند.

    آرزویی که خیلی از آدمها در رویای خود آن را مرور میکنند اما قالبهای متعصب بیاصالت اجازه بروز و ظهور به آنها نمیدهند. آرزوهایی که آنها را وادار میکند تا بروند کلاهقرمزی ببینند و بعد از اینها دیگر خیلی مهم نیست که این فیلم آخری خیلی فیلم خوبی نشده یا مثلاً فیلم برای مخاطب کودک طراحی نشده یا اینکه کلاهقرمزی اساساً به درد تلویزیون میخورد و نمونه سینمایی آن خیلی با استانداردهای سینمای داستانی همخوانی ندارد. به هر حال جماعت زیادی از ما این فیلم را یا دیدهایم یا بعداً خواهیم دید. ممکن است ضعفها و بدآموزیهایی هم در فیلم باشد که هست اما به نظر میرسد این عروسک سربههوای ساده دل، حالا حالاها قصد پیر شدن ندارد.

  15. 2 کاربر از پست FooLaD تشکر کرده اند .


  16. Top | #50

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1388
    نوشته ها
    11,097
    میانگین پست در روز
    5.64
    تشکر از کاربر
    5,445
    تشکر شده 28,349 در 7,437 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض نقد روانشناسی «کلاه قرمزی و بچه ننه»

    خبرگزاری فارس: در برنامه این هفته «تصویر خیال» فیلم سینمایی «کلاه قرمزی و بچه ننه» ساخته ایرج طهماسب به مناسبت روز جهانی کودک (17مهر) مورد تحلیل روانشناختی قرار میگیرد.






    به گزارش خبرگزاری فارس، د ربرنامه این هفته «تصویر خیال» فیلم سینمایی «کلاه قرمزی و بچه ننه» ساخته ایرج طهماسب به مناسبت روز جهانی کودک (17مهر) مورد تحلیل روانشناختی قرار میگیرد.
    در «تصویر خیال» این هفته «بدریالسادات بهرامی» روانشناس به اتفاق «شهرام خرازیها» منتقد سینما به نقد و تحلیل فیلم سینمایی «کلاه قرمزی و بچه ننه» میپردازند.
    «تصویر خیال» یکی از برنامههای پر شنونده بخش شامگاهی رادیو سلامت است. در این برنامه فیلمهای سینمای ایران برای نخستین بار از دیدگاه روانشناختی و جامعه شناختی تحلیل شده و نکات پزشکی مطروحه در آنها از نظر تطابق با واقعیات و یافتههای علمی مورد مداقه قرار میگیرند. این برنامه پنجشنبه هر هفته ساعت نوزده از رادیو سلامت موج اف. ام ردیف صد و دو مگاهرتز پخش میشود. زمان تکرار برنامه هم جمعه ساعت چهارده خواهد بود.
    عوامل برنامه «تصویر خیال» عبارتند از:
    تهیهکننده و سردبیر: سارا شریفی (کارشناس ارشد روانشناسی، مجری- کارشناس: شهرام خرازیها (منتقد فیلم) و هماهنگی: سمیه مقتصدی.

    برای من که عشق و تو چشم تو شناختم

    واسه من که خودم رو به دنیای تو باختم

    تو رو دیدن میتونه بشه روز تولد

    میشه چشات و دید و دوباره عاشقت شد









صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. دانلود سری مجموعه کلاه قرمزی | ایرج طهماسب
    توسط hana_89 در انجمن دانلود سریال و مستند مجاز
    پاسخ ها: 13
    آخرین نوشته: 1392,05,19, ساعت : 13:13
  2. ایرج طهماسب و «کلاه قرمزی ۹۱» | کاریکاتور
    توسط یگانه در انجمن کاریکاتور
    پاسخ ها: 32
    آخرین نوشته: 1391,10,18, ساعت : 16:50
  3. پاسخ ها: 2
    آخرین نوشته: 1391,06,26, ساعت : 11:16
  4. پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1391,06,01, ساعت : 16:12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •