بازگشت   نودهشتیا > فرهنگ و هنر > شعر و ادبیات > دفتر شعر و مشاعره > مشاعره

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  موضوع بسته شد
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۳ دي ۱۳۹۱, ۱۲:۴۲ بعد از ظهر   #85901 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
sweet-love آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه :
این که هر کاری در توانت هست براش انــــجام بدی ،
آخــــرش بـرگرده بگه :
مگه من ازت خواستم . . .



خدافظ واسه همیشه
sweet-love آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۳ دي ۱۳۹۱, ۱۲:۴۴ بعد از ظهر   #85902 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
sweet-love آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

او همــــ آدم استـ
اگـــــــر دوستتــ دارم هـــآیتـ را نشنیـــــده گرفتــــــ
غصه نخــــور
اگــــر رفتـ گریـــــــه نکن
یکــــ روز چشمــــهآی یکــــ نفر عــــآشقش میکند
یکـــــ روز معنی کمـــ محلی را می فهمد
یکــــــ روز شکستـ ن را درک میکند
آن روز می فــــــهمد آه هـآیی که کشیدی
از تـــــه ِ تـــــهِ قلبتـــــ بوده!
می فهــــمد شکـــــستـ ن یک آدم تــــآوان سنگینی دآرد...
sweet-love آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ دي ۱۳۹۱, ۱۲:۴۵ بعد از ظهر   #85903 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
sweet-love آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

=>بــ ــآد آورده رآ بــ ــآد مي بـَـرَد

قَبـُـ ـولــ !!!

امــآ تـُــو کــِہ بــآ پــآهاي خُودَت آمـَـده بُودي

چــِ ـــرا ؟
sweet-love آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ دي ۱۳۹۱, ۱۲:۴۶ بعد از ظهر   #85904 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
sweet-love آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

بـــــــــــــرو !!!!

ترســــ از هیچ چیز ندارمــــ

وقتیـــــ یقینـ دارم بیشتر از منـــ
کسی دوستت نخـــــــواهد داشت

بیشتر از منــــ کسی طاقت کمـــ محلی هایت را ندارد

بــــــــــــرو !!!!

ترس برای چه ؟؟

وقتی می دانمــ یکــ روز تُف می اندازی به رویـــــ تمام آن هایی که

به خاطرشــــان من را از دستـــــ دادی.... !
sweet-love آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ دي ۱۳۹۱, ۱۲:۴۶ بعد از ظهر   #85905 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Darkness Queen آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

دلتنگی بــَـرآے تـــــــو… نــِمـیـدآنـم چـِـطـور مـیگـُذَرد…! امــآ بــــرآے مــن… اِنـْگــآر… خَـنـجـَر بـَـر گـَلـویـَم گــُذاشـتـہ انـد… امــآ نـِمـیـبُـرنـد…



گـویی، مـَرا، بـَرایِ وِدآع آفـَریده اَند....!

**************************

مـَن را دیگـر بـا وآژه هـآ، سـَنـَمی نیست.....!

Darkness Queen آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ دي ۱۳۹۱, ۱۲:۴۷ بعد از ظهر   #85906 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
sweet-love آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

ديشب ناگهان خدا درگوش من گفت:
توراچه به عشق؟!
گفتم چرا؟؟
گفت:توخوابي وعشقت دراغوش ديگري....
لبخندي زدم وگفتم:
خدایا اين مخلوق توست!
شايد تو درخوابي خبر از رسم دنيا نداري....!!
.
.
خـــِـِـدایـــِـا خيلي وقته ديگه زندگـــــِـِـي خوش نميگذره ... فقط داره ميگـــِـِـِـذره....
sweet-love آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ دي ۱۳۹۱, ۱۲:۴۹ بعد از ظهر   #85907 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
sweet-love آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

●בلـتـنـگــَم نـَـﮧ بــراـے تــو . . .

بــراـے اوלּ روز هــایـے کـﮧ فــِـک مـے کـرבم :

בوســتــَم בارـے!!!
sweet-love آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ دي ۱۳۹۱, ۱۲:۵۱ بعد از ظهر   #85908 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Darkness Queen آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

همه چیز را می شود داد به باد

الا یاد !!

یاد را بدهی

همه جا پر می شود از یاد

پس به خاطر داشته باش

یک وقت

یاد را به باد ندهی!
Darkness Queen آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ دي ۱۳۹۱, ۱۲:۵۲ بعد از ظهر   #85909 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
sweet-love آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نمی دانم چرا امروز واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که دارد می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
.................................................. .................................................. .................................................. .......
حوصله خواندن ندارم
حوصله نوشتن ندارم
این همه دلتنگی دیگه نه
با خواندن کم میشود نه با نوشتن
sweet-love آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ دي ۱۳۹۱, ۱۲:۵۴ بعد از ظهر   #85910 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
sweet-love آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

دل من تنگه اصلا به من چه .
خودت بیا آرومش کن .
این دله .
عقل نداره .
رفتنو درک نمیکنه .
دله ............دلبسته .
به دلم میگویم: آن یوسفی که برگشت، به کنعانش استثنا بود .تو غمت را بخور ..
sweet-love آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
موضوع بسته شد

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
بچه های نودوهشتیا, تلخ نویس, یادداشت های

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
بیوگرافی محمد ابراهیمیان | نمایشنامه نویس ، رمان نویس و منتقد م.ن نویسندگان و شعرا 0 ۱۱ تير ۱۳۹۰ ۰۸:۴۲ بعد از ظهر
لوئیجی پیراندلو | نمایشنامه نویس و رمان نویس م.ن نویسندگان و شعرا 0 ۸ تير ۱۳۹۰ ۰۱:۳۹ قبل از ظهر
بیوگرافی محمود طیاری | شاعر، داستان نویس، نمایشنامه نویس hiva نویسندگان و شعرا 1 ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹ ۰۴:۳۶ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۲:۰۶ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا