ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
رمان اگه گفتی من کیم ؟ | خیر ندیده کاربر انجمن - صفحه 2
گل نقش طاووس

paradiseagency

?



نودهشتیا
فید آر اس اس

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: نظرتون راجع به رمان

رأی دهندگان
197. نظرسنجی بسته شده است.
  • خوبه

    111 56.35%
  • سلام می رسونه

    46 23.35%
  • قابل تحمله

    14 7.11%
  • بدِ بیخیال بقیش شو

    5 2.54%
  • ترشی نخوری یه چی میشی

    21 10.66%
صفحه 2 از 13 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 121
  1. Top | #11

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    709
    میانگین پست در روز
    0.87
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    4,159
    تشکر شده 23,439 در 499 پست
    حالت من
    Badjens
    اندازه فونت

    Talking اگه گفتی من کیم؟

    -آخیش به خیر گذشت


    پرهام-واقعا من می خوام با تو زندگی کنم؟


    -چیه خیلی خوشحالی؟


    پرهام-نه دلم به حال خودم میسوزه


    آروم گفتم:دلت به حال عمت بسوزه


    پرهام-نشنیدم معذرت خواهیتو؟؟؟


    -100ساله سیاه،واسه چی باید معذرت بخوام؟؟


    پرهام-چشممو نا کار کردی،لباسام داغون شده،خونه هم نرفتم،جامم که تنگ کردی،اینا عذر خواهی نمی خواد؟؟


    -ما که باهم این حرفارو نداریم،فکر کن 1%بخوام عذر خواهی کنم(استغفرالله) حالام بکش کنار می خوام بخوابم،حد فاصله خودتم رعایت کن


    پرهام-هه اینو باید به تو گفت،حواستو جمع کن به من نزدیک نشی...


    -اِ پس پاشو رو زمین بخواب،یه وقت حامله نشی


    پرهام-خیلی بی حیایی ها


    -همینه که هست،با چیش مشکل داری؟


    پرهام-من مشکلی ندارم،اگه تو دلت بچه می خواد من آمادگیشو دارما...


    -گمشو نکبت..


    +با پام یکی کوبیدم بهش که پرت شد زمین


    پرهام-تو چرا اینقدر بی جنبه ای؟


    -بهت رو دادم پرو شدی؟


    پرهام-بزار بیام بخوابم دیگه هیچی نمی گم...


    +هر کدوم یه گوشه ی تخت خوابیدیم،انقدر خسته بودم زود خوابم برد


    10/30 صبح کم کم چشمامو باز کردم...چشم ننم روشن....تو چه وضعیتی خوابیده بودم


    سرم رو سینه ی پرهام بود،اونم که بغلم کرده بود،پاهامون قفل هم شده بود...بلیزم هم ماشالا...رفته بود بالا...


    خودمو جابه جا کردم حداقل پرهام این وضعیتو نبینه....آروم صداش زدم


    - پرهام.....


    پاشو.....صبحه....


    هــــــــو.....


    هــــــــوششش...


    هــــــی.....


    هــــــی عمو....


    +با مشت کوبیدم تو دلش،6متر از جا پرید


    پرهام-چته....این چه طرز بیدار کردنه؟


    -وای یادم رفته بود بپرم ماچت کنم...پاشو باید بری..


    پرهام-باباتینا نیستن؟


    -بابا سر کاره،مامانم هم معمولا این موقع میره پیاده روی


    پرهام-چه خانواده فعالی تو چی کار می کنی؟


    -زندگی...


    پرهام-خسته نباشی منظورم به جز زندگی...


    -کار خاصی ندارم،بی کار،بی عار،برای خودم می چرخم


    پرهام-نمیری از فعالیت زیاد....


    -غمت نباشه..


    +بلاخره راضی شد،تشریف ببره......عجب روزی بود دیروز.....


    روزها پس از دیگری می گذشت،تا چشم رو هم گذاشتم عقدم تموم شدو شوهرمون دادن رفت....


    به خواسته ی من قرار شد این مدت رو منو پرهام هر کدوم در کنار خانواده خودمون باشیم


    پرهام خوشبختانه مخالفتی نکرد،تو این چند روز باقیمونده،تا تونستم تو این پاساژا واسه خودم چرخیدمو خرید کردم


    فردا 12 ظهر پرواز داریم،قرارِ از خانوادم جدا شم،خیلی سخته از عزیزانت دور باشی


    گاهی با خودم فکر می کنم واقعا هدفت چی بود؟به کجا می خوای برسی؟


    به قیمت دور شدن از خانوادت؟ارزششو داشت؟

    اما امان از روزی که آدم طمع داشته باشه،منم که از بچگی همیشه بلند پرواز....بیشتر از حدم می خواستم...

  2. 310 کاربر از پست خیر ندیده تشکر کرده اند .

    !!! NAFAS !!! , !shamim! , $hanane$ , "ROZHAN" , **heaven*girl** , **roksana** , *Arefeh* , *banoo* , *Jacquelina* , *N@M!S , *NaZ@NiN.B* , *S@RA , *sara-m* , *shima* , *spring* , *_*aseman*_* , *~MoonGirl~* , --Nila-- , ...eli... , ...نگین... , .:MahshiiiD:. , .MAHBUBEH. , /لاله/ , 77ZAHRA , ==== , A.p.b , Abandokht , abien , adamak.68a , aflak , Altin ay , amiparsa , amorist , ana43 , angle92 , anita619 , anita77 , Anolin , arezo* , arghavan58 , arman_iran , Arrosha , artii , asal-1412 , asal-661 , ashkannia , aslak , atefeh_49 , atyek , Auntie Negar , Autumn's Maryam , azarsana , azita 75 , b3666 , ba-maram , barane khazan , behnazhmz , behtarinha , bikari , bugh , busy , cho kow , chobiiin , crimson love , dara77 , dark chocolate , Defne , degeer , deragun , ebrahimi.fari , elahegood , elena_1989 , eli1234 , elmira.Be , elmiraa_20 , elnaz dadkhah , emel_20 , et@yesh$ , f@(/@$ , fa62 , faghatdream , farah2 , farg0o0o0o0ol , farvar1376 , faryad(sf) , FaTam , fateme. , fathemeh , fatima_ma2020 , fk-osh-d , foozhan az , geniuse , ghazal_king , ghorob89 , GISU KAMAND , golnaz78 , gopel , hala , hana_m , Haniday , harimeshgh , haveking , hediyeh_b , hedra , helia m , HOOM@N , iryane , JASMINE FLOWER , Just Say No , kfdh , khademre , kimia joon , komiteh , l0vin , ladyscreamerr , lartmis , leila.kh , leila93 , leilaaa98 , little princess , love-sick , m.diamond.s , mahak78 , mahana1 , mahda , MAHSA-O , mahsa65 , Mahsa7500 , Maman fariba , mamorin , Mansoure 391 , maraal , maral.artimis , marale , maryam56 , matin_a , mehrnoosh13 , mehrnoush_re , melodina , mfr60 , mina-flame girl , mina.bala , mina68 , mini_mini , miss mona , mk70 , mmmsima , mobina , monir1343 , moonila , m_reisie , N!l00f , nasim j , nasrin44 , nastaran86 , nazanin sh , nazi1 , nazila94 , nbanoo , nedaj , neg neg , neg nego , negar1373 , negin.137 , neginra , negin_so , niazruby , NiceNoice , niloofarafoolin , ninja fairy , noshafarin , omidk , pakdel , pani.moghaddam , par parak , pardisa 1 , pare , pariedarya , parisa*M , parisa2000 , parisaparisa , peymaneh , princess74 , Raha*10* , rangin , Rez1_ds , reza635 , reza9000 , rezno , riitaa , Ronash , roya62 , roze_zard , ro_kh , sadaf.a , sadaf.sh , saghi.m , sahel_m , saktin , samir , sana1994 , Sanaz1370 , sangpare , saqi , sara parvizi , sara2876 , sarah♥♥♥ , sas29 , sasa75 , SEA SHELL-600 , sedena , setaresetar , setayesh1363 , SHADI 73 , SHADI-R , shafagh 69 , shaghayagh banoO , sheida_953 , shiva 501 , silverstar , skyasal , Sokout , somy_kh , sorme* , star_crossed , sαвα , tama1011 , tazianeh , Tekin , Termeh1 , Titania1273 , to0oranj , tคгค , UnKnOwN_Sh , V!olet , vampire_undead , violet_mahtab , vitric , yasesabs , yas_sepid63 , yox1n , zahra.94 , Zahra_niki , Zarizar , zeinabjoon , ziglernata , zizi.m , ~ sara bala ~ , ~nas!m~ , آتری , آذردخت , آستاره , اب و اتش , اتل و متل , ارمغان شادی , اقا ناز , النار , برادپیت , بهارجون , بی بی گل , تابتا , ترنج خاتون , تیلا , خانوم جان , خرس قهوه ای , ذانا , روشناک , رومی , زر زرد , زهرا رضایی , س.و.ن.ی.ا , ستاره بارون , ستاره.ث , سرتق , سپیدوسیاه , سکوت من , شادزی , شاپررک , شه تاو , صحبا , غزال آریا , غزال66 , فروغ 74 , فروغ مظلومی , ققنوس98 , م.م.ر , م.نوری , مدار2 , مرجان55 , مرواریدجووون , مشکاندخت , معمار کوشمولو , مهرآذین , مهسا112 , مژگان بانو , میکا , نامی , نسرین78 , نسيا , نفس71 , نم نم باران , نیکا83 , هورتاش , ویشار , پرستو خانم , پرواس , پـردیس , پونام , کمند , ●ʀσzнiиα● , ♣ tiam ♣

  3. Top | #12

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    709
    میانگین پست در روز
    0.87
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    4,159
    تشکر شده 23,439 در 499 پست
    حالت من
    Badjens
    اندازه فونت

    Talking اگه گفتی من کیم؟

    3نصف شب بود،خوابم نمی برد،به معنای واقعی عین سگ پشیمون بودم که چرا این کارو کردم


    از جام بلند شدم،بدون اینکه چراغو روشن کنم تو اتاق رژه می رفتم...غرق فکر بودم...یه صدایی اومد...


    فکر کردم توهمه ولی دیدم باز صدا میاد،رفتم دم پنجره داشتم حیاطو نگاه می کردم،دیدم بلــــه....


    از دیوار خونمون 3تا دزد خوشکلو مکشل جیگر داره میاد پایین


    نکنه مصلح باشن؟/؟جلو مامانینا که نمی تونم کاری کنم.......باباهم تنهایی از پس اینا بر نمیاد....


    باز نگاه کردم،داخل حیاط بودنو می خواستن بیان تو....اولین کاری که کردم زنگ زدم پلیسو گزارش دادم


    اونام گفتن سریع خودشونو میرسونن....حالا نوبتی هم باشه نوبته منه....


    برای آخرین بار می خوام از خانوادم حمایت کنم.....از تو کشوم لنز مشکی که خریده بودمو در آوردم


    گذاشتم تو چشمام،پایین لبمو با مداد یه خال گذاشتم،یه تیپ سر تا پا مشکی زدم


    کتونی مشکی هم پوشیدمونقاب زورو هم زدم به چشمم،موهامم داخل یه کلاه کردم


    از پنجره رفتم پایین،برادران دزدم رفته بودن تو خونه،بی سرو صدا وارد خونه شدم


    برا خودشون داشتن کیف می کردن،دیدم یکی داره از پله ها میره بالا....


    -هوی عمو کجا؟؟


    +3تایی برگشتن سمتم یه نگاه به هم دیگه کردن...یکی از اونا:


    *سیسسسس یواش،بیدار میشن،هر چی برداشتیم نصف نصف


    +هـــــــِِ، دِ بیا اینا فکر کردن من دزدم؟چه بهتر سرشونو گرم می کنم تا پلیس بیاد


    -از الان بگم 50،50


    *زرشـــــــک،،همه چی تقسیم بر 4 میشه


    -نیستم 50،50


    *چرت نگو همینه که هست


    بابا-اینجا چه خبرِ؟؟؟!!


    +وای تو از کجا پیدات شد؟؟بابا،با یه میله ی بارفیکس از پله ها دویید پایین..


    آخه یکی نیست بگه چجوری می خوای حریف4 نفر بشی؟؟؟اومد یکی از اونا رو بزنه از دستش فرار کرد


    دیدم 3تایی دارن میرن سمته بابا،بیچاره گرخیده بود،میله رو ازش گرفتنو یه مشت خوابوندن تو صورتش...


    چـــی بابای منو میزنین؟؟رفتم سمت اونی که میله ی بارفیکس دستش بود،گردنشو گرفتمو بایه حرکت تـــق تموم شد...


    اون 2تا با تعجب نگام می کردن،به خودشون اومدنو حمله کردن سمته من با میله کوبیدم توشکم یکیشون


    اون یکی هم یه چرخش پرشیو پام کجاست؟؟تو صورت یارو...


    رفته بودم تو حسه جکی جانی وحسابی از خجالت همشون در اومدم،هر 3تا پخش زمین بودن


    برگشتم سمته بابا...همین جور دهنش باز بودو به من نگاه می کرد،رفتم سمتش


    1قدم رفت عقب وخورد به دیوار(هه بابای مارو)تو،یه دستم میله بود،اون یکی دستمو گذاشتم رو دیوار کنار صورت بابام...


    داشتم نگاهش می کردم....یعنی از فردا نمی بینمت؟؟چطور طاقت میارم؟


    صورتمو نزدیکه صورتش آوردم،چشماش 4تا شد...لپشو بوسیدم،هنوز ازش فاصله نگرفته بودم که...


    کمرم حس کردم خورد شد،برگشتم دیدم مامان دم پله ها وایساده..از اون جایه گلدون پرت کرده تو کمر منه بدبخت....


    صورتش خیلی عصبی بود


    مامان-کثافتِ آشغال شوهر منو بوس می کنی؟؟!!


    +انقدر درد داشتم که هنگ مونده بودم،سریع از بابا فاصله گرفتم،صدای آژیر پلیس اومد


    میله رو پاک کردم اثر انگشت نمونه و با تمام سرعتم فرار کردم،رفتم تو حیاطو از دیوار رفتم بالا


    دویدم تو اتاقو باهمون لباس رفتم زیر پتو1مین بعد در اتاقم باز شدو چراغ روشن


    صدایی نیومد،باز چراغ خاموش شدو در بسته،نفسمو با صدا دادم بیرون....


    لباسامو عوض کردم یه مسکنم خوردمو باز خوابیدم...کمرم داشت منفجر میشد از درد

    کلا تا صبح جون دادم...

  4. 289 کاربر از پست خیر ندیده تشکر کرده اند .

    !!! NAFAS !!! , !shamim! , $hanane$ , "ROZHAN" , **heaven*girl** , **roksana** , *banoo* , *Jacquelina* , *N@M!S , *NaZ@NiN.B* , *S@RA , *sara-m* , *shima* , *spring* , *_*aseman*_* , --Nila-- , ...eli... , ...نگین... , .:MahshiiiD:. , .MAHBUBEH. , /لاله/ , 77ZAHRA , ==== , A.p.b , Abandokht , adamak.68a , aflak , Altin ay , amiparsa , amorist , ana43 , angle92 , anita619 , anita77 , Anolin , arezo* , arman_iran , Arrosha , artii , asal-1412 , asal-661 , asemanii , ashkannia , aslak , atefeh_49 , atyek , Auntie Negar , Autumn's Maryam , azarsana , azita 75 , b3666 , ba-maram , barane khazan , behtarinha , bikari , bugh , busy , chobiiin , crimson love , dara77 , dark chocolate , Defne , degeer , Deldel , deragun , ebrahimi.fari , elahegood , elena_1989 , eli1234 , elmira.Be , elnaz dadkhah , emel_20 , enm1387 , eshton , et@yesh$ , f@(/@$ , fa62 , faghatdream , farah2 , farg0o0o0o0ol , farvar1376 , FaTam , fatemeh!! , fathemeh , fatima_ma2020 , fk-osh-d , foozhan az , geniuse , ghazal_king , ghorob89 , GISU KAMAND , golnaz78 , gopel , hala , hana_m , Haniday , harimeshgh , haveking , hediyeh_b , hedra , helia m , HOOM@N , iryane , JASMINE FLOWER , jezgheli , Just Say No , kfdh , khademre , kimia joon , komiteh , l0vin , ladyscreamerr , lartmis , leila.kh , leila93 , leilaaa98 , little princess , love-sick , m.diamond.s , mahda , MAHSA-O , mahsa65 , mahtab10 , Maman fariba , mamorin , Mansoure 391 , maraal , marale , maryam56 , matin_a , mehrnoosh13 , mehrnoush_re , melodina , mfr60 , mina68 , mini_mini , miss fati , miss mona , mk70 , mmmsima , mobina , moonila , m_reisie , N!l00f , nasim j , nasrin22 , nasrin44 , nastaran86 , nazanin sh , nazi1 , nazila94 , nbanoo , nedaj , neg neg , neg nego , negar1373 , negin.137 , neginra , negin_so , niazruby , niloofarafoolin , ninja fairy , noshafarin , omidk , pacifist , pakdel , pani.moghaddam , par parak , pardisa 1 , pare , pariedarya , parisa*M , parisa2000 , parisaparisa , peymaneh , princess74 , Raha*10* , Rez1_ds , reza635 , rezno , riitaa , Ronash , roya62 , roze_zard , ro_kh , sadaf.a , sadaf.sh , saghi.m , sahel_m , saktin , samir , sana1994 , Sanaz1370 , saqi , sara parvizi , sara2876 , sarah♥♥♥ , sasa75 , SEA SHELL-600 , sedena , setaresetar , setayesh1363 , SHADI 73 , shafagh 69 , sheida_953 , shiva 501 , silverstar , Sokout , somy_kh , sorme* , star_crossed , sαвα , tama1011 , tazianeh , Tekin , Termeh1 , Titania1273 , to0oranj , UnKnOwN_Sh , V!olet , vampire_undead , violet_mahtab , yasesabs , yas_sepid63 , yox1n , zahra.94 , Zahra_niki , Zarizar , zeinabjoon , ziglernata , zizi.m , ~nas!m~ , آتری , آذردخت , آستاره , اب و اتش , اتل و متل , ارمغان شادی , اقا ناز , النار , برادپیت , بهارجون , بی بی گل , تابتا , ترنج خاتون , تیلا , ذانا , رومی , زر زرد , زهرا رضایی , س.و.ن.ی.ا , ستاره بارون , ستاره.ث , سرتق , سپیدوسیاه , شادزی , شاپررک , شرقي , شه تاو , صحبا , غزال آریا , غزال66 , فروغ 74 , فروغ مظلومی , ققنوس98 , م.م.ر , م.نوری , مدار2 , مرجان55 , مرواریدجووون , مشکاندخت , معمار کوشمولو , مهرآذین , مهسا112 , مژگان بانو , نامی , نسرین78 , نسيا , نفس71 , نم نم باران , نیاز.ش , نیکا83 , ویشار , پرستو خانم , پرواس , پـردیس , پونام , کمند , یاس طاهری , ●ʀσzнiиα● , ♣ tiam ♣

  5. Top | #13

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    709
    میانگین پست در روز
    0.87
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    4,159
    تشکر شده 23,439 در 499 پست
    حالت من
    Badjens
    اندازه فونت

    Talking اگه گفتی من کیم؟

    9 از جام بلند شدم یه دوش گرفتم،وسایلم آماده بود،اومدم پایین مامانو بابا تو آشپزخونه بودن....


    -سلام صبح بخیر


    مامان-سلام عزیزم بشین صبحونه بخور


    بابا-بیا بابا بشین پیش خودم


    +نگاهش کردم رو گونش یه کم کبود بود،خودمو زدم به کوچه علی چپ..


    -بابا صورتت چرا کبودِ؟؟؟!!!


    بابا-چیزی نیست


    -یعنی چی خوب چه بلایی سرت اومده؟؟!!


    مامان-دیشب دزد اومده بود


    +یه کم به تُنِ صدام جو دادم...


    -چــــــــــی؟؟؟!!!


    مامان-میگم دزد اومده


    -شوخی می کنی؟پس چرا من نفهمیدم؟


    مامان-چون تو خواب ناز بودی


    -تعریف کن ببینم چی شده؟


    مامان-نمی دونم 30/3،3بود،از خواب پاشدم آب بخورم،دیدم صدا میاد،آرمینو صدا زدم رفت دم پله ها دید دزد اومده


    میله بارفیکسو برداشت رفت پایین...منم از بالا نگاش می کردم...لامصبا 4تا بودن


    3تاشون افتادن به جونه بابات،اون یکی نمیدونم چرا شروع کرد به زدن هم دستاش...آخر سرم رفت سراغ بابات...


    پرید ماچش کرد...منــــــــو میگی...اومدم پایین...یه گلدونه گنده ی سنگین برداشتم کوبیدم تو کمر طرف..


    خیر ندیده خجالتم نمی کشید....رفتم سمتش 2تا چک زدم تو صورتش...یه 4،5باریم کلشو کوبیدم تو دیوار...


    خلاصه اینقدر التماس کرد تا ولش کردم....یکی از همسایه ها انگاری به پلیس خبر داده..اونام اومدن بردنشون..


    +خندم گرفته بود،جز پرتابِ گلدون هنر نمایی دیگه ای از مامان ندیدم!!!


    لبمو از داخل گاز گرفتم تا نخندم،بابارو نگاه کردم،اونم یه لبخند گله گشاد زده بودوداشت مامانو می دید


    مامانم براش چشمک زد تا دید دارم نگاش می کنم...


    مامان-اِ زود بخور دیگه...وسایلتو آماده کردی؟


    -بـــــله


    بابا-باید سریع بریم فرودگاه


    +بعد صبحونه کارامو کردم بابا هم وسایلمو گذاشت تو ماشین وپیش به سوی فرودگاه......


    تقریبا همه اومده بودن،ایول عجب استقبال گرمی....با همه دست دادمو روبوسی کردم..


    به پرهام فقط دست دادم....موقع خداحافظی منو مامانو بابا چه فیلم هندی راه انداخته بودیم...


    مامان که حسابی گریه کرد(میخواستم بگم نمی خواد گریه کنی،دیشب به خاطر شاهکارت من به اندازه کافی گریه کردم)...


    -اِ گریه نکن قربونت برم،این کارارو کنی نمیرما...


    مامان-خیلی مراقب خودت باش ، پرهام جان دختر منو تنها نزاری ها...


    پرهام-این چه حرفیه مامان مگه میشه تنهاش بزارم،خیالتون راحت


    بابا-دخترمو می سپارم به تو امیدوارم امانت دار خوبی باشی...

    پرهام-تمام سعیمو می کنم...

    *****


    پرهام-بهار بلند شو رسیدیم


    -بزار یکم دیگه بخوابم بعدا میریم


    پرهام-چی چیو بخوابم پاشو همه رفتن


    +یهو از جام پریدم،هیچ کس تو هواپیما نبود...رفتیم بیرون...وسایلامون رو تحویل گرفتیم...


    پرهام-قرار بیان دنبالمون


    -کی؟


    پرهام-یکی از دوستام


    -آهان باشه


    +داشتیم راه میرفتیم که یه دختر مو بلُند قد کوتاه لاغر،داشت میدویید سمته ما،با خودم گفتم طرف دیوونس..


    یه نیشخند زدم...اما درجا نیشخندم تبدیل به تعجب شد،جوری که چشمام داشت از کاسه در میومد


    دخترِ پرید بغل پرهامو،دستشو انداخت دور گردنشو لباشو بوسید..دهنم چسبیده بود کف زمین


    زل زده بودم بهشون،پرهام دخترِرو از خودش جدا کردوبا ترس به من نگاه کرد


    دخترم منو نگاه کردواومد جلوم دستشو دراز کرد


    *سلام من ویکتوریا نامزد پرهام هستم،میتونی ویکی صدام کنی،تو باید دختر عموی پرهام باشی؟


    باز چشمام زد بیرون....چـــــــی؟؟؟!!!!نامز د!!!!به پرهام نگاه کردم؛سرشو انداخته بود پایین..


    به دخترِ دست دادم،فارسی انگلیسی جوابشو دادم..


    -هـــــِلو نکبت خانوم،هاو.آر.یو.یک دهنی از تو واین پرهام سرویس کنم...


    ویکی-چـــی؟


    +ای داد،این فارسی میفهمه؟!!


    -اِ تو فارسی بلدی؟


    ویکی-یک کم،نه خیلی(بهتر به نفع من بیشتر میتونم فوشت بدم)


    -زرشــــــــــک


    +دیدم یه پسری داره میاد سمته ما،لابد اینم می خواد بپره منو ماچ کنه!!


    پرهام با عصبانیت نگاهش می کرد،پسره هم سعی می کرد نگاهش نکنه...دستشو آورد جلو...


    *سلام خانوم،خیلی خوش اومدین،امیر هستم دوستِ پرهام جان


    +مجبوری باهاش دست دادم


    -سلام ممنون


    +آروم جوری که خودم بشنوم


    امیر-در ضمن تبریک میگم


    +چپ چپ نگاهش کردم حساب کار دستش اومد،پرهام اومد سمتمو نزدیک گوشم..


    پرهام-بعدا بهت توضیح میدم


    +زل زدم تو چشماش ...


    -خفه شو حالم ازت بهم می خوره


    +و جلوتر از اون راه افتادم...این هم از زندگی جدیدم...در کنار یک هوو...چه شود...


    انقدر اعصابم داغون بود که توجهی به زیبایی بیرون نکردم...هـــِـــ چه کلاسی هم گذاشتن با لیموزین اومدن دنبالمون..


    تو راه هیچ کس حرفی نمیزد...ویکی که آویزون پرهام بود...امیرم سرش تو گوشیش...


    منم مثلا داشتم بیرونو نگاه می کردم...اصلا متوجه گذر زمان نشدم...ماشین توقف کردو ما باید پیاده میشدیم...


    امروز قیافم واقعا دیدنی بود...خونه که چه عرض کنم قصر جلوم بود...


    پرهام اومد کنارم...


    پرهام-به خونه ی خودت خوش اومدی


    -این جا مال تواِ؟؟!!


    پرهام-آره


    +حالا یکی بیاد منوجمع کنه،بابا این که میلیاردره.....آخه من چجوری اینو بتیغم؟؟

    هر چی ازش بزنم،بازم داره....ای خـــــدا چه گلی به سرم بگیرم...اونم با یه هوو...




    دوستای گلم خسته نباشین(منم که بوق)

    یه وقت خدایی نکرده..امتیاز ندینا جانه خودم ناراحت میشم

    قابل توجه دوستانی که گفتن این کارارو نکنم(خوب گفتم،راضی شدین؟)
    امروز بازم پست میزارم مرسی که رمان درِپیت منو میخونین

  6. 304 کاربر از پست خیر ندیده تشکر کرده اند .

    !!! NAFAS !!! , !shamim! , $hanane$ , "ROZHAN" , **heaven*girl** , **roksana** , *banoo* , *Jacquelina* , *N@M!S , *NaZ@NiN.B* , *S@RA , *sara-m* , *shima* , *spring* , *_*aseman*_* , *~MoonGirl~* , --Nila-- , ...eli... , ...نگین... , .:MahshiiiD:. , .MAHBUBEH. , /لاله/ , 77ZAHRA , ==== , A.p.b , Abandokht , abien , adamak.68a , aflak , ali1205 , Altin ay , amiparsa , amorist , ana43 , angle92 , anita619 , anita77 , Anolin , arezo* , arman_iran , Arrosha , artii , asal Queen , asal-1412 , asal-661 , asemanii , ashkannia , aslak , atefeh_49 , atyek , Auntie Negar , Autumn's Maryam , azarsana , azita 75 , b3666 , ba-maram , barane khazan , behnazhmz , behtarinha , bikari , busy , chobiiin , crimson love , dara77 , dark chocolate , Defne , Deldel , deragun , elahegood , elena_1989 , eli1234 , elielo , elmira.Be , elmiraa_20 , elnaz dadkhah , emel_20 , enm1387 , et@yesh$ , f@(/@$ , fa62 , faghatdream , farg0o0o0o0ol , farvar1376 , faryad(sf) , FaTam , fatemeh!! , fathemeh , fatima92 , fatima_ma2020 , foozhan az , geniuse , ghazal_king , ghorob89 , GISU KAMAND , golnaz78 , gopel , hala , hana_m , Haniday , harimeshgh , haveking , hediyeh_b , hedra , helia m , helik , hoda.4470 , HOOM@N , iryane , JASMINE FLOWER , jezgheli , Just Say No , kfdh , khademre , kimia joon , komiteh , ladyscreamerr , lartmis , leila.kh , leila93 , leilaaa98 , little princess , love-sick , m.diamond.s , mahana1 , mahda , mahdieh.k , mahsa qw , MAHSA-O , mahsa65 , Mahsa7500 , mahsafall , mahya abedi , Maman fariba , mamorin , Mansoure 391 , maraal , maral.artimis , marale , maryam56 , matin_a , mehrnoosh13 , mehrnoush_re , melodina , mfr60 , mina68 , miss fati , miss mona , mmmsima , mobina , MONA1367 , moonila , m_reisie , N!l00f , narcisus , nasim j , nasrin44 , nastaran86 , nazanin sh , nazi1 , nazila94 , nbanoo , nedaj , neg neg , neg nego , negar1373 , negin.137 , Negin96 , neginra , NiceNoice , niloofarafoolin , ninja fairy , noshafarin , pacifist , pakdel , pani.moghaddam , par parak , pardisa 1 , pare , pariedarya , parisa*M , parisa2000 , peymaneh , princess74 , RADPA , Raha*10* , Rez1_ds , reza635 , rezno , riitaa , Ronash , roya62 , roze_zard , ro_kh , sabouraneh , sadaf.a , sadaf.sh , saghi.m , sahel_m , saktin , samir , sana1994 , Sanaz1370 , sangpare , saqi , sara parvizi , sara2876 , sarah♥♥♥ , sasa75 , SEA SHELL-600 , sedena , setaresetar , setayesh1363 , SHADI 73 , SHADI-R , shafagh 69 , sheida_953 , shiva 501 , silverstar , Sokout , somy_kh , sorme* , star_crossed , sαвα , tama1011 , tazianeh , Tekin , Termeh1 , tina p , Titania1273 , tคгค , UnKnOwN_Sh , V!olet , vahid. , viyoo , yas_sepid63 , yox1n , Zahra_niki , Zarizar , zeinabjoon , ziglernata , zizi.m , ~ sara bala ~ , ~nas!m~ , ~sania~ , آتری , آذردخت , آرزو نازنین , آستاره , اب و اتش , اتل و متل , ارمغان شادی , اقا ناز , النار , برادپیت , بهارجون , بی بی گل , تابتا , ترنج خاتون , تیلا , خیال غزل , ذانا , زر زرد , زهرا رضایی , س.و.ن.ی.ا , سانجانا , ستاره بارون , ستاره.ث , سرتق , سپیدوسیاه , شادزی , شاپررک , شرقي , شه تاو , صحبا , غزال آریا , غزال66 , فروغ 74 , فروغ مظلومی , ققنوس98 , م.نوری , مدار2 , مرجان55 , مرواریدجووون , مشکاندخت , معمار کوشمولو , مهسا112 , مژگان بانو , نامی , نسرین78 , نسيا , نفس71 , نم نم باران , نگاه روشن , نیکا83 , هانیه خانومی , ویشار , پرستو خانم , پرواس , پروانه! , پـردیس , کمند , یاس طاهری , یاناک , ●ʀσzнiиα● , ♣ tiam ♣

  7. Top | #14

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    709
    میانگین پست در روز
    0.87
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    4,159
    تشکر شده 23,439 در 499 پست
    حالت من
    Badjens
    اندازه فونت

    Talking اگه گفتی من کیم؟

    کی میشه این داستان تموم شه همتون از دسته من راحت شین
    چندتا عکس از محیط اطراف خونه گذاشتم تا بهتر با فضا ارتباط برقرار کنین...میدونین که اعصاب معصاب توصیف اطرافو ندارم


    همکار بخش : تو تاپیک تایپ نباید عکس بذارین، پست تون ویرایش شد






    +بدون اینکه اون 3نفرو آدم حساب کنم،رفتم دور تا دور این نمای ویلایی رو دید زدم....


    عجب چیزی بود(عکساشو گذاشتم شمام حال کنین)فضای دوروبرم انقدر جورواجور بود که حسابی محوش شدم...


    یه قسمتی پر بود از درختای نخل...ما بینش یه دیوارسنگی حالت صخره مانند بود،اونو دور زدم....


    ای جـــــــــــان این دیگه چیه....نشستم رو زانو....دستمو گذاشتم رو سرم...


    -ای خـــــــــــدا چی کار کنم....با چه رویی برگردم پیش خانوادم....از یه طرف زرقو برق اینجا منو گرفته....


    از یه طرفم غیرتم قبول نمی کنه خودمو خارو ذلیل نشون بدم...می گی چی کار کنم؟؟


    دست رو دست بزارم هر غلطی دلش خواست بکنه؟....پس تکلیف من چی میشه؟؟...


    من با این بچه ی تو شکمم چه کنم....اوم من که بچه ندارم....خدا جون این یه تیکه اشتباه شد...


    اصلا میدونی چیه....


    +سرمو بلند کردم....جا شما خالی نباشه یه سکته ی خفیف زدم....


    یه سگ بزرگ مشکی از نژاد گرگی،جلوم سبز شد....داشت نگاهم می کرد...


    وایسادم....جیغ بنفش که چه عرض کنم،فراتر کشیدمو...الفـــــــــــرار. ....


    جیغ میزدمو می دوییدم....سگم پارس می کردو دنبالم میومد....از نفس افتاده بودم...


    از دور پرهامو دیدم،جیغ زدم.....


    - پرهــــــــــــام کمــــــک.....


    رسیدم بهش...رفتم پشت لباسشو گرفتمو پرهامو سپر خودم کردم...


    سگم ول کن نبود...آخر پرهام یه داد خفن سرش زد...


    پرهام-رکس بشــــــــــــین...


    +سگم خـــــــــــرِ حرف گوش کن(تا حالا دیده بودین؟)نشست،رنگم حسابی پریده بودو نفس نفس میزدم....


    پرهام-چته؟؟؟!!بابا این که کاریت نداره،فکر کرده می خوای باهاش بازی کنی...قیافشو نگاه...


    -به قبر ننش می خنده،می خواد بازی کنه؟؟!!اگه وایساده بودم که تیکه پارم کرده بود...


    پرهام-نباید ازش بترسی،بیا جلو ببین کاریت نداره..


    -نه من جام راحته....برش دار ببر...من از سگا متنفرم...


    پرهام-خوب بیا بریم تو


    -من هیچ جا نمیام


    پرهام-الان وقت لج بازی نیست بهار...


    -هــــِـــ لجبازی؟انتظار داری دور سرم حلوا،حلوات کنم؟


    پرهام-گفتم بعدا توضیح می دم بیا بریم...


    +حرکت کرد بره،منم همین جور سر جام وایسادم.....باز سگه بلند شد....یه قدم رفتم عقب...


    انگشت اشارمو گرفتم طرفش.....جلو نیا.....


    خدا شاهدِمیزنم دکو دهنتو سرویس می کنم......


    چِخه....


    هـِـــری...(یکم اومد جلو)


    پیشته....


    هــــــو...


    میگم جلو نیا....


    چخه چخه.....


    زبون آدمیزاد حالیت نمیشه؟؟....


    دِ نیا لامصب.....


    جونه ننت....داییت...زن داییت...


    بیخیال من شو....


    اصلا بزار چاق بشم چله بشم بعد بیا هر غلطی دلت خواست بکن....


    ای بابا،خرم که نمیشی...


    دورو برمو نگاه کردم...یه توپ تنیس دیدم....آروم آروم رفتم توپو برداشتم.....


    سگه تا توپو دید،دوید سمتم،رو پاش بلند شد...یه داد زدم..


    یا جــــــــدِ سادات


    +توپو با تمام قدرتم پرت کردم...سگم دویید دنبالِ توپ..


    از موقعیت استفاده کردم...رفتم پیش پرهام...داشت بهم میخندید(رو آب بخندی)وارد ویلا شدیم....


    خیلی بزرگ بود...دکو دهنمو جمع کردم که 10متر باز نشه...


    طبقه ی اول با 3دست مبل راحتی،2دست سلطنتی تزیین شده بود....بعضی از قسمتای سالن فرش کرم پهن شده بود...


    هر جایی که میدیدی 1 در داشت(عیب نداره بعدا فضولی می کنم)یه قسمت سالن از 2طرف پله می خورد،سمت بالا...


    (بدجوری چشمک میزد میگفت بیا بالا منو ببین)ویکی و امیر گوشه ای از سالن نشسته بودن...


    پرهام دستمو گرفت و2تایی رفتیم پیششون...مجبوری از بالا دل کندمو نشستم ور دله اینا...


    امیر-خوب خوش می گذره؟چی کارا می کنین؟


    پرهام-به لطف شاهکارای تو مگه بدم می گذره؟


    امیر خودشو جمعو جور کرد...


    امیر-می گی چی کار کنم؟...از صبح عین کنه چسبیده به من...منم میام فرودگاه...به اصطلاح خودم،خواستم بپیچونمش...


    اومدم میبینم جلوتر از من تو فرودگاهه...


    ویکی-چرا فارسی صحبت می کنین؟من متوجه نمیشم...لطفا انگلیسی صحبت کنید


    آروم:.....


    -خفه توی الاغِ خر این وسط عرعر کردنت واسه چیه؟


    ویکی-چی به من گفتی خر؟(ماشالا به این گوشای تیز)


    -نه عزیزم...ما،یک اصطلاحی داریم...هر کس که چشمای خیلی گیراوزیبایی داشته باشه....میگیم چشماش خَــرداره..


    وتوهم چشمای خیلی زیبایی داری...


    +نیشش تا بناگوش باز شد...


    ویکی-اما من شنیده بودم میگن چشماش سگ داره...


    -تو داهاته ما که میگن خر داره(آره جونه عمم)


    ویکی-ممنون عزیزم،توهم خیلی زیبایی


    -مرسی،خوب عزیزم چند وقته با پرهام آشنا شدی؟


    ویکی-حدودا 8ماهی میشه،ما تو یک مهمونی همدیگرو دیدیم وهمون جا بود که به قوله شما 1دل نه100دل عاشق هم شدیم.


    وخیلی هم دیگه رو دوست داریم...


    +به پرهام نگاه کردم و با یه لحنِ کش داری...


    -آررررره؟؟؟اتفاقا پرهام تو ایران همه فکرو ذکرش پیشه تو بود،مارو اونجا کچل کرد از بس گفت....


    ویکی....ویکی...کیوی..اِ ببخشید ویکی....


    ویکی-یعنی چی کچل کرد؟


    به فارسی...


    -اَه حالا دونه دونه،باید به این زبون نفهم چیز حالی کنم...


    +امیر سرشو انداخته بود پایینو ریز ریز می خندید.... پرهام هی لبشو گاز می گرفت...ویکی هم زل زده بود به من...


    _یعنی همش از تو تعریف می کرد


    امیر-ویکی بهتر ما بریم اینا خستن تازه از راه اومدن...


    +(یاد شعر اگه اشتباه نکنم،معین افتادم)بلند شدم شروع کردم به بشکن زدنو خوندن... پرهام با تعجب نگام می کرد...


    -من از راه اومدم..........من از راه اومدم......با یک گاو اومدم(دستمو یواشکی سمته پرهام آوردم)....


    با یک گاو اومدم......آخه،تو باز کجا رفتی......با این الاغ کجا رفتی....خوب دستتو خوندم...من باهات نمونـــدم ...


    +ویکی فکر می کرد دارم یه چیز درستو حسابی می خونم...تشویق می کردو دست میزد....


    گاهی یه گردنی هم قِر می داد...امیر قاه قاه می خندید... پرهامم حسابی از دستم شکار بود....


    ویکی-واو.... بهار تو خیلی هنرمندی


    -داری پاچه خواری می کنی؟...به من ربطی نداره عزیز....تو خرت از پل گذشته...نمی خواد هوای فامیل شوهرو داشته باشی....


    ویکی-بهار خواهش می کنم انگلیسی صحبت کن من فارسی سختمه...


    -عزیزم گفتم دفعه ی بعد سفارشی فقط برای تو میخونم


    ویکی-واو... مرسی تو خیلی مهربونی...


    -کیه که قدر بدونه


    امیر-ویکی بریم؟


    ویکی-تو به من چی کار داری؟اگه عجله داری میتونی بری...من خودم بعدا میام...


    امیر-اِ ملاحظه ی بهارم کن،اون به خاطر تو نشسته...خستس می خواد استراحت کنه...


    ویکی-بهار برو استراحت کن من راحتم(بچه پررو،شیطونه میگه جفت پا بیام تو صورتشا)


    -نه این جوری خوب من ناراحتم...


    ویکی-باشه پس فردا همو میبینیم...


    +بلند شدن،با پرهام تا در ورودی راهنماییشون کردیم،ویکی باز اومد پرهامو ببوسه که...


    پرهام-نه ویکی...من یه کم سرما خورم میترسم مریض شی عشقم...(زیر لب گفتم:تعارف نکن،جلو من خجالت می کشی؟)

    +ویکی با لبو لوچه آویزون ازش فاصله گرفت.....خداحافظی کردنو رفتن....

  8. 289 کاربر از پست خیر ندیده تشکر کرده اند .

    !!! NAFAS !!! , !shamim! , $hanane$ , **heaven*girl** , **roksana** , *banoo* , *N@M!S , *NaZ@NiN.B* , *S@RA , *sara-m* , *shima* , *spring* , *_*aseman*_* , *~MoonGirl~* , *یک آسمون آبی* , --Nila-- , ...eli... , ...نگین... , .:MahshiiiD:. , .MAHBUBEH. , /لاله/ , 77ZAHRA , ==== , A.p.b , Abandokht , abien , adamak.68a , aflak , ali1205 , Altin ay , amiparsa , amorist , ana43 , angle92 , anita619 , anita77 , Anolin , arezo* , arghavan58 , arman_iran , Arrosha , artii , asal-1412 , asal-661 , asemanii , ashkannia , aslak , atefeh_49 , Auntie Negar , Autumn's Maryam , aynod , azarsana , azita 75 , b3666 , ba-maram , barane khazan , behtarinha , bikari , busy , chobiiin , crimson love , dara77 , dark chocolate , Defne , Deldel , ebrahimi.fari , elahegood , elena_1989 , eli1234 , elmira.Be , elmiraa_20 , elnaz dadkhah , enm1387 , et@yesh$ , f@(/@$ , fa62 , faghatdream , farg0o0o0o0ol , farvar1376 , faryad(sf) , FaTam , fatemeh!! , fathemeh , fatima92 , fatima_ma2020 , foozhan az , geniuse , ghazal_king , ghorob89 , GISU KAMAND , golnaz78 , gopel , hala , hana_m , Haniday , harimeshgh , haveking , hediyeh_b , hedra , helia m , helik , HOOM@N , iryane , JASMINE FLOWER , Just Say No , kfdh , khademre , kimia joon , komiteh , l0vin , ladyscreamerr , lartmis , leila.kh , leila93 , leilaaa98 , little princess , love-sick , m.diamond.s , mahana1 , mahda , MAHSA-O , mahsa65 , Mahsa7500 , mahtab10 , mahya abedi , Maman fariba , mamorin , Mansoure 391 , maraal , maral.artimis , marale , matin_a , mehrnoush_re , melodina , mfr60 , mina68 , miss mona , mmmsima , MONA1367 , moonila , m_reisie , N!l00f , nasim j , nasrin44 , nastaran86 , nazanin sh , nazi1 , nazila94 , nbanoo , nedaj , neg neg , neg nego , negar1373 , negin.137 , Negin96 , neginra , negin_so , niazruby , NiceNoice , niloofarafoolin , ninja fairy , nirvana1234 , noshafarin , pakdel , pani.moghaddam , par parak , pardisa 1 , pare , pariedarya , parisa*M , parisa2000 , peymaneh , princess74 , Raha*10* , Rez1_ds , reza635 , reza9000 , rezno , riitaa , Ronash , roya62 , roze_zard , ro_kh , sadaf.a , sadaf.sh , saghi.m , sahel_m , saktin , samir , sana1994 , Sanaz1370 , sangpare , saqi , sara parvizi , sara2876 , sarah♥♥♥ , sasa75 , SEA SHELL-600 , sedena , setaresetar , setayesh1363 , SHADI 73 , shadi 936 , SHADI-R , shafagh 69 , sheida_953 , shiva 501 , silverstar , Sokout , somy_kh , sorme* , star_crossed , sαвα , tama1011 , tazianeh , Tekin , Termeh1 , Titania1273 , to0oranj , UnKnOwN_Sh , V!olet , vahid. , vampire_undead , violet_mahtab , yas_sepid63 , zahra.94 , Zahra_niki , Zarizar , zeinabjoon , ziglernata , zizi.m , ~nas!m~ , آتری , آذردخت , آرزو نازنین , آستاره , اب و اتش , اتل و متل , ارمغان شادی , اقا ناز , النار , برادپیت , بهارجون , بی بی گل , تابتا , ترنج خاتون , تیلا , ذانا , روشناک , رومی , زر زرد , زهرا رضایی , س.و.ن.ی.ا , سانجانا , ستاره بارون , ستاره.ث , سرتق , سپیدوسیاه , شادزی , شاپررک , شرقي , صحبا , غزال آریا , غزال66 , فروغ مظلومی , ققنوس98 , م.م.ر , م.نوری , مدار2 , مرجان55 , مرواریدجووون , مشکاندخت , معمار کوشمولو , مهسا112 , مژگان بانو , میکا , نامی , نسرین78 , نسيا , نم نم باران , نیکا83 , والیما , ویشار , پرستو خانم , پرواس , پـردیس , پونام , کمند , یاس طاهری , ●ʀσzнiиα●

  9. Top | #15

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    709
    میانگین پست در روز
    0.87
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    4,159
    تشکر شده 23,439 در 499 پست
    حالت من
    Badjens
    اندازه فونت

    Talking اگه گفتی من کیم؟

    پرهام-بلاخره تنها شدیم از خونه خوشت میاد؟


    -قابل تحمله


    پرهام-یعنی خوشت نیومده؟


    -سلیقت افتضاحه....حداقل یه قشنگ ترشو انتخاب می کردی


    پرهام-داری تنه میزنی؟


    -مشخص نیست؟؟!!قدش تا زیر زانو منم نیست...از نظر عقلی هم مشکل داره....قیافشم..چه عرض کنم..


    پرهام-بشین می خوام باهات صحبت کنم


    -من حوصله چرتو پرت گویی های تورو ندارم،الانم خستم می خوام بخوابم وسایلمو کجا گذاشتی؟


    پرهام-بریم بالا نشونت بدم


    +بلاخره این حس فضولی که تو وجودم وول می خورد به آرزوش رسید...طبقه ی بالا به بزرگی پایین نبود...


    بیشتر حالت،اتاق،اتاق رو داشت....2تا راهروی جدا از هم و1 سالن بزرگ.....


    پرهام در یه اتاقو باز کردو منتظر شد برم داخل....ترکیب رنگ آمیزی وسایل،کرم بود...


    رنگ دیوار،صورتی چرک....در کل خوشم اومد....کوفتش بشه....


    -من باید اینجا بخوابم؟


    پرهام-ما باید اینجا بخوابیم


    +یه تای ابرومو دادم بالا....


    -با خودت چی فکر کردی؟فکر می کنی چون چیزی بهت نگفتم لالم؟نه جونم از این خبرا نیست...


    باید تکلیف منو روشن کنی..


    پرهام-بچه بازی در نیار،ویکی برای من حکم یه سرمایس...بهترین قراردادو با پدرش بستم...


    میدونی اگه پدرش قراردادو فسق کنه،چه بلایی سرم میاد؟؟کله زندگیم از بین میره.....


    -پس واسه چی اومدی منو گرفتی؟


    پرهام-به اجبار پدر بزرگم


    -چقدرم تو حرف گوش کنی...مگه خودت عقل نداری؟...فقط خواستی دختر مردمو بندازی سر زبون همه..


    که بگن نرفته برگشت خونه ننه باباش؟


    پرهام-می گی چی کار کنم؟یه مدت صبر کن اینو دَکِش می کنم بره


    -مگه تو زندگیت جایی هم برا من هست؟


    پرهام-وقتی خودم زندگیتو خراب کردم خودمم درستش می کنم...


    -حالم از ترحم دیگران بهم می خوره،ازت هیچ انتظاری ندارم...فقط می خوام بزاری اینجا بمونم...


    یه 2سالی میمونم...بعد بر می گردم....


    پرهام-سختش نکن بهار...به خدا خسته شدم...دلم یه زندگی آروم می خواد...پشتمو خالی نکن..چرا بهم فرصت نمی دی؟


    -میدونی...مقصر منو تو نیستیم،مقصر پدر بزرگامونن...مثلا خواستن پیوند دوستیشونو محکم کنن،اما بدتر گند زدن به زندگی ما


    پرهام-باور کن ویکی کوچک ترین اهمیتی برام نداره..


    +یه لبخند اجباری زدم..


    -زندگیه خودته...من ازت توضیح نخواستم...کاریه که شده...


    پرهام-می تونم به عنوان 1 دوست روت حساب باز کنم؟


    دستشو آورد جلو...منم دستمو بردم جلو...همین که اومد دست بده،دستمو کشیدم عقب...انگشت اشارمو بردم بالا...


    -فقط دوست(باهاش دست دادم)حالا اتاقمو نشون می دی؟


    +چند تا اتاق نشونم داد...یه اتاق دنجو نورگیر انتخاب کردم که پنجره های قدی داشت...


    پرهام-گرسنه نیستی؟هنوز هیچی نخوردی


    -نه سیرم می خوام بخوابم


    پرهام-باشه هر طور راحتی..


    +هنوز وایساده بود...انگار باید با اوردنگی پرتش کنم بیرون...


    -شب بخیر


    +سرشو خاروند...نگام کرد...


    پرهام-باشه...شب بخیر خوب بخوابی


    +درو قفل کردم به این بشر اعتباری نیست....لباسمو عوض کردمو ولو شدم رو تخت...در عرض 3سوت بیهوش شدم...


    **************


    7/30 صبح در اتاقمو می زدن،خواب خواب بودم


    -ای بر اون پدرت صلوات....چه مرگته...


    +صدای دختر جوونی میومد...


    *خانم صبحونتونو آوردم


    +جوابشو ندادمو باز خوابیدم...دوباره در زد...نصف انگلیسی....نصف فارسی حرف زدم....


    -اَه....گو بابا....گو....می خوام بکپم....اوکی..


    *خانم....


    -درد.... می گم گو دیگه


    +از بس در زد،بلند شدم...درو باز کردم...


    -هان ....چی میگی اول صبحی؟؟


    *آقا پایین منتظرن...گفتن صداتون کنم


    -باشه برو...خودم میام


    +درو بستم....آخه ننت خوب....بابات خوب...30/7 منو بیدار کردی صبجونه کوفت کنم؟؟


    چشمام بسته بود...یه شلوار گرم کن بایک تیشرت پوشیدم رفتم پایین...هنوز خواب از سرم نپریده بود...


    یه چشی راه می رفتم...وسط سالن وایساده بودم...چونمو خاروندم....حالا کجا باید برم؟؟همون دختر سیریشه اومد....


    سرتا پامو نگاه کرد...


    *خانم از این طرف...


    +دنبالش راه افتادم...در یک سالنو باز کرد....یه میز ناهار خوری 24 نفره بزرگ،همراه با بوفه واز این چرندیات...


    بابا کلاس...یعنی اینجا فقط سالن غذا خوریه؟...مایه دارن دیگه... به ما نمی خورن


    پرهام قسمت بالایی میز نشسته بود...سرتا پامو نگاه کرد....سرشو انداخت پایین...دیدم داره می خنده...


    توقع داره اول صبحی با کت شلوار برم؟...تو حال خودم نبودم وگرنه حالشو می گرفتم..نشستم کنارش...


    -حالا واجب بود منو این موقع بیدار کنی؟


    پرهام-الیک سلام خانم خوش خواب،خوب خوابیدی؟


    -اگه میزاشتی بخوابم،اون موقع می تونستم جواب سوالتو بدم


    پرهام-اینجا 30/7 صبجونه سرو میشه...30/12 ناهار....5عصرونه....8شام


    -چه فرقی می کنه...بیخیال...


    پرهام-اینجا ایران نیست...این خونه قانون داره...


    -می گی چی کار کنم؟


    +داشتم چرت میزدم که دستشو کوبید رو میز...6 متر از جا پریدم...


    -چته باز سگ شدی؟؟!!!


    پرهام-صبحونتو بخور بعد برو بخواب


    +اصلا میل نداشتم...رو میز 1 دیس میوه ی خرد شده...نون تست...کره...پنیر...شکلات...توی ظرف دیگم یه نوع سوپ..


    اینا هم خجستنا...کی اول صبح سوپ می خوره؟؟برا خودم کمی سوپ ریختم که سرمو باهاش گرم کنم...


    تا اون موقع پرهام صبحونشو خورده...دست از سرمنم بر می داره....سکوتی که بینمون بود....


    بیشتر باعث میشد خوابم بگیره،دستم زیر چونم....کم کم چشمام سنگین شد...1چرخشِ سر،2چرخش...


    با کله رفتم تو سوپ....دیگه چیزی نفهمیدم.....


    چشمامو باز کردم...رو تخت خودم بودم،تیشرتم عوض شده بود


    ساعت چنده؟....چشمم به ساعت افتاد،مخم سوت کشید....30/6 بعد از ظهر...بلند شدم...خودمو تو آینه نگاه کردم...


    چشمام پف داشت...1قدم رفتم کنار...اما دوباره برگشتم...جیبای شلوارم چرا برعکسه؟!


    سرمو بردم پایین...وای شلوارمو برعکس پوشیدم..بیخود نیست دخترِ اونجوری نگاه می کرد...


    پرهامو بگو....شدم سوژه واسش...رفتم سراغ چمدونم نبود...در یه کمدو باز کردم...لباسامو چیده بودن توش(وظیفشونه)


    حولمو برداشتم،رفتم حموم....عجب حمومِ با کلاسی...کلی شامپو و...چیزایی که تا حالا ندیدم(دیگه ما تو خونمون از این سوسول بازیا نداشتیم)...نیم ساعته اومدن بیرون،حسابی سرحال بودم....لباسامو پوشیدم...رفتم پایین...


    اَه...باز که این دختره اینجاست...پس پرهام کو؟؟؟ویکی تا منو دید بلند شد باهام دست داد...


    ویکی-سلام بهار جون خوب شد اومدی...تنهایی خیلی حوصلم سر رفته..


    -سلام عزیزم..مگه پرهام نیست؟


    ویکی-نه گفت تا یک ربع دیگه میرسم


    -خوب چه خبر دلت زود به زود برای پرهام تنگ میشه ها...


    ویکی-آره بهش پیشنهاد دادم...منم بیام اینجا با هم زندگی کنیم..ولی قبول نمی کنه،میگه دوست دارم به عنوانِ همسرم همیشه اینجا بمونی...نه به عنوان هم خونم


    -عجـــــــــب...خوشبخت باشین...


    ویکی-همچنین تو...کسی تو زندگیت هست؟(برا اینکه کم نیارم)


    -آره یکی هست...تو ایرانه...خیلی دوستم داره...تصمیم دارم برگشتم ایران...باهاش ازدواج کنم..


    +از پشت صدای پرهام اومد...برگشتم نگاهش کردم...اوه اوه با یه من عسلم نمیشه خوردش.....


    اخماشو نگاه...ویکی بلند شد دستاشو از هم باز کرد...به حالت دو می خواست بره تو بغل پرهام...


    باید از جلو من رد میشد...تا خواست بره یه جفت پا خوشکل براش اومدم که با مخ خورد زمین...


    از جام بلند شدم... پرهامم اومد


    -ای وای ویکی جون چی شد(آروم گفتم:زنده ای هنوز؟)این پرهام حسابی حواستو پرت کرده ها...ببینمت...


    + پرهام یه نگاه خوف ناک بهم کرد...نکنه دید جفت پا گرفتم؟


    پرهام-احتیاجی نیست خودم کمکش می کنم...


    +ویکی هم تو این هیرو ویر...خودشو برا پرهام لوس می کردو آخ و اوخِش رفته بود هوا....


    -چه بدنِ ضعیفی داری...النگوهات نشکنه...


    ویکی-نه من النگو ندارم(اَسگله نه؟)


    +با کمک پرهام نشست رو مبل...حوصله ی لوس بازی های اینو نداشتم...رفتم باز فضولی....


    در یه اتاقو باز کردم...حالت نشیمن داشت...،یک دست مبل راحتی،تی وی به دیوار وصل بود...


    پشت دیوارم راه راه سیاهو سفید...1قسمتم فقط در شیشه ای بودو به بیرون راه داشت...


    دراز کشیدم رو مبل،کنترلو برداشتم...کانالارو زیرو رو کردم...چیزی نداشت..زدم ماهواره..


    یه کانال همش شو پخش می کرد...همونجا گذاشتم خودمم بلند شدم به قر دادن...آهنگ اول تموم شد...


    آهنگ دوم...وسطای آهنگ در باز شدو پرهام اومد تو..منم تند تند شروع کردم درجا زدن....


    پرهام-چی کار می کنی؟


    -مگه نمی بینی دارم ورزش می کنم


    پرهام-آهان...بیا شام


    -می گفتی کلفتت صدام می کرد...برو میام


    پرهام-همیشه یه زهری بریز...باشه زود بیا


    +رفت منم باز ادامه ی رقصمو انجام دادم...تموم که شد،تی وی، رو خاموش کردم...رفتم پیش اونا...
    ویرایش توسط خیر ندیده : 1391,05,19 در ساعت ساعت : 01:24

  10. 287 کاربر از پست خیر ندیده تشکر کرده اند .

    !!! NAFAS !!! , !shamim! , $hanane$ , "ROZHAN" , **heaven*girl** , **roksana** , *banoo* , *Jacquelina* , *N@M!S , *NaZ@NiN.B* , *S@RA , *sara-m* , *shima* , *spring* , *_*aseman*_* , *یک آسمون آبی* , --Nila-- , ...eli... , ...نگین... , .:MahshiiiD:. , .MAHBUBEH. , /لاله/ , 77ZAHRA , ==== , A.p.b , Abandokht , abien , adamak.68a , aflak , Altin ay , amiparsa , amorist , ana43 , angle92 , anita619 , Anolin , arezo* , arghavan58 , arman_iran , Arrosha , artii , asal-1412 , asal-661 , ASAL.R , asemanii , ashkannia , aslak , atefeh_49 , atyek , Auntie Negar , Autumn's Maryam , azarsana , azita 75 , b3666 , ba-maram , barane khazan , behtarinha , bikari , bugh , busy , chobiiin , crimson love , dara77 , dark chocolate , daydream... , Defne , Deldel , ebrahimi.fari , elahegood , elena_1989 , eli1234 , elmira.Be , elmiraa_20 , elnaz dadkhah , enm1387 , et@yesh$ , f@(/@$ , fa62 , faghatdream , farg0o0o0o0ol , farvar1376 , faryad(sf) , FaTam , fatemeh!! , fathemeh , fatima92 , fatima_ma2020 , foozhan az , geniuse , ghazal_king , ghorob89 , GISU KAMAND , golnaz78 , gopel , hala , hana_m , Haniday , harimeshgh , haveking , hediyeh_b , hedra , helia m , helik , HOOM@N , iryane , JASMINE FLOWER , jezgheli , Just Say No , kfdh , khademre , kimia joon , komiteh , l0vin , lartmis , leila.kh , leila93 , leilaaa98 , little princess , love-sick , mahana1 , mahda , MAHSA-O , mahsa65 , Mahsa7500 , mahtab10 , Maman fariba , mamorin , Mansoure 391 , maraal , maral.artimis , marale , maryam56 , matin_a , mehrnoosh13 , mehrnoush_re , melodina , mfr60 , mina68 , miss mona , mmmsima , moonila , m_reisie , N!l00f , nasrin44 , nastaran86 , nazanin sh , nazi1 , nazila94 , nbanoo , nedaj , neg neg , neg nego , negar1373 , negin.137 , neginra , negin_so , niazruby , nikaan , niloofarafoolin , ninja fairy , No0sh , noshafarin , pakdel , pani.moghaddam , par parak , pare , pariedarya , parisa*M , parisa2000 , peymaneh , princess74 , Raha*10* , reza635 , reza9000 , rezno , riitaa , Ronash , roze_zard , rozhina , ro_kh , sadaf.a , sadaf.sh , saghi.m , sahel_m , saktin , samir , sana1994 , Sanaz1370 , sangpare , saqi , sara parvizi , sara2876 , sarah♥♥♥ , sasa75 , SEA SHELL-600 , sedena , setaresetar , setayesh1363 , SHADI 73 , SHADI-R , shafagh 69 , shiva 501 , silverstar , Sokout , somy_kh , sorme* , star_crossed , sαвα , tama1011 , tazianeh , Tekin , Termeh1 , Titania1273 , to0oranj , UnKnOwN_Sh , V!olet , vahid. , vampire_undead , violet_mahtab , yasesabs , yas_sepid63 , yox1n , zahra.94 , Zahra_niki , Zarizar , zeinabjoon , ziglernata , zizi.m , ~nas!m~ , آتری , آذردخت , آرزو نازنین , آستاره , اب و اتش , اتل و متل , ارمغان شادی , اقا ناز , النار , برادپیت , بهارجون , بی بی گل , تابتا , ترنج خاتون , تیلا , ذانا , روشناک , رومی , زر زرد , زهرا رضایی , س.و.ن.ی.ا , سانجانا , ستاره بارون , ستاره.ث , سرتق , سوداا , سپیدوسیاه , شادزی , شاپررک , شرقي , صحبا , غزال آریا , غزال66 , فروغ 74 , فروغ مظلومی , ققنوس98 , م.م.ر , م.نوری , مرجان55 , مرواریدجووون , مشکاندخت , معمار کوشمولو , مهرآذین , مهسا112 , مژگان بانو , نامی , نسرین78 , نسيا , نم نم باران , نیکا83 , ویشار , پرستو خانم , پرواس , پـردیس , پونام , کمند , یاس طاهری , ●ʀσzнiиα●

  11. Top | #16

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    709
    میانگین پست در روز
    0.87
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    4,159
    تشکر شده 23,439 در 499 پست
    حالت من
    Badjens
    اندازه فونت

    Talking اگه گفتی من کیم؟

    روبه روی ویکی نشستم...


    -بهتر شدی؟


    ویکی-بله بهترم


    -میگم پرهام،به دوستت امیرهم می گفتی بیاد


    +یه تای ابروشو داد بالا:


    پرهام-که چی بشه؟


    -هیچی دور هم باشیم...


    ویکی- پرهام بیا درباره ی تاریخ ازدواجمون صحبت کنیم...نظرت راجع به آخر همین ماه چیه؟


    پرهام-عزیزم،گفتم تا این پروژه تموم نشه،من نمی تونم فکری واسه ازدواج کنم...


    +ویکی لب ورچید....


    ویکی-آخه چرا؟مگه دوست نداری کنار هم باشیم؟تشکیل خانواده بدیم؟


    پرهام-مگه میشه نخوام...اما الان ذهنم حسابی درگیرِ کارِ...تحمل کن عزیزم...


    ویکی-به خاطر تو بازم صبر می کنم(دستشو گرفت)دوستت دارم...سرشو آورد جلو...


    +اَ...اوق....دستمو بردم جلو دهنم چند تا اوق زدم...از جام بلند شدم...


    -مرسی شام خوشمزه ای بود...ولی انگار به من نمی سازه


    +اومدم بیرون...بهار نیستم اگه حالِ شما 2تارو نگیرم...رفتم اتاقم...درو قفل کردم...


    یه شلوارک برمودای جذبِ مشکی...تاپ مشکی...کتونی....نقابِ زورو...کلاه مشکی....


    تیپم واسه کرم ریختن آماده شد.....دوش حموم اتاقمو تا آخر باز کردم،اومدم بیرون


    در پنجره اتاقمو باز کردم....و از دیوار رفتم پایین...یه راست رفتم سراغ ماشین ویکی......


    دورو برمو دید زدم...خبری نبود....با کلید،رو کاپوتِ ماشین یه آرم لبخنده گنده کشیدم وبغلش نوشتم...


    اگــــــه گفتی من کیم؟؟؟


    باز از دیوار بالا رفتم...نشستم رو صندلی...داشتم فکر می کردم چه بلایی سر پرهام در بیارم..یک ربع گذشت....


    صدای جیغ ویکی بلند شد...آخی،نازی...شاهکارمو دیدی؟؟نیم ساعت بعد پرهام با صدای بلند اسممو صدا میزد...


    با مشت میکوبید به درِ اتاق...وای اگه منو با این لباسا ببینه چی؟...همه ی لباسامو در آوردمو انداختم تو کمد...


    خودمم پریدم زیر دوش،موهام خیس شه...حسابی که خیس شدم...یه حوله گرفتم دورمو...اومدم بیرون...


    هنوز در میزد...درو باز کردم...اومد تو،درو بست....


    -چی شده چرا همچین می کنی؟؟؟!!!


    +سرتا پامو نگاه کرد...داشت هیز بازی در میاورد...


    -اومدی اینجا واسه چی؟؟صداتم انداختی رو سرت....


    پرهام-کی رفتی حموم؟؟؟


    -همون موقع که از پیش شما رفتم...خدمتکارام منو دیدن...که چی؟؟


    پرهام-یعنی تو اون بلا رو سرِ ماشین ویکی در نیاوردی؟؟؟


    -چه بلایی؟؟!!!از چی حرف میزنی؟؟


    پرهام-ولش کن مهم نیست...


    -یعنی چی؟؟پس بیخودی سرِمن داد زدی؟


    پرهام-یکی کاپوتِ ماشین ویکی رو خط خطی کرده...از دوربین نگاه کردیم یه زن بوده...


    -از کجا فهمیدی زنه؟؟؟(وای حواسم به دوربین نبود)


    پرهام-از هیکلش دیگه...صورتشو با نقاب پوشیده بود...نتونستیم تشخیص بدیم کیه،زودم غیب شده...


    -حالا چرا اومدی سراغ من؟؟


    پرهام-فکر کردم کارِ تواِ...


    -خوبه والا آش نخورده و دهن سوخته..


    پرهام-من معذرت می خوام...


    -همین؟فقط معذرت می خوای؟همین جوری خشکو خالی؟


    پرهام-خوب چی کار کنم برات؟


    -اول بگو 2تا شربت بیارن با هم بخوریم...


    +ابروهاشو داد بالا....


    پرهام-واقعا؟؟


    -آره خیلی تشنمه


    +زنگ زد پایین....


    پرهام-برام نوشیدنی بیارین..2نفریم...از اون سفارشیا...


    +یه لبخند بهم زد...ای ذاتِ خراب...معلوم نیست چه نقشه ای کشیده...خبر نداری می خوام چه بلایی سرت بیارم...


    سفارش پرهامو آوردن...2تا گیلاس یه ظرفِ پرِ یخ،که یه بطری داخلش بود...در بطریو باز کرد...گیلاسارو پر کرد...


    - پرهام از بیرون صدا میاد...


    پرهام-صدا کجا بود اشتباه می کنی...


    -بابا صدا میاد نکنه دزد باشه؟


    +بلند شد رفت سمته پنجره،منم سریع از زیر میز قرص های خواب آورو که پودر کردمو برداشتم...


    ریختم تو گیلاس پرهام....با انگشت تند تند هم زدم...برگشت...


    پرهام-من میگم صدا نمیاد گوش نمی کنی


    +بلند شدم...


    -خوب صدا میومد..


    +رفت در اتاقو قفل کرد...گیلاسارو برداشت..اومد سمتم..


    -چرا درو قفل کردی؟


    پرهام-مگه نمی گی صدا میاد؟درو بستم خیالت راحت باشه...نترس من اینجام....


    +تو دلم گفتم خر خودتی...گیلاسمو ازش گرفتم..


    -این چی هست؟


    پرهام-چیز بدی نیست...بخور خوشت میاد


    -الکل داره؟؟اگه داره من نمی خورما...


    پرهام-خیلی کمه اصلا متوجه نمیشی...فقط باید یه جا سر بکشی،مثل من ببین...


    +گیلاسو تا ته سر کشید...منو نگاه کرد...


    پرهام-حالا نوبته تواِ


    +خدایا خودمو سپردم به تو...گیلاسو یه ضرب رفتم بالا...ای پرهام دهنتو سرویس،گلوم آتیش گرفت...


    -اه اه زهر مار بهتر از اینه....این چی بود دادی خوردم..


    +خندید...


    پرهام-پیک اول اینجوریه..پیکای بعدی واست عادی میشه


    -نه قربونت همین یکی کافی بود...


    + پرهام پشت به تی وی ایستاده بودومن روبه روش...یهو چشمم افتاد به نقابم رو کشوی پایین تی وی....


    رنگم پرید...نگاهم رو نقاب ثابت موند... پرهام اومد رد نگاهمو بگیره...برا اینکه چشمش به نقاب نیوفته....


    سریع دستامو گذاشتم ما بین صورتش...زل زدم تو چشماش...با تعجب نگام می کرد...


    حالا چه خاکی تو سرم کنم...خدایا خودت کمک کن....


    -اوم...میگما چه چشمای خوشکلی داری؟


    +چشماش رفت پایین سمته لبم...


    پرهام-جدا؟توهم لبای وسوسه کننده ای داری(برو بابا سیرابی)


    +سرشو آورد جلو...ای ننه...یکی بیاد اینو بگیره...بازم اومد نزدیک....نفساش به صورتم می خورد...


    دستشو انداخت دور کمرم،اومد که فاصله ی بینمونو از بین ببره...ولی من زرنگتر از این حرفام...


    زود بغلش کردم،دستمو چند بار کوبیدم تو کمرش...


    +ماشالا...ماشالا...چه پسر آقایی....ماشالا عمو جون...ناز بشی پسر....


    +می خواست از بغلم بیاد بیرون...حلقه ی دستمو تنگ تر کردم....عمرا بزارم به هدفت برسی....


    در حال کلنجار رفتن با دستای من بود...یه تکون خورد پرت شدیم رو تخت...هنوز دستمو سفت چسبیده بودم...


    با تمام قدرتش زور زد...دستامو از دورش برداشت،گذاشت بالای سرم..


    -بابا اون هیکلو بنداز اونور کمپوت شدم...


    پرهام-صبرکن من اول یه کار ناتموم دارم...


    +سرشو آورد نزدیک صورتم...


    -راستی این شعرو شنیدی؟...یک خر خوبی داشتم....ینجه پیشش نزاشتم...دزدِ اومدو بردش...


    اوم بقیش چی بود؟؟آهان دزدِ اومدو بردش یهو گذاشت تو شورتش...ااِِاِ اشتباه شد(هر هر بهم می خندید)


    آهان...ای دزدک ناقلا.... خرم رو بردی کجا؟....من با این خرِ حیوون صبحا میرم به میدون...اگه دستم بیوفتی...


    می فرستمت تو زندون....


    +همین جور که می خندید...


    پرهام-خوب تموم شد؟


    -نه آهنگش مونده لالای...لالای..لالای لالای بگو ایشالا...ماشالا...چشم نخوری ایشالا...


    پرهام-این چه ربطی به اون داشت؟


    -ربطش به بی ربطیشه...


    پرهام-حالا نوبته منه...منم بلدم هنر نمایی کنم...


    +باز صورتشو آورد نزدیکه صورتم....ای خدا همه چرتو پرتام ته کشید...سرم یه کم گیج میرفت...


    به فاصله ی 1سانت از صورتم گوشیش زنگ خورد...کلا ازم فاصله گرفت....


    بلند شد رفت سمت در...قفلو باز کرد...


    پرهام-سلام عزیزم خوبی...نه منتظر تماست بودم...آره راحت رسیدی....حتما پیگیری می کنم...


    +درو باز کرد سرشو برد بیرون....تنش تو اتاق بود کلش بیرون...سریع از تخت بلند شدم رفتم پشت سرش...


    پرهام-آره عشقم...منم همین طور...مراقب خودت باش...بوس بوس...


    +یهو درو باز کردم...یه لگد به پشت پرهام زدم...پرت شد بیرون....درو قفل کردم...


    پرهام-عزیزم شب بخیر...


    +صداش یکم رفت بالا...


    پرهام-بهار این چه کاری بود؟؟درو باز کن...


    +جواب ندادم..


    پرهام-اون روی سگِ منو بالا نیارا....میگم درو باز کن....


    -زرشک گذاشتم برات...بهترِ بری بخوابی،فردا ویکی جون کله سحر اینجاست...


    پرهام-درو باز نمی کنی نه؟؟


    -آره عشقم....مراقب خودت باش...بوس بوس...


    پرهام-تو از این در میای بیرون...میدونم باهات چی کار کنم...


    -آره..البته اگه دستت بهم برسه....


    پرهام-میرسه عزیزم...میرسه....


    +صدای دور شدن قدم های پاشو شنیدم...آخیش به خیر گذشت...ایول..خوب شد با یه پیک مست نشدم...


    ساعتو نگاه کردم 11بود...یعنی 2ساعت دیگه بیهوش میشه؟؟آره بابا یه تن قرصه....


    حولمو درآوردم...لباس خوابمو پوشیدم...رو تخت دراز کشیدم تا 2 ساعت دیگه


    **************


    1 از جام بلند شدم....تو وسایلم،یه رژ جیگری 24 ساعته....رژگونه...ریمل ضد آب،برداشتم...


    در اتاقمو باز کردم....آروم آروم رفتم سمته اتاق خواب پرهام...در اتاقو باز کردم.....


    عین خرس قطبی خوابیده بود....رفتم نزدیکتر...حالا رو تختشم...چند بار دستمو جلو صورتش تکون دادم....


    دیدم نه...قرصه کار خودشو انجام داده...نوبتی هم که باشه نوبت منه....رژو کشیدم رو لباش...حسابی قرمز شد...


    بعد ریمل،به به مژه های خودشم بلند با ریمل چه شود....رژگونم براش زدم...2تا سنجاق از سرم برداشتمو زدم به بغلای موهاش...گوشیو برداشتم... پرهام جون بگو سیب....آفرین تموم شد...بی سروصدا از اتاقش اومدم بیرون....


    ای کاش سایه هم براش میزدما..ایشالا دفعه ی بعد...آخیش دلم خنک شد...رفتم تو اتاقم و راحت خوابیدم...


    *****************


    صبح با صدای کوبیده شدن در اتاقم به دیوار 10 متر از جا پریدم... پرهام عصبانی وارد اتاق شد


    (وای یادم رفت درو قفل کنم)از دیدن قیافش خندم گرفت...ولی خندمو خوردم... پرهام با صدای بلند:


    پرهام-میکشمت بهار...میکشمت...


    +خیز برداشت سمته تخت،جا خالی دادم دویدم پشت صندلی...خیلی عصبانی بود...ازش ترسیدم...


    دنبالم دوید ومنم فرار کردم..اومدم از در برم بیرون...گردنمو از پشت گرفت....یا خدا الان پا چشمم یه بادجون سبز میشه..


    برم گردوند...دستشو برد بالا بزنه تو صورتم...چشمامو محکم رو هم فشار دادم...دستمو گرفتم جلو صورتم...خبری نشد...


    یه چشممو باز کردم،دستش رو هوا مشت شده بود...


    پرهام-یا خودت با زبون خوش برام پاک می کنی...یا هر چی دیدی از چشم خودت دیدی...


    -باشه...جنبه نداریا...خواستم دور هم باشیم...نگا چقدر خوشکل شدی؟تازه 2زار رفته روت..ارزش پیدا کردی...


    پرهام-صداتو نشنوم،فقط پاکش کن...


    +به زبون لالی علمو اشاره کردم..


    پرهام-چی میگی!؟


    +باز ادا در آوردم...


    پرهام-درست حرف بزن ببینم چی میگی....


    -خوب خودت گفتی حرف نزن..میگم بیا صبحونه بخوریم...کارت طول میکشه...پاک شه....من باید انرژی داشته باشم...


    پرهام-لازم نکرده اول صورت من...


    +لبمو غنچه کردم...صورتمو مظلوم...


    -آخه من هیچی نخوردم...سرم گیج میره(سرمو کج کردم)یه چیزی بخوریم بعد باشه؟؟؟


    +کلافه دستشو تو موهاش کشید...دستش رو سرش ثابت موند،اون یکی دستشم گذاشت رو سرش...


    سنجاقارو از موهاش کشید بیرون...رومو بردم سمته دیگه و شروع کردم به سوت زدن...


    پرهام-دیگه چه بلایی سرم آوردی راستشو بگو؟


    -هیچی به خدا فقط همین بود..


    پرهام-ساعت دهه به خاطر تو از کارو زندگی افتادم...دوست داری چه بلایی سرت بیارم؟؟؟....


    -بیخیال...شوخی سرت نمیشه؟؟؟بگو صبحونه رو بیارن بالا میخوریم..خودم درستت می کنم..


    +زنگ زد صبحونه رو آوردن...خودش یه ذره خورد..ولی من حسابی از خجالت شکمم در اومدم...


    حالا چجوری بگم رژت 24 ساعتس؟؟درجا خونمو ریخته...


    پرهام-خوردی؟؟...بدو من باید برم...


    +گارد گرفتم...


    -باشه الان درست می کنم..


    +از صندلی بلند شدم...دویدم سمته در...انگار دستمو خونده بود،چون سریع از پشت گرفتم...


    درو قفل کرد منو انداخت رو دوششو برد سمته حموم...در حمومم قفل کرد...بلیزشو در آورد...فقط با یه شلوارک...


    پرهام-خوب شروع کن...


    +ناچار رفتم جلو....وانو پر آب کردم..زیر چشمی دیدمش...دست به سینه وایساده بود....


    -بشین تو وان..


    پرهام-لازمه؟؟


    -اصلا به من چه خودت میدونی...


    +رفتم سمته در بازومو گرفت


    پرهام-من اعصاب ندارما...بیا کارو تموم کن...


    +تو وان نشست منم لبه ی وان...لیف برداشتم...صابونو شامپو زدم...


    -چشماتو ببند...بازم نکن....


    +با لیف افتادم به جونه صورتش...با1000 بدبختی ریملو پاک کردم...لباشم از بس محکم کشیدم روش...


    دندوناش خورد نشه خیلیه....صورتشو شستم،قرمز شده بود...رنگ لبش یه ذره کمرنگ تر شد..ولی همچنان قرمز بود...


    -خوب دیگه خوشکل شدی..پاک شد...توهم خودتو بشور بیا بیرون...


    +اومدم برم دستمو گرفت....


    پرهام-کجا اول باید ببینم پاک شده یا نه...


    -معلومه که پاک شده 10 ساعت سابیدما...


    پرهام-الان معلوم میشه


    +دستمو سفت گرفت...رفت سمته آینه...سرمو انداخته بودم پایین...


    پرهام-چرا لبم پاک نشده؟


    -چو....چون...چو....


    پرهام-انقدر چین...چون...چان،نکن...چون چی؟


    -اِ...خوب میدونی(سرموبردم بالا)رژت 24 ساعتس...پاک نمیشه...


    +فرار کردم سمته در...تو یک قدی در به ضرب با در یکی شدم ... پرهام از پشت بهم نزدیک شد...دم گوشم گفت:


    پرهام-باید باهات چی کار کنم؟


    -اِ...خوب حالا یه روز نرو سر کار...خودم سرتو گرم می کنم...


    +داد زد:


    پرهام-سرمو گرم می کنی؟چجوری؟


    -اینی که داری توش اروده می زنی گوشه....کر شدم


    +برم گردوند...


    پرهام-میدونی چجوری آروم میشم؟؟...اینجوری..


    +لب هاشو گذاشت رو لب هامو بشدت بوسید ...بعد چند لحظه ازم فاصله گرفت...اومدم بزنم تو گوشش دستامو گرفتو دوباره این کارو تکرار کرد...ولی این بار نه با خشونت....
    ویرایش توسط خیر ندیده : 1391,07,03 در ساعت ساعت : 20:59

  12. 275 کاربر از پست خیر ندیده تشکر کرده اند .

    !!! NAFAS !!! , !shamim! , $hanane$ , "ROZHAN" , **heaven*girl** , **roksana** , *banoo* , *Jacquelina* , *N@M!S , *NaZ@NiN.B* , *S@RA , *sara-m* , *shima* , *_*aseman*_* , *~MoonGirl~* , *یک آسمون آبی* , --Nila-- , ...eli... , .:MahshiiiD:. , .MAHBUBEH. , /لاله/ , 77ZAHRA , ==== , A.p.b , Abandokht , abien , adamak.68a , aflak , Altin ay , amorist , ana43 , angle92 , anita619 , anita77 , Anolin , arezo* , arghavan58 , arman_iran , Arrosha , artii , asal-1412 , asal-661 , ashkannia , aslak , atefeh_49 , atyek , Auntie Negar , Autumn's Maryam , azarsana , azita 75 , b3666 , ba-maram , barane khazan , behnazhmz , behtarinha , bikari , bugh , busy , chobiiin , crimson love , dara77 , dark chocolate , Defne , ebrahimi.fari , elahegood , elena_1989 , eli1234 , elmira.Be , elnaz dadkhah , emel_20 , enm1387 , eshton , et@yesh$ , f@(/@$ , fa62 , faghatdream , farg0o0o0o0ol , farvar1376 , faryad(sf) , FaTam , fatemeh!! , fathemeh , fatima92 , fatima_ma2020 , geniuse , ghazal_king , ghorob89 , GISU KAMAND , golnaz78 , gopel , hala , hana_m , Haniday , harimeshgh , haveking , hediyeh_b , helia m , HOOM@N , iryane , JASMINE FLOWER , Just Say No , kfdh , khademre , kimia joon , komiteh , l0vin , ladyscreamerr , lartmis , leila.kh , leila93 , leilaaa98 , little princess , love-sick , mahana1 , mahda , MAHSA-O , mahsa65 , Mahsa7500 , mahtab10 , Maman fariba , mamorin , Mansoure 391 , maraal , marale , maryam56 , matin_a , mehrnoosh13 , mehrnoush_re , melodina , mfr60 , mina68 , miss fati , miss mona , mmmsima , moonila , m_reisie , N!l00f , nasrin44 , nastaran86 , nazi1 , nazila94 , nbanoo , nedaj , neg neg , neg nego , negar1373 , negin.137 , Negin96 , neginra , negin_so , niazruby , NiceNoice , niloofarafoolin , ninja fairy , No0sh , noshafarin , pakdel , pani.moghaddam , pare , pariedarya , parisa*M , parisa2000 , princess74 , Raha*10* , reza635 , rezno , riitaa , Ronash , roya62 , roze_zard , rozhina , ro_kh , sadaf.sh , saghi.m , sahel_m , saktin , sana1994 , Sanaz1370 , sangpare , saqi , sara2876 , sarah♥♥♥ , sasa75 , sedena , setaresetar , SHADI 73 , shadi 936 , SHADI-R , shafagh 69 , shaghayagh banoO , shiva 501 , silverstar , Sokout , somy_kh , sorme* , star_crossed , sαвα , tama1011 , tazianeh , Tekin , Termeh1 , Titania1273 , to0oranj , UnKnOwN_Sh , V!olet , vahid. , vampire_undead , violet_mahtab , viyoo , with winter , yas_sepid63 , yox1n , zahra.94 , Zahra_niki , Zarizar , zeinabjoon , ziglernata , zizi.m , ~ sara bala ~ , ~nas!m~ , آتری , آذردخت , آرزو نازنین , آستاره , اب و اتش , اتل و متل , ارمغان شادی , اقا ناز , النار , برادپیت , بهارجون , بی بی گل , تابتا , ترنج خاتون , تیلا , ذانا , زر زرد , زهرا رضایی , س.و.ن.ی.ا , سانجانا , ستاره بارون , ستاره.ث , سرتق , سوداا , سپیدوسیاه , شادزی , شاپررک , شرقي , شه تاو , صحبا , غزال آریا , غزال66 , فروغ 74 , فروغ مظلومی , ققنوس98 , م.م.ر , م.نوری , مدار2 , مرجان55 , مرواریدجووون , معمار کوشمولو , مهرآذین , مهسا112 , مژگان بانو , نامی , نسرین78 , نسيا , نم نم باران , نیکا83 , هانیه خانومی , پرستو خانم , پـردیس , پونام , یاس طاهری , ღ♥Mary★Joon♥ღ , ●ʀσzнiиα●

  13. Top | #17

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    709
    میانگین پست در روز
    0.87
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    4,159
    تشکر شده 23,439 در 499 پست
    حالت من
    Badjens
    اندازه فونت

    Talking اگه گفتی من کیم؟

    +بعد از چند دقیقه ازم فاصله گرفت....جفتمون تند تند نفس می کشیدیم....


    -دستمو ول کن...زیادی آروم شدی....ولی بد کسیو انتخاب کردی... گزینه ی تو...یکی مثل خودته...همون،ویکی....


    پرهام-بهار من....من....


    -منو درد....منو مرض...منو یه چی از من گنده تر....می گم دستو ول کن....


    +دستمو ول کرد....درو باز کردم رفتم بیرون....همون قسمتی که استخرِ،تقریبا سرپوشیدس ومبل چیده شده....


    نشستم رو مبل به استخر خیره شدم...چرا جلوشو نگرفتم؟؟؟من که از پسش بر میومدم...پس چرا هیچ کاری نکردم...


    نکنه...خدایی نکرده ازش خوشم میاد؟؟؟!!!خودمونیم عجب حالی داد....نکبت چقدرم حرفه ایه....


    زورو هم دسته کمی از پرهام نداشت....با چه آدمای حرفه ای برخورد دارم....باز خوبه با اون قیافه نمی تونه بیاد پایین...


    باید سریع تر از دست این زندگی خلاص شم...نمی خوام سر بار پرهام شم....دارم بهش وابسطه می شم...


    گرچه ازش خیری ندیدم....اما الان تنها حامیه من تو این غربتِ....رفتم بالا تو اتاقم نبود...


    از وسایلم آدرسو شماره جمو برداشتم،با آژانس رفتم خونش....خدایی لاس وگاس جای قشنگیه....


    شباهم دیگه حسابی خوشکل میشه....نیم ساعت بعد جلوی خونه جم بودم...زنگ زدم....یه دختر جوون هم سنو سال خودم درو باز کرد....


    دختر:می تونم کمکتون کنم؟


    -سلام من با آقای جم کار داشتم...


    دختر:بفرمایین تو...


    -ممنون


    دختر-شما بشینین من پدرمو صدا می کنم...


    -شما دخترشونین؟


    دختر-بله..با اجازه..


    +خونشون به بزرگیه خونه ما نبود....به اندازه ی خودش قشنگو شیکه ....در حال بررسی مبلمان خونه بودم...


    یه آقای پنجاهو خرده ای سال همراه همون دختر وارد سالن شدن...از جام بلند شدم....


    -سلام آقای جم...


    جم-سلام بفرمایید


    +باهم دست دادیمو 3تایی نشستیم


    -من بهار راد هستم....


    جم-اوه بله...ساجدی باهام تماس گرفت...خوبی دخترم؟


    -خیلی ممنون...ببخشید دیگه من آتیشم زیادی تنده...اینه که زود اومدم مزاحمتون شدم...


    جم-نه دخترم این چه حرفیه،اتفاقا ساجدی خیلی ازت تعریف می کرد....اما شنیدن کی بود مانند دیدن...سارا،سامان کجاست؟


    سارا(دخترش)-تو سالن پایین داره تمرین می کنه...


    جم-باشه...خیلی خوب شد...


    +خانمی اومد،شربت آورد...منم که تشنه حال...تا ته شربتو در آوردم...جیگرم خنک شد...لیوانو گذاشتم رو میز....


    سرمو بلند کردم...جم و دخترش بالبخند نگام می کردن...یعنی انقدر ضایع بودم؟؟!!بهشون لبخند زدم....


    جم-بهار جان بیا بریم پایین ازت تست بگیرم،ببینم در چه حدی هستی...


    -بله من آمادم


    +باهم رفتیم پایین یه سالن بزرگ...دور تا دورش انواع وسایل ورزشی و وسط سالن خالی بود...


    1پسر قد بلند پشتش به ما،رو تردمیل داشت میدویید...


    جم-سامان پسرم...


    +تردیلو خاموش کردو برگشت....عــــزیزمی...اگه شوهر نداشتم می رفتم تو خطِ تو بیای منو بگیری...


    به چشم برادری قیافه ی با مزه ای داشت...موهای قهوه ای لخت و چشم های قهوه ای روشن....


    قیافه ی عادی و بی تفاوتی به خودم گرفتم...که فکر نکنه خبریه...اومد جلو:


    جم:پسرم ایشون همون دختریه که قرار بهش آموزش بدم...بهار راد...


    +دستشو آورد جلو و شیطون نگام کرد...


    سامان-سلام خوشبختم از آشناییتون..


    (تو دلم گفتم بایدم باشی وظیفته)


    -سلام..منم از آشنایی با شما خوشبختم...


    جم-می خوام از بهار تست بگیرم(می گن چایی نخورده پسر خاله میشه..نقلِ اینه لابد 2 دقیقه دیگه می گه ضعیفه...زنیکه)


    تو باید حریفش باشی..


    +سامان ابروشو داد بالا..


    سامان-واقعا؟؟!!فکر می کنی بتونه مبارزه کنه؟؟


    +مرده شورتو ببرن...پسره ی زشتِ ایکبیری...وقتی به پام افتادی بهت می گم یه من ماست چقدر کره داره....


    جم-من رو حرف ساجدی،حساب کردم...بهتره شروع کنید...


    +کمی بدنمو گرم کردم،سارا و جم گوشه ای از سالن ایستادن...منو سامان هم روبه روی هم قرار گرفتیم...یه نیشخند بهم زد...


    ادای احترام کردم...جوری که خودش بشنوه...خم شدمو..


    -اسگــــــــل...


    سامان-عمته


    -شوهر ننته...


    +اُه عجب گافی دادما...شوهر ننش که جمِ ...و هم اکنون مسابقه آغاز میشود....


    تند تند بهش ضربه میزدم..همه رو دفع می کرد...گاهی هم ضربه می زد،جا خالی می دادم...شر شر عرق می ریختم...


    انرژیم کم شده بود...یکم وایسادم خستگیم در بره...بی هوا با پاش محکم کوبید تو بازوم...منو می گی؟


    تا به خودم بیام یکی کوبید پشت پام...پخش زمین شدم...نمی دونستم پامو بگیرم یا دستمو....


    این 2تا هم عین ماست یه گوشه وایساده بودن...بابا بیا پسرتو جمع کن...داره منو به کشتن میده...رو زمین ولو شدم...


    ای ننم بیخیال...اومد سمتم،فکر کردم می خواد کمکم کنه...ولی جاش پاشو بلند کرد بکوبه تو شکمم...این روانیه هاااا...


    سریع جا خالی دادم...بازم اومد بزنه...از جام بلند شدم...الان نباید فکر درد باشم...فوقه فوقش یه جام می شکنه دیگه...


    بیخیال مویتا شدم(همینی که قرار فوق حرفه ای کار کنم)...همه ی ورزشارو با هم قاطی کردم واز خجالت سامان در اومدم...وحــشی..خدا شاهدِ اگه دستو بالم کبود شه ...یه کار می کنم...تا عمر داری بچه دار نشی...


    سامان-قرار نیست ...هر چی بلدیو انجام بدی..


    -دارم از جونم دفاع می کنم....


    +به غلط کردن افتادم...یه ضربه ی محکم زد به شکمم...پرت شدم رو زمین...آخ...ننت براد بگریَد...


    باز یه نیشخند زد...برگشت سمته فکوفامیلاش...بلند شدم داد زدم...


    -منـــــــو میزنی؟؟؟


    +دوییدم سمتش...هنوز برنگشته بود...پریدم رو شونشو گوششو گاز گرفتم...دادش رفت هوا...از کولش پایین اومدم...


    و فرار کردم...داشت دنبالم میدویید...منم همچنان از دستش فرار کردم..داد میزدم:


    -آقای جم کمک....بابا بیا جلو این پسرتو بگیر....سارا...سارا عزیزم....


    +اون 2تا هر هر بهم می خندیدن...دیدم از اینا آبی گرم نمیشه داد زدم...


    _استاد فردا باهاتون تماس می گیرم....سارا جان با اجازه....از خونشون فرار کردم..سامان تا یه قسمتی دنبالم دویید...

    ولی بعد بیخیال شد...گوشیم تو جیبم بود یکمم پول داشتم...کیفمم که جا گذاشتم....

  14. 273 کاربر از پست خیر ندیده تشکر کرده اند .

