بازگشت   نودهشتیا > فرهنگ و هنر > اخبار و معرفی فیلم > بحث و معرفی آثار سینمای جهان

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۴ مرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۰۷ قبل از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Ay Sona آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
Wink معرفی و نقد فیلم درخت زندگی | The Tree of Life





ژانر : درام، علمی تخیلی

کارگردان :Terrence Malick
نویسنده : Terrence Malick
تاریخ اکران : 17 می 2011
زمان فیلم : 138 دقیقه
زبان : انگلیسی
درجه سنی : PG-13


بازیگران :

Brad Pitt
Sean Penn
Jessica Chastain
Hunter McCracken
نقد و بررسی کامل فیلم

ترنس مالیک را باید جزو نابغه های فیلمسازی دنیا دسته بندی کرد. درخت زندگی پنجمین فیلم مالیک طی 38 سال گذشته است و این گزیده کاری عجی1ب و غریب وی، بی دلیل نیست؛ مالیک فیلمسازی است که سینما را یک هنر می داند و معتقد است اگر سینما نتواند هنر و زیبایی را به درستی به مخاطب ارائه کند، اصلاً نباید فیلمی ساخته شود! همین اعتقاد سخت مالیک سبب شده تا او گزیده کار ترین فیلمساز تاریخ سینما باشد. درخت زندگی به فاصله 6 سال از آخرین ساخته مالیک یعنی دنیای تازه، ساخته شده است. براد پیت در جریان یک مصاحبه اعلام کرده بود که :«کار کردن با مالیک بسیار لذت بخش و البته سخت بود چراکه او درباره فیلمش بسیار وسواس داشته و ما مجبور بودیم روزانه تنها 2 برداشت داشته باشیم!» . بعد از تماشای درخت زندگی به درستی به اظهارات براد پیت پی بردم چراکه درخت زندگی از حیث هنری بدون شک یکی از بهترین های تاریخ سینما است. کمتر در فیلمی شاهد بوده یم که چنان دقت و ظرافتی در پرداخت صحنه ها بکار رفته باشد که با هر نما، تماشاگر را در دنیایش محو کند.





درخت زندگی داستان خانواده ی اوبرین و 3 فرزندشان را در دهه ی 50 میلادی را روایت می کند. آقای اوبرین ( براد پیت ) مردی افسرده و خسته از روزگار است که فشار زندگی و ناملایمات اجتماعی باعث شده تا او راه و روش خشن و بد بودن را به فرزندانش آموزش دهد. آقای اوبرین به فرزندانش یاد می دهد تا به هیچ کس اعتماد نکنند ، هیچ خوبی را بی دلیل نپذیرند و در یک کلام احساسات خوب را در خودشان به حداقل برسانند. اما خانم اوبرین ( جسیکا چستین ) دقیقاً برعکس همسرش رفتار می کند. او به عشق و خوبی اعتقاد دارد و به فرزندانش یاد می دهد تا همه مسائل روزمره را به فال نیک بگیرند. خانم اوبرین با توجه به آموزه های غلط پدر فرزندانش ، به هر نحوی قصد دارد تا از فرزندانش، مردانی خوش قلب و مفید برای جامعه بسازد. در بطن این کشمکش های آموزشی خانم و آقای اوبرین ، جک که پسر بزرگ خانواده است، قرار دارد. جک نوجوانی است که در این سن احتیاج به حمایت و تثبیت رفتارهای والدینش در برقراری ارتباط با او دارد اما تنها چیزی که تابحال ن ،نصیبش شده، اظهارات متناقض والدینش از تعریف زندگی بوده است. به سالها بعد می رویم، جک حالا یک فرد میانسال ( با بازی شان پن ) است که با همسرش رابطه خوبی ندارد و همچنین نمی تواند با آسمانخراش های شهر و انسانهای پیرامونش ارتباط برقرار کند. جک در پی آموزه های دوران کودکی خود، هنوز نتوانسته تعریفی از جامعه و نحوه زندگی در آن برای خود ترسیم کند که سبب شده تا او تبدیل به شخصیتی به شدت منزوی شود و...


این خلاصه داستان نباید شما را به اشتباه بیندازد که درخت زندگی یک درام خانوادگی است بلکه برعکس ، درخت زندگی اصلاً کاری به خانواده اوبرین ندارد!. مالیک در درخت زندگی سعی کرده تا ناملایمات و تفکرهای بشر درباره زندگی را در قالب یک خانوادهِ متفاوت از لحاظ فکری، به تصویر بکشد. در خانواده اوبرین، پدرِ خانواده نماد طبیعت است که بنا به ناملایمات روزگار ، از زیبایی ذاتی و بصری اش ، تبدیل به موجودی بدبین شده که ساز مخالف بنای تمام کارهایش شده است. برعکس پدر، مادر خانواده نماد نجابت ذاتی طبیعت و زندگی است که علی رغم تمام بدی های روزگار ، هنوز سعی دارد تا زیبایی ذاتی اش را حفظ کند و آن را به نسل آینده نیز انتقال دهد. شخصیت جک نیز وصف حال ماست. انسانی که دچار نوعی دوگانگی در زندگی اش شده و سردرگم در این طبیعت بی کران رها شده است. جک نماد تمام انسانهایی است به جای پایبند ماندن به اصل انسانی خویش، به او یاد داده شده تا با آن بجنگد و دنیای ناملایم خود را در آن بنا کند. از حیث هنری شاید بتوان درخت زندگی را با شاهکار استنلی کوبریک یعنی " 2001 : یک اودیسه فضایی" مقایسه کرد. در اودیسه فضایی، استنلی کوربریک سعی کرده بود 3تا با استفاده از یک داستان تخیلی انسان را به یاد اصل خویش بیندازد و سکانس پایانی آن یعنی خیره شدن کودک به کره زمین و لبخند به زیبایی آن ، اوج این هنرنمایی بود. حالا ترنس مالیک در درخت زندگی با استفاده از تمام عناصر حیات و موجودات پیشین جهان ( از دایناسور! گرفته تا غروب خورشید ) سعی کرده تا به تماشاگر یادآوری کند که بهتر است دنیای خود را بار دیگر مرور کند و گرد و غبار زشتی را از آن پاک کند.


فیلمبرداری بی نظیر امانوئل لوبسکی یکی دیگر از دلایلی است که باعث شده تا شعر سینمایی ترنس مالیک به زیباترین نحو ممکن به تصویر کشیده شود. فیلمبرداری فیلم درخت زندگی بدون شک اصلی ترین بخت دریافت اسکار امسال است و مطمئن باشید نام آن را جزو کاندیداها خواهید دید. درخت زندگی حتی زمانی که آغشته به جلوه های ویژه ( CGI ) می شود، بسیار زیبا و دوست داشتنی است. در اصل شما نباید از درخت زندگی انتظار جلوه های ویژه قوی داشته باشید اما با اینحال ترنس مالیک وسواس خودش را به این بخش هم تزریق کرده و CGI به بهترین نحو در فیلم قرار داده شده است.

2
بازیگر اصلی فیلم ، ستارگان سینما هستند که شاید اگر هر فیلمی دیگری بود نام انها را ابتدای معرفی فیلم اعلام می کردند اما حقیقت آن است که این بازیگران در میان تصاویر و شعر سینماییِ ترنس مالیک ، غرق شده اند. براد پیت در نقش پدر سخت گیر خانواده بازی فوق العاده ایی از خود به نمایش گذاشته است و اگر اعضای آکادمی اینبار به او روی خوش نشان بدهند ( آنها ثابت کرده اند که علاقه ایی به حضور پیت در چنین نقشهایی ندارند! ) می تواند بخت اصلی اسکار به حساب آید. شان پن نیز به مانند همیشه حضوری مقتدر در نقش شخصیت های شکست خورده دارد. اصولاً تجربه ثابت کرده که بهتر است نقش شخصیت های دوگانه را به شان پن بدهید تا بهترین نتیجه را از آن بگیرید. اما جسیکا چستین در نقش مادر خانواده به دلیل اینکه شخصیت اش بیش از حد سمبلیک است ، نتوانسته تاثیر لازم را بر مخاطب بگذارد. شاید اگر شخصیت او تا بدین حد نمادین نبود، می توانست ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کند. البته این را هم باید اضافه کنم که بازی او در مقابل بازی فوق العاده براد پیت یکجورایی گم شده است.

درخت زندگی یکی از بهترین های تاریخ سینماست. مدتها بود که فیلمی را ندیده بودم که به معنای واقعی کلمه ، هنر را به تصویر بکشد. درخت زندگی مثال بارز فیلمسازی هنری است که هر فیلمساز و عاشق سینمایی باید آن را ببیند. نکته ایی را هم باید اضافه کنم و آن اینکه اگر اهل سینمای اکشن، ترسناک و در کل، سینمای ساده هستید، به هیچ وجه توصیه نمی کنم که درخت زندگی را تماشا کنید. چرا که درخت زندگی فیلمی نیست که بتوان در هنگام دیدن آن تخمه شکست و یا پاپ کورن مصرف کرد!. درخت زندگی فیلمی است که باید آن را در کمال آرامش چند بار تماشا کنید تا به ارزش هنری آن پی ببرید.


نویسنده : میثم کریمی



نـامت تـمام شبهایـم و گـستره ی خـمیده رویـاهایـم را پــُر می کند
و در دهـانم مـانند مـاه در حـوض٬ مـد می شود
نـامت در چشمانم
چون لالـه٬ سرخ
چون نـسترن٬ سپـید
و مثـل سرو٬ سبز می ایستد
نامت مژگانم را دُر می گیرد
نامت در جانم گـُر می گیرد.
Ay Sona آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۱۵ شهريور ۱۳۹۲, ۰۲:۴۷ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر فعال بخش خبر
 
p@rmis آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

درخت زندگی فیلمی است آمریکایی با ژانر علمی-تخیلی، درام و حماسهای که در تاریخ ۲۷ می۲۰۱۱ در آمریکا اکران شد. کارگردان این فیلم ترنس مالیک و بازیگران اصلی آن برد پیت، شان پن، جسیکا چستین میباشند. این فیلم از آن دسته فیلمهایی است که در زمینه مسائل رفتاری و رشد فکری و روانی ساخته شدهاست. اتفاقات فیلم درخت زندگی در ایالت تگزاس فیلمبرداری شده و مربوط به دههٔ ۱۹۵۰ میباشد. این فیلم در فرمتهای مختلف تولید شدهاست.فیلم برندهٔ نخل طلای کن سال ۲۰۱۱ است.



تأملاتی بر درخت زندگی ترنس مالیک


رنج هستی

اسماعیل حسام مقدم*



«باید راهتون رو انتخاب کنین: یا راه فطرت یا راه مرحمت.» (تکهی آغازین درخت زندگی)
پرسشهای دوران کودکی و نوجوانی از هستی و آفرینش، همواره بدون اینکه پاسخ نهایی را دریابند، به ناخودآگاه رسوخ میکند و زیست خود را در این مخزن عجایب و رویاها بازمییابند. ترنس مالیک در آخرین فیلم خود به پرسشهای پدیدارشناسانه از جهان و هستی و مرگ پرداخته و چنان ایماژهایی را بر پرده نقرهای سینما بازآفرینی کرده که مخاطب را مسخ زیبایی تراژیکوارش میکند. مالیک این استاد فلسفه؛ گویا در کلاس دانشکده دارد برای دانشجویانش از جهان و هستی، داستانی روایت میکند و آنان را چنان با ناخودآگاهشان به چالش میاندازد که میشود نشانههای امری تروماتیک (به قول ژاک لاکان) را در زیستشان، نمایان دید. درخت زندگی روایتی از درختی است که با تولد پسربچههای خانوادهای از طبقهی متوسط در تگزاس دههی ۱۹۵۰ میلادی، در حیاط خانه کاشته میشود و با گستراندن ریشههایش در زمین و شاخ و برگش در آسمان؛ همچون استعارهای از پیچیدگی هستی و آفرینش، به روایت زندگی خانوادهای میپردازد که خانه را به میدانی برای جدال بین دو نیروی آپولونی و دیونیزوسی (به قول فریدریش نیچه) مبدل کرده است. جدالی که یک سویش تفکرات فطری پدر وجود دارد و همه چیز را برای نظم و پیشرفت فدا میکند تا خودش را راضی نگه دارد و در سوی دیگر احساس سرشار از مرحمت مادر هست که دیونیزوسوار، هستی فرزندانش را سرشار از عشق و لبخند میکند. راه پیشرفت و آپولون وار پدر (با بازی برد پیت)؛ اگر که دورهای سرخوشیآور بود اما در انتها شکست و بیکاری بود که خانواده را در فقدانی بزرگ رها کرد، از دیگرسو راه مرحمتی که مادر (با بازی جسیکا چستین)؛ صحت و درست بودنش را از یک راهبه در کودکیاش شنیده بود هم در ناکامی عمیق و ژرف از دست دادن فرزاندنش و ازهم پاشیدگی خانوادهاش فرو رفته دید، درخت زندگی هم در همان خانهای که به علت بیکاری پدر فروخته شد، رها شد و پسرها هریک در رخدادی از زندگی به دور افتادند. تنهایی عمیق مادر، پدر و پسر بزرگ خانه (با بازی شان پن) آنان را در خیال و فانتزی فرو برد و پرسشهای نخستین کودکیشان از معمای آفرینش و هستی و مرگ را مجددا جلوی رویشان آورد و در انتها تنها بازماندهی خانه؛ پسر بزرگ را در عین اینکه در فضایی مدرن به کار مشغول بود به ناگاه از درون استحاله کرد و اورا به واپسین تاملات دوران گذشته برگرداند. سوگواری و غمناکی فقدان بزرگ و میل بازیافتن دوباره درخت زندگی، اورا مبدل به پیکری تکه تکه و ازهم گسیخته کرد که به ناگزیر درجستوجوی آرامش و التیام، به خیال کودکانه پناه برده است.
«در درون من، کشمکشی دائمی بین مادر و پدر بود.» (از دیالوگهای پسربزرگ خانه در درخت زندگی)


جدالی پایانناپذیر بین نیروی آپولونی و دیونیزوسی، بچههای خانه را ازهم واپاشانده ولی همواره دور از نگاه خیره پدر، به راه انداختن کارناوال با مادری میپرداختند که خود سرشار از نیروی زندگی و عشقی آگاپئیک به هستی بود. عشقی که بیدریغ نهتنها به افراد که حتی فضای زندگی را مشحون از طراوت خود کرده بود. «تنها راه شاد بودن؛ عشق ورزیدنه. اگر عشق نباشه، زندگی در چشم برهم زدنی تموم میشه…» اما نهاد پسربچهها آکنده از کشمکشی بود که از این دو نیرو شکل گرفته بود، نظم اتوریتهای گفتمان پدر در مقابل عشق کارناوالی گفتمان مادر، همچون دو نیروی همواره در هستی و نهاد بشر، این خانه را به تنازعی بزرگ مبدل کرد که چیزی جز سرگشتگی و ناکامی و تکهتکهشدگی به بار نیاورد. همانگونه که ژاک لاکان؛ روانکاو فرانسوی از چرخهی ابدی میل/ فقدان برای ابژهی غایبی میگوید که سوژه جستوجوگر را در هستی روزمرهاش چنان به تقلا و کوشش برای دربرکشیدن آن چیزغایب وامیدارد که گویی ابژهی غایب را نهایتا دربرخواهد گرفت، اما ناکامی بزرگ سوژهی انسانی آن لحظهای است که از پس این جدالها و کشمکشها، به برهوتی برمیخورد که صرفا نشانی از آن ابژه هست و نه همه هستی آن ابژهی غایب. هرچند که به قول کافکا «خروارها امید در این جهان هست، اما نه برای ما. البته همین ناامیدانند که دریچهای تازه بر هستی میگشایند.» و چه بسا ترنس مالیک از پس این همه سال تدریس فلسفه و هستی ناکامش، دریچهی تازهای را بر شناخت جهان گشوده و اما باز هم این درک و فهم، تلخی منتشری به همراه دارد که فضای زیست سوژهی حساس و بحرانی را مجددا تاریک خواهدکرد.
«زمانی که من پایههای جهان را برمی افراختم، تو کجا بودی؟ پاسخم را بده ای ایوب.» (پارهای از عهد عتیق، کتاب ایوب)
مسألهی پرسش از زندگی و میل به پاسخ واپسین، همواره بشر را به برساختن اسطورههایی کشانده و چنان دراین راه، سختجانی ازخود نشان داده که اسطورههایش همپای او در زیست روزمرهاش حاضر شده و زیستی موازی با او برای خود صورتبندی کردهاند، هرچند که تراژدی ناکامی به ترجیعبند زیستجهان او مبدل گشته، آنچنان که سیزیف؛ بار هستیاش را بر دوش تا نوک قله میکشاند اما درغلتیدن سنگینی تراژیک حیات، اورا همواره به حضیض دره فرو خواهدکشاند. درخت زندگی در فضایی به صورتبندی سبکی تحملناپذیرهستی تصاویر پرداخته که انسان را مسئول پاسخ دادن به نخستین خطاب و استیضاح هستیاش از جانب جهان آفرینش تنها رها میکند، چنان که همه ما همچون ایوب ناگزیر و درعین حال محکومیم به پاسخ دادن و تامل در معنای بودن، باشیدن (آنگونه که مارتین هایدگر میگوید) و چهگونه زیستن. درتمام نماهای فیلم با چالش درجهان بودن سوژهها و پدیدارها مواجهیم و پرسشهایی که به درون هستی آنان رسوخ کرده و از درون، بارسنگینی را بر انسان آوار کرده که حضورش در هستی به چه معناست؟ درخت زندگی به عنوان فیلمی که چهگونه فلسفیدن به میانجی تصویر را پیش روی مخاطبش مینهد، اسطورههای آفرینش را به همزیستی با سوژه ها فرامیخواند و ترنس مالیک این فراخوان را با تصاویر و ایماژهای درون ماندگارش، به ترومایی در هستی تماشاگر مبدل میکند، آنچنان که اگر تا پیش از این پرسشهایش از هستی به مفاهیمی انتزاعی نزدیکتر بود، اما با این فیلم به چیزی انضمامیتر و روزمرهتر مبدل شد تا همواره همراه سوژهی جستوجوگر، همچون درخت زندگی رشد کند و او درد و رنج ناکامی را با ذرهذرهی وجودش ادراک کند.

*کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی
p@rmis آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
معرفی و نقد فیلم زندگی که ما میشناسیم | Life as We Know It بهار شیراز بحث و معرفی آثار سینمای جهان 7 ۸ خرداد ۱۳۹۲ ۱۲:۴۴ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۸:۳۱ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا