ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
شتر در خواب بیند پنبه دانه!!! (موضوع انشاء دوره راهنمایی)



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11
  1. Top | #1

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    فروردین 1389
    نوشته ها
    36
    میانگین پست در روز
    0.02
    محل سکونت
    تو قلب تو!!!
    تشکر از کاربر
    907
    تشکر شده 518 در 55 پست
    اندازه فونت

    Talking شتر در خواب بیند پنبه دانه!!! (موضوع انشاء دوره راهنمایی)

    امروز داشتم دفتر و کتاب های دوران راهنماییمو نگاه می کردم ( به یاد زمان طفولیت!) که چشمم خورد به دفتر انشاءام . گفتم یکی از موضوع های جالبش رو براتون بنویسم به عنوان تجدید خاطرات.
    به نظر خودم که جالب بود شما رو نمی دونم. تازه معلم ادبیات بی ذوقمون اون موقع همچین زد تو حالم که حسابی کرک و پرم ریخت ولی بچه ها کلی خندیدن .

    " مگر شتر بیچاره می خوابه که خواب هم ببیند. بیچاره بدبخت بار روی بار می گذارد که نان شش سر عائله بدهد آخر سر هم هشتش گرو نهش است.
    دیروز از مدرسه کره شتر اخطار دادند که : آقا! اگر پول به حساب واریز نکنی شازده شترت را اخراج می کنیم.
    دختر شتر خوش قد و بالایش را جوانمرد شتری خواهان است که پاشنه در را از جا کنده.
    شتر خانم همسر و هم بالینش آه می کشد و می گوید: آی که من قربان کمان ابرویت شوم مادر، مگر می شود دختر شتر دم بخت داشته باشی و در خانه ات را ببندی؟ آخر من یخچال سایز بای سایز! و ماکرویین فرنگی! از کجا بیاورم.
    دو روز پیش صاحب خانه چنان اخمی کرده بود که اگر بیست ستون زیر ابرویش می گذاشتی در جا فرو می ریخت. پشتش را به شتر کرد و گفت: ببین داداش شازده شترم می خواد زن بگیره باس تا هفته دیگه تخلیه کنی وگرنه...
    آخ بمیرم برای دل پر دردت که به خواب دیدنت هم گیر میدن مگر اینکه تو خواب پنبه دانه ببینی."

    نظر شما چیه؟؟؟؟

    وحشت از عشق که نه!
    ترس من فاصله هاست!
    وحشت از غصه که نه!
    ترس من خاتمه هاست!
    ترس بیهوده ندارم
    صحبت از خاطره هاست!
    صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست!
    کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ی ماست!
    گله از دست کسی نیست مقصر دل دیوانه ماست...

  2. 20 کاربر از پست samaneh21 تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    دی 1388
    نوشته ها
    1,678
    میانگین پست در روز
    0.87
    محل سکونت
    نصف جهان
    تشکر از کاربر
    4,413
    تشکر شده 8,681 در 2,175 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض پاسخ : شتر در خواب بیند پنبه دانه!!! (موضوع انشاء دوره راهنم

    معرکه بود
    مترسک اینقدر دستهایت را باز نکن

    کسی تو را در آغوش نمیگیرد ، ایستادگی تنهایی می آورد

    http://aseman-abri61.blogfa.com/


  4. 2 کاربر از پست dokhtare sahra تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    فروردین 1389
    نوشته ها
    36
    میانگین پست در روز
    0.02
    محل سکونت
    تو قلب تو!!!
    تشکر از کاربر
    907
    تشکر شده 518 در 55 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض پاسخ : شتر در خواب بیند پنبه دانه!!! (موضوع انشاء دوره راهنم

    هیچ کس نظری نداره؟؟؟؟؟ اگه خوب بود بگید بازم بذارم.

  6. Top | #4

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    نوشته ها
    642
    میانگین پست در روز
    0.35
    محل سکونت
    ایران، یه جایی نزدیک کوه ها
    تشکر از کاربر
    13,917
    تشکر شده 3,549 در 1,038 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    عجب ذوق هنری داشتی تو... به این میکن یه قلم طنز خوب ...واقعا معلم ادبیاتت بی ذوق بوده ...مرسی عزیزم خیلی خوب بود.

  7. کاربر زیر از پست sollmaz تشکر کرده است .


  8. Top | #5

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    بهمن 1388
    نوشته ها
    1,285
    میانگین پست در روز
    0.68
    محل سکونت
    دور آباد
    تشکر از کاربر
    31,076
    تشکر شده 9,717 در 1,873 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    ایول بابا
    من که هیچوقت انشامو خودم ننوشتم
    فقط سر امتحان اونم به زور
    ما بال هایمان را
    به بادِ
    "زمان" دادیم
    می بینی؟
    ما قرار بود فرشته باشیم
    تو بی گناه بودی
    من بی گناه
    زمان اما دست بر گلو می گذارد
    می گوید:
    زندگی را و زمین را چه به این حرف ها!؟
    چه به این بال ها!؟
    چه غلط ها...!

    ما بال هایمان را
    به زمان باج دادیم
    تا
    "زندگی" کنیم!

     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


  9. کاربر زیر از پست sC0rP!0N--GirL تشکر کرده است .


  10. Top | #6

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    خرداد 1389
    نوشته ها
    779
    میانگین پست در روز
    0.44
    محل سکونت
    درون گل رز
    تشکر از کاربر
    2,049
    تشکر شده 5,211 در 2,730 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    جاللللللللللللللب بودددددددددددددد
    امضا میخوای چیکار؟

  11. کاربر زیر از پست دختری در مه تشکر کرده است .


  12. Top | #7

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1389
    نوشته ها
    437
    میانگین پست در روز
    0.26
    محل سکونت
    0111
    تشکر از کاربر
    141
    تشکر شده 892 در 464 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    واقعا باحال بود
    اون معلم انشا رو باید با دفتر میزدی توصورتش
    کلا طنز خیلی جالبی بود



    به سلامتی هرچی سرو سبزه
    هستیم سربالا این رمز نبضه




  13. کاربر زیر از پست Dark man تشکر کرده است .


  14. Top | #8

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    نوشته ها
    246
    میانگین پست در روز
    0.13
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    10,660
    تشکر شده 5,715 در 562 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    افرییییین........دی.................... ...خوشل بود......
    ذوق هنریت ابعادی نداره......

    چشم به راه یک آینه ام
    فاصله میانمان را
    مستقیم جلوی چشمانت بازتاب دهد.
    این روزها
    کور شده ای انگار
    شاید هم دور.
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


  15. کاربر زیر از پست nigar_403 تشکر کرده است .


  16. Top | #9

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    نوشته ها
    20
    میانگین پست در روز
    0.01
    محل سکونت
    غربت دیگه!
    تشکر از کاربر
    60
    تشکر شده 51 در 29 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خیلی خوب بود اون تیکه که بیستون میذاشتی زیر اخمش رو از خنده مردم..
    تو حیف شدی به خدا..
    این منم تکرار مادرم ،مادر بزرگم,مادران...بدون تردید!!!!

  17. کاربر زیر از پست --goOli-- تشکر کرده است .


  18. Top | #10

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    دی 1389
    نوشته ها
    160
    میانگین پست در روز
    0.10
    محل سکونت
    زیر آسمون سیاه
    تشکر از کاربر
    1,775
    تشکر شده 2,225 در 300 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    مرسی خیلی باحال بود.با اجازت من اینو برا انشا خودم نوشتم
    گفتی چشمها را باید شست!
    شستم ولی....
    گفتی جور دیگر باید دید.دیدم ولی.....
    گفتی زیر باران باید رفت.رفتم ولی.....
    او نه چشم های خیس و شسته ام را
    نه نگاه دیگرم را هیچکدام راندید
    فقط در زیر باران با طعنه ای خندیدو گفت:
    دیوانه ای باران زده!


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. واكنش هسته اي از نوع چهارم
    توسط zb7373 در انجمن نجوم و اختر شناسی
    پاسخ ها: 3
    آخرین نوشته: 1392,05,06, ساعت : 20:17
  2. گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |24 تيرماه
    توسط آنیتا در انجمن اخبار و مطالب مفید روز
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1389,04,24, ساعت : 11:02
  3. گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |23 تيرماه
    توسط آنیتا در انجمن اخبار و مطالب مفید روز
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1389,04,23, ساعت : 11:30
  4. پاسخ ها: 100
    آخرین نوشته: 1389,04,21, ساعت : 12:46
  5. زمينه پيدايش فيزيك كلاسيك
    توسط zb7373 در انجمن فیزیک
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1389,04,19, ساعت : 00:57

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

counter free hit invisible