    !!! NAFAS !!! , !shamim! , $hanane$ , **heaven*girl** , **roksana** , *banoo* , *N@M!S , *NaZ@NiN.B* , *sara-m* , *shima* , *_*aseman*_* , *ریما* , *یک آسمون آبی* , --Nila-- , ...eli... , .:MahshiiiD:. , .MAHBUBEH. , /لاله/ , 77ZAHRA , ==== , A.p.b , Abandokht , abien , adamak.68a , aflak , ali1205 , Altin ay , amorist , ana43 , angle92 , anita619 , Anolin , arezo* , arghavan58 , arman_iran , armita1819 , Arrosha , artii , asal-1412 , asal-661 , asemanii , ashkannia , aslak , atefeh_49 , atyek , Auntie Negar , Autumn's Maryam , azarsana , azita 75 , b3666 , ba-maram , barane khazan , bikari , bugh , busy , chobiiin , crimson love , dara77 , dark chocolate , Defne , ebrahimi.fari , elahegood , elena_1989 , eli1234 , elmira.Be , elmiraa_20 , enm1387 , eshton , et@yesh$ , f@(/@$ , fa62 , faghatdream , farah2 , farg0o0o0o0ol , farvar1376 , FaTam , fatemeh!! , fathemeh , fatima92 , fatima_ma2020 , geniuse , ghazal_king , ghorob89 , GISU KAMAND , golgoli jaan , golnaz78 , gopel , hala , hana_m , Haniday , harimeshgh , haveking , hediyeh_b , helia m , HOOM@N , iryane , JASMINE FLOWER , jezgheli , Just Say No , kfdh , khademre , kimia joon , komiteh , l0vin , ladyscreamerr , lartmis , leila.kh , leila93 , little princess , love-sick , mahak78 , mahana1 , mahda , MAHSA-O , mahsa65 , mahsafall , mahtab10 , mAhTa_sAsI , Maman fariba , mamorin , maraal , marale , maryam56 , matin_a , mehrnoosh13 , mehrnoush_re , melodina , mfr60 , mina68 , miss mona , mmmsima , monir1343 , moonila , m_reisie , N!l00f , nasrin44 , nastaran86 , nazanin sh , nazi1 , nazila94 , nbanoo , nedaj , neg nego , negar1373 , negin.137 , Negin96 , negin_so , niazruby , niloofarafoolin , ninja fairy , noshafarin , pakdel , pare , pariedarya , parisa*M , parisa2000 , princess74 , Raha*10* , reza635 , rezno , riitaa , Ronash , roya62 , roze_zard , ro_kh , sadaf.a , sadaf.sh , saghi.m , sahel_m , saktin , samir , Sanaz1370 , sangpare , saqi , sara parvizi , sara2876 , sarah♥♥♥ , sasa75 , sedena , setaresetar , setayesh1363 , SHADI 73 , SHADI-R , shafagh 69 , sheida_953 , shiva 501 , silverstar , Sokout , somy_kh , sorme* , star_crossed , sαвα , tama1011 , tazianeh , Tekin , Termeh1 , Titania1273 , to0oranj , unknown3 , UnKnOwN_Sh , V!olet , vampire_undead , violet_mahtab , viyoo , yas_sepid63 , yox1n , zahra.94 , zahra.z , Zahra_niki , Zarizar , ziglernata , zizi.m , ~ sara bala ~ , ~nas!m~ , آتری , آذردخت , آرشا , آستاره , آژند , اب و اتش , اتل و متل , ارمغان شادی , اقا ناز , النار , برادپیت , بهارجون , بی بی گل , تابتا , ترنج خاتون , تیلا , خرس قهوه ای , خیال غزل , زر زرد , زهرا رضایی , س.و.ن.ی.ا , سانجانا , ستاره بارون , ستاره.ث , سرتق , سوداا , سپیدوسیاه , شادزی , شاپررک , شرقي , شه تاو , صحبا , غزال آریا , غزال66 , فروغ 74 , فروغ مظلومی , ققنوس98 , م.م.ر , م.نوری , مدار2 , مرجان55 , مرواریدجووون , معمار کوشمولو , مهرآذین , مهسا112 , مژگان بانو , نامی , نسرین78 , نسيا , نم نم باران , نیکا83 , هورتاش , ویشار , پرستو خانم , پـردیس , پونام , کمند , یاس طاهری , ღ♥Mary★Joon♥ღ , ●ʀσzнiиα●

  15. Top | #18

    همکار بازنشسته


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    11,875
    میانگین پست در روز
    8.15
    محل سکونت
    لابیرنت
    تشکر از کاربر
    51,551
    تشکر شده 232,077 در 15,752 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط niloofar-s نمایش پست ها
    سلام عزیزم کارت عاللللللللللللللللللللللل لللی
    تو تاپیک تایپ نباید پست بدین!!
    از شما با این سابقه بعیده
    من آدم نرفتن ام، آدم دوست موندن، یا اصلا آدم دیر رفتن ام
    خیلی دیر...
    اما وقتی برم، دیگه آدم برگشتن نیستم. آدم مثل قبل شدن نیستم. باور کن!!


    anna gavalda


  16. Top | #19

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    709
    میانگین پست در روز
    0.87
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    4,159
    تشکر شده 23,439 در 499 پست
    حالت من
    Badjens
    اندازه فونت

    Talking اگه گفتی من کیم؟




    +مجبوری با تاکسی تا یه جایی رفتم...بقیه راهم پیاده...رسیدم خونه بدنم درد می کرد...یه دوش آب گرم گرفتم که حسابی حالم جا بیاد


    ********************


    +الان 6ماهی میشه،اینجا زندگی می کنم....با پرهام بعد اون جریان برخورد آنچنانی ندارم...زیاد همو نمی بینیم...


    برخوردمون در حدِ سلام،خداحافظ....با تعجب فراوان با رکس خیلی خوب شدم....شده رفیق فابم...هر کاری بگم می کنه....بعضی وقتا که حوصلم سر میره وقتمو با اون پر می کنم...واما خانواده ی جم....با سارا خیلی صمیمی شدم...هم سن خودمه....گریم خونده...سامان هم خیلی باحاله...بعد اون جریان...هیچی به روم نیاورد...


    گاهی با سامان و سارا بیرون می رم... پرهامم که آدم نیست...تمرینا خیلی سخته...یعنی هیکل ساجدیو باید طلا گرفت...


    جم اساسی دهنمو سرویس کرده 2،3ماه اول همش بدنم در حال کبود شدن بود...اما کم کم عادت کردم...


    در هفته 3 بار کلاس دارم...امروز عین شاخ شمشاد تو خونه موندمو دارم این ورو اون ور ول می چرخم...


    پرهامم خونس...نمی دونم داره چه غلطی می کنه...اومدم برم تو باغ که چشمم به جمال ویکی جون روشن شد...


    این اوشگولم روی خوش خودشو نشون داد...یه جوری نگام می کنه انگار ارث ننشو ازم طلب داره...


    اومد جلوم بدون اینکه سلام کنه...


    ویکی: پرهام کجاست؟


    -نوکر بابات سیاه بود.... من چه می دونم....بگرد پیداش کن....


    +ایییش....خیلی خوشکله قیافم برا من می گیره....صبر کن دارم برات...


    چند وقت پیش با سامان از یه فروشگاه 1 استخون ...جنس سرامیک خریدم که باهاش رکسو بزارم سر کار...


    اونو از اتاقم برداشتم و اومدم بیرون...استخونو تو جیبم قایم کردم ورفتم تو حیاط پیش رکس..یک ساعتی سرم باهاش گرم بود... پرهامو ویکی اومدن بیرون..آروم رفتم نزدیکشون....


    ویکی-پس عزیزم...8 میام دنبالت با هم بریم....


    پرهام-باشه عشقم...


    +خودمو مثل نخود هر آش انداختم وسط....


    -اِ جایی می خواین برین؟؟


    ویکی-منو پرهام می خوایم امشب بریم دیسکو یه کم خوش بگذرونیم...


    پرهام-اگه دوست داری.... تو هم می تونی بیای...


    ویکی-ولی قرار بود منو تو فقط بریم....


    پرهام-خوب چه اشکالی داره بهارم بیاد...


    ویکی-پرهام....


    +خیلی حرصم گرفت آخه من میام با تویِ لاش خور برم بیرون؟؟...


    -نگران نباش من نمیام...جوش الکی نزن...


    +ویکی با این حرف انگار تو(....)عروسی بود...


    ویکی-عزیزم پس من برم(بریو بر نگردی...به خاک سپردمت)


    +یقه پرهامو کشید جلو رو پاشنه پا بلند شدو پرهامو بوسید....حرصم در اومد...می خواستم کلشو بکنم...


    بغل ویکی بودم...رکسم پشت سرم...اونا همچنان در حال بوسیدن هم بودن...ار جیبم استخونِ رو در آوردم...


    گرفتم پشت ویکیو هی تکون دادم....رکسو دیدم...با کلم اشاره کردم بیا...اونم دویید سمته استخونه...


    تا اومد بپره بگیره سریع دستمو پس کشیدم و رکس پشت ویکیو گاز گرفت(جای ناموسیو..هـــه)


    ویکی چنان جیغی زد که برق از سرم پرید...استخونو سریع گذاشتم تو جیبم...ویکی،انگار زیرش سوزن گذاشتن...


    همش بالاوپایین می پرید...رکسم از همه جا بی خبر... پرهام یه چوب برداشت...دستشو بلند کرد رکسو بزنه،جلوش وایسادم...


    -دست روش بلند کردی...نکردی...


    +عصبی جواب داد...


    پرهام-برو کنار...


    -نمی رم..


    پرهام-میگم برو کنار...


    -اگه بخوای بزنیش باید از رو نعش من رد بشی...


    +منو پرت کرد کنار...رفت پیش رکس...خودمو رسوندم بهش...تا خواست بزنش...خودمو انداختم جلورکس...


    چوب خورد تو کمرم....خیلی بد زد،یعنی اگه به این حیوون خرده بود...داغون می شد(نیست من داغون نشدم)


    از بس تو این مدت بد کتک خوردم دیگه درد برا عادی شده...این رکس بد بختم محکم گاز نگرفتا...


    فقط پرید بهش...این عوضی داره ادا میاد...الکی دستمو گرفتم به کمرمو خم شدم...خودمو انداختم زمین...


    پرهام هول شد...چوبو انداخت رو زمین اومد سمته من....بغلم کرد....


    پرهام-این چه کاری بود تو کردی دختر...


    +ویکی تا اون موقع الکی اینورو اون ور می پرید...تا دید پرهام منو بغل کرده اومد بالا سرمو منو خشمگین نگاه کرد...


    برا اینکه حسابی حرصشو در بیارم...هی خودمو این ورو اون ور می کردم.. پرهامم کمرمو ماساژ میداد....


    پرهام-بهار....خانومی...چت شد....ببخشید...اشتباه کردم...


    ویکی-حالا مگه چی شده...


    + پرهام یه نگاه بهش کردو برگشت سمت من...سرمو بوسید...


    پرهام-دورت بگردم بهتری؟؟


    +بسه دیگه حرصش در اومد... پرهامم داره سو استفاده می کنه...همین الان جلو من جیک تو جیک بودنا...


    سعی کردم ازش فاصله بگیرم....


    -ولم کن خوبم...پاشو،زنت داره سکته می کنه...


    +اهمیتی نداد...


    پرهام-خوبی؟؟؟


    -نه پس تو خوبی....


    +از بغلش اومدم بیرون...بلند شدم کمرمو گرفتم...دولا دولا رفتم تو خونه(ای دستت بشکنه)..در اتاقمو بستم...


    گوشیمو برداشتم...شماره سارا رو گرفتم..بعد از چند بوق جواب داد...


    سارا-باز پیدات شد؟چی از جونه ما می خوای؟


    -کارِ فوری دارم خونه ای؟؟


    سارا-چی شده؟


    -خونه ای؟


    سارا-آره


    -تا 1ساعت دیگه اونجام...


    سارا-باشه منتظرم...


    +گوشیو قطع کردم..تو حیاطو سرک کشیدم...نبودن...یه سری وسیله جمع کردم..در اتاقو زدن...


    -بله؟


    پرهام-بهار درو باز کن منم...


    -می خوام بخوابم برو....


    پرهام-من نمی خواستم این اتفاق بیوفته...


    -که چی؟


    پرهام-درو باز کن می خوام ببینم خوبی...


    -آره خوبم بهتر بری کاراتو کنی واسه شب...


    پرهام-تو هم کاراتو کن باهم بریم...


    -من حالم خوب نیست تو برو خوش بگذره...


    پرهام-مطمعنی؟


    -آره


    پرهام-باشه مراقب خودت باش...


    +رفت...منم کولمو برداشتمو از پنجره رفتم بیرون...حواسمم به دوربینا بود...وقتی رسیدم خونه ی جم تا در زدم...


    ساراوسامان همزمان اومدن بیرون...


    سامان-چی شده؟!


    -به کمکتون احتیاج دارم...


    +2تایی بهم نگاه کردن....


    سامان-بریم تو...


    +تو سالن نشستیم...


    سارا-خوب بگو...


    -اول یه شربت خنک بگین بیارن...حالم بهتر شه....


    +سامان گفت شربت آوردن...تا شربتو آورد یکی برداشتم..اومد بره نگهش داشتم...


    -صبر کن...


    +شربتو تا ته سر کشیدم...لیوان خالیو گذاشتم سر جاش...یکی دیگه برداشتم..


    -حالا می تونی بری...


    +خدمه به سارا تعارف کرد بر نداشت...بعد به سامان...اون یکی شربتم خوردم...هنوز تشنم بود...


    شربت سامان بد جوری چشمک میزد...با حسرت بهش نگاه کردم....سامان رد نگاهمو دید...


    سامان-من تشنه نیستم...اینم می خوای؟؟


    +از جام بلند شدم،رفتم سمتش ....شربتو از دستش گرفتم....


    -وا چرا تعارف می کنی،خوب می خوردی دیگه...


    +شربتو همون جا خوردم...لیوان خالیو گذاشتم جلوش وباز نشستم سرجام...2تایی با تعجب نگام می کردن...


    سامان-نمی خوای تعریف کنی؟


    +چونمو خاروندم....


    -میگم تو خونتون میوه ای ....شیرینی....چیزی...پیدا نمیشه...؟


    +تعجبشون بیشتر شد....باز سامان گفت میوه بیارن.......حسابی میوه خوردم...انگار از قحطی برگشتم..زل زدن بهم...


    -چیه؟شما میوه نمی خورین؟


    سارا-نه تو بخور!!!


    +دستمال برداشتم دستامو پاک کردم.....تکیه دادم به مبل...یه جورایی ولو شدم...


    -آخیش خیلی حال دادا...


    سامان-چیز دیگه ای نمی خوای؟؟؟


    -نه تکمیلم...دستت درست...


    سامان-حالا تعریف کن ببینم چی شده....

    +همه چیزو از اول تا به امروز...با سانسور تعریف کردم...

  17. 265 کاربر از پست خیر ندیده تشکر کرده اند .

    !!! NAFAS !!! , !shamim! , $hanane$ , "ROZHAN" , **heaven*girl** , **roksana** , *banoo* , *Jacquelina* , *N@M!S , *NaZ@NiN.B* , *S@RA , *sara-m* , *shima* , *_*aseman*_* , *~MoonGirl~* , *ریما* , *یک آسمون آبی* , --Nila-- , ...eli... , .:MahshiiiD:. , .MAHBUBEH. , /لاله/ , 77ZAHRA , ==== , A.p.b , Abandokht , adamak.68a , aflak , Altin ay , amiparsa , amorist , ana43 , angle92 , angur , anita619 , anita77 , Anolin , arezo* , arman_iran , Arrosha , artii , asal-1412 , asal-661 , ashkannia , aslak , atefeh_49 , atyek , Auntie Negar , Autumn's Maryam , azarsana , azita 75 , b3666 , ba-maram , barane khazan , behnazhmz , behtarinha , bikari , bugh , busy , chobiiin , crimson love , dara77 , dark chocolate , Defne , ebrahimi.fari , elena_1989 , eli1234 , elmira.Be , elnaz dadkhah , enm1387 , eshton , esike , et@yesh$ , f@(/@$ , fa62 , faghatdream , farah2 , farg0o0o0o0ol , farvar1376 , FaTam , fatemeh!! , fathemeh , fatima92 , fatima_ma2020 , geniuse , ghazal_king , GISU KAMAND , golnaz78 , gopel , hala , hana_m , Haniday , harimeshgh , haveking , hediyeh_b , helia m , HOOM@N , iryane , JASMINE FLOWER , jezgheli , Just Say No , kfdh , khademre , kimia joon , komiteh , l0vin , ladyscreamerr , lartmis , leila.kh , leila93 , little princess , love-sick , mahak78 , mahana1 , mahda , MAHSA-O , mahsa65 , mahtab10 , Maman fariba , maraal , marale , matin_a , mehrnoosh13 , mehrnoush_re , melodina , mfr60 , mina68 , miss mona , mmmsima , moonila , m_reisie , N!l00f , nargool , nastaran86 , nazanin sh , nazi1 , nazila94 , nbanoo , nedaj , neg neg , neg nego , negar1373 , negin.137 , Negin96 , negin_so , niazruby , nikaan , niloofarafoolin , ninja fairy , noshafarin , pakdel , pare , pariedarya , parisa*M , parisa2000 , princess74 , Raha*10* , reza635 , rezno , riitaa , Ronash , roya62 , roze_zard , rozhina , ro_kh , sadaf.a , sadaf.sh , saghi.m , saktin , samir , sana1994 , Sanaz1370 , saqi , sara parvizi , sara2876 , sarah♥♥♥ , sasa75 , setaresetar , setayesh1363 , SHADI 73 , SHADI-R , shafagh 69 , sheida_953 , shiva 501 , silverstar , Sokout , somy_kh , sorme* , star_crossed , sαвα , tama1011 , tazianeh , Tekin , Termeh1 , Titania1273 , to0oranj , UnKnOwN_Sh , V!olet , vampire_undead , violet_mahtab , viyoo , yasesabs , yas_sepid63 , yox1n , zahra.94 , Zahra_niki , Zarizar , ziglernata , zizi.m , ~ sara bala ~ , ~nas!m~ , آتری , آذردخت , آرشا , آستاره , اب و اتش , اتل و متل , ارمغان شادی , اقا ناز , النار , برادپیت , بهارجون , بی بی گل , تابتا , ترنج خاتون , تیلا , زر زرد , زهرا رضایی , س.و.ن.ی.ا , سانجانا , ستاره بارون , ستاره.ث , سرتق , سوداا , سپیدوسیاه , شادزی , شاپررک , شه تاو , صحبا , غزال آریا , غزال66 , فروغ مظلومی , م.م.ر , م.نوری , مدار2 , مرجان55 , مرواریدجووون , مشکاندخت , معمار کوشمولو , مهرآذین , مهسا112 , مژگان بانو , نامی , نسرین78 , نسيا , نم نم باران , نیکا83 , هورتاش , ویشار , پانیزان , پرستو خانم , پـردیس , پونام , یاس طاهری , ღ♥Mary★Joon♥ღ , ●ʀσzнiиα●

  18. Top | #20

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    709
    میانگین پست در روز
    0.87
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    4,159
    تشکر شده 23,439 در 499 پست
    حالت من
    Badjens
    اندازه فونت

    Talking اگه گفتی من کیم؟

    -می خوام حال ویکیو پرهامو بگیرم...باید بفهمم پرهام اینجا چه غلطی می کنه با کی میره...با کی میاد...این حرفا هم باید بین خودمون3تا بمونه....کمکم می کنین؟


    سارا-من اگه کاری از دستم بر بیاد،انجام میدم....


    سامان-من چه کمکی از بر میاد؟؟؟


    -سارا باید قیافه ی منو عوض کنه...سامان توهم باید به عنوان دوست پسرم همراهم باشی...


    سامان-بعدش چی؟


    -همه چیزو بسپار به زمان...ههِ قرار امروز برن قر بدن...ما هم میریم همون جا..


    سامان-کجا هست؟


    -....بلدی؟


    سامان-چه خوش اشتها...


    -ساعت 8 میرن...سارا میتونی منو تا اون موقع آماده کنی؟


    سارا-آره بیا بریم اتاق کارم....


    -سامان،برات مشکلی نداره همراه من بیای؟


    سامان-نه...من پای ثابت هر چی هستم...


    -پس تو هم برو آماده شو....


    +با سارا رفتم تو اتاق کارش....چه جای شلوغو عجیب غریبی...3ساعت رو صورتم بود...بعد 3ساعت کشید کنار...


    موهای بلندم...زیر یه کلاه گیس کوتاه مشکی و های لایت قهوه ای مخفی شده...موهای لخت لخت...


    یه وری ریخته رو صورتم....رنگ چشمام لنز مشکی...پایین گوشه لبم،نگینِ....رنگ ابروهام قهوه ای و پوست برنز...


    زمین تا آسمون عوض شدم...نیست خیلی مظلومم...قیافم شیطون تر شده...شلوار چرم فاق کوتاه با تاپ چرم کوتاه که تا رو نافمِ...رو نافم،یه نگین کار گذاشت...کفشای پاشنه 7سانتی ورنی...رو بازومم خالکوبی پیک حکم...باهم رفتیم بیرون...سامان پشتش به ما بود....تیپ سفید مشکی زده...


    -سارا این آقا خوش تیپه کیه؟


    +سامان با لبخند برگشت...


    سامان-سلام خانوم...سارا،بهارو صدا کن دیگه دیر میشه....


    سارا-بهار...سامان میگه دیر میشه...


    +رفتم جلو...


    -سلام عشقم...بریم؟؟


    سامان-بهار تویی؟


    -نه پس...عمته..


    سامان-عجب دافی شده دلبر...خواهری ترشی نخوری یه چی میشی ها...


    -مگه قیافه خودم چشه؟


    سامان-قیافه خودت چش نیست گوشه....درسته قیافه خودت خوشکل ترِ..اما الان قیافه ی شیطونی پیدا کردی...


    -سارا بی زحمت بیا این هندونه ها رو از زیر بغل من بگیر...کار داریم می خوایم بریم...


    سامان-جنبه نداریا...بدو دیر شد...


    +از سارا تشکر و خداحافظی کردم


    *******************


    +تو ماشین قبل از اینکه پیاده شیم...


    -بیا شرط بندی کنیم...


    سامان-چه شرطی؟


    -هر کی امشب بیشتر مخ زد...از بازنده یه چیزی می خواد....


    سامان-قبول...


    -بزن قَدِش..


    +وقتی وارد شدیم همه تو هم می لولیدن...صدای آهنگ گوشارو کر می کرد...هی چشم انداختم پرهامو ببینم...


    اما قسمت نشد...همه ی نگاها سمته ما بود...هنوز هیچی نشده دارن می خورنمون....


    -سامی رقص که بلدی؟


    سامان-آره....


    -بیا بریم وسط...منم یه کم جوادی برقصم دلم باز شه...تا این ویکی گور به گور شده...پیداش شه...


    +اومدم برم دستمو کشید...


    سامان-چی چیو جوادی برقصم؟؟!!!می خوای آبرو جفتمون بره؟؟


    -نترس نمی ره تو جبران می کنی...


    +دستشو کشیدم 2تایی رفتیم وسط....وایساده بودو با ترس نگام می کرد....


    -نمی رقصی؟


    سامان-بهار اگه بلد نیستی...بی خیالش شو....


    -جهنم نرقص...


    +خودم شروع کردم به رقصیدن... سامان با دهن باز نگام کرد....ازش فاصله گرفتموبرا خودم می رقصیدم...


    کم کم پسرا اومدن جلو..با اونا هم یه قر کوچیک دادم...همه نگاها سمته من بود....منم هی دلبری می کردم...


    دورم شلوغ شد... سامان اومد دستمو گرفت....


    سامان-لازم نکرده با کسی برقصی،بیا با خودم برقص...2تایی با هم می رقصیدیم..الحق حرکاتش حرف نداشت...


    خودمم ترکوندم...دورمون جمع شدن...یه چرخ زدم..پرهامو ویکیو....دیدم...اونا هم داشتن نگاهمون می کردن...


    پرهام داشت منو قورت می داد...ویکی، سامانو...بعد چند دقیقه خسته شدیمو یه گوشه نشستیم...


    سامان- انگار توهم ترشی نخوری یه چی میشی...ماشالا...هنرمندی واسه خودت...


    -چه میشه کرد(خندیدم)همینه که هست...تو هم بد نیستی...


    +یه تای ابروشو داد بالا...


    سامان-فقط بد نیستم؟


    +لپشو کشیدم...


    -نه بابا تو عشق منی...


    سامان-میدونم....میدونم....از چشات معلومه...ولی هیچ موقع،اینجوری با دلبری...برای هیچ مردی نرقص...


    -باشه فقط واسه تو میرقصم...


    سامان-اون وقت درسته قورتت می دم که...


    -اِ هِــــــــم پرو نشو...


    +چند تایی اومدن هم به من هم به سامان درخواست رقص دادن...هیچ کدومو قبول نکردیم...


    داشتیم تعداد متقاضیامونو واسه شرط بندی میشمردیم...پرهامو ویکیم مسخره می کردیم و می خندیدیم...


    تو جو خنده بودیم...ویکی اومد...


    ویکی-می تونم دوست پسرتو چند دقیقه قرض بگیرم؟؟


    +به سامان نگاه کردم...یه چشمک بهش زدم...رو به ویکی...


    -البته...چرا که نه...


    +با سامان رفت...خیلی دلم می خواست بدونم...پرهام داره چی کار می کنه...2مین بعد،یکی جلوم سبز شد...


    سرمو بلند کردم...پرهام بود...


    پرهام-تقاضای رقص منو قبول می کنید؟


    +دستشو گرفتم...


    -البته...


    +با هم رفتیم وسط...پرهام به Dj اشاره کرد..اونم آهنگِ:

    Akon-right now(na na na)


    گذاشت...حرکاتمون یکی و هما همنگ بود...نه بابا،پرهامم تو خیلی چیزا تخصص داره...البته همش از صدقه سد دوست دخترای رنگو وارنگشه....از دور سامانو دیدم...برام چشمک زد...جوابشو دادم....پرهام زل زد تو صورتم...


    انگار کلا هیزِ....فکر کردم فقط منو اینجوری نگاه می کنه...نگو کلا اینجوریه...تا آهنگ تموم شد...


    پرهام-ممنون که همراهیم کردین....


    -خواهش می کنم..


    + سامان و ویکی اومدن نزدیکمون...


    ویکی-من ویکتوریام...این هم همسرم پرهام...


    +سامان نگاهم کرد....چهره ی بی تفاوتی به خودم گرفتم...


    -آنا هستم،نامزدم سامان...


    پرهام-شما ایرانی هستین؟


    سامان-من بله...


    +پرهام به فارسی گفت تبریک میگم نامزد زیبایی دارین...


    سامان-ممنون..


    ویکی-عزیزم بیا برقصیم...(دست پرهامو گرفت،اومدن ازمون فاصله بگیرن...نگاهم رو یه مرد ثابت موند)


    +اسلحه داشت...پرهامو نشونه گرفته بود... سامانو نگاه کردم اون داشت یکی دیگه رو نگاه می کرد...


    یکی هم ویکیو نشونه گرفته بود...همزمان همو نگاه کردیم... سامان ویکیو کشید تو بغلش من پرهامو...


    صدای شلیک بلند شد...4تایی خوابیدیم رو زمین...صدای جیغو داد همه جارو گرفته بود...آروم بلند شدیم..


    سامان-از این طرف دنبالم بیاین...


    +از 1 در دیگه رفتیم بیرون...تا پامونو گذاشتیم بیرون..4تا غول بیابونی جلومون سبز شدن...یکی از اونا:


    *بهترِ از جاتون تکون نخورین...


    +ویکی چپیده بود تو بغل پرهام،بیرون بیا هم نبود....منو سامان همو نگاه کردیم....پاشنه کفشمو محکم کوبیدم رو زمین...


    کنده شد...2تایی..وارد میدونِ جنگ شدیم....اون 2تا هم خوشو خورم گوشه دیوار وایساده بودن...


    2 نفرشون ناکار شدن...یکی دیگه رو زمین دولا شد....داد زدم...


    - سامان ماشینو بیار...


    سامان-تو برو بیار...


    -من نمی تونم برو...


    +دوید رفت...نفر آخر خیلی خر زور بود...هی میزدمش از رو نمی رفت...رفتم رو کمر همونی که رو زمین دولا شده بود


    رو هوا یه چرخش زدمو با پام محکم کوبیدم تو کله یارو...بلاخره رضایت دادو افتاد رو زمین...


    یکیشون از رو زمین بلند شدرفتم سمتش...دستشو به حالت تسلیم داد بالا..


    مرد-نه.....نه...خواهش می کنم با من کاری نداشته باشین....


    + سامان اومد 3تایی سوار شدیم...


    سامان-از کدوم طرف برم؟

    پرهام-برو به این آدرس...

  19. 260 کاربر از پست خیر ندیده تشکر کرده اند .

    $hanane$ , "ROZHAN" , **heaven*girl** , **roksana** , *banoo* , *Jacquelina* , *N@M!S , *NaZ@NiN.B* , *sara-m* , *shima* , *_*aseman*_* , *~MoonGirl~* , *یک آسمون آبی* , --Nila-- , ...eli... , ...نگین... , .:MahshiiiD:. , .MAHBUBEH. , /لاله/ , 77ZAHRA , ==== , A.p.b , Abandokht , adamak.68a , aflak , Altin ay , amiparsa , amorist , ana43 , angle92 , angur , anita619 , anita77 , Anolin , arezo* , arman_iran , Arrosha , artii , asal-1412 , asal-661 , ashkannia , aslak , atefeh_49 , atyek , Auntie Negar , Autumn's Maryam , azarsana , azita 75 , b3666 , ba-maram , barane khazan , behnazhmz , behtarinha , bikari , bugh , busy , chobiiin , crimson love , dara77 , dark chocolate , Defne , Deldel , ebrahimi.fari , elahegood , elena_1989 , elmira.Be , elmiraa_20 , elnaz dadkhah , enm1387 , eshton , et@yesh$ , f@(/@$ , fa62 , faghatdream , farg0o0o0o0ol , farvar1376 , FaTam , fatemeh!! , fathemeh , fatima92 , fatima_ma2020 , geniuse , ghazal_king , GISU KAMAND , golnaz78 , gopel , hala , hana_m , Haniday , harimeshgh , haveking , hediyeh_b , hedra , helia m , HOOM@N , iryane , JASMINE FLOWER , jezgheli , Just Say No , kfdh , khademre , kimia joon , l0vin , ladyscreamerr , lartmis , leila.kh , leila93 , leilaaa98 , love-sick , mahroomahdiyeh , MAHSA-O , mahsa65 , Mahsa7500 , mahsafall , mahtab10 , Maman fariba , maraal , marale , matin_a , meli1378619 , melodina , mina-flame girl , mina.bala , mina68 , misha_joon , miss mona , mmmsima , MONA1367 , moonila , m_reisie , N!l00f , nasrin44 , nastaran86 , nazanin sh , nazi1 , nbanoo , nedaj , neg neg , neg nego , negar1373 , negin.137 , Negin96 , negin_so , niazruby , nikaan , niloofarafoolin , ninja fairy , noshafarin , pakdel , pare , pariedarya , parisa*M , parisa2000 , princess74 , Raha*10* , rezno , riitaa , Ronash , roya62 , roze_zard , rozhina , ro_kh , sadaf.a , sadaf.sh , saghi.m , sahel_m , saktin , samir , sana1994 , Sanaz1370 , saqi , sara parvizi , sara2876 , sarah♥♥♥ , sasa75 , sedena , selena ghomez , setaresetar , setayesh1363 , SHADI 73 , SHADI-R , shafagh 69 , sheida_953 , shiva 501 , silverstar , Sokout , somy_kh , sorme* , star_crossed , sαвα , tama1011 , tazianeh , Tekin , Termeh1 , Titania1273 , to0oranj , UnKnOwN_Sh , V!olet , vampire_undead , violet_mahtab , yas_sepid63 , Zahra_niki , Zarizar , ziglernata , zizi.m , ~ sara bala ~ , آتری , آذردخت , آرشا , آستاره , اب و اتش , ارمغان شادی , النار , برادپیت , بهارجون , بی بی گل , تابتا , ترنج خاتون , تیلا , خیال غزل , دختر ماه , زر زرد , زهرا رضایی , س.و.ن.ی.ا , سانجانا , ستاره بارون , ستاره.ث , سرتق , سوداا , سپیدوسیاه , شادزی , شاپررک , شه تاو , صحبا , غزال آریا , غزال- ارشیا , غزال66 , فروغ 74 , فروغ مظلومی , ققنوس98 , م.نوری , مرجان55 , مرواریدجووون , مشکاندخت , معمار کوشمولو , مهسا112 , مژگان بانو , نامی , نسرین78 , نسيا , نیکا83 , هورتاش , ویشار , پانیزان , پرستو خانم , پـردیس , پونام , کمند , یاس طاهری , ღ♥Mary★Joon♥ღ , ●ʀσzнiиα●

صفحه 2 از 13 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. معرفی و نقد رمان اگه گفتی من کیم؟ | خیر ندیده کاربر انجمن
    توسط خیر ندیده در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 106
    آخرین نوشته: 1393,04,19, ساعت : 18:48
  2. گفتی...!|atena.s کاربر انجمن
    توسط atena.s در انجمن داستان های کوتاه کاربران سایت
    پاسخ ها: 13
    آخرین نوشته: 1393,02,09, ساعت : 13:47
  3. پاسخ ها: 2
    آخرین نوشته: 1392,10,22, ساعت : 15:10
  4. دانلود رمان اگه گفتی من کیم؟ | خیر ندیده کاربر انجمن
    توسط pegah.a در انجمن رمان نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1392,01,29, ساعت : 13:53

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •